• تقدیر از خانواده شهید سلحشور در حاشیه هیأت میثاق با شهدا

    به گزارش بولتن نیوز، به مناسبت درگذشت مادر شهید سلحشور، از شهدای عملیات نصر کربلای هویزه مراسم این هفته‎ی هیأت میثاق با شهدای بسیج دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه‎السلام، با نام و یاد این شهید بزرگوار برگزار گردید. گفتنی است شهید سلحشور از شهدای پیرو خط امام در تسخیر لانه‎ی جاسوسی می‎باشند.هم‎چنین در حاشیه‎ی این مراسم، با حضور حاج میثم مطیعی، محمد عزیز صانعی مسوول بسیج دانشجویی  و جمعی از خادمان هیأت، از برادر شهید سلحشور نیز قدردانی به عمل آمد. لازم به ذکر است در ابتدای شروع مراسم، فرازهایی از وصیت‎نامه‎ی شهید نیز قرائت گردید.منبع: بولتن نیوز

    تقدیر از خانواده شهید سلحشور در حاشیه هیأت میثاق با شهدا
  • بازگشت 90 کودک کار در مازندران به مدرسه

    به گزارش بولتن نیوز، اسفندیار نظری افزود : این دانش آموزان توسط گروههای رصد و ردیابی ترک تحصیل دانش آموزان مازندران در مناطق مختلف شناسایی شدند . وی گفت که بیشتر این دانش آموزان کودکان کار بودند که به دلیل مشکلات مالی خانواده هایشان مدرسه را ترک کردند تا نان آور خانه باشند.معاون آموزش متوسطه مازندران با اشاره به اینکه بودجه و یا سرفصل اعتباری برای تامین هزینه دانش آموزان محروم در آموزش و پرورش وجود ندارد ، افزود : با کمک انجمن اولیا و مربیان و همچنین خیران تاحدودی به این کودکان کمک شد . وی یکی از چالش های پیش روی آموزش و پرورش در مازندران را کودکان کار و فاقد شناسنامه دانست و گفت که علاوه بر زمانبر بودن شناسایی ، هزینه تحصیل این دانش آموزان بالا و تامین آن مشکل است . نظری گفت : متاسفانه در گذشته نبود حمایت های لازم باعث شد تا کودکان مناطق محروم در اختیار دیگران برای تکدی گری قرار بگیرند .وی با اعلام این که هم اکنون بسترهای لازم برای آموزش و تحصیل دانش آموزان مناطق محروم در مازندران فراهم است ، از جمله این بسترها را استقرار کلاس های درس با تعداد دانش آموزان اندک اعلام کرد و گفت که هم اکنون 128 مدرسه کمتر از 10 دانش آموز در مازندران فعال است .مازندران بیشتر از چهار هزار مدرسه دارد که 520 هزار دانش آموزان در آنها مشغول تحصیل هستند منبع: ایرنا

    بازگشت 90 کودک کار در مازندران به مدرسه
  • کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات

    کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات
    به گزارش بولتن نیوز، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها نشست تخصصی «نقش مطبوعات در صیانت از محیط زیست» را با حضور معصومه ابتکار و صادق خرازی و همچنین سخنرانی میر مهرداد میرسنجری، ناصر مقدسی، محمدرضا تابش، هادی کیادلیری یکشنبه، ۱۶ آبان‌ ماه از ساعت ۱۵:۱۵ تا ۱۶:۴۵ در تالار شماره یک مصلای امام خمینی (ره) برگزار می‌کند.همچنین در این روز نشست تخصصی «رسانه‌های محلی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها» با حضور مصطفی کواکبیان، نوری اعلاء، داریوش شهامی‌فر از ساعت ۱۵:۴۵ تا ۱۷ در تالار شماره سه مصلی برگزار می‌شود.همچنین یک استارت‌آپ با موضوع «آشنایی با مفاهیم توسعه کسب و کار و سرفصل‌های توسعه با ابزار علوم دیگر»، به سخنرانی سیدمحمد امامی‌نژاد از ساعت ۱۷:۱۵ تا ۱۸:۴۵ در سالن کارگاه یک برگزار می‌شود.یکشنبه ۱۶ آبان‌ماه علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار باسابقه، کارگاه نگارش در رسانه‌ها را از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ در سالن کارگاه یک برگزار می‌کند.در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزاری ۹ نشست تخصصی را در نظر گرفته است. همچنین شش استارت‌آپ با موضوعات گوناگون رسانه‌ای و شش کارگاه توسط اساتید روزنامه‌نگاری برگزار می‌شود.به گزارش ایسنا، بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات با شعار «شفافیت، صداقت» از ۱۴ تا ۲۱ آبان‌ماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) برگزار می‌شود.منبع: ایسنا

    کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات
  • معاون مطبوعاتی به تلویزیون می‌رود

    به گزارش بولتن نیوز، به نقل از روابط عمومی شبکه چهار، امشب و همزمان با افتتاح بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات، دکتر حسین انتظامی، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مهمان برنامه «چرخ» خواهد بود.در بخش دیگری از برنامه، همزمان با روز جهانی سونامی، با دکتر مهدی زارع درباره چگونگی پدید آمدن سونامی گفتگو می‌شود.برنامه «چرخ» به تهیه‌کنندگی سیاوش صفاریان‌پور شنبه تا چهارشنبه ساعت هفت عصر پخش و روز بعد هشت صبح بازپخش می‌شود.منبع: ایسنا

    معاون مطبوعاتی به تلویزیون می‌رود
  • همایش «زبان و مغز» برگزار می‌شود

    همایش «زبان و مغز» برگزار می‌شود
    به گزارش بولتن نیوز، این همایش روز سه‌شنبه ۲۵ آبان‌ماه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و انجمن‌زبان‌شناسی، در محل پژوهشگاه واقع در بزرگراه کردستان، نبش خیابان ۶۴ غربی برگزار می‌شود.علاقه‌مندان برای شرکت در همایش «زبان و مغز» حداکثر تا ۲۳ آبان‌ماه مهلت دارند نام خود را برای ثبت نام به آدرس: hamayesh@Isi.ir  ارسال کنند. شرکت در این همایش برای کلیه علاقه‌مندان رایگان است.منبع: ایسنا

    همایش «زبان و مغز» برگزار می‌شود
  • نمایش آثار ۴۵ نقاش در کارنمای پژوهشی ۳

    به گزارش بولتن نیوز به نقل از روابط عمومی انجمن هنرمندان نقاش، بابک اطمینانی در یادداشتی درباره‌ی این کارنما و اهداف آن نوشته است: «کارنما یعنی نمایشگاه. یکی از مهم‌ترین اهداف پژوهشی در این کارنماها مشاهده و آرشیوکردن اطلاعات درباره‌ی مناسبات اعضا با نقاشی و انجمن است. این آرشیو بستر خوبی برای پژوهش درونی و آسیب‌شناسانه‌ی انجمن فراهم می‌کند. ارائه آثار اعضای زیر ۴۰ سال در کارنمای بعدی یعنی چهارم به پایان می‌رسد و می‌شود با پردازش داده‌های جمع‌آوری شده به یک جمع‌بندی نسبی درباره‌ی نیمی از اعضای انجمن رسید.در این ۱۸ سال تعداد اعضای انجمن از ۲۰۰ به ۱۰۰۰ نفر رسیده که نیمی از آن‌ها را جوانان زیر ۴۰ سال تشکیل می‌دهند. این‌ها درباره‌ی انجمن چگونه فکر می‌کنند؟ از آن چه انتظاری دارند و تا چه اندازه حاضر به همکاری با آن هستند؟ و اگر مایل به همکاری نیستند، دلیل ماندنشان در انجمن چه چیزهایی می‌تواند باشد؟ آیا این افراد در دو سال گذشته به‌طور حرفه‌ای فعال بوده‌اند؟ اگر نبوده‌اند، آیا لااقل پنج اثر که به‌صورت یک مجموعه باشد نقاشی کرده‌اند؟ چه موضوعاتی را انتخاب کرده‌اند؟ چگونه خود را بیان کرده‌اند و کیفیت آثارشان چگونه بوده است؟طرح جامع «کارنماهای پژوهشی» فرصتی برابر برای ارائه آثار همه‌ی اعضای انجمن ایجاد کرده است تا در کنار هم، از خوب تا بد، دیده و سنجیده شوند. از اعضا به‌طور رندوم دعوت می‌شود تا با شرکت در کارنمای مربوطه و به انتخاب خود، آثار دو سال اخیرشان را نمایش دهند تا انجمن بتواند ضمن تشکیل آرشیوی منظم و به‌روز، بسترهای مناسب را برای معرفی شرکت‌کنندگان به گالری‌ها، مؤسسات هنری و مجموعه‌داران ایجاد کند.یکی دیگر از اهداف این کارنماها این است که بتواند به‌تدریج کمیته‌ای منظم و کارآمد با ساختاربندی‌ تخصصی و تعریف‌شده ایجاد کند. تیمی که دستورالعمل داشته باشد و بتواند ‌نمایشگاه‌های بزرگ برگزار کند، چرا که تا به‌حال در هر کارنما به‌طور متوسط ۵۰ نقاش با ۲۸۰ اثر شرکت داشته‌اند.»عاطفه مجیدی‌نژاد، عباس نسل شاملو، بنفشه جهانگیری، بیان گلاوی،بهرنگ پوررستم، فرزانه محجوبی، هنگامه قدرتی، جلال موسوی، شیوا خدیویان، نسیم میرزایی، نازنین نجدمفرح، سیروس ولی‌زاده، امین رستمی‌زاده، سعیده حاتمی، سارا باقرپناه، ساناز حاتمی، گلنسا خداشناس شیرازی، سیروان کنعانی، بابک کبود، سالومه پزشکپور، آهو حامدی، حمید حلیمی، سمیرا دریا، آزاده اعتباریان، زهرا حسینی، شهرزاد رنجبر، غزاله دهپور دیلمی، صدیقه آهنگری شیرازی، حسین خوشرفتار، گلسا خداشناس شیرازی، محبوبه خاکدامن، محمود حق‌وردی‌لو، مریم خیری، مهدی راحمی، مهشید خطیری‌نژاد، می‌سم نژادرسولی، نرگس حاجی ملاحسین، الهام شفاعی، آیین فاضل، بهمن طالبی‌نژاد، سارا سهیلی‌فر، سحر شادمان، شهرزاد بیاتی، وحیده فتحی و آزاده بهمن‌پور هنرمندان شرکت‌کننده در این کارنما هستند.کارنمای پژوهشی ۳ از ۱۹ تا ۲۹ آبان‌ماه از ساعت ۱۳ تا ۲۰ در خانه هنرمندان ایران به شنانی طالقانی، موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر میزبان علاقه‌مندان خواهد بود. افتتاحیه این «کارنما» ۱۹ آبان ساعت ۱۷ تا ۲۰ است.منبع: ایسنا

    نمایش آثار ۴۵ نقاش در کارنمای پژوهشی ۳
  • «مژده لواسانی» در بزرگداشت یک حقوقدان

    «مژده لواسانی» در بزرگداشت یک حقوقدان
    فضای نشر و کتاب همیشه سعی کرده است به مسائل مختلف بپردازد؛ یکی از این حوزه‌ها موضوع امریکاستیزی و استکبارستیزی است.؛ که نویسندگان مختلف به این موضوع پرداخته‌اند. به گزارش مشرق، صبح روز 13 آبان 1357، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. گروه گروه، داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند؛ ساعت 11 صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در میان این جمعیت خروشان پرتاب کردند؛ اما اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می‌کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی‌گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند. در این روز، 56 نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند. تسخیر سفارت امریکا در 13 آبان 1358 هم برگ دیگری به تاریخ این روز اضافه کرد؛ تا 13 آبان همیشه یادآور مرگ بر امریکا باشد. در این گزارش به معرفی تعدادی کتاب معروف درباره این موضوع و امریکا ستیزی پرداختیم: آمریکاستیزی چرا؟نویسنده: روژه گارودیناشر: کانون اندیشه جوان  گارودی در این کتاب کوتاه و خواندنی، خاستگاه تاریخی و مبانی نظری شکل‌گیری عالمی به نام «آمریکا» را تبیین کرده و سپس دو مکتب «آمریکاگرایی» و «آمریکاستیزی» را تئوریزه می کند.آمریکاستیزی -آن سان که گارودی در مقدمه‌ی کتاب اذعان می‌دارد- نه برخوردی متعصبانه با یک ملت مستقل و نه نوعی ملی‌گرایی افراطی است. آمریکاستیزی یعنی مقابله با یک فرهنگ ‌خاص که ما آن را فرهنگ «آمریکایی» می‌نامیم. تاریخ شفاهی دانشجویان پیرو خط امام: دانشجویان و گروگان‌هامؤلف: حسن جودویناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی  مجموعه حاضر شامل مصاحبه‌هایی با چند تن از دانشجویان پیرو خط امام است که به بازگویی حوادث لانه جاسوسی و حال و هوای روزهای تسخیر لانه جاسوسی پرداخته‌اند.هدف از انتشار این مجموعه، تبیین بهتر زوایای مختلف این واقعة دوران‌ساز در تاریخ انقلاب اسلامی بوده است. «نادر دبیران»، «زینب کدخدایی»، «معصومه ابتکار»، «فروز رجایی‌فر»، «ملیحه نیشابوری»، «علی ورامینی»، «سیدمحمد هاشمی اصفهانی» و ... از جمله افرادی هستند که با آن‌ها مصاحبه شده است.در پایان نیز گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهدای دانشجویان پیرو خط امام درج شده است. جنبش وال استریت و روزهای ناآرام آمریکا:  بررسی و کالبدشکافی ابعاد قیام مردم غرب علیه نظام سرمایه‌دارینویسنده: اسدالله افشارناشر: سفیر اردهال  موضوع این کتاب، تبیین علل قیام مردم آمریکا علیه نظام سرمایه‌داری است. کتاب حاضر، در بیست فصل تدوین گردیده و تلاشی است در راستای بازخوانی علل شکل‌گیری «جنبش وال‌استریت» و تبیین علل قیام مردم آمریکا علیه نظام سرمایه‌داری.عناوین برخی فصول مندرج در کتاب، عبارتند از: آشنایی با وال استریت؛ جنبش اشغال وال استریت نشانه‌ای از ناخوشی اقتصاد جهان؛ ماهیت تظاهرات اعتراضی در وال‌استریت؛ شکسته شدن استخوان‌های لیبرالیسم؛ جنبش وال استریت، بحران جهانی اقتصاد و ارزیابی کارآیی نظام سرمایه‌داری؛ واقعیت نظام اقتصادی امریکا؛ نگاه سیاسی سیاست‌بازان آمریکایی به جنبش وال‌استریت؛ و بررسی کارنامه جنبش وال استریت و سابقه بحران‌های اقتصادی در آمریکا و اروپا. تسخیر: اولین روایت مکتوب از درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهراننویسندگان: معصومه ابتکار؛ فریبا ابتهاج‌شیرازیناشر: اطلاعات  این کتاب گزارشی است مبتنی بر خاطرات و یادداشت‌های روزانه مولف درباره اشغال سفارت سابق آمریکا و شرح رویدادها و وقایعی که از لحظه ورود دانشجویان به سفارت در آبان سال 1358تا پایان مدت گروگان‌گیری ( 444روز) روی داده است .نگارنده که خود در مقام سخنگوی دانشجویان از آغاز تا انجام آن حضور داشته و شاهد حوادث بوده, در این کتاب از گروگان‌های آمریکایی, نیروهای سیاسی میانه‌روی ایرانی که باعث آزادی گروگان‌ها شدند, همچنین از دانشجویان و خانواده آنها, جزییات طرح اشغال سفارت, رهبران اصلی دانشجویان و اختلاف نظرهای مذهبی ـ سیاسی پس از پیروزی انقلاب سخن می‌گوید .کتاب از ده فصل با این عناوین تشکیل شده است : 1ـ ابتدا و قبل از آن, 2ـ اشغال بتخانه, 3ـ استقرار, 4ـ گشایش رمز اسناد, 5ـ مذاکره هرگز, 6ـ گروگان‌ها و دانشجویان, زندگی در داخل سفارت, 7ـ جنگ‌های رسانه‌ای, 8ـ در ورای دیوارها, 9ـ شکست نیروهای دلتا, 10ـ حل و فصل اختلافات, سازش‌ها و تحویل سالم گروگان‌ها .کتاب از ضمایمی نیز برخودار است که عبارت‌اند از :اسامی شهدا و جانبازان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام, نامه امام خمینی (ره) به پاپ ژان پل دوم, و متن اطلاعیه‌های دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پس از اشغال سفارت .گفتنی است کتاب حاضر در سال 1371تالیف شده اما نخستین بار در سال گذشته توسط ناشری کانادایی منتشر و اینک ترجمه آن به چاپ رسیده است. رویای امریکاییمولف: هاوارد زین مترجم: فاطمه شفیعی سروستانی  این کتاب نسخه خلاصه شده کتاب «تاریخ مردم ایالت متحده»، به قلم «هاوارد زین» برای جوانان است. نویسنده در این کتاب به عنوان مورّخی مارکسیستی، تاریخ آمریکا را از نگاه کارگران، مردم گرایان، سیاه پوستان، زنان، بردگان و سرخ پوستان این کشور، مورد بررسی قرار داده است.او در بررسی خود جنگ داخلی آمریکا؛ جدایی آمریکا از بریتانیای کبیر؛ راه اندازی انقلاب بلشویکی؛ تأثیرهای جنگ جهانی اول و دوم بر آمریکا و نقش یهود و خاندان های زرسالار همچون: «روچیلدها»؛ «راکفلرها» و... در تحولات تاریخی غرب را مورد توجه قرار داده است.همچنین کتاب او منازعات سرخ پوستان با اروپائیان تازه وارد، فعلیتهای جانفرسای سیاهپوستان علیه برده داری، کارگران علیه نظام سرمایه داری، زنان علیه نظام مردسالار و جنبش مدنی سیاهپوستان آمریکا در دهه 1960 م. را به تصویر می کشد. ما امریکا را زیر پا می گذاریمنویسنده: محمد صائبیناشر: دانش و اندیشه معاصر  هدف از نگارش کتاب «ما آمریکا را زیر پا می‌گذاریم» این است که خوانندگان ضمن آشنایی با تاریخ واقعی و مستند، به نقش مؤثر ملی­گرایان، توده‌ای‌ها و صهیونیسم بین‌المللی در پیروزی کودتای آمریکا 28 مرداد، تحولات سیاسی اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایران در دوران محمدرضا پهلوی، مبارزات بی‌امان امام خمینی(ره) علیه شاه، آمریکا و اسرائیل پی‌ببرند.مباحثی نظیر عوامل سقوط شاه، عوامل پیروزی انقلاب اسلامی، ظهور و سقوط دولت موقت، تصرف سفارت آمریکا در تهران، شکست نظامی آمریکا در طبس، بحران گروگان‌های آمریکایی در تهران، کودتای نوژه، توطئه کردستان و نقش عوامل بیگانه، از عنوان بخش‌های این نوشتارند.موضوعاتی نظیر جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، جنگ نفت، جنگ شیمیایی، جنگ خلیج فارس، پذیرش قطعنامه 598، فاجعه هواپیمایی ایرباس ایرانی، جنگ تبلیغاتی غرب تحت لوای آیات شیطانی، اعتراف صدام به شکست و بالاخره نقش فعال سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی شرق و غرب را از دیگر موضوعات بررسی شده در این کتاب می باشد. منبع: نسیم

    «مژده لواسانی» در بزرگداشت یک حقوقدان
  • اربعین؛ تجدید میثاق با امام زمان خود

    اربعین؛ تجدید میثاق با امام زمان خود
    گروه مذهبی:اما برای درک اهمیت بالای این روز نیازمند تحقیق فراوانی هستیم تا وظیفه خود را بدانیم. اربعین و منابع مربوطه را می توان به دو دسته تقسیم کرد. یکی مباحث تاریخی و دیگری نظر علما و بزرگان پیرامون اربعین و راه پیمایی برای زیارت امام حسین(ع). از منظر تاریخی و سیره می توان در درجه اول به این حدیث اشاره کرد. مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع‌) است‌. حضرت در روایتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است‌: 1 ـخواندن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل‌) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتری در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده بر پیشانی 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز. شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه السلام آورده است‌: السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله ونجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌... .به گزارش بولتن نیوز، شیخ طوسی پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن علی بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال‌64 هجری است‌، می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787)اما در بخش دیگر باید به نظر علما در مورد اهمیت پاسداشت این روز و هم چنین برگزاری هر چه باشکوه تر این مناسبت بپردازیم تا همه ابعاد و اهمیت آن روز بر ما هویدا شود. رهبر معظم انقلاب  درباره اهمیت پاسداشت و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین بیان کرده اند: شروع جاذبه مغناطیسی حسینی در روز اربعین است، جابربن عبدالله را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشند، این همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی در دل من و شما هست.هم چنین مرحوم آیت‌الله محمدتقی بهجت فومنی درباره نقش پیاده‌روی روز اربعین می‌گفتند: روایت دارد که امام زمان(عج) که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(ع) به همه عالم معرفی می‌کنند ... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(ع) را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین(ع) را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا(ع) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(ع) به عالم است. با اینکه زیارت سید‌الشهدا(ع) در اکثر برهه‌های تاریخی به سختی انجام می‌شد و جان زائران در خطر بود، اما با این وجود عاشقانه خطرات را به جان می‌خریدند و به پابوسی امام حسین(ع) در روز اربعین نائل می‌شدند.آیت الله مکارم شیرازی نیز بر شکوه راهپیمایی اربعین حسینی زائران اباعبدالله (ع) تاکید دارد و می گوید: این حرکت عظیم بی‌نظیر است، سوگواران حضرت سیدالشهدا از نجف و دیگر نقاط با پای پیاده به سمت کربلای معلی در حرکت هستند و غوغای عجیبی را به‌پا کرده‌اند و باید این را حفظ کرد.وی با تاکید براینکه مراقب باشیم مبادا کسانی با بدعت‌ها و برنامه‌های نادرست خود این عظمت و شکوه را زیر سؤال ببرند، خاطرنشان می کند: مراسم سوگواری امام حسین (ع) سرمایه بزرگی است که بسیار می‌توان از آن استفاده کرد؛ ما به چنین سرمایه‌ای افتخار می‌کنیم و معتقدیم باید با تمام وجود از این سرمایه غنی حراست و پاسداری کرد .  آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نیز که در دوران طلبگی سال‌های 1369 تا 1370 هجری قمری در نجف اشرف ساکن بوده است، این مرجع تقلید دو بار توفیق پیاده‌روی از نجف تا کربلا را داشته است. وی با پای برهنه از مسیر شط (رودخانه) که حدود 20 کیلومتر طولانی‌تر از مسیر کنونی نجف کربلاست و حدود 3 روز به طول می‌انجامید، به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) مشرف شدند.آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به خاطره پیاده‌روی از نجف به سوی کربلا، می‌گوید: وقتی به یکی از این مُضیف‌ها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان او بشویم و آنجا استراحت کنیم، به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه رفته‌ایم و باید مسافت بیشتری را طی کنیم، فرصت ماندن نداریم، پس از کمی اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتی است که مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلی ناراحت است، ناگهان چاقویش را در آورد و تهدید کرد که من مدتی است مهمان برایم نیامده است و شما حتماً باید مهمان ما بشوید! اینقدر مهمانی کردن زائر امام حسین(ع) در نزد اینها اهمیت و ارزش داشت. ... البته بالاخره بعد از اینکه توضیح بیشتری برایش دادیم و قول دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که ما برویم.و به همین شکل سایر مراجع و علمای بزرگوار سخنانی پیرامون این اتفاق و تجمع بزرگ فرموده اند. بی شک جان های عاشق در طلب وصال ر این روز می سوزد. اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که شعور و شور حسینی دو بال یک دیگرند و می بایست در این سفر در کنار هم باشند تا نتیجه لازم از این سفر روحانی به دست آید.

    اربعین؛ تجدید میثاق با امام زمان خود
  • نخستین حضور وزیر منتخب در ساختمان ارشاد+تصاویر

    نخستین حضور وزیر منتخب در ساختمان ارشاد+تصاویر
    به گزارش بولتن نیوز، رضا صالحی امیری امروز بعد از کسب رای اعتماد از مجلس به عنوان وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی به دفتر خود در ساختمان وزارت ارشاد رفت.منبع: ایلنا

    نخستین حضور وزیر منتخب در ساختمان ارشاد+تصاویر
  • دهن کجی بیلبوردهای تبلیغاتی میبد به «اقتصاد مقاومتی»+عکس

    علی رغم ممنوعیت تبلیغ کالاهای خارجی، به تازگی بیلبوردهای تبلیغاتی میبد محصولات ال جی و هایسنس را تبلیغ می کند.

    دهن کجی بیلبوردهای تبلیغاتی میبد به «اقتصاد مقاومتی»+عکس
  • نان آوران کوچک

    یکی از مشکلات کلان شهرهای دنیا خیابان‌هایی است که کودکان کار، بی‌خانمان‌ها، معتادین و حاشیه‌نشین‌ها، اوقات بسیاری را درآن سپری می‌کنند.

    نان آوران کوچک
  • ویگل و هراسگان سند قدمت دو هزار ساله‌ی آران و بیدگل+ تصاویر

    مدت زیادی از کشف آتشکده باستانی ویگل در سال ۸۳ نمی‌گذرد، با این حال کاوش‌های انجام گرفته در آن خبر از قدمت چند هزار ساله‌ی زندگی مردم در آران و بیدگل دارد.

    ویگل و هراسگان سند قدمت دو هزار ساله‌ی آران و بیدگل+ تصاویر
  • حمایت آیت الله مکارم شیرازی از برگزاری نشست مشترک در دانشگاه الازهر

    آیت الله مکارم شیرازی با صدور بیانیه ای از برگزاری نشست مشترک در دانشگاه الازهر برای محکوم کردن اقدامات ضد بشری گروه های افراطی حمایت کرد.

    حمایت آیت الله مکارم شیرازی از برگزاری نشست مشترک در دانشگاه الازهر
  • سفر وزیر ارتباطات به قم

    به مناسبت هفته دولت وزیر ارتباطات به قم سفر می کند.

    سفر وزیر ارتباطات به قم
  • پرورش شتر مرغ در شهرستان سربیشه به روایت تصویر

    شتر مرغ پرنده ای که این روزها پرورش آن در شهرستان سربیشه رو به افزایش است.

    پرورش شتر مرغ در شهرستان سربیشه به روایت تصویر
  • تصاویر/عیادت رهبر انقلاب از محمدی گلپایگانی و همسر شهید بابایی

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح امروز (سه‌شنبه) با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران از حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، و همچنین همسر شهید بابایی عیادت کردند.

