• مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند

    مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند
    مجله پنجره خلاقیت: ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید. بسیاری از مردم تا جای ممکن از ریسک کردن اجتناب می کنند زیرا بر این باور هستند که عدم انجام کار خطر ناک از انجام آن بهتر است. اما اغلب افراد فوق موفق جایگاه امروزشان را مدیون ریسک هایی می دانند که هیچ کس دیگری جز آن ها قادر به انجام شان نیست. ممکن است آن ها محصولی را تولید کرده باشند که هیچ کس دیگری به کارایی اش ایمان نداشت یا سرمایه گذاری ای انجام دادند که تمام اطرافیان آن را کار دیوانه واری می دانستند. با این حال باز هم ریسک کردن کار ترسناکی است، به ویژه برای کارآفرینان. اما ریسک کردن چیزی برای «انجام کاری است که ممکن است به نتیجه نرسد یا نتیجه بدی داشته باشد.» برای این که بتوانید به شکل راحت تری ریسک کنید و تصمیمات آگاهانه تری بگیرید، این پنج نکته را در ذهن داشته باشید:ریسک کردن امری همیشگی در زمینه کار آفرینی است:اگر خود را آماده ریسک پذیری نکنید، دیگر جایگاهی به عنوان کارآفرین نخواهید داشت. کارآفرینی به طور اساسی با ریسک پذیری در ارتباط است. شما باید بخشی از سرمایه شخصی خود را در کسب و کاری رو به رشد سرمایه گذاری کنید. شما به عنوان یک کارآفرین باید شهرت خود را روی یک ایده اثبات نشده سرمایه گذاری کرده و حقوق دریافتی ماهانه تان را تا چند ماه قربانی ایده جدیدتان کنید.  به همین دلیل هر تصمیمی که می گیرید، تا حدی ریسک در خود دارد: ممکن است فردی که به تازگی استخدام کرده اید بعد از یک ماه استعفا دهد، یا استراتژی تان کارساز نباشد، یا رویکرد جدیدتان یکی از بهترین مشتریان تان را عصبانی کند و... ریسک پذیری بخشی از معامله است و شما باید به محض ورود به دنیای کار آفرینی خود را برای آن آماده کنید. انواع مختلفی از ریسک وجود دارد:من نمی خواهم فقط به «ریسک های بزرگ» یا «ریسک های کوچک» اشاره کنم. اگر چه آن ها هم وجود دارند. اما ریسک های قابل محاسبه ای هستند که شامل موارد ناشناخته ای می شوند و به شما اجازه پیش بینی مسائل ناشناخته موفقیت را می دهند.ریسک های مبهمی نیز وجود دارند که شامل برخی مسائل شناخته شده و شناخته نشده هستند و باعث پیچیدگی فرآیند تصمیم گیری می شوند. بسیاری از ریسک های شغلی در این دسته جای می گیرند زیرا پیش بینی و ارزیابی عوامل زیادی، مانند رفتار مصرف کننده و تغییرات اقتصادی کار دشواری است.همچنین ریسک های کاملا ناشناخته ای وجود دارند که وقتی کالای کاملا جدیدی به بازار ارائه می دهید، رخ می دهند. شناخت تفاوت میان این ریسک ها می تواند به شما در درک بهتر تصمیمات تان در برخی شرایط کمک کند.برخی از ریسک های شما کار ساز نیستند:افراد ریسک پذیر خوش بین همیشه نیمه پر لیوان را می بینند: 50 درصد احتمال موفقیت احتمالی نسبتا خوب و 75 درصد احتمال موفقیت احتمال اطمینان بخشی است. این مساله که ریسک پذیری راهبرد مثبتی است نیز به این موضوع قوت می بخشد. با این حال این گونه فکر نکنید که تمام ریسک ها، ریسک خوبی هستند یا همیشه ریسک پذیری گزینه کارسازی خواهد بود. برخی ریسک ها حتی ریسک های به دقت حساب شده ممکن است شکست بخوردند. به جای آن که بخواهید با نادیده گرفتن این موضوع بر ترس تان از ریسک غلبه کنید، سعی کنید آن را بپذیرید. به خودتان اجازه دهید که احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید و اگر شکست خوردید آن را به خودتان نگیرید؛ بلکه از آن تجربه کسب کرده و به مسیرتان ادامه دهید.ما ذاتا فقط فاجعه را پیش بینی می کنیم:دو تعصب ذاتی در بشر وجود دارد که روی درک ما از ریسک اثر می گذارد. اول آن که ما نسبت به احتمال شکست اغراق می کنیم. مردم در تخمین های خام (یا داده های رقمی محدود) به شکل بدبینانه ای شکست را پیش بینی می کنند. مورد دوم این است که ما به شدت در مورد نتایج شکست اغراق می کنیم. ما بدترین شرایط ممکن را در نظر می گیریم در حالی که واقعیت به شدت قابل مدیریت است. زمانی که احتمالات منفی مربوط به ریسک هایتان را در نظر می گیرید، این موضوع را به خاطر داشته باشید.ریسک یک عامل تمایز دهنده است:برخی رسیک ها ارزش بالایی دارند. برخی ریسک ها عواقب احتمالی کمتری نسبت به بقیه دارند. برخی ریسک ها می توانند کسب و کار شما را نابود کرده یا به اوج برسانند. اما یک عنصر مشترک در تمام ریسک ها وجود دارد: ریسک یک عامل تمایز دهنده است.از آنجا که بیشتر مردم نسبت به ریسک پذیری بی میل هستند، افراد ریسک پذیر دنیا طبیعتا بسیار متمایز از دیگران به چشم می آیند و همان طور که همه می دانیم، کار آفرینان و کسب و کارهای متمایز به موفقیت چشمگیری خواهند رسید. حتی اگر در نهایت شکست بخورید، شکست مفیدی خورده اید! و موقعیت های بیشتری را برای خود ایجاد کرده اید؛ زیرا تمایل داشتید که متمایز باشید و از مردم عادی خود را جدا کرده بودید. امیدوارم این حقایق کمی درک شما را از ریسک به عنوان مفهومی کلی تغییر داده باشد. درک پیچیدگی های و ماهیت ریسک امری زمان بر است و کسب احساسی خوشایند نسبت به این موضوع حتی زمان بیشتری می طلبد. اما در نهایت ریسک می تواند به بخشی از ماهیت وجودی تان تبدیل شود. گاهی روی عوامل شناخته شده تمرکز کنید، ابهامات را بپذیرید و بدانید که شکست هیچ گاه پایان راه نیست. نویسنده: لاری آلتون

    مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند
  • رازهای موفقیت در کسب و کار ایران

    رازهای موفقیت در کسب و کار ایران
    فصلنامه همشهری اقتصاد - مرتضی گلپور، فهیمه اکبری صحت:الزامات یک کسب و کار خانوادگی قوام و دوام یک کسب و کار از ایجادش مهم تر است. راه اندازی کسب و کاری که زود به پایان خودش برسد مطلوب نیست. یک کسب و کار خوب باید پایدار و مانا باشد. مطالعات نشان  می دهد کسب و کاری که بتواند روی کمک خانواده پیش برود از شانس ماندگاری بیشتری برخوردار است. این البته به قوانین انتقال ثروت و ارث در یک جامعه نیز ارتباط پیدا می کند؛ یعنی در جامعه ای که ثبات قانونی بیشتر و همچنین حدود مالکیت متقن تری وجود داشته باشد، ضریب انتقال ثروت از نسلی به نسلی دیگر راحت تر انجام می شود.  مزیت ایجاد یک کسب و کار خانوادگی تداوم و انتقال تجربه و دانش و ثروت از نسلی به نسل دیگر است. این تداوم ضامن ادامه مشاغل مرتبط نیز است. به این معنا که شاغلان، امنیت شغلی بیشتری در طول زمان دارند و خود این مساله ثابت اجتماعی را تقویت و رفاه خانوار را افزایش می دهد. کسب و کارهای خانوادگی چه در ایران و چه در جهان اهمیت خاصی دارند. درصد قابل توجهی از کسب و کارهای موفق در دنیا در زمره کسب و کارهای خانوادگی به شمار می آیند.  بسیاری از برندها و شرکت های معروف ایران و جهان را می توان در این دایره ارزیابی کرد، اما آن چه مهم است روش های انتقال مدیریت در این مجموعه هاست. مطالعات همچنین نشان داده تداوم مدیریتی در انتقال یک شرکت از نسلی به نسل دیگر لزوما به معنای امتداد موفقیت های نسل پیشین نیست، چه بسا که یک مجموعه موفق اقتصادی وقتی به نسل بعدی از همان خانواده منتقل می شود نتواند به دستاوردهای قابل توجهی دست یابد. گاهی اقتضا می کند در عین نبودن افراد و اشخاصی از خانواده یک کارآفرین برای ادامه مسیر موسس، مدیریت و نه مالکیت یک بنگاه بزرگ و مهم به گروه دیگری واگذار شود تا بتواند به رونق بخشی فضای کسب و کار ادامه دهد.   تهدید احتمالی یک کسب  و کار خانوادگی عدم نوآوری و به روز شدن آن است. فرقی نمی کند در نسل چندم باشد، ایستایی و نشناختن نیازهای نسل تازه و استفاده کردن از روش ها و اسلوب قدیمی در دنیای جدید نمی تواند پاسخگوی نیازهای ابه شدت مختلف مشتری های جدید باشد. درواقع نسل جدید، مشتری های جدیدی هم دارد و به تبع آن خواسته های تازه ای هم از راه می رسد پس باید همراستا با جهان تازه کسب و کارهای خود را بازیابی بکنند.در ایران تاریخ مند بودن یک کسب و کار مهم است. تلقی جامعه کوتاه مدت در کسب و کار نشانه خوبی برای تداوم یک فرایند اقتصادی نیست. شرایط تازه دنیای جدید اقتضا می کند که ثبات در کسب و کارها بیشتر و بیشتر شود تا نسل های آینده بتوانند به انباشت ثروت و معرفت (دانش) دست یابند. مطالعه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که انباشت ثروت و دانش از الزامات مهم و بنیادی روند رو به رشد پیشرفت های اجتماعی محسوب می شود.درماندگی آموخته شده کارآفرینان ایرانیآسانسور موفقیت متوقف شده، پلکانی حرکت کنید/ ما نیاز به خوش بینی نهادینه شده داریم/ بزرگ ترین کسانی که به اقتصاد کشور ضربه می زنند کسانی هستند که بخواهند ناامیدی در مردم ایجاد کنند/ در مدارس ما تیزهوش پرورش داده نمی شود سخت کوش پرورش داده می شود/ نظام آموزشی باید به سمت عشق کوشی برود/ راه موفقیت کسب و کار، استقامت و عشق کوشی است/ نمره بیست مدرسه بیست زندگی نیست/ اولین قسمتی که در نظام آموزشی ما جای خالی آن احساس می شود مهارت های زندگی است/ اگر جوانان ما به هوش هیجانی مجهز شوند کل سیستم سلامت روان کشور را تحت شعاع قرار می دهند/ کار پشت میزنشینی برای کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.افراد موفق بی درنگ شروع به کار می کنند. آن ها خودشان را به کندی و جمود نمی رسانند بلکه هرچه بیشتر به شتاب و سرعت فکر می کنند. آن ها پس از تعیین اهداف شان خیلی سریع دست به کار می شوند، زیرا آن ها به قدرت لحظه ای پی می برند. موفقیت رازی است که عده ای مسیر آن را به درستی پیدا می کنند و عده ای هم در پیچ و خم آن می مانند. دکتر «احمد حلت» چهره نام آشنای عرصه موفقیت و مدیرمسئول مجله «موفقیت» در گفت و گویی از رازهای موفقیت در مسیر کسب و کار می گوید.اقتصاد کشور بیش از آن که به نفت و انرژی نیاز داشته باشد به انگیزه نیروی انسانی نیاز دارد. فقر انگیزه در زمینه اقتصادی کشور بیداد می کند. انگیزه در اقتصاد کشور نسبت به پتانسیل بسیار اندک است. انگیزه ملی از چاه نفت هم برای کشور مهم تر است. سال ها در این حوزه تلاش می کنید تا به دیگران بگویید که این انگیزه چرا مهم است و چه تاثیری می تواند روی کسب و کار داشته باشد؟ چگونه می شود «انگیزه ثروت آفرینی» را در جامعه تقویت کرد؟  متاسفانه در جامعه ما مشکل سیستماتیکی وجود دارد و آن دیده نشدن افراد باانگیزه، صاحب فکر و ایده است. ما با یک گروه نخبگان طرف هستیم. نخبگانی که در راس قدرت هستند. این گروه از نخبگان دایره خودی و ناخودی عجیبی را تشکیل داده اند. یکی از علت های موفقیت همه نظام ها در جهان دیدن همه ظرفیت ها و استعدادهاست. باید با بهره گیری از افراد باانگیزه از همه ظرفیت های آن ها استفاده کنیم. باید انسان هایی را که در دانشگاه ها و در دنیای اطلاعات، تئوری و اندیشه هستند، وارد عرصه فعالیت کنیم. این وظیفه سیاستمداران است که این گروه ها را با عشق و مهر تبدیل به منبعی از انرژی کنند.  باید اتاق فکری متشکل از این افراد باانگیزه و بااستعداد ایجاد شود تا همه نخبگان از همه اقشار، دور هم بنشینند و نتایج و خروجی این اتاق فکر، اندیشه ها و الگوهای نخبگان کشوری باشد. بدون شک یک فکر کوچک مسیر اقتصاد کشور را متحول می کند. اگر آتش شوق در افراد بااستعداد شعله شود بدون شک  مسیری را تعیین می کنند که به موفقیت می رسند و این موفقیت تاثیر مستقیمی روی عملکرد و کل سیستم اقتصادی کشور به خصوص در حوزه کارآفرینی دارد. اجازه بدهید مثالی را ذکر کنم. دکتر «مارتین سلیگمن» یک روان شناس مثبت گراست. او یک آکواریوم گذاشت و ماهی های گوشت خوار داخل آن ریخت و به مدت پنج روز پیاپی به ماهی ها گوشت می داد و آن ها می خوردند. روز ششم یک دیوار شیشه ای وسط آکواریوم قرار داد ماهی ها حمله کردند غذا بخورند، اما سرشان به شیشه خورد این موضوع چهار روز ادامه داشت. او روز پنجم شیشه را برداشت و غذا را ریخت، اما ماهی ما دیگر به سمت غذا حرکت نکردند. اصطلاح روان شناختی این موضوع «درماندگی آموخته شده» است.  حال باید توجه داشت که کارآفرینان کشور، مردم و فعالان اقتصادی هم دچار درماندگی آموخته شده هستند؛ یعنی متاسفانه همه بازار کشور تحت تاثیر این ضربات هستند. ما در برابر این موضوع نیاز به خوش بینی نهادینه شده داریم. این خوش بینی درون چشم های مردم دیده می شود. تمام مردم کشور دوست دارند اقتصاد کشور بچرخد.درماندگی آموخته شده را چگونه می توان برطرف کرد؟ شعار دولت شعار زیبایی است. با تدبیر و امید می توان درماندگی آموخته شده را درمان کرد.چگونه؟ باید نخبگان کشور احساس امنیت کنند. اولین بحث من ثبات اقتصادی، تک نرخی کردن ارز و امنیت سرمایه گذاری است که باید اتفاق بیفتد. تک نرخی کردن دلار امنیت برای فعالان اقتصادی ایجاد می کند که من به عنوان یک تولیدکننده بدانم امیدی هست و همه چیز منظم است و یک سال برنامه ریزی کنم. نباید با روان مردم و فعالان اقتصادی بازی کنند. وای بر کسانی که با روان مردم بازی می کنند. وای بر کسانی که ظلم می کنند بر اقتصاد کشور وخود کشور.  بزرگ ترین کسانی که به اقتصاد کشور ضربه می زنند کسانی هستند که بخواهند ناامیدی در مردم ایجاد کنند و بخواهند کاری کنند که گروه خودشان برنده شود. گروه های سیاسی کشور نباید یکدیگر را تخریب کنند. ناامیدکردن کسانی که در کشور چرخ اقتصاد را می چرخانند بزرگ ترین ظلم است.  اگر اذیت نکنند و موج منفی ایجاد نشود دولت می تواند تدبیر کند و امید ایجاد کند. امنیت روانی را به فعالان اقتصادی بازگردان. در بازار مسکن امید را نمی بینیم. الان 90 درصد پول مردم در بانک ها پس انداز است و باقی مانده هم هیچ حرکتی نمی کند. من هم اگر احساس امنیت بکنم آرامشی را که دریافت می کنم به کشور و به جامعه باز می گردانم. امروز جامه ما بیش از هر چیزی نیاز به آرامش دارد.   آیا سیاست گذاری های غلط سیاست گذاران ما باعث می شود که کارآفرینان دچار این مشکلات شوند؟ راه حل برون رفت از این بحران چیست؟ راه آن ایجاد ثبات در سیاست گذاری سیاست گذاران است که موجب اعتمادبخشی به کارآفرینان می شود. من به آینده ایران امیدوارم. در این عرصه رشد و ترقی می بینم و می دانم که بسیار پیشرفت خواهیم کرد. ایران کشور بزرگی است و ما باید کارهای بزرگی انجام دهیم، اما بازگردیم به بحث شما. سیستم نظام آموزشی غلطی داریم. به کشور انگلستان نگاه کنید. در کشور ما همه مدرسه ها معمولی اند و ما 5 درصد مدرسه نخبگان داریم. در این مدرسه ها نیز همه کلی انرژی صرف می شود تا بچه ها را در جهتی که می خواهند، تربیت و آموزش دهند، اما با تب کنکور و انرژی های منفی تحصیلی بهترین روزهای دانش آموزان را نابود می کنند. باید این تب آرام شود. سیستم نظام آموزشی باید تغییر نگرش بدهد به خصوص مشق موفقیت داشته باشد. مشق موفقیت یک پیام دارد و آن این است که آقایان و خانم ها آسانسور موفقیت متوقف شده و ما پلکان موفقیت داریم. این را همه باید بفهمند. بحث این است که عادت کردیم به جایگاه خود و خواستار تغییر و تحول نیستیم. انرژی درون باید آزاد شود. هر کسی انرژی منحصر به فردی دارد؛ مانند اثر انگشت خود، هر کس یک کاری بلد است. رسالت خود را پیدا کنیم. دانش آموزان ما رسالت خود را نمی دانند که چیست. رسالت و ماموریت که پیدا شد بقیه قابل حل است. حالا باید از پله اول آغاز کند. هرکسی عاشق هر کاری هست از مراحل اولیه آن شغل کارکردن را استارت بزند. زمانی برای سخنرانی برای معلمان رفته بودم. معلم ورزشی با ناامیدی گفت که کاری از دست او بر نمی آید. به او گفتم می تواند کاری بکند؛ «برو در یک سالن ورزشی استخدام شو». او به صورت پلکانی از یک سالن شروع کرد و مقدمات کار را آموخت. او در حال حاضر سه مجموعه ورزشی دارد. از یک کار کوچک شروع کرد و مسیر درست را پیدا کرد و در حال حاضر به موفقیت رسیده است. از هر هزار نفری که به سمت قله های موفقیت حرکت می کنند پنج نفر به قله می رسند. آن پنج نفر آتش اشتیاق درون شان شعله ور است. آن ها باور کرده اند که می توانند تاثیرگذار باشند و با جان خود کار کنند.از نظر روان شناسی چرا میزان موفقیت کم است؛ 5 تا 10 درصد رقم قابل توجهی نیست؟اعتقاد من این است که انسان ها توانایی هایی درون خود دارند که بسیار بسیار عجیب است. انسان ها تا پایان عمرشان متاسفانه نقطه هدف و رسالت خود را پیدا نمی کنند.  در بسیاری از سمینارها از افراد مختلف سوال می کنم که اگر به 10 سال آینده برویم شغل شما چیست؟ در بسیاری از مواقع افراد می گویند نمی دانیم! فقط از هزار نفر نهایتا 10 نفر دست شان را بالا می برند. در همه جای دنیا یک بی هدفی در ذات همه انسان ها وجود دارد. اما یک چیز بالاتر از این هاست و آن این که اگر ما همه وجود خود را یک خواستن کنیم به آن می رسیم.  جوانان باید قبل از هر چیز رسالت خود را پیدا کنند و با تمام وجود به سمت آن یورش ببرند. به دنبال پول مطلق نباشند، پول خودش می آید. باید به دنبال بهترین بودن برویم. من قول شرف می دهم که موفق می شویم.چطور می توان به سمت موفقیت یورش برد؟ اگر آن شوق و آتش اشتیاق وجود داشته باشد موفقیت به دست می آید. چند وقت پیش در سمینار برای مدیران و کارآفرینان کشور صحبت می کردم، به آن ها گفتم گوسفند زندگی تان را قربانی کنید. از کارآفرینان خواهش کردم که کسب و کار خود را امشب قربانی کنید به این دلیل این حرف را به آن ها زدم که آن 500 تا 1000 کارآفرینی که آنجا بودند جزو باهوش های جامعه بودند. به آن ها گفتم تصور کنید که از امشب دیگر کسب و کار خود را ندارید از فردا اقدام به چه کاری خواهید کرد. چند نفر از اعضای حاضر در سمینار پس از پایان مراسم از تحول درونی خود و خوساتن برای تغییر با من صحبت کردند. عده از آن ها می گفتند مسیر ما دچار تغییر شد که چند کسب و کار جدید هم آغازکردیم. یک فرصت کارآفرینی دیگر ایجاد کردند. اگر یک کارآفرین تصور کند که کسب و کار خوبی ندارد نباید به پایان یافتن دنیا فکر کند. باید از نو شروع کند. اگر فردی براساس قابلیت های خود به جایی رسیده باشد بی شک باز هم می تواند از صفر شروع کند و پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. منظور از قربانی کردن گوسفند این است که کارآفرین می تواند با تفویض اختیار به فرد دیگری، کسب و کار خود را به او بسپارد و کسب و کار تازه ای را شروع کند.حسن این کار چیست؟ کسانی که باهوش و توانمند هستند و از نظر اقتصادی مسیر پرتلاطمی را با موفقیت پشت سر گذاشته اند می دانند سرانجام کار چیست و می توانند فرصت های شغلی بیشتری را ایجاد کنند. باید از خودمان بپرسیم که برای چه کاری در این دنیا ساخته شده ایم، وقتی جواب را یافتید به پول فکر نکنید فقط شعار بهترین یا اولین را در ذهن داشته باشید؛ یعنی آن چیزی را که در ذهن داری، بهترین خودت باش. باید بدانیم که راه سنگلاخ دارد. در انسان های موفق ما فقط ظاهر را می بینیم در حالی که درون و مسیر موفقیت چیز دیگری است.  شکست هایی که یک انسان موفق خورده یا رنج هایی که برده و تمام عمری که داده و موی سفیدی که داده همه رنج شیرینی ای بود که او را به سمت موفقیت کشیده است.  مدارس کشور ما تیزهوشان نیست سخت کوشان است. در مدارس ما تیزهوش پرورش داده نمی شود. بچه های ما همه توانایی تیزهوشی را دارند. بچه ها در این مدارس با تمرین آزمون های متعددی سخت کوش می شوند نه تیزهوش، اما عشق کوشان مد نظر است. باید از فضای آموزشی لذت ببرند. من وقتی سخنرانی می کنم از مخاطبان خود لذت می برم. باید فضای آموزشی به سمت عشق کوشی حرکت کند.   فکر می کنید اساسی ترین مشکل کارآفرینان ما چیست؟ کارآفرینان ما دچار درماندگی آموخته شده اند. حداقل در 10 سال گذشته بحران پشت بحران آن ها را با مشکل مواجه کرده است. دو گروه کارآفرین داریم؛ یکی موفق ها و دیگری ناموفق ها. به گروه های موفق می گوییم که گوسفندشان را قربانی کنند، اما آن هایی که موفق نیستند و دچار بحران شده اند باید یاد بگیرند از دل رنج ها نتیجه مثبت بگیرند. کارآفرینان ما باید فولاد آب دیده باشند. باید طاقت بیاورند. کسانی که طاقت آتش را ندارند از دور خارج می شوند، اما کسانی که طاقت آورده اند، قوی می شوند و وارد دوره فعالیت می شوند.  راه موفقیت و کسب و کار، استقامت و عشق کوشی است. عشق کوشی یعنی این که وقتی صبح از خواب بیدار می شویم مانند همه بزرگان جهان که غرق در ار و عاشق کارشان هستند، غرق در کار و عاشق کارمان باشیم. حتی اگر دیگران آن را نبینند. اگر این انسان عاشق کمی اندیشه و رسالت چاشنی کار خود کند صددرصد موفق می شود.  در همه بزرگان موفق در جهان یک چیز ثابت وجود دارد، مدل موفقیت همه آن ها این است که جان شان برای کار است. حتی اگر یک حادثه همه کسب و کارش را از او بگیرد دوباره همه چیز را از نو می سازد.به نکته آموزشی ای اشاره کردید که بسیاری از خانواده ها به شکل سنتی در نظام اجتماعی ما بچه های خود را به تیزهوشان می فرستند تا آن ها موفق شوند و یک الگوی هم برای موفقیت طراحی شده است که بهط ور عام در جامعه پذیرفته شده که کسی که در کنکور بتواند تست بزند موفق است، بعد از این دانش آموزان به سمت کسب و کارهای یمانند مهندسی، پزشکی و... می روند.  به نظر می رسد این نگرش خطری برای بازار ایجاد می کند که اگر قرار باشد که این را به شکل نسبی تصور کنیم یک نوع ضریب هوشی در جامعه را تحت شعاع قرار می دهد و آن کسی که به بازار می رود فاقد علم و دانش و تخصص می شود و کم کم دو تا قشر خواهیم داشت که اولی تحصیل کرده و دیگری قشری که تحصیل نکرده و زحمت کشیده و کار کرده است. ادامه این روند می شود این که آدم های تیزهوش می آیند و برای آدم های معمولی کار می کنند. این پدیده را شما چگونه می بینید و چه اتفاقی در حال وقوع است؟ به صراحت بگویم که نمره بیست مدرسه بیست زندگی نیست. شما ببینید شاگرد اول های مدرسه کجا هستند و شاگرد آخر مدرسه کجاست. سیستم آموزشی مشکل دارد. وزیر آموزش و پرورش باید بیاید یک اتاق فکر در اختیار نخبگان قرار دهد تا در این حوزه تحقیق کنند. سیستم آموزشی را کم کم تغییر دهند. معلمان ما کسانی هستند که خودشان نمره 16 می گرفتند. همین که شما می گویید دارد اتفاق می افتد، یعنی دانش آموزان تیزهوش ما در یک مسیر حرکت می کنند و بازار در سمت دیگر.  فاجعه ای بالاتر از این نیست که کشور ما را تهدید کند. این که درصد بالایی از دانش آموزان درگیر تست و کنکور و حاشیه های آن شوند، مشکل به زندگی این افراد منتقل می شود. بسیاری از این افراد از طریق دانشگاه های مختلف در مقاطع تحصیلی بالا تحصیل می کنند و در این صورت با همسر خود دچار بی تناسبی می شوند.  یک زن یا یک مرد نمی تواند بپذیرد که همسرش میزان تحصیل کمتری نسبت به خود داشته باشد. بسیای از همسران می گویند ما نمی توانیم با یک مرد یا زن دیپلمه زندگی کنیم در حالی که خودمان دکتری داریم.  چند روز پیش وارد کلاسی شدم که متشکل از 24 دخترخانم بود، وقتی سوال کردم چرا کلاس مرد ندارد گفتند که نداریم! تصور کنید این افراد وقتی وارد حوزه کار را حتی زندگی می شوند یک عدم توازن در جامعه به وجود می آید. حرف من این است که باید روشن کنیم که سیستم آموزشی ما غلط دارد. کدام یک از ماها از فرمول بنزن یا جبر در زندگی استفاده کردیم؟ هیچ کدام! چون سیستم غلط است تصمیم می گیریم که فرزند خود را در مسیری هدایت کنیم که حتما در یکی از رشته های مهندسی یا پزشکی درس بخواند در حالی که از علاقه مندی فرزندان مان به رشته های دیگر غفلت می کنیم. بحث دیگر جای خالی یک هنرستان مدیریت در کشور است. اگر دانش آموز سه سال خود را در رشته مدیریت درس بخواند با اصول اولیه آشنا می شود. باز می گردم به صحبت های قبلی، خود ما آماده ایم که به همه وزرای کشور اتاق فکر رایگان بدهیم که در این اتاق فکر، ایده های نخبگان در اختیار آن ها قرار گیرد. کشورمان کشور بزرگی است و مردم بزرگی دارد. وای بر ما اگر لیاقت جایی را که هستیم ندانیم. نظام آموزشی ما نیاز به تغییر و تحول اساسی و حرکت و انرژی مثبت دارد. ما آمادگی داریم به نظام آموزشی کشورمان کمک کنیم. در نظام آموزشی کشورمان در دوره متوسطه که افراد درک درستی از پیرامون خود دارند، الگوهای موفقیت و انگیزشی را تقویت کنیم.چگونه؟ یعنی کلاس موفقیت تشکیل شود؟ باید مدل سیستم آموزشی تغییر کند. تا اول دبیرستان کاری نداریم، دوره دوم دبیرستان تغییر اساسی ایجاد می شود. در این دوره باید تکلیف دانش آموزشان مشخص شود. اگر این تکلیف روشن شود و بچه ها بدانند که به کجا می روند مسیر موفقیت شان بهتر می شود.به لحاظ سیستمی چه اتفاقی باید بیفتد؟ اولین قسمتی که در نظام آموزشی ما جالی خالی اش احساس می شود مهارت های زندگی است. یک بار هم سبک نادرستی وارد کردند که زود جمع شد. بچه های ما در دبیرستان باید با مهارت سخنوری آشنا شوند و اعتماد به نفس و عزت نفس شان بالا برود. هدفمند بشوند و مسیر زندگی را پیدا کنند. شوق و آتش اشتیاق در آن ها پدید آید. یک عده مربی تربیت شده و دوره دیده می توانند کمک کنند. بحث تربیتی با مشاوره تفاوت دارد. دو واحد به برنامه درسی در مورد رازهای موفقیت وارد کنند. از روان شناسان مان کمک بگیریم و درس اعتماد به نفس، عزت نفس، تکیه بر موفقیت و... یاد بدهیم. با این سیستم می توانیم مهارت های زندگی و تکنیک های موفقیت را وارد زندگی دانش آموزان کنیم که تغییرات اساسی در زندگی آن ها ایجاد می شود.الگوهای جهانی هم برای این کار وجود دارد؟ در بسیاری از کشورهای برجسته و پیشرفته دنیا مقاطع تحصیلی بالا در رشته موفقیت داریم که صد شاخه موفقیت دارد. در زمینه های مختلف به صورت تخصصی در زمینه موفقیت کار می کنند. دانشگاه موفقیت تا مقطع دکتری وجود دارد. در امریکا دانشگاه های معتبر، دکترای موفقیت می دهند. در ایران هم روان شناسی سلامت وجود دارد که درس های خوبی دارد. از رشته های موفق آینده خواهدبود. ما هم می توانیم در دوره دبیرستان دو واحد درس موفقیت بگنجانیم که چیز سختی نیست.  چرا از دوره دبیرستان؟ چرا از دوره ابتدایی این کار را نکنیم؟ در امریکا مدرسه ای به نام مدرسه تجسم خلاق داریم. بچه که به دنیا می آید در مدرسه ثبت نام می کند تا در هفت سالگی به آن نوبت برسد. جالب است که خروجی های مدرسه کمبریج، آکسفورد، بازرگانان و کارآفرینان موفق هستند. بیش از 90 درصد دانش آموزان این مدرسه موفق می شوند. مدیر این مدرسه خانم «اشکتی گواین» خودش در شانزده سالگی ازدواج کرده و در هجده سالگی از همسرش جدا شده است. او با یافتن مسیر موفقیت مسیر زندگی اش را تغییر داده و مکتبی را به نام تجسم خلاق خلق کرده است.  مکتب تجسم خلاق سه راز دارد: 1- هر آرزو و آرمانی داری روی کاغذ بنویس، 2- یک فیلم سینمایی درست کن که به این آرزو رسیده ای، 3- این آرزو را رها کن و به دست کائنات بسپار و پس از آن با تمام قوا دست به کار شود و تلاش کن. اما در کشور ما می گویند چشمان خود را ببندید و آرمان و آرزوی خود را تصور کنید. دانش آموزان هم همین کار را می کنند، اما آموزشی در مورد رهاسازی آن ورود به بخش تلاش و کوشش داده نمی شود. در جوانان ما این کار باعث بسیاری از سرخوردگی ها شده است.  برای مثال به جوانان می گویند که چشمان خود را ببندید و تصور کنید که در بهترین ماشین دنیا نشسته اید. این تصویرسازی اتفاق می افتد، اما چون مسیر موفقیت ترسیم نشده زمانی که فرد چشمان خود را باز می کند و خود را سوار بر تاکسی می بیند دچار یک نوع سرخوردگی می شود.  باید این گونه آموزش دهیم که چشمانت را ببند، ماشین لوکس را ببین و آن را رها کن و به کائنات بسپار، اما امروز صد هزار تومان پول کنار بگذار برای خرید همان ماشین. پلکانی باید به موفقیت رسید. نمی توان یک شبه صاحب بهترین ماشین دنیا شد. از ماشین های معمولی پله پله تا بهترین باید حرکت کرد. فرق راه موفقیت با کوره راه این است که راه سخت تر است، اما در کوره راه همه چیز یک شبه اتفاق می افتد.آفت تفکر گلدکوئیستی چیست؟ تنبلی است و در اقتصادهای ضعیف که یک شبه به دنبال رفتن راه موفقیت هستند قوت می گیرد. سوداگری هم در آن بیداد می کند. جالب این است که در کشور امریکا هم وجوددارد، ولی وقتی بحران اقتصادی باشد خیلی طرفدار پیدا می کند. در امریکا هم تلاش بسیاری برای فعالیت داشتند، اما میزان نفوذ به کشورهای جهان سومی بسیار بیشتر از کشورهای توسعه یافته بود.رکود اقتصادی چه میزان بر فعالیت این گروه ها دامن زده است؟ مجوز قانونی وزارت صنعت معدن و تجارت در این میان چه نقشی داشت؟ مجلس شورای اسلامی فعالیت این گونه شرکت ها را غیرقانونی اعلام کرده بود؛ البته گویا وزارت صنعت و معدن و تجارت به چند شرکت که مهم ترین آن ها پنبه ریز و بیز هستند مجوز قانونی داده است.  با شرایطی که این دو شرکت فعالیت می کنند و محصولی از تولیدات داخلی فروخته می شود به نظر می رسد مشکلی وجود ندارد، اما به طرز شگفت انگیزی دوباره سر و کله گلدکوئیستی ها پیدا شده و چند شرکت هرمی دیگر که مجوز ندارند، فعالیت زیرزمینی خود را آغاز کرده اند. شخصا مدتی پیش به دعوت یکی از شرکت های قانونی برای سخنرانی تاکید کردم اگر کالایی را به فردی بفروشند و فرد توانایی فروختن آن را نداشته باشد پولی که از این راه به دست می آورند حلال نیست. خلاصه کلام من این است مسئولان امر مراقب باشند در دل این شرکت های قانونی خفتگان قبلی بیدار شده اند و شخصا خبر دارم در بسیاری از شهرها به صورت غیرقانونی فعالیت می کنند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند لطمه زیادی به اقتصاد کشور به خصوص خروج ارز رخ خواهدداد. تاکید می کنم همه ما تابع قانون هستیم و اگر دولت محترم که چنین صلاح دیده است حتما به جوانب آن فکر کرده است.چرا این هرمی هایی که غیرقانونی هستند وقتی در شبکه های خودشان تبلیغ می کنند از روش های موفقیت بهره می گیرند؟ شرکت های هرمی در همه جای دنیا از استادان موفقیت و روش های آنها سوء استفاده می کنند. جالب است که در امریکا هم سی دی های «آنتونی رابینز» در شرکت های هرمی توزیع می شود. در کشورمان هم از استادان موفقیت سوءاستفاده می کنند. چون صحبت های این استادان انگیزشی و روحیه بخش است برای موفقیت از این صحبت ها و روش ها سوءاستفاده می کنند. من عضو هیچ یک از شرکت های هرمی نبوده و نیستم و هرگز از فعالیت های این شرکت ها حمایت نکرده ام.این شرکت هرمی، همان آسانسور موفقیت است که بسیاری از افراد به دنبال سوارشدن بر آن هستند. این آسانسور در کجا متوقف می شود؟ متاسفانه گروه اندکی در این آسانسور بالا می روند. به صورت علمی ثابت کردم که از هر 10 هزار نفر، یک نفر برنده می شود. این سیستم هرمی سم مهلکی برای اقتصاد کشور است. حتی در کشور امریکا مجازات های سختی دارد.یکی از آسیب شناسی هایی که در مورد موفقیت در جامعه ایرانی شده این است که عده ای معتقدند ما نیاز به پروژه های خوب نداریم. چون به اندازه کافی از آن در کشورمان وجود دارد، اما این پروژه ها، فرایندهای خوبی را طی نکرده است؛ یعنی ما مشکل فرایند در سازمان ها و شرکت ها داریم. فرق پروژه و فرایند در موفقیت چیست؟ موفقیت اساس به معنی حرکت کردن به سمت یک مقصد معلوم در یک شرایط است که در طول مسیر از آن لذت می بریم. موفقیت یک فرایند است. ما نتیجه محوری را از ذهن خود خارج می کنیم. هر کسی که یک قله را فتح می کند حتما انسان موفقی نیست، اما شخصی موفق است که در طول راه از مسیر نهایت لذت را ببرد.بحثی در فضای علمی مطرح شده و آن تفاوت بین ضریب هوشی و هوش هیجانی است. شما این را چگونه ارزیابی می کنید. چرا دوره جدید را دوره هوش هیجانی می دانند؟ در حقیقت هوش هیجانی، مدیریت بر هیجان و مدیریت بر احساسات است. هوش مدیریتی را عنوان کردم که ضریب هوشی هم یکی از شاخه های آن است. در حال حاضر در تمام دنیا کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند برنده هستند. برای این که آن ها بازار را درک می کنند و می توانند بفهمند که در کجا چه اتفاقی می افتد. همه ضعف ها و حسن های یک بازار را می فهمند، دلیل آن هم هوش بالای اجتماعی و هوش هیجانی است و به مقوع از بحران خارج می شوند. ضریب هوشی متشکل از هفت آیتم است و محصول آن شاگرد اول مدرسه و دانشگاه است. شاگرد اول مدرسه و دانشگاه شاگرد اول زندگی نیست. هوش هیجانی خوشبختانه مهارت است و می توان آن را افزایش داد. اگر هوش هیجانی را در دانش آموزانی که ضریب هوشی بالایی دارند بگنجانند و تقویت کنند، غوغا به پا می کنند؛ یعنی هم هوش هیجانی و ضریب هوشی با هم مکمل می شوند.   چگونه می توان این دو را فرا گرفت؟ هوش هیجانی مهارت است و آیتم های مختلفی دارد. بعد از آن ارتباطات است؛ یعنی افراد باید یاد بگیرند که با دیگران در تعامل باشند و ارتباط برقرار کنند و در جمع سخن بگویند و احساس شان را بروز دهند. اگر روانشناسان ما بیایند سیستم خود را تغییر دهند می توانند بازار هوش هیجانی را در دست خود بگیرند؛ یعنی روان شناسان به این قدرت برسند و روی خود کار کنند.  بازار کلاس های روان شناسی انگیزشی بالا می رود. رابینز به عنوان یک چهره جهانی که از نظر اقتصادی هم فردی موفق است در کلاس های خود هوش هیجانی آموزش می دهد. مهارت های مختلفی می توان از طریق هوش هیجانی به دست آورد. اگر هوش هیجانی را به دانش آموزان ما آموزش بدهند کشور ما یک سرمایه ملی پیدا می کند. اگر جوانان ما به هوش هیجانی مجهز شوند کل سیستم سلامت روان کشور را تحت شعاع قرار می دهند.  بحث هوش هیجانی و فضای انگیزشی چقدر در موفق شدن کشور برای توسعه یافتگی موثر است؟ تاثیر بسیار چشمگیری دارد. اگر سیستم نظام آموزشی درست شود، دانش آموزان ما از مراحل اولیه تحصیل خود به خودشناسی می رسند. هوش هیجانی را بالا ببریم و شوق را در دانش آموزان ایجاد کنیم. اگر بچه های نسل خودمان را با آگاهی آشنا کنیم و تفکر پشت میزنشینی را تغییر دهیم، آن گاه عمق تفکر به سمتی می رود که روزی شان را محدود نکنند زیرا با این روش به خود ظلم می کنند. کار پشت میزنشینی برای کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.  کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند باید وارد عرصه اقتصاد بشوند. وزرا باید از این افراد در اتاق فکرهای مختلف استفاده کرده و از ایده های آن ها در برنامه دهی اقتصادی بهره مند شوند. مشکل کشور ما این است که نخبگان دیده نمی شوند. این نخبگان دنیایی از فکر و ایده هستند که می توانند بهترین مسیر را برای اقتصاد کشور ترسیم کنند.اما آرزوی شما برای سال 95 شمسی؟ آرزو کردم که دهکده ای درست کنم. انشاءالله به زودی آن را درست خواهم کرد. دوست دارم در این دهکده از نخبگان و اندیشمندان دعوت کنم که در آرامش و آسایش به مطالعه و تحقیق بپردازند و این دهکده محلی باشد برای زاده شدن و شکل گیری بسیاری از راه های موفقیت.

    رازهای موفقیت در کسب و کار ایران
  • فرهنگ کسب و کار در آرژانتین

    فرهنگ کسب و کار در آرژانتین
    روزنامه دنیای اقتصاد - کوشان غلامی: در این مطلب مهم ترین نکات پیرامون فرهنگ کسب و کار در آرژانتین را آورده ایم.   1. هرچند آرژانتین با مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیادی دست به گریبان بوده است؛ اما اکنون می‌توان‌ این کشور را در زمره کشور‌هایی با پتانسیل‌های وسیع برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و خبره محسوب کرد.2. پیشینه تاریخی، فضای زمانی بلندمدت را برای مردمان آرژانتین مبهم کرده است. بنا بر‌این بهترین گزینه برای آنها تمرکز بر اهداف کوتاه مدت و زود بازده است.3. آرژانتینی‌ها به شدت به موقعیت و شأن اجتماعی افراد بها می‌دهند و‌این بر بینش آن‌ها در ساختار‌های تجاری و سازمانی سایه می‌افکند.4. گمان نکنید که چارت‌های سازمانی لزوما بیانگر ساختار واقعی سازمان‌ها هستند. شبکه‌های پیچیده ارتباطی غالبا قادر به تغییر معیار‌ها و هنجار‌ها هستند؛ و قدرت لزوما به تمامی‌ در اختیار شخصی که اسما در جایگاه قدرت قرار دارد، نیست.5. قبلا اطمینان حاصل کنید که با تصمیم گیرنده واقعی طرف هستید، نه شخصی که احتمال می‌رود در جایگاه تصمیم گیری باشد.6. از مدیران انتظار می‌رود پرستیژ مدیریت داشته باشند. قاطعیت و ابلاغ دستور‌العمل‌های شفاف و صریح، ارکان مورد احترام مدیریت هستند.7. بین مدیران و کارکنان، پیوندهای بسیار نزدیکی برقرار می‌شود. از مدیران انتظار می‌رود به علایق و سطح رفاه کارکنان توجه ویژه داشته باشد.8. ارتباطات شفاهی و حضوری به مراتب مهم تر از ارتباطات مکتوب هستند. برای انتقال یک پیام به صرف فرستادن ‌ایمیل اکتفا نکنید. از تماس‌های تلفنی و تشکیل جلسات هم بهره ببرید.9. بین زمان تعیین موعد جلسه و زمان تشکیل جلسه نمی‌توان فاصله زیادی انداخت. اگر زمان تشکیل جلسه‌ای را بر اساس مطالعه و تحلیل و با لحاظ کردن جزئیات تعیین کردید و جلسه در زمانی پیش از موعد تشکیل شد.10. آمادگی آغاز جلسات با انبوهی از محاورات روزمره را داشته باشید. به خاطر داشته باشید. در جریان باشید که ‌این بخش، یک عنصر مهم در جلسات است. صبور باشید، سعی نکنید روند‌این گفت‌وگوهای پیش از جلسه را به شکل تحمیلی تسریع کنید.11. احتمال ‌اینکه افراد با پیش‌آمادگی در جلسات حاضر شوند بسیار کم است. انعطاف فکری و عملی جایگاه بسیار ممتازی دارد.12. آرژانتینی‌ها نسبت به بسیاری از ساکنان کشور‌های آمریکای جنوبی، به مدیریت زمان اهمیت بیشتری می‌دهند. اما‌این بدان معنا نیست که جلسات دقیقا راس ساعت مقرر آغاز شده و پایان می‌یابند.13. سطح عمومی‌آشنایی با زبان انگلیسی مطلوب است و بسیاری از افراد‌ ایتالیایی و آلمانی را هم روان صحبت می‌کنند.14. مباحثه آزاد و مستقیم، مورد توجه است و شما می‌بایست عقاید خود را با تأکید و تحکم بیان کنید. البته توجه داشته باشید در صورتی که امکان منازعه و تنش شدید وجود داشته باشد، نباید از‌این رویکرد در بحث استفاده کنید. اهمیت روابط فردی را ملکه ذهن کنید و هرگز کاری نکنید که روابط حسنه شما به خطر بیفتد.15. آمادگی تشکیل جلساتی پر سر و صدا و پر تنش را داشته باشید که در آن چندین نفر همزمان با هم اظهار نظر و مرتبا صحبت یکدیگر را قطع می‌کنند. در جلسات، استفاده از ژست‌های فیزیکی و زبان بدن مبالغه‌آمیز به وفور مشاهده می‌شود.16. استفاده از نام خانوادگی برای خطاب کردن اشخاص، رایج است.‌ این شیوه مخاطب قرار دادن بیش از آنکه نشانه رسمیت باشد، نشانگر احترام ا ست.17. از افرادی که هنگام صحبت بیش از اندازه به شما نزدیک می‌شوند یا به شکل نامتعارفی از ارتباطات چشمی‌ استفاده می‌کنند، کناره نگیرید.‌ این شیوه رفتار در آرژانتین عادی است و نباید رفتاری تهدید آمیز یا خصمانه تلقی شود.18. از خانم‌های خارجی در آرژانتین با کمال احترام و ادب استقبال می‌شود. هر چند احتمال ‌اینکه در هیات‌های تجاری طرف آرژانتینی، زنان در رده‌های بالای مدیریتی مشاهده شوند، بسیار اندک است.19. از پوشاک شیک، ولی موقر و سنگین استفاده کنید؛ چرا که قضاوتی که راجع به شما می‌شود تا حدی به پوشش شما بستگی دارد.20. از بحث پیرامون موضوعاتی چون مشکلات سیاسی، سطح فقر در آمریکای جنوبی، یا تاریخچه جزیره فالکلند (مالویناس) بپرهیزید.

    فرهنگ کسب و کار در آرژانتین
  • 40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری

    40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری
    وب‌سایت پنجره خلاقیت: ایده‌های تجاری یکی از با ارزش‌ ترین منابعی هستند که شما به عنوان یک کارآفرین باید برای کسب‌ و‌ کار کوچک خود تدارک ببینید. شما همیشه به آن‎ها نیاز خواهید داشت.ایده‌های تجاری عالی این قدرت را دارند که بین کسب و کارهای موفق، ناموفق و معمولی تمایز ایجاد می‌کنند.اگر شما چنین ایده‌هایی دارید، می‌توانید روی اعمال آن‎ها کار کنید، دنیا را تغییر دهید و آینده بهتری برای همه ایجاد کنید… اما اگر ایده‌ای ندارید، تا مدت‌ها در همین سطحی که هستید خواهید ماند و بعد از مدتی خواهید دید که کسب‌و‌کارتان منسوخ شده و از رده خارج می‌شود.به همین دلیل در این یادداشت می‌خواهیم چهل روش برای ایده‌پردازی تجاری معرفی کنیم. مهم نیست که شما می‌خواهید کسب‌ و‌ کار جدیدی ایجاد کنید یا تجارت فعلی‌تان را گسترده‌تر کنید؛ شما همواره می‌توانید از این روش‌ها برای ایجاد ایده‌هایی کمک بگیرید که به وضع شغلی‌تان کمک زیادی کند.  1. از بازار هدف خود و خواسته ها، نیازها و اهداف آن‎ها بیشتر بدانید.2. در زمان ایده‌پردازی جایی را انتخاب کنید که خلاقیت‎تان در بیشترین سطح خود قرار بگیرد. چون مهم‌ترین عامل در جلسه ایده‌پردازی داشتن سطح بالایی از خلاقیت است.3. در طول جلسه ایده‌پردازی ذهنی باز و روشن داشته باشید و از تعصبات گوناگون شخصی دوری کنید.4. سر و صدا ایجاد کنید و ایده‌تان را به دیگران اعلام کنید. نگذارید ایده‎تان در گوشه‌ای از ذهن‎تان انبار شود.5. همیشه یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا ایده‌ای را از یاد نبرید. شاید حتی احمقانه‌ترین ایده‌های حال حاضر به بهترین ایده‌های آینده تبدیل شوند.6. افراد قابل اعتماد و خلاق زیادی را در جلسه ایده‌پردازی گرد هم آورید.7. از نمایشگاه‌های مرتبط با صنعت خود بازدید کنید. ایده‌های مختلف و زیادی را می‌توانید از نمایشگاه‌ها به دست آورید.8. سفر کنید تا خلاقیت خود را افزایش دهید و نگرش جدیدی نسبت به اطراف خود کسب کنید. سفر منبع با ارزشی از ایده‌های تجاری گوناگون است.9. به الگوی تجاری خود نگاهی بیندازید تا به ضعف‎ها، کمبود‌ها و ایده‌های جدید برای پیشرفت دست یابید.10. ایده‌های بد را دور نریزید؛ شاید بتوانید با متضاد ساختن آن‎ها ایده‌های خوبی به دست آورید.11. دیدگاه خود را توسعه دهید تا ایده‌های بهتری به ذهن‎تان خطور کند.12. از فکر زیاد بپرهیزید؛ چون باعث کاهش خلاقیت و حس فانتزی شما می‌شود. خلاقیت برای ایجاد ایده‌های خوب و منحصربه فرد ضروری‎ست.13.همیشه از خود بپرسید که چگونه می‌توانید نسبت به دیگران متمایز و متفاوت باشید.14. هر ایده، فعالیت یا عملی که می‌خواهید انجام دهید به خواسته شما بستگی دارد. شما چه می‌خواهید؟15. به غول‌های صنعت خود نگاه کنید و برخی ویژگی‌های آن‎ها را در شرکت خود اعمال کنید.16. به صنایع دیگر نیز توجه کنید و ایده‌های خلاقانه آن‎ها را بیاموزید.17. یک تیم خوب انتخاب کنید تا قدرت ایده‌پردازی‌تان افزایش یابد.18. کمک یا نظرات دیگران را جویا شوید. هیچ‎گاه خود را باهوش‌ترین فرد ندانید و فکر نکنید که هیچ مشکلی ندارید. زمانی که در جلسه ایده‌پردازی هستید، بهتر است کمک و نظر افراد دیگر را نیز جویا شوید تا در نهایت بهترین ایده انتخاب شود.19. اجتماعی باشید. هرچقدر بیشتر به مردم نزدیک شوید، ایده‌های بهتری به دست خواهید آورد.20. خود را لحظه‌ای جای مشتری آینده‌تان بگذارید و نیازهای او را بررسی کنید. با این کار منبع فوق العاده با ارزشی از ایده‌های تجاری به دست خواهید آورد.21. همیشه به مشتریان، رقبا و تامین‎کنندگان بالقوه خود خوب گوش کنید.22. به اطراف خود نگاه کنید و در مورد اتفاقاتی که در حول و حوش کسب‌و‌کارجدید یا فعلی شما می‌افتد، اطلاعات کسب کنید.23. کتاب زیاد بخوانید تا اطلاعات و ایده‌های با کیفیتی به دست آورید.24. در اینترنت جست‎وجو کنید. چون یکی از سریع‌ترین راه‌های دسترسی به ایده‌های تجاری متفاوت اینترنت است.25. اشتباهات ممکن را پیش‎بینی کنید تا بتوانید آن‎ها را از قبل رفع کنید.26. با خواندن مطالب انگیزشی، به خود انگیزه بدهید. روش‌های متفاوت انگیزه بخشی به خود را جستجو و پیدا کنید تا خود را بیشتر به جلو بکشید.27. گذشته را فراموش کنید و به آینده بنگرید. اشتباه نکنید و در جلسه ایده‌پردازی به گذشته تان نیندیشید. حداقل در آن جلسه به آینده نظر کنید. چون فکر به گذشته از خلاقیت شما می‌کاهد.28. به حواشی شغلی‌تان توجه داشته باشید.29. آرامش جسمی و روحی داشته باشید تا خلاقیت خود را افزایش دهید. بنابراین گاهی از کار دست بکشید و به خود آرامش هدیه دهید تا ایده‌های بهتری به ذهن‎تان جاری شود.30. الهام‎بخش خود باشید. کشف کنید که چه چیزهایی باعث الهام‎بخشی به شما می‌شوند.31. استراحت کنید. خستگی باعث کاهش خلاقیت شما می‌شود. بنابراین زمانی که استراحت نکرده‎اید، به ایده‌پردازی مشغول نشوید.32. آگهی‌های تبلیغاتی صنعت خود را با دقت دنبال کنید تا متوجه شوید که رقبا روی چه مسائلی تاکید دارند. هر نوع آگهی تبلیغاتی منبع با ارزشی از ایده‌های تجاری بالقوه محسوب می‌شود.33. در طول جلسه ایده‌پردازی با همکاران خود احساس همکاری و همکوشی داشته باشید.34. مسخره‌ترین ایده‌ها را بنویسید. در ایده‌پردازی هیچ محدودیتی وجود ندارد.35. از تنهایی بپرهیزید. گاهی اوقات در تنهایی می‌توان ایده‌های خوبی پرورش داد اما تنهایی بیش از حد به حالت افسردگی می‌انجامد و باعث نابودی خلاقیت وجودی شما خواهد شد.36. از افراد منفی‎باف دوری کنید. چون تاثیر بدی روی کسب‌و‌کارشما خواهند گذاشت.37. زیبا‌ترین تصویر ذهنی‌تان را با دیگران به اشتراک بگذارید. هر تصویر ذهنی را که دارید، می‌توان ارتقا داد و به سر انجام رساند؛ بنابراین بهترین آن را انتخاب کنید.38. از گوگل بپرسید! گوگل بزرگ‎ترین پایگاه داده و ایده‌های تجاری موجود در دنیاست.39. در هنگام ایده‌پردازی به غلط‌های دیکته و گرامری توجه نکنید. فقط ایده‌ها را بنویسید.40.در جلسه ایده‌پردازی آن‎چه در سیستم آموزشی آموخته‎اید، از قبیل قوانین، روندها و مسوولیت‌ها را به فراموشی بسپارید؛ چون در این جلسه به آن‎ها نیازی نیست.

    40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری
  • مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید

    مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید
    ماهنامه دنیای سرمایه گذاری - محمد شفیع پور، کارشناس و مشاور بورس: بورس (Bourse) یک واژه فرانسوی است که در اصطلاح به «کیف پول» گفته می شود. می گویند در اوایل قرن پانزدهم میلادی در شهر بروژ بلژیک مردی به نام «واندر بورس» زندگی می کرده که صرافان شهر در مقابل خانه او به داد و ستد کالا و اوراق بهادار می پرداختند.  همین موضوع باعث شد تا بعدها به مکان هایی که داد و ستد پول، کالا و اسناد مالی و تجاری که در آن صورت می گیرد، بورس بگویند. اکنون قریب به 500 سال از آن دوران گذشته و این سوال مطرح است که «چکونه می توان وارد بازار بورس ایران شد و در آن موفق شد؟»؛ در این مطلب محمد شفیع پور، کارشناس ارشد شرکت سرمایه گذاری سپهر در این باره نظر خود را مطرح کرده است. گفته های او را با هم می خوانیم. آنچه هر سرمایه گذار در قدم نخست ورود به بازار سرمایه باید بدانداگر شما جزو کسانی هستید که به تازگی و در پی واکنش بازار سرمایه به توافق هسته ای و اجرایی شدن برجام و پس از اعلام رشدهای اخیر شاخص بورس از جراید و صدا و سیما به بازار سرمایه علاقه مند شدید و قصد سرمایه گذاری در بازار بورس را در سر می پرورانید باید ابتدا با گام های نخست این فعالیت جدید آشنا شوید.این بازار، جوان و سرشار از هیجان و پتانسیل است، خصوصا پس از لغو تحریم ها و علاقه مندی کشورهای مختلف به گسترش همکاری های خود با ایران، پتانسیل های سودآوری و جهش اقتصادی صدچندان شده است و درواقع کشور آماده جهش اقتصادی است؛ بورس نیز آینه اقتصاد کشور است، پس قدم در راه درستی گذاشته اید! در بازار سرمایه، شما به ازای قبول ریسک بیشتر می توانید شانس کسب درآمدی بیشتر از بهره بانکی (Free risk) را داشته باشید اما باید بدانید که همیشه این ریسک با پاداش همراه نیست و ممکن است شما قسمتی یا حتی در مواردی، همه اصل سرمایه خود را از دست بدهید!پس برای روشن تر شدن واقعیت های بازار بهتر است در کمال فروتنی و بی طرفی با دقت ادامه مطلب را مطالعه کنید. برای برداشتن اولین قدم، نیاز است که شما ساده ترین کار را که هیچ گونه هزینه ای هم ندارد، انجام دهید؛ این کار «اخذ کد معاملاتی» است.شاید بپرسید کد معاملاتی چیست؟ در پاسخ باید بگویم کد معاملاتی، شناسه مختص به هر شخص است که ترکیبی از اعداد و حروف بوده و هر سرمایه گذار به وسیله کد اختصاصی خود معاملات را انجام می دهد. همه معاملات در بازار بورس از طریق کارگزاران انجام می شود، پس می توانید با مراجعه به دفاتر کارگزاری های مختلف اقدام به اخذ کد کنید.ولی سوال بعدی که شاید در ذهن شما ایجاد شود این است که آیا تفاوت می کند به کدام کارگزاری مراجعه کنیم؟ در پاسخ باید بگویم که در ماهیت فعالیت و کارمزدهای معاملات بین کارگزاران تفاوتی وجود ندارد اما بهتر است که کارگزار شما از لحاظ مسافت به شما نزدیک باشد تا در مواقع لزوم برای مراجعه حضوری، دشواری پیش روی شما نباشد.از دیگر مزایای کارگزار خوب ارایه خدمات مختلف شامل تخصیص عرضه های اولیه سهام تازه وارد بورس شده، ارایه خدمات برخط (آنلاین)، ارایه تحلیل های مختلف در سایت کارگزاری که مختص مشتریان کارگزاری است و پاسخ گویی سریع و به موقع به مشکلات یا ابهامات احتمالی ایجادشده در مسیر فعالیت شماست.بعد از اخذ کد معاملاتی مانعی برای خرید و فروش سهام و اوراق های دیگر وجود ندارد اما توصیه می شود افرادی که در این خصوص تجربه مناسب ندارند هرگز براساس توصیه دیگران، شایعات و رفتارهای هیجانی مبادرت به خرید و فروش سهام نکنند!این سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی مانند همه مشاغل دیگر به علم، تجربه و تخصص منحصر به خویش نیاز دارد. اگر قصد فعالیت حرفه ای و بلندمدت در بازار سرمایه داشته باشید بهترین کار مطالعه کتاب های آموزشی و استفاده از کلاس های آموزشی مقدماتی و پس از آن پیشرفته بورس است که به طور پیوسته برگزار می شود و در کنار آن می توان از طریق سایت های سرمایه گذاری مجازی و خرید و فروش های مجازی کم کم با بازار و نوسانات آن آشنا شد. ولی برای افرادی که شاید زمان کافی برای کسب تجربه و آموزش نداشته باشند بهترین کار چیست؟  در پاسخ باید گفت خرید یونیت های سرمایه گذاری (سهام صندوق های سرمایه گذاری) است. شما از این طریق می توانید ریسک خرید و فروش را به شدت کاهش دهید و درواقع سرمایه خود را به افرادی معتبر، دارای ضمانت های کافی و متخصص در زمینه سرمایه گذاری در بازار سرمایه بسپارید. صندوق های سرمایه گذاری با هزینه بسیار اندک با استفاده از نیروهای متخصص پول شما و افراد دیگر را تجمیع و در صنایع مختلف بورس سرمایه گذاری می کنند و به اصطلاح سبد سهام (پرتفوی) تشکیل می دهند، صندوق ها انواع مختلفی دارند که می توان برای مطالعه و مقایسه آن ها از سایت rasamfunds.ir یا fipiran.com استفاده کرد.از انواع صندوق های سرمایه گذاری می توان به صندوق های با درآمد ثابت، مختلط، سهامی، بازار گردانی و... نام برد که بسته به نوع فعالیت درجه ریسک ها متفاوتی دارند.در مرحله بعد استفاده از خدمات شرکت های مشاور سرمایه گذاری یا سبدگردانی که دارای مجوز رسمی از سازمان بورس و اوراق بهادار هستند نیز می تواند برای اشخاص جذاب باشد، این شرکت ها با استفاده از نیروهای متخصص و زبده در امر سرمایه گذاری در بازار سرمایه می توانند کمک خوبی برای سرمایه گذاران در امر مدیریت سرمایه خویش باشند از آنجا که تحت نظارت مستمر سازمان بورس هستند، امکان سوخت شدن سرمایه شما به حداقل می رسد.ولی اگر با همه این تفاسیر باز علاقه مند به حضور مستقیم خود در بازار سرمایه باشید به شما توصیه می شود پس از کسب اطلاعات زمینه ای و آشنایی با ماهیت فعالیت شرکت ها و نیز شیوه خرید و فروش سهام در ساعت مجاز معاملاتی (9 تا 12:30) از طریق مراجعه حضوری به کارگزار یا ارسال درخواست اینترنتی اقدام به خرید مبلغ اندکی سهام از شرکت های صنایع مختلف کنید. قطعا تنوع در سبد سهام ریسک سرمایه گذاری شما را تا حد زیادی کاهش می دهد و می توان با آرامش بیشتر با محیط بازار آشنا شد و گام به گام تجربه را افزود.از جمله سایت های معتبر tsetmc.com محسوب می شود که مرجع رسمی اعلام قیمت ها و آخرین تحولات سهام شرکت ها است. شما از طریق این درگاه می توانید تحولات قیمتی سهام مورد نظر خود را در لحظه مشاهده کنید.از جمله نکات مهم که باید همواره به آن توجه کرد این است که بورس همیشه در اوج نیست و باید در این سرمایه گذاری صبور بود، پس توصیه اکید می شود که هرگز با پولی که در کوتاه مدت به آن نیاز دارید وارد بورس نشوید، چون امکان آن هست که در دوره رکود با بسته بودن نماد معاملاتی نتوانید به موقع فروش سهام را انجام دهید و ضررهای جبران ناپذیری متحمل شوید.نکته مهم بعدی توجه به حفظ اصل سرمایه شماست، همیشه این نکته را در نظر داشته باشیم که حفظ سرمایه شرط اول در معاملات اوراق بهادار است.اگر این شرط را مدنظر داشته باشید، فرصت های کسب سود همواره ایجاد می شوند پس به هیچ وجه نباید بی گدار به آب زد و خریدهای احساسی انجام داد.سرمایه گذاران در سهام شرکت ها به دو طریق کسب سود می کنند: نخست سودهای نقدی که در پایان سال مالی در مجامع عمومی شرکت ها تقسیم می شود و به حساب سهامداران واریز می شود و دوم از ما به التفاوت بهای خرید سهام و فروش آن.  بهترین خریدها خصوص برای افراد آماتور خرید از سهام شرکت های دارای سود نقدی مناسب (سهام با نسبتP  بر E پایین) و از سهام شرکت های بزرگ با شفافیت بیشتر و ریسک کمتر است، اصولا این شرکت ها شاید سرعت رشد در کوتاه مدت بالایی نداشته باشند اما به سرمایه گذاران همواره سود معقولی می رسانند. اگر باز هم علاقه مند به کاهش بیشتر ریسک خود باشید، می توانید از اوراق مشارکت با درآمد ثابت یا اوراق خزانه اسلامی یا اوراق اجراه در سبد سهام خود استفاده کنید که دارای مبلغ مشخصی بهره ماهانه هستند که در پایان هر دوره به حساب دارندگان اوراق واریز می شود. این اوراق دارای ضامن معتبر هستند و ریسک عدم پرداخت به موقع بهره (نکول) نزدیک به صفر می شود.ابزارهای نوین مالی نظیر اوراق فوق که برای تامین مالی شرکت های مختلف و مطابق با اصول اسلامی به صورت متنوعی طراحی شده اند از جمله تازه واردهای بازار سرمایه اند که عمر نسبتا کمی دارند اما جایگزین خوبی برای پول های سپرده شده در بانک ها هستند و می توانند باعث رونق اقتصادی و صنعتی کشور شوند.به هر حال مطابق پیش بینی صندوق جهانی پول، ایران در سال 1395 توانایی رشد بالای اقتصادی را دارد و قطعا این رشد در گام نخست می تواند خود را در بازار بورس اوراق بهادار نشان دهد. همواره بورس به دلیل ارزش انتظاری که از وقایع آینده در خود می بیند، در رشدها و سقوط ها پیشگام است. پس می توان رشد اخیر را دنباله دار و امیدوارکننده دانست و با سرمایه گذاری به موقع از این پتانسیل نهایت بهره را برد.

    مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید
  • چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟

    چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟
    ماهنامه بازاریاب بازارساز - سید محمد حسینی: اجازه ندهید اضطراب تان سر میز مذاکره باعث فوران احساسات تان شود. ورود به یک مذاکره، آغاز سفری است ناشناخته زیرا نمی دانید به کجا می رسد. «نامعلومی» در چانه زنی می تواند مذاکره کنندگان حرفه ای را هم مضطرب کند اما نباید اجازه داد تا تنش ناشی از استرس افکار و اعمال را کنترل کند.مایکل ویلر نویسنده «هنر مذاکره: چگونه در این دنیای پر هرج و مرج می توان به توافق رسید»، در تحقیقش دریافت که میزان تنش در طرفین میز مذاکرات بسیار بالاست.ویلر در هاروارد بیزینس ریویو می نویسد: «با هر کسی که مصاحبه کردیم به درصدی از  اضطراب در مذاکره اذعان کرد. برای تعداد اندکی از مصاحبه شونده ها این اضطراب به عنوان یک نگرانی ساده نگریسته می شد ولی برای اغلب آنها احساس غالب بود.» ویلر اینگونه توضیح می دهد که عواملی از قبیل «غیرقابل پیش بینی بودن فرایند»، نگرانی ها در مورد تمایلات طرف مقابل، و دودلی در به وجود آمدن اضطراب دخیل هستند. او می نویسد: «برخی احساسات جلوی مذاکره موثر را می گیرند. اگر اضطراب را به درستی مدیریت نکنید، شما را تدافعی می کند و در پسی آن هم مسائل ناخوشایند دیگری پیش خواهد آمد. شاید به دلیل اینکه می ترسید نکند مورد استثمار قرار گیرد، مایل نباشید علایق تان را آشکار کنید. اگر در قبال دیگران محتاط هستید ممکن است پرسشی بی منظور را توطئه تعبیر کنید. خیلی مهم است که اگر شما خودتان سفت و بسته باشید، ممکن است طرف های مقابل تدافعی بودن شما را «دشمنی» تعبیر کرده و آنها هم تدافعی شوند. در نتیجه تنش ها بالا خواهد گرفت.ویلر می گوید موفقیت در یک مذاکره ربطی به بیان احساسات ندارد. مثلا اینکه نیاز نیست خیلی رئوف باشید اما واقعا نیاز است باوقار باشید. به جای نادیده گرفتن این احساسات مهم باید از آنها آگاه باشید و نگذارید به شما غلبه کند. او بیل گیتس را برای مثال «چگونگی اداره خویش» را انتخاب می کند.گوش دهید و پس از آن نظرتان را مطرح کنیدگیتس را برای مهارت های مذاکره اش می شناسد، مهارت هایی که سال ها پیش در مواجهه ای سخت با استیو جابز پایه گذار اپل به رخ همگان کشید. به گفته نگارنده زندگینامه جابز، والتر ایساکسون، جابز و گیتس پیش از راه اندازی ویندوز کارد و پنیر بودند.جابز بر این عقیده بود که ویندوز کپی سیستم عامل اپل بود. مشکل در واقع این بود که اپل برنامه نویسی را از شرکت زیراکس به معنی واقعی کلمه «قرض کرده بود.» هر دو موسس می بایست در مورد اصالت سیستم های عامل در حال رقابت شان به توافقی می رسیدند. ایساکسون می نویسد گیتس به دفتر مرکزی اپل می رود و جابز شروع می کند به طعنه زدن به او در مقابل مدیران اجرایی اپل و در یکی از موارد از کوره در رفتن های زشتش فریاد می زند که: «داری سرمون کلاه می گذاری! من به تو اعتماد کردم و تو الان داری از ما دزدی می کنی!»ویلر اشاره می کند که از آن پس بود که گیتس دست بالا را داشت. به جای پاسخ دادن به داد و فریاد با فریادهای دوباره، گیتس نظرش را با آرامش چنین بیان کرد: «فکر می کنم مثل این است که ما هر دو همسایه پولداری به نام زیراکس داریم. یک شب من می روم تلویزیون را بدزدم که می بینم تو قبل از من دزدیده ای.»گیتس بهترین بهره را از یک اصل کلیدی هوش احساسی می برد؛ او در یک موقعیت بسیار متشنج سعی می کند باوقار بماند. آرامشش کمک کرد تا جابز هم آرام شود و هر دو بتوانند مسائل را با دقت و کامل بررسی کنند.  کمتر احساساتی شویدسال ها بعد، گیتس می گوید زمانی که طرف مقابل احساساتی می شود، این اوست که در مذاکره اش موفق می شود زیرا «به نوعی کمتر احساساتی است.» زمانی که گیتس می گوید که او «کمتر احساساتی است» و نه «به هیچ وجه احساساتی»، تفاوتی بزرگ آشکار می شود. ویلر می نویسد: «او می داند که در مواجهه با مردم به ویژه در مذاکرات، احساسات مهم هستند.»ویلر می نویسد: خلاصه کلام «هوش عاطفی» همان «خودآگاهی» است. یعنی توانایی در حس کردن اولین جرقه های عصبانیت یا اضطراب. این آگاهی باید آمیخته شود با درک علت مشتعل شدن طرف مقابل. بسته به موقعیت، شاید واقعا این نوع پاسخ ها صرفا کاری باشد که فرد دیگری انجام داده است اما عمیق تر که بیندیشیم می بینیم این دیدگاه خود ما است که منبع واقعی پاسخ های درونی و در نتیجه رفتار ما است.

    چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟
  • برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر

    برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر
    وب سایت مدیر سبز: مطالب این مطلب از آموزش‌های حرفه‌ای برایان تریسی گرفته شده است و برای اولین بار تقدیم شما می‌شود.کیفیت تفکر تعیین‌کننده کیفیت زندگی است. ۸۰ درصد موفقیت در فروش به نگرش و ۲۰ درصد به استعداد بستگی دارد. عزت‌نفس پایین دلیل اصلی شکست در فروش است. برای افزایش عزت‌نفس و غلبه بر ترس از طرد شدن، چند گام مثبت برای بهبود تصویر ذهنی‌تان از خود بردارید.خود را کارمندی مستقل یا رئیس شرکت فروش حرفه‌ای‌تان ببینید. فکر کنید تنها شخص مسئول در تعیین سرنوشت اقتصادیتان هستید. ابتدای هر ماه چکی به مبلغی که می‌خواهید در آن ماه کسب کنید، برای خود بنویسید. آن را به تاریخ آخر ماه صادر کنید. بقیه ماه به چگونگی کسب آن درآمد فکر کنید.خود را مشاور بدانید نه فروشنده. به جای اینکه با هدف فروش به خریداران نزدیک شوید، با مشتریان ملاقات کرده و به حل مشکلاتشان کمک کنید. قبل از پیشنهاد محصول به خریدار شرایط او را کاملا درک کنید.فروش با قانون طلایی (با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند) را تمرین کنید. فقط کلمه رفتار را با فروش جایگزین کنید. اگر واقعا به خریداران اهمیت دهید، قبل از جلسه با آن‌ها آماده می‌شوید و پیشنهادهای خوبی ارائه می‌دهید.  قدرت فردی‌تان را بهبود بخشیداگر مردم دوست‌تان داشته باشند و از بودن در کنارتان لذت ببرند، خرید می‌کنند. آن‌ها مستقیما به شخصیت‌تان پاسخ می‌دهند. نگرشی که نسبت به خود دارید تعیین‌کننده نگرش خریداران نسبت به شما است.می‌توانید قدرت فردی خود را در هفت گام بهبود بخشید:مسئولیت کارتان را بپذیرید: به جای بهانه آوردن هنگام خراب شدن کارها، تقصیر را بپذیرید. آن‌وقت می‌توانید به روش‌های اجتناب از تکرار مجدد آن اشتباه فکر کنید.تعبیر مثبتی از مسائل داشته باشید: در مواجهه با مشکلات خوش‌بین باشید، زیرا باعث می‌شود مشکلاتی که باعث تضعیف روحیه و ناامیدی بدبین‌ها می‌شود را از میدان به در کنید.به عالی بودن متعهد باشید: باور کنید شایسته بهترین‌ها هستید. بسیاری افراد نمی‌توانند بر مانع «استحقاق نداشتن» غلبه کنند. بدانید در سایه کار سخت و صادقانه و عزم و اراده شایسته هر موفقیتی هستید.مقاومت: باید بیش از دیگران مشتاق ماندن و کار کردن باشید. اگر به خود و توانایی‌تان برای موفقیت باور داشته باشید، مقاومت‌تان افزایش می‌یابد. وقتی خسته و ناامید هستید، نظم شخصی لازم برای ادامه راه را داشته باشید.صداقت: خریداران صداقت را مهم‌ترین ویژگی فروشنده می‌دانند. یکرنگی باعث اعتمادبه‌نفس می‌شود. اگر با خود و اطرافیان روراست باشید، احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می‌کنید. در رفتار و گفتارتان کاملا صادق باشید.سپاسگزار باشید: برای داشتن سلامتی، خانواده، خانه، ماشین و کار سپاسگزار باشید. هرگز مشکلات یا نگرانی‌های شخصی را با خریداران در میان نگذارید. بگویید «وضع کسب‌وکار عالی است» و «بهتر از این نمی‌شود». اگر به مردم بگویید از زندگی‌تان راضی هستید، در واقعیت هم شادتر می‌شوید.اهداف شفاف و خاصی تعیین‌ کنید: این کار هدف عمیقی به شما می‌دهد که وجه تمایز فروشندگان برتر است. برای هر ماه، فصل و سال اهداف فروش و درآمد مکتوب داشته باشید. همچنین، اهدافی برای سلامتی، خانه و خانواده‌تان بنویسید. اهداف باعث می‌شوند زمان و منابعتان را هوشمندانه‌تر اختصاص دهید.رابطه با خریدار: قلب فروشایجاد و حفظ روابط باکیفیت با خریداران جوهره فروش حرفه‌ای در عصر جدید است. قابل‌اعتماد و معتبر باشید.همه فروشندگان برتر هفت ویژگی دارندهرگز انتقاد، شکایت و محکوم نمی‌کنند: مردم افراد شاد و راحت را دوست دارند. از زندگی شخصی‌تان شکایت یا از رقبا انتقاد نکنید. تنها نگرانی‌تان در دنیا حل مشکل خریدار است.پذیرش: یاد بگیرید دیگران را بدون قضاوت یا انتقاد بپذیرید. لبخند بزنید. گرم و دوستانه باشید. هر چه پذیرش بیشتری نسبت به دیگران داشته باشید، آن‌ها هم بیشتر پذیرای شما هستند.تائید: وقتی موفقیت‌های دیگران را ببینید، احساس خوبی پیدا می‌کنند. همیشه دنبال فرصتی برای تقدیر از دیگران باشید. خواهید دید همه‌جا از شما استقبال می‌کنند.تشکر: فقط بگویید «متشکرم». وقتی از کسی تشکر می‌کنید، عزت‌نفس او افزایش می‌یابد. عادت کنید از هر کسی برای هر کاری تشکر کنید.تحسین: تحسین صمیمانه خود نسبت به ویژگی‌ها، موفقیت‌ها یا دارایی‌های یک نفر را ابراز کنید. اگر کاری کنید مردم احساس خوبی نسبت به زندگی‌شان داشته باشند، آن‌ها نیز حس خوبی به شما پیدا می‌کنند.توافق: هرگز با خریدار احتمالی بحث نکنید. حتی اگر آن شخص کاملا اشتباه می‌کند، آن را به زبان نیاورید. ایجاد ارتباط مهم‌تر از حق به جانب بودن است.توجه دقیق: گوش دادن به خریدار کاری فوق‌العاده است و مقاومت و تردید اولیه که مانع روابط فروش جدید است را از بین می‌برد.انگیزه دادن برای خریدقفسه سینه خریدار پر از دکمه است. دکمه‌های سبز نشانه احساسات مثبت مثل عشق، غرور و امنیت هستند و دکمه‌‌های قرمز احساسات منفی مانند ترس، عصبانیت و خشم را نشان می‌دهند. باید تا حد ممکن دکمه‌های سبز را فشار دهید و از دکمه‌‌های قرمز دوری کنید (مگر اینکه دکمه قرمز به هدفتان کمک کند). شاید لازم باشد برای نشان دادن ضررهای نخریدن محصول، دکمه قرمز خریدار را فشار دهید.اشتیاق به دست آوردن و ترس از دست دادن دو دلیل اصلی خرید است. در هر ارائه فروش از این دو محرک استفاده کنید.  خریداران مناسبی پیدا کنیداگر در ابتدای فرایند فروش خریدار احتمالی را در یکی از چهار گروه زیر دسته‌بندی کنید، فروش پرباری خواهید داشت:خریدار موفق: این فرد کسی است که کسب‌وکارش خوب پیش می‌رود. فروش به این گروه بسیار ساده است، زیرا خودشان موفق هستند و می‌خواهند بهتر شوند. به آن‌ها نشان دهید چطور با خرید از شما شرایط فعلی‌شان بهبود می‌یابد.خریدار مشکل‌دار: این فرد محصولات و خدمات شما را حلال مشکل می‌داند. خریداران مشکل‌دار در ملاقات اول هیچ علاقه‌ای به محصولات و خدمات‌تان نشان نمی‌دهند. با این وجود، اگر در ابتدا علاقه‌ای نشان ندادند، احتمالا آن را از شخص دیگری خریده‌اند. به آن‌ها بگویید محصول یا خدمت‌تان چه کمکی به افرادی با شرایط مشابه کرده است. اگر به نفعشان است، اجازه دهید شخصا برای خودشان تصمیم بگیرند.خریدار راحت‌طلب: این خریدار از شرایط موجود راضی است و نیازی به تغییر نمی‌بیند. از آنجا که این افراد هیچ فوریتی برای حل مشکل ندارند، فرصت‌ خوبی برای فروش محصول نیستند.خریدار منفی: این افراد نفرت‌انگیز هستند. فروشندگان را تحقیر می‌کنند و اغلب معتقدند خرید محصول یا خدمت شما هدر دادن پول است. هرگاه فهمیدید با خریدار نوع چهار روبه‌رو هستید، مودبانه گفتگوی فروش را تمام کنید.نهایی کردن فروش: بازی آخراهمیت نهایی کردن فروش در مقایسه با اهمیت اعتمادسازی، تعیین نیازها و ارائه راه‌حل کاهش ‌یافته است. هنوز هم نهایی کردن، آخرین مرحله فروش است. در این قسمت به چند تکنیک محبوب و موثر این کار اشاره می‌کنیم:نهایی کردن با دعوت: ساده، آسان و با وقار است. فروش را به این شکل نهایی کنید: «تاکنون همه‌چیز خوب پیش رفته است؟» اگر مطمئن شدید خریدار هیچ اعتراضی ندارد، او را به خرید دعوت کنید. «اگر چیزی که نشان دادم را دوست دارید، چرا امتحانش نمی‌کنید؟»نهایی کردن با ارائه فرضیه: با این روش ذهن خریدار را از تصمیم خرید به مالکیت محصول و لذت بردن از آن معطوف کنید. بپرسید «آیا تا اینجا از محصول راضی بوده‌اید؟» اگر جواب مثبت داد، بگویید «در گام بعدی باید تایید شما را بگیرم و آن را با شرکت هماهنگ کنم. برنامه‌ریزی اولیه را تا سه روز آینده انجام می‌دهیم و کل سیستم تا آخر ماه نصب و اجرایی می‌شود».نهایی کردن با ارائه جایگزین: این تکنیک برای خریدارانی جذاب است که گزینه‌های متعدد را دوست دارند. با پرسیدن «کدام را ترجیح می‌دهید، الف یا ب؟» فروش را نهایی کنید.  تصمیم خریدار هر چه باشد، فروش انجام می‌شود. سعی کنید دو گزینه ارائه کنید. حتی اگر یک محصول هم ارائه می‌کنید می‌توانید از این تکنیک استفاده کنید. چند گزینه برای روش پرداخت یا ارسال ارائه دهید.

    برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر
  • هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن

    هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن
    مجله همشهری دانستنیها: تیم کوک، با وجود شغلش به عنوان مدیر عامل اپل که ظرف پنج سال گذشته بیشتر و بیشتر چالش بر انگیز شده، ذره ای پیرتر نشده است. از دست رفتن 180 میلیارد دلار از ارزش بازار شرکت، ظرف کمتر از دو سال، باید به شکلی خودش را نشان بدهد، ولی تیم کوک همچنان سر حال به نظر می رسد، چشمانی سر زنده دارد و حس شوخ طبیعی اش همچنان مانند سابق است.- در دوران نوزایی اپل، معرفی محصول های فوق العاده محبوب آی پاد، آی فون، آی پد و موفقیت مالی ای که به همراهشان آمد، باعث شد تا بسیاری از نقص هایی که از چشم استیو جابز دور مانده بود، مهم جلوه نکند. ماوس گردی که در سال 1997(1376) همراه نخستین «آی مک» عرضه شد، تقریبا بی فایده بود. محصول دیگری به نام «پاور مک جی4» (Power Mac G4) در سال2001 (1380) عرضه شد که تولید آن تنها یک سال ادامه یافت یا «روکر» (Rokr) که نام گوشی هوشمندی بود که در سال 2005 (1384) با همکاری اپل و موتورولا عرضه و به سرعت فراموش شد و بسیاری موارد دیگر. تیم کوک می گوید: «مهم ترین نکته این است که شهامت پذیرفتن اشتباه های خودمان را داشته باشیم و تغییر کنیم. مهم ترین نکته برای من، به عنوان مدیر عامل اپل، این است که چنین شهامتی را در خودم زنده نگه دارم.»   عده ای از منتقدان اپل به خاطر آنچه «عقب بودن اپل از فناوری» می نامند، محصولات این شرکت را سرزنش می کنند. اما این موضوعی تازه نیست. تیم کوک می گوید: «در 18 سالی که در اپل مشغول به کار بوده ام، چنین چیزی همواره به گوش می رسیده است. این که کسانی محصول امروز ما را با محصولی که در آینده ساخته خواهد شد، مقایسه می کنند.»در طول 40 سالی که از تاسیس اپل می گذرد، گاهی به نظر رسیده است اپل در زمینه هایی مانند سرویس های مربوط به موسیقی و ویدئو، اینترنت، تماس از راه دور، فناوری بی سیم، تولید محتوا، شبکه، نیمه هادی ها، نرم افزار های کاربردی، نمایشگر های لمسی، تشخیص صدا و نقشه و مسیر یابی عقب مانده است.  با این حال اپل موفق شده است با ترکیب مهم ترین بخش این فناوری ها با سخت افزار هایی کاربردی، زندگی بسیاری از کاربران را تغییر بدهد. زمانی که استیو جابز از دنیا رفت، فرایند تولید خلاقه اپل (شیوه ای که این شرکت فناوری خاصی را به خدمت می گیرد، بهینه سازی می کند و از آن در محصولاتش بهره می برد) کاملا جا افتاده بود. این میراثی بود که از جابز به جا ماند. تیم کوک به شیوه مخصوص خودش از این میراث بهره گرفت. توجه بیش از اندازه تیم کوک روی جزئیات، گاهی نقطه ضعف او ارزیابی شده است. این وسواس همان چیزی است که اپل را به غول کنونی تبدیل کرده است. درآمد اپل، از پنج سال پیش، تا اکنون و زیر نظر تیم کوک، سه برابر و نیروی کار این شرکت دو برابر شده و بازار این شرکت به سرعت در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است. این آمار خیره کننده است.  کوک نشان داده است برای بهینه کردن گوشه گوشه های شرکت ظرفیت زیادی دارد. همچنین در اضافه کردن امکانات و ویژگی های جدید به بوم عظیم نرم افزارها، سخت افزارها و سرویس های اپل، توان فوق العاده ای از کوک دیده ایم. تیم کوک هرگز به درخشش استیو جابز نخواهد رسید، اما شاید برای مدیریت غول عظیم الجثه ای که اپل به آن تبدیل شده است، گزینه بهتری باشد.هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن اپل:استیو جابز در سال 2011( 1390) تیم کوک را به عنوان مدیر عامل اپل معرفی کرد. از آن زمان تاکنون درآمد اپل سه برابر شده و تعداد کاربران دستگاه های تولیدی این شرکت به بیش از یک میلیارد نفر رسیده است.اپل به عنوان نماینده ای از طرف عموم:- استیو جابز ماموریت بزرگی داشت؛ کامپیوتر ها را به عنوان «دوچرخه هایی برای مغز» عمومی کند و این دستگاه ها را به اندازه دیگر اشیای مورد علاقه آدم ها زیبا و دوست داشتنی کند. اپل تحت مدیریت تیم کوک به شرکتی با ماموریت های اخلاقی هم تبدیل شده است؛ با روش هایی از قبیل رویارویی با آی بی اف (IBF) بر سر حریم خصوصی مصرف کنندگان و تلاش تیم کوک برای تبدیل اپل به شرکتی پیشرو در زمینه حمایت از محیط زیست. تیم کوک می گوید: «بر این باورم که شرکت ها هم درست مانند آدم ها باید ارزش هایی داشته باشند و به این ارزش ها احترام بگذراند.»  اپ استور  به عنوان پلت فرم بازاریابی:- یک میلیارد نفر به اپ استور سر می زنند تا اپ هایی مناسب برای آی فون و آی پدشان بیابند. اپل هم می کوشد تا تعداد دانلودها (و درآمد حاصل از آن) را بالاتر ببرد. در حال حاضر «فیل شیلر»، رئیس بخش بازاریابی اپل، مدیریت اپ استور را به عهده دارد و ظرف شش ماه گذشته تغییراتی بی سابقه در این فروشگاه پدید آورده است؛ تغییراتی مانند اضافه کردن فضاهای تبلیغاتی و تمدید اشتراک های مربوط به اپ استور برای جذاب تر کردن این پلت فرم برای توسعه دهندگان اپلیکیشن.اپل سرنوشت خودش را خودش تعیین می کند:- اپل بیشتر و بیشتر به ماجراجویی در جهان فناوری دست می زند و تعداد بیشتری از تراشه ها و حسگر های محصولاتش را خودش طراحی می کند.اپل با این کار، اختیار و کنترل بیشتری در تولید سخت افزار های همگن تر و نرم افزارهایی کاربردی تر به دست می آورد. موضوعی که نه تنها برای آینده آی فون مهم است، بلکه برای محصولات سال های آینده هم اهمیت دارد.ارائه نسخه بتا عموی:- اپل اکنون متوجه این نکته شده است که تلاش برای ارائه نرم افزاری که از همان ابتدا کامل و بی نقص باشد، تلاش بیهوده ای است. آی اواس 10، پیش از انتشار رسمی، به صورت بتا در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. سیستم فایل (Sile System) تازه ای که قرار است سال آینده عرضه شود، هم اکنون در دسترس توسعه دهندگان قرار گرفته است. حتی خود اپل واچ را هم می توان از این زاویه بررسی کرد: اپل محصولی را بیرون داده است تا ببیند کاربران چه واکنشی نشان می دهند تا بر طبق این واکنش ها دست به بهینه سازی محصول بزند.اپل هم سرویس دهنده و هم تولید کننده است:- اپل 12 درصد از درآمدش را از راه سرویس های دیجیتالی از قبیل آی کلود، اپل پی، اپل کر و اپ استور به دست می آورد. نکته این جاست که سرعت رشد این بخش از شرکت بیشتر از سرعت رشد فروش محصولات سخت افزاری است. تیم کوک می گوید: «امیدوارم سرویس های آن لاین اپل به بخشی عظیم از این شرکت تبدیل شود. این بخش از شرکت، اگر به تنهایی بررسی شود، همین الان هم بزرگ است و به سختی می توان در این حوزه ها شرکت هایی به بزرگی اپل پیدا کرد.»اپل به عنوان قدرت مالی جهانی:- اپل، طبق آخرین گزارش مالی،233 میلیارد دلار پول نقد دارد. این شرکت ظرف دو سال گذشته حدود 117 میلیارد دلار هم صرف خرید سهام و اوراق بهادار کرده است. هر چند، عده ای این مانور های اقتصادی را دلیلی برای از دست دادن تمرکز ارزیابی کرده اند، اما همه این ها بخشی از تلاش تیم کوک برای تبدیل اپل به یک قدرت اقتصادی عمده است. چنین قدرت مالی ای می تواند تکمیل کننده ای برای قدرتمندی های اپل در بخش های دیگر باشد. کوک می گوید: «می خواهم اپل همیشه وجود داشته باشد و پایدار بماند.»  اپل یعنی کسب و کار:- اپل تا پیش از این، روی فروش محصول به شرکت های بزرگ تمرکز نداشته است، اما اکنون قرارداد مهمی با آی بی ام (IBM) بسته است تا بتواند محصولاتش را به دنیای کسب و کار هم بفروشد. آی پد پرو، بیشتر برای کاربران شرکتی طراحی شده است. اکنون که تقاضا برای آی پد در بخش مصرف کنندگان کمتر شده است، اپل می خواهد با باز طراحی آی پد و تبدیل کردن آن به آی پد پرو، در راه طراحی و تولید نسل بعدی لپ تاپ هایی مخصوص کسب و کار گام بگذارد.نکته:پرفروش ترین گوشی هوشمند تاریخ:- آمار فروش آیفون های اپل از مرز یک میلیارد دستگاه گذشته است. آیفون 6 اس نیز با اختصاص 4.2 درصد از بازار فروش گوشی های هوشمند به خود، رکورد دار پرفروش ترن گوشی هوشمند تاریخ است.

    هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن
  • کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه

    کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه
    ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمد حسین هاشمی: همه چیز از انقلاب 57 آغاز شد؛ ورود ایران به شرایط انقلابی، باعث شد تا بسیاری که به دنبال سرمایه گذاری در ایران بودند، تامل بیشتری در کار خود داشته باشند. با شدت گرفتن ناآرامی ها در سال 56 و 57 شرایط اقتصادی ایران عملا شمایل دیگری به خود گرفت. انقلاب که شد، بسیاری از انقلابیون به اجرای شعارهای خود همت گماشتند؛ یکی از مهم ترین این شعارها هم استقرار عدالت اجتماعی و رفع هرگونه تبعیض بود.شعارهای اینچنینی، ثمره ای نداشت جز ملی شدن کارخانجات، شرکت ها و دارایی های بخش خصوصی. نمونه اش هم اعلام ملی شدن 28 بانک خصوصی، صنایع خودروسازی، تولید فلزات مهم مثل مس، فولاد و آلومینیوم و دارایی 51 سرمایه دار صاحب صنعت.دولت، مسئولیت اموال ملی شده را به دست گرفت. دولت بزرگ، بزرگتر شد و بخش خصوصی کوچک، کوچکتر. اتفاقی که در سال های ابتدایی انقلاب و با آغاز جنگ، روز به روز عظیم تر و محسوس تر شد. هر چه بود، سنجاق شدن برگ های تقویم تاریخ اقتصاد سیاسی این مملکت به دولتی شدن، کار را به جایی رساند که امروز، بخش خصوصی قدرتمند، از نگاه بسیاری یک آرزوی دست نیافتنی برای اقتصاد ایران است. آغاز یک راه پرچالشقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که نوشته شد، موضوع بخش خصوصی نیز دوباره پیش آمد. اصل 44 این قانون به صراحت، اقتصاد کشور را به سه بخش تعاونی، دولتی و خصوصی تقسیم کرد. بر اساس این اصل، دولت باید صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تامین نیرو، سدها و شبکه های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه آهن و مانند اینها را مدیریت کند؛ بخش تعاون همان شرکت ها و موسسات تعاونی تولید و توزیع است که در شهر و روستا بر طبق ضوابط اسلامی تشکیل می شود و بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات می شود که مکمل فعالیت های اقتصادی دولتی و تعاونی است.اما آنچه امروز از این راه پر چالش تحت عنوان خصوصی سازی در ذهن مردم است، تفسیری است متعلق به تیر ماه سال 85؛ زمانی که مقام معظم رهبری، تفسیری جدید بر اساس 44 قانون اساسی که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه شده بود را تایید کردند و بر اساس آن، دولت موظف شد 80 درصد از سهام بخش های دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند. موضوعی که آغاز بود برای به وجود آمدن اختلافات در تعریف خصوصی سازی؛ عده ای گفتند که واگذاری 80 درصد سهم دولت، مغایر با قانون اساسی است و عده ای دیگر با تاکید بر لزوم خصوصی سازی برای بازسازی اقتصادی کشور، اقدام رهبری جمهوری اسلامی را مطابق با وظایف و اختیارات وی در قانون اساسی می دانند. با این حال حالا از آن روزگار یک دهه می گذرد و هنوز بخش خصوصی در گیرودار مسائلی است که حل هر کدام شان می تواند زمان زیادی به خود اختصاص دهد.نقش کمرنگ در اقتصادی دولتیاتکای اقتصاد ایران به نفت از یک سو و تمایل ذاتی حکومت به در اختیار داشتن منابع عظیم مالی، عملا باعث می شود تا دولت، همواره نقش پررنگ تری نسبت به بخش خصوصی در اقتصاد داشته باشد. نگاهی به آنچه در طول تمام سال های گذشته از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون بر اقتصاد ایران رفته، حکایت از آن دارد که بسیاری از ملزومات ایفای نقش بخش خصوصی در اقتصاد این کشور نه تنها فراهم نشدند که عملا امکان فراهم شدن را هم پیدا نکردند. در همین مدت بسیاری از فعالان اقتصادی که تمایل به سرمایه گذاری در داخل داشتند، به بهانه فراهم نبودن شرایط، سرمایه خود را به کشورهای خارجی و عموما کشورهای حاشیه خلیج فارس بردند؛ تاثیر بسیاری از سیاست های سرمایه گذاری دولت به دلیل تحریم ها به سنگ خورد و در نتیجه اقتصاد ایران با شرایطی مواجه شد که در آن، دولت همه کاره اقتصاد است و بنگاه های خرد، گوشه ای از ریسمان پاره اقتصاد را به دست گرفته اند؛ تلاشی که شاید به نتیجه برسد اما افق روشنی ندارد.ثبات سیاسی، الزامی برای فعالیتبسیاری بر این باورند که اقتصاد بخش خصوصی، قبل از هر چیز به ثبات سیاسی نیاز دارد. نگاهی علمی به موضوع الزامات فعالیت بخش خصوصی در اقتصاد هم به روشنی این موضوع را به نمایش می گذارد. بدون شک، بخش خصوصی هزینه می کند تا درآمد داشته باشد؛ هیچ کسی نیست که این را باور نداشته باشد؛ همه هم بر این نقطه اشتراک نظر دارند که بخش خصوصی در جایی سرمایه گذاری می کند که با ثبات است؛ بی تردید، هیچ سرمایه گذاری در شرایطی که هر دولت ساز خود را در اقتصاد می زند و تصمیمات خلق الساعه اش ممکن است یک نفر را از عرش به فرش و دیگری را از فرش به عرش ببرد، حاضر به سرمایه گذاری نیست. تصمیماتی که نمونه های بارزش را می توانیم در دوران هشت ساله زمامداری محمود احمدی نژاد ببینیم؛ همان هایی که یک شبه به افزایش قیمت ارز در کشور انجامید؛ قیمت مسکن را به شدت تحت الشعاع قرار داد؛ صنایع بسیاری را از کار انداخت و در نهایت به سوءاستفاده های عظیمی منجر شد که رد پایش هنوز در لابلای خبرها به وضوح قابل مشاهده است.با این حال، تصمیمات سیاسی بزرگتر مانند آنچه در جریان معادلات بین المللی دولت ایران گذشت هم موضوعی است که نباید در تاثیرگذاری اش بر بخش خصوصی شک داشت. موضوعی که باز هم نشانه اش را می توان در آنچه در طول هشت ساله دولت نهم و دهم گذشت، به روشنی مشاهده کرد.یک موضوع و این همه قانوناینکه ایران در هر حوزه و هر موضوعی، با تعدد قوانین روبروست دیگر شاید برای بسیاری عادی شده باشد. تورق کتاب های قانون، آیین نامه ها، بخشنامه ها و ... همگی نشان از آن دارند که در ایران بحث بر سر اجرایی شدن یک قانون و رشد و بالندگی آن نیست؛ موضوع حل بحران با یک قانون جدید است، بی توجه به آنچه در گذشته قانون بوده. در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که بخش خصوصی و موضوع سرمایه گذاری این بخش هم درگیر قوانین متعدد نباشد.قانون اصلاح قانون مالیات های مستقیم، مقررات صادرات و واردات، مقررات پولی و بانکی کشور، مدیریت خدمات کشوری، محاسبات عمومی کشور، مجموعه مقررات ارزی، قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، لایحه جدید قانون تجارت، لایحه امور گمرکی، قانون واردات کالا و خدمات، قانون نفت، قانون منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بانکی، قانون ممنوعیت خروج بدهکاران بانک ها، قانون مبارزه با پول شویی، قانون مالیات های مستقیم، قانون مالیات بر ارزش افزوده، قانون کار، قانون حمل و نقل و بیمه بازرسی، قانون جرایم رایانه ای، قانون جدید ک، قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی، قانون تجارت الکترونیک، قانون برگزاری مناقصات، قانون استخدام کشوری، روش تاسیس انواع شرکت ها، قانون و آئین نامه اجرایی مربوط به تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و قانون برنامه چهارم توسعه تنها بخشی از قوانین مرتبط با اقتصاد به شمار می رود.جدای از آن، موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از سدهای راه شکوفایی بخش خصوصی در ایران است، اجرایی نشدن و تداخل این قوانین است. نگاهی به آنچه در حوزه خواست های بخش خصوصی از حکومت است، نشان می دهد که این بخش از اجرایی نشدن بسیاری از قوانین، رنج کشیده هستند و همین موضوع هم باعث شده تا سرمایه گذاران رغبتی به کار در این حوزه نداشته باشند.  ضرورتی به نام رقابت پذیریلابلای بحث های متعددی که در همین یک دهه گذشته و بعد از ابلاغ سیاست های اصل 44 توسط رهبری از سوی کارشناسان مطرح شد، می توان سراغی از یک کلیدواژه مشخص گرفت و آن «رقابت پذیری» است. ماحصل تمام این بحث ها و تاکیدها بر لزوم رقابت پذیری، حکایت شرایطی است که در آن، فضای کشور بدون آن که دخالتی از طرف دولت وجود داشته باشد، قیمت اقلام و کیفیت آنها را مشخص کند. بازار، رو به سمت اجناس با کیفیتی می آورد که از نظر قیمت مقرون به صرفه هستند و مردم هم در چنین شرایطی آن چیزی را انتخاب می کنند که مورد پذیرش بازار است. وضعیتی که درست برخلاف وضع فعلی است که در آن دولت، تمام آنچه باید در حوزه اقتصاد بگذرد را مدیریت می کند؛ قیمت ها را کنترل می کند؛ با قوانین گمرکی تلاش می کند تا قضای رقابت داخل و خارج را از بین ببرد و در نتیجه، کار را به جایی رسانده که بخش خصوصی نه چندان بزرگ ایران، تاب مقاومت در برابر صنایع بزرگ دولتی و محصولات خارجی نداشته باشد.در چنین شرایطی بازار هم به سمتی حرکت می کند که بخش خصوصی امکان رشد را پیدا نمی کند و آنچه باقی می ماند، بازمانده ضعیف شده ای است از رویایی که در بسیاری از کشورهای دنیا، تجربه شده و نتیجه دادهاست.امان از نهادهای پرقدرتعدم وجود فضای رقابت پذیر در اقتصاد ایران، همه مشکلات بخش خصوصی در بازار کشور نیست؛ کافی است به نهادهای پرنفوذ و قدرتمند که وارد عرصه اقتصادی شدند دقت بیشتری کرد تا مشخص شود سرمایه گذاران خصوصی باید برای گرفته نشدن نفس شان در دنیای اقتصاد با چه ابرقدرت هایی دست و پنجه نرم کنند.از اواسط دفاع مقدس و بعد از آن در دوران سازندگی و خصوصا در طول سال های بین 84 تا 92، رشد نهادهای پرنفوذ حاکمیتی در اقتصاد ایران باعث شد تا عملا بخش بزرگی از سرمایه گذاری های کشور به دست آنها بیفتد؛ در چنین شرایطی بدیهی است که بخش خصوصی تاب مقاومت نخواهد داشت و مجبور می شود تا از بازارهای بزرگ پرهیز کند.برای اینکه این ادعا راحت تر مورد پذیرش قرار گیرد کافی است قراردادهای بزرگ راه سازی و جاده ای در دو دهه گذشته در تهران و دیگر شهرها و استان های کشور مورد مطالعه قرار گیرد. مطالعه آنها به روشنی نشان می دهد که جز یکی دو شرکت یا سازمانی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به نهادهای نظامی هستند، هیچ شرکت و سازمان دیگری امکان حضور در چنین پروژه هایی را پیدا نکرده و همین عامل هم باعث شده تا شرایطی به وجود آید که این ذهنیت که «پروژه های بزرگ برای نهادهای بزرگ است» تقویت شود.این درد را چاره ای ...نگاهی به داستان پر چالش بخش خصوصی در اقتصاد ایران، شاید بیشتر از هر چیز یأس و ناامیدی را به همراه داشته باشد؛ اما واقعیت این است که اگر انتظارات این بخش از دولت و به طور کلی حکومت برآورده شود، اگر کمی از آنچه یکه تازی دولت در حوزه اقتصاد است، به صورت واقعی کاسته شود، اگر آنچه به عنوان شرکت های خصولتی در کشور شناخته شده اند و ملغمه ای است از دولت و بخش خصوصی، اجازه تنفس به بخش خصوصی بدهد و اگر نهادهای خارج از اقتصاد دست از سر اقتصاد کشور بردارند، شاید بتوان آینده ای را متصور شد که در آن، سرمایه گذاران با خیالی آسوده تر به سراغ سرمایه گذاری در کشور بروند. آینده ای که در آن، اقتصاد ایران را اقتصاددان هایی خارج از گود بخش های دولتی اداره کنند و این بازار باشد که همه چیز را مشخص می کند.  مانیفست بخش خصوصیلابلای بسیاری از صحبت ها شنیده می شود که «بخش خصوصی را باید تقویت کرد.»، «اقتصاد کشور با حضور بخش خصوصی رونق می گیرد.»، «یکی از اصلی ترین معیارهای رسیدن به اقتصاد مقاومتی، توجه به بخش خصوصی است.» و ... اما وقتی به شرایطی که این بخش در اقتصاد کشور دچار شده نگاهی می کنیم، می بینیم که فاصله معناداری بین جایگاه فعلی آن با آنچه مد نظر فعالان اقتصادی است و بعضی اوقات در لابلای صحبت های مسئولان شنیده می شود، وجود دارد. طرح واره پیش رو تلاش دارد تا بخشی از شرایط موجود برای بخش خصوصی را نشان دهد.  نتایج به رسمیت شناخته شدن بخش خصوصی1. کاهش اندازه بخش دولتی و انتقال مالکیتپیدایش بخش خصوصی، نه تنها می تواند انضباط مالی مناسبی بر بازار حاکم کند، بلکه می تواند به آزادسازی اقتصاد، حذف مقررات و کنترل های دست و پا گیر، اصلاح قوانین و مقررات و ایجاد شرایط فضای رقابتی منجر شود؛ اتفاقی که باعث می شود دولت به امور غیر حاکمیتی وارد نشود و مالکیت ها به مردم واگذار شود.2. افزایش کارآییتجربه نشان داده که بسیاری از شرکت های اقتصادی که با مدیریت دولتی اداره می شوند، به دلایل گوناگونی از جمله اتکای بیش از اندازه به منبع بسیار بزرگ مالی دولت، عدم اهمیت پیشرفت در ذهن مدیران این مجموعه ها، فسادهای اقتصادی ناشی از وجود اقتصاد دولتی و ... کارآیی لازم را ندارند. در چنین شرایطی، وجود بخش خصوصی به دلیل آنکه نیاز صاحب سرمایه و لزوم برداشت مالی از میزان سرمایه گذاری را ضروری می کند، بیش از هر چیز می تواند به افزایش کارآیی بینجامد.3. کاهش کسر بودجهبسیاری از شرکت هایی که هم اکنون زیر نظر دولت فعالیت می کنند، نه تنها به سوددهی نرسیده اند بلکه ضررده شده اند و دولت از سرمایه های کشور به آنها تزریق می کند. چرایی این موضوع امری است که شاید در این مجال نگنجد اما آنچه مهم است این است که خصوصی سازی می تواند این شرکت ها را از یک شرکت زیان ده که سرمایه های ملی را تلف می کند، به یک شرکت سود ده برساند.4. جلوگیری از اختلال قیمت هادولت در شرایطی که بسیاری از شرکت ها به زیان دهی رسیده اند، مجبور است تا با استفاده از روش هایی منجمله تزریق پول و تغییر در شرایط قیمت گذاری، این شرکت ها را زنده نگاه دارد. بدون شک در صورتی که مدیریت این شرکت ها از دست دولت خارج شود، موضوع اختلال قیمت ها که همیشه پای دولت را هم در میان دارد، از بین خواهد رفت.5. گسترش بازار سرمایهبه اعتبار بسیاری از کارشناسان، اجرای سیاست خصوصی سازی، مالکیت سهام را در جامعه گسترده تر می کند. در نتیجه این گسترش میزان معاملات در بازار سرمایه افزایش یافته و نهادهای مالی جدید و متنوعی به وجود خواهد آمد. با چنین نگاهی، خصوصی سازی شرکت های دولتی و گسترش مالکیت سهام، صاحبان پس اندازهای اندک را نیز در مالکیت صنایع و بنگاه های تولیدی سهیم می کند و این باعث تجهیز پس اندازها و افزایش مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی خواهد شد.  خواسته های بخش خصوصی1. رقابت پذیری در اقتصادبسیاری از کارشناسان بر این باورند که خصوصی سازی تنها در شرایطی به وجود می آید که امکان رقابت در بازار وجود داشته باشد. شرکت ها باید بتوانند در اقتصادی آزاد به قیمت گذاری محصولات خود مبادرت کنند و در نتیجه این مشتری است که می تواند با قدرت انتخاب محصولی که مورد نظر است را انتخاب کند.2. ثبات سیاسییکی از مهمترین عواملی که می تواند به آرامش فضای اقتصادی کشور کمک کند، ثبات سیاسی است. بدون شک در شرایطی که کشور آرامشی در حوزه سیاسی داشته باشد، می تواند به آرامش در حوزه اقتصادی برسد. سرمایه گذاری، راحت تر می شود و در نتیجه شرایط برای ورود سرمایه های بیشتر افزایش می یابد.3. اصلاح قوانینتعداد قوانینی که هر کدام در بخشی از خود به موضوع خصوصی سازی و سرمایه گذاری بخش غیر دولتی اشاره کرده است، از شمارش خارج است. به اعتقاد بسیاری یکی از مهم ترین الزامات و نیازهایی که خصوصی سازی در کشور دارد، حذف بسیاری از این مقررات انباشت شده و تعیین ضمانت اجرای قوانین کارا در این حوزه است.4. ثبات تصمیم گیریاینکه یک سرمایه گذار تمایل به انباشت سرمایه خود را در محیط کم ریسک داشته باشد، موضوع عجیبی نیست. بدون شک، ثبات تصمیم گیری ها در بدنه یک کشور موضوعی است که می تواند به کاهش ریسک سرمایه گذاری منجر شود. در چنین شرایطی است که بخش خصوصی با آرامش خاطر بیشتری نسبت به آنچه در نظر دارد، برنامه ریزی می کند.5. عدم دخالت نظامیان در اقتصادعلاوه بر تمام آنچه گفته شد، قدرت غیرقابل مقایسه ای که نهادهای نظامی نسبت به سرمایه گذاران معمولی دارند، همیشه باعث شده تا کفه ترازو به نفع این نهادها سنگینی کند؛ در چنین شرایطی به نظر می رسد که بسیاری از سرمایه گذاران تاب رقابت با این نهادها را نداشته باشند و به دنبال ایجاد بخش خصوصی هم نروند.

    کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه
  • نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟

    نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟
    فصلنامه همشهری اقتصاد - دکتر بهمن آرمان: رویای توسعه یافتگی، رویای بزرگی است که همه کشورهیا جهان آن را در سر می پرورانند. شاید در نگاه اول توسعه یافتن امری ساده و قابل دسترس باشد، اما تجربه سال های بلندمدت اقتصاد کشورهای جهان نشان می دهد که توسعه یافتگی نه تنها ساده نیست بلکه هیچ وابستگی ای به ذخایر و منابع زیرزمینی ندارد.  کشورهای صاحب نفت و منابع مانند آن در دست کشورهایی هستند که برنامه های توسعه ای را از دیربار آغاز کرده و بسیاری از آن ها همچنان در پیچ و خم توسعه مانده اند.  نه این که کشورهای صاحب منابع طبیعی و ذخایر نفتی توسعه یافته نباشند، کشورهایی وجود دارند که صاحب منابع طبیعی بوده و از دروازه توسعه هم عبور کرده اند، اما بیشتر این کشورها که رویای بزرگ توسعه یافتگی را در سر می پرورانند، به یکباره با مجموعه مشکلاتی مانند افزایش بدهی های خارجی، کاهش رشد اقتصادی و رشد اقتصادی منفی، افزایش بیکاری، کاهش تولید و افزایش واردات مواجه شده اند. جالب آن است که تجربه مشابهی برای همه  کشورهای بررسی شده رخ داده است. کتاب «معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی» به قلم «تری لین کارل» با ترجمه «جعفر خیرخواهان» است که حال و روز کشورهای نفتی را به خوبی بیان می کند. پنج کشور مورد مطالعه این کتاب که شامل ایران، نیجریه، الجزایر، ونزوئلا و اندونزی می شود، تقریبا تجربه یکسانی داشته و به جز اندونزی، دچار بحران های سیاسی هم زمان با بحران اقتصادی نیز شده اند.  متاسفانه کشور ما در سال های گذشته با توجه به درآمدهای زیاد نفتی نه تنها از دروازه توسعه عبور نکرد بلکه کج روی در سیاست های اقتصادی دولت، مسیر توسعه را دشوارتر هم کرد.   در این کتاب نویسنده سرفصل های مهمی چون کالاها، رونق ها و دولت ها، شکل گیری دولت نفتی، نفت و تغییر رژیم، تاثیرات گنجه سرشار، سیاست رانت جویی، از رونق به رکود، تاثیر رونق های نفتی بر کشورهای صادرکننده نفت و... را بررسی کرده است. کتاب «معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی» رساله ای درباره بیماری فلج مغزی است که مقامات تصمیم گیری که بر کشورهای نفت خیزی مانند ونزوئلا، نیجریه یا... حکومت می کنند، گرفتار آن می شوند. یک تئوری اقتصادی تحت عنوان بیماری هلندی قصد دارد تا این شرایط فلاکت بار پس از رونق را توضیح دهد، اما موضوعی که به آن پرداخته نشده است این سوال است که چرا دولت های کشورهای نفتی، مسیری را انتخاب می کنند که منجر به بیماری هلندی می شود؟ کارل در بخش های مختلف کتاب نشان می دهد که مسیری از انتخاب ها طی تاریخ این کشورها، انتخاب ها در آینده را محدود می کند و باعث می شود تا دولت های کشورهای صادرکننده نفت، در زمان رونق نفتی، با مجموعه محدودی از انتخاب ها مواجه باشند، اما این که چرا کشورهای صادرکننده نفت رفتار یکسانی را از خود نشان داده اند، به همان مسیر انتخاب کشورها باز می گردد و از دیدگاه نویسنده، ارتباط مستقیمی با نحوه دولت سازی مدرن در این کشورها دارد.  به صورتی که در بیشتر کشورهای نفتی، دولت سازی مدرن یک هم زمانی تاریخی با کشف نفت داشته است و از این رو، ورود شرکت های قدرتمند بین المللی نفتی در این کشورها که هم زمان با دولتی ضعیف بود، به همراه عدم نیاز دولت ها به مالیات ستانی و سایر عواملی که در کتاب به خوبی به آن ها پرداخته شده است، باعث شد تا دولت های نفتی اقتدار کافی نداشته باشند، هر چند که حوزه اختیارات دولت در این کشورها بسیار زیاد بود، اقتدار کمی وجود داشته و در نتیجه تناسبی بین حوزه، اختیارات و اقتدار دولت وجود نداشته است.  بررسی های نویسنده نشان می دهد که دو ویژگی مشترک بین همه کشورهای صادرکننده نفت یعنی هم زمانی کشف نفت و دولت سازی مدرن و هم چنین این که رانت نفت در اختیار دولت است، از مهم ترین عواملی است که انتخاب های سیاست گذاران در این کشورها در زمان رونق نفتی را به یک دیگر شبیه می کند. در نهایت در فصل آخر از بخش سوم، نویسنده به مقایسه نظام های دیکتاتوری و دموکراسی در کشورهای نفتی پرداخته و با مقایسه دو مورد ایران و ونزوئلا نشان می دهد که در پی یک رونق نفتی و نابسامانی های پس از آن، از آن جایی که در دیکتاتوری راه حل قانونی برای جانشینی وجود ندارد، احتمال انقلاب محتمل تر است تا در دموکراسی.  اگر خواننده به دنبال یافتن پاسخی برای توسعه نیافتگی کشورهای صاحب منابع طبیعی باشد می تواند با مراجعه به این کتاب و بررسی سه بخش مهم و اصلی کتاب سوال خود را پاسخ دهد. کشورهایی که منابع عظیمی دارند اما با وجود این منابع، در دسته کشورهای فقیر یا کشورهایی با برنامه های توسعه ای شکست خورده هستند.  شاید بتوان نقطه عطف کتاب را بررسی، تحلیل و مورد کاوی اتفاقات و حوادث بازه زمانی 1970 میلادی (1394 شمسی) دانست. در این دهه میلادی کشورهای دارای منابع طبیعی به خصوص نفت تجربه تازه ای را در اقتصاد خود داشتند.   در سال 1973 میلادی (1352 شمسی) اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت ممنوعیت و تحریم نفت را اعلام کردند، اما یک سال بعد تحریم ها پایان یافت و قیمت نفت از بشکه ای 3 دلار به حدود 12 دلار افزایش پیدا کرد. بحران نفت یا به عبارتی شوک نفتی تاثیرات و عواقب کوتاه مدت و بلندمدت بسیاری را روی سیاست های جهانی و نیز اقتصاد جهانی گذاشت که بعدها تحت عنوان اولین شوک نفتی خوانده شد که در ادامه بحران نفت 1979 میلادی (1358 شمسی) به دومین شوک نفتی تغییر نام یافت.  در این کتاب این دوران به صورت ویژه ای بررسی شده و کشورهای دارای ذخایر نفتی به تفکیک موقعیت تحلیل شده اند. این کتاب با بررسی این دوران، دلایل توسعه نیافتگی این کشورها را بیان می کند.نفرین منابع یا معمای فراوانی چیست؟ جعفر خیرخواهان: معمای فراوانی یا نفرین منابع می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چرا عملکرد اقتصادی همه کشورهای نفت خیز بزرگ با کمبود سرمایه، به استثنای نروژ بدتر شد.آیا منابع طبیعی و خدادادی مانند نفت، گاز، مس، الماس و طلا، نفرین طبیعت یا موهبت و نعمت طبیعت هستند؟ شواهد تجربی تاریخی نشان می دهد که هر دو حالت امکان پذیر است، اگرچه بیشتر کشورها برخلاف آن چه انتظار می رفت نتوانستند بهره مناسبی از این منابع ببرند. پرسش مهم این است که چه تفاوتی بین این دو گروه کشور برنده و یا بازنده از داشتن منابع طبیعی وجود دارد. تفاوت بزرگ به حوزه اقتصاد سیاسی یا وجود نهادهای خوب و بد و حاکم بودن یا نبودن قانون و به دنبال آن شیوع فساد ربط پیدا می کند. کشورهای برنده آن هایی بودند که موفق به استقرار نهادهای مناسب از جمله قواعد بودجه ای و انضباط مالی شدند که استفاده از ثروت منابع را در جهت منافع عمومی بلندمدت جامعه مهار کرد. هنگامی که در دهه 1970 قیمت نفت در مدتی کوتاه چند برابر شد و کشورهای صادرکننده نفت شاهد رشد شدید درآمدهای خود بودند رهبران و مردمان این کشورها تصور می کردند که مسیر رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی پایدار به راحتی برایشان هموار و کوتاه شده است، اما بسیاری از این کشورها به جای بهره مندی از ثروت منابع طبیعی، گرفتار نفرین منابع طبیعی شدند. معدود کشورهایی مانند نروژ (نفت)، شیلی (مس) یا بوتسوانا (الماس) موفق شدند به عملکرد قابل قبولی دست یابند. آیا مقصر آن گونه که گفته می شد بیماری هلندی است که با ورود ارز به خزانه کشور، باعث تقویت نرخ ارز واقعی می شود و قدرت رقابتی بخش های غیرنفتی را کاهش می دهد؟ یا که ثروت و وفور منابع باعث می شود تا کارآفرینی مولد سودجویانه به صورت طبیعی به سمت فعالیت های رانت جویانه ناکارای اجتماعی سوق یابد؟  چه میزان از ترسیم این یا آن سرنوشت به کیفیت نهادها، حاکمیت قانون  و درجه توسعه قضایی کشور بستگی دارد؟ آیا ثروت منابع کشور به شکل فساد، تصرف رانت و جنگ های داخلی به قیمت گسترش نابرابری و فقر به تارج می رود؟ آیا رونق منابع نفتی باعث ماندگاری سیاست های بد ناپایدار به مدت طولانی می شود؟ آیا با توجه به محدودبودن و تمام شدن ثروت طبیعی، این منابع نباید در سایر دارایی های مولد به حد کافی سرمایه گذاری شود؟   تجارب متنوع از کشورهای صاحب منابع طبیعی  روایت ها از نفرین منابع برای کشورهای زیادی در دسترس است، اما حیرت آورترین آن ها شاید کشور نیجریه باشد. درآمد نفتی سرانه در نیجریه از 33 دلار در سال 1965 به 325 دلار در سال 2000 افزایش یافت، اما درآمد سرانه کشور از هنگام استقلال آن در 1960 همچنان به میزان 1100 دلار برابری قدرت خرید ثابت باقی ماند و نیجریه را در بین 15 کشور فقیر جهان جای داد. بین 1970 و 2000 بخشی از جمعیت که با کمتر از یک دلار در روز زندگی می کردند از 26 درصد به 70 درصد افزایش یافت. در سال 197سهم درآمدی 2 درصد بالایی با 17 درصد پایینی برابر بود، اما در سال 2000 سهم درآمدی همان 2 درصد بالا با سهم درآمدیی 55 درصد پایینی برابر شد. روشن است که صادرات عظیم نفت به نفع مردم عادی نیجریه نبود. اگرچه نیجریه رشد سریع سرمایه فیزیکی 7 درصدی در سال را از زمان استقلال تجربه کرد، از کاهش 1.2 درصدی بهره وری کل عوامل در سال رنج می برد. بهره برداری از ظرفیت کارخانجات صنعتی موجود به حدود یک سوم رسید. بنابراین دوسوم ظرفیت که بیشتر متعلق به صنایع و شرکت های در مالکیت دولت بود، خالی ماند. دیکتاتوری های نظامی یکی پس از دیگری ثروت نفت نیجریه را غارت کردند و نیجریه به خروج مقادیر عظیم ثروت افشان شده به خارج مشهور شده است. ثروت نفت عرصه سیاست و حکمرانی را در نیجریه به نحو اساسی تغییر داده است. در این جا ساده لوحانه است اگر بخواهیم عملکرد اقتصادی خراب نیجریه را با مشکل بیماری هلندی یا تقویت پول ملی در برابر پول های خارجی که باعث بدتر شدن قدرت رقابتی بخش صادرات غیرنفتی می شود، تبیین کنیم. سایر صادرکنندگان نفت از ایران، ونزوئلا و لیبی گرفته تا الجزایر و عراق رشد منفی را در چند دهه گذشت تجربه کردند. مجموع کشورهای اوپک کاهش تولید ناخالص ملی سرانه را تجربه کرد، در حالی که سایر کشورهای جهان از رشد آن برخوردار شدند. پس فساد سیاسی و اقتصای و اعطای مجوزهای انحصاری و وارداتی و سایر امتیازات خاص به نورچشمی ها و رفقا و نه بیماری هلندی باید دلیل اصلی باشد که چرا عملکرد بلندمدت اقتصادهای نفتی بد بوده است.چرا نفرین منابع داریم؟ معمای فراوانی یا نرین منابع می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چرا عملکرد اقتصادی همه کشورهای نفت خیز بزرگ با کمبود سرمایه، به استثنای نروژ بدتر شد. پاسخ به ناتوانی نظام اداری و تضعیف ظرفیت حکومت در اداره امور جامعه و در خدمت تولدی بودن بر می گردد.  رانت منابع، دموکراسی و کیفیت حکمرانی را تضعیف می کند چون ارزش در قدرت باقی ماندن را بالا می برد و سیاستمداران را تشویق به گسترش بی حساب و کتاب بخش عمومی و بوروکراسی دولتی و ایجاد مشاغل غیرمولد و توزیع یارانه های ناکارآمد به جامعه می کند. رونق منابع نفتی، کارآفرینان مولد را به صورت طبیعی تشویق می کند تا استعداد خود را به سمت به چنگ آوردن بخشی از رانت های خلق شده هدایت کنند به جای این که راسا تصمیم به خلق ثروت بگیرند.  در کشورهای نفتی که دموکراسی نابالغ داشته و فشار برای هزینه کرد سریع منابع زیاد است، دولت بر سر قدرت از ترس این که وجود ذخیره شده را رقیب سیاسی در آینده خرج کند اقدام به مصرف غیربهینه آن ها در زمان حال می کند، اما در کشورهایی که احزاب مردمی با دیدگاه های متکثر و جامعه مدنی قوی وجود داشت حکومت ها، نهادهای موافق تولید و دوستانه و مکمل بازار ایجاد کردند و اجازه ندادند رانت نفت مستقیم و سریع به اقتصاد تزریق شود.  به بیان دیگر اگر نهادهای یک کشوری قوی باشند، نظام قضایی با کارایی کار می کند و شفافیت بسیار بالاست. رانت جویی بازده پایینی دارد و رانت منابع به شکل فساد و تبعیض و معاملات و قراردادهای پنهانی بر باد نمی آورد.   ماجرای فیل های سفید کشور ونزوئلا نمونه دیگری از بهره برداری نادرست رانت نفتی بوده است که در غیاب نهادهای نظارت و بازبینی رفتار دولت ها، کشور را به سمت سیاست های پوپولیستی ضدتولیدی کشاند. درآمد عظیم نفتی، حس کاذب امنیت در سیاستمداران ایجاد کرد و آن ها را تشویق به سرمایه گذاری در پروژه هایی کرد که غیرضروری بودند (فیل های سفید).  سیاست های بد را با جبر و دستور حفظ کردند و لباس دولت های رفاه با توزیع تسهیلات یارانه ای را بر تن کردند که انجام چنین وعده وعیدها و ریخت و پاش هایی با کاهش درآمد نفتی ناممکن بود. سیاستمداران که رانت عظیم حاصل از صادرات و فروش نفت چشم شان را خیره و کور می کند سیاست های مشوق رشد، تجارت آزاد و مدیریت صرفه جویانه در شرایط محدودیت منابع را نمی بینند.  بخش خصوصی هم که خواهان حمایت های مختلف است با اجرای سیاست جانشینی واردات و بالا بردن دیوار تعرفه ای، سهمیه گذاری واردات و یارانه به تولید به شکل گلخانه ای فعالیت می کنند.

    نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟
  • نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان

    نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان
    ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمدرضا متقی: «فقط با یک خرید حقوق چند میلیونی در ماه بگیرید!» تبلیغی که هم در فضای مجازی و هم میان مردم از آن سخن به میان می آید. اگر کمی کنجکاوی تان تحریک شود، چه از طریق لینک ها و چه از طریق تبلیغ گران، مطالب مختلفی ارائه می شود که برخی از آنها هر ایرانی را ذوق زده کرده و به آینده ای با رفاه مالی امیدوار می کند.  می توان به جرأت گفت که هر کدام از ما حداقل یک بار درگیر تبلیغات چی های این شبکه های بازاریابی شده و اصولا نکاتی را نیز به خاطر دارد. مطالبی که در چند مورد کلی مشترک هستند. از جمله آن که «اگر از ما (مثلا) صد هزار تومان خرید کنید، فراغ از کالاهایی که دریافت کرده اید، می توانید به بازاریابی هم بپردازید و از هر فروش پورسانت مشخص دریافت کنید. مثلا شما یک رستوران خوب را در محله خود نام ببرید. ما می گوییم باید از همین معرفی هم پول در آورد.» در توضیح این مسئله می گویند: «اولین بار یک شرکت دوچرخه سازی در روسیه از این ایده استفاده کرد و برنامه ای ترتیب داد که مشتریان با پرداخت 10 روبل به جای 50 روبل صاحب دوچرخه شوند اگر چهار مشتری دیگر نیز معرفی کنند؛ ولی فروش کمپانی به سرعت به اشباع رفت. در روسیه به آن شرکت بهمنی و در فرانسه به آن گلوله برفی لقب دادند و صدد رصد تقلب و کلاهبرداری تلقی شد. از آن پس، سیاستمداران، اقتصاددانان و جامعه شناسان زیادی به دنبال پیدا کردن راهی بودند که از این ایده به نفع همه استفاده کنند.»بعد از اطمینان دادن از اینکه ما یک شرکت کلاهبرداری نیستیم، ادامه می دهد: «اولین کمپانی که به طور رسمی فعالیت بازاریابی چند سطحی را در سال 1930 آغاز کرد، کمپانی ویتامین کالیفرنیا بود که نام خود را در سال 1939 به نوترالایت تغییر داد. آمریکن وی (ام وی)، یک شرکت آمریکایی است که از تکنیک های بازاریابی شبکه ای استفاده می کند و مبادرت به فروش انواع محصولات شامل محصولات سلامتی، زیبایی و لوازم بهداشت در منزل کرده است.طبق آمار معتبر در مورد این کمپانی، گزارش فروش 8.11 میلیارد دلار آمریکا در سال منتهی به 31 دسامبر 2013 (هفتمین سال پیاپی رشد شرکت) را دادند. خط تولید شرکت در سال 1974 طرح این شرکت فعالیت هرمی شناخته و از ادامه فعالیت شرکت جلوگیری شد. این شرکت برای رفع اتهام خود مدت چهار سال میلیون ها دلار برای هزینه های قانونی پرداخت کرد تا در نهایت در سال 1979، FTC (کمیسیون تجارت فدرال) رأی داد که AmWay یک Pyramids نیست.  یعنی منافع آن از فروش محصولات حاصل می شود تو در نتیجه FTC، نت ورک مارکتینگ را به عنوان یک سیستم توزیع قانونی و موثر معرفی کرد. «ام وی» با رتبه 114 بین بزرگترین شرکت های خرده فروشی دنیا توسط دولت در سال 2006 دسته بندی شد  و با رتبه 25 یین بزرگترین شرکت های خصوصی در ایالات متحده توسط فوربز در سال 2012 دسته بندی شد. به خاطر سوددهی این شرکت، بسیاری دیگر از تولیدکنندگان هم از این روش استفاده کرده اند و اکنون دو درصد مردم جهان به بازاریابی شبکه ای مشغول هستند.»در ادامه هم خواهند گفت: «از سال 79 (سال 2000 میلادی) فعالیت شرکت گلد کوئست در کشور ایران آغاز شد. رفته رفته رشد این شرکت با فریب مردم رو به فزونی گذاشت. با افزایش رشد این شرکت، شرکت های دیگری نیز پا به عرصه نهادند که نقطه مشترک تمام آنها فعالیت هرمی بود و محصول نقش چندانی در فعالیت های آنها نداشت. در واقع در این شرکت ها فقط پلن بود که فروخته می شد.  هر از چند گاهی سیستم و شرکت جدیدی در ایران شکل می گرفت و پول عده زیادی به باد می رفت. از سال 83 با افزایش شکایت های مردم یکه در این شرکت ها متضرر شده بودند، دولت شروع به تبلیغات منفی و نشان دادن اهمیت واقعی این شرکت ها کرد. پس از آن با برخوردهایی که به صورت نه چندان قوی با این شرکت ها انجام گرفت، فعالیت های این شرکت ها به صورت محدودتر و مخفی تر ادامه یافت. تمام این شرکت ها در ابتدا ادعای فعالیت بر اساس نت ورک مارکتینگ واقعی و صحیح را می کردند اما در ادامه به فعالیت هرمی خود می پرداختند.در سال 86 شرکت هایی همچون «سوئیس کش» پا به عرصه گذاشتند که دیگر عملا کارشان مالی گیم (بازی با پول) بود. در این سیستم بستر اینترنت در ایران بسیار به رشدشان کمک کرد. دولت در تمام این مدت در تلاش برای از بین بردن این شرکت ها بود اما مانند علف هرز با منحل شدن یک شرکت، در کنارش شرکت دیگری سر بر می آورد.به مرور دولت متوجه شد تنها راه مبارزه با فعالیت های هرمی و مالی گیم، ایجاد یک بستر سالم و قانونی و شرعی برای فعالیت های نت ورک مارکتینگ واقعی که محصول محور باشد، است. به این ترتیب اساسنامه ای در این زمینه تهیه شد و به تصویب رسید. در این اساسنامه تلاش شد تمام ایرادات اقتصادی، قانونی و شرعی برطرف شود تا شاهد نت ورکی کاملا سالم در ایران باشیم. به این ترتیب وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام کرد تمام شرکت هایی که تمایل به فعالیت در زمینه نت ورک مارکتینگ دارند باید نسبت به اخذ مجوز اقدام کنند. از آن زمان تاکنون شرکت هایی موفق به اخذ مجوز شده اند و در حال فعالیت در این تجارت هستند که شرکت ما هم یکی از آنهاست.»بعد از این توضیحات زمان به طرح درآمد من می رسد «طرح درآمدی موضوعی است که در کنار ساختار مدیریتی و کیفیت محصولات سه ضلع اصلی مثلث موفقیت شرکت را تشکیل می دهد و زمانی که از موفقیت صحبت می کنیم، منظورمان موفقیت همه ارکان شرکت از مدیران و سهامداران شرکت تا شبکه فروش و حتی مصرف کنندگان نهایی محصول است. به همین دلیل ما در شرکت با آگاهی از اهمیت و حساسیت موضوع طرح درآمدی تلاش کرده ایم با بهره گیری از تجارب و استانداردهای جهانی و قوانین موجود در کشورمان، کامل ترین، منطقی ترین و پرسودترین طرح درآمدی را به علاقه مندان به همکاری پیشنهاد دهیم.»هر کدام از ما با شنیدن این تبلیغات بی شک کمی وسوسه شده ایم که دریابیم نتیجه این همه توضیح چیست: «بر اساس نظر اکثر کارشناسان بازاریابی شبکه ای طرح درآمدی مطلوب در یک شرکت بازاریابی شبکه ای طرحی است که ترکیب متوازنی از پرداخت پداش به صورت Front End و Bck End ایجاد کرده باشد. با این توضیحات (به طور مثال) اگر دو نفر را به خرید کالای ا ترغیب کنید 15 درصد قیمت کالا به شما پرداخت خواهد شد. بعد اگر این دو نفر هر کدام کالا را برای دیگری بازاریابی کنند 10 درصد از فروش آنها بدون این که شما فعالیتی کرده باشید به حساب شما واریز می شود.» بی شک برای افرادی که وضعیت مالی متوسط به پایین دارند، این سبک کار کم زحمت و کمتر وقت گیر، بسیار جذاب است اما باید پرسید قانون و شرع چه رویکردی نسبت به آن دارد؟ حلال و حرام بازاریابی شبکه ایمتن استفسا درباره تجارت هرمی بی شک یکی از دغدغه های اصلی درباره مسئله ای مانند بازاریابی شبکه ای، مسائل دین یو شرعی است. به ویژه که در دین اسلام و مذهب تشیع مطالب زیادی در باب منابع کسب درآمد به میان آمده است به صورتی که می توان به جرأت گفت در تمام کتب جامع فقهی و فتوایی، فصل یا کتابی با عنوان تجارت، مشتقاتش یا مترادف هایش مطرح شده است. به همین سبب سوالی را از دفاتر مراجع تقلید پرسیده ایم که شرح پاسخ های آن در ادامه می آید. سوال: با توجه به متن آیین نامه مصوب معاونت توسعه بازرگانی که سال 88 پیرامون بازاریابی شبکه ای در اختیار مردم قرار گرفته است؛ آیا به نظر حضرت عالی کسب درآمد از این مسیر جایز بوده و آیا اکل مال به باطل است یا خیر؟ در توضیح بازاریابی شبکه ای و تفاوت اصلی آن با شرکت های هرمی نیز باید گفت بازاریابی شبکه ای به فعالیتی اطلاق می شود که کالاهای مصرفی را در اختیار مردم قرار می دهد، بر عکس شرکت های هرمی که اصولا کالای مورد نظرشان، کالاهای سرمایه ای بوده و به صورتی، حتی آن شیء به دست مشتری نمی رسید، چه برسد که مورد استفاده وی قرار گیرد. بازاریابان هم به واسطه خرید مشتری پورسانت دریافت می کنند. حال اگر چند بازاریاب را زیرمجموعه خود قرار دهند، از هر فروش آنها نیز پورسانتی به بازاریاب سرشاخه داده می شود.آیت الله عبدالله جوادی آملی:ایراد شرعی دارد و دریافت حقوق به این واسطه اکل مال به باطل است. آیت الله سید علی خامنه ای:درآمد در بازاریابی شبکه ای هم در ازای فروش مستقیم کالا و هم در ازای فروش از طریق زیرمجموعه کسب می شود. نکته اصلی این است که دز درآمد حاصله از فروش در زیرمجموعه نباید پورسانتی دریافت شود چون اکل مال به باطل است اما اگر به واسطه عمل خود فرد، کسب درآمد صورت گیرد ایراد شرعی ندارد.آیت الله جعفر سبحانی:از نظر شرعی جایز نیست و نباید به آن اشتغال یافت.آیت الله سید موسی شبیری زنجانی:بازاریابی به نفسه مشکلی ندارد و در جهان امروز رایج است اما بازاریابی که فردی از دسترنج دیگری بدون انجام فعالیت به معنای عام، اکل کند، ایراد شرعی داشته و درآمد حاصله شبهه ناک خواهد بود.آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی:اگر در مقابل کار خود پول می گیرد اشکال ندارد و اگر پول کار دیگران را می گیرد اشکال دارد. به صورتی که اگر صرفا منبع درآمد به خاطر کاری است که دیگری انجام می دهد و فرد اکل دخل و تصرفی در آن ندارد، فعل حرام است و مال اخذ شده حرمت شرعی دارد.آیت الله یوسف صانعی:اگر مشتری به کالا جهل دارد، معامله غرری است و اکل مال به باطل بوده اما اگر کالای خریداری شده در اختیار مشتری قرار گیرد و مورد مصرف وی باشد، خرید وی ایراد شرعی ندارد. حال حق دلالی و پورسانتی که معرف دریافت می کند، اگر واسطه اول بوده باشد، مانند حکم بازاریابی معمولی است اما اگر بدون فعالیت، انبارداری، تغییر در شکل و ... به کسب درآمد به واسطه بازاریابی سایرین بپردازد، مال به دست آمده شبهه ناک خواهد بود و احتیاط آن است که به آن همت نگمارید.آیت الله ناصر مکارم شیرازی:شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع نوعی کلاهبرداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران است. آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی:اگر هدف نوع افراد از خرید، مصرف کالا باشد نه صرف بازاریابی، در نهایت هم قیمت، بیش از قیمت اصل کالا نباشد و زیر نظر حکومت باشد، از باب خریداری ایرادی ندارد؛ درآمد حاصل از آن نیز اگر تنها مشمول بازاریاب فاعل بوده، بلا اشکال خواهد بود.آیت الله حسین نوری همدانی:این گونه فعالیت اقتصادی که هم آسیب زننده به اقتصاد کشور است و هم از نظر فردی، افرادی را به این عمل و اکل دسترنج دیگران تشویق می کند، اشکال شرعی دارد.آیت الله حسین وحید خراسانی:موارد مذکور توجیهات امر بوده و در اصل حکم که عدم جواز است، تاثیری نخواهد داشت.با توجه به این پاسخ ها می توان دریافت مشکل اصلی از نظر شرع، نوع پرداخت های این ساختار است و کالای مورد خرید و فروش در جایگاه دوم قرار می گیرد و فارغ از مسیر صدور حکم حکومتی، تنها در صورتی می توان حکم شرعی برای این گونه فعالیت ها دریافت که سامانه پرداخت های این فعالیت اقتصادی سودمند، تغییرات جدی کند.

    نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان
  • آموزش کسب درآمد از اینستاگرام

    آموزش کسب درآمد از اینستاگرام
    وب‌سایت بازده: آموزش کسب درآمد از اینستاگرام می تواند راهگشای کسب و کار میلیاردها نفر که به افزاره‌هایی مثل فیس‌بوک، اینستاگرام و اسنپ‌چت هجوم آورده‌اند باشد.  عجیب نیست که این پلت‌فرم‌ها تا این حد برای تازه‌واردین جذابیت دارد. واضح است که درک این قدرت مطلق و دسترسی به یک پلت‌فرم مانند اینستاگرام و سایر پلت‌فرم‌ها می‌تواند از طریق یک رویکرد بسیار هدفمند در برابر میلیون‌ها دنبال‌کننده، سبب افزایش شدید فروش هر کسب‌وکاری شود.هرچند، ما نیز می‌دانیم که ساختن یک حساب کاربری در اینستاگرام و به‌دست آوردن میلیون‌ها دنبال‌کننده، کار ساده‌ای نیست و مانند دیگر پلت‌فرم‌های رسانه‌های گروهی، نیازمند تلاش، شور و شوق و مهارت زیاد در بازاریابی است. این یک مسئولیت پر پیچ‌وتاب، دشوار و بسیار پیچیده است که در طول راه با چالش‌ها و مشکلات زیادی همراه است.با این حال، به نظر نمی‌رسد که این سختی‌ها باعث دلسردی کسانی شود که جذبِ احتمال وجود ترافیک ذاتی رایگان و تقریبا نامحدود اینستاگرام شده‌اند، ترافیکی که می‌تواند ناشی از داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده باشد. و من به عنوان کسی که در حوزه‌ی بازاریابی برخط غوطه‌ور است، می‌توانم به شما مستقیما بگویم که چه‌قدر این روش جذاب است.اینستاگرام نیز مانند رتبه‌بندی که در بالای صفحات نتایج موتور جست‌وجوی گوگل وجود دارد، جایی که میلیون‌ها چشم جذب شما می‌شوند، یک ظرف طلای مجازی ارائه می‌دهد. اینستاگرام را می‌توان فقط به عنوان یک آرامان‌شهر توصیف کرد که در فضایی از چیزهای به هم پیوسته وجود دارد و یک مسیر تقریبا مستقیم رو به موفقیت را در هر حوزه‌ای فراهم می‌کند.وقتی به افرادی که بیش‌ترین تاثیر را روی اینستاگرام داشتند، اندیشیدم من را به این فکر فرو برد که چه‌طور این آدم‌ها چنین موفقیتی را در این پلت‌فرم کسب کردند. موضوع دیگری که متوجه شدم این بود که بسیاری از حساب‌های کاربری که میلیون‌ها دنبال‌کننده دارند، دنبال‌کنندگان‌شان را برای منافع اقتصادی عظیم به کار برده‌اند.برخی از برترین‌ها، بدون این‌که حتی یک دلار از جیب خود خرج کنند، کسب‌وکارهای چند میلیون دلاری راه انداخته‌اند. آنها به سادگی و با داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده، مخاطبانی ذاتی از قبل داشته‌اند. البته این امر، زیبایی ساختن یک کانال اطلاع‌رسانی است. اگر کسب‌وکاری راه بیندازید که هماهنگ با آن کانال باشد، فرصت‌ها نامحدود هستند.آموزش کسب درآمد از اینستاگرامهر کسی می‌تواند یک کسب‌وکار در اینستاگرام راه بیندازد. اما بدون هواداری قابل توجه، آدم‌های زیادی آن کسب‌وکار را نخواهند شناخت. آن‌چه من می‌خواستم بررسی کنم این بود که چه‌طور می‌توان تعداد دنبال‌کنندگان را افزایش داد. منظور من بالای یک میلیون نفر دنبال‌کننده است، تعدادی که آگهی‌دهندگان را جذب کند.بنابراین مستقیما سراغ مرجع رفتم. از کسانی که موفقیت‌های زیادی در این حوزه به‌دست آورده بودند، خواستم که رمز موفقیت‌شان را برای من فاش کنند. در پایان، سه نفر از افراد موفق در اینستاگرام را نشانه گرفتم که توانسته بودند به همین نوع دیوانه‌وار موفقیت نائل شوند، نوعی که چنان وسوسه‌انگیز و هیجان آور است که باعث شده حساب‌های کاربری مشابه زیادی به تقلید از آنها توسط کسانی ساخته شود که می‌کوشند موفقیت‌های آنها را تقلید کنند و با آنها رقابت کنند.هرچند، این موفقیت، برای هیچ یک از این آدم‌ها طبق یک سناریوی یک شبه رخ نداده‌است. و ابدا به سرعت اتفاق نیفتاده‌است. بلکه زمان صرف آن شده‌است. سه نفری که من با ایشان صحبت کردم، دو تا سه سال زمان صرف کرده بودند تا حساب کاربری‌شان بیش از ۱میلیون دنبال‌کننده داشته باشد. باید بگویم که بخش بزرگی از موفقیت آنها پشتکار بوده‌است و تکرار مداوم عادات واقعا خوبی که هر کارآفرین موفقی را تعریف می‌کند.در ادامه ۳ روش را به شما معرفی می کنیم که بتوانید از اینستاگرام درآمد خوبی کسب کنید.۳ روش آموزش کسب درآمد از اینستاگرام:۱. فروش مستقیم محصولاتبه احتمال زیاد خیلی از تولید کنندگان لوازم شخصی، مد یا لوازم تزئینی را می‌توانید در اینستاگرام پیدا کنید که تصاویر اجناس خود را منتشر می‌‌کنند، به فروش می‌رسانند و از اینستاگرام به عنوان یک رسانه رایگان برای تبلیغ محصولات خودشان استفاده می‌کنند. این روش زودبازده‌ترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.۲. تبلیغاتدر این روش افراد با ترفندهایی به تعداد قابل توجهی دنبال‌کننده یا همان فالور دست پیدا می‌کنند و تبدیل به یک رسانه پر بازدید می‌شوند، سپس با قرار دادن تصاویر تبلیغاتی در بین محتوای منتشر شده، به درآمد خوبی می‌رسند. این روش ساده‌ترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.۳. برندسازیاین روش مخصوص صاحبان کسب‌وکارهاست که از پتانسیل اینستاگرام برای توسعه برند و بازاریابی خود استفاده می‌کنند. برندها در این روش به صورت دائم روی محصول یا خدمات خاصی تأکید نمی‌کنند و به جای فروش مستقیم محصول، سعی در هدایت کردن مشتری به محل اصلی عرضه محصول خود که وب‌سایت یا فروشگاه است دارند. این روش اصولی‌ترین و بهترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.

    آموزش کسب درآمد از اینستاگرام
  • بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها

    بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها
    فصلنامه همشهری اقتصاد: در نیمه دوم سال 2015 هفته نامه اقتصاد «اکونومیست» در تازه ترین گزارش خود آماری از تحولات ایجاد شده در ارزش دلاری شرکت هایی که به آن ها نوپا یا به عبارت بهتر استارت آپ می گویند، ارایه داد. طبق معمول شرکت هایی مانند گوگل، فیس بوک، توییتر و... رتبه های برتر را از آن خود کرده بودند، اما این گزارش نکته جالبی را در دل خود گنجانده بود. اکونومیست در گزارش خود سه استارت آپ بزرگ ایرانی را براساس  ارزش دلاری رتبه بندی کرده بود. در این گزارش سه استارت آپ «دیجی کالا»، «آپارات» و «کافه بازار» به عنوان برترین های ایرانی معرفی شدند. شاید نکته پیام ورود نشریه معتبری مانند اکونومیست به بررسی استارت آپ های ایرانی نشان از تغییر و تحول در ساختار محیط کسب و کار اقتصاد کشور باشد. در اقتصاد کشورمان حرف اول برای راه اندازی هر کسب و کاری حتی در اندازه بسیار کوچک را سرمایه گذاری می زند.استارت آپ ها که با مزیت کم بودن هزینه اولیه سرمایه گذاری در کسب و کارهای جهان شکل گرفته اند، در ایران هم به همین دلیل مورد استقبال بسیاری از جوانان خوش فکر و نیروی انسانی خلاق قرار گرفته اند؛ البته در معرفی و جایگاه سازی استارت آپ ها همیشه صحبت از ایده های خلاق و کم هزینه بودن آغاز یک کسب و کار است. اما باید توجه داشت که استارت آپ ها هم مانند هر کسب و کاری با ورود سرمایه گذار و حمایت های مختلف موفقیت های بیشتری را به دست می آورند.اگر برترین استارت آپ های جهان از نظر ارزش دلاری را بررسی کنیم پرواضح است که این استارت آپ ها در فضایی (منطقه جغرافیایی) شکل گرفته اند که سرمایه گذاری روی کسب و کارهای نو بسیار شایع است. این منطقه که در اصطلاح «دره سیلیکون» نامیده می شود مهد رشد فناوری و کسب و کارهای حوزه آی تی است.  نگاهی به برترین استارت آپ های این حوزه نشان می دهد که همگی در این منطقه رشد کرده اند. بررسی ها نشان می دهد که در این منطقه، صنعتی به نام «صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری در استارت آپ ها» وجود دارد که وظیفه حمایت تمام و کمال از استارت آپ های حوزه های مختلف را به دوش می کشد. شرکت های موفقی مانند گوگل، توییتر، فیس بوک و... همگی در وهله اول با حمایت یک سرمایه گذار توانسته اند ایده خود را پرورش داده و درجایی که اکنون قرار دارند با میلیاردها دلار گردش سرمایه فعالیت کنند.استارت آپ های موفق می توانند علاوه بر بالا بردن رقم سرمایه در گردش خود میلیون ها شغل ایجاد کنند. وجود یک صنعت حمایتی مانند «صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری در استارت آپ ها» شاید بتواند در کشورمان فضایی را ایجاد کند تا شرکت هایی با سرمایه های در گردش میلیاردی با فوران ایده ها و خلاقیت های خود هم کسب و کارهای موفقی راه اندازی کنند و هم به بهبود شرایط شغلی کشور کمک کنند.در بیشتر این استارت آپ ها نسبت سرمایه ای که از طیق بازار سرمایه یا سرمایه گذاران خطرپذیر جذب شده در برابر ازش تجاری آن ها کمتر از 10 درصد است. به  همین دلیل حتی در اوج بحران اقتصادی در دنیا که اغلب صنایع گرفتار رکود بودند، استارت آپ های نوآورانه روند رو به رشد داشته اند. از سال 2000 یعنی زمان اوج حباب دات کام تا سال 2015 تعداد استارت آپ هایی که ارزشی بالای یک میلیارد دلار داشته و متعلق به سرمایه گذاران خطرپذیر بوده اند، تقریبا دو برابر شده و به 72 شرکت رسیده است.  در سال 2014 مجموعا 48 استارت آپ وارد باشگاه میلیارد دلاری ها شده و البته 16 شرکت هم به دلیل این که سهام آن ها در بازارهای بورس عرضه علنی شده یا از سوی سرمایه گذاران دیگر خریده شدهاند از حالت استارت آپ خارج شده و باشگاه استارت آپ های ملیارد دلاری را ترک کرده اند. جریان استارت آپی کشور یک حرکت ارزش آفرین کاملا ایرانی است؛ نمونه ای بدیع از توانمندی داخلی در راه اندازی کسب و کارهای نوین و مبتنی بر فناوری روز.نخستین جرقه های این جریان در روزهایی زده شده که در کشورمان زیر شدیدترین و ظالمانه ترین تحریم های بین المللی قرار داشت. استارت آپ های بزرگ و موفق ایرانی چون دیجی کالا (1384)، کافه بازار (1388)، آپارات (1385) و بسیاری دیگر به لطف ایده های جوانانی ایجاد شده که به دلیل تخصص و قابلیت های خود این فرصت را هم داشته اند تا در صدها شرکت بین المللی و مشهور اروپایی و امریکایی کار کنند، اما به رغم همه مشکلات، فشارها و محدودیت ها در داخل کشور ماندند و با آموختن از تجربیات موفق داخلی و خارجی، کسب و کار خود را به راه انداخته اند. هیچ کدام از این شرکت ها سرمایه گذار خارجی نداشته اند و همه موفقیت آن ها مدیون تلاش و نوآوری بنیانگذاران شان و سرمایه داخلی بوده است. حال این که اگر حمایت های مختلفی مانند ورود سرمایه گذاران متخصص را به این حوزه چاشنی کار استارت آپ ها کنیم بدون شک شاهد تحول شگرفی در این زمینه خواهیم بود، اما چرایی حمایت از استارت آپ ها بسیار مهم است. سایت آمازون براساس آمارهای رسمی اعلام شده در هر دو دقیقه 120 هزار دلار درآمد کسب می کند. نگاهی به برترین شرکت های جهان نشان می دهد که دیگر برترین ها تولیدکنندگان، نفت و صنایع وابسته به آن ها نیستند. جهان امروز در اختیار ایده های نو و فناوری است.  شرکت هایی مانند گوگل، یاهو، فیس بوک و آمازون نام های معروف و معتبری در دنیای اینترنت به شمار می روند. شرکت هایی که معمولا کمتر از بیست سال عمر دارند، اما بدون در اختیار داشتن سرمایه های کلان، معدن و چاه نفت به درآمدهای میلیاردی رسیده اند. رشد استارت آپ در کشور به خصوص در سال 94 بازتاب جهانی گسترده ای داشت. علاوه بر گزارش اکونومیست از محیط کسب و کار تازه اقتصاد ایران، روزنامه «واشینگتن پست» نیز دز گزارشی به تحلیل شرایط سرمایه گذاری و رشد استارت آپ در کشور پرداخت. در این گزارش نمونه های موفق ترین استارت آپ های کشور مانند دیجی کالا، تخفیفان، کافه بازار و...  معرفی شده اند. در بخش دیگری هم گفت و گوهای کوتاهی پیرامون چگونگی شکل گیری استارت آپ ها با فعالان این حوزه انجام شده است، اما از سوی دیگر قصه استارت آپ ها در کشور نشان می دهد که درصد شکست آن ها بسیار بالاست و در برخی مواقع از 90 درصد هم عبور می کند.نباید در مسیر شکست فقط قوانین دست و پاگیر و نبود حمایت های دولتی را مدنظر قرارداد. بررسی ها نشان می دهد که خوش بینی بیش از حد مدیران استارت آپ در مورد پیش بینی هزینه ها و نبود دیدگاه اقتصادی مناسب در میان سرمایه گذاران و فعالان حوزه کسب و کار می تواند از مهم ترین دلایل شکست استارت آپ در کشور باشد. تنها راهکار مقابله با این بحران هم توجه به پیش بینی های درست و جلوگیری از هیجانات در زمان پیش بینی ها و راه اندازی یک کسب و کار است. نگاهی به فعالان حوزه کسب و کارهای کوچک در جهان نشان می دهد که تمرکز بر پیش بینی درست هزینه ها یکی از اولویت های صاحبان کسب و کار است. تامین سرمایه به همراه همه تجهیزات و امکانات و مدیریت و... کسب و کارها ارزان نیست، اما اگر اهداف اقتصادی جدی پشت کسب و کار وجود داشته باشد به این میزان سرمایه گذاری نیاز است. در این شرایط است که یک شرکت می تواند به مرزهای بین المللی ورود پیدا کرده و درآمدهای واقعی را برای خود و اقتصاد کشور به ارمغان آورد. ورود نتایج موفقیت های استارت آپ ها به کشور بدون شک در اقتصاد ایران تاثیر مستقیم گذاشته و می تواند در بهبودش رایط کسب و کار هم اهمیت پیدا کند.   اگر  کمی از نگاه خوش بینانه به ایده های خلاقه جوانان خوش فکر ایرانی فاصله بگیریم بدون شک حمایت کننده هایی باید به کمک استارت آپ ها بشتابند. در هیچ جای دنیا دولت ها حامی استارت آپ ها نیستند و نمی توان انتظار داشت که هزینه رشد استارت آپ ها را دولت ها پرداخت کنند. در بسیاری از مواقع مشاهده شده است که ورود ریالی دولت به هر حوزه ای موجبات رانت و فساد و در نهایت شکست را فراهم آورده است. نمی توان استارت آپ ها را هم از این موضوع مبرا دانست.دولت ها در جهان شرایط رشد کسب و کارها و فضا را برای بزرگ شدن آن ها فراهم می کنند که بیشتر شامل قوانینی در راستای بهبود فضای کسب و کارهاست، اما در این میان سوالی که پیش می آید این است که حامی استارت آپ اگر دولت نباشد چه گروهی است؟ در همه جای دنیا و کشورمان شرکت های شتاب دهنده، حامیان استارت آپ ها هستند. شرکت های شتاب دهنده به مفهوم واقعی، شتاب دهی و بالابردن میزان رشد استارت آپ ها را بر عهده دارند. خوشبختانه در کشور ما هم شتاب دهنده های خصوصی همزمان با اوج گرفتن موج استارت آپی فعال شده اند. تعداد این شتاب دهنده ها از تعداد انگشتان یک دست کمتر است و گفته می شود که مجموعه سرمایه گذاری واقعی آن ها از یک میلیارد تومان تجاوز نمی کند، اما با همه نقدها و مشکلات موجود در این زمینه و انتقادهایی مانند تخصصی نبودن تعدادی از آن ها می توان وجود شتاب دهنده ها و حرکت کج دار و مریز آن ها را به فال نیک گرفت.آن چه در کشورمان مشاهده می شود، بیشتر شرکت های شتاب دهنده با مشارکت یا مشاوره ایرانیان خارج از کشور ایجاد شده اند و بعضا برخی شرکت ها و بانک های خصوصی هم در تامین مالی آن ها مشارکت دارند. تامین سرمایه اندک، ارایه امکانات عمومی نظیر فضای کاری و زیرساخت های فنی و همچنین حمایت های حقوقی و قانونی از مهم ترین خدماتی است که در این مراکز ارایه می شود. به هر حال رشد استارت آپ ها و شرکت های شتاب دهنده در کشور موج جدیدی در اقتصاد ایران را رقم زده است.

    بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها
  • آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

    برای اینکه به اهمیت تبلیغات در سینما پی ببریم بد نیست نگاهی به تاریخچه و اوج این پدیده بیندازیم و سپس به اهمیت این امر در سینما بپردازیم. تبلیغات «Advertising» شکلی از ارتباطات بازاریابی برای فروش یک چیز یا محصولی خاص است.

    آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
  • چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟

    چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟
    وب‌سایت شنبه - فهیمه خراسانی: شکلات‌های ترد و ویفری کیت‌کت برای بسیاری از مصرف‌کنندگان جهانی شناخته شده  هستند و طعم ترد و منحصربه‌فرد آنها چیزی نیست که به راحتی از یاد مصرف‌کننده برود، جالب است بدانید که این برند معروف سال ۱۹۳۵ در انگلستان راه‌اندازی شده و در طول عمر چند ده‌ساله خود، توانسته به عنوان یکی از شکلات‌های ویفری محبوب جهان شناخته شود.  شایان ذکر است که کیت‌کت در سال ۱۹۸۸ توسط برند معروف نستله خریداری شد و از آن پس، تحت نظارت و حمایت این گروه بزرگ تولیدی درآمده است. با این حال نام تجاری کیت‌کت، کماکان به عنوان یک برند مستقل و متمایز در بین مصرف‌کنندگان جهانی شناخته می‌شود.تحولات نوین در راستای اهداف پیشینآنچه باعث پیشرفت این برند در طول عمر نسبتاً طولانی آن بوده است، قطعاً بی‌ارتباط با نوع فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی آن نیست، به این معنا که فرایند بازاریابی این برند به گونه‌ای بوده است که از زمان آغاز تاکنون با روندی مشابه و ثابت به راه خود ادامه داده و در این میان از تحولات بازاریابی جهان نیز غافل نبوده اما نکته مهم در فرایند بازاریابی این برند اینجاست که تحولات تبلیغات آن نیز در راستای فرایندهای پیشین صورت گرفته است؛ یعنی برند کیت‌کت با داشتن مجموعه‌ای از اهداف و راهکارهای مشخص، راه خود را یافته است و این راهکارها و اهداف را در فعالیت‌های کنونی و آتی خود نیز ادامه می‌دهد، اگرچه با تحولات فناوری دنیای امروز نیز همگام شده است.  کمپین‌های دیجیتال این برند در راستای مفاهیم قبلی آن در حرکت هستند و در این میان، برخی نوآوری‌ها نیز با این فعالیت‌ها همگام شده است، از این رو باید گفت کیت‌کت برندی است که آینده خود را روی گذشته خود ساخته است و نوآوری و خلاقیت را در راستای اهداف و چشم‌اندازهای گذشته‌اش به انجام می‌رساند. چشم‌انداز بلندمدتاز جمله استراتژی‌های مهمی که توسط گروه تولیدی کیت‌کت، خصوصاً بعد از ادغام با نستله، دنبال شده است، تمرکز عمده بر اهداف شرکت است؛ برند کیت‌کت اهداف خود را در چشم‌اندازی مشخص در آینده تعیین می‌کند و رسیدن به آن اهداف را در دستور کار خود قرار می‌دهد. این استراتژی درست در مقابل استراتژی حفظ موقعیت در برابر رقبا قرار دارد، یعنی کیت‌کت به جای اینکه به رقابت با رقبای خود بپردازد و به دنبال حفظ شرایط کنونی خود در بازار جهانی باشد، تمرکز بر اهداف بلندمدت را در دستور کار خود قرار داده و در این راه حتی از شکست‌های مختصری که در این راه طولانی ممکن است بروز کنند، نیز نمی‌هراسد و داشتن دید بلندمدت را مهم‌ترین هدف خود می‌داند.بزرگسالان: مهم‌ترین گروه سنی مخاطبان کیت‌کتانتخاب درست دایره مخاطبان در هر کمپین تبلیغاتی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مراحل بازاریابی به شمار می‌رود، در مورد محصولاتی مانند شکلات‌ها نیز در وهله اول چنین به نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین گروه مصرف‌کننده این محصولات باید کودکان یا جوانان باشند اما در حقیقت این محصول در بین بزرگسالان و حتی افراد مسن نیز طرفداران زیادی دارند.  بنابراین با توجه به چنین نتایجی، برند کیت‌کت مخاطبان خود را از میان همه گروه‌های سنی انتخاب می‌کند اما تمرکز عمده آن بر مخاطبان بزرگسال است؛ چرا که محیط کاری بزرگسالان با ساعت‌های استراحت همراه بوده و در این ساعات است که این افراد نیاز به نوشیدن فنجانی چای یا قهوه را در کنار بیسکویت یا شکلات احساس می‌کنند.  برند کیت‌کت نیز با هوشیاری به این نیاز مخاطبان پاسخ گفته و با راه‌اندازی کمپین‌های متفاوتی در جهت اوقات استراحت بزرگسالان، محصولات خود را به عنوان یک میان‌وعده مناسب در زمان استراحت معرفی کرده است. از این رو می‌توان گفت برند کیت‌کت هیچ محدوده سنی‌ای برای خود قائل نشده و از آنجا که تمام گروه‌های سنی در زندگی نیاز به میان‌وعده دارند، کمپین‌های Break  را در راستای ساعات استراحت مخاطبان خود شکل داده است.گسترش کمپین بریکنماد ماندگار برند کیت‌کت با عنوان با کیت‌کت زنگ تفریح داشته باش  (Take a Break, have a KitKat) یکی از مهم‌ترین شعارهای تبلیغاتی این برند محسوب می‌شود که طی چندین دهه با این نام تجاری همراه بوده است. اخیراً نام تجاری نستله که این شرکت را خریداری کرده، با هدف گسترش این شعار به دنبال ارائه پیام‌های متمایزتری به مخاطبان برند کیت‌کت بوده است.  حضور کمپین موسوم به بریک  در فضای مجازی مانند یوتیوب و دیگر رسانه‌های اجتماعی، در کنار فعالیت گسترده آن در دیگر رسانه‌ها همچون تلویزیون از جلمه اقداماتی به شمار می‌روند که گسترش پیام‌های تبلیغاتی این برند را در فرایند مذکور نشان می‌دهند. نظارت بر مصرف مردم از جمله راهکارهای عمده برند کیت‌کت در ارتباط با بهبود کمپین بریک است، به این معنا که با تمرکز بیشتر بر شیوه‌های مصرف مردم و شناختن اوقات فراغت و به اصطلاح زنگ تفریح‌های آنها، بهتر می‌توان نوع تبلیغات و نحوه ارائه آنان را هدایت کرد.رسانه‌های اجتماعی ابزاری برای یافتن جغرافیای مصرفگرچه بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی برند کیت‌کت، ابتدا در کشورهای اروپایی راه‌اندازی می‌شدند و به انجام می‌رسیدند و بازاریابی در دیگر مناطق جهان مانند خاورمیانه و کشورهایی مانند چین در رتبه‌های بعد قرار داشت اما نمی‌توان از پتانسیل عظیم این مناطق جغرافیایی پرجمعیت، به عنوان مصرف‌کنندگان برند کیت‌کت، غافل شد و برند مذکور نیز در سال‌های اخیر تلاش‌های چشمگیری جهت گسترش بازار مصرف خود به لحاظ جغرافیایی انجام داده است.  در این میان باید حضور در رسانه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، فیس‌بوک، توییتر و غیره را از جمله ابزارهای قدرتمند این برند جهت گسترش جغرافیای مصرفی خود دانست، امروزه ویدئو تبلیغاتی برند کیت‌کت را افرادی که در خاورمیانه، چین، ژاپن، آفریقا و غیره نیز زندگی می‌کنند، می‌بینند و بنابراین باید گفت استفاده از رسانه‌های اجتماعی و حضور در فضای مجازی، یکی از فرصت‌های مناسب برای برندهای مختلف در جهت گسترش جغرافیای مصرفی آنهاست و برند کیت‌کت نیز به خوبی به این نکته توجه داشته است.تبلیغات متقابل کیت‌کت و یوتیوبهمان‌طور که ذکر شد، کمپین‌های موسوم به Break به معنی زنگ تفریح و استراحت، یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال به‌روزترین کمپین‌های این نام تجاری به شمار می‌روند. در همین راستا نیز یکی از کمپین‌های کیت‌کت در یوتیوب به عنوان «یک زنگ تفریح و یک ویدئوی یوتیوب» از جمله ویدئوهای پرمخاطب کیت‌کت در فضای مجازی بوده است.  از سویی همکاری برند کیت‌کت با یوتیوب به این صورت ادامه پیدا کرده که برند کیت‌کت روی جلد تعدادی از محصولات خود به جای عنوان کیت‌کت، نام یوتیوب بریک را نوشته است، این همکاری که به صورت دوجانبه انجام شده، به نوعی تبلیغ برای هر دو طرف محسوب می‌شود؛ هم مشتریانی که نام یوتیوب را روی ویفرهای شکلاتی کیت‌کت می‌بینند و هم کاربرانی که در گوشی‌های هوشمند خود ویدئوهای تبلیغاتی کیت‌کت را در یوتیوب مشاهده می‌کنند، با هر دو نام تجاری برخورد دارند و این ارتباط در ذهن آنها باقی خواهد ماند.

    چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟
  • فرهنگ کسب و کار در فرانسه

    فرهنگ کسب و کار در فرانسه
    روزنامه دنیای اقتصاد - کوشان غلامی: اکثر شرکت‌های بزرگ فرانسوی به همراه گرایش‌های مرکزی، دفاتر و مراکز اصلی و شعب بزرگ خود را در پاریس ایجاد می‌کنند. در این مطلب نکاتی ‌پیرامون فرهنگ تجاری فرانسه را آورده ایم.    1- پیشینه تحصیلی و مهارت‌های ذهنی، نکات مهمی ‌در کشور فرانسه به شمار می‌روند. 2- دولت و صنعت فرانسه از دیرباز روابط بسیار نزدیک‌تری نسبت به سایر کشورهای صنعتی داشته‌اند که این موضوع سبب پیدایش کارمندان ارشد دولتی بسیاری شده که نقش مهمی ‌در صنعت ایفا می‌کنند.3- برنامه‌ریزی‌های بلندمدت برای دهه‌های متمادی یکی از اصول مهم رویکرد فرانسوی بوده و منجر به طراحی برنامه‌های مشروح و مفصل توسط کمپانی‌ها شده است.4- اکثر شرکت‌های بزرگ فرانسوی به همراه گرایش‌های مرکزی، دفاتر و مراکز اصلی و شعب بزرگ خود را در پاریس ایجاد می‌کنند.5- مدیران اجرایی شرکت‌های فرانسوی معمولا دارای شخصیت کاریزماتیک بوده و هدایت شرکت را به شیوه‌ای مسلط و آمرانه انجام می‌دهند.6- کمپانی‌های فرانسوی تمایل به داشتن سلسله مراتب سفت و سخت با سیستم تصمیم گیری و گزارش دهی واضح و مترقی دارند.7- برقراری ارتباط در لایه‌های مختلف سلسله مراتب امری غیرمعمول تلقی می‌شود.8- ارتقا از طریق مجموعه‌ای از تجربه، مدارج تحصیلی و شایستگی‌های مشهود انجام می‌گیرد.9- شیوه مدیریت معمولا دستوری با ارائه راهنمایی‌ها و سفارشات در جلسات اطلاعاتی به کارمندان است.10- در جلسات باز و رسمی، اختلاف نظر بسیار کمی ‌با رییس مشهود است. سایر اختلافات در لابی‌های قبل از جلسه مشاهده می‌شود.11- رقابت گروه‌های همسان می‌تواند مدیریت تیم‌های با کارکرد متقابل را دشوار کند.12- رفتار منطقی همیشه محترم بوده و از همه انتظار می‌رود اینگونه عمل کنند. هرگونه رفتار احساسی می‌تواند به عنوان تفکر آشفته، فقدان ذکاوت یا هردو تلقی شود.13- تغییر شغلی در فرانسه بسیار کمتر از سایر کشورها دیده می‌شود. مردم این کشور از دیرباز زندگی شغلی خود را بر مبنای یک شرکت بنا می‌کردند.14- به‌رغم اینکه نام فامیل در شرایط رسمی یا در هنگام ارتباط با افراد مافوق متداول است، در بین گروه‌های همسان، نام کوچک استفاده می‌شود (مخصوصا در گروه‌های جوان‌تر).15- فصاحت کلام صفت مهمی‌است و مدیران فرانسوی معمولا سعی می‌کنند از طریق قدرت بیان خود، افراد را متقاعد کنند.16- اینکه تمامی‌ارتباطات نوشتاری از لحاظ گرامری به صورت صحیح نوشته شده باشد، بسیار مهم است.17- طنز بر اساس لطافت طبع و استفاده هوشمندانه از کنایات بنا شده که هیچ‌کدام از اینها معنای دقیقی ندارند. فرانسوی‌ها بر خلاف اکثر کشورها به ندرت در شرایط جدی در کسب و کار از طنز و شوخی استفاده می‌کنند.18- بین زندگی شخصی و زندگی کاری و همچنین زمان‌های مربوط به خانواده و کار تفکیک خاصی وجود دارد.19- ناهارهای کاری می‌تواند خیلی طولانی و نه لزوما برای بحث‌های شغلی باشد. اینگونه ملاقات‌ها بیشتر زمان‌هایی برای ایجاد روابط هستند تا مشخص کردن نکات ریز قراردادها.20- وقت شناسی در شهرهای مختلف فرانسه متفاوت بوده و در پاریس بهتر از سایر شهرها است.فرانسوی‌ها خیلی دوست دارند با دست‌هایشان صحبت کنند. بعضی از رایج‌ترین واژگان آنها عبارتند از:• حلقه کردن یک یا چند انگشت بر روی شقیقه به معنی این است که «طرف دیوانه است» و معمولا با یک ابراز تمسخر هم همراه است.• بوسیدن نوک انگشتان به معنی «بامزه» است، خواه در سر میز غذا باشد خواه در مورد شخصی در حال گذشتن از خیابان.• پایین کشیدن گونه راست با دست راست در ناحیه زیر چشم به معنی این است که:« باورم نمی‌شود»• پاک کردن پیشانی یا فقط ناحیه رستنگاه مو به معنی این است که: «تا اینجا سیرم»• مالیدن نوک انگشتان به هم طوری که انگشت شست بالا باشد انگار که پارچه ای‌لمس می‌کنید، به معنی«گران » است.• قراردادن انگشتان صاف بر روی لب‌ها با چشمان باز به معنی« فهمیدن اشتباه » است. در این حالت به کار نبردن کلام ضروری است.از آنجایی که فرانسویان به طور مرتب بدون کلام با هم صحبت می‌کنند، حرکات‌ زیادی از این قبیل دارند. این بخش شگفت‌آوری از میراث مدیترانه‌ای آنها است و نمایش بزرگی است که در خیابان‌ها و کافه‌ها مشاهده می‌شود. به همین دلیل است که در جیب گذاشتن دست‌ها بی‌ادبی محسوب می‌شود مخصوصا اگر در هنگام گفت‌وگو باشد. و شاید به همین دلیل باشد که دست دادن نزد فرانسویان این قدر اهمیت دارد.

    فرهنگ کسب و کار در فرانسه
  • بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان

    بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان
    هفته نامه تجارت فردا - انیس سجادی: اصفهان؛ شهری که همواره در شمار پایتخت‌های اقتصادی ایران بوده و تجارتش همیشه در زمره سرآمدان تحولات عمده اقتصادی ایران‌زمین بوده‌اند. در این شهر خاندانی بودند که مقرر بود تار و پود وطنی را برای جامه ایرانی ببافند.  آنان کازرونی‌ها بودند، کارآفرینانی که نامشان با عمران شهری چون اصفهان توام شده است. در این یادداشت، به روایت قریب به 90 سال از کنش و کارآفرینی اقتصادی مردانی می‌پردازیم که همتشان مصروف خودکفایی ایرانیان از منسوجات غربی شد، در آن زمان که کمتر کسی را جرات به گردش انداختن سرمایه در چنین راهی بود و بیان شعار خودکفایی حیز انتفاع برای مطالبه‌کنندگان آن نبود.محمدحسین کازرونی: پارچه وطنی زیبنده جامه وطنیمحمدحسین کازرونی معروف به حاج‌کاکا حسین فرزند حاج‌محمدجعفر حدود سال 1231 خورشیدی تولد یافت. از نوجوانی به عرصه تجارت وارد شد و حدود 20 سال در بوشهر به فعالیت پرداخت. کازرونی حدود سال 1266 به اصفهان رفت و در این شهر اقامت گزید تا کسب و کار خود را در این شهر گسترش دهد  عده‌ای بر آنند که او ابتدا در بازار اصفهان به ریسمان‌فروشی می‌پرداخت. پیرامون دستیابی حاج‌کاکا حسین به ثروت هنگفتی که قدرت تجهیز امکانات و تجار زبده اصفهان را برای مقابله با امتعه خارجی به او داده بود، هنوز هم شایعات زیادی بین مردم اصفهان می‌پیچد.  برخی دیگر برآنند که او در ابتدای کار و زمانی که از شیراز به اصفهان آمده، طبق‌کشی می‌کرد و در کوچه و خیابان جنس می‌فروخت . بیش از این پیرامون آغازین مراحل کنش اقتصادی محمدحسین کازرونی که او را به یکی از بزرگ‌ترین رجال اقتصادی اصفهان معاصر با دوره مشروطیت و پهلوی اول بدل کرد، چیزی در منابع و مآخذ نیامده است.کازرونی در سال 1270 با همکاری حاجی‌آقا‌محمد قزوینی، حاج‌محمدعلی تبریزی، محمدمهدی سمسار و محمد صالح‌عرب «کمپانی مسعودیه» را در اصفهان ایجاد کرد. او که در این راه از مشارکت تجار تنباکوی اصفهان بهره می‌برد، این شرکت را با هدف حمایت از کشاورزان و تجار توتون و تنباکو در مبارزه با انحصارطلبی‌های تجار انگلیسی تاسیس کرده بود.  اگرچه اطلاعات جامعی پیرامون این شرکت در مآخذ آورده نشده، می‌دانیم که این شرکت تا سال 1296 خ فعال بود . در سه دهه پایانی قرن نوزدهم، روند صادرات منسوجات انگلیسی و روسی به ایران با افزایش چشمگیری همراه بود که بی‌تردید موجبات گسترش نفوذ اقتصادی قدرت‌های روس و انگلیس در ایران را فراهم می‌آورد.  در این ایام «صنعت پارچه‌بافی ایران که عموماً کارگاهی، خانگی، غیرماشینی، دستی و کوچک بود، بر اثر افزایش واردات در خطر نابودی قرار گرفت؛ از این‌رو، بسیاری از اصلاح‌گران و نوگرایان ایرانی احساس خطر کردند» .با هدف مقابله با چنین خطری، «انجمن اسلامی» به وسیله محمدحسین کازرونی به منظور ترویج پارچه‌های وطنی تاسیس یافت. این اقدام، زمینه‌ساز تاسیس «شرکت اسلامیه اصفهان» در سال 1277 شد. این شرکت که با 15 هزار تومان سرمایه اولیه شروع به کار کرد، با به‌کارگیری دستگاه‌های پارچه‌بافی مقدمات ایجاد صنایع جدید بافندگی در اصفهان را فراهم آورد.  بنا بر فصل بیست و یکم نظامنامه این شرکت می‌بایست به کلی از داد و ستد کالاهای خارجی خودداری کرده و فقط همّ خود را مصروف ترقی کالای داخلی و آوردن اسباب و کارخانجات مفید می‌کرد و بر حسب اقتضا به حمل کالاهای داخلی به خارج از کشور و همکاری در ایجاد راه شوسه و آهن می‌پرداخت.  نکته شایان توجه آن است که تمام اجزای این شرکت ملزم به تهیه لباس خود از منسوجات و کالاهای داخلی بودند. بر اساس ماده 24 نظامنامه کار‌ویژه این شرکت، تهیه مقدمات تاسیس کارخانه ریسمان‌ریسی تعیین شد . محمدحسین کازرونی اولین رئیس اتاق تجارت اصفهاندر جلسه‌ای که در منزل سلیمان خان رکن‌الملک شیرازی‌اصفهانی (نایب‌الحکومه وقت اصفهان) برگزار شد؛ نورالله نجفی‌اصفهانی از علمای طراز اول اصفهان با خرید سهام شرکت، دیگران را ترغیب به خرید سهام کرد. در همین جلسه، محمدحسین کازرونی به عنوان رئیس‌کل شرکت اسلامیه برگزیده شد . این شرکت در بدو تاسیس در 17 شهر از جمله تهران، مشهد، شیراز، بوشهر، رشت، تبریز، کاشان، سنندج و... به تاسیس شعبه پرداخت.  نمایندگان شرکت اسلامیه در اصفهان حاجی‌میرزامحمد مشکی ‌تاجر ‌اصفهانی، حاجی‌محمدجعفر تاجر ‌اصفهانی، حاجی‌میرزااسدالله تاجر ‌اصفهانی (نقشینه)، حاجی‌محمدکاظم تاجر ‌اصفهانی (مثقالی) و حاجی‌میرزاعلی نقشینه بودند. اگرچه مهدوی بر این باور است که میرزاعلی ادیب‌التجار به عنوان مدیرعامل در این شرکت نقش‌آفرینی می‌کرده، ولی ترابی‌فارسانی، حاجی‌میرزاعلی نقشینه را به عنوان مدیر برگزیده این شرکت معرفی می‌کند. شرکت اسلامیه بعدها فعالیت خود را به خارج از مرزهای ایران نیز گسترش داد.  در این راستا، حاج‌زین‌العابدین تقی‌اف از سرمایه‌داران بزرگ قفقاز وکالت شرکت را عهده‌دار شد و ارفع‌الدوله سفیر وقت ایران در روسیه طی بخشنامه‌هایی خبر ایجاد چنین شرکتی را به تمام کنسولگری‌های ایران در روسیه ابلاغ کرد. همچنین نمایندگی شرکت با همکاری برخی تجار مقیم مصر زیر نظر آقا میرزامحمدحسین مشکی تاسیس یافت . گذشته از مصر، گفته شده که این شرکت در انگلستان، هندوستان، عثمانی و روسیه نیز شعباتی داشته است .گذشته از حمایت شیخ‌نورالله، این شرکت از حمایت دیگر روحانیون نامدار اصفهان نظیر شیخ‌محمدعلی و شیخ‌محمدتقی آقا‌نجفی و برادران او حاج‌آقا نورالله عمادالاسلام و حاج‌شیخ‌محمدعلی ثقه‌الاسلام و جمعی از رجال سیاسی و ادبی نظیر مسعود‌میرزا ظل‌السلطان (والی وقت اصفهان)، دریابیگی، ادیب‌الممالک فراهانی، سیدجمال‌الدین واعظ‌اصفهانی و محمدتقی شوریده نیز برخوردار بود .  گفتنی است، تاسیس این شرکت با حمایت گسترده علمای نجف همراه بود. چنان که حاجی‌میرزامحمدحسین نوری، صدر اصفهانی، شیخ‌طه عرب مقیم نجف، آقا میرزامحمدهاشم چارسویی و حاج‌میرزاحسین طبرسی شخصاً به حاج‌آقا نورالله نجفی‌اصفهانی نامه نوشتند و از او به خاطر حمایت از این شرکت تشکر کردند.  دیگر علمای بزرگ و مراجع تقلید آن زمان، یعنی سیداسماعیل صدر، حاج‌میرزاحسین، حاج‌میرزاخلیل، سیدمحمدکاظم طباطبایی‌یزدی، محمد غروی شربیانی، آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، محمدحسن ممقانی، حاج‌میرزا‌حسین نوری و میرزافتح‌الله اصفهانی شیخ‌الشریعه، بر رساله شرکت اسلامیه تقریظ نوشتند و کمک به این شرکت را مساوی مبارزه با نیروی کفر دانستند . در همین راستا، علما فتواهایی در تایید شرکت و ترغیب شیعیان به خرید سهام شرکت صادر کردند.  گفتنی است، در مجمعی که با حضور دو هزار تن از علما، تجار و بزرگان اصفهان در باغ او در سال 1286 برگزار شد، پس از سخنرانی حاج‌آقا‌نورالله نجفی‌اصفهانی، تمامی حضار قرآن مهر کرده و قسم یاد کردند که از البسه و اقمشه خارجی استفاده نکنند . با این حال، این شرکت در پی عدم همکاری دولت با آن، پرداخت نامرتب وجوه سهام توسط سهامداران، منظم نبودن پرداخت سود سهام، وجود کمپانی‌های رقیب و تعارضات درونی طبقه تجار و نبود متخصصان آگاه و مطلع از صنایع نساجی نتوانست موفقیت چندانی در عرصه تجارت جدید برای موسسان خود تحصیل کند.  دیگر گام بلند کازرونی در عرصه حمایت از تولید داخلی زمانی بود که با همکاری جمعی از تجار اقدام به تاسیس «شرکت شرافت» کرد. این شرکت که اولین بنگاه تولیدی پس از مشروطه بود، به منظور «ترویج امتعه وطنی و رفع احتیاج از خارجه و توسعه دایره مکاسب و سایر مصالح عامه» تشکیل یافت.  نخستین جلسه آن در خانه سیدحسن بنکدار برپا شد و موسسان این شرکت که نام کازرونی و آقا نورالله نجفی در میان آنها به چشم می‌خورد، بر استفاده از اسباب و اثاث و ظروف ساخت ایران در منازل تاکید می‌ورزیدند. کم‌کم تولیدات این شرکت تا حدی افزایش یافت که طی جشن اولین سالگرد مشروطیت، مغازه‌ای با نام «اخوت» برای فروش منسوجات وطنی با حضور حاج‌آقا نورالله و کازرونی تاسیس گشت.اما کازرونی تنها به عرصه تجارت بسنده نکرد. او در شمار تجاری بود که پا به عرصه فعالیت سیاسی نهاد. او همزمان با جنبش مشروطیت به مشروطه‌خواهان پیوست. کازرونی در حمایت از مشروطه‌خواهان اصفهان با همکاری سیدحسن مدرس و میرزاحبیب‌الله امین‌التجار اقدام به تاسیس انجمن ولایتی اصفهان کرد. در این راه او تا حدود زیادی مخارج نهضت مشروطه اصفهان را تامین کرد و پس از مشروطه، نقش فعالی در طرح تاسیس بانک ملی ایران در مجلس اول ایفا نمود . بدین ترتیب، در اصفهان جلسات مذاکرات حامیان تاسیس این بانک در باغ کازرونی تشکیل می‌یافت .آخرین حضور پر‌رنگ محمدحسین کازرونی در عرصه کارآفرینی اقتصادی اصفهان زمانی بود که او در سال 1302 به عنوان شریک تجاری با عطاءالملک دهش در تاسیس «کارخانه وطن» همکاری کرد. این کارخانه، اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی مدرن در اصفهان بود. سرمایه‌گذاری اولیه این کارخانه، 9 میلیون و 400 هزار ریال بود و در نزدیکی پل خواجو به بهره‌برداری رسید. این کارخانه در نخستین سال فعالیت، با 12 دستگاه بافندگی و به طور روزانه 150 کارگر 70 هزار متر پارچه تولید کرد. گفتنی است، کلیه ماشین‌های این کارخانه از آلمان وارد می‌شد.  با بروز اختلافی بین دهش و کازرونی، حل و فصل این اختلاف به محکمه تجارتی متشکل از حاج‌معین‌التجار بوشهری، حاج‌محمدحسین امین‌الضرب، اسلامیه، مدرس و آیرم عودت داده شد. طی این جلسه که در منزل رضاخان سردار سپه منعقد شد، مقرر شد تا دهش بنیانگذار کارخانه سهام خود را به کازرونی بفروشد. بعدها برای رفع مشکل تامین سرمایه، ارتش سفارش تامین 300 هزار تومان پارچه را به این کارخانه داد.  در دوره پهلوی اول، این کارخانه مورد توجه حکومت در ترویج منسوجات ایرانی بود و از حمایت حکومت در دریافت وام برای گسترش فعالیت‌های خود برخوردار بود. به تدریج، تجهیزات کارخانه به 400 دوک ریسندگی و 100 دستگاه ماشین با ظرفیت 500 هزار متر پارچه در سال افزایش یافت. در بخش ریسندگی چند نوع نخ برای قالی‌بافی و پارچه‌بافی تهیه می‌شد و در قسمت پارچه‌بافی 1500 متر پارچه پشمی با اصول جدید رنگرزی تهیه می‌گشت .کازرونی در سال 1286 و در راستای تحکیم موقعیت تجار در چارچوب نهادهای مدنی، در باغ خود جلسه‌ای را ترتیب داد که موجب تاسیس مجلس تجارت یا انجمن تجار اصفهان به همراهی 11 تن از دیگر تجار این شهر شد. او در همین جلسه، پیشنهادی مبنی بر تاسیس کارخانه کاغذسازی ارائه داد . این انجمن زمینه‌های تاسیس نخستین «اتاق تجارت اصفهان» را فراهم آورد.     بدین ترتیب، کازرونی در سال 1310 به همراه حاج‌سیدعبدالکریم محمودیه، حاج‌میرزاحسن اعتمادالتجار، حاج‌عبدالعلی فیض، حاج‌میرزاحسن اعتمادالتجار، حاج‌میرزاآقا معین‌امین، میرزاحسن سلطانی، سیدجواد کسایی، محمدکاظم مثقالی و جمعی دیگر از تجار برجسته اصفهان به تاسیس «اتاق تجارت اصفهان» پرداخت.سرانجام، مردی که همواره پارچه وطنی را زیبنده قبای جامه ایرانی می‌دید، پس از 65 سال فعالیت اقتصادی در بوشهر و اصفهان در بیستم اردیبهشت‌ماه 1311 در اصفهان درگذشت. او ابتدا در تکیه کازرونی واقع در گورستان تخت فولاد مدفون شد و 12 سال بعد بنا بر وصیتش استخوان‌های او برای تدفین به نجف انتقال یافت و در یکی از حجره‌های صحن شریف جای گرفت . اما با مرگ او قلب کارخانه وطن که زمانی نامش کازرونی و میهن بود، از حرکت بازنایستاد و وراث خاندان کازرونی در توسعه آن کوشیدند.محمدجعفر کازرونی: ادامه راه پدرمحمدجعفر کازرونی در سال 1280 در اصفهان تولد یافت. او از کودکی با کار در حجره پدر به دنیای تجارت وارد شد. او که در زمان بهره‌برداری از کارخانه وطن 24 سال داشت، در سال‌های 1311-1302 به همراهی با پدرش در مدیریت کارخانه پرداخت. پس از فوت پدر، با بهره‌گیری از ثروت خانوادگی، اعتبار تجاری و خانوادگی (همسر او از نوادگان ظل‌السلطان بود)، تجربه و پیوند با گروه‌های اجتماعی ذی‌نفوذ بستر لازم برای توسعه تجارت خود را فراهم کرد. در 1314، فرزندان حاج‌کاکا موفق شدند تا در اصفهان دومین کارخانه نساجی خود را با شماره 63 و سرمایه‌ای حدود سه میلیون و 53 هزار ریال به ثبت رسانند و یک سال بعد از آن بهره‌برداری کنند.  «رئیس هیات‌مدیره، محمد کازرونی و اعضای آن محمدجعفر، زین‌العابدین امین، سیدعبدالرحیم محمودیه و حاج‌محمدکریم سمسار بودند. تولید سالانه آن، هفت میلیون و 500 هزار متر پارچه نخی و الیاف مصنوعی بود» .این امر در حالی بود که وطن همچنان به فعالیت خود ادامه می‌داد و در سال 1319 سرمایه آن به 19 میلیون ریال رسید و با سرمایه آن یک کارخانه نخ‌بافی از انگلستان خریداری و نصب شد تا به تولید فاستونی و پتو برای تهیه لباس‌های نظامی، مدارس و عموم مردم بپردازد .کارخانه شماره 63 نیز به تدریج بر تعداد دستگاه‌های بافندگی و پرسنل خود افزود، ولی به علت محدودیت فنی، کمبود نیروی انسانی ماهر و نبود تقاضا نتوانست تولید زیادی داشته باشد. در نتیجه، در خرداد 1335، طی پاره‌ای مسائل مالی فعالیت آن متوقف شد. اگرچه هیات حمایت از صنایع در برنامه سوم خود 20 میلیون ریال اعتبار بدان اختصاص داد، بحران مالی موجود ادامه یافت و کارخانه به تعطیلی کشیده شد. در 26 آبان 1342، با حضور هیاتی دولتی مقرر شد که نیمی از بهای فروش محصول برای پرداخت حقوق معوقه و نیمی برای خرید مواد اولیه اختصاص یابد .کازرونی در کنار کارخانه وطن، یک کارخانه دوخت لباس از انگلستان خریداری و در کنار وطن نصب کرد. اگرچه عدم توافق بین مقامات بانک ملی و مسوولیت کارخانه در پرداخت بدهی مدیریت این کارخانه به وزارت اقتصاد محول شد و از آبان 1344 هیات حمایت صنعتی با هیات‌مدیره‌ای مرکب از مهندس سحابی، حائری‌زاده، سهامی و با نقش‌آفرینی مهندس عطاءالله شهاب زیر نظر بانک ملی به اداره آن پرداختند. سرمایه این کارخانه در اواسط سال 1350، حدود 200 میلیون ریال بود.  طی این مدت وطن نیز به توسعه خود ادامه می‌داد و در اواسط سال 1346 به عنوان سومین کارخانه تولیدکننده کشور در حوزه پارچه پشمی و پتو فعال بود. اگرچه به واسطه مشکلات مالی در سال 1348 به مدت 15 روز تعطیل شد، با پرداخت قروض آن از سوی بانک، از نو با سرمایه بانک و کارخانه به فعالیت خود ادامه داد و اداره آن با سرمایه سازمان برنامه و بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران صورت گرفت.  در نهایت، وطن همچون کارخانه‌های زاینده‌رود به مدیریت مهندس ذوالفقاری و ریسباف به مدیریت عارف‌پور به وسیله هیات حمایت از صنایع اداره می‌شد. کارخانه وطن در 1352 با تفکیک ارضی به فروش رسید و زاینده‌رود و پشمباف به بیرون شهر منتقل شدند و سبحانی از سوی خاندان کازرونی به عضویت هیات‌مدیره درآمد .  صاحبنظران بر این باورند که این عقب‌نشینی‌های پیاپی، به علت «نگاه سنتی به صنعت و استفاده نکردن از مدیریت نوین در اداره واحدهای صنعتی» اتفاق افتاد . وطن در سال 1389، در بخش بافندگی حدود 250 پرسنل داشت و مالکیت آن بر عهده بخش سرمایه‌گذاری بانک ملت بود.اما اگر از خاندان کازرونی تنها به عنوان یکی از مهم‌ترین کارآفرینان اقتصادی اصفهان در سده اخیر یاد کنیم، چنان که می‌بایست به اهمیت نقش کنشگران اقتصادی در تحولات جامعه نخواهیم پرداخت. آنان آمدند، با غایت کسب سود و در زمانه‌ای که کمتر کسی را جرات مقابله با کالاهای خارجی در دل بود، با به کار انداختن سرمایه خود به حمایت از تولید ملی پرداختند.  اما حمایت خاندان کازرونی از تولید ملی با مرگ حاج‌کاکا خاتمه نیافت. مهم‌ترین نمود این مساله زمانی بود که فرزندش محمدجعفر با خرید بالاترین رقم قرضه ملی به حمایت از دولت دکتر مصدق در دوران کمبود نقدینگی ناشی از تحریم ایران از سوی انگلستان پرداخت و بدین ترتیب، به عنوان قهرمان قرضه ملی شناخته شد. خاندان کازرونی تنها بدین عرصه بسنده نکردند و پای بر عمران شهری اصفهان نیز فشردند.  از جمله فعالیت‌های عام‌المنفعه این خاندان می‌توان به احداث مسجد کازرونی‌ها واقع در خیابان عباس‌آباد، تاسیس دبستان و دبیرستان در نزدیکی بازار اصفهان، چاپ قرآن، رسائل علمیه، کتب ادعیه، ساخت درمانگاه و زایشگاه، ساخت آب‌انبار و تکیه کازرونی در تخت فولاد، مسجد اقدسیه در بازارچه بلند، ساخت مساجدی در خیابان‌های دروازه دولت، سپه و ملاصدرا اشاره کرد.  شایان ذکر است این خاندان مالکیت زمین‌های بسیاری را به ویژه در اطراف خیابان‌های چهارباغ و شاه‌اصفهان از آن خود کرده بودند که بخش کثیری از آنها از میراث افسانه‌ای حاج‌کاکا فراهم آمده بود .     تاکنون پیرامون فرزندان حاج‌کاکا تاریخ‌نگاری مدونی صورت نگرفته، تنها می‌دانیم که گذشته از شخص حاج‌کاکا که در 1310 به عضویت اتاق بازرگانی درآمد، فرزندان او محمد و امین کازرونی در 1323 نیز به عضویت این اتاق درآمدند و محمدجعفر در سال‌های 1346 و 1350 به عضویت اتاق بازرگانی اصفهان برگزیده شد.  او در سال 1358 مقابل مسجد تازه‌ساز خود در هزارجریب اصفهان هدف ترور گروه فرقان واقع شد و پس از وفات در گورستان تخت فولاد در کنار پدرانش به خاک سپرده شد .   مروری بر زندگی و زمانه برادران همدانیان فریدون شیرین‌کام*:دو برادر در حوزه تجاری و صنعتی استان اصفهان در زمینه نساجی، سیمان و قند فعالیت داشتند. آنان در سال‌های 20 تا اواسط 50، یکی از گروه‌های بزرگ اقتصادی منطقه اصفهان بودند.ازدواج نکردنشان و اختصاص دارایی به امور خیریه، ویژگی آنها، در میان فعالان اقتصادی ایران است. عدم شفافیت مالی، ناتوانی در مدیریت و مداخله قدرت سیاسی سهم بسزایی در تخریب سرمایه‌گذاری صنعتی و خروج حسین همدانیان از عرصه اقتصادی ایران در اواسط دهه 50 داشت.علی همدانیان در 1280 خ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش، محمدرضا همدانی، پیشه‌ور کوچکی بود که به سختی زندگی خانواده را تامین می‌کرد. فرزندش را به مکتب‌خانه فرستاد. سپس در بازار شاگردی کرد. به کمک تعدادی، دکه خرازی فراهم کرد. پس از مدتی آن را تبدیل به پارچه‌فروشی کرد و در آنجا قدک، متقال و چیت مخصوص اصفهان می‌فروخت.  از کشاورزانی که پول نقد برای خرید پارچه نداشتند گندم، جو، مویز و میوه‌های خشک -به جای پول- دریافت می‌کرد. چندین سال کار بر همین منوال ادامه داد. از 1304 محصولات چند کارخانه نساجی از جمله وطن وارد بازار شد. علی همدانیان 24‌ساله، بسیار صرفه‌جو بود. او درخواست کرد پارچه‌های پشمی کارخانه وطن را در بازار بفروشد.   حاج محمدحسین کازرونی (صاحب کارخانه وطن) از دادن اعتبار، توزیع پارچه و کمک به همدانیان دریغ نکرد. همدانیان به تدریج در کار فروشندگی پیشرفت کرد و مغازه بزرگ‌تری در بازار اصفهان خرید. با سود آن در اطراف شهر، زمین زراعی خرید. وقتی کارخانه‌های نساجی اصفهان رو به ازدیاد نهاد، او از مشتریان بزرگ آنها بود؛ برخی از تولیدات را پیش‌خرید می‌کرد و محصول کارخانه را به صورت نقد و قسطی می‌فروخت.  از این راه، درآمدش افزایش یافت؛ در 30سالگی، از تاجران سرشناس و معتبر اصفهان شد. سال‌ها تجربه، انباشت سرمایه و اعتبار در بازار برای او انگیزه‌ای شد تا به همراه تعدادی از تجار به فکر تاسیس کارخانه نساجی در اصفهان بیفتد.علی همدانیان در 36‌سالگی  اولین سرمایه‌گذاری صنعتی خود را در زمینه نساجی ریسندگی و بافندگی صنایع پشمباف با تعدادی از فعالان اقتصادی شروع کرد. ساختمان کارخانه در زمینی به مساحت 50 هزار متر در خیابان هزارجریب اصفهان با هفت دستگاه بافندگی پشم شروع به کار کرد. سرمایه اولیه شرکت، شش میلیون ریال بود و پس از مدتی به دو برابر (شش هزار سهم ممتاز و شش هزار سهم عادی) افزایش یافت. کارخانه علاوه بر پارچه‌بافی، قسمت نخ‌ریسی داشت.  محصولات کارخانه، نخ، پارچه پشمی و پتو بود. در آن سال‌ها ارتش یکی از خریداران عمده محصولات کارخانه بود. تولید سالانه آن، 450 هزار متر انواع پارچه پشمی و 70 هزار بقچه نخ شماره 20 بود. این کارخانه، یکی از اولین کارخانه‌هایی بود که پارچه تترون تولید می‌کرد. برخی از پارچه‌های تولیدی آن به کشورهای عربی -خصوصاً عربستان- صادر می‌شد.شرکت در سال 1330 به دلیل مشکل مدیریتی، بحران مالی، اداره کارخانه با مدیریت سازمان برنامه را پذیرفت. به نظر می‌رسد بحران مالی همزمان با نفوذ گروه‌های سیاسی و ناتوانی مالکان برای جلوگیری از زیاندهی کارخانه، نقش موثری در ایجاد این شرایط داشته است. تعداد کارکنان کارخانه، سال 1355 به 1220 نفر افزایش یافت. 350 کارگر کارخانه، زن بودند.دومین سرمایه‌گذاری صنعتی همدانیان در 21 آذر 1329 با نام کارخانه شهناز (بافناز بعدی) تاسیس شد. کارخانه با مساحت صد هزار مترمربع و زیربنای 70 هزار متر، در چهار باغ بالا قرار داشت و انواع پارچه‌های نخی از پنبه و الیاف مصنوعی را تولید می‌کرد. آنان قسمت ریسندگی را توسعه دادند و تعداد آن را در سال 1342 به 50 هزار دوک رساندند.کارخانه دارای قسمت‌های مختلف پنبه‌پاک‌کنی، حلاجی، ریسندگی و 1400 دستگاه ماشین بافندگی، نقاشی و گلزنی بود. روزانه در حدود پنج هزار متر بقچه نخ و 110 هزار متر پارچه چیت، کودری، چلوار، پوپلین، مخمل و فاستونی زنانه و مردانه تولید می‌کرد (سالانه 32 میلیون متر). در شهریور 1337، تعداد 1550 پرسنل داشت که بعدها به 4200 نفر رسید. در اواخر دهه 40 سرمایه کارخانه 400 میلیون ریال بود. ماشین‌های آن عموماً خودکار و مدرن بودند. حسین همدانیاندر سال 1334 علی همدانیان اقدام به تاسیس چهارمین کارخانه سیمان ایران در استان اصفهان کرد. در سال 1337 بهره‌برداری از کارخانه با یک کوره 200 تنی به روش ‌تر آغاز شد. در سال 1341 دومین کوره با ظرفیت 300 تن در روز و کارخانه سوم در سال 1346 با ظرفیت 500 تن در روز به بهره‌برداری رسید.  با تغییر سیستم، ظرفیت کارخانه تا 2300 تن افزایش یافت. مساحت کارخانه سیمان، دو میلیون مترمربع و زیربنای آن، 80 هزار مترمربع بود که در آن، انواع سیمان ساختمانی، سیمان حفاری و سیمان ضدسولفات تولید می‌شد. سرمایه شرکت، 350 میلیون ریال بود و 385 پرسنل در سال 1349 داشت.کارخانه قند نقش‌جهان (سهامی عام) یکی دیگر از فعالیت‌های صنعتی همدانیان بود. تا 22 مرداد 1336 صنعت قند در انحصار دولت بود. پس از این تاریخ، شورای عالی اقتصاد با آزادی تاسیس کارخانه، توسط بخش خصوصی، موافقت کرد. همچنین از محل اضافه ارزش پشتوانه اسکناس برای تاسیس کارخانه قند وام داده شد. در بهمن 1339 هیات وزیران حق فروش قند در بازار آزاد را برای کارخانه‌های قند خصوصی اعلام کرد؛ به شرط اینکه این کارخانه‌ها 25 /1 ریال برای هر کیلو قند به دولت، حق انحصار بپردازند.در آغاز عده‌ای از فعالان اقتصادی اصفهان، کارخانه قند نقش‌جهان را راه‌اندازی کردند. علی همدانیان این کارخانه را خریداری کرد.پس از فوت علی همدانیان  از سوی اداره دارایی، سهام کارخانه به مزایده گذاشته شد . حسین همدانیان برنده و مالک کارخانه شد.حسین همدانیان، عمدتاً مشغول فعالیت تجاری در تهران بود و تجربه‌ای در امور صنعتی نداشت. او پس از فوت علی، مالکیت کارخانه‌های او را به عهده گرفت. حسین، سهم یک برادر و دو خواهرش را خریداری کرد و مالک تمام اموال علی شد.پس از فوت علی، حسین همدانیان و سلطان‌مراد بختیار  با سرمایه‌گذاری مشترک بخش خصوصی، بانک توسعه صنعتی و معدنی و سازمان برنامه این کارخانه را بهره‌برداری کردند. سرمایه این کارخانه، 470 میلیون ریال و محل احداث آن، کیلومتر 14 جاده اصفهان-شیراز بود.  مبلغ 240 میلیون ریال، بخش خصوصی، 200 میلیون ریال، سازمان برنامه و بخشی از سرمایه را از وام فروشندگان کارخانه لهستانی تامین کردند. ظرفیت تاسیسات این کارخانه 1500 تن چغندرقند در روز بود. کارخانه دارای دستگاه تفاله خشک‌کنی 12 هزار‌تنی (برای تغذیه دام) بود. کارخانه قند نقش‌جهان، حدود 22 هزار تن شکر تولید می‌کرد. در سال 1354 دارای 160 کارگر ثابت و 400 شاغل بهره‌بردار بود. 75 خانه، یک مدرسه شش‌کلاسه، نانوایی، بهداری، مکان ورزشی و سرویس رفت و آمد برای رفاه کارکنان برقرار شد. علی همدانیانعلی همدانیان از سال 1330 علاوه بر کار صنعتی و تجاری، در ملک‌داری، خرید و فروش زمین و کشاورزی فعالیت داشت. در سال 1339 به ریاست سندیکای صنایع اصفهان انتخاب شد. علی از صبح تا اوایل شب به مسائل کارخانه‌اش رسیدگی می‌کرد. وجوهات شرعی خود را به آیت‌الله حاج‌رحیم ارباب می‌داد.  استفاده نکردن از مدیران شایسته و نسپردن مسوولیت به مدیران، او را ناتوان ساخت. سرانجام پس از یک روز پرکار، شب‌هنگام بر اثر سکته قلبی، در بهمن 1342 جان سپرد و در مقبره خانوادگی در تخت فولاد به خاک سپرده شد. هنگام دفن او كارخانه‌ها یك دقیقه سوت خود را به صدا درآوردند.  او آنچه را از راه صنعت به دست آورده بود در آن سرمایه‌گذاری کرد. علی همدانیان ازدواج نکرد هنگام مرگ، یکی از سرمایه‌داران بزرگ اصفهان بود و بیش از شش هزار نفر در واحدهای صنعتی او مشغول کار بودند.علی همدانیان علاوه بر سرمایه‌گذاری صنعتی مستقل در برخی از واحدهای صنعتی دیگر همچون کارخانه توربین سرمایه‌گذاری کرد.حسین همدانیان، در سال 1283 در فلاورجان متولد شد. او هم مانند برادرش علی بعد از مختصر سواد مکتب‌خانه‌ای وارد بازار شد. کارش را با شاگردی در مغازه‌ها آغاز کرد. چندی در بازار اصفهان فروشنده قدک و کرباس بود؛ زمانی نیز کالاهای مورد نیاز چند روستا در نجف‌آباد را تهیه می‌کرد.بعد از شهریور 1320 به تهران رفت. در سال‌های جنگ جهانی که لاستیک و وسایل یدکی اتومبیل، کمیاب و گران‌قیمت بود، او به خرید و فروش اتومبیل روی آورد. پس از مدتی کار او رونق زیادی یافت. با سرمایه‌ای که اندوخته بود در خیابان سعدی، نمایندگی فروش چند اتومبیل آمریکایی را گرفت؛ علاوه بر آن به خرید و فروش زمین و مستغلات پرداخت. تدریجاً از تجار معتبر تهران شد. درآمد او بیشتر از مستغلات بود.  بعد از فوت برادر، به ترغیب مسوولان دولتی برای اداره واحدهای صنعتی او به اصفهان رفت. چهار کارخانه بزرگ صنایع پشمباف، شهناز، سیمان اصفهان و قند جهان سهامدار آن علی همدانیان بود. او بیشتر روحیه بازاری و تجاری داشت. وزارت دارایی، ارزش اموال همدانیان را محاسبه و سهم مالیات بر ارث او را تعیین کرد و سپس برای وصول آن، كارخانه شهناز را در سال 1343 به حراج گذاشت. با اینكه مالیات بر ارث در آن زمان، مبلغ كلانی بود، حسین همدانیان كارخانه شهناز را خریداری کرد.اقتصاد اصفهان و تا حدی، فعالیت بانک‌ها متاثر از صنایع بزرگ همدانیان بود. همچنین باغ‌ها، زمین‌های کشاورزی و مستغلات فراوانی از برادرش به ارث رسیده بود که نیازمند سرپرستی و مدیریت بود. دولت با اعتبارات تازه‌ای که در اختیار او گذاشت، بر رونق کارش افزود. او برخلاف برادرش علی، صرفه‌جو نبود و تجربه مستقیم تاسیس و اداره واحد صنعتی را طی 22 سال نداشت. همین مساله، بعدها از مشکلاتش در اداره واحدهای بزرگ شد.  مدیریت بر چند واحد بزرگ صنعتی، باعث شد که ریاست اتاق صنایع و معادن و بازرگانی اصفهان را به او بسپارند. او سرمایه شخصی خود را به دارایی برادرش اضافه کرد و در توسعه کارخانه‌ها و آبادی زمین‌های کشاورزی کوشید. درباره نحوه مدیریت و نهایتاً کنترل دولت روایت‌های متفاوتی از مداخله خانواده سلطنتی در تامین مالی بخشی از فعالیت‌های نیکوکارانه و عدم پرداخت منظم آن از سوی همدانیان و برخی از سوءاستفاده‌ها در کارخانه قند ذکر شده است.به ازای هر کیلو قند سه ریال سهم دارایی و شهرداری بوده که همدانیان در پرداخت آن تخلف کرده است. به روایت صادقی آنها ترازو را دستکاری کرده بودند، به طوری که وزن 100‌کیلویی را 80 کیلو نمایش می‌داد. همین تفاوت با فرض 450 هزار تن تولید، حدود 16 میلیون تومان، کمتر اعلام شد. نقش هاشمی (مدیر کارخانه) در این سوءاستفاده آشکار شد؛ برآورد مازاد کارخانه از بخش گندیده چغندرقند، برای کاهش پرداخت سهم دولت، و ارزیابی از خاک چغندرقند 10 درصد بیش از استاندارد بود تا مقدار پرداخت به چغندرکاران را کاهش دهد. همچنین پول چغندرکاران با تاخیر پرداخت می‌شد. به همین دلیل هاشمی و همدانیان دستگیر شدند. همدانیان به دلیل بیماری و اعتیاد به بیمارستان خورشید منتقل شد.با زندانی شدن حسین همدانیان، در آخر تیر 1353 كارخانه از جهت اداره اقتصادی و بدهی ارزی، دچار اختلال شد. کارخانه نساجی او نیز دچار مشکل شد. وزیر صنایع، دو نفر به نام‌های مهندس علی‌اكبر سبحانی و زارع حائری‌زاده را با حمایت مالی بانك ملی، مسوول رسیدگی به كارخانه شهناز کرد. مدیریت كارخانه به وكالت از همدانیان به سبحانی سپرده شد. از نظر سبحانی، پراكندگی و فقدان نظم در حسابداری شركت به چشم می‌خورد.كارخانه دارای دیون جاری 200 میلیون ریالی بدهی 90 میلیون ریالی به بیمه بود. مالیات بردرآمد از سال 1346 تصفیه نشده بود. مواد اولیه گران با بهره 24 درصد از ژاپن خریده بودند و خریدهای داخلی به صورت نسیه صورت می‌گرفت. بدهی كارخانه به بانك‌ها 371 میلیون ریال بود. كنترل شدید كارخانه، توسط سازمان امنیت، به دلیل حضور چهار هزار پرسنل و گزارش كذب برخی از كارگران وابسته به سازمان امنیت از مشکلات شرکت بود. كارخانه، با سه سندیكای كارگری، در گرفتن مزایا از كارفرما در رقابت بودند.دو برادر، اولین فعالیت خیریه سازمان‌یافته خود را در سال 1332 با تاسیس یک مدرسه شروع کردند.  حسین همدانیان هنگام بازدید از مدرسه نوشت: من در زندگی خود شاهد لحظات شادی‌آفرین فراوان بوده‌ام، ولی همه آنها را در مقابل فریادهای ناشی از حق‌شناسی دانش‌آموزان مدرسه ناچیز یافتم. احساس من از مشاهده قیافه‌های معصوم كودكانی كه برای قدردانی از یك اقدام خیر، هلهله می‌كردند، تا آن حد زیبا و دلپذیر بود كه هرگز فراموش نمی‌شود. امیدوارم تا واپسین لحظات عمر، پیشقدم امور خیر همگانی باشم.پس از فوت علی همدانیان، برادرش حسین در 24 خرداد 1344 بنیاد خیریه‌ای تاسیس کرد و در خرداد 1344 دبستان پسرانه همدانیان را به بهره‌برداری رساند.    ساخت 17 مدرسه، بخشی از فعالیت‌های این بنیاد در 40 سال اخیر است. موسسه مذكور در آن سال، داراترین بنیاد خیریه صنعتی در بخش خصوصی بود. حسین همدانیان، در سال 1353 كلیه سهام و اموال منقول و غیرمنقول كارخانه را به بنیاد واگذار کرد و امور موسسه با هیات‌امنای خیریه، اداره می‌شد. او تمایل داشت پس از مرگش، سود كارخانه‌ها، برای كارهای خیریه به دانشگاه اصفهان اختصاص یابد؛ بنابراین، هیات امنایی را برای سرپرستی آن تعیین و شركت شهناز را در 8 خرداد 1354 به موسسه خیریه واگذار کرد. رئیس دیوان عالی كشور، مدیرکل بانك ملی ایران، استاندار، رئیس دادگستری، رئیس دانشگاه اصفهان و دو معتمد، هیات امنای بنیاد خیریه را تشکیل می‌دادند.  با تاسیس بنیاد، واحدهای صنعتی از پرداخت مالیات معاف بودند. آیت‌الله خادمی پس از انقلاب، مسوولیت بنیاد را به حاج‌علی تابش سپرد و بعدها با درخواست آیت‌الله طاهری، مدیریت بنیاد به یکی از دوستان او به نام مهدی‌پور سپرده شد. هم‌اکنون، این بنیاد، زیر نظر آیت‌الله مظاهری (رئیس هیات علمیه اصفهان) اداره می‌شود. برای تصرف این اموال، دلایل مختلف از جمله توطئه محلی و نقش قدرتمندان سیاسی ذکر شد.  رسیدن به 70‌سالگی، نداشتن همسر و فرزند و بیماری، می‌توانست دلیل اقدام او باشد. بعد از زندانی شدن او مالکیت بنیاد، تغییر کرد. دارایی آن، به موسسه شاهنشاهی خدمات اجتماعی، واگذار شد.  پیشنهاد گروه‌های پرنفوذ قدرتمند سیاسی به حسین همدانیان در زمینه واگذاری اموال -با توجه به وارث نداشتن- و عدم موافقت حسین، مشكلاتی برای او ایجاد کرد. در 30 تیر 1353 او به جرم آگاهی و معاونت در دادن رشوه، به 9 ماه زندان محكوم شد كه آن را به علت ناراحتی قلبی و اعتیاد، در بیمارستان خورشید اصفهان سپری كرد.  اردیبهشت 1354 آزاد شد؛ ولی اجازه اداره موسسه‌های اقتصادی را به او ندادند؛ سپس موسسه خیریه همدانیان را فاقد صلاحیت اعلام کردند. در 1354 سرمایه ثبت‌شده و پرداخت‌شده موسسه، معادل هشت میلیارد ریال بود. او دارای سهام چند كارخانه بود. تعدادی از مقامات سیاسی، اداری و مذهبی از همدانیان انتظار کمک داشتند، برخی از استانداران و مقامات عالی‌رتبه محلی، خواستار آن بودند که همدانیان، بخشی از هزینه‌های مهمانی شخصی آنان را بپردازد.  علمای شهر انتظار داشتند، انواع وجوهات شرعی را مرتباً بپردازد و در كارهای خیر از او انتظار می‌رفت كه پیشقدم باشد. هر كس برای خود در ثروت همدانیان، حقی قائل بود. كه راساً حق استفاده از آن را داشت. دارایی او را بیت‌المال بی‌سرپرست تلقی می‌كردند.همدانیان، پس از آزادی به باغش در کرج و پس از مدتی به لندن رفت. تا اینکه در خرداد 1357، بر اثر بیماری قلبی در همان‌جا در گذشت و پیكرش در كنار برادرش در تخت فولاد به خاک سپرده شد. به این ترتیب، سرنوشت فعالیت صنعتی بر اثر اعمال ‌نفوذ گروه‌های قدرتمند دوره پهلوی، برخی از ناتوانی‌های مدیریتی، فقدان شفافیت مالی و نداشتن فرزند در سال 1353 متوقف شد. بزرگ‌ترین واحد نساجی به واحدی کوچک در دست موسسات دولتی تبدیل و سرانجام برچیده شد و صنعت سیمان و قند توسط موسسه‌های خیریه منصوب به نهادهای دولتی اداره شد.  *کارشناس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

    بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان
  • چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟

    چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟
    وب‌سایت پنجره خلاقیت: یک مدیرعامل مشهور و نویسنده کتاب «پرمشغله‌ها» می‌گوید: «کارمندانی که برای من کار می‌کنند باید حتی در حمام خانه‌شان نیز به تماس‌ها پاسخ دهند!» اگرچه خیلی از افراد با چنین دیدگاهی موافق هستند، اما بسیاری از کارمندان کم‌کم از این که کارشان در تمام زندگیشان رخنه کرده، احساس نارضایتی می‌کنند. سوالی که هر کارفرمایی باید از خود بپرسد این است که: آیا آن‌ها با درخواست کار بیشتر کارمندان‌شان در خانه باعث افزایش عملکرد آن‌ها می‌شوند؟طبق گزارش یک نظرسنجی مشخص شده است که هشتاد درصد از کارمندان بخشی از کارشان را در خانه انجام می‌دهند. این پژوهش دریافته است که ۶۸ درصد از مردم قبل از ساعت ۸ صبح ایمیل‌های‌شان را می‌خوانند.  در زیر دلایلی را بیان می‌کنیم تا متوجه شوید چرا نباید امور باقی مانده کاری را به منزل بیاورید. 1. کارمندان مشکلات بزرگی را وارد منزل می‌کنند.در مصاحبه‌ای که مجله تایم با الکساندر تروتمن، مدیر شرکت فورد ترتیب داده بود، این‌گونه عنوان شد که:«با افزایش سرعت و حجم کار نمی‌توان کارایی را هم افزایش داد… در ابتدا همه از پول بیشتر لذت می‌بریم، اما به مرور زمان خستگی، فشار کاری و استرس بر انسان غلبه خواهد کرد.»آوردن کارهای باقی مانده به خانه به این معناست که دیگر اعضای خانواده ناچار به تحمل استرس و فشار کاری شما در کنار امور شخصی و خانوادگی خواهند بود.2. این کار باعث افزایش احتمال افسردگی می‌شودبر اساس یک پژوهش، کارمندانی که بیش از یازده ساعت در روز کار می‌کنند، در معرض ابتلا به افسردگی هستند. در واقع رابطه مستقیمی بین اضافه‌کاری و آوردن باقی کارها به خانه و ابتلا به افسردگی وجود دارد.3. این موضوع باعث اختلال عملکرد کاری می‌شودبر اساس یک گزارش، ۵۰ درصد از کارمندان با این موضوع موافق هستند که آوردن کارهای باقی مانده به خانه با امور و وظایف خانوادگی تداخل می‌کند. با این آمار مشخص شده است که استرس شغلی با استرس خانوادگی برابری می‌کند و این استرس‌ها روی عملکرد کاری فرد تاثیر می‌گذارد  و استرس او در محیط کارش را افزایش می‌دهد.4. این موضوع باعث توقف در بهبود فیزیولوژیک و ذهنی انسان می‌شودخانه به معنای مکانی‌ست که انسان دوباره و پس از استرس‌های ناشی از فشار کاری شارژ شده و بهبود یابد. می‌توانید با به خانه رفتن و استراحت‌دادن به ذهن و بدن خود انرژی کافی را به خودتان هدیه دهید. با این حال بسیاری از افراد خود را از این موهبت محروم می‌سازند.  5. رابطه نامتعادلی میان کار و زندگی شخصی ایجاد می‌شوداگرچه شما تلاش می‌کنید تا آن‌چه را خانواده‌تان نیاز دارد تهیه کنید و در اختیار آن قرار دهید، اما از سوی دیگر دارید توجهی را که افراد خانواده‌تان شایسته آن هستند، از ایشان دریغ می‌کنید. افراد موفق می‌دانند که چطور باید کار و زندگی شخصی را متعادل سازند تا بهترین نتیجه را از هردوی آن‌ها به دست آورند.6. این کار مانع تمرکز شما می‌شودیکی از عوامل مهم برای انجام دادن کارها تمرکز است. حفظ تمرکز خود نشان‌دهنده اولویت‌بندی و ارزش‌گذاری شما برای زندگی شخصی و فضای کاری شماست. حفظ تمرکز و اهمیت‌دادن به آن باعث قدرتمندی بینش، تمرکز و دقت شما خواهد شد.7. این موضوع عزت نفسی برای شما ایجاد نخواهد کردبیایید با این موضوع روبرو شویم. همه ما نیازمند احترام و ارزش  شخصی هستیم. شاید این همان چیزی باشد که خانه و خانواده به ما هدیه می‌دهد. خانه به ما کمک می‌کند تا هویت و ارزش‌های شخصی خود را بازیابیم. با حضور در خانه و ترک محل کار (و کارهای باقی مانده) اعتماد به نفس خود را افزایش می‌دهیم و مسوولیت زندگی مان را به عهده می‌گیریم.8. این موضوع ما را از تغذیه و خواب درست و کافی دور می‌کندحواس‌پرتی ناشی از آوردن کار باقی مانده به خانه می‌تواند به کیفیت خواب و تغذیه ما صدمه بزند. خوابیدن و غذا خوردن صحیح تاثیر جوان‌کننده و سلامت بخشی بر بدن‌های ما دارد. شما با گذاشتن بقیه کارهای‌تان در اداره، روی سلامت شخصی خود متمرکز می‌شوید و بهترین استفاده را از زمانی که در خانه می‌گذرانید، می‌کنید.9. منجر به رابطه بهتری بین شما و کارفرمای‌تان نخواهد شدچه شرکت متعلق به شما باشد و چه شما یک کارمند باشید، باید بدانید که ارتباطی با کار یا با کارفرما دارید. اما این ارتباط مرزهایی دارد. و روابط بر اساس درک حد و مرزها ایجاد می‌شوند. کسب بهترین نتیجه از کسب و کارتان یا ارائه بهترین کار خود به کارفرما نیازمند این است که هیچ‌گاه از مرزهای کاری خارج نشوید.

    چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟
  • چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟

    چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟
    وب‌سایت شنبه - فهیمه خراسانی: شکلات‌های ترد و ویفری کیت‌کت برای بسیاری از مصرف‌کنندگان جهانی شناخته شده  هستند و طعم ترد و منحصربه‌فرد آنها چیزی نیست که به راحتی از یاد مصرف‌کننده برود، جالب است بدانید که این برند معروف سال ۱۹۳۵ در انگلستان راه‌اندازی شده و در طول عمر چند ده‌ساله خود، توانسته به عنوان یکی از شکلات‌های ویفری محبوب جهان شناخته شود.  شایان ذکر است که کیت‌کت در سال ۱۹۸۸ توسط برند معروف نستله خریداری شد و از آن پس، تحت نظارت و حمایت این گروه بزرگ تولیدی درآمده است. با این حال نام تجاری کیت‌کت، کماکان به عنوان یک برند مستقل و متمایز در بین مصرف‌کنندگان جهانی شناخته می‌شود.تحولات نوین در راستای اهداف پیشینآنچه باعث پیشرفت این برند در طول عمر نسبتاً طولانی آن بوده است، قطعاً بی‌ارتباط با نوع فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی آن نیست، به این معنا که فرایند بازاریابی این برند به گونه‌ای بوده است که از زمان آغاز تاکنون با روندی مشابه و ثابت به راه خود ادامه داده و در این میان از تحولات بازاریابی جهان نیز غافل نبوده اما نکته مهم در فرایند بازاریابی این برند اینجاست که تحولات تبلیغات آن نیز در راستای فرایندهای پیشین صورت گرفته است؛ یعنی برند کیت‌کت با داشتن مجموعه‌ای از اهداف و راهکارهای مشخص، راه خود را یافته است و این راهکارها و اهداف را در فعالیت‌های کنونی و آتی خود نیز ادامه می‌دهد، اگرچه با تحولات فناوری دنیای امروز نیز همگام شده است.  کمپین‌های دیجیتال این برند در راستای مفاهیم قبلی آن در حرکت هستند و در این میان، برخی نوآوری‌ها نیز با این فعالیت‌ها همگام شده است، از این رو باید گفت کیت‌کت برندی است که آینده خود را روی گذشته خود ساخته است و نوآوری و خلاقیت را در راستای اهداف و چشم‌اندازهای گذشته‌اش به انجام می‌رساند. چشم‌انداز بلندمدتاز جمله استراتژی‌های مهمی که توسط گروه تولیدی کیت‌کت، خصوصاً بعد از ادغام با نستله، دنبال شده است، تمرکز عمده بر اهداف شرکت است؛ برند کیت‌کت اهداف خود را در چشم‌اندازی مشخص در آینده تعیین می‌کند و رسیدن به آن اهداف را در دستور کار خود قرار می‌دهد. این استراتژی درست در مقابل استراتژی حفظ موقعیت در برابر رقبا قرار دارد، یعنی کیت‌کت به جای اینکه به رقابت با رقبای خود بپردازد و به دنبال حفظ شرایط کنونی خود در بازار جهانی باشد، تمرکز بر اهداف بلندمدت را در دستور کار خود قرار داده و در این راه حتی از شکست‌های مختصری که در این راه طولانی ممکن است بروز کنند، نیز نمی‌هراسد و داشتن دید بلندمدت را مهم‌ترین هدف خود می‌داند.بزرگسالان: مهم‌ترین گروه سنی مخاطبان کیت‌کتانتخاب درست دایره مخاطبان در هر کمپین تبلیغاتی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مراحل بازاریابی به شمار می‌رود، در مورد محصولاتی مانند شکلات‌ها نیز در وهله اول چنین به نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین گروه مصرف‌کننده این محصولات باید کودکان یا جوانان باشند اما در حقیقت این محصول در بین بزرگسالان و حتی افراد مسن نیز طرفداران زیادی دارند.  بنابراین با توجه به چنین نتایجی، برند کیت‌کت مخاطبان خود را از میان همه گروه‌های سنی انتخاب می‌کند اما تمرکز عمده آن بر مخاطبان بزرگسال است؛ چرا که محیط کاری بزرگسالان با ساعت‌های استراحت همراه بوده و در این ساعات است که این افراد نیاز به نوشیدن فنجانی چای یا قهوه را در کنار بیسکویت یا شکلات احساس می‌کنند.  برند کیت‌کت نیز با هوشیاری به این نیاز مخاطبان پاسخ گفته و با راه‌اندازی کمپین‌های متفاوتی در جهت اوقات استراحت بزرگسالان، محصولات خود را به عنوان یک میان‌وعده مناسب در زمان استراحت معرفی کرده است. از این رو می‌توان گفت برند کیت‌کت هیچ محدوده سنی‌ای برای خود قائل نشده و از آنجا که تمام گروه‌های سنی در زندگی نیاز به میان‌وعده دارند، کمپین‌های Break  را در راستای ساعات استراحت مخاطبان خود شکل داده است.گسترش کمپین بریکنماد ماندگار برند کیت‌کت با عنوان با کیت‌کت زنگ تفریح داشته باش  (Take a Break, have a KitKat) یکی از مهم‌ترین شعارهای تبلیغاتی این برند محسوب می‌شود که طی چندین دهه با این نام تجاری همراه بوده است. اخیراً نام تجاری نستله که این شرکت را خریداری کرده، با هدف گسترش این شعار به دنبال ارائه پیام‌های متمایزتری به مخاطبان برند کیت‌کت بوده است.  حضور کمپین موسوم به بریک  در فضای مجازی مانند یوتیوب و دیگر رسانه‌های اجتماعی، در کنار فعالیت گسترده آن در دیگر رسانه‌ها همچون تلویزیون از جلمه اقداماتی به شمار می‌روند که گسترش پیام‌های تبلیغاتی این برند را در فرایند مذکور نشان می‌دهند. نظارت بر مصرف مردم از جمله راهکارهای عمده برند کیت‌کت در ارتباط با بهبود کمپین بریک است، به این معنا که با تمرکز بیشتر بر شیوه‌های مصرف مردم و شناختن اوقات فراغت و به اصطلاح زنگ تفریح‌های آنها، بهتر می‌توان نوع تبلیغات و نحوه ارائه آنان را هدایت کرد.رسانه‌های اجتماعی ابزاری برای یافتن جغرافیای مصرفگرچه بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی برند کیت‌کت، ابتدا در کشورهای اروپایی راه‌اندازی می‌شدند و به انجام می‌رسیدند و بازاریابی در دیگر مناطق جهان مانند خاورمیانه و کشورهایی مانند چین در رتبه‌های بعد قرار داشت اما نمی‌توان از پتانسیل عظیم این مناطق جغرافیایی پرجمعیت، به عنوان مصرف‌کنندگان برند کیت‌کت، غافل شد و برند مذکور نیز در سال‌های اخیر تلاش‌های چشمگیری جهت گسترش بازار مصرف خود به لحاظ جغرافیایی انجام داده است.  در این میان باید حضور در رسانه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، فیس‌بوک، توییتر و غیره را از جمله ابزارهای قدرتمند این برند جهت گسترش جغرافیای مصرفی خود دانست، امروزه ویدئو تبلیغاتی برند کیت‌کت را افرادی که در خاورمیانه، چین، ژاپن، آفریقا و غیره نیز زندگی می‌کنند، می‌بینند و بنابراین باید گفت استفاده از رسانه‌های اجتماعی و حضور در فضای مجازی، یکی از فرصت‌های مناسب برای برندهای مختلف در جهت گسترش جغرافیای مصرفی آنهاست و برند کیت‌کت نیز به خوبی به این نکته توجه داشته است.تبلیغات متقابل کیت‌کت و یوتیوبهمان‌طور که ذکر شد، کمپین‌های موسوم به Break به معنی زنگ تفریح و استراحت، یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال به‌روزترین کمپین‌های این نام تجاری به شمار می‌روند. در همین راستا نیز یکی از کمپین‌های کیت‌کت در یوتیوب به عنوان «یک زنگ تفریح و یک ویدئوی یوتیوب» از جمله ویدئوهای پرمخاطب کیت‌کت در فضای مجازی بوده است.  از سویی همکاری برند کیت‌کت با یوتیوب به این صورت ادامه پیدا کرده که برند کیت‌کت روی جلد تعدادی از محصولات خود به جای عنوان کیت‌کت، نام یوتیوب بریک را نوشته است، این همکاری که به صورت دوجانبه انجام شده، به نوعی تبلیغ برای هر دو طرف محسوب می‌شود؛ هم مشتریانی که نام یوتیوب را روی ویفرهای شکلاتی کیت‌کت می‌بینند و هم کاربرانی که در گوشی‌های هوشمند خود ویدئوهای تبلیغاتی کیت‌کت را در یوتیوب مشاهده می‌کنند، با هر دو نام تجاری برخورد دارند و این ارتباط در ذهن آنها باقی خواهد ماند.

    چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟
  • بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها

    بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها
    فصلنامه همشهری اقتصاد: در نیمه دوم سال 2015 هفته نامه اقتصاد «اکونومیست» در تازه ترین گزارش خود آماری از تحولات ایجاد شده در ارزش دلاری شرکت هایی که به آن ها نوپا یا به عبارت بهتر استارت آپ می گویند، ارایه داد. طبق معمول شرکت هایی مانند گوگل، فیس بوک، توییتر و... رتبه های برتر را از آن خود کرده بودند، اما این گزارش نکته جالبی را در دل خود گنجانده بود. اکونومیست در گزارش خود سه استارت آپ بزرگ ایرانی را براساس  ارزش دلاری رتبه بندی کرده بود. در این گزارش سه استارت آپ «دیجی کالا»، «آپارات» و «کافه بازار» به عنوان برترین های ایرانی معرفی شدند. شاید نکته پیام ورود نشریه معتبری مانند اکونومیست به بررسی استارت آپ های ایرانی نشان از تغییر و تحول در ساختار محیط کسب و کار اقتصاد کشور باشد. در اقتصاد کشورمان حرف اول برای راه اندازی هر کسب و کاری حتی در اندازه بسیار کوچک را سرمایه گذاری می زند.استارت آپ ها که با مزیت کم بودن هزینه اولیه سرمایه گذاری در کسب و کارهای جهان شکل گرفته اند، در ایران هم به همین دلیل مورد استقبال بسیاری از جوانان خوش فکر و نیروی انسانی خلاق قرار گرفته اند؛ البته در معرفی و جایگاه سازی استارت آپ ها همیشه صحبت از ایده های خلاق و کم هزینه بودن آغاز یک کسب و کار است. اما باید توجه داشت که استارت آپ ها هم مانند هر کسب و کاری با ورود سرمایه گذار و حمایت های مختلف موفقیت های بیشتری را به دست می آورند.اگر برترین استارت آپ های جهان از نظر ارزش دلاری را بررسی کنیم پرواضح است که این استارت آپ ها در فضایی (منطقه جغرافیایی) شکل گرفته اند که سرمایه گذاری روی کسب و کارهای نو بسیار شایع است. این منطقه که در اصطلاح «دره سیلیکون» نامیده می شود مهد رشد فناوری و کسب و کارهای حوزه آی تی است.  نگاهی به برترین استارت آپ های این حوزه نشان می دهد که همگی در این منطقه رشد کرده اند. بررسی ها نشان می دهد که در این منطقه، صنعتی به نام «صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری در استارت آپ ها» وجود دارد که وظیفه حمایت تمام و کمال از استارت آپ های حوزه های مختلف را به دوش می کشد. شرکت های موفقی مانند گوگل، توییتر، فیس بوک و... همگی در وهله اول با حمایت یک سرمایه گذار توانسته اند ایده خود را پرورش داده و درجایی که اکنون قرار دارند با میلیاردها دلار گردش سرمایه فعالیت کنند.استارت آپ های موفق می توانند علاوه بر بالا بردن رقم سرمایه در گردش خود میلیون ها شغل ایجاد کنند. وجود یک صنعت حمایتی مانند «صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری در استارت آپ ها» شاید بتواند در کشورمان فضایی را ایجاد کند تا شرکت هایی با سرمایه های در گردش میلیاردی با فوران ایده ها و خلاقیت های خود هم کسب و کارهای موفقی راه اندازی کنند و هم به بهبود شرایط شغلی کشور کمک کنند.در بیشتر این استارت آپ ها نسبت سرمایه ای که از طیق بازار سرمایه یا سرمایه گذاران خطرپذیر جذب شده در برابر ازش تجاری آن ها کمتر از 10 درصد است. به  همین دلیل حتی در اوج بحران اقتصادی در دنیا که اغلب صنایع گرفتار رکود بودند، استارت آپ های نوآورانه روند رو به رشد داشته اند. از سال 2000 یعنی زمان اوج حباب دات کام تا سال 2015 تعداد استارت آپ هایی که ارزشی بالای یک میلیارد دلار داشته و متعلق به سرمایه گذاران خطرپذیر بوده اند، تقریبا دو برابر شده و به 72 شرکت رسیده است.  در سال 2014 مجموعا 48 استارت آپ وارد باشگاه میلیارد دلاری ها شده و البته 16 شرکت هم به دلیل این که سهام آن ها در بازارهای بورس عرضه علنی شده یا از سوی سرمایه گذاران دیگر خریده شدهاند از حالت استارت آپ خارج شده و باشگاه استارت آپ های ملیارد دلاری را ترک کرده اند. جریان استارت آپی کشور یک حرکت ارزش آفرین کاملا ایرانی است؛ نمونه ای بدیع از توانمندی داخلی در راه اندازی کسب و کارهای نوین و مبتنی بر فناوری روز.نخستین جرقه های این جریان در روزهایی زده شده که در کشورمان زیر شدیدترین و ظالمانه ترین تحریم های بین المللی قرار داشت. استارت آپ های بزرگ و موفق ایرانی چون دیجی کالا (1384)، کافه بازار (1388)، آپارات (1385) و بسیاری دیگر به لطف ایده های جوانانی ایجاد شده که به دلیل تخصص و قابلیت های خود این فرصت را هم داشته اند تا در صدها شرکت بین المللی و مشهور اروپایی و امریکایی کار کنند، اما به رغم همه مشکلات، فشارها و محدودیت ها در داخل کشور ماندند و با آموختن از تجربیات موفق داخلی و خارجی، کسب و کار خود را به راه انداخته اند. هیچ کدام از این شرکت ها سرمایه گذار خارجی نداشته اند و همه موفقیت آن ها مدیون تلاش و نوآوری بنیانگذاران شان و سرمایه داخلی بوده است. حال این که اگر حمایت های مختلفی مانند ورود سرمایه گذاران متخصص را به این حوزه چاشنی کار استارت آپ ها کنیم بدون شک شاهد تحول شگرفی در این زمینه خواهیم بود، اما چرایی حمایت از استارت آپ ها بسیار مهم است. سایت آمازون براساس آمارهای رسمی اعلام شده در هر دو دقیقه 120 هزار دلار درآمد کسب می کند. نگاهی به برترین شرکت های جهان نشان می دهد که دیگر برترین ها تولیدکنندگان، نفت و صنایع وابسته به آن ها نیستند. جهان امروز در اختیار ایده های نو و فناوری است.  شرکت هایی مانند گوگل، یاهو، فیس بوک و آمازون نام های معروف و معتبری در دنیای اینترنت به شمار می روند. شرکت هایی که معمولا کمتر از بیست سال عمر دارند، اما بدون در اختیار داشتن سرمایه های کلان، معدن و چاه نفت به درآمدهای میلیاردی رسیده اند. رشد استارت آپ در کشور به خصوص در سال 94 بازتاب جهانی گسترده ای داشت. علاوه بر گزارش اکونومیست از محیط کسب و کار تازه اقتصاد ایران، روزنامه «واشینگتن پست» نیز دز گزارشی به تحلیل شرایط سرمایه گذاری و رشد استارت آپ در کشور پرداخت. در این گزارش نمونه های موفق ترین استارت آپ های کشور مانند دیجی کالا، تخفیفان، کافه بازار و...  معرفی شده اند. در بخش دیگری هم گفت و گوهای کوتاهی پیرامون چگونگی شکل گیری استارت آپ ها با فعالان این حوزه انجام شده است، اما از سوی دیگر قصه استارت آپ ها در کشور نشان می دهد که درصد شکست آن ها بسیار بالاست و در برخی مواقع از 90 درصد هم عبور می کند.نباید در مسیر شکست فقط قوانین دست و پاگیر و نبود حمایت های دولتی را مدنظر قرارداد. بررسی ها نشان می دهد که خوش بینی بیش از حد مدیران استارت آپ در مورد پیش بینی هزینه ها و نبود دیدگاه اقتصادی مناسب در میان سرمایه گذاران و فعالان حوزه کسب و کار می تواند از مهم ترین دلایل شکست استارت آپ در کشور باشد. تنها راهکار مقابله با این بحران هم توجه به پیش بینی های درست و جلوگیری از هیجانات در زمان پیش بینی ها و راه اندازی یک کسب و کار است. نگاهی به فعالان حوزه کسب و کارهای کوچک در جهان نشان می دهد که تمرکز بر پیش بینی درست هزینه ها یکی از اولویت های صاحبان کسب و کار است. تامین سرمایه به همراه همه تجهیزات و امکانات و مدیریت و... کسب و کارها ارزان نیست، اما اگر اهداف اقتصادی جدی پشت کسب و کار وجود داشته باشد به این میزان سرمایه گذاری نیاز است. در این شرایط است که یک شرکت می تواند به مرزهای بین المللی ورود پیدا کرده و درآمدهای واقعی را برای خود و اقتصاد کشور به ارمغان آورد. ورود نتایج موفقیت های استارت آپ ها به کشور بدون شک در اقتصاد ایران تاثیر مستقیم گذاشته و می تواند در بهبودش رایط کسب و کار هم اهمیت پیدا کند.   اگر  کمی از نگاه خوش بینانه به ایده های خلاقه جوانان خوش فکر ایرانی فاصله بگیریم بدون شک حمایت کننده هایی باید به کمک استارت آپ ها بشتابند. در هیچ جای دنیا دولت ها حامی استارت آپ ها نیستند و نمی توان انتظار داشت که هزینه رشد استارت آپ ها را دولت ها پرداخت کنند. در بسیاری از مواقع مشاهده شده است که ورود ریالی دولت به هر حوزه ای موجبات رانت و فساد و در نهایت شکست را فراهم آورده است. نمی توان استارت آپ ها را هم از این موضوع مبرا دانست.دولت ها در جهان شرایط رشد کسب و کارها و فضا را برای بزرگ شدن آن ها فراهم می کنند که بیشتر شامل قوانینی در راستای بهبود فضای کسب و کارهاست، اما در این میان سوالی که پیش می آید این است که حامی استارت آپ اگر دولت نباشد چه گروهی است؟ در همه جای دنیا و کشورمان شرکت های شتاب دهنده، حامیان استارت آپ ها هستند. شرکت های شتاب دهنده به مفهوم واقعی، شتاب دهی و بالابردن میزان رشد استارت آپ ها را بر عهده دارند. خوشبختانه در کشور ما هم شتاب دهنده های خصوصی همزمان با اوج گرفتن موج استارت آپی فعال شده اند. تعداد این شتاب دهنده ها از تعداد انگشتان یک دست کمتر است و گفته می شود که مجموعه سرمایه گذاری واقعی آن ها از یک میلیارد تومان تجاوز نمی کند، اما با همه نقدها و مشکلات موجود در این زمینه و انتقادهایی مانند تخصصی نبودن تعدادی از آن ها می توان وجود شتاب دهنده ها و حرکت کج دار و مریز آن ها را به فال نیک گرفت.آن چه در کشورمان مشاهده می شود، بیشتر شرکت های شتاب دهنده با مشارکت یا مشاوره ایرانیان خارج از کشور ایجاد شده اند و بعضا برخی شرکت ها و بانک های خصوصی هم در تامین مالی آن ها مشارکت دارند. تامین سرمایه اندک، ارایه امکانات عمومی نظیر فضای کاری و زیرساخت های فنی و همچنین حمایت های حقوقی و قانونی از مهم ترین خدماتی است که در این مراکز ارایه می شود. به هر حال رشد استارت آپ ها و شرکت های شتاب دهنده در کشور موج جدیدی در اقتصاد ایران را رقم زده است.

    بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها
  • چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟

    چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟
    وب‌سایت پنجره خلاقیت: یک مدیرعامل مشهور و نویسنده کتاب «پرمشغله‌ها» می‌گوید: «کارمندانی که برای من کار می‌کنند باید حتی در حمام خانه‌شان نیز به تماس‌ها پاسخ دهند!» اگرچه خیلی از افراد با چنین دیدگاهی موافق هستند، اما بسیاری از کارمندان کم‌کم از این که کارشان در تمام زندگیشان رخنه کرده، احساس نارضایتی می‌کنند. سوالی که هر کارفرمایی باید از خود بپرسد این است که: آیا آن‌ها با درخواست کار بیشتر کارمندان‌شان در خانه باعث افزایش عملکرد آن‌ها می‌شوند؟طبق گزارش یک نظرسنجی مشخص شده است که هشتاد درصد از کارمندان بخشی از کارشان را در خانه انجام می‌دهند. این پژوهش دریافته است که ۶۸ درصد از مردم قبل از ساعت ۸ صبح ایمیل‌های‌شان را می‌خوانند.  در زیر دلایلی را بیان می‌کنیم تا متوجه شوید چرا نباید امور باقی مانده کاری را به منزل بیاورید. 1. کارمندان مشکلات بزرگی را وارد منزل می‌کنند.در مصاحبه‌ای که مجله تایم با الکساندر تروتمن، مدیر شرکت فورد ترتیب داده بود، این‌گونه عنوان شد که:«با افزایش سرعت و حجم کار نمی‌توان کارایی را هم افزایش داد… در ابتدا همه از پول بیشتر لذت می‌بریم، اما به مرور زمان خستگی، فشار کاری و استرس بر انسان غلبه خواهد کرد.»آوردن کارهای باقی مانده به خانه به این معناست که دیگر اعضای خانواده ناچار به تحمل استرس و فشار کاری شما در کنار امور شخصی و خانوادگی خواهند بود.2. این کار باعث افزایش احتمال افسردگی می‌شودبر اساس یک پژوهش، کارمندانی که بیش از یازده ساعت در روز کار می‌کنند، در معرض ابتلا به افسردگی هستند. در واقع رابطه مستقیمی بین اضافه‌کاری و آوردن باقی کارها به خانه و ابتلا به افسردگی وجود دارد.3. این موضوع باعث اختلال عملکرد کاری می‌شودبر اساس یک گزارش، ۵۰ درصد از کارمندان با این موضوع موافق هستند که آوردن کارهای باقی مانده به خانه با امور و وظایف خانوادگی تداخل می‌کند. با این آمار مشخص شده است که استرس شغلی با استرس خانوادگی برابری می‌کند و این استرس‌ها روی عملکرد کاری فرد تاثیر می‌گذارد  و استرس او در محیط کارش را افزایش می‌دهد.4. این موضوع باعث توقف در بهبود فیزیولوژیک و ذهنی انسان می‌شودخانه به معنای مکانی‌ست که انسان دوباره و پس از استرس‌های ناشی از فشار کاری شارژ شده و بهبود یابد. می‌توانید با به خانه رفتن و استراحت‌دادن به ذهن و بدن خود انرژی کافی را به خودتان هدیه دهید. با این حال بسیاری از افراد خود را از این موهبت محروم می‌سازند.  5. رابطه نامتعادلی میان کار و زندگی شخصی ایجاد می‌شوداگرچه شما تلاش می‌کنید تا آن‌چه را خانواده‌تان نیاز دارد تهیه کنید و در اختیار آن قرار دهید، اما از سوی دیگر دارید توجهی را که افراد خانواده‌تان شایسته آن هستند، از ایشان دریغ می‌کنید. افراد موفق می‌دانند که چطور باید کار و زندگی شخصی را متعادل سازند تا بهترین نتیجه را از هردوی آن‌ها به دست آورند.6. این کار مانع تمرکز شما می‌شودیکی از عوامل مهم برای انجام دادن کارها تمرکز است. حفظ تمرکز خود نشان‌دهنده اولویت‌بندی و ارزش‌گذاری شما برای زندگی شخصی و فضای کاری شماست. حفظ تمرکز و اهمیت‌دادن به آن باعث قدرتمندی بینش، تمرکز و دقت شما خواهد شد.7. این موضوع عزت نفسی برای شما ایجاد نخواهد کردبیایید با این موضوع روبرو شویم. همه ما نیازمند احترام و ارزش  شخصی هستیم. شاید این همان چیزی باشد که خانه و خانواده به ما هدیه می‌دهد. خانه به ما کمک می‌کند تا هویت و ارزش‌های شخصی خود را بازیابیم. با حضور در خانه و ترک محل کار (و کارهای باقی مانده) اعتماد به نفس خود را افزایش می‌دهیم و مسوولیت زندگی مان را به عهده می‌گیریم.8. این موضوع ما را از تغذیه و خواب درست و کافی دور می‌کندحواس‌پرتی ناشی از آوردن کار باقی مانده به خانه می‌تواند به کیفیت خواب و تغذیه ما صدمه بزند. خوابیدن و غذا خوردن صحیح تاثیر جوان‌کننده و سلامت بخشی بر بدن‌های ما دارد. شما با گذاشتن بقیه کارهای‌تان در اداره، روی سلامت شخصی خود متمرکز می‌شوید و بهترین استفاده را از زمانی که در خانه می‌گذرانید، می‌کنید.9. منجر به رابطه بهتری بین شما و کارفرمای‌تان نخواهد شدچه شرکت متعلق به شما باشد و چه شما یک کارمند باشید، باید بدانید که ارتباطی با کار یا با کارفرما دارید. اما این ارتباط مرزهایی دارد. و روابط بر اساس درک حد و مرزها ایجاد می‌شوند. کسب بهترین نتیجه از کسب و کارتان یا ارائه بهترین کار خود به کارفرما نیازمند این است که هیچ‌گاه از مرزهای کاری خارج نشوید.

    چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟
  • بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان

    بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان
    هفته نامه تجارت فردا - انیس سجادی: اصفهان؛ شهری که همواره در شمار پایتخت‌های اقتصادی ایران بوده و تجارتش همیشه در زمره سرآمدان تحولات عمده اقتصادی ایران‌زمین بوده‌اند. در این شهر خاندانی بودند که مقرر بود تار و پود وطنی را برای جامه ایرانی ببافند.  آنان کازرونی‌ها بودند، کارآفرینانی که نامشان با عمران شهری چون اصفهان توام شده است. در این یادداشت، به روایت قریب به 90 سال از کنش و کارآفرینی اقتصادی مردانی می‌پردازیم که همتشان مصروف خودکفایی ایرانیان از منسوجات غربی شد، در آن زمان که کمتر کسی را جرات به گردش انداختن سرمایه در چنین راهی بود و بیان شعار خودکفایی حیز انتفاع برای مطالبه‌کنندگان آن نبود.محمدحسین کازرونی: پارچه وطنی زیبنده جامه وطنیمحمدحسین کازرونی معروف به حاج‌کاکا حسین فرزند حاج‌محمدجعفر حدود سال 1231 خورشیدی تولد یافت. از نوجوانی به عرصه تجارت وارد شد و حدود 20 سال در بوشهر به فعالیت پرداخت. کازرونی حدود سال 1266 به اصفهان رفت و در این شهر اقامت گزید تا کسب و کار خود را در این شهر گسترش دهد  عده‌ای بر آنند که او ابتدا در بازار اصفهان به ریسمان‌فروشی می‌پرداخت. پیرامون دستیابی حاج‌کاکا حسین به ثروت هنگفتی که قدرت تجهیز امکانات و تجار زبده اصفهان را برای مقابله با امتعه خارجی به او داده بود، هنوز هم شایعات زیادی بین مردم اصفهان می‌پیچد.  برخی دیگر برآنند که او در ابتدای کار و زمانی که از شیراز به اصفهان آمده، طبق‌کشی می‌کرد و در کوچه و خیابان جنس می‌فروخت . بیش از این پیرامون آغازین مراحل کنش اقتصادی محمدحسین کازرونی که او را به یکی از بزرگ‌ترین رجال اقتصادی اصفهان معاصر با دوره مشروطیت و پهلوی اول بدل کرد، چیزی در منابع و مآخذ نیامده است.کازرونی در سال 1270 با همکاری حاجی‌آقا‌محمد قزوینی، حاج‌محمدعلی تبریزی، محمدمهدی سمسار و محمد صالح‌عرب «کمپانی مسعودیه» را در اصفهان ایجاد کرد. او که در این راه از مشارکت تجار تنباکوی اصفهان بهره می‌برد، این شرکت را با هدف حمایت از کشاورزان و تجار توتون و تنباکو در مبارزه با انحصارطلبی‌های تجار انگلیسی تاسیس کرده بود.  اگرچه اطلاعات جامعی پیرامون این شرکت در مآخذ آورده نشده، می‌دانیم که این شرکت تا سال 1296 خ فعال بود . در سه دهه پایانی قرن نوزدهم، روند صادرات منسوجات انگلیسی و روسی به ایران با افزایش چشمگیری همراه بود که بی‌تردید موجبات گسترش نفوذ اقتصادی قدرت‌های روس و انگلیس در ایران را فراهم می‌آورد.  در این ایام «صنعت پارچه‌بافی ایران که عموماً کارگاهی، خانگی، غیرماشینی، دستی و کوچک بود، بر اثر افزایش واردات در خطر نابودی قرار گرفت؛ از این‌رو، بسیاری از اصلاح‌گران و نوگرایان ایرانی احساس خطر کردند» .با هدف مقابله با چنین خطری، «انجمن اسلامی» به وسیله محمدحسین کازرونی به منظور ترویج پارچه‌های وطنی تاسیس یافت. این اقدام، زمینه‌ساز تاسیس «شرکت اسلامیه اصفهان» در سال 1277 شد. این شرکت که با 15 هزار تومان سرمایه اولیه شروع به کار کرد، با به‌کارگیری دستگاه‌های پارچه‌بافی مقدمات ایجاد صنایع جدید بافندگی در اصفهان را فراهم آورد.  بنا بر فصل بیست و یکم نظامنامه این شرکت می‌بایست به کلی از داد و ستد کالاهای خارجی خودداری کرده و فقط همّ خود را مصروف ترقی کالای داخلی و آوردن اسباب و کارخانجات مفید می‌کرد و بر حسب اقتضا به حمل کالاهای داخلی به خارج از کشور و همکاری در ایجاد راه شوسه و آهن می‌پرداخت.  نکته شایان توجه آن است که تمام اجزای این شرکت ملزم به تهیه لباس خود از منسوجات و کالاهای داخلی بودند. بر اساس ماده 24 نظامنامه کار‌ویژه این شرکت، تهیه مقدمات تاسیس کارخانه ریسمان‌ریسی تعیین شد . محمدحسین کازرونی اولین رئیس اتاق تجارت اصفهاندر جلسه‌ای که در منزل سلیمان خان رکن‌الملک شیرازی‌اصفهانی (نایب‌الحکومه وقت اصفهان) برگزار شد؛ نورالله نجفی‌اصفهانی از علمای طراز اول اصفهان با خرید سهام شرکت، دیگران را ترغیب به خرید سهام کرد. در همین جلسه، محمدحسین کازرونی به عنوان رئیس‌کل شرکت اسلامیه برگزیده شد . این شرکت در بدو تاسیس در 17 شهر از جمله تهران، مشهد، شیراز، بوشهر، رشت، تبریز، کاشان، سنندج و... به تاسیس شعبه پرداخت.  نمایندگان شرکت اسلامیه در اصفهان حاجی‌میرزامحمد مشکی ‌تاجر ‌اصفهانی، حاجی‌محمدجعفر تاجر ‌اصفهانی، حاجی‌میرزااسدالله تاجر ‌اصفهانی (نقشینه)، حاجی‌محمدکاظم تاجر ‌اصفهانی (مثقالی) و حاجی‌میرزاعلی نقشینه بودند. اگرچه مهدوی بر این باور است که میرزاعلی ادیب‌التجار به عنوان مدیرعامل در این شرکت نقش‌آفرینی می‌کرده، ولی ترابی‌فارسانی، حاجی‌میرزاعلی نقشینه را به عنوان مدیر برگزیده این شرکت معرفی می‌کند. شرکت اسلامیه بعدها فعالیت خود را به خارج از مرزهای ایران نیز گسترش داد.  در این راستا، حاج‌زین‌العابدین تقی‌اف از سرمایه‌داران بزرگ قفقاز وکالت شرکت را عهده‌دار شد و ارفع‌الدوله سفیر وقت ایران در روسیه طی بخشنامه‌هایی خبر ایجاد چنین شرکتی را به تمام کنسولگری‌های ایران در روسیه ابلاغ کرد. همچنین نمایندگی شرکت با همکاری برخی تجار مقیم مصر زیر نظر آقا میرزامحمدحسین مشکی تاسیس یافت . گذشته از مصر، گفته شده که این شرکت در انگلستان، هندوستان، عثمانی و روسیه نیز شعباتی داشته است .گذشته از حمایت شیخ‌نورالله، این شرکت از حمایت دیگر روحانیون نامدار اصفهان نظیر شیخ‌محمدعلی و شیخ‌محمدتقی آقا‌نجفی و برادران او حاج‌آقا نورالله عمادالاسلام و حاج‌شیخ‌محمدعلی ثقه‌الاسلام و جمعی از رجال سیاسی و ادبی نظیر مسعود‌میرزا ظل‌السلطان (والی وقت اصفهان)، دریابیگی، ادیب‌الممالک فراهانی، سیدجمال‌الدین واعظ‌اصفهانی و محمدتقی شوریده نیز برخوردار بود .  گفتنی است، تاسیس این شرکت با حمایت گسترده علمای نجف همراه بود. چنان که حاجی‌میرزامحمدحسین نوری، صدر اصفهانی، شیخ‌طه عرب مقیم نجف، آقا میرزامحمدهاشم چارسویی و حاج‌میرزاحسین طبرسی شخصاً به حاج‌آقا نورالله نجفی‌اصفهانی نامه نوشتند و از او به خاطر حمایت از این شرکت تشکر کردند.  دیگر علمای بزرگ و مراجع تقلید آن زمان، یعنی سیداسماعیل صدر، حاج‌میرزاحسین، حاج‌میرزاخلیل، سیدمحمدکاظم طباطبایی‌یزدی، محمد غروی شربیانی، آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، محمدحسن ممقانی، حاج‌میرزا‌حسین نوری و میرزافتح‌الله اصفهانی شیخ‌الشریعه، بر رساله شرکت اسلامیه تقریظ نوشتند و کمک به این شرکت را مساوی مبارزه با نیروی کفر دانستند . در همین راستا، علما فتواهایی در تایید شرکت و ترغیب شیعیان به خرید سهام شرکت صادر کردند.  گفتنی است، در مجمعی که با حضور دو هزار تن از علما، تجار و بزرگان اصفهان در باغ او در سال 1286 برگزار شد، پس از سخنرانی حاج‌آقا‌نورالله نجفی‌اصفهانی، تمامی حضار قرآن مهر کرده و قسم یاد کردند که از البسه و اقمشه خارجی استفاده نکنند . با این حال، این شرکت در پی عدم همکاری دولت با آن، پرداخت نامرتب وجوه سهام توسط سهامداران، منظم نبودن پرداخت سود سهام، وجود کمپانی‌های رقیب و تعارضات درونی طبقه تجار و نبود متخصصان آگاه و مطلع از صنایع نساجی نتوانست موفقیت چندانی در عرصه تجارت جدید برای موسسان خود تحصیل کند.  دیگر گام بلند کازرونی در عرصه حمایت از تولید داخلی زمانی بود که با همکاری جمعی از تجار اقدام به تاسیس «شرکت شرافت» کرد. این شرکت که اولین بنگاه تولیدی پس از مشروطه بود، به منظور «ترویج امتعه وطنی و رفع احتیاج از خارجه و توسعه دایره مکاسب و سایر مصالح عامه» تشکیل یافت.  نخستین جلسه آن در خانه سیدحسن بنکدار برپا شد و موسسان این شرکت که نام کازرونی و آقا نورالله نجفی در میان آنها به چشم می‌خورد، بر استفاده از اسباب و اثاث و ظروف ساخت ایران در منازل تاکید می‌ورزیدند. کم‌کم تولیدات این شرکت تا حدی افزایش یافت که طی جشن اولین سالگرد مشروطیت، مغازه‌ای با نام «اخوت» برای فروش منسوجات وطنی با حضور حاج‌آقا نورالله و کازرونی تاسیس گشت.اما کازرونی تنها به عرصه تجارت بسنده نکرد. او در شمار تجاری بود که پا به عرصه فعالیت سیاسی نهاد. او همزمان با جنبش مشروطیت به مشروطه‌خواهان پیوست. کازرونی در حمایت از مشروطه‌خواهان اصفهان با همکاری سیدحسن مدرس و میرزاحبیب‌الله امین‌التجار اقدام به تاسیس انجمن ولایتی اصفهان کرد. در این راه او تا حدود زیادی مخارج نهضت مشروطه اصفهان را تامین کرد و پس از مشروطه، نقش فعالی در طرح تاسیس بانک ملی ایران در مجلس اول ایفا نمود . بدین ترتیب، در اصفهان جلسات مذاکرات حامیان تاسیس این بانک در باغ کازرونی تشکیل می‌یافت .آخرین حضور پر‌رنگ محمدحسین کازرونی در عرصه کارآفرینی اقتصادی اصفهان زمانی بود که او در سال 1302 به عنوان شریک تجاری با عطاءالملک دهش در تاسیس «کارخانه وطن» همکاری کرد. این کارخانه، اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی مدرن در اصفهان بود. سرمایه‌گذاری اولیه این کارخانه، 9 میلیون و 400 هزار ریال بود و در نزدیکی پل خواجو به بهره‌برداری رسید. این کارخانه در نخستین سال فعالیت، با 12 دستگاه بافندگی و به طور روزانه 150 کارگر 70 هزار متر پارچه تولید کرد. گفتنی است، کلیه ماشین‌های این کارخانه از آلمان وارد می‌شد.  با بروز اختلافی بین دهش و کازرونی، حل و فصل این اختلاف به محکمه تجارتی متشکل از حاج‌معین‌التجار بوشهری، حاج‌محمدحسین امین‌الضرب، اسلامیه، مدرس و آیرم عودت داده شد. طی این جلسه که در منزل رضاخان سردار سپه منعقد شد، مقرر شد تا دهش بنیانگذار کارخانه سهام خود را به کازرونی بفروشد. بعدها برای رفع مشکل تامین سرمایه، ارتش سفارش تامین 300 هزار تومان پارچه را به این کارخانه داد.  در دوره پهلوی اول، این کارخانه مورد توجه حکومت در ترویج منسوجات ایرانی بود و از حمایت حکومت در دریافت وام برای گسترش فعالیت‌های خود برخوردار بود. به تدریج، تجهیزات کارخانه به 400 دوک ریسندگی و 100 دستگاه ماشین با ظرفیت 500 هزار متر پارچه در سال افزایش یافت. در بخش ریسندگی چند نوع نخ برای قالی‌بافی و پارچه‌بافی تهیه می‌شد و در قسمت پارچه‌بافی 1500 متر پارچه پشمی با اصول جدید رنگرزی تهیه می‌گشت .کازرونی در سال 1286 و در راستای تحکیم موقعیت تجار در چارچوب نهادهای مدنی، در باغ خود جلسه‌ای را ترتیب داد که موجب تاسیس مجلس تجارت یا انجمن تجار اصفهان به همراهی 11 تن از دیگر تجار این شهر شد. او در همین جلسه، پیشنهادی مبنی بر تاسیس کارخانه کاغذسازی ارائه داد . این انجمن زمینه‌های تاسیس نخستین «اتاق تجارت اصفهان» را فراهم آورد.     بدین ترتیب، کازرونی در سال 1310 به همراه حاج‌سیدعبدالکریم محمودیه، حاج‌میرزاحسن اعتمادالتجار، حاج‌عبدالعلی فیض، حاج‌میرزاحسن اعتمادالتجار، حاج‌میرزاآقا معین‌امین، میرزاحسن سلطانی، سیدجواد کسایی، محمدکاظم مثقالی و جمعی دیگر از تجار برجسته اصفهان به تاسیس «اتاق تجارت اصفهان» پرداخت.سرانجام، مردی که همواره پارچه وطنی را زیبنده قبای جامه ایرانی می‌دید، پس از 65 سال فعالیت اقتصادی در بوشهر و اصفهان در بیستم اردیبهشت‌ماه 1311 در اصفهان درگذشت. او ابتدا در تکیه کازرونی واقع در گورستان تخت فولاد مدفون شد و 12 سال بعد بنا بر وصیتش استخوان‌های او برای تدفین به نجف انتقال یافت و در یکی از حجره‌های صحن شریف جای گرفت . اما با مرگ او قلب کارخانه وطن که زمانی نامش کازرونی و میهن بود، از حرکت بازنایستاد و وراث خاندان کازرونی در توسعه آن کوشیدند.محمدجعفر کازرونی: ادامه راه پدرمحمدجعفر کازرونی در سال 1280 در اصفهان تولد یافت. او از کودکی با کار در حجره پدر به دنیای تجارت وارد شد. او که در زمان بهره‌برداری از کارخانه وطن 24 سال داشت، در سال‌های 1311-1302 به همراهی با پدرش در مدیریت کارخانه پرداخت. پس از فوت پدر، با بهره‌گیری از ثروت خانوادگی، اعتبار تجاری و خانوادگی (همسر او از نوادگان ظل‌السلطان بود)، تجربه و پیوند با گروه‌های اجتماعی ذی‌نفوذ بستر لازم برای توسعه تجارت خود را فراهم کرد. در 1314، فرزندان حاج‌کاکا موفق شدند تا در اصفهان دومین کارخانه نساجی خود را با شماره 63 و سرمایه‌ای حدود سه میلیون و 53 هزار ریال به ثبت رسانند و یک سال بعد از آن بهره‌برداری کنند.  «رئیس هیات‌مدیره، محمد کازرونی و اعضای آن محمدجعفر، زین‌العابدین امین، سیدعبدالرحیم محمودیه و حاج‌محمدکریم سمسار بودند. تولید سالانه آن، هفت میلیون و 500 هزار متر پارچه نخی و الیاف مصنوعی بود» .این امر در حالی بود که وطن همچنان به فعالیت خود ادامه می‌داد و در سال 1319 سرمایه آن به 19 میلیون ریال رسید و با سرمایه آن یک کارخانه نخ‌بافی از انگلستان خریداری و نصب شد تا به تولید فاستونی و پتو برای تهیه لباس‌های نظامی، مدارس و عموم مردم بپردازد .کارخانه شماره 63 نیز به تدریج بر تعداد دستگاه‌های بافندگی و پرسنل خود افزود، ولی به علت محدودیت فنی، کمبود نیروی انسانی ماهر و نبود تقاضا نتوانست تولید زیادی داشته باشد. در نتیجه، در خرداد 1335، طی پاره‌ای مسائل مالی فعالیت آن متوقف شد. اگرچه هیات حمایت از صنایع در برنامه سوم خود 20 میلیون ریال اعتبار بدان اختصاص داد، بحران مالی موجود ادامه یافت و کارخانه به تعطیلی کشیده شد. در 26 آبان 1342، با حضور هیاتی دولتی مقرر شد که نیمی از بهای فروش محصول برای پرداخت حقوق معوقه و نیمی برای خرید مواد اولیه اختصاص یابد .کازرونی در کنار کارخانه وطن، یک کارخانه دوخت لباس از انگلستان خریداری و در کنار وطن نصب کرد. اگرچه عدم توافق بین مقامات بانک ملی و مسوولیت کارخانه در پرداخت بدهی مدیریت این کارخانه به وزارت اقتصاد محول شد و از آبان 1344 هیات حمایت صنعتی با هیات‌مدیره‌ای مرکب از مهندس سحابی، حائری‌زاده، سهامی و با نقش‌آفرینی مهندس عطاءالله شهاب زیر نظر بانک ملی به اداره آن پرداختند. سرمایه این کارخانه در اواسط سال 1350، حدود 200 میلیون ریال بود.  طی این مدت وطن نیز به توسعه خود ادامه می‌داد و در اواسط سال 1346 به عنوان سومین کارخانه تولیدکننده کشور در حوزه پارچه پشمی و پتو فعال بود. اگرچه به واسطه مشکلات مالی در سال 1348 به مدت 15 روز تعطیل شد، با پرداخت قروض آن از سوی بانک، از نو با سرمایه بانک و کارخانه به فعالیت خود ادامه داد و اداره آن با سرمایه سازمان برنامه و بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران صورت گرفت.  در نهایت، وطن همچون کارخانه‌های زاینده‌رود به مدیریت مهندس ذوالفقاری و ریسباف به مدیریت عارف‌پور به وسیله هیات حمایت از صنایع اداره می‌شد. کارخانه وطن در 1352 با تفکیک ارضی به فروش رسید و زاینده‌رود و پشمباف به بیرون شهر منتقل شدند و سبحانی از سوی خاندان کازرونی به عضویت هیات‌مدیره درآمد .  صاحبنظران بر این باورند که این عقب‌نشینی‌های پیاپی، به علت «نگاه سنتی به صنعت و استفاده نکردن از مدیریت نوین در اداره واحدهای صنعتی» اتفاق افتاد . وطن در سال 1389، در بخش بافندگی حدود 250 پرسنل داشت و مالکیت آن بر عهده بخش سرمایه‌گذاری بانک ملت بود.اما اگر از خاندان کازرونی تنها به عنوان یکی از مهم‌ترین کارآفرینان اقتصادی اصفهان در سده اخیر یاد کنیم، چنان که می‌بایست به اهمیت نقش کنشگران اقتصادی در تحولات جامعه نخواهیم پرداخت. آنان آمدند، با غایت کسب سود و در زمانه‌ای که کمتر کسی را جرات مقابله با کالاهای خارجی در دل بود، با به کار انداختن سرمایه خود به حمایت از تولید ملی پرداختند.  اما حمایت خاندان کازرونی از تولید ملی با مرگ حاج‌کاکا خاتمه نیافت. مهم‌ترین نمود این مساله زمانی بود که فرزندش محمدجعفر با خرید بالاترین رقم قرضه ملی به حمایت از دولت دکتر مصدق در دوران کمبود نقدینگی ناشی از تحریم ایران از سوی انگلستان پرداخت و بدین ترتیب، به عنوان قهرمان قرضه ملی شناخته شد. خاندان کازرونی تنها بدین عرصه بسنده نکردند و پای بر عمران شهری اصفهان نیز فشردند.  از جمله فعالیت‌های عام‌المنفعه این خاندان می‌توان به احداث مسجد کازرونی‌ها واقع در خیابان عباس‌آباد، تاسیس دبستان و دبیرستان در نزدیکی بازار اصفهان، چاپ قرآن، رسائل علمیه، کتب ادعیه، ساخت درمانگاه و زایشگاه، ساخت آب‌انبار و تکیه کازرونی در تخت فولاد، مسجد اقدسیه در بازارچه بلند، ساخت مساجدی در خیابان‌های دروازه دولت، سپه و ملاصدرا اشاره کرد.  شایان ذکر است این خاندان مالکیت زمین‌های بسیاری را به ویژه در اطراف خیابان‌های چهارباغ و شاه‌اصفهان از آن خود کرده بودند که بخش کثیری از آنها از میراث افسانه‌ای حاج‌کاکا فراهم آمده بود .     تاکنون پیرامون فرزندان حاج‌کاکا تاریخ‌نگاری مدونی صورت نگرفته، تنها می‌دانیم که گذشته از شخص حاج‌کاکا که در 1310 به عضویت اتاق بازرگانی درآمد، فرزندان او محمد و امین کازرونی در 1323 نیز به عضویت این اتاق درآمدند و محمدجعفر در سال‌های 1346 و 1350 به عضویت اتاق بازرگانی اصفهان برگزیده شد.  او در سال 1358 مقابل مسجد تازه‌ساز خود در هزارجریب اصفهان هدف ترور گروه فرقان واقع شد و پس از وفات در گورستان تخت فولاد در کنار پدرانش به خاک سپرده شد .   مروری بر زندگی و زمانه برادران همدانیان فریدون شیرین‌کام*:دو برادر در حوزه تجاری و صنعتی استان اصفهان در زمینه نساجی، سیمان و قند فعالیت داشتند. آنان در سال‌های 20 تا اواسط 50، یکی از گروه‌های بزرگ اقتصادی منطقه اصفهان بودند.ازدواج نکردنشان و اختصاص دارایی به امور خیریه، ویژگی آنها، در میان فعالان اقتصادی ایران است. عدم شفافیت مالی، ناتوانی در مدیریت و مداخله قدرت سیاسی سهم بسزایی در تخریب سرمایه‌گذاری صنعتی و خروج حسین همدانیان از عرصه اقتصادی ایران در اواسط دهه 50 داشت.علی همدانیان در 1280 خ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش، محمدرضا همدانی، پیشه‌ور کوچکی بود که به سختی زندگی خانواده را تامین می‌کرد. فرزندش را به مکتب‌خانه فرستاد. سپس در بازار شاگردی کرد. به کمک تعدادی، دکه خرازی فراهم کرد. پس از مدتی آن را تبدیل به پارچه‌فروشی کرد و در آنجا قدک، متقال و چیت مخصوص اصفهان می‌فروخت.  از کشاورزانی که پول نقد برای خرید پارچه نداشتند گندم، جو، مویز و میوه‌های خشک -به جای پول- دریافت می‌کرد. چندین سال کار بر همین منوال ادامه داد. از 1304 محصولات چند کارخانه نساجی از جمله وطن وارد بازار شد. علی همدانیان 24‌ساله، بسیار صرفه‌جو بود. او درخواست کرد پارچه‌های پشمی کارخانه وطن را در بازار بفروشد.   حاج محمدحسین کازرونی (صاحب کارخانه وطن) از دادن اعتبار، توزیع پارچه و کمک به همدانیان دریغ نکرد. همدانیان به تدریج در کار فروشندگی پیشرفت کرد و مغازه بزرگ‌تری در بازار اصفهان خرید. با سود آن در اطراف شهر، زمین زراعی خرید. وقتی کارخانه‌های نساجی اصفهان رو به ازدیاد نهاد، او از مشتریان بزرگ آنها بود؛ برخی از تولیدات را پیش‌خرید می‌کرد و محصول کارخانه را به صورت نقد و قسطی می‌فروخت.  از این راه، درآمدش افزایش یافت؛ در 30سالگی، از تاجران سرشناس و معتبر اصفهان شد. سال‌ها تجربه، انباشت سرمایه و اعتبار در بازار برای او انگیزه‌ای شد تا به همراه تعدادی از تجار به فکر تاسیس کارخانه نساجی در اصفهان بیفتد.علی همدانیان در 36‌سالگی  اولین سرمایه‌گذاری صنعتی خود را در زمینه نساجی ریسندگی و بافندگی صنایع پشمباف با تعدادی از فعالان اقتصادی شروع کرد. ساختمان کارخانه در زمینی به مساحت 50 هزار متر در خیابان هزارجریب اصفهان با هفت دستگاه بافندگی پشم شروع به کار کرد. سرمایه اولیه شرکت، شش میلیون ریال بود و پس از مدتی به دو برابر (شش هزار سهم ممتاز و شش هزار سهم عادی) افزایش یافت. کارخانه علاوه بر پارچه‌بافی، قسمت نخ‌ریسی داشت.  محصولات کارخانه، نخ، پارچه پشمی و پتو بود. در آن سال‌ها ارتش یکی از خریداران عمده محصولات کارخانه بود. تولید سالانه آن، 450 هزار متر انواع پارچه پشمی و 70 هزار بقچه نخ شماره 20 بود. این کارخانه، یکی از اولین کارخانه‌هایی بود که پارچه تترون تولید می‌کرد. برخی از پارچه‌های تولیدی آن به کشورهای عربی -خصوصاً عربستان- صادر می‌شد.شرکت در سال 1330 به دلیل مشکل مدیریتی، بحران مالی، اداره کارخانه با مدیریت سازمان برنامه را پذیرفت. به نظر می‌رسد بحران مالی همزمان با نفوذ گروه‌های سیاسی و ناتوانی مالکان برای جلوگیری از زیاندهی کارخانه، نقش موثری در ایجاد این شرایط داشته است. تعداد کارکنان کارخانه، سال 1355 به 1220 نفر افزایش یافت. 350 کارگر کارخانه، زن بودند.دومین سرمایه‌گذاری صنعتی همدانیان در 21 آذر 1329 با نام کارخانه شهناز (بافناز بعدی) تاسیس شد. کارخانه با مساحت صد هزار مترمربع و زیربنای 70 هزار متر، در چهار باغ بالا قرار داشت و انواع پارچه‌های نخی از پنبه و الیاف مصنوعی را تولید می‌کرد. آنان قسمت ریسندگی را توسعه دادند و تعداد آن را در سال 1342 به 50 هزار دوک رساندند.کارخانه دارای قسمت‌های مختلف پنبه‌پاک‌کنی، حلاجی، ریسندگی و 1400 دستگاه ماشین بافندگی، نقاشی و گلزنی بود. روزانه در حدود پنج هزار متر بقچه نخ و 110 هزار متر پارچه چیت، کودری، چلوار، پوپلین، مخمل و فاستونی زنانه و مردانه تولید می‌کرد (سالانه 32 میلیون متر). در شهریور 1337، تعداد 1550 پرسنل داشت که بعدها به 4200 نفر رسید. در اواخر دهه 40 سرمایه کارخانه 400 میلیون ریال بود. ماشین‌های آن عموماً خودکار و مدرن بودند. حسین همدانیاندر سال 1334 علی همدانیان اقدام به تاسیس چهارمین کارخانه سیمان ایران در استان اصفهان کرد. در سال 1337 بهره‌برداری از کارخانه با یک کوره 200 تنی به روش ‌تر آغاز شد. در سال 1341 دومین کوره با ظرفیت 300 تن در روز و کارخانه سوم در سال 1346 با ظرفیت 500 تن در روز به بهره‌برداری رسید.  با تغییر سیستم، ظرفیت کارخانه تا 2300 تن افزایش یافت. مساحت کارخانه سیمان، دو میلیون مترمربع و زیربنای آن، 80 هزار مترمربع بود که در آن، انواع سیمان ساختمانی، سیمان حفاری و سیمان ضدسولفات تولید می‌شد. سرمایه شرکت، 350 میلیون ریال بود و 385 پرسنل در سال 1349 داشت.کارخانه قند نقش‌جهان (سهامی عام) یکی دیگر از فعالیت‌های صنعتی همدانیان بود. تا 22 مرداد 1336 صنعت قند در انحصار دولت بود. پس از این تاریخ، شورای عالی اقتصاد با آزادی تاسیس کارخانه، توسط بخش خصوصی، موافقت کرد. همچنین از محل اضافه ارزش پشتوانه اسکناس برای تاسیس کارخانه قند وام داده شد. در بهمن 1339 هیات وزیران حق فروش قند در بازار آزاد را برای کارخانه‌های قند خصوصی اعلام کرد؛ به شرط اینکه این کارخانه‌ها 25 /1 ریال برای هر کیلو قند به دولت، حق انحصار بپردازند.در آغاز عده‌ای از فعالان اقتصادی اصفهان، کارخانه قند نقش‌جهان را راه‌اندازی کردند. علی همدانیان این کارخانه را خریداری کرد.پس از فوت علی همدانیان  از سوی اداره دارایی، سهام کارخانه به مزایده گذاشته شد . حسین همدانیان برنده و مالک کارخانه شد.حسین همدانیان، عمدتاً مشغول فعالیت تجاری در تهران بود و تجربه‌ای در امور صنعتی نداشت. او پس از فوت علی، مالکیت کارخانه‌های او را به عهده گرفت. حسین، سهم یک برادر و دو خواهرش را خریداری کرد و مالک تمام اموال علی شد.پس از فوت علی، حسین همدانیان و سلطان‌مراد بختیار  با سرمایه‌گذاری مشترک بخش خصوصی، بانک توسعه صنعتی و معدنی و سازمان برنامه این کارخانه را بهره‌برداری کردند. سرمایه این کارخانه، 470 میلیون ریال و محل احداث آن، کیلومتر 14 جاده اصفهان-شیراز بود.  مبلغ 240 میلیون ریال، بخش خصوصی، 200 میلیون ریال، سازمان برنامه و بخشی از سرمایه را از وام فروشندگان کارخانه لهستانی تامین کردند. ظرفیت تاسیسات این کارخانه 1500 تن چغندرقند در روز بود. کارخانه دارای دستگاه تفاله خشک‌کنی 12 هزار‌تنی (برای تغذیه دام) بود. کارخانه قند نقش‌جهان، حدود 22 هزار تن شکر تولید می‌کرد. در سال 1354 دارای 160 کارگر ثابت و 400 شاغل بهره‌بردار بود. 75 خانه، یک مدرسه شش‌کلاسه، نانوایی، بهداری، مکان ورزشی و سرویس رفت و آمد برای رفاه کارکنان برقرار شد. علی همدانیانعلی همدانیان از سال 1330 علاوه بر کار صنعتی و تجاری، در ملک‌داری، خرید و فروش زمین و کشاورزی فعالیت داشت. در سال 1339 به ریاست سندیکای صنایع اصفهان انتخاب شد. علی از صبح تا اوایل شب به مسائل کارخانه‌اش رسیدگی می‌کرد. وجوهات شرعی خود را به آیت‌الله حاج‌رحیم ارباب می‌داد.  استفاده نکردن از مدیران شایسته و نسپردن مسوولیت به مدیران، او را ناتوان ساخت. سرانجام پس از یک روز پرکار، شب‌هنگام بر اثر سکته قلبی، در بهمن 1342 جان سپرد و در مقبره خانوادگی در تخت فولاد به خاک سپرده شد. هنگام دفن او كارخانه‌ها یك دقیقه سوت خود را به صدا درآوردند.  او آنچه را از راه صنعت به دست آورده بود در آن سرمایه‌گذاری کرد. علی همدانیان ازدواج نکرد هنگام مرگ، یکی از سرمایه‌داران بزرگ اصفهان بود و بیش از شش هزار نفر در واحدهای صنعتی او مشغول کار بودند.علی همدانیان علاوه بر سرمایه‌گذاری صنعتی مستقل در برخی از واحدهای صنعتی دیگر همچون کارخانه توربین سرمایه‌گذاری کرد.حسین همدانیان، در سال 1283 در فلاورجان متولد شد. او هم مانند برادرش علی بعد از مختصر سواد مکتب‌خانه‌ای وارد بازار شد. کارش را با شاگردی در مغازه‌ها آغاز کرد. چندی در بازار اصفهان فروشنده قدک و کرباس بود؛ زمانی نیز کالاهای مورد نیاز چند روستا در نجف‌آباد را تهیه می‌کرد.بعد از شهریور 1320 به تهران رفت. در سال‌های جنگ جهانی که لاستیک و وسایل یدکی اتومبیل، کمیاب و گران‌قیمت بود، او به خرید و فروش اتومبیل روی آورد. پس از مدتی کار او رونق زیادی یافت. با سرمایه‌ای که اندوخته بود در خیابان سعدی، نمایندگی فروش چند اتومبیل آمریکایی را گرفت؛ علاوه بر آن به خرید و فروش زمین و مستغلات پرداخت. تدریجاً از تجار معتبر تهران شد. درآمد او بیشتر از مستغلات بود.  بعد از فوت برادر، به ترغیب مسوولان دولتی برای اداره واحدهای صنعتی او به اصفهان رفت. چهار کارخانه بزرگ صنایع پشمباف، شهناز، سیمان اصفهان و قند جهان سهامدار آن علی همدانیان بود. او بیشتر روحیه بازاری و تجاری داشت. وزارت دارایی، ارزش اموال همدانیان را محاسبه و سهم مالیات بر ارث او را تعیین کرد و سپس برای وصول آن، كارخانه شهناز را در سال 1343 به حراج گذاشت. با اینكه مالیات بر ارث در آن زمان، مبلغ كلانی بود، حسین همدانیان كارخانه شهناز را خریداری کرد.اقتصاد اصفهان و تا حدی، فعالیت بانک‌ها متاثر از صنایع بزرگ همدانیان بود. همچنین باغ‌ها، زمین‌های کشاورزی و مستغلات فراوانی از برادرش به ارث رسیده بود که نیازمند سرپرستی و مدیریت بود. دولت با اعتبارات تازه‌ای که در اختیار او گذاشت، بر رونق کارش افزود. او برخلاف برادرش علی، صرفه‌جو نبود و تجربه مستقیم تاسیس و اداره واحد صنعتی را طی 22 سال نداشت. همین مساله، بعدها از مشکلاتش در اداره واحدهای بزرگ شد.  مدیریت بر چند واحد بزرگ صنعتی، باعث شد که ریاست اتاق صنایع و معادن و بازرگانی اصفهان را به او بسپارند. او سرمایه شخصی خود را به دارایی برادرش اضافه کرد و در توسعه کارخانه‌ها و آبادی زمین‌های کشاورزی کوشید. درباره نحوه مدیریت و نهایتاً کنترل دولت روایت‌های متفاوتی از مداخله خانواده سلطنتی در تامین مالی بخشی از فعالیت‌های نیکوکارانه و عدم پرداخت منظم آن از سوی همدانیان و برخی از سوءاستفاده‌ها در کارخانه قند ذکر شده است.به ازای هر کیلو قند سه ریال سهم دارایی و شهرداری بوده که همدانیان در پرداخت آن تخلف کرده است. به روایت صادقی آنها ترازو را دستکاری کرده بودند، به طوری که وزن 100‌کیلویی را 80 کیلو نمایش می‌داد. همین تفاوت با فرض 450 هزار تن تولید، حدود 16 میلیون تومان، کمتر اعلام شد. نقش هاشمی (مدیر کارخانه) در این سوءاستفاده آشکار شد؛ برآورد مازاد کارخانه از بخش گندیده چغندرقند، برای کاهش پرداخت سهم دولت، و ارزیابی از خاک چغندرقند 10 درصد بیش از استاندارد بود تا مقدار پرداخت به چغندرکاران را کاهش دهد. همچنین پول چغندرکاران با تاخیر پرداخت می‌شد. به همین دلیل هاشمی و همدانیان دستگیر شدند. همدانیان به دلیل بیماری و اعتیاد به بیمارستان خورشید منتقل شد.با زندانی شدن حسین همدانیان، در آخر تیر 1353 كارخانه از جهت اداره اقتصادی و بدهی ارزی، دچار اختلال شد. کارخانه نساجی او نیز دچار مشکل شد. وزیر صنایع، دو نفر به نام‌های مهندس علی‌اكبر سبحانی و زارع حائری‌زاده را با حمایت مالی بانك ملی، مسوول رسیدگی به كارخانه شهناز کرد. مدیریت كارخانه به وكالت از همدانیان به سبحانی سپرده شد. از نظر سبحانی، پراكندگی و فقدان نظم در حسابداری شركت به چشم می‌خورد.كارخانه دارای دیون جاری 200 میلیون ریالی بدهی 90 میلیون ریالی به بیمه بود. مالیات بردرآمد از سال 1346 تصفیه نشده بود. مواد اولیه گران با بهره 24 درصد از ژاپن خریده بودند و خریدهای داخلی به صورت نسیه صورت می‌گرفت. بدهی كارخانه به بانك‌ها 371 میلیون ریال بود. كنترل شدید كارخانه، توسط سازمان امنیت، به دلیل حضور چهار هزار پرسنل و گزارش كذب برخی از كارگران وابسته به سازمان امنیت از مشکلات شرکت بود. كارخانه، با سه سندیكای كارگری، در گرفتن مزایا از كارفرما در رقابت بودند.دو برادر، اولین فعالیت خیریه سازمان‌یافته خود را در سال 1332 با تاسیس یک مدرسه شروع کردند.  حسین همدانیان هنگام بازدید از مدرسه نوشت: من در زندگی خود شاهد لحظات شادی‌آفرین فراوان بوده‌ام، ولی همه آنها را در مقابل فریادهای ناشی از حق‌شناسی دانش‌آموزان مدرسه ناچیز یافتم. احساس من از مشاهده قیافه‌های معصوم كودكانی كه برای قدردانی از یك اقدام خیر، هلهله می‌كردند، تا آن حد زیبا و دلپذیر بود كه هرگز فراموش نمی‌شود. امیدوارم تا واپسین لحظات عمر، پیشقدم امور خیر همگانی باشم.پس از فوت علی همدانیان، برادرش حسین در 24 خرداد 1344 بنیاد خیریه‌ای تاسیس کرد و در خرداد 1344 دبستان پسرانه همدانیان را به بهره‌برداری رساند.    ساخت 17 مدرسه، بخشی از فعالیت‌های این بنیاد در 40 سال اخیر است. موسسه مذكور در آن سال، داراترین بنیاد خیریه صنعتی در بخش خصوصی بود. حسین همدانیان، در سال 1353 كلیه سهام و اموال منقول و غیرمنقول كارخانه را به بنیاد واگذار کرد و امور موسسه با هیات‌امنای خیریه، اداره می‌شد. او تمایل داشت پس از مرگش، سود كارخانه‌ها، برای كارهای خیریه به دانشگاه اصفهان اختصاص یابد؛ بنابراین، هیات امنایی را برای سرپرستی آن تعیین و شركت شهناز را در 8 خرداد 1354 به موسسه خیریه واگذار کرد. رئیس دیوان عالی كشور، مدیرکل بانك ملی ایران، استاندار، رئیس دادگستری، رئیس دانشگاه اصفهان و دو معتمد، هیات امنای بنیاد خیریه را تشکیل می‌دادند.  با تاسیس بنیاد، واحدهای صنعتی از پرداخت مالیات معاف بودند. آیت‌الله خادمی پس از انقلاب، مسوولیت بنیاد را به حاج‌علی تابش سپرد و بعدها با درخواست آیت‌الله طاهری، مدیریت بنیاد به یکی از دوستان او به نام مهدی‌پور سپرده شد. هم‌اکنون، این بنیاد، زیر نظر آیت‌الله مظاهری (رئیس هیات علمیه اصفهان) اداره می‌شود. برای تصرف این اموال، دلایل مختلف از جمله توطئه محلی و نقش قدرتمندان سیاسی ذکر شد.  رسیدن به 70‌سالگی، نداشتن همسر و فرزند و بیماری، می‌توانست دلیل اقدام او باشد. بعد از زندانی شدن او مالکیت بنیاد، تغییر کرد. دارایی آن، به موسسه شاهنشاهی خدمات اجتماعی، واگذار شد.  پیشنهاد گروه‌های پرنفوذ قدرتمند سیاسی به حسین همدانیان در زمینه واگذاری اموال -با توجه به وارث نداشتن- و عدم موافقت حسین، مشكلاتی برای او ایجاد کرد. در 30 تیر 1353 او به جرم آگاهی و معاونت در دادن رشوه، به 9 ماه زندان محكوم شد كه آن را به علت ناراحتی قلبی و اعتیاد، در بیمارستان خورشید اصفهان سپری كرد.  اردیبهشت 1354 آزاد شد؛ ولی اجازه اداره موسسه‌های اقتصادی را به او ندادند؛ سپس موسسه خیریه همدانیان را فاقد صلاحیت اعلام کردند. در 1354 سرمایه ثبت‌شده و پرداخت‌شده موسسه، معادل هشت میلیارد ریال بود. او دارای سهام چند كارخانه بود. تعدادی از مقامات سیاسی، اداری و مذهبی از همدانیان انتظار کمک داشتند، برخی از استانداران و مقامات عالی‌رتبه محلی، خواستار آن بودند که همدانیان، بخشی از هزینه‌های مهمانی شخصی آنان را بپردازد.  علمای شهر انتظار داشتند، انواع وجوهات شرعی را مرتباً بپردازد و در كارهای خیر از او انتظار می‌رفت كه پیشقدم باشد. هر كس برای خود در ثروت همدانیان، حقی قائل بود. كه راساً حق استفاده از آن را داشت. دارایی او را بیت‌المال بی‌سرپرست تلقی می‌كردند.همدانیان، پس از آزادی به باغش در کرج و پس از مدتی به لندن رفت. تا اینکه در خرداد 1357، بر اثر بیماری قلبی در همان‌جا در گذشت و پیكرش در كنار برادرش در تخت فولاد به خاک سپرده شد. به این ترتیب، سرنوشت فعالیت صنعتی بر اثر اعمال ‌نفوذ گروه‌های قدرتمند دوره پهلوی، برخی از ناتوانی‌های مدیریتی، فقدان شفافیت مالی و نداشتن فرزند در سال 1353 متوقف شد. بزرگ‌ترین واحد نساجی به واحدی کوچک در دست موسسات دولتی تبدیل و سرانجام برچیده شد و صنعت سیمان و قند توسط موسسه‌های خیریه منصوب به نهادهای دولتی اداره شد.  *کارشناس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

    بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان
  • آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

    برای اینکه به اهمیت تبلیغات در سینما پی ببریم بد نیست نگاهی به تاریخچه و اوج این پدیده بیندازیم و سپس به اهمیت این امر در سینما بپردازیم. تبلیغات «Advertising» شکلی از ارتباطات بازاریابی برای فروش یک چیز یا محصولی خاص است.

    آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
  • آموزش کسب درآمد از اینستاگرام

    آموزش کسب درآمد از اینستاگرام
    وب‌سایت بازده: آموزش کسب درآمد از اینستاگرام می تواند راهگشای کسب و کار میلیاردها نفر که به افزاره‌هایی مثل فیس‌بوک، اینستاگرام و اسنپ‌چت هجوم آورده‌اند باشد.  عجیب نیست که این پلت‌فرم‌ها تا این حد برای تازه‌واردین جذابیت دارد. واضح است که درک این قدرت مطلق و دسترسی به یک پلت‌فرم مانند اینستاگرام و سایر پلت‌فرم‌ها می‌تواند از طریق یک رویکرد بسیار هدفمند در برابر میلیون‌ها دنبال‌کننده، سبب افزایش شدید فروش هر کسب‌وکاری شود.هرچند، ما نیز می‌دانیم که ساختن یک حساب کاربری در اینستاگرام و به‌دست آوردن میلیون‌ها دنبال‌کننده، کار ساده‌ای نیست و مانند دیگر پلت‌فرم‌های رسانه‌های گروهی، نیازمند تلاش، شور و شوق و مهارت زیاد در بازاریابی است. این یک مسئولیت پر پیچ‌وتاب، دشوار و بسیار پیچیده است که در طول راه با چالش‌ها و مشکلات زیادی همراه است.با این حال، به نظر نمی‌رسد که این سختی‌ها باعث دلسردی کسانی شود که جذبِ احتمال وجود ترافیک ذاتی رایگان و تقریبا نامحدود اینستاگرام شده‌اند، ترافیکی که می‌تواند ناشی از داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده باشد. و من به عنوان کسی که در حوزه‌ی بازاریابی برخط غوطه‌ور است، می‌توانم به شما مستقیما بگویم که چه‌قدر این روش جذاب است.اینستاگرام نیز مانند رتبه‌بندی که در بالای صفحات نتایج موتور جست‌وجوی گوگل وجود دارد، جایی که میلیون‌ها چشم جذب شما می‌شوند، یک ظرف طلای مجازی ارائه می‌دهد. اینستاگرام را می‌توان فقط به عنوان یک آرامان‌شهر توصیف کرد که در فضایی از چیزهای به هم پیوسته وجود دارد و یک مسیر تقریبا مستقیم رو به موفقیت را در هر حوزه‌ای فراهم می‌کند.وقتی به افرادی که بیش‌ترین تاثیر را روی اینستاگرام داشتند، اندیشیدم من را به این فکر فرو برد که چه‌طور این آدم‌ها چنین موفقیتی را در این پلت‌فرم کسب کردند. موضوع دیگری که متوجه شدم این بود که بسیاری از حساب‌های کاربری که میلیون‌ها دنبال‌کننده دارند، دنبال‌کنندگان‌شان را برای منافع اقتصادی عظیم به کار برده‌اند.برخی از برترین‌ها، بدون این‌که حتی یک دلار از جیب خود خرج کنند، کسب‌وکارهای چند میلیون دلاری راه انداخته‌اند. آنها به سادگی و با داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده، مخاطبانی ذاتی از قبل داشته‌اند. البته این امر، زیبایی ساختن یک کانال اطلاع‌رسانی است. اگر کسب‌وکاری راه بیندازید که هماهنگ با آن کانال باشد، فرصت‌ها نامحدود هستند.آموزش کسب درآمد از اینستاگرامهر کسی می‌تواند یک کسب‌وکار در اینستاگرام راه بیندازد. اما بدون هواداری قابل توجه، آدم‌های زیادی آن کسب‌وکار را نخواهند شناخت. آن‌چه من می‌خواستم بررسی کنم این بود که چه‌طور می‌توان تعداد دنبال‌کنندگان را افزایش داد. منظور من بالای یک میلیون نفر دنبال‌کننده است، تعدادی که آگهی‌دهندگان را جذب کند.بنابراین مستقیما سراغ مرجع رفتم. از کسانی که موفقیت‌های زیادی در این حوزه به‌دست آورده بودند، خواستم که رمز موفقیت‌شان را برای من فاش کنند. در پایان، سه نفر از افراد موفق در اینستاگرام را نشانه گرفتم که توانسته بودند به همین نوع دیوانه‌وار موفقیت نائل شوند، نوعی که چنان وسوسه‌انگیز و هیجان آور است که باعث شده حساب‌های کاربری مشابه زیادی به تقلید از آنها توسط کسانی ساخته شود که می‌کوشند موفقیت‌های آنها را تقلید کنند و با آنها رقابت کنند.هرچند، این موفقیت، برای هیچ یک از این آدم‌ها طبق یک سناریوی یک شبه رخ نداده‌است. و ابدا به سرعت اتفاق نیفتاده‌است. بلکه زمان صرف آن شده‌است. سه نفری که من با ایشان صحبت کردم، دو تا سه سال زمان صرف کرده بودند تا حساب کاربری‌شان بیش از ۱میلیون دنبال‌کننده داشته باشد. باید بگویم که بخش بزرگی از موفقیت آنها پشتکار بوده‌است و تکرار مداوم عادات واقعا خوبی که هر کارآفرین موفقی را تعریف می‌کند.در ادامه ۳ روش را به شما معرفی می کنیم که بتوانید از اینستاگرام درآمد خوبی کسب کنید.۳ روش آموزش کسب درآمد از اینستاگرام:۱. فروش مستقیم محصولاتبه احتمال زیاد خیلی از تولید کنندگان لوازم شخصی، مد یا لوازم تزئینی را می‌توانید در اینستاگرام پیدا کنید که تصاویر اجناس خود را منتشر می‌‌کنند، به فروش می‌رسانند و از اینستاگرام به عنوان یک رسانه رایگان برای تبلیغ محصولات خودشان استفاده می‌کنند. این روش زودبازده‌ترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.۲. تبلیغاتدر این روش افراد با ترفندهایی به تعداد قابل توجهی دنبال‌کننده یا همان فالور دست پیدا می‌کنند و تبدیل به یک رسانه پر بازدید می‌شوند، سپس با قرار دادن تصاویر تبلیغاتی در بین محتوای منتشر شده، به درآمد خوبی می‌رسند. این روش ساده‌ترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.۳. برندسازیاین روش مخصوص صاحبان کسب‌وکارهاست که از پتانسیل اینستاگرام برای توسعه برند و بازاریابی خود استفاده می‌کنند. برندها در این روش به صورت دائم روی محصول یا خدمات خاصی تأکید نمی‌کنند و به جای فروش مستقیم محصول، سعی در هدایت کردن مشتری به محل اصلی عرضه محصول خود که وب‌سایت یا فروشگاه است دارند. این روش اصولی‌ترین و بهترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.

    آموزش کسب درآمد از اینستاگرام
  • نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان

    نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان
    ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمدرضا متقی: «فقط با یک خرید حقوق چند میلیونی در ماه بگیرید!» تبلیغی که هم در فضای مجازی و هم میان مردم از آن سخن به میان می آید. اگر کمی کنجکاوی تان تحریک شود، چه از طریق لینک ها و چه از طریق تبلیغ گران، مطالب مختلفی ارائه می شود که برخی از آنها هر ایرانی را ذوق زده کرده و به آینده ای با رفاه مالی امیدوار می کند.  می توان به جرأت گفت که هر کدام از ما حداقل یک بار درگیر تبلیغات چی های این شبکه های بازاریابی شده و اصولا نکاتی را نیز به خاطر دارد. مطالبی که در چند مورد کلی مشترک هستند. از جمله آن که «اگر از ما (مثلا) صد هزار تومان خرید کنید، فراغ از کالاهایی که دریافت کرده اید، می توانید به بازاریابی هم بپردازید و از هر فروش پورسانت مشخص دریافت کنید. مثلا شما یک رستوران خوب را در محله خود نام ببرید. ما می گوییم باید از همین معرفی هم پول در آورد.» در توضیح این مسئله می گویند: «اولین بار یک شرکت دوچرخه سازی در روسیه از این ایده استفاده کرد و برنامه ای ترتیب داد که مشتریان با پرداخت 10 روبل به جای 50 روبل صاحب دوچرخه شوند اگر چهار مشتری دیگر نیز معرفی کنند؛ ولی فروش کمپانی به سرعت به اشباع رفت. در روسیه به آن شرکت بهمنی و در فرانسه به آن گلوله برفی لقب دادند و صدد رصد تقلب و کلاهبرداری تلقی شد. از آن پس، سیاستمداران، اقتصاددانان و جامعه شناسان زیادی به دنبال پیدا کردن راهی بودند که از این ایده به نفع همه استفاده کنند.»بعد از اطمینان دادن از اینکه ما یک شرکت کلاهبرداری نیستیم، ادامه می دهد: «اولین کمپانی که به طور رسمی فعالیت بازاریابی چند سطحی را در سال 1930 آغاز کرد، کمپانی ویتامین کالیفرنیا بود که نام خود را در سال 1939 به نوترالایت تغییر داد. آمریکن وی (ام وی)، یک شرکت آمریکایی است که از تکنیک های بازاریابی شبکه ای استفاده می کند و مبادرت به فروش انواع محصولات شامل محصولات سلامتی، زیبایی و لوازم بهداشت در منزل کرده است.طبق آمار معتبر در مورد این کمپانی، گزارش فروش 8.11 میلیارد دلار آمریکا در سال منتهی به 31 دسامبر 2013 (هفتمین سال پیاپی رشد شرکت) را دادند. خط تولید شرکت در سال 1974 طرح این شرکت فعالیت هرمی شناخته و از ادامه فعالیت شرکت جلوگیری شد. این شرکت برای رفع اتهام خود مدت چهار سال میلیون ها دلار برای هزینه های قانونی پرداخت کرد تا در نهایت در سال 1979، FTC (کمیسیون تجارت فدرال) رأی داد که AmWay یک Pyramids نیست.  یعنی منافع آن از فروش محصولات حاصل می شود تو در نتیجه FTC، نت ورک مارکتینگ را به عنوان یک سیستم توزیع قانونی و موثر معرفی کرد. «ام وی» با رتبه 114 بین بزرگترین شرکت های خرده فروشی دنیا توسط دولت در سال 2006 دسته بندی شد  و با رتبه 25 یین بزرگترین شرکت های خصوصی در ایالات متحده توسط فوربز در سال 2012 دسته بندی شد. به خاطر سوددهی این شرکت، بسیاری دیگر از تولیدکنندگان هم از این روش استفاده کرده اند و اکنون دو درصد مردم جهان به بازاریابی شبکه ای مشغول هستند.»در ادامه هم خواهند گفت: «از سال 79 (سال 2000 میلادی) فعالیت شرکت گلد کوئست در کشور ایران آغاز شد. رفته رفته رشد این شرکت با فریب مردم رو به فزونی گذاشت. با افزایش رشد این شرکت، شرکت های دیگری نیز پا به عرصه نهادند که نقطه مشترک تمام آنها فعالیت هرمی بود و محصول نقش چندانی در فعالیت های آنها نداشت. در واقع در این شرکت ها فقط پلن بود که فروخته می شد.  هر از چند گاهی سیستم و شرکت جدیدی در ایران شکل می گرفت و پول عده زیادی به باد می رفت. از سال 83 با افزایش شکایت های مردم یکه در این شرکت ها متضرر شده بودند، دولت شروع به تبلیغات منفی و نشان دادن اهمیت واقعی این شرکت ها کرد. پس از آن با برخوردهایی که به صورت نه چندان قوی با این شرکت ها انجام گرفت، فعالیت های این شرکت ها به صورت محدودتر و مخفی تر ادامه یافت. تمام این شرکت ها در ابتدا ادعای فعالیت بر اساس نت ورک مارکتینگ واقعی و صحیح را می کردند اما در ادامه به فعالیت هرمی خود می پرداختند.در سال 86 شرکت هایی همچون «سوئیس کش» پا به عرصه گذاشتند که دیگر عملا کارشان مالی گیم (بازی با پول) بود. در این سیستم بستر اینترنت در ایران بسیار به رشدشان کمک کرد. دولت در تمام این مدت در تلاش برای از بین بردن این شرکت ها بود اما مانند علف هرز با منحل شدن یک شرکت، در کنارش شرکت دیگری سر بر می آورد.به مرور دولت متوجه شد تنها راه مبارزه با فعالیت های هرمی و مالی گیم، ایجاد یک بستر سالم و قانونی و شرعی برای فعالیت های نت ورک مارکتینگ واقعی که محصول محور باشد، است. به این ترتیب اساسنامه ای در این زمینه تهیه شد و به تصویب رسید. در این اساسنامه تلاش شد تمام ایرادات اقتصادی، قانونی و شرعی برطرف شود تا شاهد نت ورکی کاملا سالم در ایران باشیم. به این ترتیب وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام کرد تمام شرکت هایی که تمایل به فعالیت در زمینه نت ورک مارکتینگ دارند باید نسبت به اخذ مجوز اقدام کنند. از آن زمان تاکنون شرکت هایی موفق به اخذ مجوز شده اند و در حال فعالیت در این تجارت هستند که شرکت ما هم یکی از آنهاست.»بعد از این توضیحات زمان به طرح درآمد من می رسد «طرح درآمدی موضوعی است که در کنار ساختار مدیریتی و کیفیت محصولات سه ضلع اصلی مثلث موفقیت شرکت را تشکیل می دهد و زمانی که از موفقیت صحبت می کنیم، منظورمان موفقیت همه ارکان شرکت از مدیران و سهامداران شرکت تا شبکه فروش و حتی مصرف کنندگان نهایی محصول است. به همین دلیل ما در شرکت با آگاهی از اهمیت و حساسیت موضوع طرح درآمدی تلاش کرده ایم با بهره گیری از تجارب و استانداردهای جهانی و قوانین موجود در کشورمان، کامل ترین، منطقی ترین و پرسودترین طرح درآمدی را به علاقه مندان به همکاری پیشنهاد دهیم.»هر کدام از ما با شنیدن این تبلیغات بی شک کمی وسوسه شده ایم که دریابیم نتیجه این همه توضیح چیست: «بر اساس نظر اکثر کارشناسان بازاریابی شبکه ای طرح درآمدی مطلوب در یک شرکت بازاریابی شبکه ای طرحی است که ترکیب متوازنی از پرداخت پداش به صورت Front End و Bck End ایجاد کرده باشد. با این توضیحات (به طور مثال) اگر دو نفر را به خرید کالای ا ترغیب کنید 15 درصد قیمت کالا به شما پرداخت خواهد شد. بعد اگر این دو نفر هر کدام کالا را برای دیگری بازاریابی کنند 10 درصد از فروش آنها بدون این که شما فعالیتی کرده باشید به حساب شما واریز می شود.» بی شک برای افرادی که وضعیت مالی متوسط به پایین دارند، این سبک کار کم زحمت و کمتر وقت گیر، بسیار جذاب است اما باید پرسید قانون و شرع چه رویکردی نسبت به آن دارد؟ حلال و حرام بازاریابی شبکه ایمتن استفسا درباره تجارت هرمی بی شک یکی از دغدغه های اصلی درباره مسئله ای مانند بازاریابی شبکه ای، مسائل دین یو شرعی است. به ویژه که در دین اسلام و مذهب تشیع مطالب زیادی در باب منابع کسب درآمد به میان آمده است به صورتی که می توان به جرأت گفت در تمام کتب جامع فقهی و فتوایی، فصل یا کتابی با عنوان تجارت، مشتقاتش یا مترادف هایش مطرح شده است. به همین سبب سوالی را از دفاتر مراجع تقلید پرسیده ایم که شرح پاسخ های آن در ادامه می آید. سوال: با توجه به متن آیین نامه مصوب معاونت توسعه بازرگانی که سال 88 پیرامون بازاریابی شبکه ای در اختیار مردم قرار گرفته است؛ آیا به نظر حضرت عالی کسب درآمد از این مسیر جایز بوده و آیا اکل مال به باطل است یا خیر؟ در توضیح بازاریابی شبکه ای و تفاوت اصلی آن با شرکت های هرمی نیز باید گفت بازاریابی شبکه ای به فعالیتی اطلاق می شود که کالاهای مصرفی را در اختیار مردم قرار می دهد، بر عکس شرکت های هرمی که اصولا کالای مورد نظرشان، کالاهای سرمایه ای بوده و به صورتی، حتی آن شیء به دست مشتری نمی رسید، چه برسد که مورد استفاده وی قرار گیرد. بازاریابان هم به واسطه خرید مشتری پورسانت دریافت می کنند. حال اگر چند بازاریاب را زیرمجموعه خود قرار دهند، از هر فروش آنها نیز پورسانتی به بازاریاب سرشاخه داده می شود.آیت الله عبدالله جوادی آملی:ایراد شرعی دارد و دریافت حقوق به این واسطه اکل مال به باطل است. آیت الله سید علی خامنه ای:درآمد در بازاریابی شبکه ای هم در ازای فروش مستقیم کالا و هم در ازای فروش از طریق زیرمجموعه کسب می شود. نکته اصلی این است که دز درآمد حاصله از فروش در زیرمجموعه نباید پورسانتی دریافت شود چون اکل مال به باطل است اما اگر به واسطه عمل خود فرد، کسب درآمد صورت گیرد ایراد شرعی ندارد.آیت الله جعفر سبحانی:از نظر شرعی جایز نیست و نباید به آن اشتغال یافت.آیت الله سید موسی شبیری زنجانی:بازاریابی به نفسه مشکلی ندارد و در جهان امروز رایج است اما بازاریابی که فردی از دسترنج دیگری بدون انجام فعالیت به معنای عام، اکل کند، ایراد شرعی داشته و درآمد حاصله شبهه ناک خواهد بود.آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی:اگر در مقابل کار خود پول می گیرد اشکال ندارد و اگر پول کار دیگران را می گیرد اشکال دارد. به صورتی که اگر صرفا منبع درآمد به خاطر کاری است که دیگری انجام می دهد و فرد اکل دخل و تصرفی در آن ندارد، فعل حرام است و مال اخذ شده حرمت شرعی دارد.آیت الله یوسف صانعی:اگر مشتری به کالا جهل دارد، معامله غرری است و اکل مال به باطل بوده اما اگر کالای خریداری شده در اختیار مشتری قرار گیرد و مورد مصرف وی باشد، خرید وی ایراد شرعی ندارد. حال حق دلالی و پورسانتی که معرف دریافت می کند، اگر واسطه اول بوده باشد، مانند حکم بازاریابی معمولی است اما اگر بدون فعالیت، انبارداری، تغییر در شکل و ... به کسب درآمد به واسطه بازاریابی سایرین بپردازد، مال به دست آمده شبهه ناک خواهد بود و احتیاط آن است که به آن همت نگمارید.آیت الله ناصر مکارم شیرازی:شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع نوعی کلاهبرداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران است. آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی:اگر هدف نوع افراد از خرید، مصرف کالا باشد نه صرف بازاریابی، در نهایت هم قیمت، بیش از قیمت اصل کالا نباشد و زیر نظر حکومت باشد، از باب خریداری ایرادی ندارد؛ درآمد حاصل از آن نیز اگر تنها مشمول بازاریاب فاعل بوده، بلا اشکال خواهد بود.آیت الله حسین نوری همدانی:این گونه فعالیت اقتصادی که هم آسیب زننده به اقتصاد کشور است و هم از نظر فردی، افرادی را به این عمل و اکل دسترنج دیگران تشویق می کند، اشکال شرعی دارد.آیت الله حسین وحید خراسانی:موارد مذکور توجیهات امر بوده و در اصل حکم که عدم جواز است، تاثیری نخواهد داشت.با توجه به این پاسخ ها می توان دریافت مشکل اصلی از نظر شرع، نوع پرداخت های این ساختار است و کالای مورد خرید و فروش در جایگاه دوم قرار می گیرد و فارغ از مسیر صدور حکم حکومتی، تنها در صورتی می توان حکم شرعی برای این گونه فعالیت ها دریافت که سامانه پرداخت های این فعالیت اقتصادی سودمند، تغییرات جدی کند.

    نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان
  • چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟

    چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟
    ماهنامه بازاریاب بازارساز - سید محمد حسینی: اجازه ندهید اضطراب تان سر میز مذاکره باعث فوران احساسات تان شود. ورود به یک مذاکره، آغاز سفری است ناشناخته زیرا نمی دانید به کجا می رسد. «نامعلومی» در چانه زنی می تواند مذاکره کنندگان حرفه ای را هم مضطرب کند اما نباید اجازه داد تا تنش ناشی از استرس افکار و اعمال را کنترل کند.مایکل ویلر نویسنده «هنر مذاکره: چگونه در این دنیای پر هرج و مرج می توان به توافق رسید»، در تحقیقش دریافت که میزان تنش در طرفین میز مذاکرات بسیار بالاست.ویلر در هاروارد بیزینس ریویو می نویسد: «با هر کسی که مصاحبه کردیم به درصدی از  اضطراب در مذاکره اذعان کرد. برای تعداد اندکی از مصاحبه شونده ها این اضطراب به عنوان یک نگرانی ساده نگریسته می شد ولی برای اغلب آنها احساس غالب بود.» ویلر اینگونه توضیح می دهد که عواملی از قبیل «غیرقابل پیش بینی بودن فرایند»، نگرانی ها در مورد تمایلات طرف مقابل، و دودلی در به وجود آمدن اضطراب دخیل هستند. او می نویسد: «برخی احساسات جلوی مذاکره موثر را می گیرند. اگر اضطراب را به درستی مدیریت نکنید، شما را تدافعی می کند و در پسی آن هم مسائل ناخوشایند دیگری پیش خواهد آمد. شاید به دلیل اینکه می ترسید نکند مورد استثمار قرار گیرد، مایل نباشید علایق تان را آشکار کنید. اگر در قبال دیگران محتاط هستید ممکن است پرسشی بی منظور را توطئه تعبیر کنید. خیلی مهم است که اگر شما خودتان سفت و بسته باشید، ممکن است طرف های مقابل تدافعی بودن شما را «دشمنی» تعبیر کرده و آنها هم تدافعی شوند. در نتیجه تنش ها بالا خواهد گرفت.ویلر می گوید موفقیت در یک مذاکره ربطی به بیان احساسات ندارد. مثلا اینکه نیاز نیست خیلی رئوف باشید اما واقعا نیاز است باوقار باشید. به جای نادیده گرفتن این احساسات مهم باید از آنها آگاه باشید و نگذارید به شما غلبه کند. او بیل گیتس را برای مثال «چگونگی اداره خویش» را انتخاب می کند.گوش دهید و پس از آن نظرتان را مطرح کنیدگیتس را برای مهارت های مذاکره اش می شناسد، مهارت هایی که سال ها پیش در مواجهه ای سخت با استیو جابز پایه گذار اپل به رخ همگان کشید. به گفته نگارنده زندگینامه جابز، والتر ایساکسون، جابز و گیتس پیش از راه اندازی ویندوز کارد و پنیر بودند.جابز بر این عقیده بود که ویندوز کپی سیستم عامل اپل بود. مشکل در واقع این بود که اپل برنامه نویسی را از شرکت زیراکس به معنی واقعی کلمه «قرض کرده بود.» هر دو موسس می بایست در مورد اصالت سیستم های عامل در حال رقابت شان به توافقی می رسیدند. ایساکسون می نویسد گیتس به دفتر مرکزی اپل می رود و جابز شروع می کند به طعنه زدن به او در مقابل مدیران اجرایی اپل و در یکی از موارد از کوره در رفتن های زشتش فریاد می زند که: «داری سرمون کلاه می گذاری! من به تو اعتماد کردم و تو الان داری از ما دزدی می کنی!»ویلر اشاره می کند که از آن پس بود که گیتس دست بالا را داشت. به جای پاسخ دادن به داد و فریاد با فریادهای دوباره، گیتس نظرش را با آرامش چنین بیان کرد: «فکر می کنم مثل این است که ما هر دو همسایه پولداری به نام زیراکس داریم. یک شب من می روم تلویزیون را بدزدم که می بینم تو قبل از من دزدیده ای.»گیتس بهترین بهره را از یک اصل کلیدی هوش احساسی می برد؛ او در یک موقعیت بسیار متشنج سعی می کند باوقار بماند. آرامشش کمک کرد تا جابز هم آرام شود و هر دو بتوانند مسائل را با دقت و کامل بررسی کنند.  کمتر احساساتی شویدسال ها بعد، گیتس می گوید زمانی که طرف مقابل احساساتی می شود، این اوست که در مذاکره اش موفق می شود زیرا «به نوعی کمتر احساساتی است.» زمانی که گیتس می گوید که او «کمتر احساساتی است» و نه «به هیچ وجه احساساتی»، تفاوتی بزرگ آشکار می شود. ویلر می نویسد: «او می داند که در مواجهه با مردم به ویژه در مذاکرات، احساسات مهم هستند.»ویلر می نویسد: خلاصه کلام «هوش عاطفی» همان «خودآگاهی» است. یعنی توانایی در حس کردن اولین جرقه های عصبانیت یا اضطراب. این آگاهی باید آمیخته شود با درک علت مشتعل شدن طرف مقابل. بسته به موقعیت، شاید واقعا این نوع پاسخ ها صرفا کاری باشد که فرد دیگری انجام داده است اما عمیق تر که بیندیشیم می بینیم این دیدگاه خود ما است که منبع واقعی پاسخ های درونی و در نتیجه رفتار ما است.

    چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟
  • فرهنگ کسب و کار در فرانسه

    فرهنگ کسب و کار در فرانسه
    روزنامه دنیای اقتصاد - کوشان غلامی: اکثر شرکت‌های بزرگ فرانسوی به همراه گرایش‌های مرکزی، دفاتر و مراکز اصلی و شعب بزرگ خود را در پاریس ایجاد می‌کنند. در این مطلب نکاتی ‌پیرامون فرهنگ تجاری فرانسه را آورده ایم.    1- پیشینه تحصیلی و مهارت‌های ذهنی، نکات مهمی ‌در کشور فرانسه به شمار می‌روند. 2- دولت و صنعت فرانسه از دیرباز روابط بسیار نزدیک‌تری نسبت به سایر کشورهای صنعتی داشته‌اند که این موضوع سبب پیدایش کارمندان ارشد دولتی بسیاری شده که نقش مهمی ‌در صنعت ایفا می‌کنند.3- برنامه‌ریزی‌های بلندمدت برای دهه‌های متمادی یکی از اصول مهم رویکرد فرانسوی بوده و منجر به طراحی برنامه‌های مشروح و مفصل توسط کمپانی‌ها شده است.4- اکثر شرکت‌های بزرگ فرانسوی به همراه گرایش‌های مرکزی، دفاتر و مراکز اصلی و شعب بزرگ خود را در پاریس ایجاد می‌کنند.5- مدیران اجرایی شرکت‌های فرانسوی معمولا دارای شخصیت کاریزماتیک بوده و هدایت شرکت را به شیوه‌ای مسلط و آمرانه انجام می‌دهند.6- کمپانی‌های فرانسوی تمایل به داشتن سلسله مراتب سفت و سخت با سیستم تصمیم گیری و گزارش دهی واضح و مترقی دارند.7- برقراری ارتباط در لایه‌های مختلف سلسله مراتب امری غیرمعمول تلقی می‌شود.8- ارتقا از طریق مجموعه‌ای از تجربه، مدارج تحصیلی و شایستگی‌های مشهود انجام می‌گیرد.9- شیوه مدیریت معمولا دستوری با ارائه راهنمایی‌ها و سفارشات در جلسات اطلاعاتی به کارمندان است.10- در جلسات باز و رسمی، اختلاف نظر بسیار کمی ‌با رییس مشهود است. سایر اختلافات در لابی‌های قبل از جلسه مشاهده می‌شود.11- رقابت گروه‌های همسان می‌تواند مدیریت تیم‌های با کارکرد متقابل را دشوار کند.12- رفتار منطقی همیشه محترم بوده و از همه انتظار می‌رود اینگونه عمل کنند. هرگونه رفتار احساسی می‌تواند به عنوان تفکر آشفته، فقدان ذکاوت یا هردو تلقی شود.13- تغییر شغلی در فرانسه بسیار کمتر از سایر کشورها دیده می‌شود. مردم این کشور از دیرباز زندگی شغلی خود را بر مبنای یک شرکت بنا می‌کردند.14- به‌رغم اینکه نام فامیل در شرایط رسمی یا در هنگام ارتباط با افراد مافوق متداول است، در بین گروه‌های همسان، نام کوچک استفاده می‌شود (مخصوصا در گروه‌های جوان‌تر).15- فصاحت کلام صفت مهمی‌است و مدیران فرانسوی معمولا سعی می‌کنند از طریق قدرت بیان خود، افراد را متقاعد کنند.16- اینکه تمامی‌ارتباطات نوشتاری از لحاظ گرامری به صورت صحیح نوشته شده باشد، بسیار مهم است.17- طنز بر اساس لطافت طبع و استفاده هوشمندانه از کنایات بنا شده که هیچ‌کدام از اینها معنای دقیقی ندارند. فرانسوی‌ها بر خلاف اکثر کشورها به ندرت در شرایط جدی در کسب و کار از طنز و شوخی استفاده می‌کنند.18- بین زندگی شخصی و زندگی کاری و همچنین زمان‌های مربوط به خانواده و کار تفکیک خاصی وجود دارد.19- ناهارهای کاری می‌تواند خیلی طولانی و نه لزوما برای بحث‌های شغلی باشد. اینگونه ملاقات‌ها بیشتر زمان‌هایی برای ایجاد روابط هستند تا مشخص کردن نکات ریز قراردادها.20- وقت شناسی در شهرهای مختلف فرانسه متفاوت بوده و در پاریس بهتر از سایر شهرها است.فرانسوی‌ها خیلی دوست دارند با دست‌هایشان صحبت کنند. بعضی از رایج‌ترین واژگان آنها عبارتند از:• حلقه کردن یک یا چند انگشت بر روی شقیقه به معنی این است که «طرف دیوانه است» و معمولا با یک ابراز تمسخر هم همراه است.• بوسیدن نوک انگشتان به معنی «بامزه» است، خواه در سر میز غذا باشد خواه در مورد شخصی در حال گذشتن از خیابان.• پایین کشیدن گونه راست با دست راست در ناحیه زیر چشم به معنی این است که:« باورم نمی‌شود»• پاک کردن پیشانی یا فقط ناحیه رستنگاه مو به معنی این است که: «تا اینجا سیرم»• مالیدن نوک انگشتان به هم طوری که انگشت شست بالا باشد انگار که پارچه ای‌لمس می‌کنید، به معنی«گران » است.• قراردادن انگشتان صاف بر روی لب‌ها با چشمان باز به معنی« فهمیدن اشتباه » است. در این حالت به کار نبردن کلام ضروری است.از آنجایی که فرانسویان به طور مرتب بدون کلام با هم صحبت می‌کنند، حرکات‌ زیادی از این قبیل دارند. این بخش شگفت‌آوری از میراث مدیترانه‌ای آنها است و نمایش بزرگی است که در خیابان‌ها و کافه‌ها مشاهده می‌شود. به همین دلیل است که در جیب گذاشتن دست‌ها بی‌ادبی محسوب می‌شود مخصوصا اگر در هنگام گفت‌وگو باشد. و شاید به همین دلیل باشد که دست دادن نزد فرانسویان این قدر اهمیت دارد.

    فرهنگ کسب و کار در فرانسه
  • نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟

    نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟
    فصلنامه همشهری اقتصاد - دکتر بهمن آرمان: رویای توسعه یافتگی، رویای بزرگی است که همه کشورهیا جهان آن را در سر می پرورانند. شاید در نگاه اول توسعه یافتن امری ساده و قابل دسترس باشد، اما تجربه سال های بلندمدت اقتصاد کشورهای جهان نشان می دهد که توسعه یافتگی نه تنها ساده نیست بلکه هیچ وابستگی ای به ذخایر و منابع زیرزمینی ندارد.  کشورهای صاحب نفت و منابع مانند آن در دست کشورهایی هستند که برنامه های توسعه ای را از دیربار آغاز کرده و بسیاری از آن ها همچنان در پیچ و خم توسعه مانده اند.  نه این که کشورهای صاحب منابع طبیعی و ذخایر نفتی توسعه یافته نباشند، کشورهایی وجود دارند که صاحب منابع طبیعی بوده و از دروازه توسعه هم عبور کرده اند، اما بیشتر این کشورها که رویای بزرگ توسعه یافتگی را در سر می پرورانند، به یکباره با مجموعه مشکلاتی مانند افزایش بدهی های خارجی، کاهش رشد اقتصادی و رشد اقتصادی منفی، افزایش بیکاری، کاهش تولید و افزایش واردات مواجه شده اند. جالب آن است که تجربه مشابهی برای همه  کشورهای بررسی شده رخ داده است. کتاب «معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی» به قلم «تری لین کارل» با ترجمه «جعفر خیرخواهان» است که حال و روز کشورهای نفتی را به خوبی بیان می کند. پنج کشور مورد مطالعه این کتاب که شامل ایران، نیجریه، الجزایر، ونزوئلا و اندونزی می شود، تقریبا تجربه یکسانی داشته و به جز اندونزی، دچار بحران های سیاسی هم زمان با بحران اقتصادی نیز شده اند.  متاسفانه کشور ما در سال های گذشته با توجه به درآمدهای زیاد نفتی نه تنها از دروازه توسعه عبور نکرد بلکه کج روی در سیاست های اقتصادی دولت، مسیر توسعه را دشوارتر هم کرد.   در این کتاب نویسنده سرفصل های مهمی چون کالاها، رونق ها و دولت ها، شکل گیری دولت نفتی، نفت و تغییر رژیم، تاثیرات گنجه سرشار، سیاست رانت جویی، از رونق به رکود، تاثیر رونق های نفتی بر کشورهای صادرکننده نفت و... را بررسی کرده است. کتاب «معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی» رساله ای درباره بیماری فلج مغزی است که مقامات تصمیم گیری که بر کشورهای نفت خیزی مانند ونزوئلا، نیجریه یا... حکومت می کنند، گرفتار آن می شوند. یک تئوری اقتصادی تحت عنوان بیماری هلندی قصد دارد تا این شرایط فلاکت بار پس از رونق را توضیح دهد، اما موضوعی که به آن پرداخته نشده است این سوال است که چرا دولت های کشورهای نفتی، مسیری را انتخاب می کنند که منجر به بیماری هلندی می شود؟ کارل در بخش های مختلف کتاب نشان می دهد که مسیری از انتخاب ها طی تاریخ این کشورها، انتخاب ها در آینده را محدود می کند و باعث می شود تا دولت های کشورهای صادرکننده نفت، در زمان رونق نفتی، با مجموعه محدودی از انتخاب ها مواجه باشند، اما این که چرا کشورهای صادرکننده نفت رفتار یکسانی را از خود نشان داده اند، به همان مسیر انتخاب کشورها باز می گردد و از دیدگاه نویسنده، ارتباط مستقیمی با نحوه دولت سازی مدرن در این کشورها دارد.  به صورتی که در بیشتر کشورهای نفتی، دولت سازی مدرن یک هم زمانی تاریخی با کشف نفت داشته است و از این رو، ورود شرکت های قدرتمند بین المللی نفتی در این کشورها که هم زمان با دولتی ضعیف بود، به همراه عدم نیاز دولت ها به مالیات ستانی و سایر عواملی که در کتاب به خوبی به آن ها پرداخته شده است، باعث شد تا دولت های نفتی اقتدار کافی نداشته باشند، هر چند که حوزه اختیارات دولت در این کشورها بسیار زیاد بود، اقتدار کمی وجود داشته و در نتیجه تناسبی بین حوزه، اختیارات و اقتدار دولت وجود نداشته است.  بررسی های نویسنده نشان می دهد که دو ویژگی مشترک بین همه کشورهای صادرکننده نفت یعنی هم زمانی کشف نفت و دولت سازی مدرن و هم چنین این که رانت نفت در اختیار دولت است، از مهم ترین عواملی است که انتخاب های سیاست گذاران در این کشورها در زمان رونق نفتی را به یک دیگر شبیه می کند. در نهایت در فصل آخر از بخش سوم، نویسنده به مقایسه نظام های دیکتاتوری و دموکراسی در کشورهای نفتی پرداخته و با مقایسه دو مورد ایران و ونزوئلا نشان می دهد که در پی یک رونق نفتی و نابسامانی های پس از آن، از آن جایی که در دیکتاتوری راه حل قانونی برای جانشینی وجود ندارد، احتمال انقلاب محتمل تر است تا در دموکراسی.  اگر خواننده به دنبال یافتن پاسخی برای توسعه نیافتگی کشورهای صاحب منابع طبیعی باشد می تواند با مراجعه به این کتاب و بررسی سه بخش مهم و اصلی کتاب سوال خود را پاسخ دهد. کشورهایی که منابع عظیمی دارند اما با وجود این منابع، در دسته کشورهای فقیر یا کشورهایی با برنامه های توسعه ای شکست خورده هستند.  شاید بتوان نقطه عطف کتاب را بررسی، تحلیل و مورد کاوی اتفاقات و حوادث بازه زمانی 1970 میلادی (1394 شمسی) دانست. در این دهه میلادی کشورهای دارای منابع طبیعی به خصوص نفت تجربه تازه ای را در اقتصاد خود داشتند.   در سال 1973 میلادی (1352 شمسی) اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت ممنوعیت و تحریم نفت را اعلام کردند، اما یک سال بعد تحریم ها پایان یافت و قیمت نفت از بشکه ای 3 دلار به حدود 12 دلار افزایش پیدا کرد. بحران نفت یا به عبارتی شوک نفتی تاثیرات و عواقب کوتاه مدت و بلندمدت بسیاری را روی سیاست های جهانی و نیز اقتصاد جهانی گذاشت که بعدها تحت عنوان اولین شوک نفتی خوانده شد که در ادامه بحران نفت 1979 میلادی (1358 شمسی) به دومین شوک نفتی تغییر نام یافت.  در این کتاب این دوران به صورت ویژه ای بررسی شده و کشورهای دارای ذخایر نفتی به تفکیک موقعیت تحلیل شده اند. این کتاب با بررسی این دوران، دلایل توسعه نیافتگی این کشورها را بیان می کند.نفرین منابع یا معمای فراوانی چیست؟ جعفر خیرخواهان: معمای فراوانی یا نفرین منابع می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چرا عملکرد اقتصادی همه کشورهای نفت خیز بزرگ با کمبود سرمایه، به استثنای نروژ بدتر شد.آیا منابع طبیعی و خدادادی مانند نفت، گاز، مس، الماس و طلا، نفرین طبیعت یا موهبت و نعمت طبیعت هستند؟ شواهد تجربی تاریخی نشان می دهد که هر دو حالت امکان پذیر است، اگرچه بیشتر کشورها برخلاف آن چه انتظار می رفت نتوانستند بهره مناسبی از این منابع ببرند. پرسش مهم این است که چه تفاوتی بین این دو گروه کشور برنده و یا بازنده از داشتن منابع طبیعی وجود دارد. تفاوت بزرگ به حوزه اقتصاد سیاسی یا وجود نهادهای خوب و بد و حاکم بودن یا نبودن قانون و به دنبال آن شیوع فساد ربط پیدا می کند. کشورهای برنده آن هایی بودند که موفق به استقرار نهادهای مناسب از جمله قواعد بودجه ای و انضباط مالی شدند که استفاده از ثروت منابع را در جهت منافع عمومی بلندمدت جامعه مهار کرد. هنگامی که در دهه 1970 قیمت نفت در مدتی کوتاه چند برابر شد و کشورهای صادرکننده نفت شاهد رشد شدید درآمدهای خود بودند رهبران و مردمان این کشورها تصور می کردند که مسیر رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی پایدار به راحتی برایشان هموار و کوتاه شده است، اما بسیاری از این کشورها به جای بهره مندی از ثروت منابع طبیعی، گرفتار نفرین منابع طبیعی شدند. معدود کشورهایی مانند نروژ (نفت)، شیلی (مس) یا بوتسوانا (الماس) موفق شدند به عملکرد قابل قبولی دست یابند. آیا مقصر آن گونه که گفته می شد بیماری هلندی است که با ورود ارز به خزانه کشور، باعث تقویت نرخ ارز واقعی می شود و قدرت رقابتی بخش های غیرنفتی را کاهش می دهد؟ یا که ثروت و وفور منابع باعث می شود تا کارآفرینی مولد سودجویانه به صورت طبیعی به سمت فعالیت های رانت جویانه ناکارای اجتماعی سوق یابد؟  چه میزان از ترسیم این یا آن سرنوشت به کیفیت نهادها، حاکمیت قانون  و درجه توسعه قضایی کشور بستگی دارد؟ آیا ثروت منابع کشور به شکل فساد، تصرف رانت و جنگ های داخلی به قیمت گسترش نابرابری و فقر به تارج می رود؟ آیا رونق منابع نفتی باعث ماندگاری سیاست های بد ناپایدار به مدت طولانی می شود؟ آیا با توجه به محدودبودن و تمام شدن ثروت طبیعی، این منابع نباید در سایر دارایی های مولد به حد کافی سرمایه گذاری شود؟   تجارب متنوع از کشورهای صاحب منابع طبیعی  روایت ها از نفرین منابع برای کشورهای زیادی در دسترس است، اما حیرت آورترین آن ها شاید کشور نیجریه باشد. درآمد نفتی سرانه در نیجریه از 33 دلار در سال 1965 به 325 دلار در سال 2000 افزایش یافت، اما درآمد سرانه کشور از هنگام استقلال آن در 1960 همچنان به میزان 1100 دلار برابری قدرت خرید ثابت باقی ماند و نیجریه را در بین 15 کشور فقیر جهان جای داد. بین 1970 و 2000 بخشی از جمعیت که با کمتر از یک دلار در روز زندگی می کردند از 26 درصد به 70 درصد افزایش یافت. در سال 197سهم درآمدی 2 درصد بالایی با 17 درصد پایینی برابر بود، اما در سال 2000 سهم درآمدی همان 2 درصد بالا با سهم درآمدیی 55 درصد پایینی برابر شد. روشن است که صادرات عظیم نفت به نفع مردم عادی نیجریه نبود. اگرچه نیجریه رشد سریع سرمایه فیزیکی 7 درصدی در سال را از زمان استقلال تجربه کرد، از کاهش 1.2 درصدی بهره وری کل عوامل در سال رنج می برد. بهره برداری از ظرفیت کارخانجات صنعتی موجود به حدود یک سوم رسید. بنابراین دوسوم ظرفیت که بیشتر متعلق به صنایع و شرکت های در مالکیت دولت بود، خالی ماند. دیکتاتوری های نظامی یکی پس از دیگری ثروت نفت نیجریه را غارت کردند و نیجریه به خروج مقادیر عظیم ثروت افشان شده به خارج مشهور شده است. ثروت نفت عرصه سیاست و حکمرانی را در نیجریه به نحو اساسی تغییر داده است. در این جا ساده لوحانه است اگر بخواهیم عملکرد اقتصادی خراب نیجریه را با مشکل بیماری هلندی یا تقویت پول ملی در برابر پول های خارجی که باعث بدتر شدن قدرت رقابتی بخش صادرات غیرنفتی می شود، تبیین کنیم. سایر صادرکنندگان نفت از ایران، ونزوئلا و لیبی گرفته تا الجزایر و عراق رشد منفی را در چند دهه گذشت تجربه کردند. مجموع کشورهای اوپک کاهش تولید ناخالص ملی سرانه را تجربه کرد، در حالی که سایر کشورهای جهان از رشد آن برخوردار شدند. پس فساد سیاسی و اقتصای و اعطای مجوزهای انحصاری و وارداتی و سایر امتیازات خاص به نورچشمی ها و رفقا و نه بیماری هلندی باید دلیل اصلی باشد که چرا عملکرد بلندمدت اقتصادهای نفتی بد بوده است.چرا نفرین منابع داریم؟ معمای فراوانی یا نرین منابع می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چرا عملکرد اقتصادی همه کشورهای نفت خیز بزرگ با کمبود سرمایه، به استثنای نروژ بدتر شد. پاسخ به ناتوانی نظام اداری و تضعیف ظرفیت حکومت در اداره امور جامعه و در خدمت تولدی بودن بر می گردد.  رانت منابع، دموکراسی و کیفیت حکمرانی را تضعیف می کند چون ارزش در قدرت باقی ماندن را بالا می برد و سیاستمداران را تشویق به گسترش بی حساب و کتاب بخش عمومی و بوروکراسی دولتی و ایجاد مشاغل غیرمولد و توزیع یارانه های ناکارآمد به جامعه می کند. رونق منابع نفتی، کارآفرینان مولد را به صورت طبیعی تشویق می کند تا استعداد خود را به سمت به چنگ آوردن بخشی از رانت های خلق شده هدایت کنند به جای این که راسا تصمیم به خلق ثروت بگیرند.  در کشورهای نفتی که دموکراسی نابالغ داشته و فشار برای هزینه کرد سریع منابع زیاد است، دولت بر سر قدرت از ترس این که وجود ذخیره شده را رقیب سیاسی در آینده خرج کند اقدام به مصرف غیربهینه آن ها در زمان حال می کند، اما در کشورهایی که احزاب مردمی با دیدگاه های متکثر و جامعه مدنی قوی وجود داشت حکومت ها، نهادهای موافق تولید و دوستانه و مکمل بازار ایجاد کردند و اجازه ندادند رانت نفت مستقیم و سریع به اقتصاد تزریق شود.  به بیان دیگر اگر نهادهای یک کشوری قوی باشند، نظام قضایی با کارایی کار می کند و شفافیت بسیار بالاست. رانت جویی بازده پایینی دارد و رانت منابع به شکل فساد و تبعیض و معاملات و قراردادهای پنهانی بر باد نمی آورد.   ماجرای فیل های سفید کشور ونزوئلا نمونه دیگری از بهره برداری نادرست رانت نفتی بوده است که در غیاب نهادهای نظارت و بازبینی رفتار دولت ها، کشور را به سمت سیاست های پوپولیستی ضدتولیدی کشاند. درآمد عظیم نفتی، حس کاذب امنیت در سیاستمداران ایجاد کرد و آن ها را تشویق به سرمایه گذاری در پروژه هایی کرد که غیرضروری بودند (فیل های سفید).  سیاست های بد را با جبر و دستور حفظ کردند و لباس دولت های رفاه با توزیع تسهیلات یارانه ای را بر تن کردند که انجام چنین وعده وعیدها و ریخت و پاش هایی با کاهش درآمد نفتی ناممکن بود. سیاستمداران که رانت عظیم حاصل از صادرات و فروش نفت چشم شان را خیره و کور می کند سیاست های مشوق رشد، تجارت آزاد و مدیریت صرفه جویانه در شرایط محدودیت منابع را نمی بینند.  بخش خصوصی هم که خواهان حمایت های مختلف است با اجرای سیاست جانشینی واردات و بالا بردن دیوار تعرفه ای، سهمیه گذاری واردات و یارانه به تولید به شکل گلخانه ای فعالیت می کنند.

    نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟
  • کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه

    کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه
    ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمد حسین هاشمی: همه چیز از انقلاب 57 آغاز شد؛ ورود ایران به شرایط انقلابی، باعث شد تا بسیاری که به دنبال سرمایه گذاری در ایران بودند، تامل بیشتری در کار خود داشته باشند. با شدت گرفتن ناآرامی ها در سال 56 و 57 شرایط اقتصادی ایران عملا شمایل دیگری به خود گرفت. انقلاب که شد، بسیاری از انقلابیون به اجرای شعارهای خود همت گماشتند؛ یکی از مهم ترین این شعارها هم استقرار عدالت اجتماعی و رفع هرگونه تبعیض بود.شعارهای اینچنینی، ثمره ای نداشت جز ملی شدن کارخانجات، شرکت ها و دارایی های بخش خصوصی. نمونه اش هم اعلام ملی شدن 28 بانک خصوصی، صنایع خودروسازی، تولید فلزات مهم مثل مس، فولاد و آلومینیوم و دارایی 51 سرمایه دار صاحب صنعت.دولت، مسئولیت اموال ملی شده را به دست گرفت. دولت بزرگ، بزرگتر شد و بخش خصوصی کوچک، کوچکتر. اتفاقی که در سال های ابتدایی انقلاب و با آغاز جنگ، روز به روز عظیم تر و محسوس تر شد. هر چه بود، سنجاق شدن برگ های تقویم تاریخ اقتصاد سیاسی این مملکت به دولتی شدن، کار را به جایی رساند که امروز، بخش خصوصی قدرتمند، از نگاه بسیاری یک آرزوی دست نیافتنی برای اقتصاد ایران است. آغاز یک راه پرچالشقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که نوشته شد، موضوع بخش خصوصی نیز دوباره پیش آمد. اصل 44 این قانون به صراحت، اقتصاد کشور را به سه بخش تعاونی، دولتی و خصوصی تقسیم کرد. بر اساس این اصل، دولت باید صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تامین نیرو، سدها و شبکه های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه آهن و مانند اینها را مدیریت کند؛ بخش تعاون همان شرکت ها و موسسات تعاونی تولید و توزیع است که در شهر و روستا بر طبق ضوابط اسلامی تشکیل می شود و بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات می شود که مکمل فعالیت های اقتصادی دولتی و تعاونی است.اما آنچه امروز از این راه پر چالش تحت عنوان خصوصی سازی در ذهن مردم است، تفسیری است متعلق به تیر ماه سال 85؛ زمانی که مقام معظم رهبری، تفسیری جدید بر اساس 44 قانون اساسی که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه شده بود را تایید کردند و بر اساس آن، دولت موظف شد 80 درصد از سهام بخش های دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند. موضوعی که آغاز بود برای به وجود آمدن اختلافات در تعریف خصوصی سازی؛ عده ای گفتند که واگذاری 80 درصد سهم دولت، مغایر با قانون اساسی است و عده ای دیگر با تاکید بر لزوم خصوصی سازی برای بازسازی اقتصادی کشور، اقدام رهبری جمهوری اسلامی را مطابق با وظایف و اختیارات وی در قانون اساسی می دانند. با این حال حالا از آن روزگار یک دهه می گذرد و هنوز بخش خصوصی در گیرودار مسائلی است که حل هر کدام شان می تواند زمان زیادی به خود اختصاص دهد.نقش کمرنگ در اقتصادی دولتیاتکای اقتصاد ایران به نفت از یک سو و تمایل ذاتی حکومت به در اختیار داشتن منابع عظیم مالی، عملا باعث می شود تا دولت، همواره نقش پررنگ تری نسبت به بخش خصوصی در اقتصاد داشته باشد. نگاهی به آنچه در طول تمام سال های گذشته از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون بر اقتصاد ایران رفته، حکایت از آن دارد که بسیاری از ملزومات ایفای نقش بخش خصوصی در اقتصاد این کشور نه تنها فراهم نشدند که عملا امکان فراهم شدن را هم پیدا نکردند. در همین مدت بسیاری از فعالان اقتصادی که تمایل به سرمایه گذاری در داخل داشتند، به بهانه فراهم نبودن شرایط، سرمایه خود را به کشورهای خارجی و عموما کشورهای حاشیه خلیج فارس بردند؛ تاثیر بسیاری از سیاست های سرمایه گذاری دولت به دلیل تحریم ها به سنگ خورد و در نتیجه اقتصاد ایران با شرایطی مواجه شد که در آن، دولت همه کاره اقتصاد است و بنگاه های خرد، گوشه ای از ریسمان پاره اقتصاد را به دست گرفته اند؛ تلاشی که شاید به نتیجه برسد اما افق روشنی ندارد.ثبات سیاسی، الزامی برای فعالیتبسیاری بر این باورند که اقتصاد بخش خصوصی، قبل از هر چیز به ثبات سیاسی نیاز دارد. نگاهی علمی به موضوع الزامات فعالیت بخش خصوصی در اقتصاد هم به روشنی این موضوع را به نمایش می گذارد. بدون شک، بخش خصوصی هزینه می کند تا درآمد داشته باشد؛ هیچ کسی نیست که این را باور نداشته باشد؛ همه هم بر این نقطه اشتراک نظر دارند که بخش خصوصی در جایی سرمایه گذاری می کند که با ثبات است؛ بی تردید، هیچ سرمایه گذاری در شرایطی که هر دولت ساز خود را در اقتصاد می زند و تصمیمات خلق الساعه اش ممکن است یک نفر را از عرش به فرش و دیگری را از فرش به عرش ببرد، حاضر به سرمایه گذاری نیست. تصمیماتی که نمونه های بارزش را می توانیم در دوران هشت ساله زمامداری محمود احمدی نژاد ببینیم؛ همان هایی که یک شبه به افزایش قیمت ارز در کشور انجامید؛ قیمت مسکن را به شدت تحت الشعاع قرار داد؛ صنایع بسیاری را از کار انداخت و در نهایت به سوءاستفاده های عظیمی منجر شد که رد پایش هنوز در لابلای خبرها به وضوح قابل مشاهده است.با این حال، تصمیمات سیاسی بزرگتر مانند آنچه در جریان معادلات بین المللی دولت ایران گذشت هم موضوعی است که نباید در تاثیرگذاری اش بر بخش خصوصی شک داشت. موضوعی که باز هم نشانه اش را می توان در آنچه در طول هشت ساله دولت نهم و دهم گذشت، به روشنی مشاهده کرد.یک موضوع و این همه قانوناینکه ایران در هر حوزه و هر موضوعی، با تعدد قوانین روبروست دیگر شاید برای بسیاری عادی شده باشد. تورق کتاب های قانون، آیین نامه ها، بخشنامه ها و ... همگی نشان از آن دارند که در ایران بحث بر سر اجرایی شدن یک قانون و رشد و بالندگی آن نیست؛ موضوع حل بحران با یک قانون جدید است، بی توجه به آنچه در گذشته قانون بوده. در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که بخش خصوصی و موضوع سرمایه گذاری این بخش هم درگیر قوانین متعدد نباشد.قانون اصلاح قانون مالیات های مستقیم، مقررات صادرات و واردات، مقررات پولی و بانکی کشور، مدیریت خدمات کشوری، محاسبات عمومی کشور، مجموعه مقررات ارزی، قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، لایحه جدید قانون تجارت، لایحه امور گمرکی، قانون واردات کالا و خدمات، قانون نفت، قانون منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بانکی، قانون ممنوعیت خروج بدهکاران بانک ها، قانون مبارزه با پول شویی، قانون مالیات های مستقیم، قانون مالیات بر ارزش افزوده، قانون کار، قانون حمل و نقل و بیمه بازرسی، قانون جرایم رایانه ای، قانون جدید ک، قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی، قانون تجارت الکترونیک، قانون برگزاری مناقصات، قانون استخدام کشوری، روش تاسیس انواع شرکت ها، قانون و آئین نامه اجرایی مربوط به تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و قانون برنامه چهارم توسعه تنها بخشی از قوانین مرتبط با اقتصاد به شمار می رود.جدای از آن، موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از سدهای راه شکوفایی بخش خصوصی در ایران است، اجرایی نشدن و تداخل این قوانین است. نگاهی به آنچه در حوزه خواست های بخش خصوصی از حکومت است، نشان می دهد که این بخش از اجرایی نشدن بسیاری از قوانین، رنج کشیده هستند و همین موضوع هم باعث شده تا سرمایه گذاران رغبتی به کار در این حوزه نداشته باشند.  ضرورتی به نام رقابت پذیریلابلای بحث های متعددی که در همین یک دهه گذشته و بعد از ابلاغ سیاست های اصل 44 توسط رهبری از سوی کارشناسان مطرح شد، می توان سراغی از یک کلیدواژه مشخص گرفت و آن «رقابت پذیری» است. ماحصل تمام این بحث ها و تاکیدها بر لزوم رقابت پذیری، حکایت شرایطی است که در آن، فضای کشور بدون آن که دخالتی از طرف دولت وجود داشته باشد، قیمت اقلام و کیفیت آنها را مشخص کند. بازار، رو به سمت اجناس با کیفیتی می آورد که از نظر قیمت مقرون به صرفه هستند و مردم هم در چنین شرایطی آن چیزی را انتخاب می کنند که مورد پذیرش بازار است. وضعیتی که درست برخلاف وضع فعلی است که در آن دولت، تمام آنچه باید در حوزه اقتصاد بگذرد را مدیریت می کند؛ قیمت ها را کنترل می کند؛ با قوانین گمرکی تلاش می کند تا قضای رقابت داخل و خارج را از بین ببرد و در نتیجه، کار را به جایی رسانده که بخش خصوصی نه چندان بزرگ ایران، تاب مقاومت در برابر صنایع بزرگ دولتی و محصولات خارجی نداشته باشد.در چنین شرایطی بازار هم به سمتی حرکت می کند که بخش خصوصی امکان رشد را پیدا نمی کند و آنچه باقی می ماند، بازمانده ضعیف شده ای است از رویایی که در بسیاری از کشورهای دنیا، تجربه شده و نتیجه دادهاست.امان از نهادهای پرقدرتعدم وجود فضای رقابت پذیر در اقتصاد ایران، همه مشکلات بخش خصوصی در بازار کشور نیست؛ کافی است به نهادهای پرنفوذ و قدرتمند که وارد عرصه اقتصادی شدند دقت بیشتری کرد تا مشخص شود سرمایه گذاران خصوصی باید برای گرفته نشدن نفس شان در دنیای اقتصاد با چه ابرقدرت هایی دست و پنجه نرم کنند.از اواسط دفاع مقدس و بعد از آن در دوران سازندگی و خصوصا در طول سال های بین 84 تا 92، رشد نهادهای پرنفوذ حاکمیتی در اقتصاد ایران باعث شد تا عملا بخش بزرگی از سرمایه گذاری های کشور به دست آنها بیفتد؛ در چنین شرایطی بدیهی است که بخش خصوصی تاب مقاومت نخواهد داشت و مجبور می شود تا از بازارهای بزرگ پرهیز کند.برای اینکه این ادعا راحت تر مورد پذیرش قرار گیرد کافی است قراردادهای بزرگ راه سازی و جاده ای در دو دهه گذشته در تهران و دیگر شهرها و استان های کشور مورد مطالعه قرار گیرد. مطالعه آنها به روشنی نشان می دهد که جز یکی دو شرکت یا سازمانی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به نهادهای نظامی هستند، هیچ شرکت و سازمان دیگری امکان حضور در چنین پروژه هایی را پیدا نکرده و همین عامل هم باعث شده تا شرایطی به وجود آید که این ذهنیت که «پروژه های بزرگ برای نهادهای بزرگ است» تقویت شود.این درد را چاره ای ...نگاهی به داستان پر چالش بخش خصوصی در اقتصاد ایران، شاید بیشتر از هر چیز یأس و ناامیدی را به همراه داشته باشد؛ اما واقعیت این است که اگر انتظارات این بخش از دولت و به طور کلی حکومت برآورده شود، اگر کمی از آنچه یکه تازی دولت در حوزه اقتصاد است، به صورت واقعی کاسته شود، اگر آنچه به عنوان شرکت های خصولتی در کشور شناخته شده اند و ملغمه ای است از دولت و بخش خصوصی، اجازه تنفس به بخش خصوصی بدهد و اگر نهادهای خارج از اقتصاد دست از سر اقتصاد کشور بردارند، شاید بتوان آینده ای را متصور شد که در آن، سرمایه گذاران با خیالی آسوده تر به سراغ سرمایه گذاری در کشور بروند. آینده ای که در آن، اقتصاد ایران را اقتصاددان هایی خارج از گود بخش های دولتی اداره کنند و این بازار باشد که همه چیز را مشخص می کند.  مانیفست بخش خصوصیلابلای بسیاری از صحبت ها شنیده می شود که «بخش خصوصی را باید تقویت کرد.»، «اقتصاد کشور با حضور بخش خصوصی رونق می گیرد.»، «یکی از اصلی ترین معیارهای رسیدن به اقتصاد مقاومتی، توجه به بخش خصوصی است.» و ... اما وقتی به شرایطی که این بخش در اقتصاد کشور دچار شده نگاهی می کنیم، می بینیم که فاصله معناداری بین جایگاه فعلی آن با آنچه مد نظر فعالان اقتصادی است و بعضی اوقات در لابلای صحبت های مسئولان شنیده می شود، وجود دارد. طرح واره پیش رو تلاش دارد تا بخشی از شرایط موجود برای بخش خصوصی را نشان دهد.  نتایج به رسمیت شناخته شدن بخش خصوصی1. کاهش اندازه بخش دولتی و انتقال مالکیتپیدایش بخش خصوصی، نه تنها می تواند انضباط مالی مناسبی بر بازار حاکم کند، بلکه می تواند به آزادسازی اقتصاد، حذف مقررات و کنترل های دست و پا گیر، اصلاح قوانین و مقررات و ایجاد شرایط فضای رقابتی منجر شود؛ اتفاقی که باعث می شود دولت به امور غیر حاکمیتی وارد نشود و مالکیت ها به مردم واگذار شود.2. افزایش کارآییتجربه نشان داده که بسیاری از شرکت های اقتصادی که با مدیریت دولتی اداره می شوند، به دلایل گوناگونی از جمله اتکای بیش از اندازه به منبع بسیار بزرگ مالی دولت، عدم اهمیت پیشرفت در ذهن مدیران این مجموعه ها، فسادهای اقتصادی ناشی از وجود اقتصاد دولتی و ... کارآیی لازم را ندارند. در چنین شرایطی، وجود بخش خصوصی به دلیل آنکه نیاز صاحب سرمایه و لزوم برداشت مالی از میزان سرمایه گذاری را ضروری می کند، بیش از هر چیز می تواند به افزایش کارآیی بینجامد.3. کاهش کسر بودجهبسیاری از شرکت هایی که هم اکنون زیر نظر دولت فعالیت می کنند، نه تنها به سوددهی نرسیده اند بلکه ضررده شده اند و دولت از سرمایه های کشور به آنها تزریق می کند. چرایی این موضوع امری است که شاید در این مجال نگنجد اما آنچه مهم است این است که خصوصی سازی می تواند این شرکت ها را از یک شرکت زیان ده که سرمایه های ملی را تلف می کند، به یک شرکت سود ده برساند.4. جلوگیری از اختلال قیمت هادولت در شرایطی که بسیاری از شرکت ها به زیان دهی رسیده اند، مجبور است تا با استفاده از روش هایی منجمله تزریق پول و تغییر در شرایط قیمت گذاری، این شرکت ها را زنده نگاه دارد. بدون شک در صورتی که مدیریت این شرکت ها از دست دولت خارج شود، موضوع اختلال قیمت ها که همیشه پای دولت را هم در میان دارد، از بین خواهد رفت.5. گسترش بازار سرمایهبه اعتبار بسیاری از کارشناسان، اجرای سیاست خصوصی سازی، مالکیت سهام را در جامعه گسترده تر می کند. در نتیجه این گسترش میزان معاملات در بازار سرمایه افزایش یافته و نهادهای مالی جدید و متنوعی به وجود خواهد آمد. با چنین نگاهی، خصوصی سازی شرکت های دولتی و گسترش مالکیت سهام، صاحبان پس اندازهای اندک را نیز در مالکیت صنایع و بنگاه های تولیدی سهیم می کند و این باعث تجهیز پس اندازها و افزایش مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی خواهد شد.  خواسته های بخش خصوصی1. رقابت پذیری در اقتصادبسیاری از کارشناسان بر این باورند که خصوصی سازی تنها در شرایطی به وجود می آید که امکان رقابت در بازار وجود داشته باشد. شرکت ها باید بتوانند در اقتصادی آزاد به قیمت گذاری محصولات خود مبادرت کنند و در نتیجه این مشتری است که می تواند با قدرت انتخاب محصولی که مورد نظر است را انتخاب کند.2. ثبات سیاسییکی از مهمترین عواملی که می تواند به آرامش فضای اقتصادی کشور کمک کند، ثبات سیاسی است. بدون شک در شرایطی که کشور آرامشی در حوزه سیاسی داشته باشد، می تواند به آرامش در حوزه اقتصادی برسد. سرمایه گذاری، راحت تر می شود و در نتیجه شرایط برای ورود سرمایه های بیشتر افزایش می یابد.3. اصلاح قوانینتعداد قوانینی که هر کدام در بخشی از خود به موضوع خصوصی سازی و سرمایه گذاری بخش غیر دولتی اشاره کرده است، از شمارش خارج است. به اعتقاد بسیاری یکی از مهم ترین الزامات و نیازهایی که خصوصی سازی در کشور دارد، حذف بسیاری از این مقررات انباشت شده و تعیین ضمانت اجرای قوانین کارا در این حوزه است.4. ثبات تصمیم گیریاینکه یک سرمایه گذار تمایل به انباشت سرمایه خود را در محیط کم ریسک داشته باشد، موضوع عجیبی نیست. بدون شک، ثبات تصمیم گیری ها در بدنه یک کشور موضوعی است که می تواند به کاهش ریسک سرمایه گذاری منجر شود. در چنین شرایطی است که بخش خصوصی با آرامش خاطر بیشتری نسبت به آنچه در نظر دارد، برنامه ریزی می کند.5. عدم دخالت نظامیان در اقتصادعلاوه بر تمام آنچه گفته شد، قدرت غیرقابل مقایسه ای که نهادهای نظامی نسبت به سرمایه گذاران معمولی دارند، همیشه باعث شده تا کفه ترازو به نفع این نهادها سنگینی کند؛ در چنین شرایطی به نظر می رسد که بسیاری از سرمایه گذاران تاب رقابت با این نهادها را نداشته باشند و به دنبال ایجاد بخش خصوصی هم نروند.

    کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه
  • هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن

    هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن
    مجله همشهری دانستنیها: تیم کوک، با وجود شغلش به عنوان مدیر عامل اپل که ظرف پنج سال گذشته بیشتر و بیشتر چالش بر انگیز شده، ذره ای پیرتر نشده است. از دست رفتن 180 میلیارد دلار از ارزش بازار شرکت، ظرف کمتر از دو سال، باید به شکلی خودش را نشان بدهد، ولی تیم کوک همچنان سر حال به نظر می رسد، چشمانی سر زنده دارد و حس شوخ طبیعی اش همچنان مانند سابق است.- در دوران نوزایی اپل، معرفی محصول های فوق العاده محبوب آی پاد، آی فون، آی پد و موفقیت مالی ای که به همراهشان آمد، باعث شد تا بسیاری از نقص هایی که از چشم استیو جابز دور مانده بود، مهم جلوه نکند. ماوس گردی که در سال 1997(1376) همراه نخستین «آی مک» عرضه شد، تقریبا بی فایده بود. محصول دیگری به نام «پاور مک جی4» (Power Mac G4) در سال2001 (1380) عرضه شد که تولید آن تنها یک سال ادامه یافت یا «روکر» (Rokr) که نام گوشی هوشمندی بود که در سال 2005 (1384) با همکاری اپل و موتورولا عرضه و به سرعت فراموش شد و بسیاری موارد دیگر. تیم کوک می گوید: «مهم ترین نکته این است که شهامت پذیرفتن اشتباه های خودمان را داشته باشیم و تغییر کنیم. مهم ترین نکته برای من، به عنوان مدیر عامل اپل، این است که چنین شهامتی را در خودم زنده نگه دارم.»   عده ای از منتقدان اپل به خاطر آنچه «عقب بودن اپل از فناوری» می نامند، محصولات این شرکت را سرزنش می کنند. اما این موضوعی تازه نیست. تیم کوک می گوید: «در 18 سالی که در اپل مشغول به کار بوده ام، چنین چیزی همواره به گوش می رسیده است. این که کسانی محصول امروز ما را با محصولی که در آینده ساخته خواهد شد، مقایسه می کنند.»در طول 40 سالی که از تاسیس اپل می گذرد، گاهی به نظر رسیده است اپل در زمینه هایی مانند سرویس های مربوط به موسیقی و ویدئو، اینترنت، تماس از راه دور، فناوری بی سیم، تولید محتوا، شبکه، نیمه هادی ها، نرم افزار های کاربردی، نمایشگر های لمسی، تشخیص صدا و نقشه و مسیر یابی عقب مانده است.  با این حال اپل موفق شده است با ترکیب مهم ترین بخش این فناوری ها با سخت افزار هایی کاربردی، زندگی بسیاری از کاربران را تغییر بدهد. زمانی که استیو جابز از دنیا رفت، فرایند تولید خلاقه اپل (شیوه ای که این شرکت فناوری خاصی را به خدمت می گیرد، بهینه سازی می کند و از آن در محصولاتش بهره می برد) کاملا جا افتاده بود. این میراثی بود که از جابز به جا ماند. تیم کوک به شیوه مخصوص خودش از این میراث بهره گرفت. توجه بیش از اندازه تیم کوک روی جزئیات، گاهی نقطه ضعف او ارزیابی شده است. این وسواس همان چیزی است که اپل را به غول کنونی تبدیل کرده است. درآمد اپل، از پنج سال پیش، تا اکنون و زیر نظر تیم کوک، سه برابر و نیروی کار این شرکت دو برابر شده و بازار این شرکت به سرعت در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است. این آمار خیره کننده است.  کوک نشان داده است برای بهینه کردن گوشه گوشه های شرکت ظرفیت زیادی دارد. همچنین در اضافه کردن امکانات و ویژگی های جدید به بوم عظیم نرم افزارها، سخت افزارها و سرویس های اپل، توان فوق العاده ای از کوک دیده ایم. تیم کوک هرگز به درخشش استیو جابز نخواهد رسید، اما شاید برای مدیریت غول عظیم الجثه ای که اپل به آن تبدیل شده است، گزینه بهتری باشد.هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن اپل:استیو جابز در سال 2011( 1390) تیم کوک را به عنوان مدیر عامل اپل معرفی کرد. از آن زمان تاکنون درآمد اپل سه برابر شده و تعداد کاربران دستگاه های تولیدی این شرکت به بیش از یک میلیارد نفر رسیده است.اپل به عنوان نماینده ای از طرف عموم:- استیو جابز ماموریت بزرگی داشت؛ کامپیوتر ها را به عنوان «دوچرخه هایی برای مغز» عمومی کند و این دستگاه ها را به اندازه دیگر اشیای مورد علاقه آدم ها زیبا و دوست داشتنی کند. اپل تحت مدیریت تیم کوک به شرکتی با ماموریت های اخلاقی هم تبدیل شده است؛ با روش هایی از قبیل رویارویی با آی بی اف (IBF) بر سر حریم خصوصی مصرف کنندگان و تلاش تیم کوک برای تبدیل اپل به شرکتی پیشرو در زمینه حمایت از محیط زیست. تیم کوک می گوید: «بر این باورم که شرکت ها هم درست مانند آدم ها باید ارزش هایی داشته باشند و به این ارزش ها احترام بگذراند.»  اپ استور  به عنوان پلت فرم بازاریابی:- یک میلیارد نفر به اپ استور سر می زنند تا اپ هایی مناسب برای آی فون و آی پدشان بیابند. اپل هم می کوشد تا تعداد دانلودها (و درآمد حاصل از آن) را بالاتر ببرد. در حال حاضر «فیل شیلر»، رئیس بخش بازاریابی اپل، مدیریت اپ استور را به عهده دارد و ظرف شش ماه گذشته تغییراتی بی سابقه در این فروشگاه پدید آورده است؛ تغییراتی مانند اضافه کردن فضاهای تبلیغاتی و تمدید اشتراک های مربوط به اپ استور برای جذاب تر کردن این پلت فرم برای توسعه دهندگان اپلیکیشن.اپل سرنوشت خودش را خودش تعیین می کند:- اپل بیشتر و بیشتر به ماجراجویی در جهان فناوری دست می زند و تعداد بیشتری از تراشه ها و حسگر های محصولاتش را خودش طراحی می کند.اپل با این کار، اختیار و کنترل بیشتری در تولید سخت افزار های همگن تر و نرم افزارهایی کاربردی تر به دست می آورد. موضوعی که نه تنها برای آینده آی فون مهم است، بلکه برای محصولات سال های آینده هم اهمیت دارد.ارائه نسخه بتا عموی:- اپل اکنون متوجه این نکته شده است که تلاش برای ارائه نرم افزاری که از همان ابتدا کامل و بی نقص باشد، تلاش بیهوده ای است. آی اواس 10، پیش از انتشار رسمی، به صورت بتا در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. سیستم فایل (Sile System) تازه ای که قرار است سال آینده عرضه شود، هم اکنون در دسترس توسعه دهندگان قرار گرفته است. حتی خود اپل واچ را هم می توان از این زاویه بررسی کرد: اپل محصولی را بیرون داده است تا ببیند کاربران چه واکنشی نشان می دهند تا بر طبق این واکنش ها دست به بهینه سازی محصول بزند.اپل هم سرویس دهنده و هم تولید کننده است:- اپل 12 درصد از درآمدش را از راه سرویس های دیجیتالی از قبیل آی کلود، اپل پی، اپل کر و اپ استور به دست می آورد. نکته این جاست که سرعت رشد این بخش از شرکت بیشتر از سرعت رشد فروش محصولات سخت افزاری است. تیم کوک می گوید: «امیدوارم سرویس های آن لاین اپل به بخشی عظیم از این شرکت تبدیل شود. این بخش از شرکت، اگر به تنهایی بررسی شود، همین الان هم بزرگ است و به سختی می توان در این حوزه ها شرکت هایی به بزرگی اپل پیدا کرد.»اپل به عنوان قدرت مالی جهانی:- اپل، طبق آخرین گزارش مالی،233 میلیارد دلار پول نقد دارد. این شرکت ظرف دو سال گذشته حدود 117 میلیارد دلار هم صرف خرید سهام و اوراق بهادار کرده است. هر چند، عده ای این مانور های اقتصادی را دلیلی برای از دست دادن تمرکز ارزیابی کرده اند، اما همه این ها بخشی از تلاش تیم کوک برای تبدیل اپل به یک قدرت اقتصادی عمده است. چنین قدرت مالی ای می تواند تکمیل کننده ای برای قدرتمندی های اپل در بخش های دیگر باشد. کوک می گوید: «می خواهم اپل همیشه وجود داشته باشد و پایدار بماند.»  اپل یعنی کسب و کار:- اپل تا پیش از این، روی فروش محصول به شرکت های بزرگ تمرکز نداشته است، اما اکنون قرارداد مهمی با آی بی ام (IBM) بسته است تا بتواند محصولاتش را به دنیای کسب و کار هم بفروشد. آی پد پرو، بیشتر برای کاربران شرکتی طراحی شده است. اکنون که تقاضا برای آی پد در بخش مصرف کنندگان کمتر شده است، اپل می خواهد با باز طراحی آی پد و تبدیل کردن آن به آی پد پرو، در راه طراحی و تولید نسل بعدی لپ تاپ هایی مخصوص کسب و کار گام بگذارد.نکته:پرفروش ترین گوشی هوشمند تاریخ:- آمار فروش آیفون های اپل از مرز یک میلیارد دستگاه گذشته است. آیفون 6 اس نیز با اختصاص 4.2 درصد از بازار فروش گوشی های هوشمند به خود، رکورد دار پرفروش ترن گوشی هوشمند تاریخ است.

    هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن
  • برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر

    برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر
    وب سایت مدیر سبز: مطالب این مطلب از آموزش‌های حرفه‌ای برایان تریسی گرفته شده است و برای اولین بار تقدیم شما می‌شود.کیفیت تفکر تعیین‌کننده کیفیت زندگی است. ۸۰ درصد موفقیت در فروش به نگرش و ۲۰ درصد به استعداد بستگی دارد. عزت‌نفس پایین دلیل اصلی شکست در فروش است. برای افزایش عزت‌نفس و غلبه بر ترس از طرد شدن، چند گام مثبت برای بهبود تصویر ذهنی‌تان از خود بردارید.خود را کارمندی مستقل یا رئیس شرکت فروش حرفه‌ای‌تان ببینید. فکر کنید تنها شخص مسئول در تعیین سرنوشت اقتصادیتان هستید. ابتدای هر ماه چکی به مبلغی که می‌خواهید در آن ماه کسب کنید، برای خود بنویسید. آن را به تاریخ آخر ماه صادر کنید. بقیه ماه به چگونگی کسب آن درآمد فکر کنید.خود را مشاور بدانید نه فروشنده. به جای اینکه با هدف فروش به خریداران نزدیک شوید، با مشتریان ملاقات کرده و به حل مشکلاتشان کمک کنید. قبل از پیشنهاد محصول به خریدار شرایط او را کاملا درک کنید.فروش با قانون طلایی (با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند) را تمرین کنید. فقط کلمه رفتار را با فروش جایگزین کنید. اگر واقعا به خریداران اهمیت دهید، قبل از جلسه با آن‌ها آماده می‌شوید و پیشنهادهای خوبی ارائه می‌دهید.  قدرت فردی‌تان را بهبود بخشیداگر مردم دوست‌تان داشته باشند و از بودن در کنارتان لذت ببرند، خرید می‌کنند. آن‌ها مستقیما به شخصیت‌تان پاسخ می‌دهند. نگرشی که نسبت به خود دارید تعیین‌کننده نگرش خریداران نسبت به شما است.می‌توانید قدرت فردی خود را در هفت گام بهبود بخشید:مسئولیت کارتان را بپذیرید: به جای بهانه آوردن هنگام خراب شدن کارها، تقصیر را بپذیرید. آن‌وقت می‌توانید به روش‌های اجتناب از تکرار مجدد آن اشتباه فکر کنید.تعبیر مثبتی از مسائل داشته باشید: در مواجهه با مشکلات خوش‌بین باشید، زیرا باعث می‌شود مشکلاتی که باعث تضعیف روحیه و ناامیدی بدبین‌ها می‌شود را از میدان به در کنید.به عالی بودن متعهد باشید: باور کنید شایسته بهترین‌ها هستید. بسیاری افراد نمی‌توانند بر مانع «استحقاق نداشتن» غلبه کنند. بدانید در سایه کار سخت و صادقانه و عزم و اراده شایسته هر موفقیتی هستید.مقاومت: باید بیش از دیگران مشتاق ماندن و کار کردن باشید. اگر به خود و توانایی‌تان برای موفقیت باور داشته باشید، مقاومت‌تان افزایش می‌یابد. وقتی خسته و ناامید هستید، نظم شخصی لازم برای ادامه راه را داشته باشید.صداقت: خریداران صداقت را مهم‌ترین ویژگی فروشنده می‌دانند. یکرنگی باعث اعتمادبه‌نفس می‌شود. اگر با خود و اطرافیان روراست باشید، احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می‌کنید. در رفتار و گفتارتان کاملا صادق باشید.سپاسگزار باشید: برای داشتن سلامتی، خانواده، خانه، ماشین و کار سپاسگزار باشید. هرگز مشکلات یا نگرانی‌های شخصی را با خریداران در میان نگذارید. بگویید «وضع کسب‌وکار عالی است» و «بهتر از این نمی‌شود». اگر به مردم بگویید از زندگی‌تان راضی هستید، در واقعیت هم شادتر می‌شوید.اهداف شفاف و خاصی تعیین‌ کنید: این کار هدف عمیقی به شما می‌دهد که وجه تمایز فروشندگان برتر است. برای هر ماه، فصل و سال اهداف فروش و درآمد مکتوب داشته باشید. همچنین، اهدافی برای سلامتی، خانه و خانواده‌تان بنویسید. اهداف باعث می‌شوند زمان و منابعتان را هوشمندانه‌تر اختصاص دهید.رابطه با خریدار: قلب فروشایجاد و حفظ روابط باکیفیت با خریداران جوهره فروش حرفه‌ای در عصر جدید است. قابل‌اعتماد و معتبر باشید.همه فروشندگان برتر هفت ویژگی دارندهرگز انتقاد، شکایت و محکوم نمی‌کنند: مردم افراد شاد و راحت را دوست دارند. از زندگی شخصی‌تان شکایت یا از رقبا انتقاد نکنید. تنها نگرانی‌تان در دنیا حل مشکل خریدار است.پذیرش: یاد بگیرید دیگران را بدون قضاوت یا انتقاد بپذیرید. لبخند بزنید. گرم و دوستانه باشید. هر چه پذیرش بیشتری نسبت به دیگران داشته باشید، آن‌ها هم بیشتر پذیرای شما هستند.تائید: وقتی موفقیت‌های دیگران را ببینید، احساس خوبی پیدا می‌کنند. همیشه دنبال فرصتی برای تقدیر از دیگران باشید. خواهید دید همه‌جا از شما استقبال می‌کنند.تشکر: فقط بگویید «متشکرم». وقتی از کسی تشکر می‌کنید، عزت‌نفس او افزایش می‌یابد. عادت کنید از هر کسی برای هر کاری تشکر کنید.تحسین: تحسین صمیمانه خود نسبت به ویژگی‌ها، موفقیت‌ها یا دارایی‌های یک نفر را ابراز کنید. اگر کاری کنید مردم احساس خوبی نسبت به زندگی‌شان داشته باشند، آن‌ها نیز حس خوبی به شما پیدا می‌کنند.توافق: هرگز با خریدار احتمالی بحث نکنید. حتی اگر آن شخص کاملا اشتباه می‌کند، آن را به زبان نیاورید. ایجاد ارتباط مهم‌تر از حق به جانب بودن است.توجه دقیق: گوش دادن به خریدار کاری فوق‌العاده است و مقاومت و تردید اولیه که مانع روابط فروش جدید است را از بین می‌برد.انگیزه دادن برای خریدقفسه سینه خریدار پر از دکمه است. دکمه‌های سبز نشانه احساسات مثبت مثل عشق، غرور و امنیت هستند و دکمه‌‌های قرمز احساسات منفی مانند ترس، عصبانیت و خشم را نشان می‌دهند. باید تا حد ممکن دکمه‌های سبز را فشار دهید و از دکمه‌‌های قرمز دوری کنید (مگر اینکه دکمه قرمز به هدفتان کمک کند). شاید لازم باشد برای نشان دادن ضررهای نخریدن محصول، دکمه قرمز خریدار را فشار دهید.اشتیاق به دست آوردن و ترس از دست دادن دو دلیل اصلی خرید است. در هر ارائه فروش از این دو محرک استفاده کنید.  خریداران مناسبی پیدا کنیداگر در ابتدای فرایند فروش خریدار احتمالی را در یکی از چهار گروه زیر دسته‌بندی کنید، فروش پرباری خواهید داشت:خریدار موفق: این فرد کسی است که کسب‌وکارش خوب پیش می‌رود. فروش به این گروه بسیار ساده است، زیرا خودشان موفق هستند و می‌خواهند بهتر شوند. به آن‌ها نشان دهید چطور با خرید از شما شرایط فعلی‌شان بهبود می‌یابد.خریدار مشکل‌دار: این فرد محصولات و خدمات شما را حلال مشکل می‌داند. خریداران مشکل‌دار در ملاقات اول هیچ علاقه‌ای به محصولات و خدمات‌تان نشان نمی‌دهند. با این وجود، اگر در ابتدا علاقه‌ای نشان ندادند، احتمالا آن را از شخص دیگری خریده‌اند. به آن‌ها بگویید محصول یا خدمت‌تان چه کمکی به افرادی با شرایط مشابه کرده است. اگر به نفعشان است، اجازه دهید شخصا برای خودشان تصمیم بگیرند.خریدار راحت‌طلب: این خریدار از شرایط موجود راضی است و نیازی به تغییر نمی‌بیند. از آنجا که این افراد هیچ فوریتی برای حل مشکل ندارند، فرصت‌ خوبی برای فروش محصول نیستند.خریدار منفی: این افراد نفرت‌انگیز هستند. فروشندگان را تحقیر می‌کنند و اغلب معتقدند خرید محصول یا خدمت شما هدر دادن پول است. هرگاه فهمیدید با خریدار نوع چهار روبه‌رو هستید، مودبانه گفتگوی فروش را تمام کنید.نهایی کردن فروش: بازی آخراهمیت نهایی کردن فروش در مقایسه با اهمیت اعتمادسازی، تعیین نیازها و ارائه راه‌حل کاهش ‌یافته است. هنوز هم نهایی کردن، آخرین مرحله فروش است. در این قسمت به چند تکنیک محبوب و موثر این کار اشاره می‌کنیم:نهایی کردن با دعوت: ساده، آسان و با وقار است. فروش را به این شکل نهایی کنید: «تاکنون همه‌چیز خوب پیش رفته است؟» اگر مطمئن شدید خریدار هیچ اعتراضی ندارد، او را به خرید دعوت کنید. «اگر چیزی که نشان دادم را دوست دارید، چرا امتحانش نمی‌کنید؟»نهایی کردن با ارائه فرضیه: با این روش ذهن خریدار را از تصمیم خرید به مالکیت محصول و لذت بردن از آن معطوف کنید. بپرسید «آیا تا اینجا از محصول راضی بوده‌اید؟» اگر جواب مثبت داد، بگویید «در گام بعدی باید تایید شما را بگیرم و آن را با شرکت هماهنگ کنم. برنامه‌ریزی اولیه را تا سه روز آینده انجام می‌دهیم و کل سیستم تا آخر ماه نصب و اجرایی می‌شود».نهایی کردن با ارائه جایگزین: این تکنیک برای خریدارانی جذاب است که گزینه‌های متعدد را دوست دارند. با پرسیدن «کدام را ترجیح می‌دهید، الف یا ب؟» فروش را نهایی کنید.  تصمیم خریدار هر چه باشد، فروش انجام می‌شود. سعی کنید دو گزینه ارائه کنید. حتی اگر یک محصول هم ارائه می‌کنید می‌توانید از این تکنیک استفاده کنید. چند گزینه برای روش پرداخت یا ارسال ارائه دهید.

    برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر
  • مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید

    مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید
    ماهنامه دنیای سرمایه گذاری - محمد شفیع پور، کارشناس و مشاور بورس: بورس (Bourse) یک واژه فرانسوی است که در اصطلاح به «کیف پول» گفته می شود. می گویند در اوایل قرن پانزدهم میلادی در شهر بروژ بلژیک مردی به نام «واندر بورس» زندگی می کرده که صرافان شهر در مقابل خانه او به داد و ستد کالا و اوراق بهادار می پرداختند.  همین موضوع باعث شد تا بعدها به مکان هایی که داد و ستد پول، کالا و اسناد مالی و تجاری که در آن صورت می گیرد، بورس بگویند. اکنون قریب به 500 سال از آن دوران گذشته و این سوال مطرح است که «چکونه می توان وارد بازار بورس ایران شد و در آن موفق شد؟»؛ در این مطلب محمد شفیع پور، کارشناس ارشد شرکت سرمایه گذاری سپهر در این باره نظر خود را مطرح کرده است. گفته های او را با هم می خوانیم. آنچه هر سرمایه گذار در قدم نخست ورود به بازار سرمایه باید بدانداگر شما جزو کسانی هستید که به تازگی و در پی واکنش بازار سرمایه به توافق هسته ای و اجرایی شدن برجام و پس از اعلام رشدهای اخیر شاخص بورس از جراید و صدا و سیما به بازار سرمایه علاقه مند شدید و قصد سرمایه گذاری در بازار بورس را در سر می پرورانید باید ابتدا با گام های نخست این فعالیت جدید آشنا شوید.این بازار، جوان و سرشار از هیجان و پتانسیل است، خصوصا پس از لغو تحریم ها و علاقه مندی کشورهای مختلف به گسترش همکاری های خود با ایران، پتانسیل های سودآوری و جهش اقتصادی صدچندان شده است و درواقع کشور آماده جهش اقتصادی است؛ بورس نیز آینه اقتصاد کشور است، پس قدم در راه درستی گذاشته اید! در بازار سرمایه، شما به ازای قبول ریسک بیشتر می توانید شانس کسب درآمدی بیشتر از بهره بانکی (Free risk) را داشته باشید اما باید بدانید که همیشه این ریسک با پاداش همراه نیست و ممکن است شما قسمتی یا حتی در مواردی، همه اصل سرمایه خود را از دست بدهید!پس برای روشن تر شدن واقعیت های بازار بهتر است در کمال فروتنی و بی طرفی با دقت ادامه مطلب را مطالعه کنید. برای برداشتن اولین قدم، نیاز است که شما ساده ترین کار را که هیچ گونه هزینه ای هم ندارد، انجام دهید؛ این کار «اخذ کد معاملاتی» است.شاید بپرسید کد معاملاتی چیست؟ در پاسخ باید بگویم کد معاملاتی، شناسه مختص به هر شخص است که ترکیبی از اعداد و حروف بوده و هر سرمایه گذار به وسیله کد اختصاصی خود معاملات را انجام می دهد. همه معاملات در بازار بورس از طریق کارگزاران انجام می شود، پس می توانید با مراجعه به دفاتر کارگزاری های مختلف اقدام به اخذ کد کنید.ولی سوال بعدی که شاید در ذهن شما ایجاد شود این است که آیا تفاوت می کند به کدام کارگزاری مراجعه کنیم؟ در پاسخ باید بگویم که در ماهیت فعالیت و کارمزدهای معاملات بین کارگزاران تفاوتی وجود ندارد اما بهتر است که کارگزار شما از لحاظ مسافت به شما نزدیک باشد تا در مواقع لزوم برای مراجعه حضوری، دشواری پیش روی شما نباشد.از دیگر مزایای کارگزار خوب ارایه خدمات مختلف شامل تخصیص عرضه های اولیه سهام تازه وارد بورس شده، ارایه خدمات برخط (آنلاین)، ارایه تحلیل های مختلف در سایت کارگزاری که مختص مشتریان کارگزاری است و پاسخ گویی سریع و به موقع به مشکلات یا ابهامات احتمالی ایجادشده در مسیر فعالیت شماست.بعد از اخذ کد معاملاتی مانعی برای خرید و فروش سهام و اوراق های دیگر وجود ندارد اما توصیه می شود افرادی که در این خصوص تجربه مناسب ندارند هرگز براساس توصیه دیگران، شایعات و رفتارهای هیجانی مبادرت به خرید و فروش سهام نکنند!این سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی مانند همه مشاغل دیگر به علم، تجربه و تخصص منحصر به خویش نیاز دارد. اگر قصد فعالیت حرفه ای و بلندمدت در بازار سرمایه داشته باشید بهترین کار مطالعه کتاب های آموزشی و استفاده از کلاس های آموزشی مقدماتی و پس از آن پیشرفته بورس است که به طور پیوسته برگزار می شود و در کنار آن می توان از طریق سایت های سرمایه گذاری مجازی و خرید و فروش های مجازی کم کم با بازار و نوسانات آن آشنا شد. ولی برای افرادی که شاید زمان کافی برای کسب تجربه و آموزش نداشته باشند بهترین کار چیست؟  در پاسخ باید گفت خرید یونیت های سرمایه گذاری (سهام صندوق های سرمایه گذاری) است. شما از این طریق می توانید ریسک خرید و فروش را به شدت کاهش دهید و درواقع سرمایه خود را به افرادی معتبر، دارای ضمانت های کافی و متخصص در زمینه سرمایه گذاری در بازار سرمایه بسپارید. صندوق های سرمایه گذاری با هزینه بسیار اندک با استفاده از نیروهای متخصص پول شما و افراد دیگر را تجمیع و در صنایع مختلف بورس سرمایه گذاری می کنند و به اصطلاح سبد سهام (پرتفوی) تشکیل می دهند، صندوق ها انواع مختلفی دارند که می توان برای مطالعه و مقایسه آن ها از سایت rasamfunds.ir یا fipiran.com استفاده کرد.از انواع صندوق های سرمایه گذاری می توان به صندوق های با درآمد ثابت، مختلط، سهامی، بازار گردانی و... نام برد که بسته به نوع فعالیت درجه ریسک ها متفاوتی دارند.در مرحله بعد استفاده از خدمات شرکت های مشاور سرمایه گذاری یا سبدگردانی که دارای مجوز رسمی از سازمان بورس و اوراق بهادار هستند نیز می تواند برای اشخاص جذاب باشد، این شرکت ها با استفاده از نیروهای متخصص و زبده در امر سرمایه گذاری در بازار سرمایه می توانند کمک خوبی برای سرمایه گذاران در امر مدیریت سرمایه خویش باشند از آنجا که تحت نظارت مستمر سازمان بورس هستند، امکان سوخت شدن سرمایه شما به حداقل می رسد.ولی اگر با همه این تفاسیر باز علاقه مند به حضور مستقیم خود در بازار سرمایه باشید به شما توصیه می شود پس از کسب اطلاعات زمینه ای و آشنایی با ماهیت فعالیت شرکت ها و نیز شیوه خرید و فروش سهام در ساعت مجاز معاملاتی (9 تا 12:30) از طریق مراجعه حضوری به کارگزار یا ارسال درخواست اینترنتی اقدام به خرید مبلغ اندکی سهام از شرکت های صنایع مختلف کنید. قطعا تنوع در سبد سهام ریسک سرمایه گذاری شما را تا حد زیادی کاهش می دهد و می توان با آرامش بیشتر با محیط بازار آشنا شد و گام به گام تجربه را افزود.از جمله سایت های معتبر tsetmc.com محسوب می شود که مرجع رسمی اعلام قیمت ها و آخرین تحولات سهام شرکت ها است. شما از طریق این درگاه می توانید تحولات قیمتی سهام مورد نظر خود را در لحظه مشاهده کنید.از جمله نکات مهم که باید همواره به آن توجه کرد این است که بورس همیشه در اوج نیست و باید در این سرمایه گذاری صبور بود، پس توصیه اکید می شود که هرگز با پولی که در کوتاه مدت به آن نیاز دارید وارد بورس نشوید، چون امکان آن هست که در دوره رکود با بسته بودن نماد معاملاتی نتوانید به موقع فروش سهام را انجام دهید و ضررهای جبران ناپذیری متحمل شوید.نکته مهم بعدی توجه به حفظ اصل سرمایه شماست، همیشه این نکته را در نظر داشته باشیم که حفظ سرمایه شرط اول در معاملات اوراق بهادار است.اگر این شرط را مدنظر داشته باشید، فرصت های کسب سود همواره ایجاد می شوند پس به هیچ وجه نباید بی گدار به آب زد و خریدهای احساسی انجام داد.سرمایه گذاران در سهام شرکت ها به دو طریق کسب سود می کنند: نخست سودهای نقدی که در پایان سال مالی در مجامع عمومی شرکت ها تقسیم می شود و به حساب سهامداران واریز می شود و دوم از ما به التفاوت بهای خرید سهام و فروش آن.  بهترین خریدها خصوص برای افراد آماتور خرید از سهام شرکت های دارای سود نقدی مناسب (سهام با نسبتP  بر E پایین) و از سهام شرکت های بزرگ با شفافیت بیشتر و ریسک کمتر است، اصولا این شرکت ها شاید سرعت رشد در کوتاه مدت بالایی نداشته باشند اما به سرمایه گذاران همواره سود معقولی می رسانند. اگر باز هم علاقه مند به کاهش بیشتر ریسک خود باشید، می توانید از اوراق مشارکت با درآمد ثابت یا اوراق خزانه اسلامی یا اوراق اجراه در سبد سهام خود استفاده کنید که دارای مبلغ مشخصی بهره ماهانه هستند که در پایان هر دوره به حساب دارندگان اوراق واریز می شود. این اوراق دارای ضامن معتبر هستند و ریسک عدم پرداخت به موقع بهره (نکول) نزدیک به صفر می شود.ابزارهای نوین مالی نظیر اوراق فوق که برای تامین مالی شرکت های مختلف و مطابق با اصول اسلامی به صورت متنوعی طراحی شده اند از جمله تازه واردهای بازار سرمایه اند که عمر نسبتا کمی دارند اما جایگزین خوبی برای پول های سپرده شده در بانک ها هستند و می توانند باعث رونق اقتصادی و صنعتی کشور شوند.به هر حال مطابق پیش بینی صندوق جهانی پول، ایران در سال 1395 توانایی رشد بالای اقتصادی را دارد و قطعا این رشد در گام نخست می تواند خود را در بازار بورس اوراق بهادار نشان دهد. همواره بورس به دلیل ارزش انتظاری که از وقایع آینده در خود می بیند، در رشدها و سقوط ها پیشگام است. پس می توان رشد اخیر را دنباله دار و امیدوارکننده دانست و با سرمایه گذاری به موقع از این پتانسیل نهایت بهره را برد.

    مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید
  • 40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری

    40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری
    وب‌سایت پنجره خلاقیت: ایده‌های تجاری یکی از با ارزش‌ ترین منابعی هستند که شما به عنوان یک کارآفرین باید برای کسب‌ و‌ کار کوچک خود تدارک ببینید. شما همیشه به آن‎ها نیاز خواهید داشت.ایده‌های تجاری عالی این قدرت را دارند که بین کسب و کارهای موفق، ناموفق و معمولی تمایز ایجاد می‌کنند.اگر شما چنین ایده‌هایی دارید، می‌توانید روی اعمال آن‎ها کار کنید، دنیا را تغییر دهید و آینده بهتری برای همه ایجاد کنید… اما اگر ایده‌ای ندارید، تا مدت‌ها در همین سطحی که هستید خواهید ماند و بعد از مدتی خواهید دید که کسب‌و‌کارتان منسوخ شده و از رده خارج می‌شود.به همین دلیل در این یادداشت می‌خواهیم چهل روش برای ایده‌پردازی تجاری معرفی کنیم. مهم نیست که شما می‌خواهید کسب‌ و‌ کار جدیدی ایجاد کنید یا تجارت فعلی‌تان را گسترده‌تر کنید؛ شما همواره می‌توانید از این روش‌ها برای ایجاد ایده‌هایی کمک بگیرید که به وضع شغلی‌تان کمک زیادی کند.  1. از بازار هدف خود و خواسته ها، نیازها و اهداف آن‎ها بیشتر بدانید.2. در زمان ایده‌پردازی جایی را انتخاب کنید که خلاقیت‎تان در بیشترین سطح خود قرار بگیرد. چون مهم‌ترین عامل در جلسه ایده‌پردازی داشتن سطح بالایی از خلاقیت است.3. در طول جلسه ایده‌پردازی ذهنی باز و روشن داشته باشید و از تعصبات گوناگون شخصی دوری کنید.4. سر و صدا ایجاد کنید و ایده‌تان را به دیگران اعلام کنید. نگذارید ایده‎تان در گوشه‌ای از ذهن‎تان انبار شود.5. همیشه یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا ایده‌ای را از یاد نبرید. شاید حتی احمقانه‌ترین ایده‌های حال حاضر به بهترین ایده‌های آینده تبدیل شوند.6. افراد قابل اعتماد و خلاق زیادی را در جلسه ایده‌پردازی گرد هم آورید.7. از نمایشگاه‌های مرتبط با صنعت خود بازدید کنید. ایده‌های مختلف و زیادی را می‌توانید از نمایشگاه‌ها به دست آورید.8. سفر کنید تا خلاقیت خود را افزایش دهید و نگرش جدیدی نسبت به اطراف خود کسب کنید. سفر منبع با ارزشی از ایده‌های تجاری گوناگون است.9. به الگوی تجاری خود نگاهی بیندازید تا به ضعف‎ها، کمبود‌ها و ایده‌های جدید برای پیشرفت دست یابید.10. ایده‌های بد را دور نریزید؛ شاید بتوانید با متضاد ساختن آن‎ها ایده‌های خوبی به دست آورید.11. دیدگاه خود را توسعه دهید تا ایده‌های بهتری به ذهن‎تان خطور کند.12. از فکر زیاد بپرهیزید؛ چون باعث کاهش خلاقیت و حس فانتزی شما می‌شود. خلاقیت برای ایجاد ایده‌های خوب و منحصربه فرد ضروری‎ست.13.همیشه از خود بپرسید که چگونه می‌توانید نسبت به دیگران متمایز و متفاوت باشید.14. هر ایده، فعالیت یا عملی که می‌خواهید انجام دهید به خواسته شما بستگی دارد. شما چه می‌خواهید؟15. به غول‌های صنعت خود نگاه کنید و برخی ویژگی‌های آن‎ها را در شرکت خود اعمال کنید.16. به صنایع دیگر نیز توجه کنید و ایده‌های خلاقانه آن‎ها را بیاموزید.17. یک تیم خوب انتخاب کنید تا قدرت ایده‌پردازی‌تان افزایش یابد.18. کمک یا نظرات دیگران را جویا شوید. هیچ‎گاه خود را باهوش‌ترین فرد ندانید و فکر نکنید که هیچ مشکلی ندارید. زمانی که در جلسه ایده‌پردازی هستید، بهتر است کمک و نظر افراد دیگر را نیز جویا شوید تا در نهایت بهترین ایده انتخاب شود.19. اجتماعی باشید. هرچقدر بیشتر به مردم نزدیک شوید، ایده‌های بهتری به دست خواهید آورد.20. خود را لحظه‌ای جای مشتری آینده‌تان بگذارید و نیازهای او را بررسی کنید. با این کار منبع فوق العاده با ارزشی از ایده‌های تجاری به دست خواهید آورد.21. همیشه به مشتریان، رقبا و تامین‎کنندگان بالقوه خود خوب گوش کنید.22. به اطراف خود نگاه کنید و در مورد اتفاقاتی که در حول و حوش کسب‌و‌کارجدید یا فعلی شما می‌افتد، اطلاعات کسب کنید.23. کتاب زیاد بخوانید تا اطلاعات و ایده‌های با کیفیتی به دست آورید.24. در اینترنت جست‎وجو کنید. چون یکی از سریع‌ترین راه‌های دسترسی به ایده‌های تجاری متفاوت اینترنت است.25. اشتباهات ممکن را پیش‎بینی کنید تا بتوانید آن‎ها را از قبل رفع کنید.26. با خواندن مطالب انگیزشی، به خود انگیزه بدهید. روش‌های متفاوت انگیزه بخشی به خود را جستجو و پیدا کنید تا خود را بیشتر به جلو بکشید.27. گذشته را فراموش کنید و به آینده بنگرید. اشتباه نکنید و در جلسه ایده‌پردازی به گذشته تان نیندیشید. حداقل در آن جلسه به آینده نظر کنید. چون فکر به گذشته از خلاقیت شما می‌کاهد.28. به حواشی شغلی‌تان توجه داشته باشید.29. آرامش جسمی و روحی داشته باشید تا خلاقیت خود را افزایش دهید. بنابراین گاهی از کار دست بکشید و به خود آرامش هدیه دهید تا ایده‌های بهتری به ذهن‎تان جاری شود.30. الهام‎بخش خود باشید. کشف کنید که چه چیزهایی باعث الهام‎بخشی به شما می‌شوند.31. استراحت کنید. خستگی باعث کاهش خلاقیت شما می‌شود. بنابراین زمانی که استراحت نکرده‎اید، به ایده‌پردازی مشغول نشوید.32. آگهی‌های تبلیغاتی صنعت خود را با دقت دنبال کنید تا متوجه شوید که رقبا روی چه مسائلی تاکید دارند. هر نوع آگهی تبلیغاتی منبع با ارزشی از ایده‌های تجاری بالقوه محسوب می‌شود.33. در طول جلسه ایده‌پردازی با همکاران خود احساس همکاری و همکوشی داشته باشید.34. مسخره‌ترین ایده‌ها را بنویسید. در ایده‌پردازی هیچ محدودیتی وجود ندارد.35. از تنهایی بپرهیزید. گاهی اوقات در تنهایی می‌توان ایده‌های خوبی پرورش داد اما تنهایی بیش از حد به حالت افسردگی می‌انجامد و باعث نابودی خلاقیت وجودی شما خواهد شد.36. از افراد منفی‎باف دوری کنید. چون تاثیر بدی روی کسب‌و‌کارشما خواهند گذاشت.37. زیبا‌ترین تصویر ذهنی‌تان را با دیگران به اشتراک بگذارید. هر تصویر ذهنی را که دارید، می‌توان ارتقا داد و به سر انجام رساند؛ بنابراین بهترین آن را انتخاب کنید.38. از گوگل بپرسید! گوگل بزرگ‎ترین پایگاه داده و ایده‌های تجاری موجود در دنیاست.39. در هنگام ایده‌پردازی به غلط‌های دیکته و گرامری توجه نکنید. فقط ایده‌ها را بنویسید.40.در جلسه ایده‌پردازی آن‎چه در سیستم آموزشی آموخته‎اید، از قبیل قوانین، روندها و مسوولیت‌ها را به فراموشی بسپارید؛ چون در این جلسه به آن‎ها نیازی نیست.

    40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری
  • فرهنگ کسب و کار در آرژانتین

    فرهنگ کسب و کار در آرژانتین
    روزنامه دنیای اقتصاد - کوشان غلامی: در این مطلب مهم ترین نکات پیرامون فرهنگ کسب و کار در آرژانتین را آورده ایم.   1. هرچند آرژانتین با مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیادی دست به گریبان بوده است؛ اما اکنون می‌توان‌ این کشور را در زمره کشور‌هایی با پتانسیل‌های وسیع برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و خبره محسوب کرد.2. پیشینه تاریخی، فضای زمانی بلندمدت را برای مردمان آرژانتین مبهم کرده است. بنا بر‌این بهترین گزینه برای آنها تمرکز بر اهداف کوتاه مدت و زود بازده است.3. آرژانتینی‌ها به شدت به موقعیت و شأن اجتماعی افراد بها می‌دهند و‌این بر بینش آن‌ها در ساختار‌های تجاری و سازمانی سایه می‌افکند.4. گمان نکنید که چارت‌های سازمانی لزوما بیانگر ساختار واقعی سازمان‌ها هستند. شبکه‌های پیچیده ارتباطی غالبا قادر به تغییر معیار‌ها و هنجار‌ها هستند؛ و قدرت لزوما به تمامی‌ در اختیار شخصی که اسما در جایگاه قدرت قرار دارد، نیست.5. قبلا اطمینان حاصل کنید که با تصمیم گیرنده واقعی طرف هستید، نه شخصی که احتمال می‌رود در جایگاه تصمیم گیری باشد.6. از مدیران انتظار می‌رود پرستیژ مدیریت داشته باشند. قاطعیت و ابلاغ دستور‌العمل‌های شفاف و صریح، ارکان مورد احترام مدیریت هستند.7. بین مدیران و کارکنان، پیوندهای بسیار نزدیکی برقرار می‌شود. از مدیران انتظار می‌رود به علایق و سطح رفاه کارکنان توجه ویژه داشته باشد.8. ارتباطات شفاهی و حضوری به مراتب مهم تر از ارتباطات مکتوب هستند. برای انتقال یک پیام به صرف فرستادن ‌ایمیل اکتفا نکنید. از تماس‌های تلفنی و تشکیل جلسات هم بهره ببرید.9. بین زمان تعیین موعد جلسه و زمان تشکیل جلسه نمی‌توان فاصله زیادی انداخت. اگر زمان تشکیل جلسه‌ای را بر اساس مطالعه و تحلیل و با لحاظ کردن جزئیات تعیین کردید و جلسه در زمانی پیش از موعد تشکیل شد.10. آمادگی آغاز جلسات با انبوهی از محاورات روزمره را داشته باشید. به خاطر داشته باشید. در جریان باشید که ‌این بخش، یک عنصر مهم در جلسات است. صبور باشید، سعی نکنید روند‌این گفت‌وگوهای پیش از جلسه را به شکل تحمیلی تسریع کنید.11. احتمال ‌اینکه افراد با پیش‌آمادگی در جلسات حاضر شوند بسیار کم است. انعطاف فکری و عملی جایگاه بسیار ممتازی دارد.12. آرژانتینی‌ها نسبت به بسیاری از ساکنان کشور‌های آمریکای جنوبی، به مدیریت زمان اهمیت بیشتری می‌دهند. اما‌این بدان معنا نیست که جلسات دقیقا راس ساعت مقرر آغاز شده و پایان می‌یابند.13. سطح عمومی‌آشنایی با زبان انگلیسی مطلوب است و بسیاری از افراد‌ ایتالیایی و آلمانی را هم روان صحبت می‌کنند.14. مباحثه آزاد و مستقیم، مورد توجه است و شما می‌بایست عقاید خود را با تأکید و تحکم بیان کنید. البته توجه داشته باشید در صورتی که امکان منازعه و تنش شدید وجود داشته باشد، نباید از‌این رویکرد در بحث استفاده کنید. اهمیت روابط فردی را ملکه ذهن کنید و هرگز کاری نکنید که روابط حسنه شما به خطر بیفتد.15. آمادگی تشکیل جلساتی پر سر و صدا و پر تنش را داشته باشید که در آن چندین نفر همزمان با هم اظهار نظر و مرتبا صحبت یکدیگر را قطع می‌کنند. در جلسات، استفاده از ژست‌های فیزیکی و زبان بدن مبالغه‌آمیز به وفور مشاهده می‌شود.16. استفاده از نام خانوادگی برای خطاب کردن اشخاص، رایج است.‌ این شیوه مخاطب قرار دادن بیش از آنکه نشانه رسمیت باشد، نشانگر احترام ا ست.17. از افرادی که هنگام صحبت بیش از اندازه به شما نزدیک می‌شوند یا به شکل نامتعارفی از ارتباطات چشمی‌ استفاده می‌کنند، کناره نگیرید.‌ این شیوه رفتار در آرژانتین عادی است و نباید رفتاری تهدید آمیز یا خصمانه تلقی شود.18. از خانم‌های خارجی در آرژانتین با کمال احترام و ادب استقبال می‌شود. هر چند احتمال ‌اینکه در هیات‌های تجاری طرف آرژانتینی، زنان در رده‌های بالای مدیریتی مشاهده شوند، بسیار اندک است.19. از پوشاک شیک، ولی موقر و سنگین استفاده کنید؛ چرا که قضاوتی که راجع به شما می‌شود تا حدی به پوشش شما بستگی دارد.20. از بحث پیرامون موضوعاتی چون مشکلات سیاسی، سطح فقر در آمریکای جنوبی، یا تاریخچه جزیره فالکلند (مالویناس) بپرهیزید.