    تصاویر/عیادت رهبر انقلاب از محمدی گلپایگانی و همسر شهید بابایی
  • اصحاب رسانه، عاقبت خود را بر سر حکمی اثبات نشده خراب نکنند

    در این روزها که بحث و گفتگو پیرامون اتهام به قاری قرآن معروف نقل محافل شده، از چندین نکته غفلت شده است. نکاتی که می تواند عاقبت افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

    اصحاب رسانه، عاقبت خود را بر سر حکمی اثبات نشده خراب نکنند
  • عقلانیت و معنویت: مبانی و اهداف

    عقلانیت و معنویت: مبانی و اهداف
    چکیده«عقلانیت و معنویت»، نظریه‎ای است در ادامة معنویت‎گرایی غرب که برای پر کردن خلأ معنوی ناشی از «مدرنیزم» به وجود آمده است. هدف این نظریه کاهش درد و رنج بشر است که تنها با جمع میان عقلانیت و معنویت که از تلفیق مدرنیزم و دین ایجاد شده است، محقق می‎گردد. اصل بودن عقلانیتِ ابزاریِ استدلال‎گر در این نظریه به‎دلیل اساسی بودن آن در مدرنیزم است. معنویت نیز به‎کاربستن عقلانیت و یا دین شخصی‎شده‎ای است که از فروکاستن از دینِ نهادینه ناشی شده است. اصل قرار دادن مدرنیزم و نگاه حداقلی به دین به هنگام تقابل با مدرنیزم، علاوه بر اشکالات مبنایی، از جهات مختلف دیگری نیز این نظریه را دچار ضعف و ابهام کرده است. برخی از این ابهامات ناشی از نبود انسجام در بیان نظریه  و ذکر نکردن تمام لوازم و مقدمات آن است. مشخص نبودن مخاطبان نظریه و ابهام در هدف و چگونگی کارکرد این نظریه در رسیدن به هدفِ خود، کارایی آن را نامعلوم کرده است. ابهام در میزان و چگونگی فروکاهی دین و واضح نبودن مبانی این رویکرد نیز موجب ضعف نظریه شده است. امید است با بررسی‎های صورت‎گرفته، این نظریه وضوح بیشتری یافته، تکامل یابد.نویسندگان:ابراهیم نوری: استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان حامد آل یمین: دانش پژوه سطح چهار موسسه بین المللی مطالعات اسلامی حوزه علمیه قمعبد الحمید آل یمین: دانشجوی دکترای حقوق عمومی دانشگاه علامه طباطباییدو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    عقلانیت و معنویت: مبانی و اهداف
  • نگاهی اجمالی به جنایات آمریکا در ایران و جهان

    سقوط شاه از نظر استرات‍ژیک نتایج مصیبت باری برای آمریکا به بار آورد و از نظر سیاسی برای خود کارتر فاجعه آمیز بود؛‌لذا آمریکا بزرگترین بازنده شد که با وقوع انقلاب، سلطه خود را در ایران از دست داد و برای بازگرداندن احاطه خود در ایران دست به هر اقدامی زد. حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) بارها از دشمنی آمریکا با ایران، جنایتهای این شیطان بزرگ گفته اند ولی در این اواخر، برخی با بزک کردن آمریکا سعی دارند تا ملت ایران اسلامی را به اعتماد به آمریکا تشویق کنند. در ادامه برای مشخص شدن چهره خبیث آمریکا،‌ برخی از جنایات شوم این شیطان بزرگ در ایران را قبل و بعد از انقلاب مورد استفاده قرار می دهیم.جنایت آمریکا پیش از انقلاب1-انقلاب روزوِلت: کودتای 28 مرداداکثر ما نام کودتای 28 مرداد را شنیده ایم. پس از قیام 30تیر 1331 که مصدق دوباره نخست وزیر شد، شاه درصدد برآمد که او را برکنار کند. طرح انجام کودتا از ابتدای روی کار آمدن دولت مصدق و نهضت ملی شدن نفت وجود داشت، اما انسجام نیروهای طرفدار ملی شدن نفت و عوامل دیگر موجب به تأخیر افتادن این امر شد. انگلیس و آمریکا عاملان اصلی کودتا بودند. انگلیس از طریق جاسوسی و ایجاد تفرقه و آمریکا از طریق سیا این کودتا را مدیریت و رهبری می کردند. گروه های داخلی و خارجی برای این انجام کودتا فعالیت می کردند. عملیات های این گروه زمینه ساز اهدافی بود که در نهایت محمدرضا پهلوی با حمایت دولت های آمریکا و انگلیس فرمان  عزل مصدق نخست وزیر را صادر و در شب 25 مرداد سال 1332 به وسیله سرهنگ نعمت الله نصیری(فرمانده گارد جاویدان) به وی ابلاغ نمود، ولی قبل از هر اقدام دیگری نصیری توسط سرهنگ ممتاز(رئیس لاکنتری کی) بازداشت و کودتا خنثی گردید. محمدرضا پهلوی پس از این واقعه به همراه چند نفر به ایتالیا گریخت. مجدداً در روز 28 مرداد سال 1132 کودتاچیان از سردرگمی،‌انفعال و بی برنامگی دولت(علیرغم اطلاع قبلی از وقوع کودتا از جمله نامه مورخه 27 مرداد 1332 آیت الله کاشانی که با پاسخ سرد و منفی مصدق مواجه گردید) استفاده کرده و نظامیان با کمک اراذل، اوباش،‌چاقوکشان و فواحش تهران به خیابانها ریختند و در عصر همان روز کار دولت مصدق را خاتمه دادند و نخست وزیر به همراه چند تن از وزرای کابینه،‌ خود را تسلیم نمودند و سرلشکر فضل الله زاهدی با فرمان شاه که از قبل صادر شده بود به نخست وزیری کودتا منصوب  گردید و محمدرضا پهلوی نیز بعد از سه روز به ایران بازگشت و بر مصدر قدرت نشست. در واقع آمریکا با این کودتا موجب سرنگونی دکتر مصدق شد و شاه را دوباره بر تخت نشاند. همچنین آمریکا با کمک های بعدی اش به شاه امکان بخشید بر سریر قدرت باقی بماند.2-تأسیس ساواک:پس از کودتای 28 مرداد، در سال 1335 ش. مستشاران آمریکایی، سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) را به وجود آوردند که زیر نظر آنها فعالیت می کرد. در شکل گیری ساواک آمریکا و اسرائیل نقش عمده ای داشتند. با تأسیس ساواک نفوذ آمریکایی ها در ایران بیشتر شد تا جایی که آنها در قضیه جنگ ویتنام بدون اجازه از شاه، هر وقت احتیاج پیدا می کردند، با صلاحدید خود، از پایگاه ها و امکانات ایران(حتی از هواپیماها و یدکی های کشور) استفاده می کردند.آمریکا با استفاده از ساواک اقدامات هولناکی بر علیه انقلاب و انقلابیون انجام می داد. به عقیده خیلی ها اگر ساواک نبود، انقلاب بسیار زودتر پیروز می شد. بررسی اقدامات وحشیانه ساواک می تواند از چهره خبیث آمریکا و دست نشانده او(شاه) پرده بردارد.اسناد به دست آمده از ساواک و همچنین گفته های زندانیان نجات یافته از زندان های ساواک ( و کمیته مشترک ضد خرابکاری) بیان از شکنجه های وحشتناک و غیرانسانی بر علیه انقلاب دارد. شکنجه هایی نظیر کشیدن ناخن، دستگاه آپولو، سوزاندن بدن، شوک الکتریکی، تخت خواب فلزی و دهها شکنجه دیگر باعث آسیب های شدید و یا مرگ انقلابیون می شد. ساواک بعد از کشتن زندانیان جنازه آنها را مفقود می کرد تا مردم بیشتر تحریک نشوند. چه بسیار مجاهدانی که در این راه به دست این راه به دست این مزدوران آمریکایی شهید شدند و جنازه شان  هم برنگشت. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.جنایات آمریکا بعد از انقلاب1-تجاوز نظامی به طبسپس از پیروزی انقلاب اسلامی و فتح لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام، آمریکا تصمیم گرفت مستقیماً‌ با اعزام نیروی نظامی و اجرای عملیات تمام عیار نظامی توسط گروهی موسوم به «نیروی دلتا» و همکاری خائنین و عناصر خود فروخته داخلی کار نظام اسلامی را یکسره کند. در 5 اردیبهشت 1359 هواپیما و هلی کوپترهای آمریکایی وارد خاک ایران شدند که در صحرای طبس بر اثر طوفان شن و با امداد الهی این عملیات شکست خورد.2-تحریک ر‍ژیم بعث عراق برای تجاوز به خاک ایران بعد از شکست در طبس(در خردادماه 1359)ملاقات نماینده آمریکا(دونالد رامسفلد) با صدام در خاک اردن در سال 1359 برای پشتیبانی همه جانبه از عراق در جنگ با ایران بود. امام خمینی(ره) نیز در این ارتباط می فرمایند: برای ایستادگان در مقابل آمریکا و سایر ابرقدرتها دعا کنید و بدانید که ما با عراق جنگی نداریم و مردم عراق پشتیبان انقلاب اسلامی ما هستند. ما با آمریکا در ستیزیم و امروز دست آمریکا از آستین دولت عراق بیرون آمده است.(صحیفه نور، ج13، ص84)3-حمایت و پشتیبانی مستمر از ارتش متجاوز بعث عراق*دادن اطلاعات جاسوسی از ایران هر هفته سه بار به استخبارات عراق.«امام خامنه ای29/8/92؛آمریکایی ها اطلاعات هم می دادند؛ رئیس استخبارات آن روز صدام بعدها مصاحبه کرد و گفت هفته ای سه مرتبه من می رفتم به سفارت آمریکا در بغداد و آنها یک پاکت در بست های به من می دادند که همهی اطلاعات ماهواره ای مربوط به نقل و انتقالات نیروهای مسلح ایران در آن بود و ما می دانستیم کجا هستند یک چنین کمک هایی می کردند».*تأمین آذوقه عراق در دوران جنگ تجاوزکارانه بعثی.*وادار کردن نوکوران منطقه ای خود به پرداخت 56 میلیارد دلار به رژیم بعث عراق برای اداره جنگ.*وادار کردن کل کشورهای عضو ناتو برای پشتیبانی از رژیم بعث در جنگ با ایران.4- درگیری مستقیم نظامی با ایران در حمایت از رژیم بعث عراق* انهدام سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس: در 29 فروردین 1367 نیروهای نظامی آمریکا با چند گروه سطحی شناور نبرد مستقیم با ایران را آغاز کردند و ابتدای کار هجوم به دو سکوی نفتی ایران بود. عملیات با هماهنگی نیروی هوایی آمریکا از ناو هواپیمابر«یواس اس انترپرایز» آمریکا و دو گروه شناور سطحی آغاز شد. گروه اول به همراه دو ناوشکن و یک کشتی تدارکاتی آبی-خاکی،‌به سکوی نفتی سلمان هجوم بردند. گروه دیگر هم که یک ناو موشک انداز و دو ناوچه بود به سکوی نفتی سیری حمله و این سکو را منهدم کردند.* حمله جنگنده های آمریکایی به جنگنده ایرانی: در خرداد سال 1363(1984) دو فروند جنگنده آمریکایی F15 در دفاع از رژیم بعث طی درگیری هوایی یک فروند جنگنده F-4E ایران را مورد حمله قرار داده و منهدم می کنند.* انهدام سه ناو نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا: در تاریخ 30 شهریور ماه سال 66 در پی حمله ناگهانی و بدون اخطار بالگردهای آمریکایی به یک کشتی تدارکاتی با نام ایران اجر که در آبهای بین المللی از بندرعباس به سمت بوشهر در حرکت بود(به بهانه مین گذاری) 4 خدمه کشتی به شهادت رسیدند و 4 تن مجروح و به همراه 10 خدمه دیگر کشتی توسط آمریکایی ها به اسارت گرفته شدند و در نهایت این کشتی توسط آمریکایی ها منهدم و غرق شد.در 29 فروردین 1367 در پی حمله ناوهای آمریکایی به سکوهای نفتی سلمان و سیری در نبردی نابرابر با ناوهای جنگی هواپیمای جنگنده و هلی کوپترهای آمریکایی با ناوچه جوشن ارتش جمهوری اسلامی ایران درگیر شدند که پس از شهادت 11 تن از غیورمردان نیروی دریایی ارتش ناوچه جوشن غرق شد.ناو سهند برای پشتیبانی و مبارزه با نیروهای متجاوز آمریکایی از بندرعباس حرکت کرده بود،‌به کشمکش با چند واحد سطحی نیروهای دریایی آمریکا رفت و طی نبردی جانانه با هواپیماهای انترودر و ناوهای جنگی آمریکایی و شهادت 45 نفر از خدمه غیور آن غرق شد. در این نبرد یک فروند هلی کوپتر ارتش آمریکا سقوط کرد و به ناوهای حاضر آسیب های متعددی وارد شد.5- اقدامات ضد حقوق بشری آمریکا علیه ایران*در 12 تیر سال 67 ناو جنگی آمریکایی وینسنس با موشک به هواپیمای مسافربری ایران حمله کرد و باعث قتل 298 انسان های بی گناه شد. 66 نفر از قربانیان این جنایت کودک بودند.پس از اتمام مأموریت به تمامی کارکنان این ناو مدال مبارزه دریافت کردند و در سال 1990 رئیس جمهور آمریکا (جرج واکر بوش) به فرمانده این ناو به دلیل رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته مدال لژون لیاقت داد.* دادن محموله سلاح های شیمیایی به رژیم بعث عراق: امام خامنه ای در این زمینه می فرمایند:همین دولت آمریکا و رژیم ایالات متحده، در حملات جنایات کارانه ای که صدام به ایران می کرد و سلاح شیمیایی به کار میبرد، نه فقط کوچک ترین مخالفتی با آن نکردند؛ بلکه پانصد تن ماده ی شیمیایی مرگ آور و خطرناک قابل تبدیل به گاز خردل را- که هنوز بسیاری از جوانهای عزیز آن روز ما مبتلا (به عوارض آن) هستند و سالها است دارند بیماری می کشند- صدام ازآمریکا وارد کرد؛ کمک کردند؛ البته از جاهای دیگر هم خریده بود؛ اما پانصد تن ماده ی شیمیایی مرگ آور قابل تبدیل به گاز خردل را صدام از آمریکا تهیه کرد و به کار برد؛ بعد که می خواستند علیه او در شورای امنیت قطعنامه صادر کنند، آمریکا مانع شد. 29/8/92رژیم بعث عراق از همان ابتدای جنگ به صورت محدود از سلاح های شیمیایی علیه ایران استفاده می کرد؛ اما استفاده گسترده سلاح های شیمیایی توسط رژیم بعث از زمان پیروزی های بزرگ رزمندگان اسلام انجام شد. در عملیات پیروزمندانه ای مثل والفجر 2، والفجر4، والفجر8،‌خیبر و بدر و شهرهای پاوه، سردشت پیرانشهر، بانه، مروان،‌نودشه، جزایز مجنون و ... بمباران گسترده شیمیایی انجام داده است. در مجموع رژیم بعث عراق 378 مورد حمله شیمیایی انجام داده که باعث شهادت و مجروح شدن هزاران نفر از ایرانیان شد.پایگاه بصیرتادامه دارد ...

    نگاهی اجمالی به جنایات آمریکا در ایران و جهان
  • هژمونی مالی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا

    با پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا از فرصت به دست آمده در پی ویرانی‌های این جنگ استفاده کرد و توانست استراتژی نفوذ خود را از طریق هژمونی پولی در پیش بگیرد.ازآن­‌جایی‌که بقای هژمونی به اعمال بی‌وقفۀ قدرت از سوی هژمون بستگی دارد، هژمونی پولی آمریکا همواره در جستجوی راهی برای سلطۀ بیشتر بر کشورهاست. در همین راستا طرح آرمان‌هایی هم­چون همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهان، درصدد جذب دولت‌ها برای اعمال نفوذ بیشتر قدرت هژمونیک است.تعریف هژمونیهژمونی «غلبه و یا کنترل سیاسی، اقتصادی و نظامی» یک دولت بر دیگر دولت‌ها تعریف می‌شود.[1] در این تعریف می‌توانیم ریشه‌های واژۀ هژمونی را در زبان یونان باستان بیابیم؛ جایی که هژمونی به معنی «تسلط سیاسی­-نظامی یک دولت­‌شهر بر دولت­‌شهر­های دیگر» استفاده می‌شد.[2] در چنین نظامی، دولت غالب «هژمون» را می‌­نامیدند.[3] در قرن 19، هژمونی به معنی «غلبۀ اجتماعی یا فرهنگی» به کار می‌رفته است؛ به عبارتی «غلبۀ یک گروه در درون یک جامعه و یا یک محیط بر سایر گروه‌های موجود». با نزدیک شدن به قرن 21، تعریف هژمونی دستخوش تغییر شد؛ به‌گونه‌ای که امروزه می‌توان از هژمونی به معنی «اعمال نفوذ گستردۀ یک گروه یا رژیم بر یک جامعه» یاد کرد.[4] این تعریف چنان گسترۀ وسیعی می‌یابد که حتی «غلبۀ فرهنگی و ژئوپولتیک» یک کشور بر دیگر بازیگران صحنه‌ی بین‌الملل را نیز در برمی‌گیرد. از مشتقات هژمونی، «هژمونیسم» است که در میانۀ دهۀ پنجاه میلادی به معنی «سیاست یا عمل هژمونی در جهت منافع ملی» به کار گرفته می‌شد.[5]شکل‌گیری هژمونی معاصرنظریه‌پردازان معاصر روابط بین‌الملل آمریکای شمالی، از هژمونی به‌گونه‌ای دیگر استفاده کرده و برای آن تعاریف و مصادیقی را ارائه داده‌اند. چارلز کیندلبرگر «قدرت ایالات‌متحده پس از 1945 را هژمونیک» عنوان می‌کند.[6] این دولت پس از جنگ جهانی دوم و ویرانی اروپا، سلطه‌جویی خود را بر کشورهای جهانی و به‌ویژه جهان‌سومی آغاز می‌کند و بر همین اساس است که از پذیرش هر قدرت دیگری که بخواهد خود را مطرح کند، خودداری می‌کند و در جهت حفظ و افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی خود گام برمی‌دارد. اگر رأی این نظریه‌پردازان را در خصوص قدرت هژمونیک ایالات متحده بپذیریم، برای دولت هژمونیک آمریکا ضروری است که برای گسترش یک نظام اقتصاد بین‌الملل لیبرالی و همین­طور امنیت سیستم خود، به سلسله‌­ای از اقدامات دست بزند. ایجاد و توسعۀ بازارهای نسبتاً باز، یک ارز تجاری باثبات بین‌المللی و یک نیروی بازدارنده از جملۀ این اقدامات است.[7] باید این نکته را نیز در نظر داشت که اگر هژمون نتواند نمود بیرونی تفوق خود را فراهم آورد، به نظامی «با گرایش درونی به خودویرانگری» تبدیل می‌شود.[8]ویژگی‌های هژمونیویژگی‌های نظام هژمونیک در رابطۀ هژمون با سایر بازیگران بین‌المللی مطرح می‌شود. در میان بحث‌هایی که علمای علم سیاست در مورد این نظام ارائه کرده‌اند، ویژگی‌هایی برای این نظام عنوان شده است که مهم‌ترین این ویژگی‌ها را می‌توان این‌گونه برشمرد:الف) رابطۀ دو­سویه با قدرت نرم و قدرت سختتوانمندی‌های هژمون بـه لحـاظ نظـامی آن‌قدر زیاد است که هیچ دولت دیگری نمی‌تواند جنگی تمام‌عیار علیه آن راه بیندازد. هم­چنین، هژمون در نظام بین‌الملل برتری اقتصادی خاصی می‌یابد و در حوزۀ منابع مادی، قدرت برجسته‌ای دارد.[9]ب) جاه‌طلبیهژمون به دنبال جاه‌طلبی در نظام بین‌الملل است. هژمون بر مبنای منافع دست به اقدام می­زند تا منافع اقتصادی، ایدئولوژیک و امنیتی خود را تضمین کند. هرچند عده‌ای اعتقاد دارند که هژمون به دنبال منافع عمومی است، اما باید توجه داشت که در این نظام، منـافع عمـومی به‌گونه‌ای تعریف شده است که در تضاد با منافع و نظم مورد پسند هژمون نباشد.ج) قدرت بلارقیببرخی هژمونی را نوعی از قطب‌بندی در نظام سیاسی تصور می‌کنند. بر اساس استدلال آن‌ها، به خـاطر مزیت زیاد هژمون در قدرت نظامی و اقتصادی در مقایسه با دیگران، هژمون تنها قدرت بزرگ در نظام بین‌الملل و به نوعی تک­‌قطب محسوب می‌شود. البته این ویژگی مورد پذیرش همۀ علمای علم سیاست نیست.[10]د) ارادۀ هژمونهژمونی با اراده و توانایی اعمال در ارتباط است. هژمـون، به‌صورت هدفمنـد، از قدرت عظیم خود برای تحمیل نظم مورد پسندش در سطح نظام بین‌الملل استفاده می‌کند. درواقع، لازم است تا هژمون علاوه بر قدرت، ارادۀ اعمال آن را نیز داشته باشد.[11]ه) هژمونی و تغییر ساختار بین‌المللهژمونی اساساً بحثی دربارۀ تغییر ساختار نظام بین‌الملل است؛ چرا که اگر قـدرتی بـه مرتبه و جایگاه هژمونی دست پیدا کند، درسـت در همـان لحظـه، نظـام بین‌الملل از حالـت آنارشی و بی‌نظمی مطلق، خارج می‌­شود و به نظام سلسله مراتبی تبدیل می­‌گردد.[12]هژمونی پس از جنگ سرد دیدگاه‌های مختلفی در این موضوع وجود دارد که آیا ایالات متحدۀ آمریکا بعد از پایان جنگ سرد به عنوان هژمون مطرح است یا نه. علمای سیاسی آمریکایی بزرگی همچون جان میرشایمر و جوزف نای استدلال کرده‌اند که نمی‌توان ایالات متحدۀ آمریکا را به‌درستی یک هژمون نامید؛ چرا که این دولت »منابع مالی« و نظامی لازم را برای تحمیل یک هژمونی رسمی و متناسب جهانی دارا نیست.[13] از سوی دیگر افرادی هم­چون آنا کورنلیا بیر، در کتاب خود با موضوع مبارزه با تروریسم ادعا می‌کند که حکومت غالب جهانی، ثمرۀ رهبری آمریکا است و از آن به عنوان حکومتی سلطه‌گر نام می‌برد.[14] سیاستمدار سوسیالیست فرانسوی، «هوبرت ودرین» در سال 1999 ایالات متحده را به عنوان یک «ابرقدرت هژمونیک» توصیف می‌کند؛ چرا که اعتقاد دارد که آمریکا اقدامات نظامی یک‌جانبه‌ای را در سراسر جهان رهبری می‌کند.[15]استراتژیست آمریکایی، ادوارد لاتوک، در کتاب خود با عنوان «استراتژی امپراتوری روم» سه مرحله را برای یک امپراتوری به تصویر می‌کشد.[16] مرحلۀ اول با هژمونی شروع می‌شود و در مرحلۀ دوم گام در امپریالیسم می‌گذارد. در نظر لاتوک، تحول و تغییر عنصری کشنده به حساب می‌آید که درنهایت به مرگ و سقوط امپراتوری می‌انجامد. درواقع، او درصدد القای این مفهوم به کاخ سفید است که لازم است تا سیاست‌های امپریالیستی از سوی ایالات متحده بدون وقفه ادامه یابد و از هرگونه تغییری که شامل حرکت به سوی امپراتوری باشد، پرهیز شود. در غیر این صورت هژمونی ایالات متحده، سرنوشتی بهتر از امپراتوری روم نخواهد داشت.هژمونی پولیهژمونی در سطح‌های مختلفی همچون سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی بررسی می‌شود. در این­جا قصد داریم به هژمونی پولی بپردازیم. در واقع هژمونی پولی یک «پدیدۀ اقتصادی و سیاسی به حساب می‌آید که در آن یک دولت واحد، بر عملکرد سیستم پولی بین‌المللی، تأثیر به‌­سزایی می‌گذارد».[17] هژمونی پولی یکی از ارکان اصلی برای شکل‌گیری و تداوم هژمونی به حساب می‌آید. توابع تحت تأثیر هژمونی پولی که از آن به «امپراتوری نرم»[18] هم یاد می‌شود، در چند مؤلفۀ اصلی قابل بررسی است.الف) دسترسی به اعتبارات بین‌المللیب) بازار ارز خارجیج) مدیریت و ایجاد توازن در مشکلات پرداختی که طی آن، هژمون تحت هیچ محدودیتی در توازن پرداخت قرار نمی‌گیرد.د) قدرت مستقیم و مطلق برای ایجاد و به اجرا درآوردن حسابی واحد که در آن، محاسبات اقتصادی بر پایۀ اقتصاد جهانی صورت می‌پذیرد.[19]هژمونی پولی و دلار آمریکااصطلاح هژمونی پولی، برای نخستین بار در کتاب «ابر امپریالیسم» مایکل هادسون که در سال 1972 انتشار یافت، استفاده شد.[20] هژمونی پولی نه‌تنها بیان‌گر رابطۀ نامتقارن دلار آمریکا با اقتصاد جهانی است، بلکه به تشریح سازمان‌هایی که این پیکرۀ هژمونیک را حمایت می‌کنند، می‌پردازد. در میان این سازمان‌ها، نام صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بیش از همه به چشم می‌خورد.  از طریق هژمونی پولی است که دلار آمریکا این توانایی را می‌یابد تا بر جریان اقتصاد جهانی تأثیر گذارد و ارز کلیدی برای مبادلۀ بین‌المللی، واحد حساب (به عنوان مثال، به منظور قیمت‌گذاری نفت) و واحد ذخیره‌سازی (به عنوان مثال برای اوراق قرضه) به حساب آید. با وجود استدلال مخالفان، این هژمونی پولی همراه با دلار، می‌تواند نظام هژمونیک را تا مدتی که در جریان است، حفظ کند.[21]هژمونی پولی آمریکا بر اقتصاد جهان با پایان جنگ جهانی دوم، تنها کشوری که علی‌رغم نقش تأثیرگذار بر جریان جنگ جهانی دوم، از شعله‌های ویرانگر درگیری دور ماند، ایالات متحدۀ آمریکا بود. در حالی که رقبای سیاسی و اقتصادی اروپایی، در حال دست‌وپنجه نرم کردن با پیامدهای جنگ بودند، ایالات متحدۀ آمریکا خیلی زود توانست با توسعۀ اقتصاد، هژمونی پولی خود را بر اقتصاد جهانی غالب کند. آمریکایی که در جنگ جهانی دوم با آرمان­های وابستگی‌های متقابل اقتصادی، مسئولیت‌پذیری و نوع‌دوستی ظهور کرده بود، با چشم‌انداز همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی خود را مطرح کرد. همکاری‌های متقابل اقتصادی در هژمونی پولی آمریکا با روکشی از تساوی و عدم تبعیض برای دولت‌های جهانی مطرح شد؛ به این معنا که تجارت آزاد، از طریق حذف و کاهش موانع تجارت در میان دولت‌ها به توسعۀ مترقیانه آن‌ها کمک می‌کند، اما آنچه برای دولت‌ها بیش از همه‌چیز مورد ابهام واقع شد، کنار زدن موانعی بود «که اقتصادهای بزرگ به‌سختی می‌پذیرفتند تا در این شیوۀ عادلانه و غیرتبعیض‌­آمیز بر طبق آن رفتار کنند».[22]معنای همکاری‌های متقابل جهانی پس از جنگ جهانی دوم تا به امروز تغییرات گسترده‌ای داشته است. کشورهای صاحب صنایع و توسعه‌یافته، به‌ویژه ایالات‌متحده، خیلی سریع توانستند خود را از سایر کشورها جدا کنند و حتی این فرصت را بیابند که استعمار گذشته را با نام «تجارت آزاد» برقرار کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، منافع دولت‌های اروپایی این‌چنین اقتضا می‌کرد که این دولت‌ها، زیرساخت‌های آسیب‌دیدۀ خود را ترمیم کنند و توسعه بخشند، اما با پایان پذیرفتن طرح توسعۀ شتابان اروپا، این بار تنها شعارهایی برای همکاری بدون تبعیض باقی ماند و موانع اقتصاد، سدهای بلندتری شده بودند که کشورهای توسعه‌نیافته نمی‌توانستند با وجود آن­ها خود را به کشورهای سرمایه‌دار نزدیک کنند.[23]منافع نظام تجارت جهانی برای هژمونی آمریکابا شکل‌گیری هژمونی ایالات متحده، منافع آمریکا نمی‌توانست در چنین اقتصاد جهانی که خصیصۀ چندجانبه بودن را داشت، تأمین شود. به عبارتی همکاری‌های چندجانبۀ عدالت­‌محور در انترناسیونالیسم آرمانی، تنها شعاری بود که سایر ملت‌ها را برای پذیرش سلطه‌ای جدید آماده می‌کرد. به‌ویژه ‌این­که برای هژمونی آمریکا لازم بود تا بدون وقفه منافع قدرت هژمونیک خود را فراهم کند تا از سقوط آن جلوگیری کرده باشد.[24]با شکل‌گیری روند توسعۀ ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم، وجود بازاری جهانی برای مازاد محصولات تولیدی، بیش‌ از پیش از سوی سیاست‌مداران آمریکا دنبال شد. چنین نظام اقتصادی می‌توانست مخارج هژمونی آمریکا را رفع و اقتصاد داخلی را تشویق کند. ضمن این­که این نظام قادر بود تا جایگزینی برای سرمایه‌گذاری داخلی ایالات متحده فراهم کند و از سازمان‌دهی مجدد صنایع تولیدی مربوط به شرایط بعد از جنگ جلوگیری به عمل آورد. به این دلایل بود که «ایدۀ صادرات محصولات مازاد اهمیت ویژه‌ای یافت».[25]هژمونی پولی ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم توانست با آرمان همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی، بسیاری از دولت‌ها را به خود جذب کند. حضور کشورهای توسعه‌نیافته در این برنامه، ابزار لازم برای بقای هژمونی آمریکا را فراهم آورد. لذا هژمونی پولی آمریکا، اقتصاد کشورها را که ملاک مهمی در نمایش وابستگی و یا عدم وابستگی ملت‌ها به شمار می‌رود، به‌راحتی در خدمت خود و برای بقای هژمونی خود به کار گرفت.مهدی مظلوم پورپایگاه هادیانتهای متن/

    هژمونی مالی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا
  • معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر

    معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر
    چکیدهیکی از روایات پیچیده در منابع شیعه، روایت ابراهیم‌بن‌عمر از امام صادق دربارۀ اسم مکنون الهی و نسبت آن با اسماء حسناست. محتوای این روایت، جنبه‌های مختلف معنا را برمی‌تابد؛ ازاین‌رو باعث گوناگونی دیدگاه‌ها دربارۀ مدلول این روایت شده است. در این مقاله، دیدگاه‌های مختلف را دربارۀ مفهوم اسم در این روایت می‌آوریم و تصریح می‌کنیم که اسم در اینجا، اسم لفظی نیست، بلکه اسم عینی و حقیقت خارجی است. آنگاه دیدگاه‌های محدثان و فلاسفه را دربارۀ مصادیق اسم ظاهر بررسی می‌کنیم ونتیجه می‌گیریم اسماء ظاهر، سه اسم «الله»، «تبارک» و «تعالی» است. در پایان نیز به ماهیت اسم مکنون یادشده در روایت می‌پردازیم و پس از تحلیل دیدگاه‌های محدثان و فیلسوفان، نتیجه می‌گیریم منظور از اسم مکنون، مقام «احدیت» است که با اسماء ظاهر پوشیده شده.نویسندگان:کاوس روحی برندق: تهران دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی اتاق 109نوروز امینی: دانشگاه تربیت مدرسفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر
  • مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی

    مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی
    چکیدهیکی از رهیافت‌هایی که در معرفت‌شناسی دینی به دفاع از معقولیت باورهای دینی پرداخته است، «معرفت‌شناسی اصلاح‌‌شده» است. در بین معرفت‌شناسانِ اصلاح‌شده دیدگاهِ «ولترستورف» با انتقادات کمتری مواجه است. این نوشتار سعی دارد با بهره‌مندی از روش توصیف و تحلیل، مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف را دربارة معقولیت باورهای دینی نشان دهد. مبانی معرفت‌شناختی ولترستورف از طریق بررسی چالش دلیل‌گرایی قابل تبیین است. وی برای رهایی از تلقی جزمی و ناقص معرفت‌شناسی در عصر روشنگری، مفهوم معقولیت را بسط داده و معرفت‌شناسی وظیفه‌گرایانه و معقولیت موقعیتی را اتخاذ کرده‎ است. به همین جهت از قلمرو معرفت‌شناسی خارج و به حوزة روانشناسی وارد شده است. ولترستورف در باب توجیه، مبناگراییِ توأم با انسجام را پذیرفته است؛ اما به‎دلیل پذیرش انسجام‌گرایی منفی، مبناگرایی تأثیر چندانی در دیدگاه ایجابی او نداشته است. او برای دفاع از معقولیت باورهای دینی جنبه‌های گوناگونی را مورد نظر قرار داده، اما به نوعی کثرت‌گرایی دچار گشته است.نویسندگان:عباس یزدانی: دانشیار گروه فلسفة دین دانشگاه تهرانحکیمه یوسف پور: کارشناسی ارشد فلسفة دین دانشگاه تهراندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی
  • تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی

    تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی
    چکیدهبا توجه به آن که قلب موضوع انسان شناختی علم سلوک است؛ دریافت چیستی آن در شناخت علم سلوک حائز اهمیت است. ارباب سلوک و شهود از یک طرف آن را حقیقت انسانیه می‌خوانند و بر آن حقیقت قلبیه می‌نامند که همان صورت کمالی ممتدی که دارای احدیت جمعی برزخی تقلبی است و جامع حقایق کونیه و قابل تجلیات الهیه است، برای آن احکام، مراتب، وجوه، مقامات و اطوار و لطائف بیان می‌دارند و از دیگر سو آن را لطیفه قلبیه می‌خوانند و در رده لطائف هفت گانه یا هشت گانه حقیقت انسانیه برمی شمارند و آن را به قوۀ شهودی تفصیلی و لطیفۀ تقلبی تعریف می‌کنند و برای آن خصایص و فصول متمایز از دیگر لطائف بیان می‌دارند. بنابراین حقیقت قلبیه به تمام حقیقت انسانیه اشاره دارد و در موضوع علم سلوک اخذ می‌شود و لطیفه قلبیه به یکی از مراتب حقیقت انسانیه اشاره دارد که برخی از منازل سلوک در آن استقرار دارند.نویسنده:علی فضلی: ارزیاب پژوهشگاه معارجفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی
  • مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری

    مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری
    چکیده:  زمینه و هدف: اختلال نوشتاری یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین اختلال‌های دوران کودکی است. در سال‌های اخیر روش‌های مختلفی برای تشخیص این اختلال به وجود آمده‌اند که تشخیص از روی عناصر مختلف نقاشی یکی از این روش‌ها به شمار می‌رود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری است.روش: طرح پژوهش حاضر علّی- مقایسه‌ای است. 50 دانش‌آموز دختر با اختلال نوشتاری و 50 نفر بدون اختلال نوشتاری به روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. معیار ورود دانش‌آموزان به مطالعه بر اساس آزمون‌های هوش ریون، آزمون تشخیصی املا فلاح چای، و آزمون آدمک صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از مجذور خی دو و تی مستقل نشان داد که بین عناصر نقاشی کودکان با و بدون اختلال نوشتاری تفاوت معنادار وجود دارد (p>0/05). آدمک کودکان با اختلال نوشتاری نسبت به گروه دیگر، ساده‌تر، کوچک‌تر و با جزئیات کمتر ترسیم‌شده بود و همچنین عدم رعایت تناسب، تقارن، حذف اجزای بدن آدمک و کیفیت کلیِ ضعیف، بسیار مشهود بود.نتیجه‌گیری: وجود تفاوت میان سطوح عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری، بدین معنی است که عناصری در ترسیم آدمک وجود دارند که می‌توان به‌واسطه آن‌ها به تشخیص کودکان با این اختلال نزدیک شد.نویسندگان:مرضیه زینی ، محمد بلوچی انارکیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری
  • خداشناسی اکهارت

    خداشناسی اکهارت
    چکیده«مایستر اکهارت» از عرفایی است که سنت مسیحی در قرون وسطی اندیشه وی را برنتافت و خداشناسی وی را بدعت‎آمیز دانست. مهم‎ترین مسائلی که خداشناسی اکهارت را از سلف مسیحی‎اش متفاوت می‎سازد عبارتند از: طرح دو وجهی خدا/الوهیت که یکی برابر با وجود و دیگری برتر و فراتر از آن است، باور به عدم ادراک الوهیت توسط بشر و توسل به کلام سلبی برای سخن گفتن از او، ارائه تقریری جدید از اصل تثلیث و باور به وحدت الوهیتِ برتر از تثلیث و ...‌. کلیسای کاتولیک، اکهارت را بدعت‎گذار و نافی تثلیث دانست و او در دفاعیه‌ای به یکایک اتهاماتش پاسخ گفت. به‎دلیل گرایش باطنی و عرفانی اکهارت، تفکر وی بیش از آنکه به خدای سه‎گانه و قابل ادراک مسیحی نزدیک باشد، متأثر از کلام سلبی مورد توجه دیونیسیوس و تفکرنوافلاطونی است و بدون نفی تثلیث، ضمن پذیرش ماهیت و کارکرد هریک از اشخاص تثلیث و ذکر آن در موعظاتش، وحدت را برترین ویژگی «الوهیت فراتر از وجود و عدم» می‎خواند و الوهیت بی‎نام و نشان را در رأس تثلیث قرار می‎دهد. الوهیتی که شناخت آن ناممکن و تنها راه سخن گفتن از آن الهیات سلبی است.نویسنده:فاطمه کیائی:  استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور تهران.دو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    خداشناسی اکهارت
  • غرب و فاجعه‌ای به نام دفاع حقوق بشر

    رهبر انقلاب در دیدار رئیس‌جمهور فنلاند به چند نکته‌ی بسیار مهم اشاره کردند که در زیر ضمن تلاش برای برشمردن آن‌ها، به یکی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره خواهیم کرد. ایشان در دیدار با آقای سائولی نینیستوو با اشاره به پدیده‌ی تروریسم به‌عنوان یکی از مصائب دردناک جامعه‌ی بشری، کشتارهای دسته‌جمعی همچون کشتار مردم یمن را بدترین نوع تروریسم خواندند و تأکید کردند: مقابله با تروریسم نیازمند اراده‌ی جدی همه‌ی کسانی است که در قدرت‌های بین‌المللی نفوذ دارند و عقلای جهان و دولت‌ها و قدرتمندان باشرف دنیا باید برای علاج این پدیده، فکر و اقدام کنند. در این اشاره‌ی رهبر انقلاب چند نکته نهفته است که در این یادداشت تلاش می‌شود به آن‌ها اشاره شود. 1. عربستان سعودی مرتکب جنوساید یا نسل‌کشی شده است: رهبر انقلاب بدون هیچ تعارفی، وقایع مربوط به یمن را ذیل نسل‌کشی قرار دادند و با اشاره به عنوان «کشتارهای دسته‌جمعی» صراحتاً بیان داشتند که آنچه در یمن اتفاق می‌افتد، «نسل‌کشی» یا «جنوساید» است. جنوساید چیست؟ نسل‌کشی هرگونه اقدام و مبادرت به نابودی و حذف فیزیکی بخش یا کلیت گروهی نژادی، قومی، ملی، مذهبییا ایدئولوژیکیاست. زمانی که تعبیرهای جزئی در مورد نسل‌کشی تغییر می‌کرد، نخستین تعریف قانونی این کردار در بیانیه‌ی سازمان ملل متحددر سال 1948 و پیرامون «جلوگیری و مجازات جرم نسل‌کشی» شکل گرفت.بند دوم این بیانیه تصریح می‌کرد که هرگونه اقدام به نابودی کل یک گروه نژادی، ملی، مذهبی مانند کشتار دسته‌جمعی یک گروه خاص، ایجاد لطمات روانی و جسمانی بر یک گروه خاص، ضربه زدن تعمدی به افراد یک گروه خاص، تحمیل معیارهایی برای جلوگیری از تولد فرزندان آن‌ها، جابه‌جایی اجباری فرزندان گروه‌ها، طرح‌ریزی برای آسیب رساندن به گروهی خاص و غیره، همه از مصداق‌های بارز نسل‌کشی هستند. در قضیه‌ی یمن آنچه روی می‌دهد، از بین بردن گروهی و دسته‌جمعی عده‌ای از مردم یک کشور توسط کشوری دیگر با بهانه‌ی بازگرداندن مشروعیت است. عربستان بدون رعایت اصول حقوق بشردوستانه مثل اصل تناسب، تمایز، محدودیت و غیره، دست به ارتکاب جنایات بین‌المللی زده و می‌زند. برای نمونه، عربستان به یک مراسم عزاداری حمله می‌کند و بیش از هزار نفر، از جمله تعداد زیادی زن و کودک را می‌کشد یا زخمی می‌کند. 2. رهبر انقلاب تصریحاً به کور و لال بودن مکانیسم حقوقی ملل متحد اشاره می‌کنند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از همین زاویه، مواضع دبیرکل کنونی سازمان مللرا مورد انتقاد قرار دادند و افزودند: دبیرکل سازمان ملل به‌صراحت اعلام کرد که به‌دلیل وابسته بودن این سازمان به پول دولت سعودی، امکان محکوم کردن کشتار کودکان یمنی وجود ندارد که این نشان‌دهنده‌ی وضع اخلاقی اسف‌بار سیاست‌مداران بین‌المللی است و امیدواریم دبیرکل بعدی سازمان ملل بتواند از استقلال این جایگاه حفاظت کند. در این جمله نیز نکاتی نهفته است که نشان‌دهنده‌ی از بین رفتن روح عدالت موجود در مکانیسم حقوق بشر ملل متحد است. همین امسال بود که بان‌کی‌مون، دبیرکل فعلی ملل متحد، در واکنش به تهدید عربستان برای خارج کردن سرمایه‌هایش از طرح‌های مالی سازمان ملل، نام عربستان را از لیست سیاه کشورهای ناقض حقوق کودکان خارج کرد و جملاتی را بیان کرد که با روح منشور ملل متحد در تناقض صریح بود.بان‌کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل، در خردادماه امسال روبه‌روی چشم مسلح اصحاب رسانه، عنوان داشت تصمیم سازمان ملل مبنی بر درج نام ائتلاف سعودی در فهرست سیاه، که به‌دلیل کشتار کودکان اتخاذ شد، به این امر انجامید که برخی از کشورها تهدید کردند حمایت مالی خود را از بسیاری از برنامه‌های سازمان قطع می‌کنند. وی گفت که تصمیمش برای برداشتن موقت نام ائتلاف از فهرست سیاه، از دردناک‌ترین و دشوارترین تصمیماتی بوده که اتخاذ کرده است. این موضوع به‌قدری برای سازمان ملل فاجعه‌آمیز بود که پس از برداشتن نام کشورهای ائتلاف عربی از این فهرست، دیده‌بان حقوق بشر، بان‌کی‌مون (دبیرکل سازمان ملل) را به تسلیم شدن در برابر فشارهای عربستان متهم کرد. عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد پس از اینکه سازمان ملل به‌طور شرم‌آوری تسلیم فشار حذف ائتلاف نظامی تحت فرمان عربستان سعودی از فهرست «کشورها و گروه‌های مسلح ناقض حقوق کودکان در جنگ» شد، اعتبار این سازمان در خطر قرار دارد.[1] در تاریخ سازمان ملل متحد، چنین باج‌دهی و باج‌خواهی‌ای، آن‌هم بعد از سروصدای رسانه‌ای، کم‌سابقه و شاید حتی بتوان گفت بی‌سابقه بوده است. این همان موضوعی بود که رهبر انقلاب صراحتاً به آن اشاره کردند و اظهار امیدواری کردند که دبیرکل بعدی این سازمان از چنین فقر و ناتوانی‌ای در استحکام بیان در مسئله‌ای که اساساً سازمان متبوعش به‌خاطر آن به وجود آمده است، یعنی حفظ کرامت انسانی، بری باشد. 3. غرب و فاجعه‌ای به نام دفاع از حقوق بشر: نه‌تنها سازمان ملل، بلکه تمام کشورهای غربی نیز بایستی در مسئله‌ی یمن پاسخ‌گو باشند. کشورهایی که با کوچک‌ترین مسئله‌ی حقوق بشری، بلندترین نداها از آن‌ها بلند می‌شود، بایستی درخصوص مسئله‌ی یمن پاسخ‌گو باشند. اینکه چه دلیلی سبب می‌شود تا غربی‌ها در مسئله‌ی یمن سکوت کنند، موضوعی است که تلویحاً در سخنان رهبر انقلاب خودنمایی می‌کند. همان ابتدای جنگ بود که یان ون آکن، معاون گروه پارلمانی حزب چپ آلمان، در واکنش به گزارش‌هایی درخصوص کمک آلمان به عربستان و ارسال سلاح به جنگجویان، این اقدام آلمان را غیرمسئولانه قلمداد و تأکید کرد: صدور اسلحه به عربستان اشتباه است، اما ارسال اسلحه به منطقه‌ای که هم‌اکنون صحنه‌ی جنگ است، اقدامی غیرمسئولانه است. اما این اقدام همچنان ادامه پیدا کرد. پیرو همین حمایت‌های مادی و معنوی است که رئیس‌جمهور فرانسه بدون توجه به وقایعی که در یمن در حال رخ دادن است، به عربستان سفر کرده و با این کشور قراردادهای مالی امضا می‌کند. روزنامه‌ی «اکونومیست» انگلیس در گزارشی، جنگ در یمن را «سودآور» توصیف کرده و به نقل از سازمان «کمپین ضد تجارت اسلحه» نوشته است عربستان سعودی 2.8 میلیارد پوند برای خرید تسلیحات انگلیسی هزینه کرده است. به‌گونه‌ای که این کشور بزرگ‌ترین بازار تسلیحات انگلیسی در جهان شده است.«اکونومویست» نوشت آمریکا تسلیحاتی بیشتر از این مبلغ به عربستان سعودی در چارچوب عملیات نظامی در یمن فروخته است. باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، در آوریل ممنوعیت فروش بمب‌های خوشه‌ای را صادر کرد، ولی کنگره درباره‌ی این تصمیم تجدیدنظر کرد. این روزنامه در ادامه نوشت: انگلیس، ایالات‌متحده و فرانسه به عربستان سعودی با فروش صدها جنگنده و تجهیز تسلیحاتی آن کمک می‌کنند. شرکت‌های تسلیحاتی کشورهای غربی نیز داده‌های اطلاعاتی، پشتیبانی‌های لجستیکی و خدمات سوخت‌رسانی هوایی «برای انجام پروازهای هوایی بسیار بیشتر از آنچه روسیه برای انجام آن بسیج می‌شود»، ارائه می‌دهند.[2] 4. ضرورت جایگزینی حقوق بشر به‌جای منافع مادی: یکی دیگر از نکاتی که می‌توان به آن اشاره کرد، قسمتی از بیانات رهبر انقلاب است که در دیدار رئیس‌جمهور فنلاند بدان پرداختند. آنجا که اشاره کردند سخنان و اقدامات آمریکا و برخی دولت‌های دیگر را در مبارزه با تروریسم جدی نمی‌دانند و افزودند: این دولت‌ها همه‌ی مسائل را براساس منافع خود محاسبه می‌کنند و به فکر ریشه‌کن کردن بیماری تروریسم، چه در عراق و چه در سوریه، نیستند. یکی از مصادیقی که به‌خوبی می‌توان از آن به‌عنوان نگاه منفعت‌محورانه‌ی غرب در مسئله‌ی حقوق بشر نام برد، موضوع نگاه تبعیض‌آمیز این کشورها و سازمان‌های متبوعشان به ایران است. هم ازاین‌رو، این پروژه با انتصاب غیرقانونی (illegal appointment) و پی‌درپی گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای (به‌اصطلاح) بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران کلید زده شده و ادامه پیدا کرده است. انتصاب احمد شهید (وزیر امور خارجه‌ی سابق مالدیو) در راستای سناریوهای تحدید و تهدید ایران در سطح بین‌المللی صورت گرفته است و پروژه‌ای که به وی واگذار شده بود، «بدنامی ایران» در سطح بین‌المللی بود. وی ظاهراً مأموریت داشت به ایران سفر کند و در مورد وضعیتحقوق بشر، زندانیان سیاسی و دیگر زندانیان، تحقیق و بررسی کند. اما بدون سفر به ایران، وی تاکنون چندین گزارش درخصوص آنچه خود «وضعیت حقوق بشر در ایران» نامیده، منتشر کرده است. گزارش‌های پی‌درپی گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد درخصوص وضعیت حقوق بشر در ایران، که براساس سازوکارهای خاص تدوین و ارائه شده، یکی از همین ابزارهایی است که در این خصوص مورد استفاده‌ی ابزاری دستگاه رسانه‌ای غرب قرار می‌گیرد. همان‌طور که باراک اوباما اظهار داشته، مسئله‌ی حقوق بشر ایران، مسئله‌ای است که از آن برای تحت فشار قرار دادن این کشور استفاده خواهد شد. این پروژه از چند حیث حائز اهمیت است. یکی از جنبه‌ی پتانسیلی که برای بسیج ناآرامی‌های سیاسی در داخل کشور دارد. دیگری از جنبه‌ی تأثیرگذاری بر موفقیت‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی در الگوسازی برای جهان اسلام (که در صورت متهم شدن به‌عنوان ناقض حقوق بشر، کشوری «شرمسار» نمایش داده شود تا کشوری الگو) و... هم ازاین‌روست که جانشین وی را از میان کسانی انتخاب کرده‌اند که در زمینه‌ی حقوق زنان کار کرده است. از هم‌اینک پیش‌بینی می‌شود که چه سناریوهایی برای ایران در سر می‌پرورانند و به‌دنبال عملی کردن چه نیاتی درخصوص ایران خواهند بود. این در حالی است که کارنامه‌ی مردم‌سالاری ایران بسیار روشن و شفاف است و غرب نیز به‌خوبی می‌داند وضعیت حقوق بشر ایران و مردم‌سالاری ایران تا چه‌اندازه پیشرفته است. کشوری که به‌طور میانگین هر یک سال یک بار در آن یک انتخابات برگزار می‌شود، قاعدتاً نبایستی به‌عنوان یک مورد ویژه‌ی حقوق بشری مورد مطالعه و گزارش قرار گیرد. اما چه‌چیزی سبب می‌شود که نظام بین‌الملل غربی نسبت‌به ایران این ادعا را داشته باشد و نسبت‌به عربستان به‌عنوان کشوری که حداقل در دو سال اخیر مرتکب جنایت جنگی بسیار و نسل‌کشی یا جنوساید شده است، چشم می‌بندد و چونان برخورد می‌کند که گویی ماجرا را از اساس ندیده است؟ این موضوع را با چیزی به غیر از منافع نمی‌توان عجین دانست. طبیعی است که بسیاری از منافع شرکت‌های اسلحه‌سازی غرب در فروش سلاح است. این شرکت‌ها هستند که مدیریت امور سیاسی در کشورهای غربی و آمریکا را تعیین می‌کنند. این شرکت‌های بزرگ ساخت سلاح هستند که تعیین می‌کنند دلتمردان غرب به‌سمت کدام کشورها بروند و از کدام کشورها فاصله بگیرند. هم ازاین‌رو است که عربستان سعودی یکی از قوی‌ترین متحدان آلمان، انگلیس و فرانسه است و این کشورها هرازگاهی علیه ایران یک پیش‌نویس در «محکومیت وضع حقوق بشر» تهیه و تقدیم سازمان ملل می‌کنند و با استفاده از قدرت همین شرکت‌های پشت‌پرده رأی کشورهای ذره‌ای و مینیاتوری سازمان ملل را می‌خرند و نهایتاً یک بیانیه یا قطعنامه علیه ایران در سازمان ملل تصویب می‌کنند و به‌این‌ترتیب ایران ناقض حقوق بشر می‌شود و عربستان حامی حقوق بشر. چون بسیاری از منابع مالی سازمان ملل و سازمان‌های ریزودرشت آن وابسته به دلارهای نفتی شاهزاده‌های این کشور است. نتیجه‌گیری رهبر انقلاب در دیدار با رئیس‌جمهور فنلاند به‌عنوان یکی از کشورهای سه‌گانه‌ی اسکاندیناوی، که ادعای فراوانی در مسئله‌ی پیگیری حقوق بشر در مکانیسم سازمان ملل متحد دارند، انتقاداتی را به پیگیری منافع مادی به‌جای حقوق بشر توسط کشورهای غربی مطرح کردند. همچنین در این دیدار، ایشان به ارتکاب کشتار دسته‌جمعی توسط عربستان سعودی اشاره کردند که در یادداشت فوق نکاتی درخصوص آن بیان شد. سر آخر آنکه آنچه غرب و حقوق بشر ادعایی آن از آن رنج می‌برد، مسئله‌ی گزینشی برخورد کردن با موضوعات است. مادامی که غرب رفتار گزینشی خود را سرلوحه قرار دهد، نه‌تنها چیزی به نام دفاع از حقوق بشر بی‌معنی است، بلکه دستاویز کشورهای غیرقبیله‌ای مثل عربستان برای تمسخر آن نیز خواهد شد. پی نوشت ها: [1]. http://www.isna.ir/news/95031712103[2]. http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1961714/پایگاه برهانانتهای متن/

    غرب و فاجعه‌ای به نام دفاع حقوق بشر
  • بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس

    بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس
    چکیدهاز گذشته تاحال، دیدگاه‌های گوناگونی دربارۀ‌ بعد عرفانی ابن‌سینا وجود داشته است. برخی او را فقط فیلسوف مشایی می‌دانند؛بدون هیچ گرایش عرفانی در اندیشه و منش. برخی پا را فراتر می‌گذارند و او را فردی لذت‌گرا و درپِی مقام می‌دانند که بویی از عرفان نبرده است؛ اما برخی مانند عین‌القضات همدانی معتقدند او مقام عرفانی والایی دارد. در این مقاله با بررسی شواهد و نقد دیدگاه‌های رقیب، از دیدگاه میانه‌ای جانب‌داری می‌کنیم:اگرچه ابن‌سینا به‌معنای مصطلح، عارف و صوفی نبوده، در اندیشه و منش،گرایش‌های عمیق عرفانی داشته است. او وحدت وجود را نفی می‌کرده؛ اما ذات فلسفه و عرفان را ناسازگارنمی‌دانسته، اهل مناجات و راز و نیاز بوده، قوۀ حدس قوی داشته، آثار عرفانی ارزشمندی پدید آورده، امکان کشف و کرامات عارفان را با مبانی فلسفی خویش به‌خوبی تبیین کرده و گام‌های مؤثری در آشتی دادن فلسفه و عرفان برداشته است.نویسنده:علی شیروانی: ارزیاب پژوهشگاه معارج  فصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس
  • پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری

    پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری
    چکیده:   زمینه و هدف: تولد کودک با تأخیرتحولی می‌تواند به همراه خود، مشکلات جدید و مضاعفی را برای والدین این کودکان به دنبال داشته باشد، اغلب برای چنین والدینی مخصوصاً مادران تنش، تجربیات و پاسخ‌های هیجانی از قبیل افسردگی، اضطراب و آشفتگی‌های روانی دیگر رخ می‌دهد، که این ها ارتباط مستقیمی با مسائل کود‌ک دارند. پژوهش حاضر به‌منظور پیش‌بینی تنش والدینی و آشفتگی‌روان‌شناختی مادران بر اساس مشکلات‌رفتاری و کارکردهای‌انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای‌تحولی انجام شد.روش‌: طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی است. داده ­های پژوهش با روش مدل‌یابی معادلات‌ ساختاری با استفاده از نرم‌افزار لیزرل تحلیل شده است..جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 11-6 ساله با تأخیرهای‌تحولی شامل کودکان مبتلا به اوتیسم مراجعه‌کننده به مراکزآموزشی و توان‌بخشی و دانش‌آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 را شامل می‌شد. در این پژوهش از روش نمونه­ گیری در دسترس استفاده شد. پس از توضیح اهداف پژوهش برای مادران و جلب رضایت آگاهانه از آنها، مقیاس‌های ‌‌رفتار غیرعادی کودکان‌(1986)، فرم کوتاه شده آزمون علایم روانی‌(1973)‌، ‌‌مقیاس‌‌کارکرد‌انطباقی‌واینلند(1984)،‌ شاخص تنیدگی والدینی(1967) توسط مادران تکمیل شد.یافته‌ها: داده‌های پژوهش به وسیله روش آماری مدل‌یابی ساختاری از طریق نرم‌افزار لیزرل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده‌ها نشان داد که بین مؤلفه‌های مشکلات‌رفتاری کودکان با تأخیرهای‌تحولی (با اوتیسم و بدون اوتیسم) با آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش‌والدینی مادران آن ها رابطه مثبت وجود دارد ولی بین مؤلفه‌های کارکردهای‌انطباقی این کودکان با آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش والدینی مادران رابطه منفی وجود دارد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدل‌یابی‌ ساختاری می‌توان استنباط کرد که کارکردهای‌انطباقی و مشکلات‌رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی در قالب روابط‌ساختاری تغییرات آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش‌والدینی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کنند. به عنوان مثال متغیر خودتحریکی با ضریب بتای (0/24) و t محاسبه‌شده(3/72) قادر است 24% از تغییرات آشفتگی‌روان‌شناختی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کنند و این متغیر با ضریب بتای(42/ 0و t محاسبه‌شده (5/46) قادر است 42% از تغییرات استرس والدینی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کند.نویسندگان:سمیه شکری ، زینب خانجانی ، تورج هاشمیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری
  • رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی

    رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی
    چکیدهابوالثناء شهاب‌الدین محمود آلوسی بغدادی از مفسران سدۀ سیزدهم هجری و وابسته به طریقت نقشبندیه و مؤلف تفسیر روح المعانی است. یکی از جنبه‎های مهم این تفسیر، رویکرد مفسر نسبت به سنت تفسیر عرفانی است. آلوسی از گرایش‎های عرفانی استقبال کرده و در مواضعی بر اساس تخصص و دانش، روحیات و ذوقیات و احوال بیرونی و نیازهای مخاطبان، به بازتاب  آراء مفسران منتسب به عرفان نظری و عرفان سیر و سلوکی اقدام نموده است. دربرابر جریان و سنت تفسیر عرفانی، مواجهه آلوسی با آراء تفسیری عارفان گزینشی است. بر این اساس، کوشش برای توافق بین شریعت و عرفان و برمبنای آموزه‎های طریقت نقشبندیه روح حاکم بر این نگرش را در سنت تفسیر عرفانی تشکیل می‎دهد. افزون براین، نباید از مواجهة انتقادی و محققانة وی با برخی آرای دیگر تفسیر عرفانی در روح المعانی، همچون مواجهه با نظریة وحدت وجود ابن عربی  غفلت ورزید. این نوع رویارویی‎ها که در جای خود از استقلال و قوت اجتهادی وی در تفسیر به معنای اعم و تفسیر عرفانی به معنای اخص آن حکایت می‎کند، تنها در پرتو رویکرد ویژة او و با عنایت به مؤلفة دانش و تخصص آلوسی قابل تبیین و تشخیص است.نویسنده:محسن قاسم پور: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه کاشاندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی
  • فنر نرخ ارز باز هم در می رود؟

    سال 1389، مجلس در حال تصویب بخشی از برنامه پنجم توسعه درباره نرخ ارز است. مجلس نهم در فصل ارز برنامه پنجم تصویب می کند که نظام ارزی کشور شناور مدیریت شده است و نرخ ارز با توجه به «حفظ دامنه رقابت پذیری در تجارت خارجی» و با «ملاحظه تورم داخلی و جهانی» و همچنین شرایط اقتصاد کلان از جمله تعیین حد مطلوبی از ذخایر خارجی تعیین خواهد شد. )1(بر این اساس دولت و بانک مرکزی موظف است که در مدیریت شناور نرخ ارز تفاوت نرخ ارز داخلی و خارجی و مخصوصا رقابت پذیری اقتصاد در تجارت خارجی را در نظر بگیرد. توضیح این که نرخ ارز واقعی یک رکن تعیین کننده قدرت کشور در صادرات و ابزار مناسب کنترل واردات و قاچاق است. به این صورت که هرچه نرخ ارز بالاتر (یعنی دلار گرانتر) باشد قیمت تمام شده کالا های وارداتی در کشور افزایش یافته و مزیت واردات از بین می رود. لذا واردات کاهش می یابد. از سوی دیگر نرخ ارز بالاتر کمک بسیار زیادی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان می کند. چرا که قیمت تمام شده کالا ها به دلار کاهش یافته و مزیت صادراتی ایجاد می شود. به بیان دیگر قیمت یک کالای ایرانی به دلار بسیار کمتر از قیمت کالای مثلا ترکیه ای به دلار تمام می شود. این یعنی مشتریان تمایل بیشتری به خرید کالای ایرانی دارند تا ترکیه ای.بند هایی که بر کاغذ ماندبرنامه پنجم تصویب و اجرای آن از ابتدای سال 90 شروع می شود اما هنوز جوهر برنامه پنجم خشک نشده که دولت دست به سرکوب شدید نرخ ارز می زند. در واقع دولت بدون در نظر گرفتن آنچه که در برنامه پنجم توسعه به عنوان سند بالادستی عملیاتی اقتصاد کشور تصویب شده بود اقدام به تثبیت نرخ ارز بدون توجه به نرخ تورم داخلی و خارجی کرد. صادرکنندگان، کارشناسان و دلسوزان هشدار می دادند؛ در حالی که کشور تورم های دورقمی را تجربه می کند تثبیت نرخ دلار در سطح حدود 1000 تومان به شدت صادرات را سرکوب و به واردات گسترده دامن می زند. علاوه بر آن سرکوب نرخ ارز بدون توجه به واقعیت های اقتصادی می تواند زمینه را برای جهش ناگهانی نرخ ارز فراهم آورد.نرخ ارز این روز ها 3600 تومان است یعنی فنر نرخ ارز حداقل به اندازه 2000 تومان فشرده شده است و باید منتظر انفجاری دیگر باشیماما دولت چندان نگران نبود. هشدار ها نادیده گرفته می شد. دلار های سرشار ارزی این توهم را ایجاد کرده است که بازار ارز در دست دولت و بانک مرکزی است و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ واردات گسترده از طریق دلار های نفتی پاسخ داده می شود و رونق حبابی اقتصاد، کاهش صادرات و ضعف تولیدات داخلی را پوشانده است. به نظر می رسید دولت تلاش دارد با تثبیت نرخ ارز از تورم وارداتی ناشی از رشد نرخ ارز جلوگیری کرده و در آن روز های سخت اقتصاد، که تورم، تحریم و بیم رکود اقتصاد را تهدید می کرد، خود را مسلط بر شرایط نشان دهد.فنر نرخ ارز، ناگهان، در بدترین شرایط اقتصادی در می روداما نه آن حباب پایدار ماند و نه آن توهم. نیمه دوم سال 90 شروع شده است که ناگهان نرخ ارز جهش پیدا می کند. دولت غافلگیر شده و توانایی مدیریت شرایط را ندارد. جهش ناگهانی نرخ ارز بسیار بیشتر از افزایش تدریجی آن همراه با اختلاف تورم داخلی و خارجی هزینه دارد. شرایطِ روانیِ جهشِ حدودا 100 درصدی نرخ ارز زمینه را برای اخلال در بازار ها، گرانفروشی و از همه مهمتر، تخریب برنامه های اقتصادی بنگاه ها و نااطمینانی از بازار ها فراهم کرده است. همین اتفاق در سال 91 هم تکرار می شود و اقتصاد کشور دچار آسیب های جدی می شود. تحریم ها هم تشدید شده و اثر خود را در بازار ارز می گذارد. توانایی مدیریت بازار از دست دولت خارج و همه چیز برای فروغلتیدن اقتصاد در رکود فراهم شده است. اگر دولتمردان دولت دهم، به آن بند قانونی صریح و مفید عمل می کردند در این روز های سخت شرایط بهتری داشتند. آن روز ها که اقتصاد درگیر تحریم، کاهش فروش نفت و فضای روانی منفی است، دولت از محل فنر فشرده شده نرخ ارز هم ضربه می خورد. ضربه ای که اگر وجود نداشت شاید مدیریت آن سال های اقتصاد بهتر از آنچه شد صورت می پذیرفت اما دولت ضربه تصمیم های غلط سال های پیش خود در تثبیت مصنوعی نرخ ارز را در بدترین شرایط اقتصادی خورد و شد آنچه شد.تکرار اشتباه؛ دولت یازدهم جا پای دولت دهم می گذارددولت یازدهم در حالی بر سر کار می آید که فنر نرخ ارز انرژی خود را تخلیه کرده و در حالت طبیعی است. حتی شوک های ناشی از جهش شدید نرخ ارز در سال های 90 و 91 هم تخلیه شده و متغیر ها در سطح حقیقی و طبیعی خود قرار دارند. نرخ ارز حدود 3300 تومان است. دولت یازدهم کنترل تورم را در دستور کار قرار می دهد. همزمان سیاست تثبیت نرخ ارز را نیز در دستور کار قرار می دهد. به نظر می رسد دولت یازدهم مثل دولت دهم از ایجاد تورم وارداتی از محل نرخ ارز هراس دارد. بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم و تا یک سال بعد (مرداد 93) نرخ ارز حتی کاهش هم می یابد و به 3 هزار تومان نزدیک می شود. این در حالی است که در سال 92 و 93 حداقل 15 درصد تورم داخلی وجود داشته و نرخ ارز حداقل باید 13 درصد (تفاضل نرخ تورم 15 درصدی داخلی و حدودا 2 درصدی جهانی) افزایش یابد؛ یعنی حداقل 500 تومان افزایش یافته و به 3 هزار و 800 تومان برسد اما دولت برنامه های خودش را در سر دارد و به قانون و منطق اقتصادی بی توجه است. جالب آن که این سیاست غلط تا اکنون نیز ادامه یافته و نرخ ارز طی بیش از 3 سال فقط حدود 300 تومان یعنی کمتر از 10 درصد رشد کرده است. کم کم صدای کارشناسان و صادرکنندگان در می آید.گلایه صادرکنندگان از حرکت غیراقتصادی دولت در بازار ارزکارشناسان و رسانه ها (حتی رسانه های حامی دولت) مدت هاست با محاسبه تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی به دولت هشدار می دهند از تثبیت مصنوعی نرخ ارز دست بردارد. قانون برنامه پنجم توسعه برای یک سال تمدید شده و دولت هم اکنون نیز طبق قانون موظف به مدیریت شناور بازار ارز بر اساس تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی و حفظ رقابت پذیری کشور در تجارت خارجی است اما انگار اهداف دیگری دنبال می شود.29 فروردین روز صادرات؛ دولت از حمایت از صادرکنندگان می گوید و صادرکنندگان هم بیش از قبل از سیاست اشتباه دولت در بازار ارز انتقاد می کنند. لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات ایران با اشاره به «حرکت غیر اقتصادی دولت در تعیین نرخ ارز»، از دغدغه فعالان اقتصادی نسبت به آینده قیمت دلار گفته و این هشدار را هم می دهد که «سیاست ارزی دولت راه را برای افزایش قاچاق باز کرد»[2]. افرادی مثل دکتر رزاقی، اقتصاددان کشور نیز بار ها اعلام می کند نرخ واقعی ارز در شرایط کنونی حدود 12 هزار تومان است و تثبیت این نرخ در 3500 تومان عامل اصلی قاچاق گسترده[3] است اما دولت همچنان بی توجه است و از دستاورد های اقتصادی خود می گوید؛ کنترل تورم و کنترل نوسانات نرخ ارز! لذا در بر همان پاشنه می چرخد که پیش از این می چرخید.یک محاسبه ساده در رابطه با نرخ ارزنرخ تورم سال 92 حدود 34 درصد، سال 93 حدود 15 درصد و سال 94 هم تقریبا 12 درصد بود. با توجه به نرخ های تورم صفر تا 2 درصدی در اقتصاد جهان، مخصوصا کشور هایی که می توان تورم دلار را با آن ها سنجید، طی این سال ها نرخ ارز باید سالانه حدود 32، 13 و 10 درصد رشد می کرد. با در نظرگرفتن نرخ ارز 3300 تومان در ابتدای سال 92، این نرخ طبق قانون و منطق اقتصادی در انتهای سال 92 باید حدودا 4400 تومان، در انتهای سال 93 حدود 5 هزار و 100 تومان و در انتهای سال 94 به 5 هزار و 600 تومان می رسید اما نرخ ارز این روز ها 3600 تومان است یعنی فنر نرخ ارز حداقل به اندازه 2000 تومان فشرده شده است و باید منتظر انفجاری دیگر باشیم. اگر هم از جهش ناگهانی به هر نحوی جلوگیری شود تضعیف قدرت صادراتی کشور، ضربه ای بر تولید و تقاضای خارجیان برای کالای ایرانی خواهد زد که اثرات آن را در سال های آتی خواهیم دید.[1] قانون برنامه پنجم توسعه، ماده 81، بند ج.[2] گفتگوی لاهوتی با خبرگزاری مهر در تاریخ 6 شهریور 95[3] اظهارات ایشان در میزگرد تخصصی در رابطه با قاچاق، 17 شهریور 95٫

    فنر نرخ ارز باز هم در می رود؟
  • الفاظ و معانی عرفانی

    الفاظ و معانی عرفانی
    چکیدهارتباط وثیق میان «لفظ» و «معنا» موجب می‌شود تا ذهن آدمی به سرعت از لفظ به معنا منتقل گردد و از این طریق انتقال معانی صورت گیرد. خاستگاه و ماهیت این ارتباط و گونه دلالت لفظ بر معنا، همواره مورد توجه بوده و اندیشمندان فراوانی را در هریک از حوزه های زبان شناسی، فلسفه زبان، روان شناسی، منطق، اصول و عرفان به خود مشغول داشته است. در عرفان اسلامی نیز، از جمله مباحث زیربنایی و مهم، مباحث مربوط به زبان عرفان و به طور خاص بحث الفاظ و معانی عرفانی و رابطه میان لفظ و معنا، به ویژه در «نمادهای تصویری» عرفانی است. این بحث، هم برای علاقه مندان به مباحث نظری عرفان، هم برای اهل راه و سلوک و هم برای عرفان پژوهان، دارای اهمیت و بر مباحث بسیاری، مستقیم یا غیر مستقیم، اثرگذار می‌باشد. ذکر این نکته ضروری است که تفاوت های ماهوی عرفان با سایر دانش های مبتنی بر حس و عقل موجب تفاوت های فراوانی در وضع و دلالت الفاظ و نیز بحث های پیرامونی آن، همچون حقیقت و مجاز و ... شده است که عدم توجه به این تفاوت ها، ریشه بسیاری از بدفهمی‌‌‌ها و مخالفت‌‌‌ها با عرفان بوده است. این نوشته بر آن است تا با بهره‌‌‌گیری از مبانی و کلمات اهل معرفت، به ویژه با تأکید بر اندیشه‌‌‌های دو حکیم و عارف جامع نگر معاصر؛ حضرت امام خمینی و آیت الله جوادی آملی، به سهم خویش، تصویری منسجم و سامان مند به این بحث مهم عرفانی ارائه دهد.نویسنده:رضا حسینی فر: عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران فصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل  کلیک کنید.   

    الفاظ و معانی عرفانی
  • اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی

    اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی
    چکیده:  زمینه و هدف: با تولد کودک دارای ناتوانی، والدین با چالش‌های بسیاری مواجه می‌‌شوند. به طور کلی والدین کودکان با ناتوانی در مقایسه با والدین کودکان عادی استرس بیشتری دارند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله بهنگام خانواده-محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب شنوایی انجام شد.روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل  بود. حجم نمونه 32  مادر بودند که از میان  همه‌ی مادران کودکان با آسیب شنوایی شهر شیراز در سال تحصیلی 94-1393 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جاگماری شدند، به طوری که هر گروه 16 نفر بود. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه نشانگان استرس خدایاری‌فرد و پرند(1385)  استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یک‌متغیره و چندمتغیره تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که میانگین نمرات نشانگان استرس و خرده‌مقیاس‌های آن ( نشانه‌های جسمی، نشانه‌های  عاطفی، نشانه‌های شناختی و نشانه‌های رفتاری) در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است (P < 0/05 ).نتیجه‌گیری: در واقع یافته‌ها نشان‌دهنده این بود که مداخله بهنگام خانواده-محور سبب بهبود نشانگان استرس در مادران کودکان با آسیب شنوایی شده است.نویسندگان:مریم دوست‌زاده، قربان همتی علمدارلو، ستاره شجاعیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی
  • باطنی‌گرایی در یونان باستان

    باطنی‌گرایی در یونان باستان
    چکیده دو اصطلاح «باطنی» و «باطنی‌گرایی» معنای گسترده‌ای دارند، ولی به ‌نحو خاص بر مکتب‌های دینی و عرفانی و فلسفیِ رازورز اطلاق ‌می‌شوند. در یونان باستان، پیش از دورانِ یونانی‌مآبی، به مکتب‌هایی با گرایشِ باطنی برمی‌خوریم. از نوشته‌های گوناگونِ برجای‌مانده از آن دوران چنین برمی‌آید که یونانیان خود خاستگاه این مکتب‌ها را بیرون از یونان، در مصر یا آسیا، می‌جستند. مکتب‌های باطنیِ یونانی تا پیش از روزگار افلاطون عبارتند از: ادیان الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی و مکتب فلسفی ‌ـ ‌دینیِ فیثاغورس. غایتِ مشترک این مکاتب، رستگاری از راه تطهیر است. این غایت در ادیانِ باطنیِ یونان، یعنی ادیانِ الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی، از رهگذرِ گرویدن به دین و به ‌جا آوردنِ مراسمِ آیینی به ‌دست ‌می‌آید. دین اورفیوس پیروانِ خود را به برخی اوامر و نواهی نیز پایبند می‌سازد و به خوارداشتِ جهانِ خاکی برمی‌انگیزد. فیثاغوریان با حفظِ جنبه‌های دینی، باطنی‌گراییِ خود را بر معرفت مبتنی ‌می‌سازند و بدین‌سان باطنی‌گراییِ فلسفیِ منحصر به‌ فردی بنیاد می‌نهند.نویسنده:ایمان شفیع بیک: دانش‌آموختة مقطع دکتری فلسفه (گرایش قدیم و قرون وسطی)، دانشگاه شهید بهشتی.دو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    باطنی‌گرایی در یونان باستان
  • پیامدهای سکوت دولت در برابر هشدارهای علما/ چرا نظام بانکی، پاشنه آشیل روحانی در انتخابات ۹۶ است؟

    انتقادها از عملکرد نظام بانکی، از سطح گلایه‌های مردمی و نقدهای کارشناسی فراتر رفته و این روزها مراجع تقلید در سخنرانی‌های خود، از سیاست‌های بانکی کشور گلایه‌می‌کنند. گلایه‌هایی که گاه با تندترین لحن ممکن بیان می‌شود.انتقادات علمای دینی از سیاست‌های بانکی کشور طی چهار دهه گذشته بی‌سابقه نبوده است. سال‌هاست که برخی مراجع با اشاره به ضرورت اجرای نظام بانکداری اسلامی در کشور، از اینکه بانک‌ها در ایران از شیوه‌های دینی برای انجام فعالیت‌های خود تبعیت نمی‌کنند، انتقاد کرده‌اند. با این همه پاسخ بانکها به این نقدها و توصیه‌های اصلاحی، همواره توأم با توجه دادن علما به واقعیت‌های اقتصادی روز است. واقعیت‌هایی که مدیران بانکی می‌گویند، دست و پای بانک ها را بسته و آن ها را وادار می‌کند از شیوه‌هایی استفاده کنند که چندان خوشایند علما و بخش بزرگی از شهروندان نیست.نقد نظام بانکی و سکوت دولت‌هادر برابر نقدهای مطرح شده به بانک‌ها در چارچوب احکام بانکداری اسلامی، معمولا دولت‌ها مُهر خاموشی بر لب می‌زنند. حتی دولت محمود احمدی‌نژاد که قرار بود آخرین مرحله از پروژه تحول اقتصادی خود را به اصلاح نظام بانکی اختصاص دهد، با همه اظهارنظرهای تند رئیس‌جمهور وقت علیه مدیران بانکی، باز هم در عمل، تغییر محسوسی در وضعیت نظام بانکی ایجاد نکرد. پیش از او، دولت‌های قبلی نیز گامی جدی برای عمل به توصیه علما علیه بانکداری ربوی برنداشته بودند و همین امر، باعث شده تا حالا گلایه‌های پیشین درباره بانکداری غیراسلامی، عملا به هشدارهایی تند تبدیل شود.در چنین وضعیتی، بانک مرکزی دولت حسن روحانی چاره‌ای ندارد جز اینکه با استفاده از ظرفیت شورای فقهی خود، گام‌هایی محسوس برای اصلاح نظام بانکی بردارد. نگاهی به تجمعات مختلف سپرده‌گذاران در مقابل ساختمان بانک مرکزی، در کنار انتقادات پیاپی مراجع تقلید از سیستم بانکی، باعث شده تا در عمل، عملکرد نظام پولی در سال‌های اخیر به پاشنه آشیل محبوبیت دولت حسن روحانی تبدیل شود. بنابراین به‌نظر می‌رسد که اگر تا قریب به هفت ماه دیگر که موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم فرامی‌رسد، روحانی فکری به‌حال بهبود وضعیت نظام بانکی نکند، بی‌تردید بخش مهمی از سبد رأی خود را از دست رفته خواهد یافت.بازی با مشروعیت دولت اسلامیموضوع پیامدهای سیاسی عدم توجه به هشدارها درباره مکانیزم‌های بانکی موجود، البته فراتر از رأی‌آوری رئیس‌جمهور در انتخابات بعدی است و به‌نظر می‌رسد که با مشروعیت دولت گره خورده است.واقعیت این است که ماهیت اسلامی دولت در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایجاب می‌کند که توصیه‌های مراجع تقلید درباره سیاست‌های اقتصادی جدی گرفته شود. بنابراین دولت نمی‌تواند به‌نام واقعیت‌های اقتصادی، توصیه‌های مراجع را نادیده گرفته و صرفا به رایزنی‌های پشت‌پرده برای جلب رضایت بسنده کند. طبیعی است که ارسال انبوه گزارش‌های مردمی به دفاتر مراجع باعث شده تا برخی از آن ها به تندترین شکل از سیاست‌های کنونی بانک‌ها انتقاد کنند و بنابراین اگر دولت به زمینه‌های شکل‌گیری این انتقادات بی‌توجهی کند، نه فقط اعتبارش را از دست خواهد داد، بلکه به مشروعیت خود ضربه خواهد زد.دولت‌ها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، ماموریت دارند تا کاربردی بودن احکام دینی در روند اداره جامعه را به نمایش بگذارند. اینگونه است که اگر قرار باشد این احکام در یکی از مهمترین بخش‌های حاکمیتی که به حوزه سیاستگذاری پولی مربوط است، اجرا نشود، باید گفت که در عمل، اجرای یکی از مهمترین ماموریت‌های دولت اسلامی اگر نگوییم متوقف شده، دست‌کم به حالت تعلیق درآمده است.اجماع‌نظر بر روی ضرورت اصلاحات بانکیالبته نباید از نظر دور داشت که گاه دولت‌ها در عرصه اجرا با چالش‌هایی روبرو می‌شوند که ممکن است تحقق برخی نظریات را مشکل کند. مثلا تغییرات سود بانکی در همه کشورها متناسب با نرخ تورم و شاخص‌های دیگر اقتصادی است و طبیعی است که نمی‌توان بی‌توجه به این شاخص‌ها نسبت به سیاستگذاری بانکی اقدام کرد. به عقیده اقتصاددانان، دولت‌ها با اهرم نرخ سود، در عمل مسیر حرکت نقدینگی را جهت می‌دهند و با افزایش این نرخ، نقدینگی را از سطح جامعه جمع کرده و با کاهش آن، پول‌های مردم را وارد مسیر تولید می‌کنند.بنابراین اینکه باید اصول علم اقتصاد از سوی دولت مورد توجه قرار گیرد، یک اصل پذیرفته شده در حکمرانی دینی است، با این حال وقتی شرایط اقتصادی کشور نشان می‌دهد که سیاست‌های اجرا شده در عمل باعث نارضایتی طیف وسیعی از شهروندان، علما، کارشناسان اقتصادی و حتی نهادهای اجرایی و نظارتی شده و نتیجه‌اش افزایش فساد و از هم گسیختگی اقتصادی بوده است، منطقا سیاستگذاران بانکی باید بپذیرند که نه فقط اصول بانکداری اسلامی را اجرا نکرده‌اند، بلکه حتی نتوانسته‌اند تجارب جهانی در جهت اصلاحات اقتصادی با کمک ابزارهای پولی را نیز به‌درستی پیاده کنند. در چنین شرایطی باید گفت که ایجاد دوقطبی «احکام دینی / احکام علمی» در حوزه بانکداری، تعریف یک دوتایی اشتباه است، چراکه در شرایط امروز کشور، نه فقط علمای دینی بلکه اقتصاددانان و کارآفرینان نیز دل خوشی از نظام بانکی ندارند. درست در چنین شرایطی که اجماع‌نظر بر سر اصلاحات بانکی وجود دارد، تعلل دولت در این حوزه، سوال‌برانگیز است.بانک‌ها، عامل بی‌نتیجه ماندن برجامهرچند کمتر از 9 ماه تا پایان کار دولت یازدهم بیشتر زمان باقی نیست، ولی دولت روحانی می‌تواند با درک نقدهای مطرح شده درباره نظام بانکی، تیم اقتصادی کابینه را مأمور کند تا بسته جامع اصلاحات نظام بانکی را تدوین کرده و یا با کمک مجلس، در برنامه ششم توسعه، اصلاحات بانکی را در اولویت قرار دهد.اگر دولت به سکوت در برابر هشدارهای مراجع نسبت به عملکرد ضعیف نظام بانکی ادامه دهد، نه فقط باعث نارضایتی طیف وسیعی از مردم متدین خواهد شد، بلکه همراهی بازاریان، کارآفرینان و حتی اقتصاددانان را نیز از دست خواهد داد. موضوعی که بعید است روحانی در آستانه انتخابات دوازدهم چنین سطحی از نارضایتی را مطلوب بداند.همچنین ادامه وضع موجود، می‌تواند بانک‌ها را به زمینی برای بازی مفسدان اقتصادی تبدیل کند. همان‌ها که این روزها خبر از اختلاس‌های چند هزار میلیاردی‌شان به تیتر اصلی روزنامه‌ها تبدیل شده و این روند، نتیجه‌ای جز فراری دادن سرمایه‌گذاران و بر باد دادن دستاوردهای احتمالی برجام به‌عنوان برگ برنده روحانی در انتخابات 96 در بر ندارد.اینکه آیا روحانی حاضر است با توجه به دلایل دینی، سیاسی و علمی، اصلاحات بانکی را با شجاعت پی بگیرد یا نه، موضوعی است که در ماه‌های آینده روشن خواهد شد.پایگاه رصدانتهای متن/

    پیامدهای سکوت دولت در برابر هشدارهای علما/ چرا نظام بانکی، پاشنه آشیل روحانی در انتخابات ۹۶ است؟
  • «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر

    «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر
    چکیدهحمل یکی از مباحث مهمی است که در تبیین مسائل منطقی، فلسفی و عرفانی کاربرد فراوانی دارد. این مبحث در طول زمان دچار دگرگونی‌های بسیاری شده است. این مقاله دیدگاه‌‌‌ آیت‌الله جوادی آملی را دراین‌باره تبیین، آن را با دیدگاه ملاصدرا و علامه‌طباطبایی مقایسه می‌کند و نوآوری‌‌‌هایش را برمی‌‌‌شمرد. یکی از نوآوری‌‌‌ها این است که حمل ظاهر و مظهر، قسم مستقلی از اقسام حمل است که در تبیین منطق عرفان باید از آن استفاده کرد. تبیین آیت‌الله  جوادی آملی از حمل ظاهر و مظهر در قاعدۀ بسیط‌الحقیقه، با تبیین ملاصدرا تفاوت دارد. این تفاوت از تفاوت در مبانی این‌دو فیلسوف در تبیین حقیقت وجود رابط، تقریر وحدت شخصی وجود و تبیین حقیقت مظاهر نشأت می‌‌‌گیرد.نویسنده:محمد حسین زاده: حوزه علمیه قم/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر
  • مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده

    مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
    چکیده:  زمینه و هدف: فرآیند تحول کودک تابع تأثیر متقابل عوامل زیستی، روان ­شناختی و اجتماعی است و خانواده نقش بسیار اساسی را در این زمینه ایفا می‌کند. مطالعه پیشینه پژوهشی نشان می­ دهد که کودکان بیشتر از هرجایی در میان خانواده در معرض خطر خشونت و بدرفتاری قرار می­ گیرند و این آسیب­ های جسمی، جنسی، روانی و غفلت که به کودک وارد می­ شود وی را ازنظر روانی آشفته می­ کند و باعث ایجاد طرح‌واره‌ها و تفکرات غیرمنطقی در ذهن او می ­شود. طرح‌واره‌ها به‌عنوان عناصر شناختی، نقش مهمی را در سازمان‌دهی شخصیت و نحوه تفسیر تجربه ­های فرد از رویدادها ایفا می ­کنند. روش­: مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و مطالعه کتابخانه‌ای انجام شد. بدین منظور پایگاه­ های علمی با کلیدواژه ­های مرتبط با موضوع پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و از اسناد و مقاله ­های به‌دست‌آمده مواردی که دارای اطلاعات معتبر علمی بودند مورد تحلیل، بررسی، مقایسه، تبیین و استنتاج قرار گرفتند.یافته ­ها: جمع­ بندی پیشینه پژوهشی درزمینه طرح‌واره‌های سازش ­نایافته اولیه در کودکان آزاردیده نشان می ­دهد که بیشتر 18 طرح‌واره سازش­ نایافته اولیه ­ای که توسط جفری یانگ (1990) معرفی شد، در کودکان آزاردیده وجود دارد و هر یک از آزارگری ­ها و بدرفتاری­ های والدین به‌نوبه خود منجر به شکل ­گیری و تشدید یک یا چند مورد از طرح‌واره‌های سازش ­نایافته اولیه می­ شود.نتیجه ­گیری: لازم است در سطح خرد و کلان برنامه­ ریزی­ های کافی برای ریشه­ یابی آسیب­ ها، ارائه راهکارهای پیشگیری، اجرای برنامه­ های آموزشی و پژوهشی و برگزاری نشست­ های تخصصی جهت جلوگیری از آزار کودکان صورت گیرد.نویسندگان:محبوبه طاهر ، ملیحه طاهر، عباسعلی حسین خانزاده ، آرزو مجردفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.    

    مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
  • حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه

    حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه
    چکیده«نُصیریه» از جمله فرقه‌های انحرافی شیعۀ امامی است که رویکرد باطنی­-غالیانه در میان پیروان آن مشاهده می ­شود. نظر به ماهیت سرّی جریان‌های باطنی، آثار اندکی از میراث نُصیریه به­ شکل عمومی در اختیار است. در سال‌ های اخیر، مجموعه‌ای با عنوان «سلسلة التراث العلوی» نشر یافته که مشتمل بر آثار فراوانی ازمیراث نُصیریان است. کتاب «حقائق أسرار الدین» از جملۀ آن هاست که در میان نُصیریه به «ابومحمد حسن‌ بن علی ‌بن شُعْبة حَرّانی» - صاحب کتاب تُحَف العُقول­- نسبت یافته است. اهمیت این کتاب از آن روست که شامل نقل‌قول‌های بسیاری از آثار جریان غلو، به‌ویژه غُلات سده‌های دوم و سوم کوفه، ازجمله آثار منسوب به «مُفضّل بن عُمر جُعْفی» و «محمد بن سنان»، است که امروزه محتوای شماری از این می تون تنها به ­واسطۀ همین اثر در دست است. این پژوهش می‌کوشد تا با بررسی شواهد مختلف، در گام نخست، تاریخی را که متن به آن تعلق دارد، تعیین و سپس مؤلف آن را شناسایی کند. بنا بر شواهد موجود و بر اساس نقد متنی، این متن اصالت تاریخی دارد و تاریخ حدودی آن سدۀ چهارم هجری و منتسب به ابن شعبة حرانی است.نویسنده:حمید باقری: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهراندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه
  • عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی

    عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی
    چکیدهآیت‌الله جوادی آملی به‌تبع استاد خود، علامه طباطبایی، با تحلیلِ عینِ‌ ربط بودن معلول به علت، ماهیت را به مفهوم بازمی‌گرداند؛ ازاین‌رو خارجی بودن ماهیت را به عرض وجود، که در کلام ملاصدرا است، سخنی مقدماتی و تعلیمی می‌داند؛ پس آنچه متن خارج را پُر کرده، فقط وجود است که با علم حضوری شهودی اتصالی در مشهد نفس عارف قرار می‌گیرد. این علمِ شهودیِ عرفانی، عبور از علم و رسیدن به نفس معلوم یا شهود عرفانی عوالم منفصل است؛ اما عارف باید در حیطۀ نظر و برای تبیین و مستدل کردن سخن خود، در عالم مفاهیم و علم حصولی سخن گوید؛ پس چاره‌ای نیست که منطق پا پیش‌نهد، این مفاهیم را بررسی کند، با آن‌ها معاملۀ علم حصولی کند و شهودات بی‌واسطه را به رتبة یقین روان‌شناسانه تقلیل دهد؛ اما معاملۀ منطق با عرفان این نیست که جداافتاده از عرفان شهودی با مفاهیمی در عرفان نظری کار کند، طوری‌که مفاهیم نظری را به بدیهی بازگرداند(شیوۀ منطق)، بلکه فقط وقتی مفاهیم نظری و بدیهی از پلیدی‌ها مصون‌اند که با عین خارجی پاک مرتبط باشند و بتوانند یافته‌های متصل خود را به حقایق منفصل برگرداند. مقاله درصدد است تفاوت‌های این‌دو شیوۀ عرفانی را مقایسه و امکان پیوند آن‌ها را بررسی کند.  نویسنده:مهدی صدفی: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی
  • مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.

    مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.
    چکیده:  زمینه و هدف: دوران کودکی و نوجوانی شرایط خاصی دارد. مشکل در مقابله و تنظیم هیجان می­تواند منجر به اختلال­ های اضطرابی شود. هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای مقابله­ ای و تنظیم هیجان دانش ­آموزان دارای نشانه ­های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار بود.روش­: روش از نوع علّی- مقایسه ­ای بود. 331 نفر از دانش­ آموزان مقطع راهنمایی شهرستان تویسرکان در سال تحصیلی 94- 1393 به روش نمونه­ گیری تصادفی طبقه ­ای انتخاب شدند و پس از غربالگری 60 نفر انتخاب گردیدند (30 نفر با اضطراب بالا، 30 نفر با اضطراب پایین). آزمودنی­ ها پرسش نامه­ های راهبردهای مقابله ­ای اندلر و پارکر (1990)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب (2000) را پاسخ دادند. داده­ ها به کمک نرم­افزار اس‌پی‌اس‌اس و با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه‌وتحلیل شد.یافته‌ها: یافته ­های این پژوهش نشان داد که بین راهبردهای مقابله ­ای و تنظیم هیجان دانش ­آموزان دارای نشانه ­های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار ازنظر آماری تفاوت معنادار وجود دارد (0/05 > P). همچنین بین دو گروه موردبررسی ازنظر مؤلفه ­های متغیرهای مذکور به‌عنوان یک متغیر ترکیبی، تفاوت معنادار آماری به ­دست آمد. هرچند راهبرد مقابله­ ای مسئله­ مدار و تنظیم هیجان از نوع ارزیابی مجدد تفاوت معناداری را در گروه­ های مورد مقایسه نشان نداد اما ازنظر راهبرد مقابله ­ای هیجان­ مدار، راهبرد مقابله ­ای اجتنابی و تنظیم هیجان از نوع فرونشانی، تفاوت بین دو گروه مورد مقایسه معنادار بود 0/05> P).نتیجه­ گیری: نوع مقابله دانش ­آموزان با مسائل و مشکلات و نیز شیوه­ای که هیجان ­های خود را تنظیم می ­کنند، در بروز نشانه­ های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب نقش دارد.نویسندگان:مجید محمود علیلو، زینب خانجانی ، احمد بیاتفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.
  • «جهانی شدن» نام دیگر «وابستگی»

    جهانی شدن: شرکت سهامی استعمارگران«جهانی شدن، اسم خیلی قشنگی است و هر کشوری فکر میکند بازارهای جهانی به رویش باز میشود. اما جهانی شدن به معنای تبدیل شدن به یک پیچ و مهره‌ای در ماشین سرمایه‌داری غرب، نباید مورد قبول هیچ ملت مستقلی باشد.» 1388/2/27 [1]امروز «جهانی شدن» یا به تعبیر دقیق‌تر «جهانی‌سازی» یکی از مسائل مهم و مورد بحث در دنیا است؛ هرچند تئوریسین‌های وابسته به قدرت‌های سلطه‌گرِ جهانی تلاش می‌کنند جهانی شدن را به‌عنوان پدیده‌ای جذاب به بشریت و به‌خصوص ملت‌ها و دولت‌های مستقل معرفی کنند: «امروز تئوریسین‌ها و تبلیغاتچی‌های غربی درصددند خط ارتجاع به غرب -خط برگشت به همان تحمیل‌پذیری غربی- را دوباره برگردانند... تحت عنوان یک تئوری شبه روشن‌فکرانه؛ به‌عنوان یک حرف نو؛ تئوری جهانی شدن.» 1379/12/9 [2] اما حقیقت این است که: «جهانی شدن، گفتمان واقع‌بینی، گفتمان پیوستن به نظم نوین جهانی؛ یعنی سیاهی لشکر آمریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش آمریکایی شدن است.» 1379/12/9 [3]هدایت جهانی‌سازی بر عهده‌ی طبقه‌ی «زرسالاران اقتدارطلب» است که هدفشان سیطره بر منافع حیاتی همه‌ی دنیاست: «اشغالگر، یک طبقه‌ی اجتماعی است؛ طبقه‌یی که دولت آمریکا و دولتهای دیگر را به قدر توانایی و قدرت خود و آمادگی آن‌ها دارد هدایت می‌کند... هدایت، هدایت یک دولت نیست؛ هدایت یک مجموعه‌ی طبقاتی است، که اگر بخواهیم در یک عبارت برای این‌ها اسم معین کنیم، باید بگوییم «زرسالاران اقتدارطلب». هدفشان هم سیطره بر منابع حیاتی و مالی همه‌ی دنیاست. البته این سیطره، یک الزامات سیاسی دارد که همان نظم نوین جهانی است؛ یک الزامات علمی و اداری دارد که بتدریج خود را به آن نزدیک می‌کنند. مسأله‌ی جهانی‌سازی که امروز در تجارت، پول، فرهنگ و شبکه‌های فرهنگی -مثل اینترنت و مانند آن- مطرح است، همه دانسته و نادانسته در خدمت این مجموعه‌ی طبقاتی است.» 1383/9/11 [4]جهانی‌سازی‌ای که شبکه‌ی سرمایه‌داری جهانی، مطرح و دنبال می‌کند یعنی: «یک مجموعه از قدرتهای جهانی؛ عمدتاً آن کسانی که در سازمان ملل هم نفوذ دارند؛ عمدتاً همان کسانی که استعمارگران دیروز دنیا بودند؛ چند کشوری که درصددند فرهنگ و اقتصاد و عادات و آداب خودشان را به همه‌ی دنیا گسترش دهند؛ یک شرکت سهامی درست کنند که نود و پنج درصد سهمش در واقع مال آن‌هاست، پنج درصد بقیه هم مال همه‌ی کشورهای دیگر. اختیار در دست آن‌ها و تصمیم‌گیری هم با آن‌هاست! این معنای جهانی‌گری است.» 1379/2/1 [5] در واقع: «دستگاههای مالی و اقتصادی و... برای بیشتر بلعیدن دنیا، دنبال تفکّر جهانی شدن هستند.» 1380/6/15 [6]هرچند جهانی‌سازی بیشتر در عرصه‌ی اقتصاد مطرح می‌شود اما ابعاد کاملاً روشن سیاسی و فرهنگی دارد: «فعلاً مسأله‌ی اقتصاد مطرح است؛ اما گفته و ناگفته، نوشته و نانوشته، جهانی‌سازی در زمینه‌ی سیاست و فرهنگ هم حتماً وجود دارد و عمل می‌شود.» 1381/3/7 [7]در بُعد فرهنگی و سیاسی نیز «انحصارطلبیِ نظام استکبار» درون‌مایه‌ی جهانی‌سازی را تشکیل می‌دهد: «مسأله‌ای که برای... نظام استکبار و استثمار جهانی و کمپانیهای صهیونیستی و هم‌پیمانان و همراهانشان مطرح است، هیچ چیز نیست جز این‌که بتوانند از مراکز قدرت خودشان، کاملاً انحصارطلبانه و تمامت‌خواهانه، کنترل همه‌ی مراکز اساسی منافع جهانی را در اختیار داشته باشند... دنیا را به‌عنوان دهکده‌ی جهانی معرفی می‌کنند، برای این‌که کدخدایی این دهکده را در اختیار بگیرند. شعار وحدت فرهنگی و جهانی‌گری فرهنگی می‌دهند، برای این‌که فرهنگ خودشان را بر تمام فرهنگهای عالم مسلط کنند.» 1379/12/9 [8]توطئه دشمن: بازتولیدِ فرهنگ وابستگیاما سؤال مهم این است که ایران اسلامی در مقابل پدیده‌ی جهانی‌سازی چه وضعیت و جهت‌گیری‌ای دارد؟برای فهم دقیق‌تر ماجرا باید به مناسبات ایران و غرب طی قرون گذشته نگاهی تاریخی داشته باشیم تا وضعیت برآمده از انقلاب اسلامی و نگاه‌های مختلف نسبت به مسأله‌ی جهانی‌سازی را بهتر درک کنیم. غرب طی بازه‌ی زمانی‌ای طولانی‌مدت به استعمار ایران و جلوگیری از پیشرفت کشور پرداخت؛ برنامه‌ای که کم‌وبیش در بسیاری از نقاط دنیا و علیه مللِ غیر غربی دیگری نیز اجرا شد:«غرب، کشورهای غربی، از اواسط دوران قاجار، علیه کشور ما فعّالیّتهایشان را شروع کردند؛ ضعف سلاطین قاجار موجب شد اینها دائماً همین‌طور امتیاز بگیرند، مدام فشار بیاورند، مدام دایره‌ی زندگی ما را تنگ کنند و پیشرفتهای ما را متوقّف کنند. بعد به این نتیجه رسیدند که باید یک نفر از خودشان را بیاورند، که آوردند؛ رضاخان از خودشان بود... بعد که باز از درون کشور یک حرکتی به‌عنوان نهضت ملّی شروع شد، سرکوب کردند و بیست‌وهشتم مرداد را به‌وجود آوردند. بعد از بیست‌وهشتم مرداد، دستگاه جهنّمی ساواک را به‌وجود آوردند. اینها را غربی‌ها کردند، اینها را همین انگلیس‌ها کردند؛ بعد از انگلیس‌ها نوبت آمریکایی‌ها بود. کشاورزی کشور را نابود کردند، پیشرفت علمی کشور را متوقّف کردند، مغزهای فعّال را دزدیدند و بردند یا متوقّف کردند، طبقه‌ی جوان را به فساد و لاابالی‌گری و اعتیاد و مشروب‌خواری و مانند اینها کشاندند؛ این کارهایی است که غرب در کشور ما کرده.» [9]حاصل این حضورِ استعماری غرب، شکل‌گیری بیماری ویرانگر «وابستگی» بود که: «مادرِ همه‌ی آفتهای ملی، وابستگی است... ایران، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یک کشور وابسته بود.»[10] در چنین فضایی انقلاب اسلامی رخ داد: «اوّلین کارِ این انقلاب بزرگ در داخل کشوری که سالهای متمادی را با وابستگی گذرانیده، قطع پیوندهای وابستگی و دستیابی به استقلال برای ملت ایران بود.» [11] اما با قطع وابستگی سیاسی ایرانِ پس از پیروزی انقلاب به قدرت‌های استعماری، مسأله‌ی «استقلال» و «وابستگی» پایان نیافت. عوامل دشمن و عناصر خودباخته و ساده‌لوح در صدد «بازتولید وابستگی» برآمدند: «آفت وابستگی، بعد به شکلهای دیگری در کشور بازتولید شد؛ چون بالاخره دشمنان عامل دارند... در درون ملّت -مثل همه‌ی ملّتهای دیگر- آدمهای غریب‌پرست، آدمهای سست‌عنصر، آدمهای مادّی، آدمهای فریب‌بخور هستند» [12]این بار وابستگی به بیگانه با ادبیّاتی رنگ‌آمیزی‌شده مطرح شد و نام آن را «جهانی شدن» گذاشتند:«اینها شروع کردند بازتولیدِ همان فرهنگ وابستگی، منتها با یک ادبیّات شیک و رنگ‌آمیزی‌شده و قالب‌بندی‌شده و بسته‌بندی‌شده به اسمهای دیگر: جهانی شدن، وارد شدن در خانواده‌ی جهانی.» [13]در واقع شکل‌گیری «اسلامِ مقتدر» در قامت نظام جمهوری اسلامی مانع ادامه یافتن سیطره و چپاول‌گری استعمارگران در ایران شده است؛ چیزی که امروز مستکبران به‌شدت با آن دشمن هستند:«آن اسلامی که با آن مقابلند، با آن مخالفند، با آن دشمنند، کینه‌ی آن را در دل میپرورانند، اسلام مقتدر است.» [14]و از سوی دیگر جمهوری اسلامیِ مبتنی بر «اسلام انقلابی» در سطح جهانی به‌عنوان «اپوزیسیون نظام استکباری»[15] در مقابل استعمار فرانو در لباس جهانی شدن ایستادگی کرده و به‌عنوان یک الگو مطرح شده است:«استعماری که امروز مطرح است، بالاتر از نو است؛ کاملاً جدید است... مجموعه‌ی غیور باایمان توانای آگاه از جوانب امر که مقابل این حادثه ایستاده، ایران اسلامی است.» 1383/9/11 [16]توطئه‌ی زیر سؤال بردن مفهوم «استقلال» و بی‌ارزش معرفی کردن آن در میان افکار عمومی، دقیقاً در جهت از میان برداشتن همین سدِّ مستحکم و سیطره‌ی دوباره‌ی مستکبرین بر همه‌ی شئونات و مقدرات کشور پیگیری می‌شود:«[میخواهند] باور به استقلال را عوض کنند... میگویند امروز دیگر استقلال کشورها مطرح نیست. یعنی چه؟ یعنی در نقشه‌ی جغرافیای جهانی یک قدرتی وجود دارد، آن قدرت تصمیم میگیرد و همه عمل میکنند -مثل حرارت مرکزی- یک جایی یک چیزی تولید میکند، بقیّه مصرف میکنند. این را دارند ترویج میکنند؛ نفوذ یعنی این.» [17]وظیفه ما: مقاومت؛ با استحکام بخشیدن به بنیان‌هااکنون در مقابل توطئه‌های گوناگون مستکبرین و عوامل‌شان برای بازتولیدِ وابستگی با عنوان جهانی شدن و «هضم نظام اسلامی در هاضمه‌ی قدرت‌های استکباری» چه باید کرد؟بی شک ایستادگی در مقابل این سیل بنیان برافکن، تکلیف الهی ما است:«ما یک وظیفه و تکلیف الهی و مسئولیت خدایی را انجام می‌دهیم... این بنا برای اعلای کلمه‌ی حق و احیای کلمه‌ی توحید ساخته شده است. ما به‌عنوان کسانی که در این مجموعه چنین وظیفه‌ای داریم و این مسئولیت را احساس می‌کنیم، در مقابل این سیل جهانی باید مقاومت کنیم.» 1381/3/7 [18]برای تحقق این مقاومت باید بنیان‌های کشور را مستحکم کرد:«مقاومت، تنها با استحکام بخشیدن به بنیانها صورت می‌گیرد. هر سیل بنیان‌کنی وقتی به یک صخره‌ی استوار برسد، نمی‌تواند در آن اثر بگذارد. ما باید خود را استوار و مستحکم کنیم و بنیانهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود را استحکام ببخشیم. هر کاری که در جهت استحکام بخشیدن باشد، مقدس و خوب و مورد اجر و ثواب الهی است... به نظر من آنچه امروز وظیفه اصلی ماست، این است که در بخشهای سه‌گانه -یعنی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- پایه‌ها را مستحکم کنیم.» 1381/3/7 [19]و توجه داشت که لازم است برای حرکت کلانِ کشور «الگوی پیشرفت حقیقی» را در مقابل «الگوی پیشرفت صوری و وابسته» درنظر داشته و دنبال کنیم:«هر الگوی پیشرفتی بایستی تضمین‌کننده‌ی استقلال کشور باشد؛ این باید به‌عنوان یک شاخص به‌حساب بیاید. هر الگوئی از الگوهای طراحی‌شونده‌ی برای پیشرفت که کشور را وابسته کند، ذلیل کند و دنباله‌رو کشورهای مقتدر و دارای قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی بکند، مردود است. یعنی استقلال، یکی از الزامات حتمىِ مدل پیشرفت در دهه‌ی پیشرفت و توسعه است. پیشرفت ظاهری -با وابسته شدن در سیاست و اقتصاد و غیره- پیشرفت محسوب نمیشود.» 1388/2/27 [20]پی نوشت ها:1. بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 1388/2/272. بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 1379/12/93. همان4. بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/115. بیانات در دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران‌ 1379/2/16. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ 1380/6/157. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 1381/3/78. بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 1379/12/99. بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1394/12/2010. بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 1374/3/1411. همان12. بیانات در دیدار نخبگان علمی جوان 1395/7/2813. همان14. بیانات در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران 1395/5/3115. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ رهبری 1383/12/2716. بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/1117. بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1394/12/2018. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 1381/3/719. همان20. بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 1388/2/27پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)انتهای متن/

    «جهانی شدن» نام دیگر «وابستگی»
  • مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی

    مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
    چکیده:  زمینه و هدف: ارتباط به پیگیری اطلاعات اجتماعی، زبانی و بدنی و در عین حال مدیریت جریان این اطلاعات بین شرکای محاوره ­ای نیاز دارد. ارتباط موفق، مستلزم آن است که شرکای محاوره‌ای نسبت به حالت‌های ذهنی یکدیگر مطلع و آگاه باشند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دیدگاه ­گیری عاطفی و میزان همدلی در کودکان زورگو و قربانی زورگویی است.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پس‌رویدادی و جامعه آماری آن شامل تمامی‌ دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-1391 بودند. برای نمونه‌گیری، بصورت تصادفی چندمرحله‌ای، 192 دانش­ آموز زورگو و دانش‌آموز قربانی زورگویی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسش نامه محقق‌ساخته دیدگاه ­گیری عاطفی (1384) و پرسش نامه همدلی برایانت (1982) بود.یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه ­ها در متغیرهای پژوهش وجود دارد (P<0/001). همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌متغیره نشان داد که تفاوت گروه‌ها در متغیر همدلی معنادار نیست (P>0/05)، اما این تفاوت در متغیر دیدگاه‌گیری معنادار است. بدین معنا که گروه­ بندی در متغیر دیدگاه ­گیری 8 درصد واریانس را تبیین می‌ کند (P<0/05).نتیجه‌گیری: دیدگاه­‌گیری عاطفی و همدلی به عنوان دو مؤلفه مؤثر در شناخت اجتماعی و موفقیت در روابط با همگنان، باید در قالب مهارت‌های ابتدایی و اساسی در آموزش رسمی‌ و مهارت‌های فرزندپروری قرار بگیرد تا از مشکلات بین‌فردی در نتیجه ضعف در مهارت‌های همدلی و دیدگاه‌گیری جلوگیری نمود.نویسندگان:زهرا محمدی ، شعله امیریفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
  • موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

    موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
    چکیدهاین مقاله با محوریت موضوع موانع معرفت حقیقی از دیدگاه فیلسوف مسلمان علامه طباطبایی(ره) تدوین شده است و به بررسی و تبیین نظر ایشان در باره معرفت حقیقی و عوامل بازدارنده آن می ­پردازد. در نظر علامه، معرفت نسبت به اسماء و صفات الهی، معرفت حقیقی، و مایه سعادت و کمالِ آدمی است. در نظام معرفت شناختی علامه، حقیقت علم، امری وجودی  است که ­ از عالم بالا بر قلب (نفس) انسان افاضه شده است و انسان به میزان استعداد و آمادگی ­اش می­ تواند با عقل فعال متحد گردد و صورت­ های عقلی را از آن کسب کند. جستجو در آثار علامه نشان می­ دهد موانعی چون انحراف از حکم عقل، طبیعت ­گرایی صرف، عقل ­گرایی صرف، جهل به سیر انفسی، عدم اعتدال قوای نفسانی، تصرفات شیطان از جمله موانع شناختی و غیرشناختی معرفت است که باعث عدم دریافت قابلیت لازم جهت کسب معرفت حقیقی می شود.نویسندگان:نرگس نظرنژاد: دانشگاه الزهرا- عضو هیات علمیزهرا ایزی: آموزش و پرورش - دبیردو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
  • طرح آمریکا برای نجات عربستان از بحران یمن؛ تکرار قطعنامه 598 ایران