    فرهنگ کسب و کار در آرژانتین
  • رازهای موفقیت در کسب و کار ایران

    رازهای موفقیت در کسب و کار ایران
    فصلنامه همشهری اقتصاد - مرتضی گلپور، فهیمه اکبری صحت:الزامات یک کسب و کار خانوادگی قوام و دوام یک کسب و کار از ایجادش مهم تر است. راه اندازی کسب و کاری که زود به پایان خودش برسد مطلوب نیست. یک کسب و کار خوب باید پایدار و مانا باشد. مطالعات نشان  می دهد کسب و کاری که بتواند روی کمک خانواده پیش برود از شانس ماندگاری بیشتری برخوردار است. این البته به قوانین انتقال ثروت و ارث در یک جامعه نیز ارتباط پیدا می کند؛ یعنی در جامعه ای که ثبات قانونی بیشتر و همچنین حدود مالکیت متقن تری وجود داشته باشد، ضریب انتقال ثروت از نسلی به نسلی دیگر راحت تر انجام می شود.  مزیت ایجاد یک کسب و کار خانوادگی تداوم و انتقال تجربه و دانش و ثروت از نسلی به نسل دیگر است. این تداوم ضامن ادامه مشاغل مرتبط نیز است. به این معنا که شاغلان، امنیت شغلی بیشتری در طول زمان دارند و خود این مساله ثابت اجتماعی را تقویت و رفاه خانوار را افزایش می دهد. کسب و کارهای خانوادگی چه در ایران و چه در جهان اهمیت خاصی دارند. درصد قابل توجهی از کسب و کارهای موفق در دنیا در زمره کسب و کارهای خانوادگی به شمار می آیند.  بسیاری از برندها و شرکت های معروف ایران و جهان را می توان در این دایره ارزیابی کرد، اما آن چه مهم است روش های انتقال مدیریت در این مجموعه هاست. مطالعات همچنین نشان داده تداوم مدیریتی در انتقال یک شرکت از نسلی به نسل دیگر لزوما به معنای امتداد موفقیت های نسل پیشین نیست، چه بسا که یک مجموعه موفق اقتصادی وقتی به نسل بعدی از همان خانواده منتقل می شود نتواند به دستاوردهای قابل توجهی دست یابد. گاهی اقتضا می کند در عین نبودن افراد و اشخاصی از خانواده یک کارآفرین برای ادامه مسیر موسس، مدیریت و نه مالکیت یک بنگاه بزرگ و مهم به گروه دیگری واگذار شود تا بتواند به رونق بخشی فضای کسب و کار ادامه دهد.   تهدید احتمالی یک کسب  و کار خانوادگی عدم نوآوری و به روز شدن آن است. فرقی نمی کند در نسل چندم باشد، ایستایی و نشناختن نیازهای نسل تازه و استفاده کردن از روش ها و اسلوب قدیمی در دنیای جدید نمی تواند پاسخگوی نیازهای ابه شدت مختلف مشتری های جدید باشد. درواقع نسل جدید، مشتری های جدیدی هم دارد و به تبع آن خواسته های تازه ای هم از راه می رسد پس باید همراستا با جهان تازه کسب و کارهای خود را بازیابی بکنند.در ایران تاریخ مند بودن یک کسب و کار مهم است. تلقی جامعه کوتاه مدت در کسب و کار نشانه خوبی برای تداوم یک فرایند اقتصادی نیست. شرایط تازه دنیای جدید اقتضا می کند که ثبات در کسب و کارها بیشتر و بیشتر شود تا نسل های آینده بتوانند به انباشت ثروت و معرفت (دانش) دست یابند. مطالعه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که انباشت ثروت و دانش از الزامات مهم و بنیادی روند رو به رشد پیشرفت های اجتماعی محسوب می شود.درماندگی آموخته شده کارآفرینان ایرانیآسانسور موفقیت متوقف شده، پلکانی حرکت کنید/ ما نیاز به خوش بینی نهادینه شده داریم/ بزرگ ترین کسانی که به اقتصاد کشور ضربه می زنند کسانی هستند که بخواهند ناامیدی در مردم ایجاد کنند/ در مدارس ما تیزهوش پرورش داده نمی شود سخت کوش پرورش داده می شود/ نظام آموزشی باید به سمت عشق کوشی برود/ راه موفقیت کسب و کار، استقامت و عشق کوشی است/ نمره بیست مدرسه بیست زندگی نیست/ اولین قسمتی که در نظام آموزشی ما جای خالی آن احساس می شود مهارت های زندگی است/ اگر جوانان ما به هوش هیجانی مجهز شوند کل سیستم سلامت روان کشور را تحت شعاع قرار می دهند/ کار پشت میزنشینی برای کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.افراد موفق بی درنگ شروع به کار می کنند. آن ها خودشان را به کندی و جمود نمی رسانند بلکه هرچه بیشتر به شتاب و سرعت فکر می کنند. آن ها پس از تعیین اهداف شان خیلی سریع دست به کار می شوند، زیرا آن ها به قدرت لحظه ای پی می برند. موفقیت رازی است که عده ای مسیر آن را به درستی پیدا می کنند و عده ای هم در پیچ و خم آن می مانند. دکتر «احمد حلت» چهره نام آشنای عرصه موفقیت و مدیرمسئول مجله «موفقیت» در گفت و گویی از رازهای موفقیت در مسیر کسب و کار می گوید.اقتصاد کشور بیش از آن که به نفت و انرژی نیاز داشته باشد به انگیزه نیروی انسانی نیاز دارد. فقر انگیزه در زمینه اقتصادی کشور بیداد می کند. انگیزه در اقتصاد کشور نسبت به پتانسیل بسیار اندک است. انگیزه ملی از چاه نفت هم برای کشور مهم تر است. سال ها در این حوزه تلاش می کنید تا به دیگران بگویید که این انگیزه چرا مهم است و چه تاثیری می تواند روی کسب و کار داشته باشد؟ چگونه می شود «انگیزه ثروت آفرینی» را در جامعه تقویت کرد؟  متاسفانه در جامعه ما مشکل سیستماتیکی وجود دارد و آن دیده نشدن افراد باانگیزه، صاحب فکر و ایده است. ما با یک گروه نخبگان طرف هستیم. نخبگانی که در راس قدرت هستند. این گروه از نخبگان دایره خودی و ناخودی عجیبی را تشکیل داده اند. یکی از علت های موفقیت همه نظام ها در جهان دیدن همه ظرفیت ها و استعدادهاست. باید با بهره گیری از افراد باانگیزه از همه ظرفیت های آن ها استفاده کنیم. باید انسان هایی را که در دانشگاه ها و در دنیای اطلاعات، تئوری و اندیشه هستند، وارد عرصه فعالیت کنیم. این وظیفه سیاستمداران است که این گروه ها را با عشق و مهر تبدیل به منبعی از انرژی کنند.  باید اتاق فکری متشکل از این افراد باانگیزه و بااستعداد ایجاد شود تا همه نخبگان از همه اقشار، دور هم بنشینند و نتایج و خروجی این اتاق فکر، اندیشه ها و الگوهای نخبگان کشوری باشد. بدون شک یک فکر کوچک مسیر اقتصاد کشور را متحول می کند. اگر آتش شوق در افراد بااستعداد شعله شود بدون شک  مسیری را تعیین می کنند که به موفقیت می رسند و این موفقیت تاثیر مستقیمی روی عملکرد و کل سیستم اقتصادی کشور به خصوص در حوزه کارآفرینی دارد. اجازه بدهید مثالی را ذکر کنم. دکتر «مارتین سلیگمن» یک روان شناس مثبت گراست. او یک آکواریوم گذاشت و ماهی های گوشت خوار داخل آن ریخت و به مدت پنج روز پیاپی به ماهی ها گوشت می داد و آن ها می خوردند. روز ششم یک دیوار شیشه ای وسط آکواریوم قرار داد ماهی ها حمله کردند غذا بخورند، اما سرشان به شیشه خورد این موضوع چهار روز ادامه داشت. او روز پنجم شیشه را برداشت و غذا را ریخت، اما ماهی ما دیگر به سمت غذا حرکت نکردند. اصطلاح روان شناختی این موضوع «درماندگی آموخته شده» است.  حال باید توجه داشت که کارآفرینان کشور، مردم و فعالان اقتصادی هم دچار درماندگی آموخته شده هستند؛ یعنی متاسفانه همه بازار کشور تحت تاثیر این ضربات هستند. ما در برابر این موضوع نیاز به خوش بینی نهادینه شده داریم. این خوش بینی درون چشم های مردم دیده می شود. تمام مردم کشور دوست دارند اقتصاد کشور بچرخد.درماندگی آموخته شده را چگونه می توان برطرف کرد؟ شعار دولت شعار زیبایی است. با تدبیر و امید می توان درماندگی آموخته شده را درمان کرد.چگونه؟ باید نخبگان کشور احساس امنیت کنند. اولین بحث من ثبات اقتصادی، تک نرخی کردن ارز و امنیت سرمایه گذاری است که باید اتفاق بیفتد. تک نرخی کردن دلار امنیت برای فعالان اقتصادی ایجاد می کند که من به عنوان یک تولیدکننده بدانم امیدی هست و همه چیز منظم است و یک سال برنامه ریزی کنم. نباید با روان مردم و فعالان اقتصادی بازی کنند. وای بر کسانی که با روان مردم بازی می کنند. وای بر کسانی که ظلم می کنند بر اقتصاد کشور وخود کشور.  بزرگ ترین کسانی که به اقتصاد کشور ضربه می زنند کسانی هستند که بخواهند ناامیدی در مردم ایجاد کنند و بخواهند کاری کنند که گروه خودشان برنده شود. گروه های سیاسی کشور نباید یکدیگر را تخریب کنند. ناامیدکردن کسانی که در کشور چرخ اقتصاد را می چرخانند بزرگ ترین ظلم است.  اگر اذیت نکنند و موج منفی ایجاد نشود دولت می تواند تدبیر کند و امید ایجاد کند. امنیت روانی را به فعالان اقتصادی بازگردان. در بازار مسکن امید را نمی بینیم. الان 90 درصد پول مردم در بانک ها پس انداز است و باقی مانده هم هیچ حرکتی نمی کند. من هم اگر احساس امنیت بکنم آرامشی را که دریافت می کنم به کشور و به جامعه باز می گردانم. امروز جامه ما بیش از هر چیزی نیاز به آرامش دارد.   آیا سیاست گذاری های غلط سیاست گذاران ما باعث می شود که کارآفرینان دچار این مشکلات شوند؟ راه حل برون رفت از این بحران چیست؟ راه آن ایجاد ثبات در سیاست گذاری سیاست گذاران است که موجب اعتمادبخشی به کارآفرینان می شود. من به آینده ایران امیدوارم. در این عرصه رشد و ترقی می بینم و می دانم که بسیار پیشرفت خواهیم کرد. ایران کشور بزرگی است و ما باید کارهای بزرگی انجام دهیم، اما بازگردیم به بحث شما. سیستم نظام آموزشی غلطی داریم. به کشور انگلستان نگاه کنید. در کشور ما همه مدرسه ها معمولی اند و ما 5 درصد مدرسه نخبگان داریم. در این مدرسه ها نیز همه کلی انرژی صرف می شود تا بچه ها را در جهتی که می خواهند، تربیت و آموزش دهند، اما با تب کنکور و انرژی های منفی تحصیلی بهترین روزهای دانش آموزان را نابود می کنند. باید این تب آرام شود. سیستم نظام آموزشی باید تغییر نگرش بدهد به خصوص مشق موفقیت داشته باشد. مشق موفقیت یک پیام دارد و آن این است که آقایان و خانم ها آسانسور موفقیت متوقف شده و ما پلکان موفقیت داریم. این را همه باید بفهمند. بحث این است که عادت کردیم به جایگاه خود و خواستار تغییر و تحول نیستیم. انرژی درون باید آزاد شود. هر کسی انرژی منحصر به فردی دارد؛ مانند اثر انگشت خود، هر کس یک کاری بلد است. رسالت خود را پیدا کنیم. دانش آموزان ما رسالت خود را نمی دانند که چیست. رسالت و ماموریت که پیدا شد بقیه قابل حل است. حالا باید از پله اول آغاز کند. هرکسی عاشق هر کاری هست از مراحل اولیه آن شغل کارکردن را استارت بزند. زمانی برای سخنرانی برای معلمان رفته بودم. معلم ورزشی با ناامیدی گفت که کاری از دست او بر نمی آید. به او گفتم می تواند کاری بکند؛ «برو در یک سالن ورزشی استخدام شو». او به صورت پلکانی از یک سالن شروع کرد و مقدمات کار را آموخت. او در حال حاضر سه مجموعه ورزشی دارد. از یک کار کوچک شروع کرد و مسیر درست را پیدا کرد و در حال حاضر به موفقیت رسیده است. از هر هزار نفری که به سمت قله های موفقیت حرکت می کنند پنج نفر به قله می رسند. آن پنج نفر آتش اشتیاق درون شان شعله ور است. آن ها باور کرده اند که می توانند تاثیرگذار باشند و با جان خود کار کنند.از نظر روان شناسی چرا میزان موفقیت کم است؛ 5 تا 10 درصد رقم قابل توجهی نیست؟اعتقاد من این است که انسان ها توانایی هایی درون خود دارند که بسیار بسیار عجیب است. انسان ها تا پایان عمرشان متاسفانه نقطه هدف و رسالت خود را پیدا نمی کنند.  در بسیاری از سمینارها از افراد مختلف سوال می کنم که اگر به 10 سال آینده برویم شغل شما چیست؟ در بسیاری از مواقع افراد می گویند نمی دانیم! فقط از هزار نفر نهایتا 10 نفر دست شان را بالا می برند. در همه جای دنیا یک بی هدفی در ذات همه انسان ها وجود دارد. اما یک چیز بالاتر از این هاست و آن این که اگر ما همه وجود خود را یک خواستن کنیم به آن می رسیم.  جوانان باید قبل از هر چیز رسالت خود را پیدا کنند و با تمام وجود به سمت آن یورش ببرند. به دنبال پول مطلق نباشند، پول خودش می آید. باید به دنبال بهترین بودن برویم. من قول شرف می دهم که موفق می شویم.چطور می توان به سمت موفقیت یورش برد؟ اگر آن شوق و آتش اشتیاق وجود داشته باشد موفقیت به دست می آید. چند وقت پیش در سمینار برای مدیران و کارآفرینان کشور صحبت می کردم، به آن ها گفتم گوسفند زندگی تان را قربانی کنید. از کارآفرینان خواهش کردم که کسب و کار خود را امشب قربانی کنید به این دلیل این حرف را به آن ها زدم که آن 500 تا 1000 کارآفرینی که آنجا بودند جزو باهوش های جامعه بودند. به آن ها گفتم تصور کنید که از امشب دیگر کسب و کار خود را ندارید از فردا اقدام به چه کاری خواهید کرد. چند نفر از اعضای حاضر در سمینار پس از پایان مراسم از تحول درونی خود و خوساتن برای تغییر با من صحبت کردند. عده از آن ها می گفتند مسیر ما دچار تغییر شد که چند کسب و کار جدید هم آغازکردیم. یک فرصت کارآفرینی دیگر ایجاد کردند. اگر یک کارآفرین تصور کند که کسب و کار خوبی ندارد نباید به پایان یافتن دنیا فکر کند. باید از نو شروع کند. اگر فردی براساس قابلیت های خود به جایی رسیده باشد بی شک باز هم می تواند از صفر شروع کند و پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. منظور از قربانی کردن گوسفند این است که کارآفرین می تواند با تفویض اختیار به فرد دیگری، کسب و کار خود را به او بسپارد و کسب و کار تازه ای را شروع کند.حسن این کار چیست؟ کسانی که باهوش و توانمند هستند و از نظر اقتصادی مسیر پرتلاطمی را با موفقیت پشت سر گذاشته اند می دانند سرانجام کار چیست و می توانند فرصت های شغلی بیشتری را ایجاد کنند. باید از خودمان بپرسیم که برای چه کاری در این دنیا ساخته شده ایم، وقتی جواب را یافتید به پول فکر نکنید فقط شعار بهترین یا اولین را در ذهن داشته باشید؛ یعنی آن چیزی را که در ذهن داری، بهترین خودت باش. باید بدانیم که راه سنگلاخ دارد. در انسان های موفق ما فقط ظاهر را می بینیم در حالی که درون و مسیر موفقیت چیز دیگری است.  شکست هایی که یک انسان موفق خورده یا رنج هایی که برده و تمام عمری که داده و موی سفیدی که داده همه رنج شیرینی ای بود که او را به سمت موفقیت کشیده است.  مدارس کشور ما تیزهوشان نیست سخت کوشان است. در مدارس ما تیزهوش پرورش داده نمی شود. بچه های ما همه توانایی تیزهوشی را دارند. بچه ها در این مدارس با تمرین آزمون های متعددی سخت کوش می شوند نه تیزهوش، اما عشق کوشان مد نظر است. باید از فضای آموزشی لذت ببرند. من وقتی سخنرانی می کنم از مخاطبان خود لذت می برم. باید فضای آموزشی به سمت عشق کوشی حرکت کند.   فکر می کنید اساسی ترین مشکل کارآفرینان ما چیست؟ کارآفرینان ما دچار درماندگی آموخته شده اند. حداقل در 10 سال گذشته بحران پشت بحران آن ها را با مشکل مواجه کرده است. دو گروه کارآفرین داریم؛ یکی موفق ها و دیگری ناموفق ها. به گروه های موفق می گوییم که گوسفندشان را قربانی کنند، اما آن هایی که موفق نیستند و دچار بحران شده اند باید یاد بگیرند از دل رنج ها نتیجه مثبت بگیرند. کارآفرینان ما باید فولاد آب دیده باشند. باید طاقت بیاورند. کسانی که طاقت آتش را ندارند از دور خارج می شوند، اما کسانی که طاقت آورده اند، قوی می شوند و وارد دوره فعالیت می شوند.  راه موفقیت و کسب و کار، استقامت و عشق کوشی است. عشق کوشی یعنی این که وقتی صبح از خواب بیدار می شویم مانند همه بزرگان جهان که غرق در ار و عاشق کارشان هستند، غرق در کار و عاشق کارمان باشیم. حتی اگر دیگران آن را نبینند. اگر این انسان عاشق کمی اندیشه و رسالت چاشنی کار خود کند صددرصد موفق می شود.  در همه بزرگان موفق در جهان یک چیز ثابت وجود دارد، مدل موفقیت همه آن ها این است که جان شان برای کار است. حتی اگر یک حادثه همه کسب و کارش را از او بگیرد دوباره همه چیز را از نو می سازد.به نکته آموزشی ای اشاره کردید که بسیاری از خانواده ها به شکل سنتی در نظام اجتماعی ما بچه های خود را به تیزهوشان می فرستند تا آن ها موفق شوند و یک الگوی هم برای موفقیت طراحی شده است که بهط ور عام در جامعه پذیرفته شده که کسی که در کنکور بتواند تست بزند موفق است، بعد از این دانش آموزان به سمت کسب و کارهای یمانند مهندسی، پزشکی و... می روند.  به نظر می رسد این نگرش خطری برای بازار ایجاد می کند که اگر قرار باشد که این را به شکل نسبی تصور کنیم یک نوع ضریب هوشی در جامعه را تحت شعاع قرار می دهد و آن کسی که به بازار می رود فاقد علم و دانش و تخصص می شود و کم کم دو تا قشر خواهیم داشت که اولی تحصیل کرده و دیگری قشری که تحصیل نکرده و زحمت کشیده و کار کرده است. ادامه این روند می شود این که آدم های تیزهوش می آیند و برای آدم های معمولی کار می کنند. این پدیده را شما چگونه می بینید و چه اتفاقی در حال وقوع است؟ به صراحت بگویم که نمره بیست مدرسه بیست زندگی نیست. شما ببینید شاگرد اول های مدرسه کجا هستند و شاگرد آخر مدرسه کجاست. سیستم آموزشی مشکل دارد. وزیر آموزش و پرورش باید بیاید یک اتاق فکر در اختیار نخبگان قرار دهد تا در این حوزه تحقیق کنند. سیستم آموزشی را کم کم تغییر دهند. معلمان ما کسانی هستند که خودشان نمره 16 می گرفتند. همین که شما می گویید دارد اتفاق می افتد، یعنی دانش آموزان تیزهوش ما در یک مسیر حرکت می کنند و بازار در سمت دیگر.  فاجعه ای بالاتر از این نیست که کشور ما را تهدید کند. این که درصد بالایی از دانش آموزان درگیر تست و کنکور و حاشیه های آن شوند، مشکل به زندگی این افراد منتقل می شود. بسیاری از این افراد از طریق دانشگاه های مختلف در مقاطع تحصیلی بالا تحصیل می کنند و در این صورت با همسر خود دچار بی تناسبی می شوند.  یک زن یا یک مرد نمی تواند بپذیرد که همسرش میزان تحصیل کمتری نسبت به خود داشته باشد. بسیای از همسران می گویند ما نمی توانیم با یک مرد یا زن دیپلمه زندگی کنیم در حالی که خودمان دکتری داریم.  چند روز پیش وارد کلاسی شدم که متشکل از 24 دخترخانم بود، وقتی سوال کردم چرا کلاس مرد ندارد گفتند که نداریم! تصور کنید این افراد وقتی وارد حوزه کار را حتی زندگی می شوند یک عدم توازن در جامعه به وجود می آید. حرف من این است که باید روشن کنیم که سیستم آموزشی ما غلط دارد. کدام یک از ماها از فرمول بنزن یا جبر در زندگی استفاده کردیم؟ هیچ کدام! چون سیستم غلط است تصمیم می گیریم که فرزند خود را در مسیری هدایت کنیم که حتما در یکی از رشته های مهندسی یا پزشکی درس بخواند در حالی که از علاقه مندی فرزندان مان به رشته های دیگر غفلت می کنیم. بحث دیگر جای خالی یک هنرستان مدیریت در کشور است. اگر دانش آموز سه سال خود را در رشته مدیریت درس بخواند با اصول اولیه آشنا می شود. باز می گردم به صحبت های قبلی، خود ما آماده ایم که به همه وزرای کشور اتاق فکر رایگان بدهیم که در این اتاق فکر، ایده های نخبگان در اختیار آن ها قرار گیرد. کشورمان کشور بزرگی است و مردم بزرگی دارد. وای بر ما اگر لیاقت جایی را که هستیم ندانیم. نظام آموزشی ما نیاز به تغییر و تحول اساسی و حرکت و انرژی مثبت دارد. ما آمادگی داریم به نظام آموزشی کشورمان کمک کنیم. در نظام آموزشی کشورمان در دوره متوسطه که افراد درک درستی از پیرامون خود دارند، الگوهای موفقیت و انگیزشی را تقویت کنیم.چگونه؟ یعنی کلاس موفقیت تشکیل شود؟ باید مدل سیستم آموزشی تغییر کند. تا اول دبیرستان کاری نداریم، دوره دوم دبیرستان تغییر اساسی ایجاد می شود. در این دوره باید تکلیف دانش آموزشان مشخص شود. اگر این تکلیف روشن شود و بچه ها بدانند که به کجا می روند مسیر موفقیت شان بهتر می شود.به لحاظ سیستمی چه اتفاقی باید بیفتد؟ اولین قسمتی که در نظام آموزشی ما جالی خالی اش احساس می شود مهارت های زندگی است. یک بار هم سبک نادرستی وارد کردند که زود جمع شد. بچه های ما در دبیرستان باید با مهارت سخنوری آشنا شوند و اعتماد به نفس و عزت نفس شان بالا برود. هدفمند بشوند و مسیر زندگی را پیدا کنند. شوق و آتش اشتیاق در آن ها پدید آید. یک عده مربی تربیت شده و دوره دیده می توانند کمک کنند. بحث تربیتی با مشاوره تفاوت دارد. دو واحد به برنامه درسی در مورد رازهای موفقیت وارد کنند. از روان شناسان مان کمک بگیریم و درس اعتماد به نفس، عزت نفس، تکیه بر موفقیت و... یاد بدهیم. با این سیستم می توانیم مهارت های زندگی و تکنیک های موفقیت را وارد زندگی دانش آموزان کنیم که تغییرات اساسی در زندگی آن ها ایجاد می شود.الگوهای جهانی هم برای این کار وجود دارد؟ در بسیاری از کشورهای برجسته و پیشرفته دنیا مقاطع تحصیلی بالا در رشته موفقیت داریم که صد شاخه موفقیت دارد. در زمینه های مختلف به صورت تخصصی در زمینه موفقیت کار می کنند. دانشگاه موفقیت تا مقطع دکتری وجود دارد. در امریکا دانشگاه های معتبر، دکترای موفقیت می دهند. در ایران هم روان شناسی سلامت وجود دارد که درس های خوبی دارد. از رشته های موفق آینده خواهدبود. ما هم می توانیم در دوره دبیرستان دو واحد درس موفقیت بگنجانیم که چیز سختی نیست.  چرا از دوره دبیرستان؟ چرا از دوره ابتدایی این کار را نکنیم؟ در امریکا مدرسه ای به نام مدرسه تجسم خلاق داریم. بچه که به دنیا می آید در مدرسه ثبت نام می کند تا در هفت سالگی به آن نوبت برسد. جالب است که خروجی های مدرسه کمبریج، آکسفورد، بازرگانان و کارآفرینان موفق هستند. بیش از 90 درصد دانش آموزان این مدرسه موفق می شوند. مدیر این مدرسه خانم «اشکتی گواین» خودش در شانزده سالگی ازدواج کرده و در هجده سالگی از همسرش جدا شده است. او با یافتن مسیر موفقیت مسیر زندگی اش را تغییر داده و مکتبی را به نام تجسم خلاق خلق کرده است.  مکتب تجسم خلاق سه راز دارد: 1- هر آرزو و آرمانی داری روی کاغذ بنویس، 2- یک فیلم سینمایی درست کن که به این آرزو رسیده ای، 3- این آرزو را رها کن و به دست کائنات بسپار و پس از آن با تمام قوا دست به کار شود و تلاش کن. اما در کشور ما می گویند چشمان خود را ببندید و آرمان و آرزوی خود را تصور کنید. دانش آموزان هم همین کار را می کنند، اما آموزشی در مورد رهاسازی آن ورود به بخش تلاش و کوشش داده نمی شود. در جوانان ما این کار باعث بسیاری از سرخوردگی ها شده است.  برای مثال به جوانان می گویند که چشمان خود را ببندید و تصور کنید که در بهترین ماشین دنیا نشسته اید. این تصویرسازی اتفاق می افتد، اما چون مسیر موفقیت ترسیم نشده زمانی که فرد چشمان خود را باز می کند و خود را سوار بر تاکسی می بیند دچار یک نوع سرخوردگی می شود.  باید این گونه آموزش دهیم که چشمانت را ببند، ماشین لوکس را ببین و آن را رها کن و به کائنات بسپار، اما امروز صد هزار تومان پول کنار بگذار برای خرید همان ماشین. پلکانی باید به موفقیت رسید. نمی توان یک شبه صاحب بهترین ماشین دنیا شد. از ماشین های معمولی پله پله تا بهترین باید حرکت کرد. فرق راه موفقیت با کوره راه این است که راه سخت تر است، اما در کوره راه همه چیز یک شبه اتفاق می افتد.آفت تفکر گلدکوئیستی چیست؟ تنبلی است و در اقتصادهای ضعیف که یک شبه به دنبال رفتن راه موفقیت هستند قوت می گیرد. سوداگری هم در آن بیداد می کند. جالب این است که در کشور امریکا هم وجوددارد، ولی وقتی بحران اقتصادی باشد خیلی طرفدار پیدا می کند. در امریکا هم تلاش بسیاری برای فعالیت داشتند، اما میزان نفوذ به کشورهای جهان سومی بسیار بیشتر از کشورهای توسعه یافته بود.رکود اقتصادی چه میزان بر فعالیت این گروه ها دامن زده است؟ مجوز قانونی وزارت صنعت معدن و تجارت در این میان چه نقشی داشت؟ مجلس شورای اسلامی فعالیت این گونه شرکت ها را غیرقانونی اعلام کرده بود؛ البته گویا وزارت صنعت و معدن و تجارت به چند شرکت که مهم ترین آن ها پنبه ریز و بیز هستند مجوز قانونی داده است.  با شرایطی که این دو شرکت فعالیت می کنند و محصولی از تولیدات داخلی فروخته می شود به نظر می رسد مشکلی وجود ندارد، اما به طرز شگفت انگیزی دوباره سر و کله گلدکوئیستی ها پیدا شده و چند شرکت هرمی دیگر که مجوز ندارند، فعالیت زیرزمینی خود را آغاز کرده اند. شخصا مدتی پیش به دعوت یکی از شرکت های قانونی برای سخنرانی تاکید کردم اگر کالایی را به فردی بفروشند و فرد توانایی فروختن آن را نداشته باشد پولی که از این راه به دست می آورند حلال نیست. خلاصه کلام من این است مسئولان امر مراقب باشند در دل این شرکت های قانونی خفتگان قبلی بیدار شده اند و شخصا خبر دارم در بسیاری از شهرها به صورت غیرقانونی فعالیت می کنند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند لطمه زیادی به اقتصاد کشور به خصوص خروج ارز رخ خواهدداد. تاکید می کنم همه ما تابع قانون هستیم و اگر دولت محترم که چنین صلاح دیده است حتما به جوانب آن فکر کرده است.چرا این هرمی هایی که غیرقانونی هستند وقتی در شبکه های خودشان تبلیغ می کنند از روش های موفقیت بهره می گیرند؟ شرکت های هرمی در همه جای دنیا از استادان موفقیت و روش های آنها سوء استفاده می کنند. جالب است که در امریکا هم سی دی های «آنتونی رابینز» در شرکت های هرمی توزیع می شود. در کشورمان هم از استادان موفقیت سوءاستفاده می کنند. چون صحبت های این استادان انگیزشی و روحیه بخش است برای موفقیت از این صحبت ها و روش ها سوءاستفاده می کنند. من عضو هیچ یک از شرکت های هرمی نبوده و نیستم و هرگز از فعالیت های این شرکت ها حمایت نکرده ام.این شرکت هرمی، همان آسانسور موفقیت است که بسیاری از افراد به دنبال سوارشدن بر آن هستند. این آسانسور در کجا متوقف می شود؟ متاسفانه گروه اندکی در این آسانسور بالا می روند. به صورت علمی ثابت کردم که از هر 10 هزار نفر، یک نفر برنده می شود. این سیستم هرمی سم مهلکی برای اقتصاد کشور است. حتی در کشور امریکا مجازات های سختی دارد.یکی از آسیب شناسی هایی که در مورد موفقیت در جامعه ایرانی شده این است که عده ای معتقدند ما نیاز به پروژه های خوب نداریم. چون به اندازه کافی از آن در کشورمان وجود دارد، اما این پروژه ها، فرایندهای خوبی را طی نکرده است؛ یعنی ما مشکل فرایند در سازمان ها و شرکت ها داریم. فرق پروژه و فرایند در موفقیت چیست؟ موفقیت اساس به معنی حرکت کردن به سمت یک مقصد معلوم در یک شرایط است که در طول مسیر از آن لذت می بریم. موفقیت یک فرایند است. ما نتیجه محوری را از ذهن خود خارج می کنیم. هر کسی که یک قله را فتح می کند حتما انسان موفقی نیست، اما شخصی موفق است که در طول راه از مسیر نهایت لذت را ببرد.بحثی در فضای علمی مطرح شده و آن تفاوت بین ضریب هوشی و هوش هیجانی است. شما این را چگونه ارزیابی می کنید. چرا دوره جدید را دوره هوش هیجانی می دانند؟ در حقیقت هوش هیجانی، مدیریت بر هیجان و مدیریت بر احساسات است. هوش مدیریتی را عنوان کردم که ضریب هوشی هم یکی از شاخه های آن است. در حال حاضر در تمام دنیا کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند برنده هستند. برای این که آن ها بازار را درک می کنند و می توانند بفهمند که در کجا چه اتفاقی می افتد. همه ضعف ها و حسن های یک بازار را می فهمند، دلیل آن هم هوش بالای اجتماعی و هوش هیجانی است و به مقوع از بحران خارج می شوند. ضریب هوشی متشکل از هفت آیتم است و محصول آن شاگرد اول مدرسه و دانشگاه است. شاگرد اول مدرسه و دانشگاه شاگرد اول زندگی نیست. هوش هیجانی خوشبختانه مهارت است و می توان آن را افزایش داد. اگر هوش هیجانی را در دانش آموزانی که ضریب هوشی بالایی دارند بگنجانند و تقویت کنند، غوغا به پا می کنند؛ یعنی هم هوش هیجانی و ضریب هوشی با هم مکمل می شوند.   چگونه می توان این دو را فرا گرفت؟ هوش هیجانی مهارت است و آیتم های مختلفی دارد. بعد از آن ارتباطات است؛ یعنی افراد باید یاد بگیرند که با دیگران در تعامل باشند و ارتباط برقرار کنند و در جمع سخن بگویند و احساس شان را بروز دهند. اگر روانشناسان ما بیایند سیستم خود را تغییر دهند می توانند بازار هوش هیجانی را در دست خود بگیرند؛ یعنی روان شناسان به این قدرت برسند و روی خود کار کنند.  بازار کلاس های روان شناسی انگیزشی بالا می رود. رابینز به عنوان یک چهره جهانی که از نظر اقتصادی هم فردی موفق است در کلاس های خود هوش هیجانی آموزش می دهد. مهارت های مختلفی می توان از طریق هوش هیجانی به دست آورد. اگر هوش هیجانی را به دانش آموزان ما آموزش بدهند کشور ما یک سرمایه ملی پیدا می کند. اگر جوانان ما به هوش هیجانی مجهز شوند کل سیستم سلامت روان کشور را تحت شعاع قرار می دهند.  بحث هوش هیجانی و فضای انگیزشی چقدر در موفق شدن کشور برای توسعه یافتگی موثر است؟ تاثیر بسیار چشمگیری دارد. اگر سیستم نظام آموزشی درست شود، دانش آموزان ما از مراحل اولیه تحصیل خود به خودشناسی می رسند. هوش هیجانی را بالا ببریم و شوق را در دانش آموزان ایجاد کنیم. اگر بچه های نسل خودمان را با آگاهی آشنا کنیم و تفکر پشت میزنشینی را تغییر دهیم، آن گاه عمق تفکر به سمتی می رود که روزی شان را محدود نکنند زیرا با این روش به خود ظلم می کنند. کار پشت میزنشینی برای کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.  کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند باید وارد عرصه اقتصاد بشوند. وزرا باید از این افراد در اتاق فکرهای مختلف استفاده کرده و از ایده های آن ها در برنامه دهی اقتصادی بهره مند شوند. مشکل کشور ما این است که نخبگان دیده نمی شوند. این نخبگان دنیایی از فکر و ایده هستند که می توانند بهترین مسیر را برای اقتصاد کشور ترسیم کنند.اما آرزوی شما برای سال 95 شمسی؟ آرزو کردم که دهکده ای درست کنم. انشاءالله به زودی آن را درست خواهم کرد. دوست دارم در این دهکده از نخبگان و اندیشمندان دعوت کنم که در آرامش و آسایش به مطالعه و تحقیق بپردازند و این دهکده محلی باشد برای زاده شدن و شکل گیری بسیاری از راه های موفقیت.

    رازهای موفقیت در کسب و کار ایران
  • مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند

    مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند
    مجله پنجره خلاقیت: ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید. بسیاری از مردم تا جای ممکن از ریسک کردن اجتناب می کنند زیرا بر این باور هستند که عدم انجام کار خطر ناک از انجام آن بهتر است. اما اغلب افراد فوق موفق جایگاه امروزشان را مدیون ریسک هایی می دانند که هیچ کس دیگری جز آن ها قادر به انجام شان نیست. ممکن است آن ها محصولی را تولید کرده باشند که هیچ کس دیگری به کارایی اش ایمان نداشت یا سرمایه گذاری ای انجام دادند که تمام اطرافیان آن را کار دیوانه واری می دانستند. با این حال باز هم ریسک کردن کار ترسناکی است، به ویژه برای کارآفرینان. اما ریسک کردن چیزی برای «انجام کاری است که ممکن است به نتیجه نرسد یا نتیجه بدی داشته باشد.» برای این که بتوانید به شکل راحت تری ریسک کنید و تصمیمات آگاهانه تری بگیرید، این پنج نکته را در ذهن داشته باشید:ریسک کردن امری همیشگی در زمینه کار آفرینی است:اگر خود را آماده ریسک پذیری نکنید، دیگر جایگاهی به عنوان کارآفرین نخواهید داشت. کارآفرینی به طور اساسی با ریسک پذیری در ارتباط است. شما باید بخشی از سرمایه شخصی خود را در کسب و کاری رو به رشد سرمایه گذاری کنید. شما به عنوان یک کارآفرین باید شهرت خود را روی یک ایده اثبات نشده سرمایه گذاری کرده و حقوق دریافتی ماهانه تان را تا چند ماه قربانی ایده جدیدتان کنید.  به همین دلیل هر تصمیمی که می گیرید، تا حدی ریسک در خود دارد: ممکن است فردی که به تازگی استخدام کرده اید بعد از یک ماه استعفا دهد، یا استراتژی تان کارساز نباشد، یا رویکرد جدیدتان یکی از بهترین مشتریان تان را عصبانی کند و... ریسک پذیری بخشی از معامله است و شما باید به محض ورود به دنیای کار آفرینی خود را برای آن آماده کنید. انواع مختلفی از ریسک وجود دارد:من نمی خواهم فقط به «ریسک های بزرگ» یا «ریسک های کوچک» اشاره کنم. اگر چه آن ها هم وجود دارند. اما ریسک های قابل محاسبه ای هستند که شامل موارد ناشناخته ای می شوند و به شما اجازه پیش بینی مسائل ناشناخته موفقیت را می دهند.ریسک های مبهمی نیز وجود دارند که شامل برخی مسائل شناخته شده و شناخته نشده هستند و باعث پیچیدگی فرآیند تصمیم گیری می شوند. بسیاری از ریسک های شغلی در این دسته جای می گیرند زیرا پیش بینی و ارزیابی عوامل زیادی، مانند رفتار مصرف کننده و تغییرات اقتصادی کار دشواری است.همچنین ریسک های کاملا ناشناخته ای وجود دارند که وقتی کالای کاملا جدیدی به بازار ارائه می دهید، رخ می دهند. شناخت تفاوت میان این ریسک ها می تواند به شما در درک بهتر تصمیمات تان در برخی شرایط کمک کند.برخی از ریسک های شما کار ساز نیستند:افراد ریسک پذیر خوش بین همیشه نیمه پر لیوان را می بینند: 50 درصد احتمال موفقیت احتمالی نسبتا خوب و 75 درصد احتمال موفقیت احتمال اطمینان بخشی است. این مساله که ریسک پذیری راهبرد مثبتی است نیز به این موضوع قوت می بخشد. با این حال این گونه فکر نکنید که تمام ریسک ها، ریسک خوبی هستند یا همیشه ریسک پذیری گزینه کارسازی خواهد بود. برخی ریسک ها حتی ریسک های به دقت حساب شده ممکن است شکست بخوردند. به جای آن که بخواهید با نادیده گرفتن این موضوع بر ترس تان از ریسک غلبه کنید، سعی کنید آن را بپذیرید. به خودتان اجازه دهید که احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید و اگر شکست خوردید آن را به خودتان نگیرید؛ بلکه از آن تجربه کسب کرده و به مسیرتان ادامه دهید.ما ذاتا فقط فاجعه را پیش بینی می کنیم:دو تعصب ذاتی در بشر وجود دارد که روی درک ما از ریسک اثر می گذارد. اول آن که ما نسبت به احتمال شکست اغراق می کنیم. مردم در تخمین های خام (یا داده های رقمی محدود) به شکل بدبینانه ای شکست را پیش بینی می کنند. مورد دوم این است که ما به شدت در مورد نتایج شکست اغراق می کنیم. ما بدترین شرایط ممکن را در نظر می گیریم در حالی که واقعیت به شدت قابل مدیریت است. زمانی که احتمالات منفی مربوط به ریسک هایتان را در نظر می گیرید، این موضوع را به خاطر داشته باشید.ریسک یک عامل تمایز دهنده است:برخی رسیک ها ارزش بالایی دارند. برخی ریسک ها عواقب احتمالی کمتری نسبت به بقیه دارند. برخی ریسک ها می توانند کسب و کار شما را نابود کرده یا به اوج برسانند. اما یک عنصر مشترک در تمام ریسک ها وجود دارد: ریسک یک عامل تمایز دهنده است.از آنجا که بیشتر مردم نسبت به ریسک پذیری بی میل هستند، افراد ریسک پذیر دنیا طبیعتا بسیار متمایز از دیگران به چشم می آیند و همان طور که همه می دانیم، کار آفرینان و کسب و کارهای متمایز به موفقیت چشمگیری خواهند رسید. حتی اگر در نهایت شکست بخورید، شکست مفیدی خورده اید! و موقعیت های بیشتری را برای خود ایجاد کرده اید؛ زیرا تمایل داشتید که متمایز باشید و از مردم عادی خود را جدا کرده بودید. امیدوارم این حقایق کمی درک شما را از ریسک به عنوان مفهومی کلی تغییر داده باشد. درک پیچیدگی های و ماهیت ریسک امری زمان بر است و کسب احساسی خوشایند نسبت به این موضوع حتی زمان بیشتری می طلبد. اما در نهایت ریسک می تواند به بخشی از ماهیت وجودی تان تبدیل شود. گاهی روی عوامل شناخته شده تمرکز کنید، ابهامات را بپذیرید و بدانید که شکست هیچ گاه پایان راه نیست. نویسنده: لاری آلتون

    مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند
  • چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟

    چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟
    وب‌سایت شنبه - فهیمه خراسانی: شکلات‌های ترد و ویفری کیت‌کت برای بسیاری از مصرف‌کنندگان جهانی شناخته شده  هستند و طعم ترد و منحصربه‌فرد آنها چیزی نیست که به راحتی از یاد مصرف‌کننده برود، جالب است بدانید که این برند معروف سال ۱۹۳۵ در انگلستان راه‌اندازی شده و در طول عمر چند ده‌ساله خود، توانسته به عنوان یکی از شکلات‌های ویفری محبوب جهان شناخته شود.  شایان ذکر است که کیت‌کت در سال ۱۹۸۸ توسط برند معروف نستله خریداری شد و از آن پس، تحت نظارت و حمایت این گروه بزرگ تولیدی درآمده است. با این حال نام تجاری کیت‌کت، کماکان به عنوان یک برند مستقل و متمایز در بین مصرف‌کنندگان جهانی شناخته می‌شود.تحولات نوین در راستای اهداف پیشینآنچه باعث پیشرفت این برند در طول عمر نسبتاً طولانی آن بوده است، قطعاً بی‌ارتباط با نوع فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی آن نیست، به این معنا که فرایند بازاریابی این برند به گونه‌ای بوده است که از زمان آغاز تاکنون با روندی مشابه و ثابت به راه خود ادامه داده و در این میان از تحولات بازاریابی جهان نیز غافل نبوده اما نکته مهم در فرایند بازاریابی این برند اینجاست که تحولات تبلیغات آن نیز در راستای فرایندهای پیشین صورت گرفته است؛ یعنی برند کیت‌کت با داشتن مجموعه‌ای از اهداف و راهکارهای مشخص، راه خود را یافته است و این راهکارها و اهداف را در فعالیت‌های کنونی و آتی خود نیز ادامه می‌دهد، اگرچه با تحولات فناوری دنیای امروز نیز همگام شده است.  کمپین‌های دیجیتال این برند در راستای مفاهیم قبلی آن در حرکت هستند و در این میان، برخی نوآوری‌ها نیز با این فعالیت‌ها همگام شده است، از این رو باید گفت کیت‌کت برندی است که آینده خود را روی گذشته خود ساخته است و نوآوری و خلاقیت را در راستای اهداف و چشم‌اندازهای گذشته‌اش به انجام می‌رساند. چشم‌انداز بلندمدتاز جمله استراتژی‌های مهمی که توسط گروه تولیدی کیت‌کت، خصوصاً بعد از ادغام با نستله، دنبال شده است، تمرکز عمده بر اهداف شرکت است؛ برند کیت‌کت اهداف خود را در چشم‌اندازی مشخص در آینده تعیین می‌کند و رسیدن به آن اهداف را در دستور کار خود قرار می‌دهد. این استراتژی درست در مقابل استراتژی حفظ موقعیت در برابر رقبا قرار دارد، یعنی کیت‌کت به جای اینکه به رقابت با رقبای خود بپردازد و به دنبال حفظ شرایط کنونی خود در بازار جهانی باشد، تمرکز بر اهداف بلندمدت را در دستور کار خود قرار داده و در این راه حتی از شکست‌های مختصری که در این راه طولانی ممکن است بروز کنند، نیز نمی‌هراسد و داشتن دید بلندمدت را مهم‌ترین هدف خود می‌داند.بزرگسالان: مهم‌ترین گروه سنی مخاطبان کیت‌کتانتخاب درست دایره مخاطبان در هر کمپین تبلیغاتی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مراحل بازاریابی به شمار می‌رود، در مورد محصولاتی مانند شکلات‌ها نیز در وهله اول چنین به نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین گروه مصرف‌کننده این محصولات باید کودکان یا جوانان باشند اما در حقیقت این محصول در بین بزرگسالان و حتی افراد مسن نیز طرفداران زیادی دارند.  بنابراین با توجه به چنین نتایجی، برند کیت‌کت مخاطبان خود را از میان همه گروه‌های سنی انتخاب می‌کند اما تمرکز عمده آن بر مخاطبان بزرگسال است؛ چرا که محیط کاری بزرگسالان با ساعت‌های استراحت همراه بوده و در این ساعات است که این افراد نیاز به نوشیدن فنجانی چای یا قهوه را در کنار بیسکویت یا شکلات احساس می‌کنند.  برند کیت‌کت نیز با هوشیاری به این نیاز مخاطبان پاسخ گفته و با راه‌اندازی کمپین‌های متفاوتی در جهت اوقات استراحت بزرگسالان، محصولات خود را به عنوان یک میان‌وعده مناسب در زمان استراحت معرفی کرده است. از این رو می‌توان گفت برند کیت‌کت هیچ محدوده سنی‌ای برای خود قائل نشده و از آنجا که تمام گروه‌های سنی در زندگی نیاز به میان‌وعده دارند، کمپین‌های Break  را در راستای ساعات استراحت مخاطبان خود شکل داده است.گسترش کمپین بریکنماد ماندگار برند کیت‌کت با عنوان با کیت‌کت زنگ تفریح داشته باش  (Take a Break, have a KitKat) یکی از مهم‌ترین شعارهای تبلیغاتی این برند محسوب می‌شود که طی چندین دهه با این نام تجاری همراه بوده است. اخیراً نام تجاری نستله که این شرکت را خریداری کرده، با هدف گسترش این شعار به دنبال ارائه پیام‌های متمایزتری به مخاطبان برند کیت‌کت بوده است.  حضور کمپین موسوم به بریک  در فضای مجازی مانند یوتیوب و دیگر رسانه‌های اجتماعی، در کنار فعالیت گسترده آن در دیگر رسانه‌ها همچون تلویزیون از جلمه اقداماتی به شمار می‌روند که گسترش پیام‌های تبلیغاتی این برند را در فرایند مذکور نشان می‌دهند. نظارت بر مصرف مردم از جمله راهکارهای عمده برند کیت‌کت در ارتباط با بهبود کمپین بریک است، به این معنا که با تمرکز بیشتر بر شیوه‌های مصرف مردم و شناختن اوقات فراغت و به اصطلاح زنگ تفریح‌های آنها، بهتر می‌توان نوع تبلیغات و نحوه ارائه آنان را هدایت کرد.رسانه‌های اجتماعی ابزاری برای یافتن جغرافیای مصرفگرچه بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی برند کیت‌کت، ابتدا در کشورهای اروپایی راه‌اندازی می‌شدند و به انجام می‌رسیدند و بازاریابی در دیگر مناطق جهان مانند خاورمیانه و کشورهایی مانند چین در رتبه‌های بعد قرار داشت اما نمی‌توان از پتانسیل عظیم این مناطق جغرافیایی پرجمعیت، به عنوان مصرف‌کنندگان برند کیت‌کت، غافل شد و برند مذکور نیز در سال‌های اخیر تلاش‌های چشمگیری جهت گسترش بازار مصرف خود به لحاظ جغرافیایی انجام داده است.  در این میان باید حضور در رسانه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، فیس‌بوک، توییتر و غیره را از جمله ابزارهای قدرتمند این برند جهت گسترش جغرافیای مصرفی خود دانست، امروزه ویدئو تبلیغاتی برند کیت‌کت را افرادی که در خاورمیانه، چین، ژاپن، آفریقا و غیره نیز زندگی می‌کنند، می‌بینند و بنابراین باید گفت استفاده از رسانه‌های اجتماعی و حضور در فضای مجازی، یکی از فرصت‌های مناسب برای برندهای مختلف در جهت گسترش جغرافیای مصرفی آنهاست و برند کیت‌کت نیز به خوبی به این نکته توجه داشته است.تبلیغات متقابل کیت‌کت و یوتیوبهمان‌طور که ذکر شد، کمپین‌های موسوم به Break به معنی زنگ تفریح و استراحت، یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال به‌روزترین کمپین‌های این نام تجاری به شمار می‌روند. در همین راستا نیز یکی از کمپین‌های کیت‌کت در یوتیوب به عنوان «یک زنگ تفریح و یک ویدئوی یوتیوب» از جمله ویدئوهای پرمخاطب کیت‌کت در فضای مجازی بوده است.  از سویی همکاری برند کیت‌کت با یوتیوب به این صورت ادامه پیدا کرده که برند کیت‌کت روی جلد تعدادی از محصولات خود به جای عنوان کیت‌کت، نام یوتیوب بریک را نوشته است، این همکاری که به صورت دوجانبه انجام شده، به نوعی تبلیغ برای هر دو طرف محسوب می‌شود؛ هم مشتریانی که نام یوتیوب را روی ویفرهای شکلاتی کیت‌کت می‌بینند و هم کاربرانی که در گوشی‌های هوشمند خود ویدئوهای تبلیغاتی کیت‌کت را در یوتیوب مشاهده می‌کنند، با هر دو نام تجاری برخورد دارند و این ارتباط در ذهن آنها باقی خواهد ماند.

    چرا «کیت‌ کت» این‌ قدر محبوب است؟
  • بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها

    بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها
    فصلنامه همشهری اقتصاد: در نیمه دوم سال 2015 هفته نامه اقتصاد «اکونومیست» در تازه ترین گزارش خود آماری از تحولات ایجاد شده در ارزش دلاری شرکت هایی که به آن ها نوپا یا به عبارت بهتر استارت آپ می گویند، ارایه داد. طبق معمول شرکت هایی مانند گوگل، فیس بوک، توییتر و... رتبه های برتر را از آن خود کرده بودند، اما این گزارش نکته جالبی را در دل خود گنجانده بود. اکونومیست در گزارش خود سه استارت آپ بزرگ ایرانی را براساس  ارزش دلاری رتبه بندی کرده بود. در این گزارش سه استارت آپ «دیجی کالا»، «آپارات» و «کافه بازار» به عنوان برترین های ایرانی معرفی شدند. شاید نکته پیام ورود نشریه معتبری مانند اکونومیست به بررسی استارت آپ های ایرانی نشان از تغییر و تحول در ساختار محیط کسب و کار اقتصاد کشور باشد. در اقتصاد کشورمان حرف اول برای راه اندازی هر کسب و کاری حتی در اندازه بسیار کوچک را سرمایه گذاری می زند.استارت آپ ها که با مزیت کم بودن هزینه اولیه سرمایه گذاری در کسب و کارهای جهان شکل گرفته اند، در ایران هم به همین دلیل مورد استقبال بسیاری از جوانان خوش فکر و نیروی انسانی خلاق قرار گرفته اند؛ البته در معرفی و جایگاه سازی استارت آپ ها همیشه صحبت از ایده های خلاق و کم هزینه بودن آغاز یک کسب و کار است. اما باید توجه داشت که استارت آپ ها هم مانند هر کسب و کاری با ورود سرمایه گذار و حمایت های مختلف موفقیت های بیشتری را به دست می آورند.اگر برترین استارت آپ های جهان از نظر ارزش دلاری را بررسی کنیم پرواضح است که این استارت آپ ها در فضایی (منطقه جغرافیایی) شکل گرفته اند که سرمایه گذاری روی کسب و کارهای نو بسیار شایع است. این منطقه که در اصطلاح «دره سیلیکون» نامیده می شود مهد رشد فناوری و کسب و کارهای حوزه آی تی است.  نگاهی به برترین استارت آپ های این حوزه نشان می دهد که همگی در این منطقه رشد کرده اند. بررسی ها نشان می دهد که در این منطقه، صنعتی به نام «صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری در استارت آپ ها» وجود دارد که وظیفه حمایت تمام و کمال از استارت آپ های حوزه های مختلف را به دوش می کشد. شرکت های موفقی مانند گوگل، توییتر، فیس بوک و... همگی در وهله اول با حمایت یک سرمایه گذار توانسته اند ایده خود را پرورش داده و درجایی که اکنون قرار دارند با میلیاردها دلار گردش سرمایه فعالیت کنند.استارت آپ های موفق می توانند علاوه بر بالا بردن رقم سرمایه در گردش خود میلیون ها شغل ایجاد کنند. وجود یک صنعت حمایتی مانند «صنعت کارآفرینی و سرمایه گذاری در استارت آپ ها» شاید بتواند در کشورمان فضایی را ایجاد کند تا شرکت هایی با سرمایه های در گردش میلیاردی با فوران ایده ها و خلاقیت های خود هم کسب و کارهای موفقی راه اندازی کنند و هم به بهبود شرایط شغلی کشور کمک کنند.در بیشتر این استارت آپ ها نسبت سرمایه ای که از طیق بازار سرمایه یا سرمایه گذاران خطرپذیر جذب شده در برابر ازش تجاری آن ها کمتر از 10 درصد است. به  همین دلیل حتی در اوج بحران اقتصادی در دنیا که اغلب صنایع گرفتار رکود بودند، استارت آپ های نوآورانه روند رو به رشد داشته اند. از سال 2000 یعنی زمان اوج حباب دات کام تا سال 2015 تعداد استارت آپ هایی که ارزشی بالای یک میلیارد دلار داشته و متعلق به سرمایه گذاران خطرپذیر بوده اند، تقریبا دو برابر شده و به 72 شرکت رسیده است.  در سال 2014 مجموعا 48 استارت آپ وارد باشگاه میلیارد دلاری ها شده و البته 16 شرکت هم به دلیل این که سهام آن ها در بازارهای بورس عرضه علنی شده یا از سوی سرمایه گذاران دیگر خریده شدهاند از حالت استارت آپ خارج شده و باشگاه استارت آپ های ملیارد دلاری را ترک کرده اند. جریان استارت آپی کشور یک حرکت ارزش آفرین کاملا ایرانی است؛ نمونه ای بدیع از توانمندی داخلی در راه اندازی کسب و کارهای نوین و مبتنی بر فناوری روز.نخستین جرقه های این جریان در روزهایی زده شده که در کشورمان زیر شدیدترین و ظالمانه ترین تحریم های بین المللی قرار داشت. استارت آپ های بزرگ و موفق ایرانی چون دیجی کالا (1384)، کافه بازار (1388)، آپارات (1385) و بسیاری دیگر به لطف ایده های جوانانی ایجاد شده که به دلیل تخصص و قابلیت های خود این فرصت را هم داشته اند تا در صدها شرکت بین المللی و مشهور اروپایی و امریکایی کار کنند، اما به رغم همه مشکلات، فشارها و محدودیت ها در داخل کشور ماندند و با آموختن از تجربیات موفق داخلی و خارجی، کسب و کار خود را به راه انداخته اند. هیچ کدام از این شرکت ها سرمایه گذار خارجی نداشته اند و همه موفقیت آن ها مدیون تلاش و نوآوری بنیانگذاران شان و سرمایه داخلی بوده است. حال این که اگر حمایت های مختلفی مانند ورود سرمایه گذاران متخصص را به این حوزه چاشنی کار استارت آپ ها کنیم بدون شک شاهد تحول شگرفی در این زمینه خواهیم بود، اما چرایی حمایت از استارت آپ ها بسیار مهم است. سایت آمازون براساس آمارهای رسمی اعلام شده در هر دو دقیقه 120 هزار دلار درآمد کسب می کند. نگاهی به برترین شرکت های جهان نشان می دهد که دیگر برترین ها تولیدکنندگان، نفت و صنایع وابسته به آن ها نیستند. جهان امروز در اختیار ایده های نو و فناوری است.  شرکت هایی مانند گوگل، یاهو، فیس بوک و آمازون نام های معروف و معتبری در دنیای اینترنت به شمار می روند. شرکت هایی که معمولا کمتر از بیست سال عمر دارند، اما بدون در اختیار داشتن سرمایه های کلان، معدن و چاه نفت به درآمدهای میلیاردی رسیده اند. رشد استارت آپ در کشور به خصوص در سال 94 بازتاب جهانی گسترده ای داشت. علاوه بر گزارش اکونومیست از محیط کسب و کار تازه اقتصاد ایران، روزنامه «واشینگتن پست» نیز دز گزارشی به تحلیل شرایط سرمایه گذاری و رشد استارت آپ در کشور پرداخت. در این گزارش نمونه های موفق ترین استارت آپ های کشور مانند دیجی کالا، تخفیفان، کافه بازار و...  معرفی شده اند. در بخش دیگری هم گفت و گوهای کوتاهی پیرامون چگونگی شکل گیری استارت آپ ها با فعالان این حوزه انجام شده است، اما از سوی دیگر قصه استارت آپ ها در کشور نشان می دهد که درصد شکست آن ها بسیار بالاست و در برخی مواقع از 90 درصد هم عبور می کند.نباید در مسیر شکست فقط قوانین دست و پاگیر و نبود حمایت های دولتی را مدنظر قرارداد. بررسی ها نشان می دهد که خوش بینی بیش از حد مدیران استارت آپ در مورد پیش بینی هزینه ها و نبود دیدگاه اقتصادی مناسب در میان سرمایه گذاران و فعالان حوزه کسب و کار می تواند از مهم ترین دلایل شکست استارت آپ در کشور باشد. تنها راهکار مقابله با این بحران هم توجه به پیش بینی های درست و جلوگیری از هیجانات در زمان پیش بینی ها و راه اندازی یک کسب و کار است. نگاهی به فعالان حوزه کسب و کارهای کوچک در جهان نشان می دهد که تمرکز بر پیش بینی درست هزینه ها یکی از اولویت های صاحبان کسب و کار است. تامین سرمایه به همراه همه تجهیزات و امکانات و مدیریت و... کسب و کارها ارزان نیست، اما اگر اهداف اقتصادی جدی پشت کسب و کار وجود داشته باشد به این میزان سرمایه گذاری نیاز است. در این شرایط است که یک شرکت می تواند به مرزهای بین المللی ورود پیدا کرده و درآمدهای واقعی را برای خود و اقتصاد کشور به ارمغان آورد. ورود نتایج موفقیت های استارت آپ ها به کشور بدون شک در اقتصاد ایران تاثیر مستقیم گذاشته و می تواند در بهبودش رایط کسب و کار هم اهمیت پیدا کند.   اگر  کمی از نگاه خوش بینانه به ایده های خلاقه جوانان خوش فکر ایرانی فاصله بگیریم بدون شک حمایت کننده هایی باید به کمک استارت آپ ها بشتابند. در هیچ جای دنیا دولت ها حامی استارت آپ ها نیستند و نمی توان انتظار داشت که هزینه رشد استارت آپ ها را دولت ها پرداخت کنند. در بسیاری از مواقع مشاهده شده است که ورود ریالی دولت به هر حوزه ای موجبات رانت و فساد و در نهایت شکست را فراهم آورده است. نمی توان استارت آپ ها را هم از این موضوع مبرا دانست.دولت ها در جهان شرایط رشد کسب و کارها و فضا را برای بزرگ شدن آن ها فراهم می کنند که بیشتر شامل قوانینی در راستای بهبود فضای کسب و کارهاست، اما در این میان سوالی که پیش می آید این است که حامی استارت آپ اگر دولت نباشد چه گروهی است؟ در همه جای دنیا و کشورمان شرکت های شتاب دهنده، حامیان استارت آپ ها هستند. شرکت های شتاب دهنده به مفهوم واقعی، شتاب دهی و بالابردن میزان رشد استارت آپ ها را بر عهده دارند. خوشبختانه در کشور ما هم شتاب دهنده های خصوصی همزمان با اوج گرفتن موج استارت آپی فعال شده اند. تعداد این شتاب دهنده ها از تعداد انگشتان یک دست کمتر است و گفته می شود که مجموعه سرمایه گذاری واقعی آن ها از یک میلیارد تومان تجاوز نمی کند، اما با همه نقدها و مشکلات موجود در این زمینه و انتقادهایی مانند تخصصی نبودن تعدادی از آن ها می توان وجود شتاب دهنده ها و حرکت کج دار و مریز آن ها را به فال نیک گرفت.آن چه در کشورمان مشاهده می شود، بیشتر شرکت های شتاب دهنده با مشارکت یا مشاوره ایرانیان خارج از کشور ایجاد شده اند و بعضا برخی شرکت ها و بانک های خصوصی هم در تامین مالی آن ها مشارکت دارند. تامین سرمایه اندک، ارایه امکانات عمومی نظیر فضای کاری و زیرساخت های فنی و همچنین حمایت های حقوقی و قانونی از مهم ترین خدماتی است که در این مراکز ارایه می شود. به هر حال رشد استارت آپ ها و شرکت های شتاب دهنده در کشور موج جدیدی در اقتصاد ایران را رقم زده است.

    بار اقتصاد ایران به دوش استارت آپ ها
  • چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟

    چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟
    وب‌سایت پنجره خلاقیت: یک مدیرعامل مشهور و نویسنده کتاب «پرمشغله‌ها» می‌گوید: «کارمندانی که برای من کار می‌کنند باید حتی در حمام خانه‌شان نیز به تماس‌ها پاسخ دهند!» اگرچه خیلی از افراد با چنین دیدگاهی موافق هستند، اما بسیاری از کارمندان کم‌کم از این که کارشان در تمام زندگیشان رخنه کرده، احساس نارضایتی می‌کنند. سوالی که هر کارفرمایی باید از خود بپرسد این است که: آیا آن‌ها با درخواست کار بیشتر کارمندان‌شان در خانه باعث افزایش عملکرد آن‌ها می‌شوند؟طبق گزارش یک نظرسنجی مشخص شده است که هشتاد درصد از کارمندان بخشی از کارشان را در خانه انجام می‌دهند. این پژوهش دریافته است که ۶۸ درصد از مردم قبل از ساعت ۸ صبح ایمیل‌های‌شان را می‌خوانند.  در زیر دلایلی را بیان می‌کنیم تا متوجه شوید چرا نباید امور باقی مانده کاری را به منزل بیاورید. 1. کارمندان مشکلات بزرگی را وارد منزل می‌کنند.در مصاحبه‌ای که مجله تایم با الکساندر تروتمن، مدیر شرکت فورد ترتیب داده بود، این‌گونه عنوان شد که:«با افزایش سرعت و حجم کار نمی‌توان کارایی را هم افزایش داد… در ابتدا همه از پول بیشتر لذت می‌بریم، اما به مرور زمان خستگی، فشار کاری و استرس بر انسان غلبه خواهد کرد.»آوردن کارهای باقی مانده به خانه به این معناست که دیگر اعضای خانواده ناچار به تحمل استرس و فشار کاری شما در کنار امور شخصی و خانوادگی خواهند بود.2. این کار باعث افزایش احتمال افسردگی می‌شودبر اساس یک پژوهش، کارمندانی که بیش از یازده ساعت در روز کار می‌کنند، در معرض ابتلا به افسردگی هستند. در واقع رابطه مستقیمی بین اضافه‌کاری و آوردن باقی کارها به خانه و ابتلا به افسردگی وجود دارد.3. این موضوع باعث اختلال عملکرد کاری می‌شودبر اساس یک گزارش، ۵۰ درصد از کارمندان با این موضوع موافق هستند که آوردن کارهای باقی مانده به خانه با امور و وظایف خانوادگی تداخل می‌کند. با این آمار مشخص شده است که استرس شغلی با استرس خانوادگی برابری می‌کند و این استرس‌ها روی عملکرد کاری فرد تاثیر می‌گذارد  و استرس او در محیط کارش را افزایش می‌دهد.4. این موضوع باعث توقف در بهبود فیزیولوژیک و ذهنی انسان می‌شودخانه به معنای مکانی‌ست که انسان دوباره و پس از استرس‌های ناشی از فشار کاری شارژ شده و بهبود یابد. می‌توانید با به خانه رفتن و استراحت‌دادن به ذهن و بدن خود انرژی کافی را به خودتان هدیه دهید. با این حال بسیاری از افراد خود را از این موهبت محروم می‌سازند.  5. رابطه نامتعادلی میان کار و زندگی شخصی ایجاد می‌شوداگرچه شما تلاش می‌کنید تا آن‌چه را خانواده‌تان نیاز دارد تهیه کنید و در اختیار آن قرار دهید، اما از سوی دیگر دارید توجهی را که افراد خانواده‌تان شایسته آن هستند، از ایشان دریغ می‌کنید. افراد موفق می‌دانند که چطور باید کار و زندگی شخصی را متعادل سازند تا بهترین نتیجه را از هردوی آن‌ها به دست آورند.6. این کار مانع تمرکز شما می‌شودیکی از عوامل مهم برای انجام دادن کارها تمرکز است. حفظ تمرکز خود نشان‌دهنده اولویت‌بندی و ارزش‌گذاری شما برای زندگی شخصی و فضای کاری شماست. حفظ تمرکز و اهمیت‌دادن به آن باعث قدرتمندی بینش، تمرکز و دقت شما خواهد شد.7. این موضوع عزت نفسی برای شما ایجاد نخواهد کردبیایید با این موضوع روبرو شویم. همه ما نیازمند احترام و ارزش  شخصی هستیم. شاید این همان چیزی باشد که خانه و خانواده به ما هدیه می‌دهد. خانه به ما کمک می‌کند تا هویت و ارزش‌های شخصی خود را بازیابیم. با حضور در خانه و ترک محل کار (و کارهای باقی مانده) اعتماد به نفس خود را افزایش می‌دهیم و مسوولیت زندگی مان را به عهده می‌گیریم.8. این موضوع ما را از تغذیه و خواب درست و کافی دور می‌کندحواس‌پرتی ناشی از آوردن کار باقی مانده به خانه می‌تواند به کیفیت خواب و تغذیه ما صدمه بزند. خوابیدن و غذا خوردن صحیح تاثیر جوان‌کننده و سلامت بخشی بر بدن‌های ما دارد. شما با گذاشتن بقیه کارهای‌تان در اداره، روی سلامت شخصی خود متمرکز می‌شوید و بهترین استفاده را از زمانی که در خانه می‌گذرانید، می‌کنید.9. منجر به رابطه بهتری بین شما و کارفرمای‌تان نخواهد شدچه شرکت متعلق به شما باشد و چه شما یک کارمند باشید، باید بدانید که ارتباطی با کار یا با کارفرما دارید. اما این ارتباط مرزهایی دارد. و روابط بر اساس درک حد و مرزها ایجاد می‌شوند. کسب بهترین نتیجه از کسب و کارتان یا ارائه بهترین کار خود به کارفرما نیازمند این است که هیچ‌گاه از مرزهای کاری خارج نشوید.

    چرا نباید کارهای عقب افتاده‌تان را به خانه ببرید؟
  • بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان

    بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان
    هفته نامه تجارت فردا - انیس سجادی: اصفهان؛ شهری که همواره در شمار پایتخت‌های اقتصادی ایران بوده و تجارتش همیشه در زمره سرآمدان تحولات عمده اقتصادی ایران‌زمین بوده‌اند. در این شهر خاندانی بودند که مقرر بود تار و پود وطنی را برای جامه ایرانی ببافند.  آنان کازرونی‌ها بودند، کارآفرینانی که نامشان با عمران شهری چون اصفهان توام شده است. در این یادداشت، به روایت قریب به 90 سال از کنش و کارآفرینی اقتصادی مردانی می‌پردازیم که همتشان مصروف خودکفایی ایرانیان از منسوجات غربی شد، در آن زمان که کمتر کسی را جرات به گردش انداختن سرمایه در چنین راهی بود و بیان شعار خودکفایی حیز انتفاع برای مطالبه‌کنندگان آن نبود.محمدحسین کازرونی: پارچه وطنی زیبنده جامه وطنیمحمدحسین کازرونی معروف به حاج‌کاکا حسین فرزند حاج‌محمدجعفر حدود سال 1231 خورشیدی تولد یافت. از نوجوانی به عرصه تجارت وارد شد و حدود 20 سال در بوشهر به فعالیت پرداخت. کازرونی حدود سال 1266 به اصفهان رفت و در این شهر اقامت گزید تا کسب و کار خود را در این شهر گسترش دهد  عده‌ای بر آنند که او ابتدا در بازار اصفهان به ریسمان‌فروشی می‌پرداخت. پیرامون دستیابی حاج‌کاکا حسین به ثروت هنگفتی که قدرت تجهیز امکانات و تجار زبده اصفهان را برای مقابله با امتعه خارجی به او داده بود، هنوز هم شایعات زیادی بین مردم اصفهان می‌پیچد.  برخی دیگر برآنند که او در ابتدای کار و زمانی که از شیراز به اصفهان آمده، طبق‌کشی می‌کرد و در کوچه و خیابان جنس می‌فروخت . بیش از این پیرامون آغازین مراحل کنش اقتصادی محمدحسین کازرونی که او را به یکی از بزرگ‌ترین رجال اقتصادی اصفهان معاصر با دوره مشروطیت و پهلوی اول بدل کرد، چیزی در منابع و مآخذ نیامده است.کازرونی در سال 1270 با همکاری حاجی‌آقا‌محمد قزوینی، حاج‌محمدعلی تبریزی، محمدمهدی سمسار و محمد صالح‌عرب «کمپانی مسعودیه» را در اصفهان ایجاد کرد. او که در این راه از مشارکت تجار تنباکوی اصفهان بهره می‌برد، این شرکت را با هدف حمایت از کشاورزان و تجار توتون و تنباکو در مبارزه با انحصارطلبی‌های تجار انگلیسی تاسیس کرده بود.  اگرچه اطلاعات جامعی پیرامون این شرکت در مآخذ آورده نشده، می‌دانیم که این شرکت تا سال 1296 خ فعال بود . در سه دهه پایانی قرن نوزدهم، روند صادرات منسوجات انگلیسی و روسی به ایران با افزایش چشمگیری همراه بود که بی‌تردید موجبات گسترش نفوذ اقتصادی قدرت‌های روس و انگلیس در ایران را فراهم می‌آورد.  در این ایام «صنعت پارچه‌بافی ایران که عموماً کارگاهی، خانگی، غیرماشینی، دستی و کوچک بود، بر اثر افزایش واردات در خطر نابودی قرار گرفت؛ از این‌رو، بسیاری از اصلاح‌گران و نوگرایان ایرانی احساس خطر کردند» .با هدف مقابله با چنین خطری، «انجمن اسلامی» به وسیله محمدحسین کازرونی به منظور ترویج پارچه‌های وطنی تاسیس یافت. این اقدام، زمینه‌ساز تاسیس «شرکت اسلامیه اصفهان» در سال 1277 شد. این شرکت که با 15 هزار تومان سرمایه اولیه شروع به کار کرد، با به‌کارگیری دستگاه‌های پارچه‌بافی مقدمات ایجاد صنایع جدید بافندگی در اصفهان را فراهم آورد.  بنا بر فصل بیست و یکم نظامنامه این شرکت می‌بایست به کلی از داد و ستد کالاهای خارجی خودداری کرده و فقط همّ خود را مصروف ترقی کالای داخلی و آوردن اسباب و کارخانجات مفید می‌کرد و بر حسب اقتضا به حمل کالاهای داخلی به خارج از کشور و همکاری در ایجاد راه شوسه و آهن می‌پرداخت.  نکته شایان توجه آن است که تمام اجزای این شرکت ملزم به تهیه لباس خود از منسوجات و کالاهای داخلی بودند. بر اساس ماده 24 نظامنامه کار‌ویژه این شرکت، تهیه مقدمات تاسیس کارخانه ریسمان‌ریسی تعیین شد . محمدحسین کازرونی اولین رئیس اتاق تجارت اصفهاندر جلسه‌ای که در منزل سلیمان خان رکن‌الملک شیرازی‌اصفهانی (نایب‌الحکومه وقت اصفهان) برگزار شد؛ نورالله نجفی‌اصفهانی از علمای طراز اول اصفهان با خرید سهام شرکت، دیگران را ترغیب به خرید سهام کرد. در همین جلسه، محمدحسین کازرونی به عنوان رئیس‌کل شرکت اسلامیه برگزیده شد . این شرکت در بدو تاسیس در 17 شهر از جمله تهران، مشهد، شیراز، بوشهر، رشت، تبریز، کاشان، سنندج و... به تاسیس شعبه پرداخت.  نمایندگان شرکت اسلامیه در اصفهان حاجی‌میرزامحمد مشکی ‌تاجر ‌اصفهانی، حاجی‌محمدجعفر تاجر ‌اصفهانی، حاجی‌میرزااسدالله تاجر ‌اصفهانی (نقشینه)، حاجی‌محمدکاظم تاجر ‌اصفهانی (مثقالی) و حاجی‌میرزاعلی نقشینه بودند. اگرچه مهدوی بر این باور است که میرزاعلی ادیب‌التجار به عنوان مدیرعامل در این شرکت نقش‌آفرینی می‌کرده، ولی ترابی‌فارسانی، حاجی‌میرزاعلی نقشینه را به عنوان مدیر برگزیده این شرکت معرفی می‌کند. شرکت اسلامیه بعدها فعالیت خود را به خارج از مرزهای ایران نیز گسترش داد.  در این راستا، حاج‌زین‌العابدین تقی‌اف از سرمایه‌داران بزرگ قفقاز وکالت شرکت را عهده‌دار شد و ارفع‌الدوله سفیر وقت ایران در روسیه طی بخشنامه‌هایی خبر ایجاد چنین شرکتی را به تمام کنسولگری‌های ایران در روسیه ابلاغ کرد. همچنین نمایندگی شرکت با همکاری برخی تجار مقیم مصر زیر نظر آقا میرزامحمدحسین مشکی تاسیس یافت . گذشته از مصر، گفته شده که این شرکت در انگلستان، هندوستان، عثمانی و روسیه نیز شعباتی داشته است .گذشته از حمایت شیخ‌نورالله، این شرکت از حمایت دیگر روحانیون نامدار اصفهان نظیر شیخ‌محمدعلی و شیخ‌محمدتقی آقا‌نجفی و برادران او حاج‌آقا نورالله عمادالاسلام و حاج‌شیخ‌محمدعلی ثقه‌الاسلام و جمعی از رجال سیاسی و ادبی نظیر مسعود‌میرزا ظل‌السلطان (والی وقت اصفهان)، دریابیگی، ادیب‌الممالک فراهانی، سیدجمال‌الدین واعظ‌اصفهانی و محمدتقی شوریده نیز برخوردار بود .  گفتنی است، تاسیس این شرکت با حمایت گسترده علمای نجف همراه بود. چنان که حاجی‌میرزامحمدحسین نوری، صدر اصفهانی، شیخ‌طه عرب مقیم نجف، آقا میرزامحمدهاشم چارسویی و حاج‌میرزاحسین طبرسی شخصاً به حاج‌آقا نورالله نجفی‌اصفهانی نامه نوشتند و از او به خاطر حمایت از این شرکت تشکر کردند.  دیگر علمای بزرگ و مراجع تقلید آن زمان، یعنی سیداسماعیل صدر، حاج‌میرزاحسین، حاج‌میرزاخلیل، سیدمحمدکاظم طباطبایی‌یزدی، محمد غروی شربیانی، آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، محمدحسن ممقانی، حاج‌میرزا‌حسین نوری و میرزافتح‌الله اصفهانی شیخ‌الشریعه، بر رساله شرکت اسلامیه تقریظ نوشتند و کمک به این شرکت را مساوی مبارزه با نیروی کفر دانستند . در همین راستا، علما فتواهایی در تایید شرکت و ترغیب شیعیان به خرید سهام شرکت صادر کردند.  گفتنی است، در مجمعی که با حضور دو هزار تن از علما، تجار و بزرگان اصفهان در باغ او در سال 1286 برگزار شد، پس از سخنرانی حاج‌آقا‌نورالله نجفی‌اصفهانی، تمامی حضار قرآن مهر کرده و قسم یاد کردند که از البسه و اقمشه خارجی استفاده نکنند . با این حال، این شرکت در پی عدم همکاری دولت با آن، پرداخت نامرتب وجوه سهام توسط سهامداران، منظم نبودن پرداخت سود سهام، وجود کمپانی‌های رقیب و تعارضات درونی طبقه تجار و نبود متخصصان آگاه و مطلع از صنایع نساجی نتوانست موفقیت چندانی در عرصه تجارت جدید برای موسسان خود تحصیل کند.  دیگر گام بلند کازرونی در عرصه حمایت از تولید داخلی زمانی بود که با همکاری جمعی از تجار اقدام به تاسیس «شرکت شرافت» کرد. این شرکت که اولین بنگاه تولیدی پس از مشروطه بود، به منظور «ترویج امتعه وطنی و رفع احتیاج از خارجه و توسعه دایره مکاسب و سایر مصالح عامه» تشکیل یافت.  نخستین جلسه آن در خانه سیدحسن بنکدار برپا شد و موسسان این شرکت که نام کازرونی و آقا نورالله نجفی در میان آنها به چشم می‌خورد، بر استفاده از اسباب و اثاث و ظروف ساخت ایران در منازل تاکید می‌ورزیدند. کم‌کم تولیدات این شرکت تا حدی افزایش یافت که طی جشن اولین سالگرد مشروطیت، مغازه‌ای با نام «اخوت» برای فروش منسوجات وطنی با حضور حاج‌آقا نورالله و کازرونی تاسیس گشت.اما کازرونی تنها به عرصه تجارت بسنده نکرد. او در شمار تجاری بود که پا به عرصه فعالیت سیاسی نهاد. او همزمان با جنبش مشروطیت به مشروطه‌خواهان پیوست. کازرونی در حمایت از مشروطه‌خواهان اصفهان با همکاری سیدحسن مدرس و میرزاحبیب‌الله امین‌التجار اقدام به تاسیس انجمن ولایتی اصفهان کرد. در این راه او تا حدود زیادی مخارج نهضت مشروطه اصفهان را تامین کرد و پس از مشروطه، نقش فعالی در طرح تاسیس بانک ملی ایران در مجلس اول ایفا نمود . بدین ترتیب، در اصفهان جلسات مذاکرات حامیان تاسیس این بانک در باغ کازرونی تشکیل می‌یافت .آخرین حضور پر‌رنگ محمدحسین کازرونی در عرصه کارآفرینی اقتصادی اصفهان زمانی بود که او در سال 1302 به عنوان شریک تجاری با عطاءالملک دهش در تاسیس «کارخانه وطن» همکاری کرد. این کارخانه، اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی مدرن در اصفهان بود. سرمایه‌گذاری اولیه این کارخانه، 9 میلیون و 400 هزار ریال بود و در نزدیکی پل خواجو به بهره‌برداری رسید. این کارخانه در نخستین سال فعالیت، با 12 دستگاه بافندگی و به طور روزانه 150 کارگر 70 هزار متر پارچه تولید کرد. گفتنی است، کلیه ماشین‌های این کارخانه از آلمان وارد می‌شد.  با بروز اختلافی بین دهش و کازرونی، حل و فصل این اختلاف به محکمه تجارتی متشکل از حاج‌معین‌التجار بوشهری، حاج‌محمدحسین امین‌الضرب، اسلامیه، مدرس و آیرم عودت داده شد. طی این جلسه که در منزل رضاخان سردار سپه منعقد شد، مقرر شد تا دهش بنیانگذار کارخانه سهام خود را به کازرونی بفروشد. بعدها برای رفع مشکل تامین سرمایه، ارتش سفارش تامین 300 هزار تومان پارچه را به این کارخانه داد.  در دوره پهلوی اول، این کارخانه مورد توجه حکومت در ترویج منسوجات ایرانی بود و از حمایت حکومت در دریافت وام برای گسترش فعالیت‌های خود برخوردار بود. به تدریج، تجهیزات کارخانه به 400 دوک ریسندگی و 100 دستگاه ماشین با ظرفیت 500 هزار متر پارچه در سال افزایش یافت. در بخش ریسندگی چند نوع نخ برای قالی‌بافی و پارچه‌بافی تهیه می‌شد و در قسمت پارچه‌بافی 1500 متر پارچه پشمی با اصول جدید رنگرزی تهیه می‌گشت .کازرونی در سال 1286 و در راستای تحکیم موقعیت تجار در چارچوب نهادهای مدنی، در باغ خود جلسه‌ای را ترتیب داد که موجب تاسیس مجلس تجارت یا انجمن تجار اصفهان به همراهی 11 تن از دیگر تجار این شهر شد. او در همین جلسه، پیشنهادی مبنی بر تاسیس کارخانه کاغذسازی ارائه داد . این انجمن زمینه‌های تاسیس نخستین «اتاق تجارت اصفهان» را فراهم آورد.     بدین ترتیب، کازرونی در سال 1310 به همراه حاج‌سیدعبدالکریم محمودیه، حاج‌میرزاحسن اعتمادالتجار، حاج‌عبدالعلی فیض، حاج‌میرزاحسن اعتمادالتجار، حاج‌میرزاآقا معین‌امین، میرزاحسن سلطانی، سیدجواد کسایی، محمدکاظم مثقالی و جمعی دیگر از تجار برجسته اصفهان به تاسیس «اتاق تجارت اصفهان» پرداخت.سرانجام، مردی که همواره پارچه وطنی را زیبنده قبای جامه ایرانی می‌دید، پس از 65 سال فعالیت اقتصادی در بوشهر و اصفهان در بیستم اردیبهشت‌ماه 1311 در اصفهان درگذشت. او ابتدا در تکیه کازرونی واقع در گورستان تخت فولاد مدفون شد و 12 سال بعد بنا بر وصیتش استخوان‌های او برای تدفین به نجف انتقال یافت و در یکی از حجره‌های صحن شریف جای گرفت . اما با مرگ او قلب کارخانه وطن که زمانی نامش کازرونی و میهن بود، از حرکت بازنایستاد و وراث خاندان کازرونی در توسعه آن کوشیدند.محمدجعفر کازرونی: ادامه راه پدرمحمدجعفر کازرونی در سال 1280 در اصفهان تولد یافت. او از کودکی با کار در حجره پدر به دنیای تجارت وارد شد. او که در زمان بهره‌برداری از کارخانه وطن 24 سال داشت، در سال‌های 1311-1302 به همراهی با پدرش در مدیریت کارخانه پرداخت. پس از فوت پدر، با بهره‌گیری از ثروت خانوادگی، اعتبار تجاری و خانوادگی (همسر او از نوادگان ظل‌السلطان بود)، تجربه و پیوند با گروه‌های اجتماعی ذی‌نفوذ بستر لازم برای توسعه تجارت خود را فراهم کرد. در 1314، فرزندان حاج‌کاکا موفق شدند تا در اصفهان دومین کارخانه نساجی خود را با شماره 63 و سرمایه‌ای حدود سه میلیون و 53 هزار ریال به ثبت رسانند و یک سال بعد از آن بهره‌برداری کنند.  «رئیس هیات‌مدیره، محمد کازرونی و اعضای آن محمدجعفر، زین‌العابدین امین، سیدعبدالرحیم محمودیه و حاج‌محمدکریم سمسار بودند. تولید سالانه آن، هفت میلیون و 500 هزار متر پارچه نخی و الیاف مصنوعی بود» .این امر در حالی بود که وطن همچنان به فعالیت خود ادامه می‌داد و در سال 1319 سرمایه آن به 19 میلیون ریال رسید و با سرمایه آن یک کارخانه نخ‌بافی از انگلستان خریداری و نصب شد تا به تولید فاستونی و پتو برای تهیه لباس‌های نظامی، مدارس و عموم مردم بپردازد .کارخانه شماره 63 نیز به تدریج بر تعداد دستگاه‌های بافندگی و پرسنل خود افزود، ولی به علت محدودیت فنی، کمبود نیروی انسانی ماهر و نبود تقاضا نتوانست تولید زیادی داشته باشد. در نتیجه، در خرداد 1335، طی پاره‌ای مسائل مالی فعالیت آن متوقف شد. اگرچه هیات حمایت از صنایع در برنامه سوم خود 20 میلیون ریال اعتبار بدان اختصاص داد، بحران مالی موجود ادامه یافت و کارخانه به تعطیلی کشیده شد. در 26 آبان 1342، با حضور هیاتی دولتی مقرر شد که نیمی از بهای فروش محصول برای پرداخت حقوق معوقه و نیمی برای خرید مواد اولیه اختصاص یابد .کازرونی در کنار کارخانه وطن، یک کارخانه دوخت لباس از انگلستان خریداری و در کنار وطن نصب کرد. اگرچه عدم توافق بین مقامات بانک ملی و مسوولیت کارخانه در پرداخت بدهی مدیریت این کارخانه به وزارت اقتصاد محول شد و از آبان 1344 هیات حمایت صنعتی با هیات‌مدیره‌ای مرکب از مهندس سحابی، حائری‌زاده، سهامی و با نقش‌آفرینی مهندس عطاءالله شهاب زیر نظر بانک ملی به اداره آن پرداختند. سرمایه این کارخانه در اواسط سال 1350، حدود 200 میلیون ریال بود.  طی این مدت وطن نیز به توسعه خود ادامه می‌داد و در اواسط سال 1346 به عنوان سومین کارخانه تولیدکننده کشور در حوزه پارچه پشمی و پتو فعال بود. اگرچه به واسطه مشکلات مالی در سال 1348 به مدت 15 روز تعطیل شد، با پرداخت قروض آن از سوی بانک، از نو با سرمایه بانک و کارخانه به فعالیت خود ادامه داد و اداره آن با سرمایه سازمان برنامه و بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران صورت گرفت.  در نهایت، وطن همچون کارخانه‌های زاینده‌رود به مدیریت مهندس ذوالفقاری و ریسباف به مدیریت عارف‌پور به وسیله هیات حمایت از صنایع اداره می‌شد. کارخانه وطن در 1352 با تفکیک ارضی به فروش رسید و زاینده‌رود و پشمباف به بیرون شهر منتقل شدند و سبحانی از سوی خاندان کازرونی به عضویت هیات‌مدیره درآمد .  صاحبنظران بر این باورند که این عقب‌نشینی‌های پیاپی، به علت «نگاه سنتی به صنعت و استفاده نکردن از مدیریت نوین در اداره واحدهای صنعتی» اتفاق افتاد . وطن در سال 1389، در بخش بافندگی حدود 250 پرسنل داشت و مالکیت آن بر عهده بخش سرمایه‌گذاری بانک ملت بود.اما اگر از خاندان کازرونی تنها به عنوان یکی از مهم‌ترین کارآفرینان اقتصادی اصفهان در سده اخیر یاد کنیم، چنان که می‌بایست به اهمیت نقش کنشگران اقتصادی در تحولات جامعه نخواهیم پرداخت. آنان آمدند، با غایت کسب سود و در زمانه‌ای که کمتر کسی را جرات مقابله با کالاهای خارجی در دل بود، با به کار انداختن سرمایه خود به حمایت از تولید ملی پرداختند.  اما حمایت خاندان کازرونی از تولید ملی با مرگ حاج‌کاکا خاتمه نیافت. مهم‌ترین نمود این مساله زمانی بود که فرزندش محمدجعفر با خرید بالاترین رقم قرضه ملی به حمایت از دولت دکتر مصدق در دوران کمبود نقدینگی ناشی از تحریم ایران از سوی انگلستان پرداخت و بدین ترتیب، به عنوان قهرمان قرضه ملی شناخته شد. خاندان کازرونی تنها بدین عرصه بسنده نکردند و پای بر عمران شهری اصفهان نیز فشردند.  از جمله فعالیت‌های عام‌المنفعه این خاندان می‌توان به احداث مسجد کازرونی‌ها واقع در خیابان عباس‌آباد، تاسیس دبستان و دبیرستان در نزدیکی بازار اصفهان، چاپ قرآن، رسائل علمیه، کتب ادعیه، ساخت درمانگاه و زایشگاه، ساخت آب‌انبار و تکیه کازرونی در تخت فولاد، مسجد اقدسیه در بازارچه بلند، ساخت مساجدی در خیابان‌های دروازه دولت، سپه و ملاصدرا اشاره کرد.  شایان ذکر است این خاندان مالکیت زمین‌های بسیاری را به ویژه در اطراف خیابان‌های چهارباغ و شاه‌اصفهان از آن خود کرده بودند که بخش کثیری از آنها از میراث افسانه‌ای حاج‌کاکا فراهم آمده بود .     تاکنون پیرامون فرزندان حاج‌کاکا تاریخ‌نگاری مدونی صورت نگرفته، تنها می‌دانیم که گذشته از شخص حاج‌کاکا که در 1310 به عضویت اتاق بازرگانی درآمد، فرزندان او محمد و امین کازرونی در 1323 نیز به عضویت این اتاق درآمدند و محمدجعفر در سال‌های 1346 و 1350 به عضویت اتاق بازرگانی اصفهان برگزیده شد.  او در سال 1358 مقابل مسجد تازه‌ساز خود در هزارجریب اصفهان هدف ترور گروه فرقان واقع شد و پس از وفات در گورستان تخت فولاد در کنار پدرانش به خاک سپرده شد .   مروری بر زندگی و زمانه برادران همدانیان فریدون شیرین‌کام*:دو برادر در حوزه تجاری و صنعتی استان اصفهان در زمینه نساجی، سیمان و قند فعالیت داشتند. آنان در سال‌های 20 تا اواسط 50، یکی از گروه‌های بزرگ اقتصادی منطقه اصفهان بودند.ازدواج نکردنشان و اختصاص دارایی به امور خیریه، ویژگی آنها، در میان فعالان اقتصادی ایران است. عدم شفافیت مالی، ناتوانی در مدیریت و مداخله قدرت سیاسی سهم بسزایی در تخریب سرمایه‌گذاری صنعتی و خروج حسین همدانیان از عرصه اقتصادی ایران در اواسط دهه 50 داشت.علی همدانیان در 1280 خ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش، محمدرضا همدانی، پیشه‌ور کوچکی بود که به سختی زندگی خانواده را تامین می‌کرد. فرزندش را به مکتب‌خانه فرستاد. سپس در بازار شاگردی کرد. به کمک تعدادی، دکه خرازی فراهم کرد. پس از مدتی آن را تبدیل به پارچه‌فروشی کرد و در آنجا قدک، متقال و چیت مخصوص اصفهان می‌فروخت.  از کشاورزانی که پول نقد برای خرید پارچه نداشتند گندم، جو، مویز و میوه‌های خشک -به جای پول- دریافت می‌کرد. چندین سال کار بر همین منوال ادامه داد. از 1304 محصولات چند کارخانه نساجی از جمله وطن وارد بازار شد. علی همدانیان 24‌ساله، بسیار صرفه‌جو بود. او درخواست کرد پارچه‌های پشمی کارخانه وطن را در بازار بفروشد.   حاج محمدحسین کازرونی (صاحب کارخانه وطن) از دادن اعتبار، توزیع پارچه و کمک به همدانیان دریغ نکرد. همدانیان به تدریج در کار فروشندگی پیشرفت کرد و مغازه بزرگ‌تری در بازار اصفهان خرید. با سود آن در اطراف شهر، زمین زراعی خرید. وقتی کارخانه‌های نساجی اصفهان رو به ازدیاد نهاد، او از مشتریان بزرگ آنها بود؛ برخی از تولیدات را پیش‌خرید می‌کرد و محصول کارخانه را به صورت نقد و قسطی می‌فروخت.  از این راه، درآمدش افزایش یافت؛ در 30سالگی، از تاجران سرشناس و معتبر اصفهان شد. سال‌ها تجربه، انباشت سرمایه و اعتبار در بازار برای او انگیزه‌ای شد تا به همراه تعدادی از تجار به فکر تاسیس کارخانه نساجی در اصفهان بیفتد.علی همدانیان در 36‌سالگی  اولین سرمایه‌گذاری صنعتی خود را در زمینه نساجی ریسندگی و بافندگی صنایع پشمباف با تعدادی از فعالان اقتصادی شروع کرد. ساختمان کارخانه در زمینی به مساحت 50 هزار متر در خیابان هزارجریب اصفهان با هفت دستگاه بافندگی پشم شروع به کار کرد. سرمایه اولیه شرکت، شش میلیون ریال بود و پس از مدتی به دو برابر (شش هزار سهم ممتاز و شش هزار سهم عادی) افزایش یافت. کارخانه علاوه بر پارچه‌بافی، قسمت نخ‌ریسی داشت.  محصولات کارخانه، نخ، پارچه پشمی و پتو بود. در آن سال‌ها ارتش یکی از خریداران عمده محصولات کارخانه بود. تولید سالانه آن، 450 هزار متر انواع پارچه پشمی و 70 هزار بقچه نخ شماره 20 بود. این کارخانه، یکی از اولین کارخانه‌هایی بود که پارچه تترون تولید می‌کرد. برخی از پارچه‌های تولیدی آن به کشورهای عربی -خصوصاً عربستان- صادر می‌شد.شرکت در سال 1330 به دلیل مشکل مدیریتی، بحران مالی، اداره کارخانه با مدیریت سازمان برنامه را پذیرفت. به نظر می‌رسد بحران مالی همزمان با نفوذ گروه‌های سیاسی و ناتوانی مالکان برای جلوگیری از زیاندهی کارخانه، نقش موثری در ایجاد این شرایط داشته است. تعداد کارکنان کارخانه، سال 1355 به 1220 نفر افزایش یافت. 350 کارگر کارخانه، زن بودند.دومین سرمایه‌گذاری صنعتی همدانیان در 21 آذر 1329 با نام کارخانه شهناز (بافناز بعدی) تاسیس شد. کارخانه با مساحت صد هزار مترمربع و زیربنای 70 هزار متر، در چهار باغ بالا قرار داشت و انواع پارچه‌های نخی از پنبه و الیاف مصنوعی را تولید می‌کرد. آنان قسمت ریسندگی را توسعه دادند و تعداد آن را در سال 1342 به 50 هزار دوک رساندند.کارخانه دارای قسمت‌های مختلف پنبه‌پاک‌کنی، حلاجی، ریسندگی و 1400 دستگاه ماشین بافندگی، نقاشی و گلزنی بود. روزانه در حدود پنج هزار متر بقچه نخ و 110 هزار متر پارچه چیت، کودری، چلوار، پوپلین، مخمل و فاستونی زنانه و مردانه تولید می‌کرد (سالانه 32 میلیون متر). در شهریور 1337، تعداد 1550 پرسنل داشت که بعدها به 4200 نفر رسید. در اواخر دهه 40 سرمایه کارخانه 400 میلیون ریال بود. ماشین‌های آن عموماً خودکار و مدرن بودند. حسین همدانیاندر سال 1334 علی همدانیان اقدام به تاسیس چهارمین کارخانه سیمان ایران در استان اصفهان کرد. در سال 1337 بهره‌برداری از کارخانه با یک کوره 200 تنی به روش ‌تر آغاز شد. در سال 1341 دومین کوره با ظرفیت 300 تن در روز و کارخانه سوم در سال 1346 با ظرفیت 500 تن در روز به بهره‌برداری رسید.  با تغییر سیستم، ظرفیت کارخانه تا 2300 تن افزایش یافت. مساحت کارخانه سیمان، دو میلیون مترمربع و زیربنای آن، 80 هزار مترمربع بود که در آن، انواع سیمان ساختمانی، سیمان حفاری و سیمان ضدسولفات تولید می‌شد. سرمایه شرکت، 350 میلیون ریال بود و 385 پرسنل در سال 1349 داشت.کارخانه قند نقش‌جهان (سهامی عام) یکی دیگر از فعالیت‌های صنعتی همدانیان بود. تا 22 مرداد 1336 صنعت قند در انحصار دولت بود. پس از این تاریخ، شورای عالی اقتصاد با آزادی تاسیس کارخانه، توسط بخش خصوصی، موافقت کرد. همچنین از محل اضافه ارزش پشتوانه اسکناس برای تاسیس کارخانه قند وام داده شد. در بهمن 1339 هیات وزیران حق فروش قند در بازار آزاد را برای کارخانه‌های قند خصوصی اعلام کرد؛ به شرط اینکه این کارخانه‌ها 25 /1 ریال برای هر کیلو قند به دولت، حق انحصار بپردازند.در آغاز عده‌ای از فعالان اقتصادی اصفهان، کارخانه قند نقش‌جهان را راه‌اندازی کردند. علی همدانیان این کارخانه را خریداری کرد.پس از فوت علی همدانیان  از سوی اداره دارایی، سهام کارخانه به مزایده گذاشته شد . حسین همدانیان برنده و مالک کارخانه شد.حسین همدانیان، عمدتاً مشغول فعالیت تجاری در تهران بود و تجربه‌ای در امور صنعتی نداشت. او پس از فوت علی، مالکیت کارخانه‌های او را به عهده گرفت. حسین، سهم یک برادر و دو خواهرش را خریداری کرد و مالک تمام اموال علی شد.پس از فوت علی، حسین همدانیان و سلطان‌مراد بختیار  با سرمایه‌گذاری مشترک بخش خصوصی، بانک توسعه صنعتی و معدنی و سازمان برنامه این کارخانه را بهره‌برداری کردند. سرمایه این کارخانه، 470 میلیون ریال و محل احداث آن، کیلومتر 14 جاده اصفهان-شیراز بود.  مبلغ 240 میلیون ریال، بخش خصوصی، 200 میلیون ریال، سازمان برنامه و بخشی از سرمایه را از وام فروشندگان کارخانه لهستانی تامین کردند. ظرفیت تاسیسات این کارخانه 1500 تن چغندرقند در روز بود. کارخانه دارای دستگاه تفاله خشک‌کنی 12 هزار‌تنی (برای تغذیه دام) بود. کارخانه قند نقش‌جهان، حدود 22 هزار تن شکر تولید می‌کرد. در سال 1354 دارای 160 کارگر ثابت و 400 شاغل بهره‌بردار بود. 75 خانه، یک مدرسه شش‌کلاسه، نانوایی، بهداری، مکان ورزشی و سرویس رفت و آمد برای رفاه کارکنان برقرار شد. علی همدانیانعلی همدانیان از سال 1330 علاوه بر کار صنعتی و تجاری، در ملک‌داری، خرید و فروش زمین و کشاورزی فعالیت داشت. در سال 1339 به ریاست سندیکای صنایع اصفهان انتخاب شد. علی از صبح تا اوایل شب به مسائل کارخانه‌اش رسیدگی می‌کرد. وجوهات شرعی خود را به آیت‌الله حاج‌رحیم ارباب می‌داد.  استفاده نکردن از مدیران شایسته و نسپردن مسوولیت به مدیران، او را ناتوان ساخت. سرانجام پس از یک روز پرکار، شب‌هنگام بر اثر سکته قلبی، در بهمن 1342 جان سپرد و در مقبره خانوادگی در تخت فولاد به خاک سپرده شد. هنگام دفن او كارخانه‌ها یك دقیقه سوت خود را به صدا درآوردند.  او آنچه را از راه صنعت به دست آورده بود در آن سرمایه‌گذاری کرد. علی همدانیان ازدواج نکرد هنگام مرگ، یکی از سرمایه‌داران بزرگ اصفهان بود و بیش از شش هزار نفر در واحدهای صنعتی او مشغول کار بودند.علی همدانیان علاوه بر سرمایه‌گذاری صنعتی مستقل در برخی از واحدهای صنعتی دیگر همچون کارخانه توربین سرمایه‌گذاری کرد.حسین همدانیان، در سال 1283 در فلاورجان متولد شد. او هم مانند برادرش علی بعد از مختصر سواد مکتب‌خانه‌ای وارد بازار شد. کارش را با شاگردی در مغازه‌ها آغاز کرد. چندی در بازار اصفهان فروشنده قدک و کرباس بود؛ زمانی نیز کالاهای مورد نیاز چند روستا در نجف‌آباد را تهیه می‌کرد.بعد از شهریور 1320 به تهران رفت. در سال‌های جنگ جهانی که لاستیک و وسایل یدکی اتومبیل، کمیاب و گران‌قیمت بود، او به خرید و فروش اتومبیل روی آورد. پس از مدتی کار او رونق زیادی یافت. با سرمایه‌ای که اندوخته بود در خیابان سعدی، نمایندگی فروش چند اتومبیل آمریکایی را گرفت؛ علاوه بر آن به خرید و فروش زمین و مستغلات پرداخت. تدریجاً از تجار معتبر تهران شد. درآمد او بیشتر از مستغلات بود.  بعد از فوت برادر، به ترغیب مسوولان دولتی برای اداره واحدهای صنعتی او به اصفهان رفت. چهار کارخانه بزرگ صنایع پشمباف، شهناز، سیمان اصفهان و قند جهان سهامدار آن علی همدانیان بود. او بیشتر روحیه بازاری و تجاری داشت. وزارت دارایی، ارزش اموال همدانیان را محاسبه و سهم مالیات بر ارث او را تعیین کرد و سپس برای وصول آن، كارخانه شهناز را در سال 1343 به حراج گذاشت. با اینكه مالیات بر ارث در آن زمان، مبلغ كلانی بود، حسین همدانیان كارخانه شهناز را خریداری کرد.اقتصاد اصفهان و تا حدی، فعالیت بانک‌ها متاثر از صنایع بزرگ همدانیان بود. همچنین باغ‌ها، زمین‌های کشاورزی و مستغلات فراوانی از برادرش به ارث رسیده بود که نیازمند سرپرستی و مدیریت بود. دولت با اعتبارات تازه‌ای که در اختیار او گذاشت، بر رونق کارش افزود. او برخلاف برادرش علی، صرفه‌جو نبود و تجربه مستقیم تاسیس و اداره واحد صنعتی را طی 22 سال نداشت. همین مساله، بعدها از مشکلاتش در اداره واحدهای بزرگ شد.  مدیریت بر چند واحد بزرگ صنعتی، باعث شد که ریاست اتاق صنایع و معادن و بازرگانی اصفهان را به او بسپارند. او سرمایه شخصی خود را به دارایی برادرش اضافه کرد و در توسعه کارخانه‌ها و آبادی زمین‌های کشاورزی کوشید. درباره نحوه مدیریت و نهایتاً کنترل دولت روایت‌های متفاوتی از مداخله خانواده سلطنتی در تامین مالی بخشی از فعالیت‌های نیکوکارانه و عدم پرداخت منظم آن از سوی همدانیان و برخی از سوءاستفاده‌ها در کارخانه قند ذکر شده است.به ازای هر کیلو قند سه ریال سهم دارایی و شهرداری بوده که همدانیان در پرداخت آن تخلف کرده است. به روایت صادقی آنها ترازو را دستکاری کرده بودند، به طوری که وزن 100‌کیلویی را 80 کیلو نمایش می‌داد. همین تفاوت با فرض 450 هزار تن تولید، حدود 16 میلیون تومان، کمتر اعلام شد. نقش هاشمی (مدیر کارخانه) در این سوءاستفاده آشکار شد؛ برآورد مازاد کارخانه از بخش گندیده چغندرقند، برای کاهش پرداخت سهم دولت، و ارزیابی از خاک چغندرقند 10 درصد بیش از استاندارد بود تا مقدار پرداخت به چغندرکاران را کاهش دهد. همچنین پول چغندرکاران با تاخیر پرداخت می‌شد. به همین دلیل هاشمی و همدانیان دستگیر شدند. همدانیان به دلیل بیماری و اعتیاد به بیمارستان خورشید منتقل شد.با زندانی شدن حسین همدانیان، در آخر تیر 1353 كارخانه از جهت اداره اقتصادی و بدهی ارزی، دچار اختلال شد. کارخانه نساجی او نیز دچار مشکل شد. وزیر صنایع، دو نفر به نام‌های مهندس علی‌اكبر سبحانی و زارع حائری‌زاده را با حمایت مالی بانك ملی، مسوول رسیدگی به كارخانه شهناز کرد. مدیریت كارخانه به وكالت از همدانیان به سبحانی سپرده شد. از نظر سبحانی، پراكندگی و فقدان نظم در حسابداری شركت به چشم می‌خورد.كارخانه دارای دیون جاری 200 میلیون ریالی بدهی 90 میلیون ریالی به بیمه بود. مالیات بردرآمد از سال 1346 تصفیه نشده بود. مواد اولیه گران با بهره 24 درصد از ژاپن خریده بودند و خریدهای داخلی به صورت نسیه صورت می‌گرفت. بدهی كارخانه به بانك‌ها 371 میلیون ریال بود. كنترل شدید كارخانه، توسط سازمان امنیت، به دلیل حضور چهار هزار پرسنل و گزارش كذب برخی از كارگران وابسته به سازمان امنیت از مشکلات شرکت بود. كارخانه، با سه سندیكای كارگری، در گرفتن مزایا از كارفرما در رقابت بودند.دو برادر، اولین فعالیت خیریه سازمان‌یافته خود را در سال 1332 با تاسیس یک مدرسه شروع کردند.  حسین همدانیان هنگام بازدید از مدرسه نوشت: من در زندگی خود شاهد لحظات شادی‌آفرین فراوان بوده‌ام، ولی همه آنها را در مقابل فریادهای ناشی از حق‌شناسی دانش‌آموزان مدرسه ناچیز یافتم. احساس من از مشاهده قیافه‌های معصوم كودكانی كه برای قدردانی از یك اقدام خیر، هلهله می‌كردند، تا آن حد زیبا و دلپذیر بود كه هرگز فراموش نمی‌شود. امیدوارم تا واپسین لحظات عمر، پیشقدم امور خیر همگانی باشم.پس از فوت علی همدانیان، برادرش حسین در 24 خرداد 1344 بنیاد خیریه‌ای تاسیس کرد و در خرداد 1344 دبستان پسرانه همدانیان را به بهره‌برداری رساند.    ساخت 17 مدرسه، بخشی از فعالیت‌های این بنیاد در 40 سال اخیر است. موسسه مذكور در آن سال، داراترین بنیاد خیریه صنعتی در بخش خصوصی بود. حسین همدانیان، در سال 1353 كلیه سهام و اموال منقول و غیرمنقول كارخانه را به بنیاد واگذار کرد و امور موسسه با هیات‌امنای خیریه، اداره می‌شد. او تمایل داشت پس از مرگش، سود كارخانه‌ها، برای كارهای خیریه به دانشگاه اصفهان اختصاص یابد؛ بنابراین، هیات امنایی را برای سرپرستی آن تعیین و شركت شهناز را در 8 خرداد 1354 به موسسه خیریه واگذار کرد. رئیس دیوان عالی كشور، مدیرکل بانك ملی ایران، استاندار، رئیس دادگستری، رئیس دانشگاه اصفهان و دو معتمد، هیات امنای بنیاد خیریه را تشکیل می‌دادند.  با تاسیس بنیاد، واحدهای صنعتی از پرداخت مالیات معاف بودند. آیت‌الله خادمی پس از انقلاب، مسوولیت بنیاد را به حاج‌علی تابش سپرد و بعدها با درخواست آیت‌الله طاهری، مدیریت بنیاد به یکی از دوستان او به نام مهدی‌پور سپرده شد. هم‌اکنون، این بنیاد، زیر نظر آیت‌الله مظاهری (رئیس هیات علمیه اصفهان) اداره می‌شود. برای تصرف این اموال، دلایل مختلف از جمله توطئه محلی و نقش قدرتمندان سیاسی ذکر شد.  رسیدن به 70‌سالگی، نداشتن همسر و فرزند و بیماری، می‌توانست دلیل اقدام او باشد. بعد از زندانی شدن او مالکیت بنیاد، تغییر کرد. دارایی آن، به موسسه شاهنشاهی خدمات اجتماعی، واگذار شد.  پیشنهاد گروه‌های پرنفوذ قدرتمند سیاسی به حسین همدانیان در زمینه واگذاری اموال -با توجه به وارث نداشتن- و عدم موافقت حسین، مشكلاتی برای او ایجاد کرد. در 30 تیر 1353 او به جرم آگاهی و معاونت در دادن رشوه، به 9 ماه زندان محكوم شد كه آن را به علت ناراحتی قلبی و اعتیاد، در بیمارستان خورشید اصفهان سپری كرد.  اردیبهشت 1354 آزاد شد؛ ولی اجازه اداره موسسه‌های اقتصادی را به او ندادند؛ سپس موسسه خیریه همدانیان را فاقد صلاحیت اعلام کردند. در 1354 سرمایه ثبت‌شده و پرداخت‌شده موسسه، معادل هشت میلیارد ریال بود. او دارای سهام چند كارخانه بود. تعدادی از مقامات سیاسی، اداری و مذهبی از همدانیان انتظار کمک داشتند، برخی از استانداران و مقامات عالی‌رتبه محلی، خواستار آن بودند که همدانیان، بخشی از هزینه‌های مهمانی شخصی آنان را بپردازد.  علمای شهر انتظار داشتند، انواع وجوهات شرعی را مرتباً بپردازد و در كارهای خیر از او انتظار می‌رفت كه پیشقدم باشد. هر كس برای خود در ثروت همدانیان، حقی قائل بود. كه راساً حق استفاده از آن را داشت. دارایی او را بیت‌المال بی‌سرپرست تلقی می‌كردند.همدانیان، پس از آزادی به باغش در کرج و پس از مدتی به لندن رفت. تا اینکه در خرداد 1357، بر اثر بیماری قلبی در همان‌جا در گذشت و پیكرش در كنار برادرش در تخت فولاد به خاک سپرده شد. به این ترتیب، سرنوشت فعالیت صنعتی بر اثر اعمال ‌نفوذ گروه‌های قدرتمند دوره پهلوی، برخی از ناتوانی‌های مدیریتی، فقدان شفافیت مالی و نداشتن فرزند در سال 1353 متوقف شد. بزرگ‌ترین واحد نساجی به واحدی کوچک در دست موسسات دولتی تبدیل و سرانجام برچیده شد و صنعت سیمان و قند توسط موسسه‌های خیریه منصوب به نهادهای دولتی اداره شد.  *کارشناس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