    حملات ائتلاف استیجاری آل سعود به یمن، که قرار بود نتیجه سریع در پی داشته و با قاطعیت همراه باشد، بعد از گذشت 18 ماه، بدون هیچ دستاوردی به شکست رسیده است. از طرفی جنگ یمن، مخاطرات و تهدیدات پیش‌بینی نشده‌ای را پیش روی رژیم آل سعود قرار داده است. فروپاشی عملی ائتلاف استیجاری و تصادم اهداف متفاوت و متعارض امارات و آل سعود به عنوان بازیگران اصلی ائتلاف، اصابت موشک‌های انصارالله به 3 استان جنوبی و محیط امنیتی عربستان‌، شکل‌گیری خلأ امنیتی در جنوب عربستان و تسهیل تحرک انقلابیِ شیعیان ساکن در این مناطق، زیان شدید اقتصادی و تجلی آن در بحران و ریاضت اقتصادی و درنتیجه پیامدهای کوتاه مدت و بلندمدت اجتماعی و سیاسی این بحران بر امنیت خاندان آل سعود، شکست در تثبیت رئیس‌جمهور مستعفی وابسته به ریاض در ساحت سیاسی یمن، موفقیت انصارالله در دولت‌سازی و تدارک مشروعیت داخلی از طریق تشکیل شورای عالی سیاسی و دولت نجات ملی، اشراف و کنترل انصارالله بر تنگه راهبردی باب‌المندب، تجهیز و به‌کارگیری موفقِ موشک‌های میان برد و دوربرد برکان، زلزال، صمود از سوی انصارالله و... تنها بخشی از علائم و مشخصه‌هایی هستند که شکست ائتلاف و مخاطرات پیش روی آل سعود را به نمایش می‌گذارند. شکست آل سعود در پیش بردن جنگ نیابتی علیه نیروی مقاومتِ اسلامی یمن، موجب شده تا آمریکا و دولت‌های غربی، به عنوان بازیگران فرامنطقه‌ای و حامیان نظامی و سیاسی عربستان، مستقیماً به بحران یمن ورود کنند تا مقداری از حجمِ مخاطرات و تهدیداتی که آل سعود با آن‌ها مواجه شده است را کاهش دهند. آمریکا معمولاً برای مدیریت و خارج ساختن متحدان خود از بحران، راهبردهای مختلفی را در پیش می‌گیرد. فرمول‌سازی قطعنامه 598 ایران، یکی از راهبردهایی است که آمریکایی‌ها از آن بهره‌ می‌گیرند تا به جنگ‌هایی که روند آن‌ها برخلاف منافع آمریکا است، خاتمه دهند. این مدل علاوه بر جنگ ایران و عراق، در جنگ 33روزه لبنان در سال1385 (2006) نیز به کار گرفته شد. به نظر می‌رسد، آمریکا درصدد است با همکاری شورای امنیت یا متحدان غربی، مدل قطعنامه 598 را، این بار برای مقابله با انصارالله و بحران یمن فرمول‌سازی کند. این مدل مضاف بر تحریم‌های شدید اقتصادی، از یک یا مجموعه‌­ای از «جنایت‌های بزرگ» تشکیل شده که به دنبال تغییر محاسبات نخبگانِ و تصمیم‌گیران جنبش انصارالله است. مقایسه و تطبیق آنچه به قطعنامه 598 منتهی شد و آنچه در یمن انجام می‌شود تا انصارالله به سمت مدل 598 هدایت شود، هدف یادداشت پیش‌ رو است.1-جنگ تحمیلی صدام علیه ایران و دلایل اجرای «جنایت‌های بزرگ»در روز 31 شهریور 1359، ارتش عراق با هجوم به مرزهای غربی و جنوب غربی و حمله هوایی به چند فرودگاه، جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران را علنی کرد. جنگ در شرایطی به ایران تحمیل شد که تنها 19ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذشت. صدام حسین، رئیس‌جمهوری وقت عراق چند روز پیش از تجاوز، پیمان 1975الجزایر را در مقابل دوربین‌های تلویزیونی پاره کرده و در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروندرود و طرح این ادعا که جزایر سه‌گانه ایران به اعراب تعلق دارند، جنگی زمینی، هوایی و دریایی، علیه ایران را آغاز کرد. این جنگ در حالی شروع شد که انقلاب اسلامی تازه پیروز شه بود و تلاش برای بازسازی پس از انقلاب یکی از دغدغه های مردم بود. درگیر بودن ایران در مسائل داخلی، مواجهه‌ی نیروهای انقلابی با ضد انقلاب در شهرهای مختلف، خیانت و منش ضد انقلابی رئیس‌جمهور وقت و فروپاشی ساختار نظامی ایران در ماجرای انقلاب، پیشروی نیروهای عراق را سهولت بیشتری بخشید. این موضوع باعث شد حدود 30 هزار کیلومتر از خاک کشور، به اشغال نیروهای متجاوز درآید.سازماندهی نیروهای مردمی در قالب بسیج و سرازیر شدن آن‌ها به جبهه‌های نبرد به فرمان امام خمینی(ره) و پایان یافتن غائله منافقین و تجزیه‌طلبان، اهتمام و توجه ایران به جبهه‌های جنگ را بیشتر کرد. ماشین جنگی رژیم بعث در اوایل سال 1360 متوقف شده و به واسطه مقاومت ایمانی نیروهای انقلابی، ارتش عراق با آن حجم از تجهیزات و امکانات زمین‌گیر شد. بازپس‌گیری خرمشهر در 3 خرداد1361 وضعیت و روند جنگ را به سود ایران تغییر داده و معکوس کرد. عراق در آغاز جنگ 13600کیلومترمربع از خاک ایران را به اشغال خود درآورده بود که ایران توانست با انجام 3 عملیات موفقیت‌آمیز ثامن‌الائمه، طریق‌القدس و بیت‌المقدس 8600 کیلومتر از این اراضی را آزاد کند.با تغییر شرایط جنگ، ایران در برخی عملیات‌ها از رویکرد پدافندی به آفندی تغییر وضعیت داده و برای تنبیه صدام و کسب ضمانت‌های لازم برای سناریوهای احتمالی، در خاک عراق پیشروی‌هایی انجام داد. عملیات والفجر 8 که به تصرف منطقه فاو منجر شد، یکی از این عملیات‌های مهم و راهبردی می‌باشد. تسلط ایران بر منطقه فاو، ضمن به نمایش گذاشتن اقتدار و توانایی نیروهای ایران، در تخریب و تضعیف روحیه دولت‌های متخاصم، مؤثر واقع شد. از سویی تصرف شبه‌جزیره فاو، ارتباط عراق با خلیج‌فارس را به‌طور کامل قطع کرد. عملیات کربلای 5 در خاک عراق، یکی دیگر از عملیات‌های موفقیت‌آمیز ایران بود که از یک طرف، دست برتر نیروی انقلابی ایران در جنگ را به نمایش گذاشت و از طرفی، حامیان و پشتیبانان سیاسی، نظامی و تبلیغی صدام را به هراس انداخت. در زمستان 65، رزمندگان ایران توانستند عملیات کربلای 5 را سازماندهی کنند. عملیات کربلای 5 و متعاقب آن حضور در شلمچه، نیروهای ایرانی را به پشت دروازه‌های شهر راهبردی بصره رساند. احتمال سقوط بصره و تسلیم کامل صدام و همچنین تغییر موازنه نظامی در سطح منطقه به نفع ایران، آمریکا و کشورهای هم‌سوی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را برای پایان دادن به جنگ مصمم کرد.مدتی پس از آزادسازی خرمشهر، تحلیلگران سازمان سیا به این نتیجه رسیدند که ادامه همین روند به شکست عراق مقابل ایران منتهی خواهد شد. لذا در راستای مهار گفتمان پیش‌برنده و ظرفیت انقلابی ایران، ضمن حمایت عریان‌تر از صدام، به صورت مستقیم وارد جنگ با ایران شدند. جلوگیری از شکل‌گیری موازنه قدرت به نفع ایران در منطقه و مستهلک کردن توان انقلابی ایران، تنها هدفی بود که آمریکا و متحدان منطقه‌ای و بین‌المللی آن دنبال می‌کردند. «رونالد ریگان» رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بعدها به این موضوع اشاره کرده و گفت: «ما نمی‌توانستیم اجازه دهیم عراق بازنده این جنگ باشد و باید به هر شکل ممکن جلوی شکست عراق را می‌گرفتیم.»(1)2-«جنایت‌های بزرگ» و تحمیل قطعنامه 598آمریکا برای تسلیم ایران، سلسله «جنایت‌های بزرگی» را برنامه‌ریزی کرد. براساس تقسیم کار، برخی از این «جنایت‌های بزرگ» را خود و برخی را صدام اجرایی نمود. این «جنایت‌های بزرگ» با هدف تحمیل هزینه‌های بیشتر بر ایران انجام می‌شد. اما هدف نهایی و اصلی این جنایت‌ها، جریحه‌دار کردن افکار عمومی داخل و خارج و هدایت آن‌ها به سمت تقبیح اصل جنگ، فارغ از حق یا باطل بودن طرفین بود تا از رهگذر فشار افکار عمومی، نخبگان را به تغییر و تجدید‌نظر در محاسبات ِمربوط به مقوله جنگ و مقاومت وادار کنند. در ادامه به برخی از این «جنایت‌های بزرگ» اشاره می‌شود.1-2- حمله به نفت‌کش‌ها و کشتی‌ها، به ویژه کشتی‌های غیرنظامیحمله به نفت‌کش‌ها و کشتی‌های عمدتاً غیرنظامی، یکی از جنایت‌هایی بود که پس از آزادسازی خرمشهر، به دستورالعمل عراق و آمریکا تبدیل شد. هدف از حمله به کشتی‌های تجاری و نظامی، ممانعت از صادرات نفتِ ایران بود. در جنگ نفت‌کش‌ها آمریکا نیز برای ضربه زدن به ایران و کمک به پیروزی عراق، عملیاتی را سازماندهی کرد. جنگ نفت‌کش‌ها در سال 1363 شدت بیشتری به خود گرفت. به طوری که عراق با اجاره 5 فروند هواپیمای فرانسوی، توان و بردِ حملات خود را افزایش داد. از سویی آمریکا نیز مستقیماً وارد جنگ نفت‌کش‌ها شده و کشتی‌های ایران را مورد حمله قرار داد.2-2- تحریم‌های اقتصادی علیه انقلاباولین تحریم اقتصادی آمریکا علیه انقلاب اسلامی، در سال 1358و در واکنش به تسخیر لانه جاسوسی از سوی دانشجویان پیرو خط امام(ره) اعمال شد. این تحریم قرارداد فروش صدها میلیون دلار تجهیزات نظامی، که در زمان پهلوی، به امضا رسیده بود را لغو و فروش تجهیزات نظامی به ایران را، غیرقانونی دانست، مصادره 12میلیون دلار دارایی‌های ایران در آمریکا و ممنوعیت مبادله تجاری بین ایران و آمریکا، در همین راستا صورت پذیرفت. مرحله دوم تحریم آمریکا علیه ایران، در طول جنگ اجرایی شد. در طول جنگ، ورود کالاها و فرآورده‌های آمریکایی به ایران ممنوع گشت. این تحریم دامنه وسیعی از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های نظامی، اقتصادی را پیش روی ایران قرار داد. در طول جنگ تحمیلی و پس از افزایش مزیت‌ها و برتری‌های میدانی ایران، ریگان حرکت بین‌المللی گسترده‌ای را برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران سامان داد تا از پیروزی ایران در جنگ ممانعت به عمل آورد.(2)3-2- جنایت و حمله شیمیایی به سردشتیکی از«جنایت‌های بزرگی» که به وسیله صدام و با چراغ سبز آمریکا انجام شد. بمباران شیمیایی سردشت از توابع استان آذربایجان غربی بود، که در تاریخ 7تیر 1366به وقوع پیوست. در این عملیاتِ جنون‌آمیز، نیروی هوایی عراق در4 منطقه‌ی پر ازدحام و متراکم شهرِ سردشت، از گاز شیمیایی خردل استفاده کرد. با این جنایت، سردشت فجیع‌ترین تهاجم شیمیایی تاریخ را تجربه کرده و اولین قربانی جنگ‌افزارهای شیمیایی در ابعاد گسترده، پس از بمباران هسته‌ای هیروشیما، لقب گرفت. این جنایت بیش از 8هزار شهید، مسموم و مجروح بر ایران تحمیل کرد. مجامع جهانی به دلیل نفوذ پشتیبانان صدام، قادر به انجام اقدام قابل‌توجهی نشدند. شورای امنیت در واکنش به جنایت جنگی صدام، در سال 1365مصوبه‌ای را علیه صدام تصویب کرد که با وتوی آمریکا بی‌اثر شد.3-هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز آب‌های خلیج‌فارساز «جنایت‌های بزرگ» دیگری که با هدف مقابله با توانِ انقلابی و نیز به منظور به سازش کشاندن ایران، انجام شد، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران، بر فراز آب‌های خلیج‌فارس بود. رونالد ریگان در 31شهریور1366 در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، رسماً ایران را تهدید کرد که اگر قطعنامه 598 را نپذیرد، با اقدام عملی(جنایت بزرگ) آمریکا مواجه خواهد شد.(3) اندکی بعد، آمریکا به عنوان متحد عراق وارد جنگ با ایران شد. در 30 فروردین 1367 این کشور به نفت‌کش‌ها و سکوهای نفتی غیرنظامی ایران، در خلیج‌فارس حمله کرده و در 12تیر 67 «جنایت بزرگ» را مرتکب شده و ادامه‌ی جنگ را، برای ایران دشوار ساخت. در 12 تیر 67، هواپیمای مسافربری شماره‌ی 655 شرکت هواپیمایی «ایران ایر» از تهران به مقصد دوبی در حال حرکت بود که با شلیک موشکِ هدایت‌شونده از ناو متعلق به نیروی دریایی آمریکا، سرنگون شد. بر اثر این جنایت، تمامی 290 سرنشین هواپیما به درجه رفیع شهادت نائل شدند. این جنایت از نظر میزان تلفات انسانی، هشتمین جنایت مرگبار هوایی تاریخ نام گرفت. بعد از این ماجرا، ایران ناگزیر قطعنامه 598 را پذیرفت. کمک اطلاعاتی به رژیم بعث و لو رفتن عملیات کربلای 4 با آن حجم از تلفات در ادامه همین جنایت‌ها قابل تبیین است.بنابراین، مجموعه این «جنایت‌های بزرگ»، ضمن جریحه‌دار کردن افکار عمومی داخل و خارج، مطالبه‌ی پایان دادن به جنگ را مطرح کرد. از سویی، این موضوع به دودستگی و دوقطبی شدن نخبگان دامن زده و آن را تشدید کرد. به طوری که برخی از نخبگان نامؤمنِ به مقاومت که در ارتباط پنهان و آشکار با شبکه‌ی نفوذ داخلی آمریکا بودند؛ به نام عقلانیت، با هدایت افکار عمومی و به بهانه‌ی هزینه‌دار شدن بیش از پیش جنگ، در پازل طراحی شده­ی آمریکا قرار گرفته و جام زهر را به امام راحل عظیم‌الشأن نوشاندند.4-دست برتر انصارالله و «جنایت‌های بزرگ» برای نجات عربستاندر ماجرای جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، صدام با محاسبات غلط به ایران تجاوز کرد. تصور صدام بر این بود که ایران به دلیل فروپاشی ساختارهای پیشین، در نخستین هفته‌های جنگ، تسلیم خواهد شد، اما مقاومت ایران، محاسبات عراق را به شکست کشاند. این موضوع در مورد تجاوز آل سعود به یمن نیز صادق است. عربستان با این نگاه که یمن به دلیل ضعف ساختارهای نظامی، مقابل ائتلاف تسلیم خواهد شد، به یمن حمله کرد. اما مردم یمن نه تنها دفاع جانانه انجام دادند، بلکه تهدیدات فراوانی بر این رژیم تحمیل کردند. شکست متحد و هم‌پیمان آمریکا در هر دو نمونه، باعث ورود این دولت به بحران، برای نجات هم‌پیمان خود شده است. همان‌طور که آمریکا با قطعنامه 598، رژیم بعث را از باتلاق ایران خارج ساخت، بعد از گذشت دو دهه، مجدداً آمریکا تلاش می‌کند با فرمول‌سازی و الگوگیری از قطعنامه 598، این بار، رژیم آل سعود را از باتلاق یمن خارج سازد. با بررسی «جنایت‌های بزرگ»، محور اشغال و سازش در یمن، به‌وضوح این فرمول‌سازی، مشخص و عریان خواهد شد.1-4- تحریم‌های اقتصادی، محاصره‌ی یمن و تخریب زیرساخت‌هااولین تحریم اقتصادی علیه ایران، پس از یک حرکت انقلابی و بعد از تسخیر لانه جاسوسی وضع شد. منطق اولین تحریم اعمالی علیه ایران، کاملاً روشن و مشخص است. هر دولت، نهاد یا گروهی، منافع، سیاست خارجی، اقتصادی و نظم مطلوب آمریکا را تهدید کرده و به چالش بکشد، مستوجب و مستحق تحریم خواهد بود. همین منطق در مورد تحریم انصارالله به کار گرفته شد. انصارالله در موج دوم انقلاب با سازماندهی سایر نیروهای انقلابی، رهبری اعتراضات را بر عهده گرفته و با شعار«الثورة المستمره» به طرح مطالبات اصلی و حقیقی مردم یمن پرداخت.(4) از نظر آمریکا، نفی «ابتکار خلیجی» و اتخاذ سیاست و طرحی مستقل، آغاز حرکت انصارالله و سرنوشت یمن، در مسیری مغایر و متعارض با منافع آمریکا است. لذا انصارالله که منشأ و موتور محرکه‌ی این حرکت بوده، مستحق تحریم است.تحریم ابتدایی در قطعنامه 2241 شورای امنیت و هم‌زمان با حرکت انصارالله به سمت صنعا و محاصره‌ی پایتخت، اجرایی شد. یکی از بندهای این قطعنامه، رهبران و شخصیت‌های وابسته به انصارالله را تحریم مالی و نظامی می‌کند.(5) تحریم بانک مرکزی صنعا و ممانعت از مراودات و معاملات مالی و بانکی از سوی نهادها و بانک‌های مختلف غربی-عربی، در ادامه همین رویکردِ تحریم صورت پذیرفته است. عربستان سعودی برای تشدید فشار علیه دولت صنعا، دستور ایجاد بانک مرکزی موازی در عدن را صادر کرده است. محاصره‌ی اقتصادی نیز در ادامه همین محدودیت‌سازی، جنبه عملیاتی به خود گرفته است. آمریکا و عربستان، یمن را محاصره دریایی، هوایی و زمینی کرده و از ارسال هرگونه کمک‌های بشردوستانه جلوگیری می‌کنند. گره زدن مقاومت به دارو و سوخت و شرطی کردن انصارالله، در همین راستا در جریان است. مسئولان دولت صنعا، بارها اعتراض خود را نسبت به محاصره‌ی اقتصادی و ناعادلانه بودن تحریم‌ها، اعلام کرده‌اند.تخریب زیرساخت‌های یمن نیز با جنایت‌های آمریکا و عراق علیه ایران، مشابهت و هم‌خوانی دارد. عراق بعد از تغییر رویه‌ی جنگ به نفع ایران، جنگ شهرها را به راه انداخت، تا از طریق هدف قرار دادن مردم بی‌گناه، فشار افکار عمومی برای پایان دادن به جنگ را تشدید کند. از طرفی، عراق زیرساخت‌های اقتصادی ایران را نشانه گرفت تا پشتوانه مالی ایران را زمین‌گیر کند. عربستان نیز همین رویکرد را در پیش‌گرفته است. در رابطه با تخریب زیرساخت‌های یمن، دیده‌بان حقوق بشر در تیرماه 95، گزارشی را رسانه‌ای کرد. براساس این گزارش که با عنوان«بمباران تجارتخانه‌ها و مراکز اقتصادی» منتشر شده، آمده است: «ائتلاف سعودی 17 حمله هوایی غیرقانونی علیه 13 مرکز اقتصادی غیرنظامی یمن انجام داده که بیش از 130 کشته و 170 زخمی برجا گذاشته است.»(6) همه این اقدامات به منظور تسلیم کردن انصارالله و هدایت ایشان  برای تن دادن به سازش صورت می‌پذیرد.2-4- بمباران مراسم ختم در صنعااز دیگر «جنایت‌های بزرگی» که برای فشار به انصارالله صورت پذیرفت، بمباران سالن برگزاری مراسم ختم، در صنعا بود. در این حمله، دو جنگنده‌ی آل سعود در سه نوبت، مراسم ختم وزیر کشور یمن را، تعمداً بمباران کردند. این جنایت بیش از 700 کشته و زخمی برجای گذاشت. در میان جان‌باختگان این جنایت، مقامات بلندپایه‌ی یمنی حضور داشتند. اگر بخواهیم این جنایت را با «جنایت‌های بزرگ» دیگر که به منظور تسلیم مقاومت صورت پذیرفته، مقایسه کنیم، بمباران شهرک «قانا» یا بمباران شیمیایی مردم سردشت، بارزترین و مشابه‌ترین نمونه‌ها به جنایت صنعا است. رژیم صهیونیستی در اثنای جنگ 33روزه و پس از تغییر موازنه جنگ به نفع حزب‌الله و نیروهای مقامت، دست به «جنایت بزرگی»زد. رژیم صهیونیستی، ساختمان‌های مسکونی شهرک قانا را مورد حمله‌ی موشک‌های خود قرار داد، که بیش از 60 شهروند غیرنظامی جان خود را از دست دادند. هدف قراردادن مناطق مسکونی و گرفتن تلفات از غیرنظامیان، به منظور جریحه‌دار کردن افکار عمومی و تغییر نگاه و محاسبات نخبگان به موضوع مقاومت، صورت پذیرفت. در بمباران صنعا نیز رژیم آل سعود همین هدف را دنبال می‌کرد، اما انصارالله ضمن پی بردن به اغراض آل سعود، واکنش تندی به جنایت عمدی جنگنده‌های متجاوز نشان داد. به طوری که «محمد عبدالسلام» سخنگوی انصارالله، با محکوم کردن این جنایت، اظهار داشت:«خون جز با خون پاسخ داده نمی‌شود.»(7)‌3-4- حمله آمریکا به سایت‌های راداری یمنآمریکا در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، مستقیماً وارد جنگ با ایران شد. بهانه‌های آمریکا برای هدف قرار دادن کشتی‌های ایران، ناامن شدن خلیج‌فارس و آبراهه‌های انتقال انرژی، به دلیل تداوم جنگ بود. اما در واقع آمریکا با این حملات، هدفِ تسلیم ایران را دنبال می‌کرد. آمریکا همان سناریو و الگو را برای انصارالله پیاده کرده است. در همین راستا، وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد:«به هرگونه تهدید علیه کشتی‌ها و رفت‌وآمد بازرگانی در آب‌های نزدیک یمن پاسخ خواهد داد»(8) ارتش آمریکا 3مرکز و سایت‌ راداری یمن را مورد هدف قرار داد. این حمله با این توجیه انجام شد که انصارالله یکی از ناوشکن‌های ارتش آمریکا را مورد هدف قرار داده است. این در حالی است که آمریکا هیچ سندی برای اثبات ادعای خود مطرح نکرده است. این اقدام آمریکا در همان چارچوب مقدمه‌چینی برای ورود مستقیم به جنگ و تغییر محاسبات مسئولان انصارالله، قابل تحلیل است.(9) اما انصارالله برای خنثی کردن این طرح و غیر مشروع کردن تجاوز آمریکایی به یمن، هرگونه دست داشتن در حمله به ناوشکن‌های آمریکایی را رد کرده و عنوان داشت:«انصارالله آماده است با هر طرف بین‌المللی، برای تحقیق درباره جزئیات این ادعا و مجازات عاملان آن همکاری کند»با توجه به مسائلی که بیان شد، به نظر می‌رسد، آمریکا برای نجات عربستان و تسلیم انصارالله، به دنبال فرمول‌سازی قطعنامه 598 است. این سناریو و فرمول بر دو اهرم و ابزار متکی است؛ اهرم نظامی و اهرم سیاسی. پیاده‌سازی ابزار نظامی بر عهده آمریکا و عربستان و دستور کار آن نیز تشدید حملات علیه انصارالله و مردم یمن است. حملاتی که به دنبال تغییر نگاه و محاسبات نخبگان انصارالله است. مشابه همان وضعیتی که در آستانه‌ی قطعنامه 598، برای ایران ایجاد کردند. به طوری که برخی از مسئولان ایرانی، به این جمع‌بندی رسیدند که به واسطه افزایش هزینه‌های مقاومت، ایران از پذیرش قطعنامه ناگزیر است.در این فرمول و سناریوی از پیش طراحی و آزمایش شده برای یمن، طرح‌ها و پیشنهادهای صلحِ یک‌جانبه که تنها منافع آل سعود را تأمین می‌کند، در حکم اهرم و ابزار سیاسی، برای نجات عربستان و تسلیم انصارالله است. بسته‌ها و طرح‌های صلح متعدد، اما با مفاد مشترک، که کشورهای مختلف در رسانه‌ها و شورای امنیت مطرح می‌کنند، ارکان و پیشران‌های این اهرم سیاسی هستند. از این طرح‌ها، می‌توان به طرح‌های انگلیس، اردن و «اسماعیل ولد شیخ»اشاره کرد، که تماماً درصدد تکمیل یک پازلِ از پیش طراحی شده هستند. راهکار انصارالله در خنثی‌سازی این سناریو، مقاومت و تأکید بر طرح‌های عادلانه است. به طوری که مقتضیات و مصالح انقلابی در این طرح‌ها نادیده گرفته نشود.جمع‌بندیحملات ائتلاف آل سعود به یمن، بعد از 18ماه به شکست رسیده است. علائم این شکست در حوزه‌های مختلفی قابل مشاهده است. این موضوع آل سعود را مترصد کرده برای خروج از بحران یمن، دست به دامان آمریکا شود. طرح آمریکا برای رهایی عربستان، فرمول قطعنامه 598 ایران است. در این فرمول دو اهرم ایفای نقش می‌کنند. اهرم نظامی و اهرم سیاسی، اهرم نظامی بر استفاده از قدرت سخت متکی بوده و توأم با «جنایات بزرگ» است. جنایاتی که درصدد تغییر محاسبات نخبگان انصارالله است. اومابا در سخنرانی خود به این موضوع و حضور نظامی برای نجات هم‌پیمانان اشاره کرده و آن را توأم با هزینه دانسته است«هم‌پیمانان ما در حوزه خلیج (فارس)، توانایی کاهش و مدیریت تنش‌های خود را ندارند. این بدان معناست که ما باید وارد ماجرا شویم و با استفاده از قدرت نظامی خود، اوضاع را حل‌وفصل کنیم. و این اقدام به نفع آمریکا نیست»(10) این جنایت‌ها را دو دولت عربستان و آمریکا اجرایی می‌کنند. بمباران مراسم ختم صنعا و مورد هدف قرار دادن مراکز راداری یمن، نمونه‌های این «جنایات بزرگ» هستند. در این میان اهرم سیاسی، در قالب طرح‌ها و بسته‌های صلح یک‌جانبه‌ی تحمیلی، قابل‌تحلیل است. طرح پیشنهادی انگلیس، اردن و اسماعیل ولد شیخ از نوع این بسته‌ها و طرح‌های ناعادلانه هستند که به‌طور متعدد مطرح و رسانه‌ای می‌شوند.منابع:1-«80کشور تجهیز کننده صدام در جنگ با ایران»، منتشر شده در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 31 شهریور 94، بازیابی در:http://www.irdc.ir/fa/content/63790/print.aspx2-«ایران از چه زمانی تحریم شد»، منتشر شده در سایت تبیان، 5 آذر 92، بازیابی در:http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=2637823-«امام خمینی و مسئله جنگ و صلح در طول هشت سال دفاع مقدس»، منتشر شده در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 6 مهر 91، بازیابی در:http://www.irdc.ir/fa/content/6016/default.aspx4-برای مطالعه بیشتر ر.ک: محمد گلی، «جایگاه قطعنامه‌های فصل هفت شورای امنیت در پایان دادن به بحران یمن»، منتشر شده در اندیشکده راهبردی تبیین، 28مهر 95، بازیابی در:http://tabyincenter.ir/index.php/menu-examples/child-items-5/13950728025-برای مطالعه بیشتر ر.ک: محمد گلی، «تشکیل دولت نجات ملی و آینده تحولات یمن»، منتشر شده در اندیشکده راهبردی تبیین، 3 آبان 95، بازیابی در:http://tabyincenter.ir/index.php/menu-examples/child-items-5/13950803016-«آل سعود به دنبال نابودی تمام زیرساخت‌های یمن است»، منتشر شده در کیهان، 22 تیر 95، بازیابی در:http://kayhan.ir/fa/news/79828/7-«الگو برداری عربستان از «جنایت قانا» در حمله به صنعاء»، منتشر شده در «تسنیم»، 20 مهر 95، بازیابی در:http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/20/1210080/8-«اوباما: آمریکا آماده عملیات نظامی بیشتر در یمن است»، منتشر شده در «تسنیم»، 24مهر 95، بازیابی در:http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/24/1211923/9-«تنگه باب المندب و دریای سرخ؛ نقطه ثقلی جدید در تحولات یمن»، منتشر شده در اندیشکده راهبردی تبیین، 25 مهر 95، بازیابی در:http://tabyincenter.ir/index.php/rasad/139507250710-«دکترین اوباما»، بازیابی در:http://www.theatlantic.com/magazine/archive/2016/04/the-obama-doctrine/471525/اندیشکده تبیینانتهای متن/

    طرح آمریکا برای نجات عربستان از بحران یمن؛ تکرار قطعنامه 598 ایران
  • تاثیر ساختار سرمایه بانکی بر نقش خلق نقدینگی بانک ها در اقتصاد ایران

    تاثیر ساختار سرمایه بانکی بر نقش خلق نقدینگی بانک ها در اقتصاد ایران
    چکیدهدر این پژوهش به محاسبه شاخص خلق نقدینگی در نظام بانکی کشور، مطابق با مطالعه Berger & Bouwman (2009) و با تاکید بر ساختار ترازنامه شبکه بانکی کشور طی سال های 1385-1391 و بررسی ارتباط این شاخص با سرمایه بانکی مورد پرداخته می شود. روش مورداستفاده در این تحقیق گشتاورهای تعمیم یافته است. مطابق با نتایج به دست آمده، در این تحقیق، ارتباط منفی میان خلق نقدینگی و سرمایه وجود دارد. ازاین رو از فرضیه شکنندگی مالی در شبکه بانکی کشور مورد تایید قرار می گیرد. نویسندگان:دکتر مهشید شاهچرا، ماندانا طاهریفصلنامه پژوهش های پولی – بانکی - سال هشتم، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تاثیر ساختار سرمایه بانکی بر نقش خلق نقدینگی بانک ها در اقتصاد ایران
  • معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی

    معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی
    چکیده:  قانون اساسی به‌دلیل نقشی که در تمشیت روابط بین افراد و دولت دارد، از اهمیت جدی برخوردار است. به همین نسبت، تعیین معنای دقیق مفاهیم آن در تنظیم بهتر این رابطه مهم است. هنجارهای دینی ذکرشده در قانون اساسی، از جمله مفاهیمی‎اند که نقش مهمی در قانون اساسی دارند. هرچند معنای اجمالی این واژگان مشخص است، به‌دلیل نداشتن معنای تفصیلی پیشینی، بالجمله روشن نیست. در این بین، مفهوم «موازین اسلامی» به دلایل مختلف کمی و کیفی اهمیت بیشتری دارد. مسئله‌ی این مقاله تعیین معنای دقیق برخی از این هنجارهای دینی با محوریت مفهوم موازین اسلامی است. در این پژوهش با دلایل مختلف از جمله معادل‎یابی این هنجارها با هنجارهای مصطلح در فقه اسلامی، ثابت شده است که این مفهوم از نظر معنایی متفاوت با مفهوم «احکام اسلام» در قانون اساسی است. بر همین اساس، معنای بسیاری از هنجارهای اسلامی ذکرشده نیز به یکی از این دو هنجار ارجاع داده شده است.نویسندگان:محسن اسماعیلی، حسین امینی پزوهفصلنامه دانش حقوق عمومی - دوره 4، شماره 11 - ( بهار و تابستان 1394 ).برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی
  • ریشه­‌های جنگ ژاپن-آمریکا؛ منازعه­‌ای میان اقتصاد آزاد و خودکفایی