    بررسی فعالیت دو خاندان مهم اقتصادی اصفهان
  • آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

    برای اینکه به اهمیت تبلیغات در سینما پی ببریم بد نیست نگاهی به تاریخچه و اوج این پدیده بیندازیم و سپس به اهمیت این امر در سینما بپردازیم. تبلیغات «Advertising» شکلی از ارتباطات بازاریابی برای فروش یک چیز یا محصولی خاص است.

    آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
  • آموزش کسب درآمد از اینستاگرام

    آموزش کسب درآمد از اینستاگرام
    وب‌سایت بازده: آموزش کسب درآمد از اینستاگرام می تواند راهگشای کسب و کار میلیاردها نفر که به افزاره‌هایی مثل فیس‌بوک، اینستاگرام و اسنپ‌چت هجوم آورده‌اند باشد.  عجیب نیست که این پلت‌فرم‌ها تا این حد برای تازه‌واردین جذابیت دارد. واضح است که درک این قدرت مطلق و دسترسی به یک پلت‌فرم مانند اینستاگرام و سایر پلت‌فرم‌ها می‌تواند از طریق یک رویکرد بسیار هدفمند در برابر میلیون‌ها دنبال‌کننده، سبب افزایش شدید فروش هر کسب‌وکاری شود.هرچند، ما نیز می‌دانیم که ساختن یک حساب کاربری در اینستاگرام و به‌دست آوردن میلیون‌ها دنبال‌کننده، کار ساده‌ای نیست و مانند دیگر پلت‌فرم‌های رسانه‌های گروهی، نیازمند تلاش، شور و شوق و مهارت زیاد در بازاریابی است. این یک مسئولیت پر پیچ‌وتاب، دشوار و بسیار پیچیده است که در طول راه با چالش‌ها و مشکلات زیادی همراه است.با این حال، به نظر نمی‌رسد که این سختی‌ها باعث دلسردی کسانی شود که جذبِ احتمال وجود ترافیک ذاتی رایگان و تقریبا نامحدود اینستاگرام شده‌اند، ترافیکی که می‌تواند ناشی از داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده باشد. و من به عنوان کسی که در حوزه‌ی بازاریابی برخط غوطه‌ور است، می‌توانم به شما مستقیما بگویم که چه‌قدر این روش جذاب است.اینستاگرام نیز مانند رتبه‌بندی که در بالای صفحات نتایج موتور جست‌وجوی گوگل وجود دارد، جایی که میلیون‌ها چشم جذب شما می‌شوند، یک ظرف طلای مجازی ارائه می‌دهد. اینستاگرام را می‌توان فقط به عنوان یک آرامان‌شهر توصیف کرد که در فضایی از چیزهای به هم پیوسته وجود دارد و یک مسیر تقریبا مستقیم رو به موفقیت را در هر حوزه‌ای فراهم می‌کند.وقتی به افرادی که بیش‌ترین تاثیر را روی اینستاگرام داشتند، اندیشیدم من را به این فکر فرو برد که چه‌طور این آدم‌ها چنین موفقیتی را در این پلت‌فرم کسب کردند. موضوع دیگری که متوجه شدم این بود که بسیاری از حساب‌های کاربری که میلیون‌ها دنبال‌کننده دارند، دنبال‌کنندگان‌شان را برای منافع اقتصادی عظیم به کار برده‌اند.برخی از برترین‌ها، بدون این‌که حتی یک دلار از جیب خود خرج کنند، کسب‌وکارهای چند میلیون دلاری راه انداخته‌اند. آنها به سادگی و با داشتن میلیون‌ها دنبال‌کننده، مخاطبانی ذاتی از قبل داشته‌اند. البته این امر، زیبایی ساختن یک کانال اطلاع‌رسانی است. اگر کسب‌وکاری راه بیندازید که هماهنگ با آن کانال باشد، فرصت‌ها نامحدود هستند.آموزش کسب درآمد از اینستاگرامهر کسی می‌تواند یک کسب‌وکار در اینستاگرام راه بیندازد. اما بدون هواداری قابل توجه، آدم‌های زیادی آن کسب‌وکار را نخواهند شناخت. آن‌چه من می‌خواستم بررسی کنم این بود که چه‌طور می‌توان تعداد دنبال‌کنندگان را افزایش داد. منظور من بالای یک میلیون نفر دنبال‌کننده است، تعدادی که آگهی‌دهندگان را جذب کند.بنابراین مستقیما سراغ مرجع رفتم. از کسانی که موفقیت‌های زیادی در این حوزه به‌دست آورده بودند، خواستم که رمز موفقیت‌شان را برای من فاش کنند. در پایان، سه نفر از افراد موفق در اینستاگرام را نشانه گرفتم که توانسته بودند به همین نوع دیوانه‌وار موفقیت نائل شوند، نوعی که چنان وسوسه‌انگیز و هیجان آور است که باعث شده حساب‌های کاربری مشابه زیادی به تقلید از آنها توسط کسانی ساخته شود که می‌کوشند موفقیت‌های آنها را تقلید کنند و با آنها رقابت کنند.هرچند، این موفقیت، برای هیچ یک از این آدم‌ها طبق یک سناریوی یک شبه رخ نداده‌است. و ابدا به سرعت اتفاق نیفتاده‌است. بلکه زمان صرف آن شده‌است. سه نفری که من با ایشان صحبت کردم، دو تا سه سال زمان صرف کرده بودند تا حساب کاربری‌شان بیش از ۱میلیون دنبال‌کننده داشته باشد. باید بگویم که بخش بزرگی از موفقیت آنها پشتکار بوده‌است و تکرار مداوم عادات واقعا خوبی که هر کارآفرین موفقی را تعریف می‌کند.در ادامه ۳ روش را به شما معرفی می کنیم که بتوانید از اینستاگرام درآمد خوبی کسب کنید.۳ روش آموزش کسب درآمد از اینستاگرام:۱. فروش مستقیم محصولاتبه احتمال زیاد خیلی از تولید کنندگان لوازم شخصی، مد یا لوازم تزئینی را می‌توانید در اینستاگرام پیدا کنید که تصاویر اجناس خود را منتشر می‌‌کنند، به فروش می‌رسانند و از اینستاگرام به عنوان یک رسانه رایگان برای تبلیغ محصولات خودشان استفاده می‌کنند. این روش زودبازده‌ترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.۲. تبلیغاتدر این روش افراد با ترفندهایی به تعداد قابل توجهی دنبال‌کننده یا همان فالور دست پیدا می‌کنند و تبدیل به یک رسانه پر بازدید می‌شوند، سپس با قرار دادن تصاویر تبلیغاتی در بین محتوای منتشر شده، به درآمد خوبی می‌رسند. این روش ساده‌ترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.۳. برندسازیاین روش مخصوص صاحبان کسب‌وکارهاست که از پتانسیل اینستاگرام برای توسعه برند و بازاریابی خود استفاده می‌کنند. برندها در این روش به صورت دائم روی محصول یا خدمات خاصی تأکید نمی‌کنند و به جای فروش مستقیم محصول، سعی در هدایت کردن مشتری به محل اصلی عرضه محصول خود که وب‌سایت یا فروشگاه است دارند. این روش اصولی‌ترین و بهترین روش کسب درآمد از اینستاگرام است.

    آموزش کسب درآمد از اینستاگرام
  • نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان

    نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان
    ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمدرضا متقی: «فقط با یک خرید حقوق چند میلیونی در ماه بگیرید!» تبلیغی که هم در فضای مجازی و هم میان مردم از آن سخن به میان می آید. اگر کمی کنجکاوی تان تحریک شود، چه از طریق لینک ها و چه از طریق تبلیغ گران، مطالب مختلفی ارائه می شود که برخی از آنها هر ایرانی را ذوق زده کرده و به آینده ای با رفاه مالی امیدوار می کند.  می توان به جرأت گفت که هر کدام از ما حداقل یک بار درگیر تبلیغات چی های این شبکه های بازاریابی شده و اصولا نکاتی را نیز به خاطر دارد. مطالبی که در چند مورد کلی مشترک هستند. از جمله آن که «اگر از ما (مثلا) صد هزار تومان خرید کنید، فراغ از کالاهایی که دریافت کرده اید، می توانید به بازاریابی هم بپردازید و از هر فروش پورسانت مشخص دریافت کنید. مثلا شما یک رستوران خوب را در محله خود نام ببرید. ما می گوییم باید از همین معرفی هم پول در آورد.» در توضیح این مسئله می گویند: «اولین بار یک شرکت دوچرخه سازی در روسیه از این ایده استفاده کرد و برنامه ای ترتیب داد که مشتریان با پرداخت 10 روبل به جای 50 روبل صاحب دوچرخه شوند اگر چهار مشتری دیگر نیز معرفی کنند؛ ولی فروش کمپانی به سرعت به اشباع رفت. در روسیه به آن شرکت بهمنی و در فرانسه به آن گلوله برفی لقب دادند و صدد رصد تقلب و کلاهبرداری تلقی شد. از آن پس، سیاستمداران، اقتصاددانان و جامعه شناسان زیادی به دنبال پیدا کردن راهی بودند که از این ایده به نفع همه استفاده کنند.»بعد از اطمینان دادن از اینکه ما یک شرکت کلاهبرداری نیستیم، ادامه می دهد: «اولین کمپانی که به طور رسمی فعالیت بازاریابی چند سطحی را در سال 1930 آغاز کرد، کمپانی ویتامین کالیفرنیا بود که نام خود را در سال 1939 به نوترالایت تغییر داد. آمریکن وی (ام وی)، یک شرکت آمریکایی است که از تکنیک های بازاریابی شبکه ای استفاده می کند و مبادرت به فروش انواع محصولات شامل محصولات سلامتی، زیبایی و لوازم بهداشت در منزل کرده است.طبق آمار معتبر در مورد این کمپانی، گزارش فروش 8.11 میلیارد دلار آمریکا در سال منتهی به 31 دسامبر 2013 (هفتمین سال پیاپی رشد شرکت) را دادند. خط تولید شرکت در سال 1974 طرح این شرکت فعالیت هرمی شناخته و از ادامه فعالیت شرکت جلوگیری شد. این شرکت برای رفع اتهام خود مدت چهار سال میلیون ها دلار برای هزینه های قانونی پرداخت کرد تا در نهایت در سال 1979، FTC (کمیسیون تجارت فدرال) رأی داد که AmWay یک Pyramids نیست.  یعنی منافع آن از فروش محصولات حاصل می شود تو در نتیجه FTC، نت ورک مارکتینگ را به عنوان یک سیستم توزیع قانونی و موثر معرفی کرد. «ام وی» با رتبه 114 بین بزرگترین شرکت های خرده فروشی دنیا توسط دولت در سال 2006 دسته بندی شد  و با رتبه 25 یین بزرگترین شرکت های خصوصی در ایالات متحده توسط فوربز در سال 2012 دسته بندی شد. به خاطر سوددهی این شرکت، بسیاری دیگر از تولیدکنندگان هم از این روش استفاده کرده اند و اکنون دو درصد مردم جهان به بازاریابی شبکه ای مشغول هستند.»در ادامه هم خواهند گفت: «از سال 79 (سال 2000 میلادی) فعالیت شرکت گلد کوئست در کشور ایران آغاز شد. رفته رفته رشد این شرکت با فریب مردم رو به فزونی گذاشت. با افزایش رشد این شرکت، شرکت های دیگری نیز پا به عرصه نهادند که نقطه مشترک تمام آنها فعالیت هرمی بود و محصول نقش چندانی در فعالیت های آنها نداشت. در واقع در این شرکت ها فقط پلن بود که فروخته می شد.  هر از چند گاهی سیستم و شرکت جدیدی در ایران شکل می گرفت و پول عده زیادی به باد می رفت. از سال 83 با افزایش شکایت های مردم یکه در این شرکت ها متضرر شده بودند، دولت شروع به تبلیغات منفی و نشان دادن اهمیت واقعی این شرکت ها کرد. پس از آن با برخوردهایی که به صورت نه چندان قوی با این شرکت ها انجام گرفت، فعالیت های این شرکت ها به صورت محدودتر و مخفی تر ادامه یافت. تمام این شرکت ها در ابتدا ادعای فعالیت بر اساس نت ورک مارکتینگ واقعی و صحیح را می کردند اما در ادامه به فعالیت هرمی خود می پرداختند.در سال 86 شرکت هایی همچون «سوئیس کش» پا به عرصه گذاشتند که دیگر عملا کارشان مالی گیم (بازی با پول) بود. در این سیستم بستر اینترنت در ایران بسیار به رشدشان کمک کرد. دولت در تمام این مدت در تلاش برای از بین بردن این شرکت ها بود اما مانند علف هرز با منحل شدن یک شرکت، در کنارش شرکت دیگری سر بر می آورد.به مرور دولت متوجه شد تنها راه مبارزه با فعالیت های هرمی و مالی گیم، ایجاد یک بستر سالم و قانونی و شرعی برای فعالیت های نت ورک مارکتینگ واقعی که محصول محور باشد، است. به این ترتیب اساسنامه ای در این زمینه تهیه شد و به تصویب رسید. در این اساسنامه تلاش شد تمام ایرادات اقتصادی، قانونی و شرعی برطرف شود تا شاهد نت ورکی کاملا سالم در ایران باشیم. به این ترتیب وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام کرد تمام شرکت هایی که تمایل به فعالیت در زمینه نت ورک مارکتینگ دارند باید نسبت به اخذ مجوز اقدام کنند. از آن زمان تاکنون شرکت هایی موفق به اخذ مجوز شده اند و در حال فعالیت در این تجارت هستند که شرکت ما هم یکی از آنهاست.»بعد از این توضیحات زمان به طرح درآمد من می رسد «طرح درآمدی موضوعی است که در کنار ساختار مدیریتی و کیفیت محصولات سه ضلع اصلی مثلث موفقیت شرکت را تشکیل می دهد و زمانی که از موفقیت صحبت می کنیم، منظورمان موفقیت همه ارکان شرکت از مدیران و سهامداران شرکت تا شبکه فروش و حتی مصرف کنندگان نهایی محصول است. به همین دلیل ما در شرکت با آگاهی از اهمیت و حساسیت موضوع طرح درآمدی تلاش کرده ایم با بهره گیری از تجارب و استانداردهای جهانی و قوانین موجود در کشورمان، کامل ترین، منطقی ترین و پرسودترین طرح درآمدی را به علاقه مندان به همکاری پیشنهاد دهیم.»هر کدام از ما با شنیدن این تبلیغات بی شک کمی وسوسه شده ایم که دریابیم نتیجه این همه توضیح چیست: «بر اساس نظر اکثر کارشناسان بازاریابی شبکه ای طرح درآمدی مطلوب در یک شرکت بازاریابی شبکه ای طرحی است که ترکیب متوازنی از پرداخت پداش به صورت Front End و Bck End ایجاد کرده باشد. با این توضیحات (به طور مثال) اگر دو نفر را به خرید کالای ا ترغیب کنید 15 درصد قیمت کالا به شما پرداخت خواهد شد. بعد اگر این دو نفر هر کدام کالا را برای دیگری بازاریابی کنند 10 درصد از فروش آنها بدون این که شما فعالیتی کرده باشید به حساب شما واریز می شود.» بی شک برای افرادی که وضعیت مالی متوسط به پایین دارند، این سبک کار کم زحمت و کمتر وقت گیر، بسیار جذاب است اما باید پرسید قانون و شرع چه رویکردی نسبت به آن دارد؟ حلال و حرام بازاریابی شبکه ایمتن استفسا درباره تجارت هرمی بی شک یکی از دغدغه های اصلی درباره مسئله ای مانند بازاریابی شبکه ای، مسائل دین یو شرعی است. به ویژه که در دین اسلام و مذهب تشیع مطالب زیادی در باب منابع کسب درآمد به میان آمده است به صورتی که می توان به جرأت گفت در تمام کتب جامع فقهی و فتوایی، فصل یا کتابی با عنوان تجارت، مشتقاتش یا مترادف هایش مطرح شده است. به همین سبب سوالی را از دفاتر مراجع تقلید پرسیده ایم که شرح پاسخ های آن در ادامه می آید. سوال: با توجه به متن آیین نامه مصوب معاونت توسعه بازرگانی که سال 88 پیرامون بازاریابی شبکه ای در اختیار مردم قرار گرفته است؛ آیا به نظر حضرت عالی کسب درآمد از این مسیر جایز بوده و آیا اکل مال به باطل است یا خیر؟ در توضیح بازاریابی شبکه ای و تفاوت اصلی آن با شرکت های هرمی نیز باید گفت بازاریابی شبکه ای به فعالیتی اطلاق می شود که کالاهای مصرفی را در اختیار مردم قرار می دهد، بر عکس شرکت های هرمی که اصولا کالای مورد نظرشان، کالاهای سرمایه ای بوده و به صورتی، حتی آن شیء به دست مشتری نمی رسید، چه برسد که مورد استفاده وی قرار گیرد. بازاریابان هم به واسطه خرید مشتری پورسانت دریافت می کنند. حال اگر چند بازاریاب را زیرمجموعه خود قرار دهند، از هر فروش آنها نیز پورسانتی به بازاریاب سرشاخه داده می شود.آیت الله عبدالله جوادی آملی:ایراد شرعی دارد و دریافت حقوق به این واسطه اکل مال به باطل است. آیت الله سید علی خامنه ای:درآمد در بازاریابی شبکه ای هم در ازای فروش مستقیم کالا و هم در ازای فروش از طریق زیرمجموعه کسب می شود. نکته اصلی این است که دز درآمد حاصله از فروش در زیرمجموعه نباید پورسانتی دریافت شود چون اکل مال به باطل است اما اگر به واسطه عمل خود فرد، کسب درآمد صورت گیرد ایراد شرعی ندارد.آیت الله جعفر سبحانی:از نظر شرعی جایز نیست و نباید به آن اشتغال یافت.آیت الله سید موسی شبیری زنجانی:بازاریابی به نفسه مشکلی ندارد و در جهان امروز رایج است اما بازاریابی که فردی از دسترنج دیگری بدون انجام فعالیت به معنای عام، اکل کند، ایراد شرعی داشته و درآمد حاصله شبهه ناک خواهد بود.آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی:اگر در مقابل کار خود پول می گیرد اشکال ندارد و اگر پول کار دیگران را می گیرد اشکال دارد. به صورتی که اگر صرفا منبع درآمد به خاطر کاری است که دیگری انجام می دهد و فرد اکل دخل و تصرفی در آن ندارد، فعل حرام است و مال اخذ شده حرمت شرعی دارد.آیت الله یوسف صانعی:اگر مشتری به کالا جهل دارد، معامله غرری است و اکل مال به باطل بوده اما اگر کالای خریداری شده در اختیار مشتری قرار گیرد و مورد مصرف وی باشد، خرید وی ایراد شرعی ندارد. حال حق دلالی و پورسانتی که معرف دریافت می کند، اگر واسطه اول بوده باشد، مانند حکم بازاریابی معمولی است اما اگر بدون فعالیت، انبارداری، تغییر در شکل و ... به کسب درآمد به واسطه بازاریابی سایرین بپردازد، مال به دست آمده شبهه ناک خواهد بود و احتیاط آن است که به آن همت نگمارید.آیت الله ناصر مکارم شیرازی:شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع نوعی کلاهبرداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران است. آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی:اگر هدف نوع افراد از خرید، مصرف کالا باشد نه صرف بازاریابی، در نهایت هم قیمت، بیش از قیمت اصل کالا نباشد و زیر نظر حکومت باشد، از باب خریداری ایرادی ندارد؛ درآمد حاصل از آن نیز اگر تنها مشمول بازاریاب فاعل بوده، بلا اشکال خواهد بود.آیت الله حسین نوری همدانی:این گونه فعالیت اقتصادی که هم آسیب زننده به اقتصاد کشور است و هم از نظر فردی، افرادی را به این عمل و اکل دسترنج دیگران تشویق می کند، اشکال شرعی دارد.آیت الله حسین وحید خراسانی:موارد مذکور توجیهات امر بوده و در اصل حکم که عدم جواز است، تاثیری نخواهد داشت.با توجه به این پاسخ ها می توان دریافت مشکل اصلی از نظر شرع، نوع پرداخت های این ساختار است و کالای مورد خرید و فروش در جایگاه دوم قرار می گیرد و فارغ از مسیر صدور حکم حکومتی، تنها در صورتی می توان حکم شرعی برای این گونه فعالیت ها دریافت که سامانه پرداخت های این فعالیت اقتصادی سودمند، تغییرات جدی کند.

    نگاهی به بازار شرکت های هرمی و حلال و حرام شان
  • چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟

    چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟
    ماهنامه بازاریاب بازارساز - سید محمد حسینی: اجازه ندهید اضطراب تان سر میز مذاکره باعث فوران احساسات تان شود. ورود به یک مذاکره، آغاز سفری است ناشناخته زیرا نمی دانید به کجا می رسد. «نامعلومی» در چانه زنی می تواند مذاکره کنندگان حرفه ای را هم مضطرب کند اما نباید اجازه داد تا تنش ناشی از استرس افکار و اعمال را کنترل کند.مایکل ویلر نویسنده «هنر مذاکره: چگونه در این دنیای پر هرج و مرج می توان به توافق رسید»، در تحقیقش دریافت که میزان تنش در طرفین میز مذاکرات بسیار بالاست.ویلر در هاروارد بیزینس ریویو می نویسد: «با هر کسی که مصاحبه کردیم به درصدی از  اضطراب در مذاکره اذعان کرد. برای تعداد اندکی از مصاحبه شونده ها این اضطراب به عنوان یک نگرانی ساده نگریسته می شد ولی برای اغلب آنها احساس غالب بود.» ویلر اینگونه توضیح می دهد که عواملی از قبیل «غیرقابل پیش بینی بودن فرایند»، نگرانی ها در مورد تمایلات طرف مقابل، و دودلی در به وجود آمدن اضطراب دخیل هستند. او می نویسد: «برخی احساسات جلوی مذاکره موثر را می گیرند. اگر اضطراب را به درستی مدیریت نکنید، شما را تدافعی می کند و در پسی آن هم مسائل ناخوشایند دیگری پیش خواهد آمد. شاید به دلیل اینکه می ترسید نکند مورد استثمار قرار گیرد، مایل نباشید علایق تان را آشکار کنید. اگر در قبال دیگران محتاط هستید ممکن است پرسشی بی منظور را توطئه تعبیر کنید. خیلی مهم است که اگر شما خودتان سفت و بسته باشید، ممکن است طرف های مقابل تدافعی بودن شما را «دشمنی» تعبیر کرده و آنها هم تدافعی شوند. در نتیجه تنش ها بالا خواهد گرفت.ویلر می گوید موفقیت در یک مذاکره ربطی به بیان احساسات ندارد. مثلا اینکه نیاز نیست خیلی رئوف باشید اما واقعا نیاز است باوقار باشید. به جای نادیده گرفتن این احساسات مهم باید از آنها آگاه باشید و نگذارید به شما غلبه کند. او بیل گیتس را برای مثال «چگونگی اداره خویش» را انتخاب می کند.گوش دهید و پس از آن نظرتان را مطرح کنیدگیتس را برای مهارت های مذاکره اش می شناسد، مهارت هایی که سال ها پیش در مواجهه ای سخت با استیو جابز پایه گذار اپل به رخ همگان کشید. به گفته نگارنده زندگینامه جابز، والتر ایساکسون، جابز و گیتس پیش از راه اندازی ویندوز کارد و پنیر بودند.جابز بر این عقیده بود که ویندوز کپی سیستم عامل اپل بود. مشکل در واقع این بود که اپل برنامه نویسی را از شرکت زیراکس به معنی واقعی کلمه «قرض کرده بود.» هر دو موسس می بایست در مورد اصالت سیستم های عامل در حال رقابت شان به توافقی می رسیدند. ایساکسون می نویسد گیتس به دفتر مرکزی اپل می رود و جابز شروع می کند به طعنه زدن به او در مقابل مدیران اجرایی اپل و در یکی از موارد از کوره در رفتن های زشتش فریاد می زند که: «داری سرمون کلاه می گذاری! من به تو اعتماد کردم و تو الان داری از ما دزدی می کنی!»ویلر اشاره می کند که از آن پس بود که گیتس دست بالا را داشت. به جای پاسخ دادن به داد و فریاد با فریادهای دوباره، گیتس نظرش را با آرامش چنین بیان کرد: «فکر می کنم مثل این است که ما هر دو همسایه پولداری به نام زیراکس داریم. یک شب من می روم تلویزیون را بدزدم که می بینم تو قبل از من دزدیده ای.»گیتس بهترین بهره را از یک اصل کلیدی هوش احساسی می برد؛ او در یک موقعیت بسیار متشنج سعی می کند باوقار بماند. آرامشش کمک کرد تا جابز هم آرام شود و هر دو بتوانند مسائل را با دقت و کامل بررسی کنند.  کمتر احساساتی شویدسال ها بعد، گیتس می گوید زمانی که طرف مقابل احساساتی می شود، این اوست که در مذاکره اش موفق می شود زیرا «به نوعی کمتر احساساتی است.» زمانی که گیتس می گوید که او «کمتر احساساتی است» و نه «به هیچ وجه احساساتی»، تفاوتی بزرگ آشکار می شود. ویلر می نویسد: «او می داند که در مواجهه با مردم به ویژه در مذاکرات، احساسات مهم هستند.»ویلر می نویسد: خلاصه کلام «هوش عاطفی» همان «خودآگاهی» است. یعنی توانایی در حس کردن اولین جرقه های عصبانیت یا اضطراب. این آگاهی باید آمیخته شود با درک علت مشتعل شدن طرف مقابل. بسته به موقعیت، شاید واقعا این نوع پاسخ ها صرفا کاری باشد که فرد دیگری انجام داده است اما عمیق تر که بیندیشیم می بینیم این دیدگاه خود ما است که منبع واقعی پاسخ های درونی و در نتیجه رفتار ما است.

    چگونه در مذاکره، خودمان را کنترل نماییم؟
  • فرهنگ کسب و کار در فرانسه

    فرهنگ کسب و کار در فرانسه
    روزنامه دنیای اقتصاد - کوشان غلامی: اکثر شرکت‌های بزرگ فرانسوی به همراه گرایش‌های مرکزی، دفاتر و مراکز اصلی و شعب بزرگ خود را در پاریس ایجاد می‌کنند. در این مطلب نکاتی ‌پیرامون فرهنگ تجاری فرانسه را آورده ایم.    1- پیشینه تحصیلی و مهارت‌های ذهنی، نکات مهمی ‌در کشور فرانسه به شمار می‌روند. 2- دولت و صنعت فرانسه از دیرباز روابط بسیار نزدیک‌تری نسبت به سایر کشورهای صنعتی داشته‌اند که این موضوع سبب پیدایش کارمندان ارشد دولتی بسیاری شده که نقش مهمی ‌در صنعت ایفا می‌کنند.3- برنامه‌ریزی‌های بلندمدت برای دهه‌های متمادی یکی از اصول مهم رویکرد فرانسوی بوده و منجر به طراحی برنامه‌های مشروح و مفصل توسط کمپانی‌ها شده است.4- اکثر شرکت‌های بزرگ فرانسوی به همراه گرایش‌های مرکزی، دفاتر و مراکز اصلی و شعب بزرگ خود را در پاریس ایجاد می‌کنند.5- مدیران اجرایی شرکت‌های فرانسوی معمولا دارای شخصیت کاریزماتیک بوده و هدایت شرکت را به شیوه‌ای مسلط و آمرانه انجام می‌دهند.6- کمپانی‌های فرانسوی تمایل به داشتن سلسله مراتب سفت و سخت با سیستم تصمیم گیری و گزارش دهی واضح و مترقی دارند.7- برقراری ارتباط در لایه‌های مختلف سلسله مراتب امری غیرمعمول تلقی می‌شود.8- ارتقا از طریق مجموعه‌ای از تجربه، مدارج تحصیلی و شایستگی‌های مشهود انجام می‌گیرد.9- شیوه مدیریت معمولا دستوری با ارائه راهنمایی‌ها و سفارشات در جلسات اطلاعاتی به کارمندان است.10- در جلسات باز و رسمی، اختلاف نظر بسیار کمی ‌با رییس مشهود است. سایر اختلافات در لابی‌های قبل از جلسه مشاهده می‌شود.11- رقابت گروه‌های همسان می‌تواند مدیریت تیم‌های با کارکرد متقابل را دشوار کند.12- رفتار منطقی همیشه محترم بوده و از همه انتظار می‌رود اینگونه عمل کنند. هرگونه رفتار احساسی می‌تواند به عنوان تفکر آشفته، فقدان ذکاوت یا هردو تلقی شود.13- تغییر شغلی در فرانسه بسیار کمتر از سایر کشورها دیده می‌شود. مردم این کشور از دیرباز زندگی شغلی خود را بر مبنای یک شرکت بنا می‌کردند.14- به‌رغم اینکه نام فامیل در شرایط رسمی یا در هنگام ارتباط با افراد مافوق متداول است، در بین گروه‌های همسان، نام کوچک استفاده می‌شود (مخصوصا در گروه‌های جوان‌تر).15- فصاحت کلام صفت مهمی‌است و مدیران فرانسوی معمولا سعی می‌کنند از طریق قدرت بیان خود، افراد را متقاعد کنند.16- اینکه تمامی‌ارتباطات نوشتاری از لحاظ گرامری به صورت صحیح نوشته شده باشد، بسیار مهم است.17- طنز بر اساس لطافت طبع و استفاده هوشمندانه از کنایات بنا شده که هیچ‌کدام از اینها معنای دقیقی ندارند. فرانسوی‌ها بر خلاف اکثر کشورها به ندرت در شرایط جدی در کسب و کار از طنز و شوخی استفاده می‌کنند.18- بین زندگی شخصی و زندگی کاری و همچنین زمان‌های مربوط به خانواده و کار تفکیک خاصی وجود دارد.19- ناهارهای کاری می‌تواند خیلی طولانی و نه لزوما برای بحث‌های شغلی باشد. اینگونه ملاقات‌ها بیشتر زمان‌هایی برای ایجاد روابط هستند تا مشخص کردن نکات ریز قراردادها.20- وقت شناسی در شهرهای مختلف فرانسه متفاوت بوده و در پاریس بهتر از سایر شهرها است.فرانسوی‌ها خیلی دوست دارند با دست‌هایشان صحبت کنند. بعضی از رایج‌ترین واژگان آنها عبارتند از:• حلقه کردن یک یا چند انگشت بر روی شقیقه به معنی این است که «طرف دیوانه است» و معمولا با یک ابراز تمسخر هم همراه است.• بوسیدن نوک انگشتان به معنی «بامزه» است، خواه در سر میز غذا باشد خواه در مورد شخصی در حال گذشتن از خیابان.• پایین کشیدن گونه راست با دست راست در ناحیه زیر چشم به معنی این است که:« باورم نمی‌شود»• پاک کردن پیشانی یا فقط ناحیه رستنگاه مو به معنی این است که: «تا اینجا سیرم»• مالیدن نوک انگشتان به هم طوری که انگشت شست بالا باشد انگار که پارچه ای‌لمس می‌کنید، به معنی«گران » است.• قراردادن انگشتان صاف بر روی لب‌ها با چشمان باز به معنی« فهمیدن اشتباه » است. در این حالت به کار نبردن کلام ضروری است.از آنجایی که فرانسویان به طور مرتب بدون کلام با هم صحبت می‌کنند، حرکات‌ زیادی از این قبیل دارند. این بخش شگفت‌آوری از میراث مدیترانه‌ای آنها است و نمایش بزرگی است که در خیابان‌ها و کافه‌ها مشاهده می‌شود. به همین دلیل است که در جیب گذاشتن دست‌ها بی‌ادبی محسوب می‌شود مخصوصا اگر در هنگام گفت‌وگو باشد. و شاید به همین دلیل باشد که دست دادن نزد فرانسویان این قدر اهمیت دارد.

    فرهنگ کسب و کار در فرانسه
  • نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟

    نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟
    فصلنامه همشهری اقتصاد - دکتر بهمن آرمان: رویای توسعه یافتگی، رویای بزرگی است که همه کشورهیا جهان آن را در سر می پرورانند. شاید در نگاه اول توسعه یافتن امری ساده و قابل دسترس باشد، اما تجربه سال های بلندمدت اقتصاد کشورهای جهان نشان می دهد که توسعه یافتگی نه تنها ساده نیست بلکه هیچ وابستگی ای به ذخایر و منابع زیرزمینی ندارد.  کشورهای صاحب نفت و منابع مانند آن در دست کشورهایی هستند که برنامه های توسعه ای را از دیربار آغاز کرده و بسیاری از آن ها همچنان در پیچ و خم توسعه مانده اند.  نه این که کشورهای صاحب منابع طبیعی و ذخایر نفتی توسعه یافته نباشند، کشورهایی وجود دارند که صاحب منابع طبیعی بوده و از دروازه توسعه هم عبور کرده اند، اما بیشتر این کشورها که رویای بزرگ توسعه یافتگی را در سر می پرورانند، به یکباره با مجموعه مشکلاتی مانند افزایش بدهی های خارجی، کاهش رشد اقتصادی و رشد اقتصادی منفی، افزایش بیکاری، کاهش تولید و افزایش واردات مواجه شده اند. جالب آن است که تجربه مشابهی برای همه  کشورهای بررسی شده رخ داده است. کتاب «معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی» به قلم «تری لین کارل» با ترجمه «جعفر خیرخواهان» است که حال و روز کشورهای نفتی را به خوبی بیان می کند. پنج کشور مورد مطالعه این کتاب که شامل ایران، نیجریه، الجزایر، ونزوئلا و اندونزی می شود، تقریبا تجربه یکسانی داشته و به جز اندونزی، دچار بحران های سیاسی هم زمان با بحران اقتصادی نیز شده اند.  متاسفانه کشور ما در سال های گذشته با توجه به درآمدهای زیاد نفتی نه تنها از دروازه توسعه عبور نکرد بلکه کج روی در سیاست های اقتصادی دولت، مسیر توسعه را دشوارتر هم کرد.   در این کتاب نویسنده سرفصل های مهمی چون کالاها، رونق ها و دولت ها، شکل گیری دولت نفتی، نفت و تغییر رژیم، تاثیرات گنجه سرشار، سیاست رانت جویی، از رونق به رکود، تاثیر رونق های نفتی بر کشورهای صادرکننده نفت و... را بررسی کرده است. کتاب «معمای فراوانی؛ رونق های نفتی و دولت های نفتی» رساله ای درباره بیماری فلج مغزی است که مقامات تصمیم گیری که بر کشورهای نفت خیزی مانند ونزوئلا، نیجریه یا... حکومت می کنند، گرفتار آن می شوند. یک تئوری اقتصادی تحت عنوان بیماری هلندی قصد دارد تا این شرایط فلاکت بار پس از رونق را توضیح دهد، اما موضوعی که به آن پرداخته نشده است این سوال است که چرا دولت های کشورهای نفتی، مسیری را انتخاب می کنند که منجر به بیماری هلندی می شود؟ کارل در بخش های مختلف کتاب نشان می دهد که مسیری از انتخاب ها طی تاریخ این کشورها، انتخاب ها در آینده را محدود می کند و باعث می شود تا دولت های کشورهای صادرکننده نفت، در زمان رونق نفتی، با مجموعه محدودی از انتخاب ها مواجه باشند، اما این که چرا کشورهای صادرکننده نفت رفتار یکسانی را از خود نشان داده اند، به همان مسیر انتخاب کشورها باز می گردد و از دیدگاه نویسنده، ارتباط مستقیمی با نحوه دولت سازی مدرن در این کشورها دارد.  به صورتی که در بیشتر کشورهای نفتی، دولت سازی مدرن یک هم زمانی تاریخی با کشف نفت داشته است و از این رو، ورود شرکت های قدرتمند بین المللی نفتی در این کشورها که هم زمان با دولتی ضعیف بود، به همراه عدم نیاز دولت ها به مالیات ستانی و سایر عواملی که در کتاب به خوبی به آن ها پرداخته شده است، باعث شد تا دولت های نفتی اقتدار کافی نداشته باشند، هر چند که حوزه اختیارات دولت در این کشورها بسیار زیاد بود، اقتدار کمی وجود داشته و در نتیجه تناسبی بین حوزه، اختیارات و اقتدار دولت وجود نداشته است.  بررسی های نویسنده نشان می دهد که دو ویژگی مشترک بین همه کشورهای صادرکننده نفت یعنی هم زمانی کشف نفت و دولت سازی مدرن و هم چنین این که رانت نفت در اختیار دولت است، از مهم ترین عواملی است که انتخاب های سیاست گذاران در این کشورها در زمان رونق نفتی را به یک دیگر شبیه می کند. در نهایت در فصل آخر از بخش سوم، نویسنده به مقایسه نظام های دیکتاتوری و دموکراسی در کشورهای نفتی پرداخته و با مقایسه دو مورد ایران و ونزوئلا نشان می دهد که در پی یک رونق نفتی و نابسامانی های پس از آن، از آن جایی که در دیکتاتوری راه حل قانونی برای جانشینی وجود ندارد، احتمال انقلاب محتمل تر است تا در دموکراسی.  اگر خواننده به دنبال یافتن پاسخی برای توسعه نیافتگی کشورهای صاحب منابع طبیعی باشد می تواند با مراجعه به این کتاب و بررسی سه بخش مهم و اصلی کتاب سوال خود را پاسخ دهد. کشورهایی که منابع عظیمی دارند اما با وجود این منابع، در دسته کشورهای فقیر یا کشورهایی با برنامه های توسعه ای شکست خورده هستند.  شاید بتوان نقطه عطف کتاب را بررسی، تحلیل و مورد کاوی اتفاقات و حوادث بازه زمانی 1970 میلادی (1394 شمسی) دانست. در این دهه میلادی کشورهای دارای منابع طبیعی به خصوص نفت تجربه تازه ای را در اقتصاد خود داشتند.   در سال 1973 میلادی (1352 شمسی) اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت ممنوعیت و تحریم نفت را اعلام کردند، اما یک سال بعد تحریم ها پایان یافت و قیمت نفت از بشکه ای 3 دلار به حدود 12 دلار افزایش پیدا کرد. بحران نفت یا به عبارتی شوک نفتی تاثیرات و عواقب کوتاه مدت و بلندمدت بسیاری را روی سیاست های جهانی و نیز اقتصاد جهانی گذاشت که بعدها تحت عنوان اولین شوک نفتی خوانده شد که در ادامه بحران نفت 1979 میلادی (1358 شمسی) به دومین شوک نفتی تغییر نام یافت.  در این کتاب این دوران به صورت ویژه ای بررسی شده و کشورهای دارای ذخایر نفتی به تفکیک موقعیت تحلیل شده اند. این کتاب با بررسی این دوران، دلایل توسعه نیافتگی این کشورها را بیان می کند.نفرین منابع یا معمای فراوانی چیست؟ جعفر خیرخواهان: معمای فراوانی یا نفرین منابع می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چرا عملکرد اقتصادی همه کشورهای نفت خیز بزرگ با کمبود سرمایه، به استثنای نروژ بدتر شد.آیا منابع طبیعی و خدادادی مانند نفت، گاز، مس، الماس و طلا، نفرین طبیعت یا موهبت و نعمت طبیعت هستند؟ شواهد تجربی تاریخی نشان می دهد که هر دو حالت امکان پذیر است، اگرچه بیشتر کشورها برخلاف آن چه انتظار می رفت نتوانستند بهره مناسبی از این منابع ببرند. پرسش مهم این است که چه تفاوتی بین این دو گروه کشور برنده و یا بازنده از داشتن منابع طبیعی وجود دارد. تفاوت بزرگ به حوزه اقتصاد سیاسی یا وجود نهادهای خوب و بد و حاکم بودن یا نبودن قانون و به دنبال آن شیوع فساد ربط پیدا می کند. کشورهای برنده آن هایی بودند که موفق به استقرار نهادهای مناسب از جمله قواعد بودجه ای و انضباط مالی شدند که استفاده از ثروت منابع را در جهت منافع عمومی بلندمدت جامعه مهار کرد. هنگامی که در دهه 1970 قیمت نفت در مدتی کوتاه چند برابر شد و کشورهای صادرکننده نفت شاهد رشد شدید درآمدهای خود بودند رهبران و مردمان این کشورها تصور می کردند که مسیر رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی پایدار به راحتی برایشان هموار و کوتاه شده است، اما بسیاری از این کشورها به جای بهره مندی از ثروت منابع طبیعی، گرفتار نفرین منابع طبیعی شدند. معدود کشورهایی مانند نروژ (نفت)، شیلی (مس) یا بوتسوانا (الماس) موفق شدند به عملکرد قابل قبولی دست یابند. آیا مقصر آن گونه که گفته می شد بیماری هلندی است که با ورود ارز به خزانه کشور، باعث تقویت نرخ ارز واقعی می شود و قدرت رقابتی بخش های غیرنفتی را کاهش می دهد؟ یا که ثروت و وفور منابع باعث می شود تا کارآفرینی مولد سودجویانه به صورت طبیعی به سمت فعالیت های رانت جویانه ناکارای اجتماعی سوق یابد؟  چه میزان از ترسیم این یا آن سرنوشت به کیفیت نهادها، حاکمیت قانون  و درجه توسعه قضایی کشور بستگی دارد؟ آیا ثروت منابع کشور به شکل فساد، تصرف رانت و جنگ های داخلی به قیمت گسترش نابرابری و فقر به تارج می رود؟ آیا رونق منابع نفتی باعث ماندگاری سیاست های بد ناپایدار به مدت طولانی می شود؟ آیا با توجه به محدودبودن و تمام شدن ثروت طبیعی، این منابع نباید در سایر دارایی های مولد به حد کافی سرمایه گذاری شود؟   تجارب متنوع از کشورهای صاحب منابع طبیعی  روایت ها از نفرین منابع برای کشورهای زیادی در دسترس است، اما حیرت آورترین آن ها شاید کشور نیجریه باشد. درآمد نفتی سرانه در نیجریه از 33 دلار در سال 1965 به 325 دلار در سال 2000 افزایش یافت، اما درآمد سرانه کشور از هنگام استقلال آن در 1960 همچنان به میزان 1100 دلار برابری قدرت خرید ثابت باقی ماند و نیجریه را در بین 15 کشور فقیر جهان جای داد. بین 1970 و 2000 بخشی از جمعیت که با کمتر از یک دلار در روز زندگی می کردند از 26 درصد به 70 درصد افزایش یافت. در سال 197سهم درآمدی 2 درصد بالایی با 17 درصد پایینی برابر بود، اما در سال 2000 سهم درآمدی همان 2 درصد بالا با سهم درآمدیی 55 درصد پایینی برابر شد. روشن است که صادرات عظیم نفت به نفع مردم عادی نیجریه نبود. اگرچه نیجریه رشد سریع سرمایه فیزیکی 7 درصدی در سال را از زمان استقلال تجربه کرد، از کاهش 1.2 درصدی بهره وری کل عوامل در سال رنج می برد. بهره برداری از ظرفیت کارخانجات صنعتی موجود به حدود یک سوم رسید. بنابراین دوسوم ظرفیت که بیشتر متعلق به صنایع و شرکت های در مالکیت دولت بود، خالی ماند. دیکتاتوری های نظامی یکی پس از دیگری ثروت نفت نیجریه را غارت کردند و نیجریه به خروج مقادیر عظیم ثروت افشان شده به خارج مشهور شده است. ثروت نفت عرصه سیاست و حکمرانی را در نیجریه به نحو اساسی تغییر داده است. در این جا ساده لوحانه است اگر بخواهیم عملکرد اقتصادی خراب نیجریه را با مشکل بیماری هلندی یا تقویت پول ملی در برابر پول های خارجی که باعث بدتر شدن قدرت رقابتی بخش صادرات غیرنفتی می شود، تبیین کنیم. سایر صادرکنندگان نفت از ایران، ونزوئلا و لیبی گرفته تا الجزایر و عراق رشد منفی را در چند دهه گذشت تجربه کردند. مجموع کشورهای اوپک کاهش تولید ناخالص ملی سرانه را تجربه کرد، در حالی که سایر کشورهای جهان از رشد آن برخوردار شدند. پس فساد سیاسی و اقتصای و اعطای مجوزهای انحصاری و وارداتی و سایر امتیازات خاص به نورچشمی ها و رفقا و نه بیماری هلندی باید دلیل اصلی باشد که چرا عملکرد بلندمدت اقتصادهای نفتی بد بوده است.چرا نفرین منابع داریم؟ معمای فراوانی یا نرین منابع می خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چرا عملکرد اقتصادی همه کشورهای نفت خیز بزرگ با کمبود سرمایه، به استثنای نروژ بدتر شد. پاسخ به ناتوانی نظام اداری و تضعیف ظرفیت حکومت در اداره امور جامعه و در خدمت تولدی بودن بر می گردد.  رانت منابع، دموکراسی و کیفیت حکمرانی را تضعیف می کند چون ارزش در قدرت باقی ماندن را بالا می برد و سیاستمداران را تشویق به گسترش بی حساب و کتاب بخش عمومی و بوروکراسی دولتی و ایجاد مشاغل غیرمولد و توزیع یارانه های ناکارآمد به جامعه می کند. رونق منابع نفتی، کارآفرینان مولد را به صورت طبیعی تشویق می کند تا استعداد خود را به سمت به چنگ آوردن بخشی از رانت های خلق شده هدایت کنند به جای این که راسا تصمیم به خلق ثروت بگیرند.  در کشورهای نفتی که دموکراسی نابالغ داشته و فشار برای هزینه کرد سریع منابع زیاد است، دولت بر سر قدرت از ترس این که وجود ذخیره شده را رقیب سیاسی در آینده خرج کند اقدام به مصرف غیربهینه آن ها در زمان حال می کند، اما در کشورهایی که احزاب مردمی با دیدگاه های متکثر و جامعه مدنی قوی وجود داشت حکومت ها، نهادهای موافق تولید و دوستانه و مکمل بازار ایجاد کردند و اجازه ندادند رانت نفت مستقیم و سریع به اقتصاد تزریق شود.  به بیان دیگر اگر نهادهای یک کشوری قوی باشند، نظام قضایی با کارایی کار می کند و شفافیت بسیار بالاست. رانت جویی بازده پایینی دارد و رانت منابع به شکل فساد و تبعیض و معاملات و قراردادهای پنهانی بر باد نمی آورد.   ماجرای فیل های سفید کشور ونزوئلا نمونه دیگری از بهره برداری نادرست رانت نفتی بوده است که در غیاب نهادهای نظارت و بازبینی رفتار دولت ها، کشور را به سمت سیاست های پوپولیستی ضدتولیدی کشاند. درآمد عظیم نفتی، حس کاذب امنیت در سیاستمداران ایجاد کرد و آن ها را تشویق به سرمایه گذاری در پروژه هایی کرد که غیرضروری بودند (فیل های سفید).  سیاست های بد را با جبر و دستور حفظ کردند و لباس دولت های رفاه با توزیع تسهیلات یارانه ای را بر تن کردند که انجام چنین وعده وعیدها و ریخت و پاش هایی با کاهش درآمد نفتی ناممکن بود. سیاستمداران که رانت عظیم حاصل از صادرات و فروش نفت چشم شان را خیره و کور می کند سیاست های مشوق رشد، تجارت آزاد و مدیریت صرفه جویانه در شرایط محدودیت منابع را نمی بینند.  بخش خصوصی هم که خواهان حمایت های مختلف است با اجرای سیاست جانشینی واردات و بالا بردن دیوار تعرفه ای، سهمیه گذاری واردات و یارانه به تولید به شکل گلخانه ای فعالیت می کنند.

    نفت چگونه مدیران را فلج می کند؟
  • کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه

    کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه
    ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمد حسین هاشمی: همه چیز از انقلاب 57 آغاز شد؛ ورود ایران به شرایط انقلابی، باعث شد تا بسیاری که به دنبال سرمایه گذاری در ایران بودند، تامل بیشتری در کار خود داشته باشند. با شدت گرفتن ناآرامی ها در سال 56 و 57 شرایط اقتصادی ایران عملا شمایل دیگری به خود گرفت. انقلاب که شد، بسیاری از انقلابیون به اجرای شعارهای خود همت گماشتند؛ یکی از مهم ترین این شعارها هم استقرار عدالت اجتماعی و رفع هرگونه تبعیض بود.شعارهای اینچنینی، ثمره ای نداشت جز ملی شدن کارخانجات، شرکت ها و دارایی های بخش خصوصی. نمونه اش هم اعلام ملی شدن 28 بانک خصوصی، صنایع خودروسازی، تولید فلزات مهم مثل مس، فولاد و آلومینیوم و دارایی 51 سرمایه دار صاحب صنعت.دولت، مسئولیت اموال ملی شده را به دست گرفت. دولت بزرگ، بزرگتر شد و بخش خصوصی کوچک، کوچکتر. اتفاقی که در سال های ابتدایی انقلاب و با آغاز جنگ، روز به روز عظیم تر و محسوس تر شد. هر چه بود، سنجاق شدن برگ های تقویم تاریخ اقتصاد سیاسی این مملکت به دولتی شدن، کار را به جایی رساند که امروز، بخش خصوصی قدرتمند، از نگاه بسیاری یک آرزوی دست نیافتنی برای اقتصاد ایران است. آغاز یک راه پرچالشقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که نوشته شد، موضوع بخش خصوصی نیز دوباره پیش آمد. اصل 44 این قانون به صراحت، اقتصاد کشور را به سه بخش تعاونی، دولتی و خصوصی تقسیم کرد. بر اساس این اصل، دولت باید صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تامین نیرو، سدها و شبکه های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه آهن و مانند اینها را مدیریت کند؛ بخش تعاون همان شرکت ها و موسسات تعاونی تولید و توزیع است که در شهر و روستا بر طبق ضوابط اسلامی تشکیل می شود و بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات می شود که مکمل فعالیت های اقتصادی دولتی و تعاونی است.اما آنچه امروز از این راه پر چالش تحت عنوان خصوصی سازی در ذهن مردم است، تفسیری است متعلق به تیر ماه سال 85؛ زمانی که مقام معظم رهبری، تفسیری جدید بر اساس 44 قانون اساسی که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه شده بود را تایید کردند و بر اساس آن، دولت موظف شد 80 درصد از سهام بخش های دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند. موضوعی که آغاز بود برای به وجود آمدن اختلافات در تعریف خصوصی سازی؛ عده ای گفتند که واگذاری 80 درصد سهم دولت، مغایر با قانون اساسی است و عده ای دیگر با تاکید بر لزوم خصوصی سازی برای بازسازی اقتصادی کشور، اقدام رهبری جمهوری اسلامی را مطابق با وظایف و اختیارات وی در قانون اساسی می دانند. با این حال حالا از آن روزگار یک دهه می گذرد و هنوز بخش خصوصی در گیرودار مسائلی است که حل هر کدام شان می تواند زمان زیادی به خود اختصاص دهد.نقش کمرنگ در اقتصادی دولتیاتکای اقتصاد ایران به نفت از یک سو و تمایل ذاتی حکومت به در اختیار داشتن منابع عظیم مالی، عملا باعث می شود تا دولت، همواره نقش پررنگ تری نسبت به بخش خصوصی در اقتصاد داشته باشد. نگاهی به آنچه در طول تمام سال های گذشته از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون بر اقتصاد ایران رفته، حکایت از آن دارد که بسیاری از ملزومات ایفای نقش بخش خصوصی در اقتصاد این کشور نه تنها فراهم نشدند که عملا امکان فراهم شدن را هم پیدا نکردند. در همین مدت بسیاری از فعالان اقتصادی که تمایل به سرمایه گذاری در داخل داشتند، به بهانه فراهم نبودن شرایط، سرمایه خود را به کشورهای خارجی و عموما کشورهای حاشیه خلیج فارس بردند؛ تاثیر بسیاری از سیاست های سرمایه گذاری دولت به دلیل تحریم ها به سنگ خورد و در نتیجه اقتصاد ایران با شرایطی مواجه شد که در آن، دولت همه کاره اقتصاد است و بنگاه های خرد، گوشه ای از ریسمان پاره اقتصاد را به دست گرفته اند؛ تلاشی که شاید به نتیجه برسد اما افق روشنی ندارد.ثبات سیاسی، الزامی برای فعالیتبسیاری بر این باورند که اقتصاد بخش خصوصی، قبل از هر چیز به ثبات سیاسی نیاز دارد. نگاهی علمی به موضوع الزامات فعالیت بخش خصوصی در اقتصاد هم به روشنی این موضوع را به نمایش می گذارد. بدون شک، بخش خصوصی هزینه می کند تا درآمد داشته باشد؛ هیچ کسی نیست که این را باور نداشته باشد؛ همه هم بر این نقطه اشتراک نظر دارند که بخش خصوصی در جایی سرمایه گذاری می کند که با ثبات است؛ بی تردید، هیچ سرمایه گذاری در شرایطی که هر دولت ساز خود را در اقتصاد می زند و تصمیمات خلق الساعه اش ممکن است یک نفر را از عرش به فرش و دیگری را از فرش به عرش ببرد، حاضر به سرمایه گذاری نیست. تصمیماتی که نمونه های بارزش را می توانیم در دوران هشت ساله زمامداری محمود احمدی نژاد ببینیم؛ همان هایی که یک شبه به افزایش قیمت ارز در کشور انجامید؛ قیمت مسکن را به شدت تحت الشعاع قرار داد؛ صنایع بسیاری را از کار انداخت و در نهایت به سوءاستفاده های عظیمی منجر شد که رد پایش هنوز در لابلای خبرها به وضوح قابل مشاهده است.با این حال، تصمیمات سیاسی بزرگتر مانند آنچه در جریان معادلات بین المللی دولت ایران گذشت هم موضوعی است که نباید در تاثیرگذاری اش بر بخش خصوصی شک داشت. موضوعی که باز هم نشانه اش را می توان در آنچه در طول هشت ساله دولت نهم و دهم گذشت، به روشنی مشاهده کرد.یک موضوع و این همه قانوناینکه ایران در هر حوزه و هر موضوعی، با تعدد قوانین روبروست دیگر شاید برای بسیاری عادی شده باشد. تورق کتاب های قانون، آیین نامه ها، بخشنامه ها و ... همگی نشان از آن دارند که در ایران بحث بر سر اجرایی شدن یک قانون و رشد و بالندگی آن نیست؛ موضوع حل بحران با یک قانون جدید است، بی توجه به آنچه در گذشته قانون بوده. در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که بخش خصوصی و موضوع سرمایه گذاری این بخش هم درگیر قوانین متعدد نباشد.قانون اصلاح قانون مالیات های مستقیم، مقررات صادرات و واردات، مقررات پولی و بانکی کشور، مدیریت خدمات کشوری، محاسبات عمومی کشور، مجموعه مقررات ارزی، قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، لایحه جدید قانون تجارت، لایحه امور گمرکی، قانون واردات کالا و خدمات، قانون نفت، قانون منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بانکی، قانون ممنوعیت خروج بدهکاران بانک ها، قانون مبارزه با پول شویی، قانون مالیات های مستقیم، قانون مالیات بر ارزش افزوده، قانون کار، قانون حمل و نقل و بیمه بازرسی، قانون جرایم رایانه ای، قانون جدید ک، قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی، قانون تجارت الکترونیک، قانون برگزاری مناقصات، قانون استخدام کشوری، روش تاسیس انواع شرکت ها، قانون و آئین نامه اجرایی مربوط به تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و قانون برنامه چهارم توسعه تنها بخشی از قوانین مرتبط با اقتصاد به شمار می رود.جدای از آن، موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از سدهای راه شکوفایی بخش خصوصی در ایران است، اجرایی نشدن و تداخل این قوانین است. نگاهی به آنچه در حوزه خواست های بخش خصوصی از حکومت است، نشان می دهد که این بخش از اجرایی نشدن بسیاری از قوانین، رنج کشیده هستند و همین موضوع هم باعث شده تا سرمایه گذاران رغبتی به کار در این حوزه نداشته باشند.  ضرورتی به نام رقابت پذیریلابلای بحث های متعددی که در همین یک دهه گذشته و بعد از ابلاغ سیاست های اصل 44 توسط رهبری از سوی کارشناسان مطرح شد، می توان سراغی از یک کلیدواژه مشخص گرفت و آن «رقابت پذیری» است. ماحصل تمام این بحث ها و تاکیدها بر لزوم رقابت پذیری، حکایت شرایطی است که در آن، فضای کشور بدون آن که دخالتی از طرف دولت وجود داشته باشد، قیمت اقلام و کیفیت آنها را مشخص کند. بازار، رو به سمت اجناس با کیفیتی می آورد که از نظر قیمت مقرون به صرفه هستند و مردم هم در چنین شرایطی آن چیزی را انتخاب می کنند که مورد پذیرش بازار است. وضعیتی که درست برخلاف وضع فعلی است که در آن دولت، تمام آنچه باید در حوزه اقتصاد بگذرد را مدیریت می کند؛ قیمت ها را کنترل می کند؛ با قوانین گمرکی تلاش می کند تا قضای رقابت داخل و خارج را از بین ببرد و در نتیجه، کار را به جایی رسانده که بخش خصوصی نه چندان بزرگ ایران، تاب مقاومت در برابر صنایع بزرگ دولتی و محصولات خارجی نداشته باشد.در چنین شرایطی بازار هم به سمتی حرکت می کند که بخش خصوصی امکان رشد را پیدا نمی کند و آنچه باقی می ماند، بازمانده ضعیف شده ای است از رویایی که در بسیاری از کشورهای دنیا، تجربه شده و نتیجه دادهاست.امان از نهادهای پرقدرتعدم وجود فضای رقابت پذیر در اقتصاد ایران، همه مشکلات بخش خصوصی در بازار کشور نیست؛ کافی است به نهادهای پرنفوذ و قدرتمند که وارد عرصه اقتصادی شدند دقت بیشتری کرد تا مشخص شود سرمایه گذاران خصوصی باید برای گرفته نشدن نفس شان در دنیای اقتصاد با چه ابرقدرت هایی دست و پنجه نرم کنند.از اواسط دفاع مقدس و بعد از آن در دوران سازندگی و خصوصا در طول سال های بین 84 تا 92، رشد نهادهای پرنفوذ حاکمیتی در اقتصاد ایران باعث شد تا عملا بخش بزرگی از سرمایه گذاری های کشور به دست آنها بیفتد؛ در چنین شرایطی بدیهی است که بخش خصوصی تاب مقاومت نخواهد داشت و مجبور می شود تا از بازارهای بزرگ پرهیز کند.برای اینکه این ادعا راحت تر مورد پذیرش قرار گیرد کافی است قراردادهای بزرگ راه سازی و جاده ای در دو دهه گذشته در تهران و دیگر شهرها و استان های کشور مورد مطالعه قرار گیرد. مطالعه آنها به روشنی نشان می دهد که جز یکی دو شرکت یا سازمانی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به نهادهای نظامی هستند، هیچ شرکت و سازمان دیگری امکان حضور در چنین پروژه هایی را پیدا نکرده و همین عامل هم باعث شده تا شرایطی به وجود آید که این ذهنیت که «پروژه های بزرگ برای نهادهای بزرگ است» تقویت شود.این درد را چاره ای ...نگاهی به داستان پر چالش بخش خصوصی در اقتصاد ایران، شاید بیشتر از هر چیز یأس و ناامیدی را به همراه داشته باشد؛ اما واقعیت این است که اگر انتظارات این بخش از دولت و به طور کلی حکومت برآورده شود، اگر کمی از آنچه یکه تازی دولت در حوزه اقتصاد است، به صورت واقعی کاسته شود، اگر آنچه به عنوان شرکت های خصولتی در کشور شناخته شده اند و ملغمه ای است از دولت و بخش خصوصی، اجازه تنفس به بخش خصوصی بدهد و اگر نهادهای خارج از اقتصاد دست از سر اقتصاد کشور بردارند، شاید بتوان آینده ای را متصور شد که در آن، سرمایه گذاران با خیالی آسوده تر به سراغ سرمایه گذاری در کشور بروند. آینده ای که در آن، اقتصاد ایران را اقتصاددان هایی خارج از گود بخش های دولتی اداره کنند و این بازار باشد که همه چیز را مشخص می کند.  مانیفست بخش خصوصیلابلای بسیاری از صحبت ها شنیده می شود که «بخش خصوصی را باید تقویت کرد.»، «اقتصاد کشور با حضور بخش خصوصی رونق می گیرد.»، «یکی از اصلی ترین معیارهای رسیدن به اقتصاد مقاومتی، توجه به بخش خصوصی است.» و ... اما وقتی به شرایطی که این بخش در اقتصاد کشور دچار شده نگاهی می کنیم، می بینیم که فاصله معناداری بین جایگاه فعلی آن با آنچه مد نظر فعالان اقتصادی است و بعضی اوقات در لابلای صحبت های مسئولان شنیده می شود، وجود دارد. طرح واره پیش رو تلاش دارد تا بخشی از شرایط موجود برای بخش خصوصی را نشان دهد.  نتایج به رسمیت شناخته شدن بخش خصوصی1. کاهش اندازه بخش دولتی و انتقال مالکیتپیدایش بخش خصوصی، نه تنها می تواند انضباط مالی مناسبی بر بازار حاکم کند، بلکه می تواند به آزادسازی اقتصاد، حذف مقررات و کنترل های دست و پا گیر، اصلاح قوانین و مقررات و ایجاد شرایط فضای رقابتی منجر شود؛ اتفاقی که باعث می شود دولت به امور غیر حاکمیتی وارد نشود و مالکیت ها به مردم واگذار شود.2. افزایش کارآییتجربه نشان داده که بسیاری از شرکت های اقتصادی که با مدیریت دولتی اداره می شوند، به دلایل گوناگونی از جمله اتکای بیش از اندازه به منبع بسیار بزرگ مالی دولت، عدم اهمیت پیشرفت در ذهن مدیران این مجموعه ها، فسادهای اقتصادی ناشی از وجود اقتصاد دولتی و ... کارآیی لازم را ندارند. در چنین شرایطی، وجود بخش خصوصی به دلیل آنکه نیاز صاحب سرمایه و لزوم برداشت مالی از میزان سرمایه گذاری را ضروری می کند، بیش از هر چیز می تواند به افزایش کارآیی بینجامد.3. کاهش کسر بودجهبسیاری از شرکت هایی که هم اکنون زیر نظر دولت فعالیت می کنند، نه تنها به سوددهی نرسیده اند بلکه ضررده شده اند و دولت از سرمایه های کشور به آنها تزریق می کند. چرایی این موضوع امری است که شاید در این مجال نگنجد اما آنچه مهم است این است که خصوصی سازی می تواند این شرکت ها را از یک شرکت زیان ده که سرمایه های ملی را تلف می کند، به یک شرکت سود ده برساند.4. جلوگیری از اختلال قیمت هادولت در شرایطی که بسیاری از شرکت ها به زیان دهی رسیده اند، مجبور است تا با استفاده از روش هایی منجمله تزریق پول و تغییر در شرایط قیمت گذاری، این شرکت ها را زنده نگاه دارد. بدون شک در صورتی که مدیریت این شرکت ها از دست دولت خارج شود، موضوع اختلال قیمت ها که همیشه پای دولت را هم در میان دارد، از بین خواهد رفت.5. گسترش بازار سرمایهبه اعتبار بسیاری از کارشناسان، اجرای سیاست خصوصی سازی، مالکیت سهام را در جامعه گسترده تر می کند. در نتیجه این گسترش میزان معاملات در بازار سرمایه افزایش یافته و نهادهای مالی جدید و متنوعی به وجود خواهد آمد. با چنین نگاهی، خصوصی سازی شرکت های دولتی و گسترش مالکیت سهام، صاحبان پس اندازهای اندک را نیز در مالکیت صنایع و بنگاه های تولیدی سهیم می کند و این باعث تجهیز پس اندازها و افزایش مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی خواهد شد.  خواسته های بخش خصوصی1. رقابت پذیری در اقتصادبسیاری از کارشناسان بر این باورند که خصوصی سازی تنها در شرایطی به وجود می آید که امکان رقابت در بازار وجود داشته باشد. شرکت ها باید بتوانند در اقتصادی آزاد به قیمت گذاری محصولات خود مبادرت کنند و در نتیجه این مشتری است که می تواند با قدرت انتخاب محصولی که مورد نظر است را انتخاب کند.2. ثبات سیاسییکی از مهمترین عواملی که می تواند به آرامش فضای اقتصادی کشور کمک کند، ثبات سیاسی است. بدون شک در شرایطی که کشور آرامشی در حوزه سیاسی داشته باشد، می تواند به آرامش در حوزه اقتصادی برسد. سرمایه گذاری، راحت تر می شود و در نتیجه شرایط برای ورود سرمایه های بیشتر افزایش می یابد.3. اصلاح قوانینتعداد قوانینی که هر کدام در بخشی از خود به موضوع خصوصی سازی و سرمایه گذاری بخش غیر دولتی اشاره کرده است، از شمارش خارج است. به اعتقاد بسیاری یکی از مهم ترین الزامات و نیازهایی که خصوصی سازی در کشور دارد، حذف بسیاری از این مقررات انباشت شده و تعیین ضمانت اجرای قوانین کارا در این حوزه است.4. ثبات تصمیم گیریاینکه یک سرمایه گذار تمایل به انباشت سرمایه خود را در محیط کم ریسک داشته باشد، موضوع عجیبی نیست. بدون شک، ثبات تصمیم گیری ها در بدنه یک کشور موضوعی است که می تواند به کاهش ریسک سرمایه گذاری منجر شود. در چنین شرایطی است که بخش خصوصی با آرامش خاطر بیشتری نسبت به آنچه در نظر دارد، برنامه ریزی می کند.5. عدم دخالت نظامیان در اقتصادعلاوه بر تمام آنچه گفته شد، قدرت غیرقابل مقایسه ای که نهادهای نظامی نسبت به سرمایه گذاران معمولی دارند، همیشه باعث شده تا کفه ترازو به نفع این نهادها سنگینی کند؛ در چنین شرایطی به نظر می رسد که بسیاری از سرمایه گذاران تاب رقابت با این نهادها را نداشته باشند و به دنبال ایجاد بخش خصوصی هم نروند.