    یکی از عناصر مهم، اما معمولاً مغفول که منجر به جنگ‌جهانی دوم شد، عنصر اقتصاد است. در واقع شاید بتوان گفت که جنگ‌جهانی دوم، منازعه‌­ای میان دو سیستم اقتصادی بود؛ نخست، تجارت آزاد؛ یا آن‌چه که امروز جهانی‌­شدن نام دارد و دو، استبداد؛ یا خودکفایی اقتصادی دولت‌­ها یا به‌عبارت رایج­تر، بلوک­‌های تجاری که متشکل از امپراطوری­‌ها می­‌شوند. همان‌طور که در مقاله دیگر خود، با عنوان «افسانه تجارت بزرگ؛ محور نازی» خاطر نشان کردم، حتی «یالمار شاخت» (Hjalmar Schacht)، وزیر اقتصاد رایش، جاسوسی در دستگاه حاکمیت رایش سوم که در خدمت نظام بانک‌داری جهانی بود، مدعی شد که دشمنی با آلمان، اساساً در نتیجه سیاست­‌های اقتصادی استبدادی آلمان و سیاست تجارت متکی بر تهاتر شکل گرفته بود و ترویج می­‌شد.بانک تسویه حساب­‌های بین‌­المللی(Bank of International Settlements) در آن زمان اعلام کرد که این سیستم تجاری استبدادی، درحال تبدیل شدن به‌یک روند جهانی بود.[1] ژاپن، ایتالیا و آلمان از سیاست‌­های بانکی، اقتصادی و تجاری مشابه پی‌روی می­‌کردند. بانک ژاپن در سال 1932 به‌عنوان یک بانک دولتی به رسمیت شناخته شد؛ هرچند که از ابتدای تأسیس آن در سال 1882، کاخ سلطنتی ژاپن، سهام‌دار اصلی این بانک بود. قانون بانک ژاپن، بر اساس قانون سال 1939 بانک رایش(Reichsbank) تنظیم شد. ژاپن رشد اقتصادی بسیار قابل توجهی را تجربه کرد.[2] این دولت­‌ها، که به «دُوَل محور» شهره شدند، معاهده «ضدکمینترن» را شکل بخشیده و کمونیسم و اتحادیه جماهیر شوروی را هدف قرار دادند. موضوعی که در این‌جا اهمیت تاریخی بسیار زیادی دارد - به‌ویژه از نظر عوامل و دلایلی که جنگ علیه دول محور را شکل بخشید - آن بود که این دولت­‌ها و متحدین ایشان پدیده­ای فراتر از مخالفت با بلشویسم را ایجاد کرده بودند؛ ایشان در واقع، محوری علیه رباخواری تشکیل دادند.درحالی­‌که دموکراسی­‌ها به حاشیه رانده شده بودند و دکترین پر سر و صدای «قرار جدید»(New Deal) روزولت نیز تا زمان آغاز تبلیغات جنگ ناموفق بود، دول محور و در واقع شمار محدودی از دموکراسی‌­ها، هم‌چون سوئد و نیوزلند، از اعتبار دولتی خود، حداقل به میزان پیشنهادی بهره می­‌بردند؛ درحالی‌که بیش‌تر کشورهای دنیا در بهترین حالت، وضعیت رکود را تجربه می­‌کردند. دولت‌­های توسعه‌نیافته از اروپا تا آمریکای جنوبی، با آلمان خارج از نظام بانکی بین­‌المللی، قراردادهای تجاری دوجانبه‌­ای را منعقد می‌­کردند؛ که برای هر دو طرف سودمند بود. برای آغاز جنگ علیه دول محور، بهانه­‌هایی لازم بود؛ هم‌چون بهانه­‌هایی که در دوران ما برای حمله به میلوسویچ در صربستان، صدام در عراق و دیگران دست‌وپا شد؛ بهانه‌­هایی که به‌همین منوال به طریقی با نظام اقتصادی بین­‌المللی گره می‌­خوردند. در مورد آلمان، بهانه مد نظر، مناقشه سرزمینی این کشور با لهستان بود و در مورد ژاپن، مناقشه سرزمینی این کشور با چین بهانه قرار گرفت.استمرار منازعه چین-ژاپن؛ از قرن نوزدهمتاریخ دشمنی چین-ژاپن، قدمتی بسیار طولانی دارد و به­‌لحاظ تاریخی، اتهام جنگ یک طرفه ژاپن هرگز توجیه‌پذیر نیست. ژاپن خود را در مخمصه دهه 1930 گرفتار دید؛ همان‌طور که دولت‌­های امروزی گرفتار مخمصه‌­ای به­‌نام «جهانی‌شدن» هستند. پیامد­ها یک‌سان بود؛ اول، قلع‌وقمع و هتک حرمت اخلاقی در مجامع جهانی؛ دوم، تحریم­‌های اقتصادی و سوم، جنگ؛ که در نهایت به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی منتهی شد. اولین جنگ چین-ژاپن به سال 1894 تا 1895 باز می‌­گردد؛ که بر سر موقعیت و جایگاه کره رخ داد. این موضوع، نشان می­‌دهد که علاقه ژاپنی­‌ها به کره، به‌­هیچ­وجه یک مسئله ساده و غیرقابل توجیهِ توسعه سرزمینی نبود. ژاپن تمایل نداشت که کره را به زنجیر بکشد؛ بلکه بالعکس، تلاش کرد تا مانع آن شود که چین، کره را در خود ضمیمه کند.سرهنگ «کلمنزه مکل»(Klemens Meckel)، مشاور سیاست‌خارجی ستاد کل ارتش امپراطوری ژاپن، در یک نقل قول که می­توان آن را استراتژی ژئوپلتیک خواند، گفت که کره «خنجری بود که قلب ژاپن را هدف گرفته بود.»[3] امپراطوری چین، به‌طور سنتی بر این باور بود که این امپراطوری قلب جهان است و تمام دیگر کشورها، قدرت خود را از این کشور اخذ می­‌کنند. روابط چین با دولت­‌های همسایه بر اساس مالیاتی که به امپراطوری چین می‌­دادند، شکل می­‌گرفت. تعدی و دست‌درازی انگلیسی­‌ها و دیگر کشورهای غربی از اواسط قرن نوزدهم در این امپراطوری، رویکرد مذکور را تضعیف کرد؛ چراکه امپراطوری چین مجبور شد چند معاهده را بپذیرد که درهای چین را به روی تجارت خارجی باز کرد. این ماجرا، باعث شد تا شماری از خراج‌گذاران پیشین چین، تحت تسلط قدرت­‌های امپریالی درآیند؛ هم‌چون ویتنام (فرانسه)، نپال و برمه (انگلستان) و بخش‌­هایی از سیبری (روسیه). ژاپن، دیر هنگام، مسیری را در سیاست‌خارجی پیش گرفت که در گذشته، قدرت­‌های غربی آغاز کرده بودند و پیش‌تر از ایشان نیز به‌مدت چندین قرن توسط چینی­‌ها اجرا شده بود.کره از نظر منابع ذغال‌سنگ و سنگ‌آهن، غنی بوده و کشاورزی آن در وضعیت مطلوبی قرار داشت. پس از منازعات متعدد با جدایی‌طلبان کره­ای، معاهده 1876 ژاپن-کره وضع شد؛ اما این، تنها بخشی از یک فرآیند بود که بار دیگر قدرت­‌های غربی را وارد ماجرا کرد و ایشان نیز تلاش کردند راه کره را به روی تجارت خود باز کنند؛ البته پس از آن‌که «کوئین مین»(Queen Min) کره را از نفوذ و دست‌اندازی بیگانگان خارج کرد. در دهه 1869 میان کره و فرانسه در حال مخاصمه بودند؛ فرانسوی­‌ها در سال 1866 و ایالات‌متحده در سال 1871، جزیره گانگوا(Ganghwa Island) را اشغال کردند. هنگامی که یک قایق کوچک از رزم­ناو ژاپنی ساخت اسکاتلند به آب انداخته شده و از سوی استحکامات کره به آن شلیک شد، رزم‌­ناو ژاپنی[4] نیز پاسخی دندان‌شکن به این عمل داد.در سال 1882، شورشی رخ داد که در آن مربیان نظامی، دیپلمات­‌ها، نیروی پلیس و دانشجویان ژاپنی کشته شدند و به سفارت این کشور نیز حمله شد. ژاپن مداخله کرد. انقلاب روستایی «دونگاک»(Donghak Peasant Revolt) در سال 1894 رخ داد و باعث شد تا دولت کره از چینی­‌ها درخواست کمک کند. در پاسخ، ژاپن شش‌هزار نیرو را در اینچئون پیاده کرد و مقابله کره با نیروهای ژاپنی منجر به اولین جنگ چین-ژاپن شد. این جنگ، باعث شد تا چین ادعای خود در مورد کره را ذیل معاهده «شیمونوسکی»(Treaty of Shimonoseki) متوقف کند. این معاهده، به ژاپن توان داد تا جزایر پنگو(Penghu Islands)، تایوان و بخشی از شبه‌جزیره لیائودونگ(Liaodong Peninsula) را تحت اختیار خود درآورده و شاشی(Shashih)، چونگ­‌کینگ(Chungking)، سوچو(Soochow) و هنگ‌چو(Hangchow) را در مسیر میان چین تا ژاپن، آزاد کند. ژاپن در اعلان جنگ خود علیه چین، در مورد موضوع کره چنین می­‌گوید:«کره یک کشور مستقل است. این کشور، اولین‌بار با توصیه و راهنمایی ژاپن به خانواده کشورها معرفی شد. بااین­‌حال، چین دائماً کره را به‌عنوان کشور وابسته به خود معرفی کرده و به­‌صورت آشکار و پنهان در امور داخلی این کشور مداخله می­‌کند. در هنگام شورش اخیر در کره، چین نیروهای خود را به آن‌جا اعزام کرد و مدعی شد که هدف وی از این مداخله، یاری رساندن به این دولت وابسته بوده است. ما، با توجه به معاهده­ای که در سال 1882 با کره منعقد شد و با در نظر گرفتن شرایط اضطراری احتمالی، تصمیم گرفتیم که به این کشور نیروی نظامی اعزام کنیم.»ژاپن، با هدف رها کردن کره از فاجعه و مزاحمت همیشگی و در نتیجه حفظ صلح در سرتاسر شرق، از چین درخواست می­‌کند تا برای تحقق این موضوع، همکاری کند. اما چین بهانه­‌های مختلفی را مطرح نموده و پیشنهاد ژاپن را رد کرد. بر همین اساس، ژاپن به کره توصیه کرد که دولت خود را اصلاح کرده و از این طریق، نظم و آرامش را در کشور خود مستقر سازد و بنابراین، این کشور قادر خواهد بود مسئولیت‌­ها و وظایف یک دولت مستقل را در خارج از مرزهای خود عهده‌­دار شود. کره، هم‌اکنون آمادگی عهده‌داری این وظیفه را دارد. اما چین به‌صورت مخفی و آشکار تلاش می­‌کند تا هدف ژاپنی­‌ها را تخریب و منحرف کند.این کشور، تلاش فراوانی می­‌کند تا این هدف را با مشکل مواجه کند و هم در زمین و هم در دریا، آمادگی‌­های جنگی کسب می­‌کند. زمانی‌که این آمادگی تکمیل شود، نه‌تنها نیروهای زیادی را به کره اعزام می‌کند و می­‌کوشد تا با اتکا بر زور، به نقشه­‌های جاه‌­طلبانه خود جامه‌عمل بپوشاند، بلکه با خودخواهی و گستاخی به روی کشتی­‌های ما در آب­‌های کره آتش می‌­گشاید. هدف چین، آن است که از پذیرش مسئولیت حفظ صلح و نظم در کره شانه خالی کرده و نه‌تنها جایگاه آن دولت را در خانواده ملت‌­ها تضعیف می‌­کند، (جایگاهی که به‌واسطه تلاش‌­های ژاپن برای کره فراهم شد) بلکه اهمیت معاهداتی که این جایگاه را به رسمیت می‌­شناسند و تأیید می‌­کنند، تحلیل می­‌برد. چنین رفتاری از سوی چین، نه‌تنها آسیب مستقیمی به حقوق و منابع این امپراطوری وارد می­‌کند، بلکه دهن‌کجی به صلح و آرامش دائمی در شرق است.بر اساس اقدامات این کشور، می­‌توان نتیجه گرفت که چین از همان ابتدا تمایل داشته تا صلح را قربانی دست یافتن به هدف ناشایست خود کند. در چنین شرایطی، هدف و خواست ما هم‌چنان آن است که اعتبار این کشور را در خارج از مرزها، با استفاده از روش‌­های کاملاً صلح­‌جویانه، بالا ببریم و برای این منظور چاره­ای جز اعلان رسمی جنگ علیه چین نداریم. این، جدی­‌ترین خواسته ما است که با اتکا بر اهداف متعالی و مطلوب خود، هرچه سریع­تر صلح به‌صورت دائمی به منطقه باز‌گردد و شکوفایی امپراطوری اوج گرفته و کامل شود.[5] چین، به زعم خود پاسخ داد که کره به‌مدت چندین قرن خراج‌گذار چین بوده و چین، هر آن‌چه که لازم باشد انجام می­‌دهد تا آن‌چه را که شورش­‌های مدام خواند، فرونشاند.[6] کاملاً مشخص است که از رویکرد جاه‌­طلبانه چین نسبت به همسایگان خود، چیزی کم نشده است؛ به‌ویژه مطالبات سرزمینی این کشور از هند، ویتنام، ژاپن، فیلیپین و دیگر کشورها. از اواسط قرن نوزدهم، خودِ ژاپن مکرراً هدف دست‌اندازی قدرت­‌های غربی از جمله ایالات‌متحده بوده است. ژاپن با پایان دادن به استیلای چینی‌­ها، حاکمیت مستقل خود را تثبیت کرد. شبه‌جزیره کره و سرزمین اصلی چین در زمانی که منافع امپریالیستی قدرت‌­های غربی در سرتاسر جهان توزیع شده بود، ابزارهای ژاپن برای خودمختاری ژاپن بود.روسیه و مداخله سه‌جانبهقدرت­‌های غربی - که متوجه خیزش و قیام ژاپن در منطقه شده بودند و آن را تهدیدی برای خود می­‌انگاشتند - از ژاپن خواستند که از ادعای خود نسبت به شبه‌جزیره لیائودونگ(Liaodong Peninsula) دست بکشد؛ زیرا این سرزمین ذیل بندر لوشون (بندر آرتور) قرار می‌­گرفت؛ جایی‌که هم آلمان و هم روسیه آن را از آن خود می­‌دانستند. ژاپن در نوامبر 1895 دست از ادعای خود کشید. روسیه به سرعت وارد این شبه‌جزیره شد و ساخت‌وساز خط آهن از هاربین به بندر آرتور را آغاز کرد؛ درحالی­‌که چین به این حرکت اعتراض جدی نمود. آلمان، فرانسه و انگلستان منافع خود را به چین نیز گسترش دادند. این ماجرا به «مداخله سه­‌جانبه» معروف شد که نقشی عمده در تعیین آتیه ژاپن ایفا کرد. این، درحالی بود که قدرت­‌های غربی نیز نشان دادند مداخله نظامی ابزار اصلی برای رسیدن به اهداف تعیین شده ایشان است.ژاپن، به­‌طور خاص، حضور روسیه در مِنشوری را ضمیمه شدن چین به حوزه نفوذ آن کشور تلقی می­‌کرد. در سال 1898، روسیه هم‌چنین امتیاز جنگل‌داری و معدن­‌کاوی در نزدیکی رودخانه­‌های یالو(Yalu) و تومن(Tumen) را از آن خود کرد. جنگ سال­‌های 1905-1904 روسیه-ژاپن، پس از آن رخ داد که روسیه از به رسمیت شناختن حوزه منافع ژاپن در کره در برابر به رسمیت شناخته شدن منافع روسیه در منشوری از سوی ژاپن، خودداری کرد. ژاپن، پس از شکست مذاکرات به بندر آرتور حمله کرد. پیروزی ژاپنی­‌ها منجر به خروج روسیه از منشوری و قرارداد اجاره بندر آرتور به ژاپن نیز منعقد شده و نیمه جنوبی جزیره ساخالین(Sakhalin Island) نیز واگذار شد.[7] در ژاپن، این اعتراض فراگیر شد که در برابر خسارات و تلفاتی که به این کشور وارد شده، دست‌آوردهای حاصل از صلح، برای این کشور بسیار کم بود؛ به­‌ویژه مصالحه بر سر نیمه جنوبی جزیره ساخالین، که با فشار ایالات‌متحده میسر شد، مورد اعتراض بود.در سال 1910، ژاپن پادشاهی کره را ضمیمه خود کرد. این سرزمین از سال 1905 به‌واسطه قوانین بین‌­المللی و قرارداد اتحاد 1902 انگلیس-ژاپن، تحت‌الحمایه ژاپنی‌­ها و انگلیسی‌­ها بود. کره تا زمانی‌که معاهده 1876 کره-ژاپن منعقد شد، تحت کنترل چینی­‌ها بود. جنگ‌جهانی دوم منجر به آن شد که ژاپنی­‌ها از کره به‌عنوان نیروی کار بهره ببرند. در سال 1939، نزدیک به یک‌میلیون کره­ای در ژاپن زندگی می­‌کردند. سال 1945 تقریباً دو میلیون کره­ای در ژاپن بودند. بسیاری از این مردم پس از جنگ هم‌چنان سکونت در این کشور را انتخاب کردند.[8]چین و ایالات‌متحدهبا آغاز جنگ‌جهانی اول، ژاپن تلاش کرد تا جایگاه خود را در منشوری تثبیت کند. از اوایل همین دوره، ایالات‌متحده نفوذ ژاپن در چین را برای منافع ایالات‌متحده بسیار تعیین‌کننده تلقی می­­‌کرد. «ادوارد تی.ویلیامز»(Edward T. Williams)، شارژدافر آمریکا در پکینگ(Peking)، در نام‌ه­ای به «ویلیام جنینگز برایان»(William Jennings Bryan)، وزیرخارجه ایالات‌متحده مدعی شد که از آن‌جا که آمریکا در آن زمان درگیر جنگ در اروپا نشده، این کشور، تنها قدرتی است که می­‌تواند در برابر نفوذ ژاپنی‌­ها در چین ایستادگی کند؛ هرچند که ژاپن در کنار متحدین و آلمان می‌­جنگید و ایالات‌متحده خارج از این جنگ بود و انگلیس از این کشور می‌خواست که علیه منافع آلمان در چین دست به کار شود.[9]ایالات‌متحده از همان ابتدا خواهان آن بود که اقدامات ژاپن را علیه آلمان در چین، محدود کند[10] و در دوران پس از جنگ نیز کوشید تا مانع گسترش نفوذ ژاپنی‌­ها شود. این، بدان معناست که ایالات‌متحده می­‌کوشید ژاپن را خارج از چین نگاه دارد و هدف اصلی آن حفظ منافع تجاری خود بود. درحالی‌که «رابرت لنسینگ»(Robert Lansing)، وزیر امورخارجه ایالات‌متحده مدعی شده بود که این کشور باید منافع ویژه ژاپن در چین را به رسمیت بشناسد، رئیس‌جمهور ویلسون و برایان در برابر این خواسته، مقاومت می‌کردند.[11] مخالفت اصلی در مذاکرات ژاپن با چین در این بود که ژاپنی­‌ها اصرار داشتند چین مستشاران ژاپنی را بپذیرد و مهمات این کشور را خریداری کند. ایالات‌متحده تلاش می­‌کرد در این ماجرا مداخله کند؛ درست همان‌طور که انگلستان در جریان مذاکرات میان آلمان و لهستان در سال 1939 وارد شد، مداخله ایالات‌متحده منجر به مخالفت ناگهانی چین در برابر ژاپن شد. ژاپن نیز به نوبه خود نسبت به این رفتار ایالات‌متحده مشکوک شد و از این هراس داشت که آمریکا در فوکین(Fukien) در نزدیکی فورموسا(Formosa) (تایوان) حضور دریایی خود را ایجاد کند؛ این نگرانی، ناشی از پیشنهادی بود که «جان هایز»(John Hays)، وزیر امورخارجه آمریکا در سال 1900 ارائه کرده بود که این کشور در فوکین، یک بندر ایجاد کند؛ مذاکراتی نیز پس از آن میان چین و شرکت فولاد «بثلهم»(Bethlehem Steel Company) برای ایجاد بندر مذکور، صورت گرفت.در واقع، روابط مستحکم و نزدیکی میان شرکت فولاد بثلهم و نیروی دریایی ایالات‌متحده و میان شرکت و گسترش منافع اقتصادی این کشور، وجود داشت. در سال 1911، چین و شرکت فولاد قراردادی را منعقد کردند که در آن پرسنل و پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا برای گسترش نیروی دریایی چین وارد عمل می­‌شدند؛ ساخت چند کشتی جنگی، بی­‌طرف‌سازی خطوط آهن منشوری و کنترل امور مالی و اقتصادی چین توسط منافع و وام‌­های بانکی ایالات‌متحده نیز از جمله دیگر مفاد این قرارداد بود.[12] بدون شک، از اوایل قرن بیستم، ایالات‌متحده و منافع عمده صنعتی و بانکی به‌طور غیررسمی کنترل چین را تحت اختیار خود گرفتند. محکوم کردن مداخلات ژاپن در چین از سوی آمریکا صرفاً یک سخن‌پراکنی بود که ایالات‌متحده برای توجیه جنگ­‌های خود در نقاط مختلف دنیا به ‌آن‌­ها متوسل می­‌شود. با ورود ایالات‌متحده به جنگ اروپایی در سال 1917، تقاضاهای این کشور از ژاپن اهمیت یافت؛ چین، بیش‌تر شرایط ژاپن را پذیرفت و ایالات‌متحده نیز منافع ویژه ژاپن را در چین، قبول کرد.چهارده نکته، مانیفست جهانی رئیس‌جمهور «وودرو اس. ویلسون»(Woodrow S. Wilson)، برای پذیرش جهان پس از جنگ، کاملاً قابل پیش­بینی بود؛ درست همانند منشور آتلانتیک «فرانکلین دی. روزولت»(Franklin D. Roosevelt) که پس از جنگ‌جهانی دوم در باب تجارت آزاد بین‌­الملل منتشر شد. تجارت آزاد، بر اساس آن‌چه که منشور آتلانتیک می‌­گفت، جنگی بود علیه دول محور. جنگ‌­های جهانی از نظر ایالات‌متحده برای آن به راه افتاد که جهان برای تجارت آزاد، امپریالیسم و مانند آن، ایمن شود. تجارت آزاد از اواسط قرن نوزدهم در میان امپراطوری­‌ها و بر اساس مفهوم سیاست «درهای باز»، کار خود را آغاز کرد. سیاستی که قرار بود سهام عادلانه منافع تجاری حاصل از چین، ژاپن، کره و دیگر کشورهای آسیایی را در میان قدرت­‌های استعماری - از جمله ایالات‌متحده- تقسیم کند. دیگر تازه‌وارد­های گردونه استعماری قرن نوزدهمی، ژاپن، ایتالیا و آلمان بودند. از زمانی‌که ژاپن توسط ایالات‌متحده از اواسط قرن نوزدهم به روی جهانیان باز شد، این کشور کوشید تا منافع خود را در آسیا صیانت کند.قدرت­‌های استعماری - از جمله ایالات‌متحده و انگلستان - خواهان آن بودند که نقشی را برای ژاپن تعیین کرده و بپذیرند؛ زیرا در سرکوب کردن شورش «باکسر»(Boxer Rebellio) در سال­های 1899 تا 1901 علیه منافع خارجی در چین، مشارکت داشت. در آن رویداد، قدرت­‌های استعماری بدون هیچ ملاحظه‌­ای چین را اشغال کردند تا منافع تجاری خود را پیش ببرند. تهمت­‌هایی که متعاقباً به ژاپن یا دیگر کشورهای دول محور زده شد، در ارتباط با جنگ­‌های متجاوزانه چیزی جز تبلیغاتی منفی برای پی‌گیری اهداف سیاسی نبود. ژاپن، در ورود به حلقه کشورهای استعمارگر دیر هنگام عمل کرد و با منافع امپریالی مواجه شد؛ که سعی می‌­کردند این کشور را خارج از این حلقه نگاه دارند.استبدادآن‌چه که در مورد امپریالیسم ژاپن و در واقع دیگر دول اصلی محور، یعنی آلمان و ایتالیا، متفاوت بود، این بود که هرکدام از آن‌ها تعریفی جدید از مفهوم «امپراطوری» ارائه می‌­کردند. ایشان، سیاست­‌های «تجارت آزاد» که ایالات‌متحده و انگلستان بر جهان تحمیل می­‌کردند را منکر شدند؛ سیاست­‌هایی که متعاقباً سیاست «درهای باز» و امروز «جهانی شدن» خوانده می­‌شوند.[13] رئیس‌جمهور وودرو ویلسون تلاش داشت تا از طریق جامعه ملل، نظم جهانی جدیدی را وضع کند و دلیل وی برای این کار، تجارت آزاد بود.[14] این، همان اهداف جنگی است که ایالات‌متحده و متحدین وی، امروز تعقیب می‌­کنند. نکته سوم در مانیفست ویلسونی چنین می‌­گوید: حذف تمام موانع اقتصادی و ایجاد شرایط لازم تجارت در میان تمام کشورهایی که خواهان صلح بوده و خود را برای ابقای آن شریک می­‌دانند؛ تاجایی‌که امکان دارد.[15]هم‌چنین، مفهوم پیشین «امپراطوری» نیز حذف می­‌شود. متناسب‌سازی آزادانه، متکی بر تفکر آزاد و کاملاً امپریالی تمام دعاوی استعماری بر اساس یک رویکرد صریح نسبت به اصولی که تمام مسائل مربوط به حاکمیت منافع ملت مربوطه را پاسخ می­­‌دهد، باید وزنی برابر با دعاوی متساوی دولتی که قرار است جایگاه آن مشخص شود، قائل باشد.[16]این سخنان، دقیقاً شبیه به سخنانی است که امروز مورد استفاده آمریکاست؛ تا هژمونی خود را به‌نام «آزادی» بر تمام دنیا تحمیل کند. «منشور آتلانتیک» سال 1941، شرایطی را برای جهان پس از جنگ در زمانی تعیین کرد که ایالات‌متحده حتی در زمره یکی از کشورهای متخاصم نیز قرار نمی­‌گرفت؛ «چهارده نکته» نیز همین روند را در پیش گرفت و در ادامه، متوجه این موضوع خواهید شد. دول محور، از جمله ژاپن، نگاه دیگری به امپراطوری داشتند که در آن، استبداد یا بلوک­‌های تجاری خودمختار تعریف می‌­شدند و از سیاست «درهای باز» قرن نوزدهمی یا بین‌­المللی‌گرایی ویلسونی قرن بیستمی، متفاوت بود. خودمختاری این بلوک‌­های جدید بر اساس قانون‌گذاری دولتی و کنترل اقتصاد، از جمله تجارت، قیمت­‌ها و بانک‌داری، معنا پیدا می‌­کرد.ساختار مشارکتی اقتصادی که از دهه 1930 آغاز شد، منافع خصوصی را پیرو منافع ملی ساخت. «مورک» و «ناکامور»(Morck and Nakamura) ساختاربندی شرکتی اقتصاد ژاپن را توصیف کرده و مدعی شدند که «کیکاکوئین»(Kikakuin) یا همان دفتر برنامه‌­ریزی در سال 1937 به‌همین منظور ایجاد شد. این دفتر، تصمیمات تجاری را منوط به تأیید دولتی کرد و در نتیجه، تعیین سود سهام و وضع مدیران انتصابی را به‌دنبال داشت.[17] این، دقیقاً شبیه به سیستمی بود که در آلمان مستقر شد و سود سهام را محدود به شش‌درصد کرد؛ که می‌بایست مجدداً سرمایه­‌گذاری می­شد و مدیران نیز، موضوع تأیید و قوانین دولتی بودند.[18] در سال 1940، وزارت برنامه­‌ریزی دولتی در طراحی ساختار سیستم اقتصادی جدید مدعی شد که شرکت­ها، باید از کنترل سهام‌داران، آزاد باشند و بنابر نیازمندی­‌های دولتی که از طریق هیئات کنترل صنایع (توسیکای Toseikai) تعیین می‌­شوند، اقدام به تولید کنند. بانک‌­ها نیز تحت کنترل توسیکای درآمدند. [19]پس از دهه 1920 - که مشکلات جدی را برای بخش بانکی ژاپن به‌دنبال داشت - ژاپن استاندارد طلایی را در دسامبر 1937 ترک گفت و برنامه کارهای جمعی را آغاز کرد؛ که اقتصاد را به تحرک واداشت. این برنامه، از طریق فروش اوراق قرضه دولتی به بانک­‌های خصوصی از طریق بانک ژاپن، تأمین مالی شد.[20] در این مورد نیز، سیستم شبیه به سیستمی بود که در آلمان و ایتالیا اجرا می‌­شد. بانک­­‌های دولتی، هم‌چون بانک صنعتی ژاپن نیز به سهام‌داران اصلی در بسیاری از صنایع تبدیل شدند. تجارت دوجانبه در داخل آن‌چه که حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ­‌تر(Greater East Asia Co-Prosperity Sphere) نامیده شد، صورت می­‌گرفت؛ که در آن ژاپن برای تأمین خوراک و مواد خام به مستعمرات خود وابسته بود. در مقابل، ژاپن محصولات تولیدشده را به این مستعمرات می­‌فروخت.[21] چنین سیستمی، حتی تحت رهبری آلمان، از اروپا تا آمریکای جنوبی موفق عمل می­‌کرد.حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ‌­ترتصور ژاپنی‌­ها از استبداد امپریالی در قالب حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ‌­تر، جامه عمل به خود پوشید. هنوز هم مطالب غیرمعقول مکتوب و منقولی در مورد این ماجرا نوشته و شنیده می‌­شود؛ از جمله، قدردانی و تشکر استرالیایی­‌ها و نیوزلندی­‌ها نسبت به ایالات‌متحده، که ایشان را از کار کردن در شالیزارها و سخن گفتن به زبان ژاپنی زیر یوغ برده­‌داران «نیپونی»(Nippon)[35] نجات دادند. این تصور اشتباه است که بگوییم دولتِ زمان جنگ ژاپن، فقط به اهداف جنگی می‌­اندیشیده است. این اهداف نیز تحت تأثیر وقایع غیرمترقبه جنگ تغییر کردند. بااین­‌حال، چندین اندیشکده ژاپنی موظف شدند تا پیش‌­نویس بلوک آسیایی را که ژاپن درنظر داشت، تهیه کنند. ایجاد این بلوک، نه‌تنها شامل خارج کردن ایالات‌متحده و قدرت­‌های استعماری اروپا از آسیا بود، بلکه استقلال دولت­‌های آسیایی داخل این بلوک را نیز در بر می‌­گرفت.در نوامبر 1943، توکیو، میزبان کنفرانس آسیای شرقی بزرگ‌­تر بود که تقریباً پنجاه رهبر ملی از سرتاسر جنوب شرقی آسیا برای شرکت در آن دعوت شدند. در میان ایشان، «سبهاس چاندرا باس» (Subhas Chandra Bose)، ریاست دولت موقت هندِ آزاد نیز حضور داشت؛ که هم‌چنان یکی از قهرمانان استقلال هند تلقی می­‌شد. دکتر «با ماو»(Ba Maw) از حزب «سینیثا»(Sinyetha Party) برمه، «وانگ چینگ وی»(Wang Ch’ing-wei)، ریاست دولت در «نانکینگ»(Nanking) چین و رئیس‌جمهور «خوزه لائورل»(José Laurel) از فیلیپین نیز حضور داشته و از حمایت­‌های ژاپن قدردانی بسیار کردند.