    کسب و کار بخش خصوصی، در انتظار معجزه
  • هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن

    هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن
    مجله همشهری دانستنیها: تیم کوک، با وجود شغلش به عنوان مدیر عامل اپل که ظرف پنج سال گذشته بیشتر و بیشتر چالش بر انگیز شده، ذره ای پیرتر نشده است. از دست رفتن 180 میلیارد دلار از ارزش بازار شرکت، ظرف کمتر از دو سال، باید به شکلی خودش را نشان بدهد، ولی تیم کوک همچنان سر حال به نظر می رسد، چشمانی سر زنده دارد و حس شوخ طبیعی اش همچنان مانند سابق است.- در دوران نوزایی اپل، معرفی محصول های فوق العاده محبوب آی پاد، آی فون، آی پد و موفقیت مالی ای که به همراهشان آمد، باعث شد تا بسیاری از نقص هایی که از چشم استیو جابز دور مانده بود، مهم جلوه نکند. ماوس گردی که در سال 1997(1376) همراه نخستین «آی مک» عرضه شد، تقریبا بی فایده بود. محصول دیگری به نام «پاور مک جی4» (Power Mac G4) در سال2001 (1380) عرضه شد که تولید آن تنها یک سال ادامه یافت یا «روکر» (Rokr) که نام گوشی هوشمندی بود که در سال 2005 (1384) با همکاری اپل و موتورولا عرضه و به سرعت فراموش شد و بسیاری موارد دیگر. تیم کوک می گوید: «مهم ترین نکته این است که شهامت پذیرفتن اشتباه های خودمان را داشته باشیم و تغییر کنیم. مهم ترین نکته برای من، به عنوان مدیر عامل اپل، این است که چنین شهامتی را در خودم زنده نگه دارم.»   عده ای از منتقدان اپل به خاطر آنچه «عقب بودن اپل از فناوری» می نامند، محصولات این شرکت را سرزنش می کنند. اما این موضوعی تازه نیست. تیم کوک می گوید: «در 18 سالی که در اپل مشغول به کار بوده ام، چنین چیزی همواره به گوش می رسیده است. این که کسانی محصول امروز ما را با محصولی که در آینده ساخته خواهد شد، مقایسه می کنند.»در طول 40 سالی که از تاسیس اپل می گذرد، گاهی به نظر رسیده است اپل در زمینه هایی مانند سرویس های مربوط به موسیقی و ویدئو، اینترنت، تماس از راه دور، فناوری بی سیم، تولید محتوا، شبکه، نیمه هادی ها، نرم افزار های کاربردی، نمایشگر های لمسی، تشخیص صدا و نقشه و مسیر یابی عقب مانده است.  با این حال اپل موفق شده است با ترکیب مهم ترین بخش این فناوری ها با سخت افزار هایی کاربردی، زندگی بسیاری از کاربران را تغییر بدهد. زمانی که استیو جابز از دنیا رفت، فرایند تولید خلاقه اپل (شیوه ای که این شرکت فناوری خاصی را به خدمت می گیرد، بهینه سازی می کند و از آن در محصولاتش بهره می برد) کاملا جا افتاده بود. این میراثی بود که از جابز به جا ماند. تیم کوک به شیوه مخصوص خودش از این میراث بهره گرفت. توجه بیش از اندازه تیم کوک روی جزئیات، گاهی نقطه ضعف او ارزیابی شده است. این وسواس همان چیزی است که اپل را به غول کنونی تبدیل کرده است. درآمد اپل، از پنج سال پیش، تا اکنون و زیر نظر تیم کوک، سه برابر و نیروی کار این شرکت دو برابر شده و بازار این شرکت به سرعت در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است. این آمار خیره کننده است.  کوک نشان داده است برای بهینه کردن گوشه گوشه های شرکت ظرفیت زیادی دارد. همچنین در اضافه کردن امکانات و ویژگی های جدید به بوم عظیم نرم افزارها، سخت افزارها و سرویس های اپل، توان فوق العاده ای از کوک دیده ایم. تیم کوک هرگز به درخشش استیو جابز نخواهد رسید، اما شاید برای مدیریت غول عظیم الجثه ای که اپل به آن تبدیل شده است، گزینه بهتری باشد.هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن اپل:استیو جابز در سال 2011( 1390) تیم کوک را به عنوان مدیر عامل اپل معرفی کرد. از آن زمان تاکنون درآمد اپل سه برابر شده و تعداد کاربران دستگاه های تولیدی این شرکت به بیش از یک میلیارد نفر رسیده است.اپل به عنوان نماینده ای از طرف عموم:- استیو جابز ماموریت بزرگی داشت؛ کامپیوتر ها را به عنوان «دوچرخه هایی برای مغز» عمومی کند و این دستگاه ها را به اندازه دیگر اشیای مورد علاقه آدم ها زیبا و دوست داشتنی کند. اپل تحت مدیریت تیم کوک به شرکتی با ماموریت های اخلاقی هم تبدیل شده است؛ با روش هایی از قبیل رویارویی با آی بی اف (IBF) بر سر حریم خصوصی مصرف کنندگان و تلاش تیم کوک برای تبدیل اپل به شرکتی پیشرو در زمینه حمایت از محیط زیست. تیم کوک می گوید: «بر این باورم که شرکت ها هم درست مانند آدم ها باید ارزش هایی داشته باشند و به این ارزش ها احترام بگذراند.»  اپ استور  به عنوان پلت فرم بازاریابی:- یک میلیارد نفر به اپ استور سر می زنند تا اپ هایی مناسب برای آی فون و آی پدشان بیابند. اپل هم می کوشد تا تعداد دانلودها (و درآمد حاصل از آن) را بالاتر ببرد. در حال حاضر «فیل شیلر»، رئیس بخش بازاریابی اپل، مدیریت اپ استور را به عهده دارد و ظرف شش ماه گذشته تغییراتی بی سابقه در این فروشگاه پدید آورده است؛ تغییراتی مانند اضافه کردن فضاهای تبلیغاتی و تمدید اشتراک های مربوط به اپ استور برای جذاب تر کردن این پلت فرم برای توسعه دهندگان اپلیکیشن.اپل سرنوشت خودش را خودش تعیین می کند:- اپل بیشتر و بیشتر به ماجراجویی در جهان فناوری دست می زند و تعداد بیشتری از تراشه ها و حسگر های محصولاتش را خودش طراحی می کند.اپل با این کار، اختیار و کنترل بیشتری در تولید سخت افزار های همگن تر و نرم افزارهایی کاربردی تر به دست می آورد. موضوعی که نه تنها برای آینده آی فون مهم است، بلکه برای محصولات سال های آینده هم اهمیت دارد.ارائه نسخه بتا عموی:- اپل اکنون متوجه این نکته شده است که تلاش برای ارائه نرم افزاری که از همان ابتدا کامل و بی نقص باشد، تلاش بیهوده ای است. آی اواس 10، پیش از انتشار رسمی، به صورت بتا در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. سیستم فایل (Sile System) تازه ای که قرار است سال آینده عرضه شود، هم اکنون در دسترس توسعه دهندگان قرار گرفته است. حتی خود اپل واچ را هم می توان از این زاویه بررسی کرد: اپل محصولی را بیرون داده است تا ببیند کاربران چه واکنشی نشان می دهند تا بر طبق این واکنش ها دست به بهینه سازی محصول بزند.اپل هم سرویس دهنده و هم تولید کننده است:- اپل 12 درصد از درآمدش را از راه سرویس های دیجیتالی از قبیل آی کلود، اپل پی، اپل کر و اپ استور به دست می آورد. نکته این جاست که سرعت رشد این بخش از شرکت بیشتر از سرعت رشد فروش محصولات سخت افزاری است. تیم کوک می گوید: «امیدوارم سرویس های آن لاین اپل به بخشی عظیم از این شرکت تبدیل شود. این بخش از شرکت، اگر به تنهایی بررسی شود، همین الان هم بزرگ است و به سختی می توان در این حوزه ها شرکت هایی به بزرگی اپل پیدا کرد.»اپل به عنوان قدرت مالی جهانی:- اپل، طبق آخرین گزارش مالی،233 میلیارد دلار پول نقد دارد. این شرکت ظرف دو سال گذشته حدود 117 میلیارد دلار هم صرف خرید سهام و اوراق بهادار کرده است. هر چند، عده ای این مانور های اقتصادی را دلیلی برای از دست دادن تمرکز ارزیابی کرده اند، اما همه این ها بخشی از تلاش تیم کوک برای تبدیل اپل به یک قدرت اقتصادی عمده است. چنین قدرت مالی ای می تواند تکمیل کننده ای برای قدرتمندی های اپل در بخش های دیگر باشد. کوک می گوید: «می خواهم اپل همیشه وجود داشته باشد و پایدار بماند.»  اپل یعنی کسب و کار:- اپل تا پیش از این، روی فروش محصول به شرکت های بزرگ تمرکز نداشته است، اما اکنون قرارداد مهمی با آی بی ام (IBM) بسته است تا بتواند محصولاتش را به دنیای کسب و کار هم بفروشد. آی پد پرو، بیشتر برای کاربران شرکتی طراحی شده است. اکنون که تقاضا برای آی پد در بخش مصرف کنندگان کمتر شده است، اپل می خواهد با باز طراحی آی پد و تبدیل کردن آن به آی پد پرو، در راه طراحی و تولید نسل بعدی لپ تاپ هایی مخصوص کسب و کار گام بگذارد.نکته:پرفروش ترین گوشی هوشمند تاریخ:- آمار فروش آیفون های اپل از مرز یک میلیارد دستگاه گذشته است. آیفون 6 اس نیز با اختصاص 4.2 درصد از بازار فروش گوشی های هوشمند به خود، رکورد دار پرفروش ترن گوشی هوشمند تاریخ است.

    هفت شیوه تیم کوک برای متحول کردن
  • برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر

    برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر
    وب سایت مدیر سبز: مطالب این مطلب از آموزش‌های حرفه‌ای برایان تریسی گرفته شده است و برای اولین بار تقدیم شما می‌شود.کیفیت تفکر تعیین‌کننده کیفیت زندگی است. ۸۰ درصد موفقیت در فروش به نگرش و ۲۰ درصد به استعداد بستگی دارد. عزت‌نفس پایین دلیل اصلی شکست در فروش است. برای افزایش عزت‌نفس و غلبه بر ترس از طرد شدن، چند گام مثبت برای بهبود تصویر ذهنی‌تان از خود بردارید.خود را کارمندی مستقل یا رئیس شرکت فروش حرفه‌ای‌تان ببینید. فکر کنید تنها شخص مسئول در تعیین سرنوشت اقتصادیتان هستید. ابتدای هر ماه چکی به مبلغی که می‌خواهید در آن ماه کسب کنید، برای خود بنویسید. آن را به تاریخ آخر ماه صادر کنید. بقیه ماه به چگونگی کسب آن درآمد فکر کنید.خود را مشاور بدانید نه فروشنده. به جای اینکه با هدف فروش به خریداران نزدیک شوید، با مشتریان ملاقات کرده و به حل مشکلاتشان کمک کنید. قبل از پیشنهاد محصول به خریدار شرایط او را کاملا درک کنید.فروش با قانون طلایی (با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند) را تمرین کنید. فقط کلمه رفتار را با فروش جایگزین کنید. اگر واقعا به خریداران اهمیت دهید، قبل از جلسه با آن‌ها آماده می‌شوید و پیشنهادهای خوبی ارائه می‌دهید.  قدرت فردی‌تان را بهبود بخشیداگر مردم دوست‌تان داشته باشند و از بودن در کنارتان لذت ببرند، خرید می‌کنند. آن‌ها مستقیما به شخصیت‌تان پاسخ می‌دهند. نگرشی که نسبت به خود دارید تعیین‌کننده نگرش خریداران نسبت به شما است.می‌توانید قدرت فردی خود را در هفت گام بهبود بخشید:مسئولیت کارتان را بپذیرید: به جای بهانه آوردن هنگام خراب شدن کارها، تقصیر را بپذیرید. آن‌وقت می‌توانید به روش‌های اجتناب از تکرار مجدد آن اشتباه فکر کنید.تعبیر مثبتی از مسائل داشته باشید: در مواجهه با مشکلات خوش‌بین باشید، زیرا باعث می‌شود مشکلاتی که باعث تضعیف روحیه و ناامیدی بدبین‌ها می‌شود را از میدان به در کنید.به عالی بودن متعهد باشید: باور کنید شایسته بهترین‌ها هستید. بسیاری افراد نمی‌توانند بر مانع «استحقاق نداشتن» غلبه کنند. بدانید در سایه کار سخت و صادقانه و عزم و اراده شایسته هر موفقیتی هستید.مقاومت: باید بیش از دیگران مشتاق ماندن و کار کردن باشید. اگر به خود و توانایی‌تان برای موفقیت باور داشته باشید، مقاومت‌تان افزایش می‌یابد. وقتی خسته و ناامید هستید، نظم شخصی لازم برای ادامه راه را داشته باشید.صداقت: خریداران صداقت را مهم‌ترین ویژگی فروشنده می‌دانند. یکرنگی باعث اعتمادبه‌نفس می‌شود. اگر با خود و اطرافیان روراست باشید، احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می‌کنید. در رفتار و گفتارتان کاملا صادق باشید.سپاسگزار باشید: برای داشتن سلامتی، خانواده، خانه، ماشین و کار سپاسگزار باشید. هرگز مشکلات یا نگرانی‌های شخصی را با خریداران در میان نگذارید. بگویید «وضع کسب‌وکار عالی است» و «بهتر از این نمی‌شود». اگر به مردم بگویید از زندگی‌تان راضی هستید، در واقعیت هم شادتر می‌شوید.اهداف شفاف و خاصی تعیین‌ کنید: این کار هدف عمیقی به شما می‌دهد که وجه تمایز فروشندگان برتر است. برای هر ماه، فصل و سال اهداف فروش و درآمد مکتوب داشته باشید. همچنین، اهدافی برای سلامتی، خانه و خانواده‌تان بنویسید. اهداف باعث می‌شوند زمان و منابعتان را هوشمندانه‌تر اختصاص دهید.رابطه با خریدار: قلب فروشایجاد و حفظ روابط باکیفیت با خریداران جوهره فروش حرفه‌ای در عصر جدید است. قابل‌اعتماد و معتبر باشید.همه فروشندگان برتر هفت ویژگی دارندهرگز انتقاد، شکایت و محکوم نمی‌کنند: مردم افراد شاد و راحت را دوست دارند. از زندگی شخصی‌تان شکایت یا از رقبا انتقاد نکنید. تنها نگرانی‌تان در دنیا حل مشکل خریدار است.پذیرش: یاد بگیرید دیگران را بدون قضاوت یا انتقاد بپذیرید. لبخند بزنید. گرم و دوستانه باشید. هر چه پذیرش بیشتری نسبت به دیگران داشته باشید، آن‌ها هم بیشتر پذیرای شما هستند.تائید: وقتی موفقیت‌های دیگران را ببینید، احساس خوبی پیدا می‌کنند. همیشه دنبال فرصتی برای تقدیر از دیگران باشید. خواهید دید همه‌جا از شما استقبال می‌کنند.تشکر: فقط بگویید «متشکرم». وقتی از کسی تشکر می‌کنید، عزت‌نفس او افزایش می‌یابد. عادت کنید از هر کسی برای هر کاری تشکر کنید.تحسین: تحسین صمیمانه خود نسبت به ویژگی‌ها، موفقیت‌ها یا دارایی‌های یک نفر را ابراز کنید. اگر کاری کنید مردم احساس خوبی نسبت به زندگی‌شان داشته باشند، آن‌ها نیز حس خوبی به شما پیدا می‌کنند.توافق: هرگز با خریدار احتمالی بحث نکنید. حتی اگر آن شخص کاملا اشتباه می‌کند، آن را به زبان نیاورید. ایجاد ارتباط مهم‌تر از حق به جانب بودن است.توجه دقیق: گوش دادن به خریدار کاری فوق‌العاده است و مقاومت و تردید اولیه که مانع روابط فروش جدید است را از بین می‌برد.انگیزه دادن برای خریدقفسه سینه خریدار پر از دکمه است. دکمه‌های سبز نشانه احساسات مثبت مثل عشق، غرور و امنیت هستند و دکمه‌‌های قرمز احساسات منفی مانند ترس، عصبانیت و خشم را نشان می‌دهند. باید تا حد ممکن دکمه‌های سبز را فشار دهید و از دکمه‌‌های قرمز دوری کنید (مگر اینکه دکمه قرمز به هدفتان کمک کند). شاید لازم باشد برای نشان دادن ضررهای نخریدن محصول، دکمه قرمز خریدار را فشار دهید.اشتیاق به دست آوردن و ترس از دست دادن دو دلیل اصلی خرید است. در هر ارائه فروش از این دو محرک استفاده کنید.  خریداران مناسبی پیدا کنیداگر در ابتدای فرایند فروش خریدار احتمالی را در یکی از چهار گروه زیر دسته‌بندی کنید، فروش پرباری خواهید داشت:خریدار موفق: این فرد کسی است که کسب‌وکارش خوب پیش می‌رود. فروش به این گروه بسیار ساده است، زیرا خودشان موفق هستند و می‌خواهند بهتر شوند. به آن‌ها نشان دهید چطور با خرید از شما شرایط فعلی‌شان بهبود می‌یابد.خریدار مشکل‌دار: این فرد محصولات و خدمات شما را حلال مشکل می‌داند. خریداران مشکل‌دار در ملاقات اول هیچ علاقه‌ای به محصولات و خدمات‌تان نشان نمی‌دهند. با این وجود، اگر در ابتدا علاقه‌ای نشان ندادند، احتمالا آن را از شخص دیگری خریده‌اند. به آن‌ها بگویید محصول یا خدمت‌تان چه کمکی به افرادی با شرایط مشابه کرده است. اگر به نفعشان است، اجازه دهید شخصا برای خودشان تصمیم بگیرند.خریدار راحت‌طلب: این خریدار از شرایط موجود راضی است و نیازی به تغییر نمی‌بیند. از آنجا که این افراد هیچ فوریتی برای حل مشکل ندارند، فرصت‌ خوبی برای فروش محصول نیستند.خریدار منفی: این افراد نفرت‌انگیز هستند. فروشندگان را تحقیر می‌کنند و اغلب معتقدند خرید محصول یا خدمت شما هدر دادن پول است. هرگاه فهمیدید با خریدار نوع چهار روبه‌رو هستید، مودبانه گفتگوی فروش را تمام کنید.نهایی کردن فروش: بازی آخراهمیت نهایی کردن فروش در مقایسه با اهمیت اعتمادسازی، تعیین نیازها و ارائه راه‌حل کاهش ‌یافته است. هنوز هم نهایی کردن، آخرین مرحله فروش است. در این قسمت به چند تکنیک محبوب و موثر این کار اشاره می‌کنیم:نهایی کردن با دعوت: ساده، آسان و با وقار است. فروش را به این شکل نهایی کنید: «تاکنون همه‌چیز خوب پیش رفته است؟» اگر مطمئن شدید خریدار هیچ اعتراضی ندارد، او را به خرید دعوت کنید. «اگر چیزی که نشان دادم را دوست دارید، چرا امتحانش نمی‌کنید؟»نهایی کردن با ارائه فرضیه: با این روش ذهن خریدار را از تصمیم خرید به مالکیت محصول و لذت بردن از آن معطوف کنید. بپرسید «آیا تا اینجا از محصول راضی بوده‌اید؟» اگر جواب مثبت داد، بگویید «در گام بعدی باید تایید شما را بگیرم و آن را با شرکت هماهنگ کنم. برنامه‌ریزی اولیه را تا سه روز آینده انجام می‌دهیم و کل سیستم تا آخر ماه نصب و اجرایی می‌شود».نهایی کردن با ارائه جایگزین: این تکنیک برای خریدارانی جذاب است که گزینه‌های متعدد را دوست دارند. با پرسیدن «کدام را ترجیح می‌دهید، الف یا ب؟» فروش را نهایی کنید.  تصمیم خریدار هر چه باشد، فروش انجام می‌شود. سعی کنید دو گزینه ارائه کنید. حتی اگر یک محصول هم ارائه می‌کنید می‌توانید از این تکنیک استفاده کنید. چند گزینه برای روش پرداخت یا ارسال ارائه دهید.

    برایان تریسی و ویژگی های فروشندگان برتر
  • مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید

    مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید
    ماهنامه دنیای سرمایه گذاری - محمد شفیع پور، کارشناس و مشاور بورس: بورس (Bourse) یک واژه فرانسوی است که در اصطلاح به «کیف پول» گفته می شود. می گویند در اوایل قرن پانزدهم میلادی در شهر بروژ بلژیک مردی به نام «واندر بورس» زندگی می کرده که صرافان شهر در مقابل خانه او به داد و ستد کالا و اوراق بهادار می پرداختند.  همین موضوع باعث شد تا بعدها به مکان هایی که داد و ستد پول، کالا و اسناد مالی و تجاری که در آن صورت می گیرد، بورس بگویند. اکنون قریب به 500 سال از آن دوران گذشته و این سوال مطرح است که «چکونه می توان وارد بازار بورس ایران شد و در آن موفق شد؟»؛ در این مطلب محمد شفیع پور، کارشناس ارشد شرکت سرمایه گذاری سپهر در این باره نظر خود را مطرح کرده است. گفته های او را با هم می خوانیم. آنچه هر سرمایه گذار در قدم نخست ورود به بازار سرمایه باید بدانداگر شما جزو کسانی هستید که به تازگی و در پی واکنش بازار سرمایه به توافق هسته ای و اجرایی شدن برجام و پس از اعلام رشدهای اخیر شاخص بورس از جراید و صدا و سیما به بازار سرمایه علاقه مند شدید و قصد سرمایه گذاری در بازار بورس را در سر می پرورانید باید ابتدا با گام های نخست این فعالیت جدید آشنا شوید.این بازار، جوان و سرشار از هیجان و پتانسیل است، خصوصا پس از لغو تحریم ها و علاقه مندی کشورهای مختلف به گسترش همکاری های خود با ایران، پتانسیل های سودآوری و جهش اقتصادی صدچندان شده است و درواقع کشور آماده جهش اقتصادی است؛ بورس نیز آینه اقتصاد کشور است، پس قدم در راه درستی گذاشته اید! در بازار سرمایه، شما به ازای قبول ریسک بیشتر می توانید شانس کسب درآمدی بیشتر از بهره بانکی (Free risk) را داشته باشید اما باید بدانید که همیشه این ریسک با پاداش همراه نیست و ممکن است شما قسمتی یا حتی در مواردی، همه اصل سرمایه خود را از دست بدهید!پس برای روشن تر شدن واقعیت های بازار بهتر است در کمال فروتنی و بی طرفی با دقت ادامه مطلب را مطالعه کنید. برای برداشتن اولین قدم، نیاز است که شما ساده ترین کار را که هیچ گونه هزینه ای هم ندارد، انجام دهید؛ این کار «اخذ کد معاملاتی» است.شاید بپرسید کد معاملاتی چیست؟ در پاسخ باید بگویم کد معاملاتی، شناسه مختص به هر شخص است که ترکیبی از اعداد و حروف بوده و هر سرمایه گذار به وسیله کد اختصاصی خود معاملات را انجام می دهد. همه معاملات در بازار بورس از طریق کارگزاران انجام می شود، پس می توانید با مراجعه به دفاتر کارگزاری های مختلف اقدام به اخذ کد کنید.ولی سوال بعدی که شاید در ذهن شما ایجاد شود این است که آیا تفاوت می کند به کدام کارگزاری مراجعه کنیم؟ در پاسخ باید بگویم که در ماهیت فعالیت و کارمزدهای معاملات بین کارگزاران تفاوتی وجود ندارد اما بهتر است که کارگزار شما از لحاظ مسافت به شما نزدیک باشد تا در مواقع لزوم برای مراجعه حضوری، دشواری پیش روی شما نباشد.از دیگر مزایای کارگزار خوب ارایه خدمات مختلف شامل تخصیص عرضه های اولیه سهام تازه وارد بورس شده، ارایه خدمات برخط (آنلاین)، ارایه تحلیل های مختلف در سایت کارگزاری که مختص مشتریان کارگزاری است و پاسخ گویی سریع و به موقع به مشکلات یا ابهامات احتمالی ایجادشده در مسیر فعالیت شماست.بعد از اخذ کد معاملاتی مانعی برای خرید و فروش سهام و اوراق های دیگر وجود ندارد اما توصیه می شود افرادی که در این خصوص تجربه مناسب ندارند هرگز براساس توصیه دیگران، شایعات و رفتارهای هیجانی مبادرت به خرید و فروش سهام نکنند!این سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی مانند همه مشاغل دیگر به علم، تجربه و تخصص منحصر به خویش نیاز دارد. اگر قصد فعالیت حرفه ای و بلندمدت در بازار سرمایه داشته باشید بهترین کار مطالعه کتاب های آموزشی و استفاده از کلاس های آموزشی مقدماتی و پس از آن پیشرفته بورس است که به طور پیوسته برگزار می شود و در کنار آن می توان از طریق سایت های سرمایه گذاری مجازی و خرید و فروش های مجازی کم کم با بازار و نوسانات آن آشنا شد. ولی برای افرادی که شاید زمان کافی برای کسب تجربه و آموزش نداشته باشند بهترین کار چیست؟  در پاسخ باید گفت خرید یونیت های سرمایه گذاری (سهام صندوق های سرمایه گذاری) است. شما از این طریق می توانید ریسک خرید و فروش را به شدت کاهش دهید و درواقع سرمایه خود را به افرادی معتبر، دارای ضمانت های کافی و متخصص در زمینه سرمایه گذاری در بازار سرمایه بسپارید. صندوق های سرمایه گذاری با هزینه بسیار اندک با استفاده از نیروهای متخصص پول شما و افراد دیگر را تجمیع و در صنایع مختلف بورس سرمایه گذاری می کنند و به اصطلاح سبد سهام (پرتفوی) تشکیل می دهند، صندوق ها انواع مختلفی دارند که می توان برای مطالعه و مقایسه آن ها از سایت rasamfunds.ir یا fipiran.com استفاده کرد.از انواع صندوق های سرمایه گذاری می توان به صندوق های با درآمد ثابت، مختلط، سهامی، بازار گردانی و... نام برد که بسته به نوع فعالیت درجه ریسک ها متفاوتی دارند.در مرحله بعد استفاده از خدمات شرکت های مشاور سرمایه گذاری یا سبدگردانی که دارای مجوز رسمی از سازمان بورس و اوراق بهادار هستند نیز می تواند برای اشخاص جذاب باشد، این شرکت ها با استفاده از نیروهای متخصص و زبده در امر سرمایه گذاری در بازار سرمایه می توانند کمک خوبی برای سرمایه گذاران در امر مدیریت سرمایه خویش باشند از آنجا که تحت نظارت مستمر سازمان بورس هستند، امکان سوخت شدن سرمایه شما به حداقل می رسد.ولی اگر با همه این تفاسیر باز علاقه مند به حضور مستقیم خود در بازار سرمایه باشید به شما توصیه می شود پس از کسب اطلاعات زمینه ای و آشنایی با ماهیت فعالیت شرکت ها و نیز شیوه خرید و فروش سهام در ساعت مجاز معاملاتی (9 تا 12:30) از طریق مراجعه حضوری به کارگزار یا ارسال درخواست اینترنتی اقدام به خرید مبلغ اندکی سهام از شرکت های صنایع مختلف کنید. قطعا تنوع در سبد سهام ریسک سرمایه گذاری شما را تا حد زیادی کاهش می دهد و می توان با آرامش بیشتر با محیط بازار آشنا شد و گام به گام تجربه را افزود.از جمله سایت های معتبر tsetmc.com محسوب می شود که مرجع رسمی اعلام قیمت ها و آخرین تحولات سهام شرکت ها است. شما از طریق این درگاه می توانید تحولات قیمتی سهام مورد نظر خود را در لحظه مشاهده کنید.از جمله نکات مهم که باید همواره به آن توجه کرد این است که بورس همیشه در اوج نیست و باید در این سرمایه گذاری صبور بود، پس توصیه اکید می شود که هرگز با پولی که در کوتاه مدت به آن نیاز دارید وارد بورس نشوید، چون امکان آن هست که در دوره رکود با بسته بودن نماد معاملاتی نتوانید به موقع فروش سهام را انجام دهید و ضررهای جبران ناپذیری متحمل شوید.نکته مهم بعدی توجه به حفظ اصل سرمایه شماست، همیشه این نکته را در نظر داشته باشیم که حفظ سرمایه شرط اول در معاملات اوراق بهادار است.اگر این شرط را مدنظر داشته باشید، فرصت های کسب سود همواره ایجاد می شوند پس به هیچ وجه نباید بی گدار به آب زد و خریدهای احساسی انجام داد.سرمایه گذاران در سهام شرکت ها به دو طریق کسب سود می کنند: نخست سودهای نقدی که در پایان سال مالی در مجامع عمومی شرکت ها تقسیم می شود و به حساب سهامداران واریز می شود و دوم از ما به التفاوت بهای خرید سهام و فروش آن.  بهترین خریدها خصوص برای افراد آماتور خرید از سهام شرکت های دارای سود نقدی مناسب (سهام با نسبتP  بر E پایین) و از سهام شرکت های بزرگ با شفافیت بیشتر و ریسک کمتر است، اصولا این شرکت ها شاید سرعت رشد در کوتاه مدت بالایی نداشته باشند اما به سرمایه گذاران همواره سود معقولی می رسانند. اگر باز هم علاقه مند به کاهش بیشتر ریسک خود باشید، می توانید از اوراق مشارکت با درآمد ثابت یا اوراق خزانه اسلامی یا اوراق اجراه در سبد سهام خود استفاده کنید که دارای مبلغ مشخصی بهره ماهانه هستند که در پایان هر دوره به حساب دارندگان اوراق واریز می شود. این اوراق دارای ضامن معتبر هستند و ریسک عدم پرداخت به موقع بهره (نکول) نزدیک به صفر می شود.ابزارهای نوین مالی نظیر اوراق فوق که برای تامین مالی شرکت های مختلف و مطابق با اصول اسلامی به صورت متنوعی طراحی شده اند از جمله تازه واردهای بازار سرمایه اند که عمر نسبتا کمی دارند اما جایگزین خوبی برای پول های سپرده شده در بانک ها هستند و می توانند باعث رونق اقتصادی و صنعتی کشور شوند.به هر حال مطابق پیش بینی صندوق جهانی پول، ایران در سال 1395 توانایی رشد بالای اقتصادی را دارد و قطعا این رشد در گام نخست می تواند خود را در بازار بورس اوراق بهادار نشان دهد. همواره بورس به دلیل ارزش انتظاری که از وقایع آینده در خود می بیند، در رشدها و سقوط ها پیشگام است. پس می توان رشد اخیر را دنباله دار و امیدوارکننده دانست و با سرمایه گذاری به موقع از این پتانسیل نهایت بهره را برد.

    مراقب شایعات و رفتارهای هیجانی در بورس باشید
  • 40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری

    40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری
    وب‌سایت پنجره خلاقیت: ایده‌های تجاری یکی از با ارزش‌ ترین منابعی هستند که شما به عنوان یک کارآفرین باید برای کسب‌ و‌ کار کوچک خود تدارک ببینید. شما همیشه به آن‎ها نیاز خواهید داشت.ایده‌های تجاری عالی این قدرت را دارند که بین کسب و کارهای موفق، ناموفق و معمولی تمایز ایجاد می‌کنند.اگر شما چنین ایده‌هایی دارید، می‌توانید روی اعمال آن‎ها کار کنید، دنیا را تغییر دهید و آینده بهتری برای همه ایجاد کنید… اما اگر ایده‌ای ندارید، تا مدت‌ها در همین سطحی که هستید خواهید ماند و بعد از مدتی خواهید دید که کسب‌و‌کارتان منسوخ شده و از رده خارج می‌شود.به همین دلیل در این یادداشت می‌خواهیم چهل روش برای ایده‌پردازی تجاری معرفی کنیم. مهم نیست که شما می‌خواهید کسب‌ و‌ کار جدیدی ایجاد کنید یا تجارت فعلی‌تان را گسترده‌تر کنید؛ شما همواره می‌توانید از این روش‌ها برای ایجاد ایده‌هایی کمک بگیرید که به وضع شغلی‌تان کمک زیادی کند.  1. از بازار هدف خود و خواسته ها، نیازها و اهداف آن‎ها بیشتر بدانید.2. در زمان ایده‌پردازی جایی را انتخاب کنید که خلاقیت‎تان در بیشترین سطح خود قرار بگیرد. چون مهم‌ترین عامل در جلسه ایده‌پردازی داشتن سطح بالایی از خلاقیت است.3. در طول جلسه ایده‌پردازی ذهنی باز و روشن داشته باشید و از تعصبات گوناگون شخصی دوری کنید.4. سر و صدا ایجاد کنید و ایده‌تان را به دیگران اعلام کنید. نگذارید ایده‎تان در گوشه‌ای از ذهن‎تان انبار شود.5. همیشه یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا ایده‌ای را از یاد نبرید. شاید حتی احمقانه‌ترین ایده‌های حال حاضر به بهترین ایده‌های آینده تبدیل شوند.6. افراد قابل اعتماد و خلاق زیادی را در جلسه ایده‌پردازی گرد هم آورید.7. از نمایشگاه‌های مرتبط با صنعت خود بازدید کنید. ایده‌های مختلف و زیادی را می‌توانید از نمایشگاه‌ها به دست آورید.8. سفر کنید تا خلاقیت خود را افزایش دهید و نگرش جدیدی نسبت به اطراف خود کسب کنید. سفر منبع با ارزشی از ایده‌های تجاری گوناگون است.9. به الگوی تجاری خود نگاهی بیندازید تا به ضعف‎ها، کمبود‌ها و ایده‌های جدید برای پیشرفت دست یابید.10. ایده‌های بد را دور نریزید؛ شاید بتوانید با متضاد ساختن آن‎ها ایده‌های خوبی به دست آورید.11. دیدگاه خود را توسعه دهید تا ایده‌های بهتری به ذهن‎تان خطور کند.12. از فکر زیاد بپرهیزید؛ چون باعث کاهش خلاقیت و حس فانتزی شما می‌شود. خلاقیت برای ایجاد ایده‌های خوب و منحصربه فرد ضروری‎ست.13.همیشه از خود بپرسید که چگونه می‌توانید نسبت به دیگران متمایز و متفاوت باشید.14. هر ایده، فعالیت یا عملی که می‌خواهید انجام دهید به خواسته شما بستگی دارد. شما چه می‌خواهید؟15. به غول‌های صنعت خود نگاه کنید و برخی ویژگی‌های آن‎ها را در شرکت خود اعمال کنید.16. به صنایع دیگر نیز توجه کنید و ایده‌های خلاقانه آن‎ها را بیاموزید.17. یک تیم خوب انتخاب کنید تا قدرت ایده‌پردازی‌تان افزایش یابد.18. کمک یا نظرات دیگران را جویا شوید. هیچ‎گاه خود را باهوش‌ترین فرد ندانید و فکر نکنید که هیچ مشکلی ندارید. زمانی که در جلسه ایده‌پردازی هستید، بهتر است کمک و نظر افراد دیگر را نیز جویا شوید تا در نهایت بهترین ایده انتخاب شود.19. اجتماعی باشید. هرچقدر بیشتر به مردم نزدیک شوید، ایده‌های بهتری به دست خواهید آورد.20. خود را لحظه‌ای جای مشتری آینده‌تان بگذارید و نیازهای او را بررسی کنید. با این کار منبع فوق العاده با ارزشی از ایده‌های تجاری به دست خواهید آورد.21. همیشه به مشتریان، رقبا و تامین‎کنندگان بالقوه خود خوب گوش کنید.22. به اطراف خود نگاه کنید و در مورد اتفاقاتی که در حول و حوش کسب‌و‌کارجدید یا فعلی شما می‌افتد، اطلاعات کسب کنید.23. کتاب زیاد بخوانید تا اطلاعات و ایده‌های با کیفیتی به دست آورید.24. در اینترنت جست‎وجو کنید. چون یکی از سریع‌ترین راه‌های دسترسی به ایده‌های تجاری متفاوت اینترنت است.25. اشتباهات ممکن را پیش‎بینی کنید تا بتوانید آن‎ها را از قبل رفع کنید.26. با خواندن مطالب انگیزشی، به خود انگیزه بدهید. روش‌های متفاوت انگیزه بخشی به خود را جستجو و پیدا کنید تا خود را بیشتر به جلو بکشید.27. گذشته را فراموش کنید و به آینده بنگرید. اشتباه نکنید و در جلسه ایده‌پردازی به گذشته تان نیندیشید. حداقل در آن جلسه به آینده نظر کنید. چون فکر به گذشته از خلاقیت شما می‌کاهد.28. به حواشی شغلی‌تان توجه داشته باشید.29. آرامش جسمی و روحی داشته باشید تا خلاقیت خود را افزایش دهید. بنابراین گاهی از کار دست بکشید و به خود آرامش هدیه دهید تا ایده‌های بهتری به ذهن‎تان جاری شود.30. الهام‎بخش خود باشید. کشف کنید که چه چیزهایی باعث الهام‎بخشی به شما می‌شوند.31. استراحت کنید. خستگی باعث کاهش خلاقیت شما می‌شود. بنابراین زمانی که استراحت نکرده‎اید، به ایده‌پردازی مشغول نشوید.32. آگهی‌های تبلیغاتی صنعت خود را با دقت دنبال کنید تا متوجه شوید که رقبا روی چه مسائلی تاکید دارند. هر نوع آگهی تبلیغاتی منبع با ارزشی از ایده‌های تجاری بالقوه محسوب می‌شود.33. در طول جلسه ایده‌پردازی با همکاران خود احساس همکاری و همکوشی داشته باشید.34. مسخره‌ترین ایده‌ها را بنویسید. در ایده‌پردازی هیچ محدودیتی وجود ندارد.35. از تنهایی بپرهیزید. گاهی اوقات در تنهایی می‌توان ایده‌های خوبی پرورش داد اما تنهایی بیش از حد به حالت افسردگی می‌انجامد و باعث نابودی خلاقیت وجودی شما خواهد شد.36. از افراد منفی‎باف دوری کنید. چون تاثیر بدی روی کسب‌و‌کارشما خواهند گذاشت.37. زیبا‌ترین تصویر ذهنی‌تان را با دیگران به اشتراک بگذارید. هر تصویر ذهنی را که دارید، می‌توان ارتقا داد و به سر انجام رساند؛ بنابراین بهترین آن را انتخاب کنید.38. از گوگل بپرسید! گوگل بزرگ‎ترین پایگاه داده و ایده‌های تجاری موجود در دنیاست.39. در هنگام ایده‌پردازی به غلط‌های دیکته و گرامری توجه نکنید. فقط ایده‌ها را بنویسید.40.در جلسه ایده‌پردازی آن‎چه در سیستم آموزشی آموخته‎اید، از قبیل قوانین، روندها و مسوولیت‌ها را به فراموشی بسپارید؛ چون در این جلسه به آن‎ها نیازی نیست.

    40 روش برای ایده‌ پردازی تجاری
  • فرهنگ کسب و کار در آرژانتین

    فرهنگ کسب و کار در آرژانتین
    روزنامه دنیای اقتصاد - کوشان غلامی: در این مطلب مهم ترین نکات پیرامون فرهنگ کسب و کار در آرژانتین را آورده ایم.   1. هرچند آرژانتین با مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زیادی دست به گریبان بوده است؛ اما اکنون می‌توان‌ این کشور را در زمره کشور‌هایی با پتانسیل‌های وسیع برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و خبره محسوب کرد.2. پیشینه تاریخی، فضای زمانی بلندمدت را برای مردمان آرژانتین مبهم کرده است. بنا بر‌این بهترین گزینه برای آنها تمرکز بر اهداف کوتاه مدت و زود بازده است.3. آرژانتینی‌ها به شدت به موقعیت و شأن اجتماعی افراد بها می‌دهند و‌این بر بینش آن‌ها در ساختار‌های تجاری و سازمانی سایه می‌افکند.4. گمان نکنید که چارت‌های سازمانی لزوما بیانگر ساختار واقعی سازمان‌ها هستند. شبکه‌های پیچیده ارتباطی غالبا قادر به تغییر معیار‌ها و هنجار‌ها هستند؛ و قدرت لزوما به تمامی‌ در اختیار شخصی که اسما در جایگاه قدرت قرار دارد، نیست.5. قبلا اطمینان حاصل کنید که با تصمیم گیرنده واقعی طرف هستید، نه شخصی که احتمال می‌رود در جایگاه تصمیم گیری باشد.6. از مدیران انتظار می‌رود پرستیژ مدیریت داشته باشند. قاطعیت و ابلاغ دستور‌العمل‌های شفاف و صریح، ارکان مورد احترام مدیریت هستند.7. بین مدیران و کارکنان، پیوندهای بسیار نزدیکی برقرار می‌شود. از مدیران انتظار می‌رود به علایق و سطح رفاه کارکنان توجه ویژه داشته باشد.8. ارتباطات شفاهی و حضوری به مراتب مهم تر از ارتباطات مکتوب هستند. برای انتقال یک پیام به صرف فرستادن ‌ایمیل اکتفا نکنید. از تماس‌های تلفنی و تشکیل جلسات هم بهره ببرید.9. بین زمان تعیین موعد جلسه و زمان تشکیل جلسه نمی‌توان فاصله زیادی انداخت. اگر زمان تشکیل جلسه‌ای را بر اساس مطالعه و تحلیل و با لحاظ کردن جزئیات تعیین کردید و جلسه در زمانی پیش از موعد تشکیل شد.10. آمادگی آغاز جلسات با انبوهی از محاورات روزمره را داشته باشید. به خاطر داشته باشید. در جریان باشید که ‌این بخش، یک عنصر مهم در جلسات است. صبور باشید، سعی نکنید روند‌این گفت‌وگوهای پیش از جلسه را به شکل تحمیلی تسریع کنید.11. احتمال ‌اینکه افراد با پیش‌آمادگی در جلسات حاضر شوند بسیار کم است. انعطاف فکری و عملی جایگاه بسیار ممتازی دارد.12. آرژانتینی‌ها نسبت به بسیاری از ساکنان کشور‌های آمریکای جنوبی، به مدیریت زمان اهمیت بیشتری می‌دهند. اما‌این بدان معنا نیست که جلسات دقیقا راس ساعت مقرر آغاز شده و پایان می‌یابند.13. سطح عمومی‌آشنایی با زبان انگلیسی مطلوب است و بسیاری از افراد‌ ایتالیایی و آلمانی را هم روان صحبت می‌کنند.14. مباحثه آزاد و مستقیم، مورد توجه است و شما می‌بایست عقاید خود را با تأکید و تحکم بیان کنید. البته توجه داشته باشید در صورتی که امکان منازعه و تنش شدید وجود داشته باشد، نباید از‌این رویکرد در بحث استفاده کنید. اهمیت روابط فردی را ملکه ذهن کنید و هرگز کاری نکنید که روابط حسنه شما به خطر بیفتد.15. آمادگی تشکیل جلساتی پر سر و صدا و پر تنش را داشته باشید که در آن چندین نفر همزمان با هم اظهار نظر و مرتبا صحبت یکدیگر را قطع می‌کنند. در جلسات، استفاده از ژست‌های فیزیکی و زبان بدن مبالغه‌آمیز به وفور مشاهده می‌شود.16. استفاده از نام خانوادگی برای خطاب کردن اشخاص، رایج است.‌ این شیوه مخاطب قرار دادن بیش از آنکه نشانه رسمیت باشد، نشانگر احترام ا ست.17. از افرادی که هنگام صحبت بیش از اندازه به شما نزدیک می‌شوند یا به شکل نامتعارفی از ارتباطات چشمی‌ استفاده می‌کنند، کناره نگیرید.‌ این شیوه رفتار در آرژانتین عادی است و نباید رفتاری تهدید آمیز یا خصمانه تلقی شود.18. از خانم‌های خارجی در آرژانتین با کمال احترام و ادب استقبال می‌شود. هر چند احتمال ‌اینکه در هیات‌های تجاری طرف آرژانتینی، زنان در رده‌های بالای مدیریتی مشاهده شوند، بسیار اندک است.19. از پوشاک شیک، ولی موقر و سنگین استفاده کنید؛ چرا که قضاوتی که راجع به شما می‌شود تا حدی به پوشش شما بستگی دارد.20. از بحث پیرامون موضوعاتی چون مشکلات سیاسی، سطح فقر در آمریکای جنوبی، یا تاریخچه جزیره فالکلند (مالویناس) بپرهیزید.

    فرهنگ کسب و کار در آرژانتین
  • رازهای موفقیت در کسب و کار ایران

    رازهای موفقیت در کسب و کار ایران
    فصلنامه همشهری اقتصاد - مرتضی گلپور، فهیمه اکبری صحت:الزامات یک کسب و کار خانوادگی قوام و دوام یک کسب و کار از ایجادش مهم تر است. راه اندازی کسب و کاری که زود به پایان خودش برسد مطلوب نیست. یک کسب و کار خوب باید پایدار و مانا باشد. مطالعات نشان  می دهد کسب و کاری که بتواند روی کمک خانواده پیش برود از شانس ماندگاری بیشتری برخوردار است. این البته به قوانین انتقال ثروت و ارث در یک جامعه نیز ارتباط پیدا می کند؛ یعنی در جامعه ای که ثبات قانونی بیشتر و همچنین حدود مالکیت متقن تری وجود داشته باشد، ضریب انتقال ثروت از نسلی به نسلی دیگر راحت تر انجام می شود.  مزیت ایجاد یک کسب و کار خانوادگی تداوم و انتقال تجربه و دانش و ثروت از نسلی به نسل دیگر است. این تداوم ضامن ادامه مشاغل مرتبط نیز است. به این معنا که شاغلان، امنیت شغلی بیشتری در طول زمان دارند و خود این مساله ثابت اجتماعی را تقویت و رفاه خانوار را افزایش می دهد. کسب و کارهای خانوادگی چه در ایران و چه در جهان اهمیت خاصی دارند. درصد قابل توجهی از کسب و کارهای موفق در دنیا در زمره کسب و کارهای خانوادگی به شمار می آیند.  بسیاری از برندها و شرکت های معروف ایران و جهان را می توان در این دایره ارزیابی کرد، اما آن چه مهم است روش های انتقال مدیریت در این مجموعه هاست. مطالعات همچنین نشان داده تداوم مدیریتی در انتقال یک شرکت از نسلی به نسل دیگر لزوما به معنای امتداد موفقیت های نسل پیشین نیست، چه بسا که یک مجموعه موفق اقتصادی وقتی به نسل بعدی از همان خانواده منتقل می شود نتواند به دستاوردهای قابل توجهی دست یابد. گاهی اقتضا می کند در عین نبودن افراد و اشخاصی از خانواده یک کارآفرین برای ادامه مسیر موسس، مدیریت و نه مالکیت یک بنگاه بزرگ و مهم به گروه دیگری واگذار شود تا بتواند به رونق بخشی فضای کسب و کار ادامه دهد.   تهدید احتمالی یک کسب  و کار خانوادگی عدم نوآوری و به روز شدن آن است. فرقی نمی کند در نسل چندم باشد، ایستایی و نشناختن نیازهای نسل تازه و استفاده کردن از روش ها و اسلوب قدیمی در دنیای جدید نمی تواند پاسخگوی نیازهای ابه شدت مختلف مشتری های جدید باشد. درواقع نسل جدید، مشتری های جدیدی هم دارد و به تبع آن خواسته های تازه ای هم از راه می رسد پس باید همراستا با جهان تازه کسب و کارهای خود را بازیابی بکنند.در ایران تاریخ مند بودن یک کسب و کار مهم است. تلقی جامعه کوتاه مدت در کسب و کار نشانه خوبی برای تداوم یک فرایند اقتصادی نیست. شرایط تازه دنیای جدید اقتضا می کند که ثبات در کسب و کارها بیشتر و بیشتر شود تا نسل های آینده بتوانند به انباشت ثروت و معرفت (دانش) دست یابند. مطالعه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که انباشت ثروت و دانش از الزامات مهم و بنیادی روند رو به رشد پیشرفت های اجتماعی محسوب می شود.درماندگی آموخته شده کارآفرینان ایرانیآسانسور موفقیت متوقف شده، پلکانی حرکت کنید/ ما نیاز به خوش بینی نهادینه شده داریم/ بزرگ ترین کسانی که به اقتصاد کشور ضربه می زنند کسانی هستند که بخواهند ناامیدی در مردم ایجاد کنند/ در مدارس ما تیزهوش پرورش داده نمی شود سخت کوش پرورش داده می شود/ نظام آموزشی باید به سمت عشق کوشی برود/ راه موفقیت کسب و کار، استقامت و عشق کوشی است/ نمره بیست مدرسه بیست زندگی نیست/ اولین قسمتی که در نظام آموزشی ما جای خالی آن احساس می شود مهارت های زندگی است/ اگر جوانان ما به هوش هیجانی مجهز شوند کل سیستم سلامت روان کشور را تحت شعاع قرار می دهند/ کار پشت میزنشینی برای کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.افراد موفق بی درنگ شروع به کار می کنند. آن ها خودشان را به کندی و جمود نمی رسانند بلکه هرچه بیشتر به شتاب و سرعت فکر می کنند. آن ها پس از تعیین اهداف شان خیلی سریع دست به کار می شوند، زیرا آن ها به قدرت لحظه ای پی می برند. موفقیت رازی است که عده ای مسیر آن را به درستی پیدا می کنند و عده ای هم در پیچ و خم آن می مانند. دکتر «احمد حلت» چهره نام آشنای عرصه موفقیت و مدیرمسئول مجله «موفقیت» در گفت و گویی از رازهای موفقیت در مسیر کسب و کار می گوید.اقتصاد کشور بیش از آن که به نفت و انرژی نیاز داشته باشد به انگیزه نیروی انسانی نیاز دارد. فقر انگیزه در زمینه اقتصادی کشور بیداد می کند. انگیزه در اقتصاد کشور نسبت به پتانسیل بسیار اندک است. انگیزه ملی از چاه نفت هم برای کشور مهم تر است. سال ها در این حوزه تلاش می کنید تا به دیگران بگویید که این انگیزه چرا مهم است و چه تاثیری می تواند روی کسب و کار داشته باشد؟ چگونه می شود «انگیزه ثروت آفرینی» را در جامعه تقویت کرد؟  متاسفانه در جامعه ما مشکل سیستماتیکی وجود دارد و آن دیده نشدن افراد باانگیزه، صاحب فکر و ایده است. ما با یک گروه نخبگان طرف هستیم. نخبگانی که در راس قدرت هستند. این گروه از نخبگان دایره خودی و ناخودی عجیبی را تشکیل داده اند. یکی از علت های موفقیت همه نظام ها در جهان دیدن همه ظرفیت ها و استعدادهاست. باید با بهره گیری از افراد باانگیزه از همه ظرفیت های آن ها استفاده کنیم. باید انسان هایی را که در دانشگاه ها و در دنیای اطلاعات، تئوری و اندیشه هستند، وارد عرصه فعالیت کنیم. این وظیفه سیاستمداران است که این گروه ها را با عشق و مهر تبدیل به منبعی از انرژی کنند.  باید اتاق فکری متشکل از این افراد باانگیزه و بااستعداد ایجاد شود تا همه نخبگان از همه اقشار، دور هم بنشینند و نتایج و خروجی این اتاق فکر، اندیشه ها و الگوهای نخبگان کشوری باشد. بدون شک یک فکر کوچک مسیر اقتصاد کشور را متحول می کند. اگر آتش شوق در افراد بااستعداد شعله شود بدون شک  مسیری را تعیین می کنند که به موفقیت می رسند و این موفقیت تاثیر مستقیمی روی عملکرد و کل سیستم اقتصادی کشور به خصوص در حوزه کارآفرینی دارد. اجازه بدهید مثالی را ذکر کنم. دکتر «مارتین سلیگمن» یک روان شناس مثبت گراست. او یک آکواریوم گذاشت و ماهی های گوشت خوار داخل آن ریخت و به مدت پنج روز پیاپی به ماهی ها گوشت می داد و آن ها می خوردند. روز ششم یک دیوار شیشه ای وسط آکواریوم قرار داد ماهی ها حمله کردند غذا بخورند، اما سرشان به شیشه خورد این موضوع چهار روز ادامه داشت. او روز پنجم شیشه را برداشت و غذا را ریخت، اما ماهی ما دیگر به سمت غذا حرکت نکردند. اصطلاح روان شناختی این موضوع «درماندگی آموخته شده» است.  حال باید توجه داشت که کارآفرینان کشور، مردم و فعالان اقتصادی هم دچار درماندگی آموخته شده هستند؛ یعنی متاسفانه همه بازار کشور تحت تاثیر این ضربات هستند. ما در برابر این موضوع نیاز به خوش بینی نهادینه شده داریم. این خوش بینی درون چشم های مردم دیده می شود. تمام مردم کشور دوست دارند اقتصاد کشور بچرخد.درماندگی آموخته شده را چگونه می توان برطرف کرد؟ شعار دولت شعار زیبایی است. با تدبیر و امید می توان درماندگی آموخته شده را درمان کرد.چگونه؟ باید نخبگان کشور احساس امنیت کنند. اولین بحث من ثبات اقتصادی، تک نرخی کردن ارز و امنیت سرمایه گذاری است که باید اتفاق بیفتد. تک نرخی کردن دلار امنیت برای فعالان اقتصادی ایجاد می کند که من به عنوان یک تولیدکننده بدانم امیدی هست و همه چیز منظم است و یک سال برنامه ریزی کنم. نباید با روان مردم و فعالان اقتصادی بازی کنند. وای بر کسانی که با روان مردم بازی می کنند. وای بر کسانی که ظلم می کنند بر اقتصاد کشور وخود کشور.  بزرگ ترین کسانی که به اقتصاد کشور ضربه می زنند کسانی هستند که بخواهند ناامیدی در مردم ایجاد کنند و بخواهند کاری کنند که گروه خودشان برنده شود. گروه های سیاسی کشور نباید یکدیگر را تخریب کنند. ناامیدکردن کسانی که در کشور چرخ اقتصاد را می چرخانند بزرگ ترین ظلم است.  اگر اذیت نکنند و موج منفی ایجاد نشود دولت می تواند تدبیر کند و امید ایجاد کند. امنیت روانی را به فعالان اقتصادی بازگردان. در بازار مسکن امید را نمی بینیم. الان 90 درصد پول مردم در بانک ها پس انداز است و باقی مانده هم هیچ حرکتی نمی کند. من هم اگر احساس امنیت بکنم آرامشی را که دریافت می کنم به کشور و به جامعه باز می گردانم. امروز جامه ما بیش از هر چیزی نیاز به آرامش دارد.   آیا سیاست گذاری های غلط سیاست گذاران ما باعث می شود که کارآفرینان دچار این مشکلات شوند؟ راه حل برون رفت از این بحران چیست؟ راه آن ایجاد ثبات در سیاست گذاری سیاست گذاران است که موجب اعتمادبخشی به کارآفرینان می شود. من به آینده ایران امیدوارم. در این عرصه رشد و ترقی می بینم و می دانم که بسیار پیشرفت خواهیم کرد. ایران کشور بزرگی است و ما باید کارهای بزرگی انجام دهیم، اما بازگردیم به بحث شما. سیستم نظام آموزشی غلطی داریم. به کشور انگلستان نگاه کنید. در کشور ما همه مدرسه ها معمولی اند و ما 5 درصد مدرسه نخبگان داریم. در این مدرسه ها نیز همه کلی انرژی صرف می شود تا بچه ها را در جهتی که می خواهند، تربیت و آموزش دهند، اما با تب کنکور و انرژی های منفی تحصیلی بهترین روزهای دانش آموزان را نابود می کنند. باید این تب آرام شود. سیستم نظام آموزشی باید تغییر نگرش بدهد به خصوص مشق موفقیت داشته باشد. مشق موفقیت یک پیام دارد و آن این است که آقایان و خانم ها آسانسور موفقیت متوقف شده و ما پلکان موفقیت داریم. این را همه باید بفهمند. بحث این است که عادت کردیم به جایگاه خود و خواستار تغییر و تحول نیستیم. انرژی درون باید آزاد شود. هر کسی انرژی منحصر به فردی دارد؛ مانند اثر انگشت خود، هر کس یک کاری بلد است. رسالت خود را پیدا کنیم. دانش آموزان ما رسالت خود را نمی دانند که چیست. رسالت و ماموریت که پیدا شد بقیه قابل حل است. حالا باید از پله اول آغاز کند. هرکسی عاشق هر کاری هست از مراحل اولیه آن شغل کارکردن را استارت بزند. زمانی برای سخنرانی برای معلمان رفته بودم. معلم ورزشی با ناامیدی گفت که کاری از دست او بر نمی آید. به او گفتم می تواند کاری بکند؛ «برو در یک سالن ورزشی استخدام شو». او به صورت پلکانی از یک سالن شروع کرد و مقدمات کار را آموخت. او در حال حاضر سه مجموعه ورزشی دارد. از یک کار کوچک شروع کرد و مسیر درست را پیدا کرد و در حال حاضر به موفقیت رسیده است. از هر هزار نفری که به سمت قله های موفقیت حرکت می کنند پنج نفر به قله می رسند. آن پنج نفر آتش اشتیاق درون شان شعله ور است. آن ها باور کرده اند که می توانند تاثیرگذار باشند و با جان خود کار کنند.از نظر روان شناسی چرا میزان موفقیت کم است؛ 5 تا 10 درصد رقم قابل توجهی نیست؟اعتقاد من این است که انسان ها توانایی هایی درون خود دارند که بسیار بسیار عجیب است. انسان ها تا پایان عمرشان متاسفانه نقطه هدف و رسالت خود را پیدا نمی کنند.  در بسیاری از سمینارها از افراد مختلف سوال می کنم که اگر به 10 سال آینده برویم شغل شما چیست؟ در بسیاری از مواقع افراد می گویند نمی دانیم! فقط از هزار نفر نهایتا 10 نفر دست شان را بالا می برند. در همه جای دنیا یک بی هدفی در ذات همه انسان ها وجود دارد. اما یک چیز بالاتر از این هاست و آن این که اگر ما همه وجود خود را یک خواستن کنیم به آن می رسیم.  جوانان باید قبل از هر چیز رسالت خود را پیدا کنند و با تمام وجود به سمت آن یورش ببرند. به دنبال پول مطلق نباشند، پول خودش می آید. باید به دنبال بهترین بودن برویم. من قول شرف می دهم که موفق می شویم.چطور می توان به سمت موفقیت یورش برد؟ اگر آن شوق و آتش اشتیاق وجود داشته باشد موفقیت به دست می آید. چند وقت پیش در سمینار برای مدیران و کارآفرینان کشور صحبت می کردم، به آن ها گفتم گوسفند زندگی تان را قربانی کنید. از کارآفرینان خواهش کردم که کسب و کار خود را امشب قربانی کنید به این دلیل این حرف را به آن ها زدم که آن 500 تا 1000 کارآفرینی که آنجا بودند جزو باهوش های جامعه بودند. به آن ها گفتم تصور کنید که از امشب دیگر کسب و کار خود را ندارید از فردا اقدام به چه کاری خواهید کرد. چند نفر از اعضای حاضر در سمینار پس از پایان مراسم از تحول درونی خود و خوساتن برای تغییر با من صحبت کردند. عده از آن ها می گفتند مسیر ما دچار تغییر شد که چند کسب و کار جدید هم آغازکردیم. یک فرصت کارآفرینی دیگر ایجاد کردند. اگر یک کارآفرین تصور کند که کسب و کار خوبی ندارد نباید به پایان یافتن دنیا فکر کند. باید از نو شروع کند. اگر فردی براساس قابلیت های خود به جایی رسیده باشد بی شک باز هم می تواند از صفر شروع کند و پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. منظور از قربانی کردن گوسفند این است که کارآفرین می تواند با تفویض اختیار به فرد دیگری، کسب و کار خود را به او بسپارد و کسب و کار تازه ای را شروع کند.حسن این کار چیست؟ کسانی که باهوش و توانمند هستند و از نظر اقتصادی مسیر پرتلاطمی را با موفقیت پشت سر گذاشته اند می دانند سرانجام کار چیست و می توانند فرصت های شغلی بیشتری را ایجاد کنند. باید از خودمان بپرسیم که برای چه کاری در این دنیا ساخته شده ایم، وقتی جواب را یافتید به پول فکر نکنید فقط شعار بهترین یا اولین را در ذهن داشته باشید؛ یعنی آن چیزی را که در ذهن داری، بهترین خودت باش. باید بدانیم که راه سنگلاخ دارد. در انسان های موفق ما فقط ظاهر را می بینیم در حالی که درون و مسیر موفقیت چیز دیگری است.  شکست هایی که یک انسان موفق خورده یا رنج هایی که برده و تمام عمری که داده و موی سفیدی که داده همه رنج شیرینی ای بود که او را به سمت موفقیت کشیده است.  مدارس کشور ما تیزهوشان نیست سخت کوشان است. در مدارس ما تیزهوش پرورش داده نمی شود. بچه های ما همه توانایی تیزهوشی را دارند. بچه ها در این مدارس با تمرین آزمون های متعددی سخت کوش می شوند نه تیزهوش، اما عشق کوشان مد نظر است. باید از فضای آموزشی لذت ببرند. من وقتی سخنرانی می کنم از مخاطبان خود لذت می برم. باید فضای آموزشی به سمت عشق کوشی حرکت کند.   فکر می کنید اساسی ترین مشکل کارآفرینان ما چیست؟ کارآفرینان ما دچار درماندگی آموخته شده اند. حداقل در 10 سال گذشته بحران پشت بحران آن ها را با مشکل مواجه کرده است. دو گروه کارآفرین داریم؛ یکی موفق ها و دیگری ناموفق ها. به گروه های موفق می گوییم که گوسفندشان را قربانی کنند، اما آن هایی که موفق نیستند و دچار بحران شده اند باید یاد بگیرند از دل رنج ها نتیجه مثبت بگیرند. کارآفرینان ما باید فولاد آب دیده باشند. باید طاقت بیاورند. کسانی که طاقت آتش را ندارند از دور خارج می شوند، اما کسانی که طاقت آورده اند، قوی می شوند و وارد دوره فعالیت می شوند.  راه موفقیت و کسب و کار، استقامت و عشق کوشی است. عشق کوشی یعنی این که وقتی صبح از خواب بیدار می شویم مانند همه بزرگان جهان که غرق در ار و عاشق کارشان هستند، غرق در کار و عاشق کارمان باشیم. حتی اگر دیگران آن را نبینند. اگر این انسان عاشق کمی اندیشه و رسالت چاشنی کار خود کند صددرصد موفق می شود.  در همه بزرگان موفق در جهان یک چیز ثابت وجود دارد، مدل موفقیت همه آن ها این است که جان شان برای کار است. حتی اگر یک حادثه همه کسب و کارش را از او بگیرد دوباره همه چیز را از نو می سازد.به نکته آموزشی ای اشاره کردید که بسیاری از خانواده ها به شکل سنتی در نظام اجتماعی ما بچه های خود را به تیزهوشان می فرستند تا آن ها موفق شوند و یک الگوی هم برای موفقیت طراحی شده است که بهط ور عام در جامعه پذیرفته شده که کسی که در کنکور بتواند تست بزند موفق است، بعد از این دانش آموزان به سمت کسب و کارهای یمانند مهندسی، پزشکی و... می روند.  به نظر می رسد این نگرش خطری برای بازار ایجاد می کند که اگر قرار باشد که این را به شکل نسبی تصور کنیم یک نوع ضریب هوشی در جامعه را تحت شعاع قرار می دهد و آن کسی که به بازار می رود فاقد علم و دانش و تخصص می شود و کم کم دو تا قشر خواهیم داشت که اولی تحصیل کرده و دیگری قشری که تحصیل نکرده و زحمت کشیده و کار کرده است. ادامه این روند می شود این که آدم های تیزهوش می آیند و برای آدم های معمولی کار می کنند. این پدیده را شما چگونه می بینید و چه اتفاقی در حال وقوع است؟ به صراحت بگویم که نمره بیست مدرسه بیست زندگی نیست. شما ببینید شاگرد اول های مدرسه کجا هستند و شاگرد آخر مدرسه کجاست. سیستم آموزشی مشکل دارد. وزیر آموزش و پرورش باید بیاید یک اتاق فکر در اختیار نخبگان قرار دهد تا در این حوزه تحقیق کنند. سیستم آموزشی را کم کم تغییر دهند. معلمان ما کسانی هستند که خودشان نمره 16 می گرفتند. همین که شما می گویید دارد اتفاق می افتد، یعنی دانش آموزان تیزهوش ما در یک مسیر حرکت می کنند و بازار در سمت دیگر.  فاجعه ای بالاتر از این نیست که کشور ما را تهدید کند. این که درصد بالایی از دانش آموزان درگیر تست و کنکور و حاشیه های آن شوند، مشکل به زندگی این افراد منتقل می شود. بسیاری از این افراد از طریق دانشگاه های مختلف در مقاطع تحصیلی بالا تحصیل می کنند و در این صورت با همسر خود دچار بی تناسبی می شوند.  یک زن یا یک مرد نمی تواند بپذیرد که همسرش میزان تحصیل کمتری نسبت به خود داشته باشد. بسیای از همسران می گویند ما نمی توانیم با یک مرد یا زن دیپلمه زندگی کنیم در حالی که خودمان دکتری داریم.  چند روز پیش وارد کلاسی شدم که متشکل از 24 دخترخانم بود، وقتی سوال کردم چرا کلاس مرد ندارد گفتند که نداریم! تصور کنید این افراد وقتی وارد حوزه کار را حتی زندگی می شوند یک عدم توازن در جامعه به وجود می آید. حرف من این است که باید روشن کنیم که سیستم آموزشی ما غلط دارد. کدام یک از ماها از فرمول بنزن یا جبر در زندگی استفاده کردیم؟ هیچ کدام! چون سیستم غلط است تصمیم می گیریم که فرزند خود را در مسیری هدایت کنیم که حتما در یکی از رشته های مهندسی یا پزشکی درس بخواند در حالی که از علاقه مندی فرزندان مان به رشته های دیگر غفلت می کنیم. بحث دیگر جای خالی یک هنرستان مدیریت در کشور است. اگر دانش آموز سه سال خود را در رشته مدیریت درس بخواند با اصول اولیه آشنا می شود. باز می گردم به صحبت های قبلی، خود ما آماده ایم که به همه وزرای کشور اتاق فکر رایگان بدهیم که در این اتاق فکر، ایده های نخبگان در اختیار آن ها قرار گیرد. کشورمان کشور بزرگی است و مردم بزرگی دارد. وای بر ما اگر لیاقت جایی را که هستیم ندانیم. نظام آموزشی ما نیاز به تغییر و تحول اساسی و حرکت و انرژی مثبت دارد. ما آمادگی داریم به نظام آموزشی کشورمان کمک کنیم. در نظام آموزشی کشورمان در دوره متوسطه که افراد درک درستی از پیرامون خود دارند، الگوهای موفقیت و انگیزشی را تقویت کنیم.چگونه؟ یعنی کلاس موفقیت تشکیل شود؟ باید مدل سیستم آموزشی تغییر کند. تا اول دبیرستان کاری نداریم، دوره دوم دبیرستان تغییر اساسی ایجاد می شود. در این دوره باید تکلیف دانش آموزشان مشخص شود. اگر این تکلیف روشن شود و بچه ها بدانند که به کجا می روند مسیر موفقیت شان بهتر می شود.به لحاظ سیستمی چه اتفاقی باید بیفتد؟ اولین قسمتی که در نظام آموزشی ما جالی خالی اش احساس می شود مهارت های زندگی است. یک بار هم سبک نادرستی وارد کردند که زود جمع شد. بچه های ما در دبیرستان باید با مهارت سخنوری آشنا شوند و اعتماد به نفس و عزت نفس شان بالا برود. هدفمند بشوند و مسیر زندگی را پیدا کنند. شوق و آتش اشتیاق در آن ها پدید آید. یک عده مربی تربیت شده و دوره دیده می توانند کمک کنند. بحث تربیتی با مشاوره تفاوت دارد. دو واحد به برنامه درسی در مورد رازهای موفقیت وارد کنند. از روان شناسان مان کمک بگیریم و درس اعتماد به نفس، عزت نفس، تکیه بر موفقیت و... یاد بدهیم. با این سیستم می توانیم مهارت های زندگی و تکنیک های موفقیت را وارد زندگی دانش آموزان کنیم که تغییرات اساسی در زندگی آن ها ایجاد می شود.الگوهای جهانی هم برای این کار وجود دارد؟ در بسیاری از کشورهای برجسته و پیشرفته دنیا مقاطع تحصیلی بالا در رشته موفقیت داریم که صد شاخه موفقیت دارد. در زمینه های مختلف به صورت تخصصی در زمینه موفقیت کار می کنند. دانشگاه موفقیت تا مقطع دکتری وجود دارد. در امریکا دانشگاه های معتبر، دکترای موفقیت می دهند. در ایران هم روان شناسی سلامت وجود دارد که درس های خوبی دارد. از رشته های موفق آینده خواهدبود. ما هم می توانیم در دوره دبیرستان دو واحد درس موفقیت بگنجانیم که چیز سختی نیست.  چرا از دوره دبیرستان؟ چرا از دوره ابتدایی این کار را نکنیم؟ در امریکا مدرسه ای به نام مدرسه تجسم خلاق داریم. بچه که به دنیا می آید در مدرسه ثبت نام می کند تا در هفت سالگی به آن نوبت برسد. جالب است که خروجی های مدرسه کمبریج، آکسفورد، بازرگانان و کارآفرینان موفق هستند. بیش از 90 درصد دانش آموزان این مدرسه موفق می شوند. مدیر این مدرسه خانم «اشکتی گواین» خودش در شانزده سالگی ازدواج کرده و در هجده سالگی از همسرش جدا شده است. او با یافتن مسیر موفقیت مسیر زندگی اش را تغییر داده و مکتبی را به نام تجسم خلاق خلق کرده است.  مکتب تجسم خلاق سه راز دارد: 1- هر آرزو و آرمانی داری روی کاغذ بنویس، 2- یک فیلم سینمایی درست کن که به این آرزو رسیده ای، 3- این آرزو را رها کن و به دست کائنات بسپار و پس از آن با تمام قوا دست به کار شود و تلاش کن. اما در کشور ما می گویند چشمان خود را ببندید و آرمان و آرزوی خود را تصور کنید. دانش آموزان هم همین کار را می کنند، اما آموزشی در مورد رهاسازی آن ورود به بخش تلاش و کوشش داده نمی شود. در جوانان ما این کار باعث بسیاری از سرخوردگی ها شده است.  برای مثال به جوانان می گویند که چشمان خود را ببندید و تصور کنید که در بهترین ماشین دنیا نشسته اید. این تصویرسازی اتفاق می افتد، اما چون مسیر موفقیت ترسیم نشده زمانی که فرد چشمان خود را باز می کند و خود را سوار بر تاکسی می بیند دچار یک نوع سرخوردگی می شود.  باید این گونه آموزش دهیم که چشمانت را ببند، ماشین لوکس را ببین و آن را رها کن و به کائنات بسپار، اما امروز صد هزار تومان پول کنار بگذار برای خرید همان ماشین. پلکانی باید به موفقیت رسید. نمی توان یک شبه صاحب بهترین ماشین دنیا شد. از ماشین های معمولی پله پله تا بهترین باید حرکت کرد. فرق راه موفقیت با کوره راه این است که راه سخت تر است، اما در کوره راه همه چیز یک شبه اتفاق می افتد.آفت تفکر گلدکوئیستی چیست؟ تنبلی است و در اقتصادهای ضعیف که یک شبه به دنبال رفتن راه موفقیت هستند قوت می گیرد. سوداگری هم در آن بیداد می کند. جالب این است که در کشور امریکا هم وجوددارد، ولی وقتی بحران اقتصادی باشد خیلی طرفدار پیدا می کند. در امریکا هم تلاش بسیاری برای فعالیت داشتند، اما میزان نفوذ به کشورهای جهان سومی بسیار بیشتر از کشورهای توسعه یافته بود.رکود اقتصادی چه میزان بر فعالیت این گروه ها دامن زده است؟ مجوز قانونی وزارت صنعت معدن و تجارت در این میان چه نقشی داشت؟ مجلس شورای اسلامی فعالیت این گونه شرکت ها را غیرقانونی اعلام کرده بود؛ البته گویا وزارت صنعت و معدن و تجارت به چند شرکت که مهم ترین آن ها پنبه ریز و بیز هستند مجوز قانونی داده است.  با شرایطی که این دو شرکت فعالیت می کنند و محصولی از تولیدات داخلی فروخته می شود به نظر می رسد مشکلی وجود ندارد، اما به طرز شگفت انگیزی دوباره سر و کله گلدکوئیستی ها پیدا شده و چند شرکت هرمی دیگر که مجوز ندارند، فعالیت زیرزمینی خود را آغاز کرده اند. شخصا مدتی پیش به دعوت یکی از شرکت های قانونی برای سخنرانی تاکید کردم اگر کالایی را به فردی بفروشند و فرد توانایی فروختن آن را نداشته باشد پولی که از این راه به دست می آورند حلال نیست. خلاصه کلام من این است مسئولان امر مراقب باشند در دل این شرکت های قانونی خفتگان قبلی بیدار شده اند و شخصا خبر دارم در بسیاری از شهرها به صورت غیرقانونی فعالیت می کنند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند لطمه زیادی به اقتصاد کشور به خصوص خروج ارز رخ خواهدداد. تاکید می کنم همه ما تابع قانون هستیم و اگر دولت محترم که چنین صلاح دیده است حتما به جوانب آن فکر کرده است.چرا این هرمی هایی که غیرقانونی هستند وقتی در شبکه های خودشان تبلیغ می کنند از روش های موفقیت بهره می گیرند؟ شرکت های هرمی در همه جای دنیا از استادان موفقیت و روش های آنها سوء استفاده می کنند. جالب است که در امریکا هم سی دی های «آنتونی رابینز» در شرکت های هرمی توزیع می شود. در کشورمان هم از استادان موفقیت سوءاستفاده می کنند. چون صحبت های این استادان انگیزشی و روحیه بخش است برای موفقیت از این صحبت ها و روش ها سوءاستفاده می کنند. من عضو هیچ یک از شرکت های هرمی نبوده و نیستم و هرگز از فعالیت های این شرکت ها حمایت نکرده ام.این شرکت هرمی، همان آسانسور موفقیت است که بسیاری از افراد به دنبال سوارشدن بر آن هستند. این آسانسور در کجا متوقف می شود؟ متاسفانه گروه اندکی در این آسانسور بالا می روند. به صورت علمی ثابت کردم که از هر 10 هزار نفر، یک نفر برنده می شود. این سیستم هرمی سم مهلکی برای اقتصاد کشور است. حتی در کشور امریکا مجازات های سختی دارد.یکی از آسیب شناسی هایی که در مورد موفقیت در جامعه ایرانی شده این است که عده ای معتقدند ما نیاز به پروژه های خوب نداریم. چون به اندازه کافی از آن در کشورمان وجود دارد، اما این پروژه ها، فرایندهای خوبی را طی نکرده است؛ یعنی ما مشکل فرایند در سازمان ها و شرکت ها داریم. فرق پروژه و فرایند در موفقیت چیست؟ موفقیت اساس به معنی حرکت کردن به سمت یک مقصد معلوم در یک شرایط است که در طول مسیر از آن لذت می بریم. موفقیت یک فرایند است. ما نتیجه محوری را از ذهن خود خارج می کنیم. هر کسی که یک قله را فتح می کند حتما انسان موفقی نیست، اما شخصی موفق است که در طول راه از مسیر نهایت لذت را ببرد.بحثی در فضای علمی مطرح شده و آن تفاوت بین ضریب هوشی و هوش هیجانی است. شما این را چگونه ارزیابی می کنید. چرا دوره جدید را دوره هوش هیجانی می دانند؟ در حقیقت هوش هیجانی، مدیریت بر هیجان و مدیریت بر احساسات است. هوش مدیریتی را عنوان کردم که ضریب هوشی هم یکی از شاخه های آن است. در حال حاضر در تمام دنیا کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند برنده هستند. برای این که آن ها بازار را درک می کنند و می توانند بفهمند که در کجا چه اتفاقی می افتد. همه ضعف ها و حسن های یک بازار را می فهمند، دلیل آن هم هوش بالای اجتماعی و هوش هیجانی است و به مقوع از بحران خارج می شوند. ضریب هوشی متشکل از هفت آیتم است و محصول آن شاگرد اول مدرسه و دانشگاه است. شاگرد اول مدرسه و دانشگاه شاگرد اول زندگی نیست. هوش هیجانی خوشبختانه مهارت است و می توان آن را افزایش داد. اگر هوش هیجانی را در دانش آموزانی که ضریب هوشی بالایی دارند بگنجانند و تقویت کنند، غوغا به پا می کنند؛ یعنی هم هوش هیجانی و ضریب هوشی با هم مکمل می شوند.   چگونه می توان این دو را فرا گرفت؟ هوش هیجانی مهارت است و آیتم های مختلفی دارد. بعد از آن ارتباطات است؛ یعنی افراد باید یاد بگیرند که با دیگران در تعامل باشند و ارتباط برقرار کنند و در جمع سخن بگویند و احساس شان را بروز دهند. اگر روانشناسان ما بیایند سیستم خود را تغییر دهند می توانند بازار هوش هیجانی را در دست خود بگیرند؛ یعنی روان شناسان به این قدرت برسند و روی خود کار کنند.  بازار کلاس های روان شناسی انگیزشی بالا می رود. رابینز به عنوان یک چهره جهانی که از نظر اقتصادی هم فردی موفق است در کلاس های خود هوش هیجانی آموزش می دهد. مهارت های مختلفی می توان از طریق هوش هیجانی به دست آورد. اگر هوش هیجانی را به دانش آموزان ما آموزش بدهند کشور ما یک سرمایه ملی پیدا می کند. اگر جوانان ما به هوش هیجانی مجهز شوند کل سیستم سلامت روان کشور را تحت شعاع قرار می دهند.  بحث هوش هیجانی و فضای انگیزشی چقدر در موفق شدن کشور برای توسعه یافتگی موثر است؟ تاثیر بسیار چشمگیری دارد. اگر سیستم نظام آموزشی درست شود، دانش آموزان ما از مراحل اولیه تحصیل خود به خودشناسی می رسند. هوش هیجانی را بالا ببریم و شوق را در دانش آموزان ایجاد کنیم. اگر بچه های نسل خودمان را با آگاهی آشنا کنیم و تفکر پشت میزنشینی را تغییر دهیم، آن گاه عمق تفکر به سمتی می رود که روزی شان را محدود نکنند زیرا با این روش به خود ظلم می کنند. کار پشت میزنشینی برای کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.  کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند باید وارد عرصه اقتصاد بشوند. وزرا باید از این افراد در اتاق فکرهای مختلف استفاده کرده و از ایده های آن ها در برنامه دهی اقتصادی بهره مند شوند. مشکل کشور ما این است که نخبگان دیده نمی شوند. این نخبگان دنیایی از فکر و ایده هستند که می توانند بهترین مسیر را برای اقتصاد کشور ترسیم کنند.اما آرزوی شما برای سال 95 شمسی؟ آرزو کردم که دهکده ای درست کنم. انشاءالله به زودی آن را درست خواهم کرد. دوست دارم در این دهکده از نخبگان و اندیشمندان دعوت کنم که در آرامش و آسایش به مطالعه و تحقیق بپردازند و این دهکده محلی باشد برای زاده شدن و شکل گیری بسیاری از راه های موفقیت.

    رازهای موفقیت در کسب و کار ایران
  • مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند

    مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند
    مجله پنجره خلاقیت: ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید. بسیاری از مردم تا جای ممکن از ریسک کردن اجتناب می کنند زیرا بر این باور هستند که عدم انجام کار خطر ناک از انجام آن بهتر است. اما اغلب افراد فوق موفق جایگاه امروزشان را مدیون ریسک هایی می دانند که هیچ کس دیگری جز آن ها قادر به انجام شان نیست. ممکن است آن ها محصولی را تولید کرده باشند که هیچ کس دیگری به کارایی اش ایمان نداشت یا سرمایه گذاری ای انجام دادند که تمام اطرافیان آن را کار دیوانه واری می دانستند. با این حال باز هم ریسک کردن کار ترسناکی است، به ویژه برای کارآفرینان. اما ریسک کردن چیزی برای «انجام کاری است که ممکن است به نتیجه نرسد یا نتیجه بدی داشته باشد.» برای این که بتوانید به شکل راحت تری ریسک کنید و تصمیمات آگاهانه تری بگیرید، این پنج نکته را در ذهن داشته باشید:ریسک کردن امری همیشگی در زمینه کار آفرینی است:اگر خود را آماده ریسک پذیری نکنید، دیگر جایگاهی به عنوان کارآفرین نخواهید داشت. کارآفرینی به طور اساسی با ریسک پذیری در ارتباط است. شما باید بخشی از سرمایه شخصی خود را در کسب و کاری رو به رشد سرمایه گذاری کنید. شما به عنوان یک کارآفرین باید شهرت خود را روی یک ایده اثبات نشده سرمایه گذاری کرده و حقوق دریافتی ماهانه تان را تا چند ماه قربانی ایده جدیدتان کنید.  به همین دلیل هر تصمیمی که می گیرید، تا حدی ریسک در خود دارد: ممکن است فردی که به تازگی استخدام کرده اید بعد از یک ماه استعفا دهد، یا استراتژی تان کارساز نباشد، یا رویکرد جدیدتان یکی از بهترین مشتریان تان را عصبانی کند و... ریسک پذیری بخشی از معامله است و شما باید به محض ورود به دنیای کار آفرینی خود را برای آن آماده کنید. انواع مختلفی از ریسک وجود دارد:من نمی خواهم فقط به «ریسک های بزرگ» یا «ریسک های کوچک» اشاره کنم. اگر چه آن ها هم وجود دارند. اما ریسک های قابل محاسبه ای هستند که شامل موارد ناشناخته ای می شوند و به شما اجازه پیش بینی مسائل ناشناخته موفقیت را می دهند.ریسک های مبهمی نیز وجود دارند که شامل برخی مسائل شناخته شده و شناخته نشده هستند و باعث پیچیدگی فرآیند تصمیم گیری می شوند. بسیاری از ریسک های شغلی در این دسته جای می گیرند زیرا پیش بینی و ارزیابی عوامل زیادی، مانند رفتار مصرف کننده و تغییرات اقتصادی کار دشواری است.همچنین ریسک های کاملا ناشناخته ای وجود دارند که وقتی کالای کاملا جدیدی به بازار ارائه می دهید، رخ می دهند. شناخت تفاوت میان این ریسک ها می تواند به شما در درک بهتر تصمیمات تان در برخی شرایط کمک کند.برخی از ریسک های شما کار ساز نیستند:افراد ریسک پذیر خوش بین همیشه نیمه پر لیوان را می بینند: 50 درصد احتمال موفقیت احتمالی نسبتا خوب و 75 درصد احتمال موفقیت احتمال اطمینان بخشی است. این مساله که ریسک پذیری راهبرد مثبتی است نیز به این موضوع قوت می بخشد. با این حال این گونه فکر نکنید که تمام ریسک ها، ریسک خوبی هستند یا همیشه ریسک پذیری گزینه کارسازی خواهد بود. برخی ریسک ها حتی ریسک های به دقت حساب شده ممکن است شکست بخوردند. به جای آن که بخواهید با نادیده گرفتن این موضوع بر ترس تان از ریسک غلبه کنید، سعی کنید آن را بپذیرید. به خودتان اجازه دهید که احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید و اگر شکست خوردید آن را به خودتان نگیرید؛ بلکه از آن تجربه کسب کرده و به مسیرتان ادامه دهید.ما ذاتا فقط فاجعه را پیش بینی می کنیم:دو تعصب ذاتی در بشر وجود دارد که روی درک ما از ریسک اثر می گذارد. اول آن که ما نسبت به احتمال شکست اغراق می کنیم. مردم در تخمین های خام (یا داده های رقمی محدود) به شکل بدبینانه ای شکست را پیش بینی می کنند. مورد دوم این است که ما به شدت در مورد نتایج شکست اغراق می کنیم. ما بدترین شرایط ممکن را در نظر می گیریم در حالی که واقعیت به شدت قابل مدیریت است. زمانی که احتمالات منفی مربوط به ریسک هایتان را در نظر می گیرید، این موضوع را به خاطر داشته باشید.ریسک یک عامل تمایز دهنده است:برخی رسیک ها ارزش بالایی دارند. برخی ریسک ها عواقب احتمالی کمتری نسبت به بقیه دارند. برخی ریسک ها می توانند کسب و کار شما را نابود کرده یا به اوج برسانند. اما یک عنصر مشترک در تمام ریسک ها وجود دارد: ریسک یک عامل تمایز دهنده است.از آنجا که بیشتر مردم نسبت به ریسک پذیری بی میل هستند، افراد ریسک پذیر دنیا طبیعتا بسیار متمایز از دیگران به چشم می آیند و همان طور که همه می دانیم، کار آفرینان و کسب و کارهای متمایز به موفقیت چشمگیری خواهند رسید. حتی اگر در نهایت شکست بخورید، شکست مفیدی خورده اید! و موقعیت های بیشتری را برای خود ایجاد کرده اید؛ زیرا تمایل داشتید که متمایز باشید و از مردم عادی خود را جدا کرده بودید. امیدوارم این حقایق کمی درک شما را از ریسک به عنوان مفهومی کلی تغییر داده باشد. درک پیچیدگی های و ماهیت ریسک امری زمان بر است و کسب احساسی خوشایند نسبت به این موضوع حتی زمان بیشتری می طلبد. اما در نهایت ریسک می تواند به بخشی از ماهیت وجودی تان تبدیل شود. گاهی روی عوامل شناخته شده تمرکز کنید، ابهامات را بپذیرید و بدانید که شکست هیچ گاه پایان راه نیست. نویسنده: لاری آلتون

    مسائل ریسکی که کار آفرینان باید بدانند