[22]در سال 1943، هم‌چنین شاهد عزم ژاپن برای ایجاد ارتش­‌های ملی بودیم. آموزش این نیروها و نیز افسران مافوق، بستری را برای ایجاد ارتش‌­های دولتی در سراسر آسیای جنوب شرقی پس از استعمار، فراهم کرد. مهم‌ترین این ارتش­‌ها، ارتش ملی هند، ارتش مستقل برمه و پتا(Peta) در جاوه بودند.[23] هرچند مسائل غیرمادی در مورد شرکت‌کنندگان وجود داشت، شاید مسئله انگیزه کسانی که با این حرکت همراه شدند، مهم‌تر بود؛ از جمله پارتیزان‌­های جنایت‌کاری در فرانسه، یونان، یوگوسلاوی و دیگر کشورها. دکتر «جویس لبرا»(Joyce Lebra) کارشناس این موضوع در این‌باره چنین می­‌نویسد؛«انگیزه کسانی که با این حرکت همراه شدند، تا حدودی از سوی مسئله بازگشت قدرت­‌های استعمارگر غربی، در معرض خطر قرار گرفت. ناپایداری موضع کسانی که قرار بود در سرزمین­‌های تحت اشغال ژاپنی‌­ها باقی بمانند، معمولاً هم از سوی ناسیونالیست‌­هایی که آن‌جا را ترک گفته بودند و هم از سوی کسانی که برجای خود باقی ماندند، تصدیق می‌­شد. هیچ انگیزه سرتاسری و یکپارچه‌­ای برای همکاری در نظر بیش‌تر اهالی جنوب شرقی آسیا وجود نداشت. بسیاری از کسانی که در متصرفات ژاپنی سمتی را برعهده داشتند، معمولاً از سوی رقبای خود، قهرمان تلقی می­‌شدند. سبهاس پاندرا باس، آئونگ سان(Aung San)، نه‌وین(Ne Win)، سوکارنو و سوهارتو، همواره به‌عنوان وطن­‌پرستان و انقلابی­‌های واقعی علیه استیلای غربی، شناخته می­‌شدند.»[24]حوزه نفوذ محدودگستره حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ­‌تر، محدود بود. این حوزه، شامل هند نمی­‌شد. هندی که اشغال کردن و حکمرانی بر آن، به‌رغم انگیزشی که به جنبش استقلال داده شده بود، غیرممکن می­‌نمود. نظم نوین آسیایی که به مرزهای هند-برمه رسیده بود، تنها بخشی از برمه را شامل می­‌شد؛[25] حتی با این‌که بسیاری از تحلیل­گران سیاسی و رهبران نظامی بر این باور بودند که برمه نیز وارد این حوزه خواهد شد. در 26 جولای 1940 یک سند سیاستی ارتش-نیروی دریایی با عنوان «چارچوب سیاستی برای مواجهه با اوضاع جهانی» امضا شد. این سند، «ایجاد یک ساختار اقتصادی خودکفا» را تشریح می‌­کرد که بر اساس هست‌ه­ای متشکل از ژاپن، منشوری و چین شکل می­‌گرفت و همکاری با منطقه جنوبی هند و شمال استرالیا و نیوزلند در آن گنجانده شده بود.[26]اهداف ژاپن برای «حوزه رفاه مشارکتی» محدود بود و همواره تضمین استقلال دولت­‌های داخل در بلوک، یکی از اهداف اصلی بود و ژاپن این سیاست را در قبال برمه اعمال کرده بود. در داخل ساختار فرماندهی عالی، این اجماع وجود داشت که اشغال برمه باید محدود و بر اساس ملاحظات استراتژیکی باشد که در قبال انگلستان و چین رعایت می­‌شوند؛ تا از این طریق، محاصره حفظ شود. در سال 1941 یکی از اسناد سیاستی وزارت جنگ پیشنهاد داد که تنها بخش محدودی از جنوب برمه اشغال شود و پس از آن، مواضع استراتژیک - در صورتی که اوضاع جنگ ایجاب کرد - به تصرف درآیند.[27]در فوریه 1942، یک‌ماه پس از اشغال برمه توسط ژاپنی­‌ها، مؤسسه پژوهش جنگ «توتال»(Total War Research Institute) گزارشی را تحت عنوان «استقرار و تثبیت شرق آسیا؛ مانورهایی برای اولین دوره جنگ همه‌جانبه» منتشر کرد که در آن چنین آمده بود؛«دولت نظامی یکپارچه­‌ای در برمه مستقر خواهد شد؛ چنان‌که مدت مدیدی است در جبهه انتظار آن می­‌رفت. با­این‌­حال، وجود ساختار اجرایی خود برمه‌­ای‌­ها، به‌­رسمیت شناخته خواهد شد و این ساختار ذیل راهنمایی ما هسته­ یک دولت مستقل در آینده را شکل خواهد داد.»[28]این گزارش، خاطر نشان می‌­سازد که نیت ژاپنی‌­ها از تضمین استقلال برای مستعمرات امپراطوری­‌های اروپایی در شرق آسیا، چیزی فراتر از سخن‌­پراکنی و تبلیغات است. ارتش ژاپن موظف شده بود که در میان برمه‌­ای‌­ها ایجاد اعتماد کرده تا مانع درخواست­‌های زودهنگام استقلال‌طلبانه شود؛ درحالی‌­که هم‌چنان جنگ ادامه داشت.[29] هنگامی که ژاپن، هلند را در سال 1942 از اندونزی بیرون راند، همراهی قابل توجهی را در میان اندونزیایی‌­ها برای خود ایجاد کرد و «سوکارنو» و «هاتا»، رهبران ناسیونالیست از زندان آزاد شدند. سوکارنو، هاتا و دیگر ناسیونالیست­‌ها، مؤسسه پژوهش را تأمین نیرو کردند؛ این مؤسسه به‌منظور مشاوره‌دهی به دولت ژاپن در اندونزی ایجاد شد. هدف مؤسسه، اساساً این بود که نظرات اندونزیایی‌­ها را به دولت مذکور منتقل کند.[30] پیامدهای جنگ، درهرحال محدود کردن فعالیت سیاسی مستقل را ایجاب می­‌کرد.سیاستی که ژنرال «ایمامورا هیتوشی»(Imamura Hitoshi)[46]، فرمانده لشگر شانزدهم ارتش - که جاوا را اشغال کرد - در دستور کار قرار داد، مطابق با دستورالعمل مناطق اشغال‌شده بود که التزام به آداب و سنن ساکنین بومی آن منطقه را اجباری می­‌کرد. در نتیجه، همین عملکرد ایمامورا توانست احترام و تبعیت جاوایی­‌ها را به‌دست آورد و دیگر فرمانده‌هان ژاپنی نیز - به‌رغم مقاومت برخی اتباع جوان‌­تر - همین احترام را به‌دست آوردند. سیاست ایمامورا، به‌دقت از سوی توکیو دنبال می­‌شد و مورد تأیید قرار گرفت. ایمامورا متعاقباً به حوزه هشتم ارتش منتقل شد؛ که حوزه اختیارات بسیار بزرگ‌­تری محسوب می­‌شود.ژنرال «موتو آکیرا»(Muto Akira)، فرمانده امور نظامی، هنگامی که برای تحت کنترل گرفتن سوماترا اعزام شد، مدعی شد که سیاستی را دنبال خواهد کرد که ایمامورا در جاوا اجرا کرده است.[31] اگر سیاست­‌هایی که ارتش دنبال می‌­کرد، با یک‌دیگر هماهنگی نداشت، ناشی از فقدان وحدت اهداف میان نیروی زمینی، نیروی دریایی و نیز در میان فرماندهان مشغول به خدمت و نیز فراز و نشیب‌­های جنگ بود. درهرحال، می­‌توان نتیجه گرفت که سیاست ژاپن به‌دور از خشونت و سرکوب بود؛ دقیقاً خلاف آن‌چه که تبلیغات زمان جنگ و پس از آن مدعی می­‌شد.پرل هاربرهمان‌طور که احساسات انزواگرایانه در میان مردم آمریکا[32] تنها راهی بود که رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت و حامیان جنگ‌طلب او را قادر ساخت تا ایالات‌متحده را وارد جنگ علیه دول محور کند، همان موضوع، ژاپن را به حمله به پرل‌هاربر تحریک کرد. روزولت، سیاستی خصمانه را برای چندین سال پیش برد و در اعلان یک ضرب­‌الاجل، آن را به اوج خود رساند. نظریات متعددی در مورد حمله به پرل‌هاربر وجود دارد و این‌که دولت روزولت، هشدار پیش‌بینی دریافت کرده یا خیر. این نظریه که روزولت انجام حمله را تحریک کرده، مورد پذیرش بسیاری از کارشناسان است؛ ازجمله داماد رئیس‌جمهور، سرهنگ «کورتس بی.دال»(Curtis B. Dall) که در یک یادداشت داخلی در مورد رویدادهای مربوط به پدرزن خود، چنین می­‌نویسد؛«کیک در آسمان بود؛ بدون هیچ شکی و ضعف در اجرای وظایف نیز، در واشنگتن کاملاً آشکار. به یُمن بی­‌توجهی شماری از سیاست‌مداران ارشد آمریکایی، انگلیسی و دیگران، صبح یکی از روزهای دسامبر در پرل‌هاربر، کیک از آسمان مستقیماً بر سر هزاران نفر از نیروهای وفادار و مستحکم آمریکایی - در حالی که انتظار آن را نداشتند - فرو ریخت. بیش از 3.800 نفر از ایشان جان باختند. چه خیانت بزرگی! آن‌چه که برای تمام عمر در ذهن من ثبت شده، تصویری معروف از ژنرال جرج مارشال است که بنابر گزارش‌­های مختلف، در یکی از مناطق خوش آب‌وهوای ویرجینیا، در یک روز آفتابی در آن صبح یک‌شنبه فراموش نشدنی، روی اسب خود نشسته بود و خوش‌گذرانی می­‌کرد. پیغام‌­های هشدار بی­‌جان او از طریق کانال‌­های کم­‌سرعت مخابره شد و بدون هیچ‌گونه وضعیت آشکار و مشخص، در زمانی به دست نیروهای مذکور رسید که حمله غافل‌گیرانه انجام شده بود و این کار، تنها برای حفظ وجهه انجام شد. من همواره به این فکر می­‌کنم که روزولت، ذیل یک نقشه طولانی مدت، به‌عمد، احتمال و خطر حمله به پرل‌هاربر را نادیده گرفت؛ چه، آن‌که حجم انبوهی از نیروی ویژه ژاپن در حال نزدیک شدن بود و انجام حمله تقریباً با دعوت خود ما انجام شد. او باید به ما اطلاع می­‌داد!»[33]بعدها در سال 1967، اوضاع برای دال توضیح داده شد؛ وی در این تاریخ، با دریادار «هازبند ایی.کیمل»(Husband E. Kimmel)[49]، فرمانده نیروی دریایی مستقر در پرل‌هاربر در زمان حمله ژاپنی­‌ها، دیدار کرد. کیمل کاملاً از اتهام عدم آماده‌سازی پرل‌هاربر در برابر حمله ژاپنی­‌ها، خود را مبرا دانست. اگر نیروهای آمریکایی از حمله ژاپنی­‌ها مطلع می­‌شدند - درحالی‌که به‌دلیل شکسته شدن رمزهای نیروی دریایی ژاپن، همه در واشنگتن از آن اطلاع داشتند - نیروی ویژه ژاپنی که تحت امر توکیو بود، این مأموریت را اجرا نمی­‌کرد.[34] هرچند که ژنرال مارشال، بعدها به اسب سواری در ویرجینیا اعتراف کرد، وی در واشنگتن به ژنرال اسکات گفته بود که پیام­‌های مربوط به حمله ژاپنی‌­ها را دریافت کرده است. وی تمام پیشنهاداتی را که مربوط به مطلع کردن پرل‌هاربر از این حمله بود، رد کرد و گفت که بعداً به کیمل خبر خواهد داد. این خبر از طریق خطوط تجاری اتحادیه غربی مخابره و لذا از اهمیت و ضرورت آن کاسته شد و دو ساعت پس از وقوع حمله به مقصد رسید.[35]اولتیماتیوم ایالات‌متحده و پاسخ ژاپنآن‌چه که در مورد ضرب­‌الاجلی که توسط «کوردل هال»، وزیرخارجه ایالات‌متحده به سفیر ژاپن در واشنگتن تسلیم شد، این است که هم‌چون چهارده نکته رئیس‌جمهور، وودرو ویلسون و منشور آتلانتیک سال 1941 رئیس‌جمهور روزولت، باز هم خواهان آن بود که تجارت آزاد بین‌المللی مبنای اقتصاد جهان قرار گیرد. کشورها نباید حق اعمال محدودیت بر تجارت را داشته باشند، یا یک سیاست اقتصادی استبدادی را دنبال کنند. یادداشت هال، این درخواست را مطرح می­‌کرد. «دولت ژاپن و دولت ایالات‌متحده توافق کرده‌­اند که بی­‌ثباتی سیاسی را از میان برده، مانع فروپاشی اقتصادی شده و بستری را برای صلح فراهم آورند؛ ایشان اصول زیر را در روابط اقتصادی میان خود و دیگر کشورها و ملت‌­ها اعمال کرده و به‌صورت فعال از آن­ها پشتیبانی می­‌کنند؛* اصل عدم تبعیض در روابط تجاری بین­‌المللی* اصل همکاری اقتصادی بین‌­المللی و حذف ناسیونالیسم افراطی؛ که بر محدودیت­‌های تجاری افراطی اصرار دارد.* اصل دست‌رسی بدون تبعیض تمام کشورها به منابع مواد خام* اصل صیانت کامل از منافع کشورهای مصرف‌کننده؛ به‌منظور احترام به اجرای توافق‌نامه‌­های بین‌­المللی خرید کالا* اصل ایجاد نهادها و مناسبات مالی بین‌­المللی؛ به‌منظور کمک به بنگاه‌­های تجاری ضروری و توسعه مستمر تمام کشورها و ایجاد امکان پرداخت از طریق فرآیند­های روابط تجاری، با مدنظر قرار دادن رفاه در تمام کشورها[36]»این پیشنهادات، در تلاش بودند تا نظم مالی و اقتصادی بین­‌المللی را تحمیل کنند؛ که فقط به دولت­‌های توسعه‌یافته (یا همان کشورهای مصرف‌کننده) نفع می‌­رساند و امکان استفاده از مواد خام برای کشورهای مصرف‌کننده را با تحمیل آن‌چه که امروز «جهانی‌شدن» خوانده می‌شود، میسر سازد و این اطمینان را حاصل کند که این جهانی شدن اقتصادی دولت­‌های سودجو، از طریق اقتصاد ربوی، تأمین مالی می­‌شود. به‌لحاظ دکترینی، یادداشت دولت ایالات‌متحده، آنتی‌­تز سیاست‌­های ژاپن، آلمان و ایتالیا بود. این سیاست قرار بود تا از استیلای روش­‌های الیگارشی و پولوتوکراتیک بانکی و تجاری، اطمینان حاصل کند. بخش دوم یادداشت هال، به مسئله روابط اقتصادی مربوط می‌­شود؛ در ارتباط با چین، ژاپن و مستعمرات اروپایی؛ به­‌ویژه در ارتباط با هندوچین فرانسوی.«چنین توافق‌نامه­‌ای، هم‌چنین دولت‌­های اطراف این توافق‌نامه را ملزم می‌­سازد تا از پذیرش یا تعقیب رفتارهای ترجیحی در روابط تجاری یا اقتصادی خود با هندوچین، خودداری کنند و از نفوذ خود استفاده کرده تا با هر یک از امضاکنندگان، در عرصه تجاری و اقتصادی با هندوچین فرانسوی، رفتاری برابر صورت گیرد.»[37]تمام دغدغه و نگرانی یادداشت هال، متوجه تجارت آزاد است. به‌منظور حصول اطمینان از عدم تداوم مذاکرات دیپلماتیک و این‌که تنها گزینه موجود، جنگ است، یادداشت هال در ادامه از ژاپن می­‌خواهد که از منشوری خارج شده و در برابر دولت کومینگتانگ تسلیم شود. «دولت ژاپن، تمام نیروهای نظامی، دریایی، هوایی و قوای پلیس خود را از چین و اندونزی تخلیه خواهد کرد. دولت ایالات‌متحده و دولت ژاپن از هیچ دولت یا رژیمی در چین، به‌جز دولت ملی جمهوری چین به مرکزیت موقت گونگ‌­کینگ، حمایت نظامی، سیاسی یا اقتصادی نخواهند کرد.»[38]یادداشت هال، در ارتباط با هندوچین تأکید کرده است که دولت فرانسه از ژاپن خواسته است تا در دفاع مشترک از هندوچین با این کشور همراه شود.[39] ایالات‌متحده در آن تاریخ با دول محور وارد جنگ نشده بود و نمی­‌توانست از ژاپن بخواهد که از هندوچین خارج شود. منافع استراتژیک ژاپن در جنگ با چین، حضور ژاپنی‌­ها را ضروری می­‌ساخت. پاسخ ژاپنی­‌ها به یادداشت هال، توسط نمایندگان ژاپن در واشنگتن در هفتم دسامبر 1941، تسلیم شد. در اشاره به مسدود شدن دارایی­‌های ژاپنی­‌ها توسط ایالات‌متحده، انگلستان و هلند، ژاپن این اقدام را حاکی از یک رویکرد کاملاً متخاصمانه توصیف کرد و این‌که «این کشورها آمادگی قوای نظامی خود را بالا بردند تا ژاپن را محاصره کرده و وضعیتی را ایجاد کنند که موجودیت این امپراطوری را در معرض خطر قرار می­‌دهد.»[40]دولت ژاپن، در ماه سپتامبر چندین مورد پیشنهاد تقابلی را در برابر این پیشنهادات ارائه کرد و ایالات‌متحده آن‌ها را نادیده گرفت.[41] در بیستم نوامبر، ژاپن یک طرح پیشنهادی پنج ماده‌ای را تسلیم کرد که بر اساس آن، ژاپن به‌محض بازگشت صلح به چین، از هندوچین خارج شده و در این مدت نیروهای خود را از جنوب هندوچین بیرون می­‌برد. در مقابل، از ایالات‌متحده درخواست کرد تا از مداخله در روند صلح میان چین و ژاپن خودداری کرده و روابط تجاری خود را احیا کند؛ به‌ویژه در ارتباط با واردات نفت.[42] ژاپن تمایل داشت تا پیشنهاد ایالات‌متحده به‌عنوان واسطه میان چین و ژاپن را بپذیرد؛ اما از آمریکا درخواست کرد تا از این کار تا زمانی‌که مذاکرات در جریان است، خودداری کند. با این حال، «دولت ایالات‌متحده نه‌تنها طرح پیشنهادی جدیدی را که پیش از این ذکر شد، رد کرد؛ بلکه اعلان نمود که خواهان ادامه کمک خود به چیانگ‌کای‌چک است و به‌رغم پیشنهاد مذکور، این پیشنهاد که رئیس‌جمهور، میان‌جی صلح میان ژاپن و چین شود نیز رد شد و بهانه این کار، آن بود که هنوز زمان انجام چنین کاری فرا نرسیده است. بالأخره در بیست‌وششم نوامبر، در تلاش برای تحمیل این شرایط به دولت ژاپن، ایالات‌متحده طرح پیشنهادی دیگری را ارائه کرد که دعاوی ژاپن - که منبع پشیمانی عمیق دولت ژاپن است - را کنار گذاشت.»[43]به‌رغم توهین هال در حضور دیپلمات‌­های ژاپنی و این ادعای وی که واکنش ژاپن سرشار از دروغ بوده است، به‌خوبی نشان می‌­دهد که دیپلماسی ایالات‌متحده به انتهای خود رسیده و دولت روزولت کاملاً آماده جنگ بود؛ پرل‌هاربر نیز بهانه کافی را فراهم آورده بود.[44] وینستون چرچیل، نخست‌وزیر انگلستان در مجلس عوام در سال 1942 اعلان کرد که روزولت قول داده است در خاور دور، - حتی با توجه به این که به ایالات‌متحده حمله نشده است - وارد جنگ شود.[45] چرچیل در نوزده آگوست 1942 به کابینه خود گفت که روزولت به او گفته است «وی جنگ را آغاز خواهد کرد؛ اما آن را اعلان نکرده و با نقشی بسیار فعال در این جنگ ورود می­‌کند.» روزولت به چرچیل گفت که وی به‌دنبال یک «رویداد دریایی» است تا ایالات‌متحده را وارد جنگ کند.[46] یادداشت ژاپنی‌­ها در پاسخ به یادداشت هال، استفاده ایالات‌متحده از سخن‌پراکنی و فشارهای اقتصادی به‌منظور تحمیل خواست خود بر جهان را کاملاً محکوم کرده بود؛ چیزی‌که اکنون در بیش‌تر کشورهای جهان آشکار شده است. جنگ اقتصادی توسط ایالات‌متحده علیه ژاپن به راه افتاد.«نایل فرگوسن»(Niall Ferguson) می‌­نویسد که سیاست‌گذاران ایالات‌متحده معتقد بودند که چنین کاری بر ژاپن فشار اقتصادی وارد می‌­کند، که آن را به غیر ضروری بودن جنگ می­‌رساند. تقریباً یک‌سوم از واردات ژاپن از طرف ایالات‌متحده است؛ از جمله پارچه، آهن نوردشده و نفت. وابستگی این کشور به ماشین سنگین و ابزارهای ماشینی آمریکا، بیش از هر زمان دیگری بود. حتی اگر آمریکایی­‌ها به‌صورت نظامی مداخله نمی­‌کردند، ایشان هم‌چنین می­‌توانستند ماشین جنگ ژاپنی­‌ها را نابود کنند؛ به‌خصوص اگر صادرات نفت را متوقف می‌­ساختند. راه مختوم به جنگ در اقیانوسیه با تحریم­‌های اقتصادی هموار شد. معاهده تجاری ژاپن آمریکا به سال 1911 در جولای 1939، فسخ شد. منع صادرات آلومینیوم، مولیبدنیوم، نیکل، تنگستن و وانادیوم در سال 1940 به‌منظور جلوگیری از تولید هواپیما در ژاپن بود.وزارت امورخارجه به شرکت­های ایالات‌متحده فشار آورد تا صادرات تکنولوژی برای تولید سوخت هواپیما را متوقف کنند. زمانی‌که قانون دفاع ملی در جولای 1940 تصویب شد، منع صادرات کالا و محصولات استراتژیک به‌طور کامل قطعی شد. در پایان ماه جولای، صادرات آهن و فولاد نوردشده، سوخت هواپیما، روغن صنعتی و عامل ترکیبی سوخت، تترائتیل، تحریم شد. در طول چند ماه آتی، این ممنوعیت به تمام اوراق آهنی و فولادی تعمیم داده شد. در جولای 1941، دارایی­‌های ژاپن در ایالات‌متحده مسدود شد.[47] ژاپنی­ها به چیزی اشاره کردند که امروز به‌راحتی می‌­توان آن را وضعیت موجود در روابط خارجی ایالات‌متحده تلقی کرد. «دولت آمریکا با اصرار بر اصول مذکور به‌دنبال آن است که این کشور با فشار نظامی، مسائل بین­‌المللی را حل و فصل کرده و با همکاری انگلستان و دیگر کشورها، فشار اقتصادی اعمال کند. منابع چنین فشاری، ابزاری هستند برای برخورد با روابط بین‌­المللی؛ این فشار را باید محکوم کرد، چرا که بیش‌تر از فشار نظامی، غیرانسانی است.»[48]یادداشت ژاپنی­‌ها خاطر نشان می­‌ساخت که ایالات‌متحده و دیگر قدرت­‌های استعماری اروپا، صرفاً خواهان نگهداری جایگاه استعماری خود در شرق آسیا هستند و نمی­‌توانند برنامه‌­ای با هدایت ژاپن را که منجر به ساخت بلوک شرق آسیا می‌­شود، تحمل کنند. چنین نهادی، تهدیدی را نه علیه صلح و آزادی، بلکه علیه آزادی خودمختاری به‌دنبال خواهد داشت.«نمی‌­توان به این نتیجه نرسید که دولت آمریکا خواهان حفظ و تقویت قدرت خود است. البته با کمک انگلستان و دیگر کشورها، جایگاهی را برای خود فراهم آورده که نه‌تنها چین بلکه دیگر بخش­‌های شرق آسیا را اشغال کرده است. این یک واقعیت تاریخی است که کشورهای شرق آسیا در دو قرن اخیر یا بیش‌تر از آن، از پذیرفتن منویات امپریالیستی انگلیسی-آمریکایی خودداری کرده­ و برای رفاه هر دو کشور قربانی شده‌اند. دولت ژاپن، نمی­‌تواند ایجاد چنین شرایطی را تحمل کند؛ زیرا این شرایط مخالف سیاست بنیادین ژاپن است که می­‌خواهد تمام ملت‌­ها از جایگاه متناسب خود در جهان، لذت ببرند.[49] شکی نیست که این دولت آمریکاست که با همکاری انگلستان و دیگر کشورها، مانع تلاش ژاپن در جهت ایجاد صلح از طریق وضع نظم جدیدی در شرق آسیا می­‌شود. به‌ویژه برای صیانت از حقوق و منافع آنگلو-آمریکایی، می­‌کوشد تا ژاپن و چین همواره در جنگ باشند. این نیت، بدون هیچ ابهامی در جریان مذاکرات کنونی، آشکار شده است.»[50]یادداشت ژاپنی­‌ها در پایان مدعی می‌­شود که مذاکرات بیش‌تر با ایالات‌متحده به شکست می‌­انجامد؛ چرا که آمریکا از عقب‌نشینی ژاپنی‌­ها از چین و هندوچین فرانسوی، دست نمی‌­کشید و بر آن پافشاری می‌­کرد.منشور آتلانتیکتحلیل ژاپنی‌­ها از نیات آمریکایی بسیار دقیق بود و اصول مذکور در «منشور آتلانتیک» از این امر پرده بر می‌­دارد؛ منشوری که در واقع بیانیه‌­ای در مورد اهداف مشترک ایالات‌متحده و انگلستان بود، که برای دنیای پس از جنگ تعیین کرده بودند، پیش از آن‌که ایالات‌متحده حتی وارد جنگ شود. ماده چهار این منشور اعلان می­‌کند که انگلستان و آمریکا، تلاش خواهند کرد - با محترم شمردن تعهدات کنونی خود – بهره‌مندی تمام ملت­‌ها، بزرگ یا کوچک، پیروز یا شکست‌خورده، از دست‌رسی به شرایط برابر برای تجارت، میسر شود و همه ایشان به مواد خام جهانی که برای رفاه اقتصادی ایشان ضروری است، دست‌رسی داشته باشند. بند سوم، مدعی می­‌شود که ایشان حق تمام مردم برای انتخاب نوع حکومتی که قرار است تحت فرمان آن زندگی کنند را محترم می­‌شمارد؛ هم‌چنین امیدوارند که حقوق حاکمیتی و خودمختاری برای تمام کسانی که از این حقوق محروم شده‌­اند، فراهم شود.[51]منشور آتلانتیک منتهی به اعلان جنگ ایالات‌متحده به دول محور شد؛ چهار ماه پیش از آن‌که ژاپنی‌­ها به پرل‌هاربر حمله کنند و هم‌چنین اهداف مشترک جنگی میان ایالات‌متحده و انگلستان را آشکار کرد. ایالات‌متحده خواهان آن بود که جهان پس از جنگ، آغشته به هژمونی این کشور باشد و همه امپراطوری­‌ها، اعم از ژاپن، انگلستان، ایتالیا، هلند، آلمان یا فرانسه پیرو اقتصاد و سیستم مالی جهانی باشند. «الیوت»، فرزند رئیس‌جمهور روزولت در یادداشتی اعلان کرد که پدر او به چرچیل چنین گفت.«البته پس از جنگ، یکی از پیش‌شرط‌­های هر صلح پایداری این خواهد بود که حداکثر تجارت آزاد ممکن، باید میسر شده و هیچ مرز مصنوعی وجود نداشته باشد.[52] روزولت مدعی شده بود که توافقات تجاری امپریالی باید به کنار رفته و تأکید کرد که ورود رایش سوم به تجارت اروپایی یکی از دلایل اصلی جنگ بوده است. اسب جنگی چرچیل نیز با ناامیدی گفت که آقای رئیس‌جمهور من معتقدم که شما تلاش می­‌کنید که امپراطوری انگلستان را کنار بزند. تمام ایده­‌های شما از ساختاری خبر می‌­دهد که در جهان پس از جنگ آشکار خواهد شد.»[53]«توشیرو اوکوبو» مدعی است که اهداف جنگ، پس از جنگ جهانی نهایی شدند.«پیش از پایان جنگ‌جهانی دوم، قدرت‌­های متحد به‌دنبال ایجاد یک نظم نوین جهانی بودند. درنتیجه جامعه ملل متحد ایجاد شد و توافقات «برتون وودز» (1944) در کنار صندوق بین‌­المللی پول، بانک بین­‌المللی بازسازی و توسعه و موافقت‌نامه عمومی تعرفه و تجارت، توسط 23 کشور در سال 1948 به امضا رسید، تا مانع ایجاد اقتصاد بلوکی شده و تجارت بین­‌المللی را لیبرالیزه کند.»[54]امپراطوری­‌های اروپایی مقروض و متلاشی‌شده پس از جنگ، در وضعیتی نبودند که پس از سال 1945 در برابر مطالبات ایالات‌متحده مقاومت کنند. استعمارگری اروپایی، به‌ویژه در آفریقا، کاملاً جای خود را به منافع اقتصادی آمریکایی داد. بااین‌­حال، در جنوب‌شرقی آسیا، جایی‌که تحت تصرف ژاپن بود، ایشان هسته­‌های سیاسی و نظامی را برای ایجاد استقلال ایجاد کردند. کمیکان، واکنشی بود که دول شوروی به این «نظم جدید جهانی» برای جهانی‌شدن دادند و هدف آن‌ها ایجاد یک بلوک استبدادی بود که در آن تهاتر یک‌بار دیگر جایگاه خود را به‌دست آورد و نوازش‌­های برنامه کمک مارشال با مخالفت مواجه شد.نتیجه‌­گیری«لبرا» در مورد تأثیر پایدار ژاپنی‌­ها بر جنوب‌شرق آسیا چنین می­‌نویسد.«ژاپنی‌­ها، آموزش و تربیت ویژه را به‌طور خاص در بخش‌­های راهبری برمه و اندونزی انتخاب کردند؛ زیرا این دو منطقه از رادار رژیم­‌های استعمارگر غربی خارج شده بود. برای مثال، در برمه، رهبران سیاسی که توسط انگلستان زندانی شده بودند، ازجمله «نی وین» و «با ماو» آزاد شدند. با اجتناب از گروه­‌هایی که به انگلستان خدمت کردند و تشویق گروه­‌هایی که خدمت نکردند، ژاپنی­‌ها نیروی زیادی را برای تغییر اجتماعی در صحنه سیاسی و نظامی برمه تزریق نمودند. سیاست­‌های مشابه در جاوا و سوماترا، انتخاب رهبران ناسیونالیست مصمم را که توسط هلند زندانی یا به حاشیه رانده شده بودند، دیکته کرد.»[55]این ارتش‌­ها به بستری مناسب برای ارتش‌­هایی تبدیل شدند که کشورهای تازه به استقرار رسیده در جنوب‌شرقی آسیا از آن‌­ها بهرمند شدند و تربیت افسران ارشد توسط ژاپنی‌­ها به بستری مناسب برای سیستم‌­های نظامی در این کشورها تبدیل شد. جنگ چریکی به‌عنوان یک تاکتیک نوین توسط ژاپنی‌­ها عرضه شد؛ تاکتیکی که به ابزاری مناسب برای جنبش‌­های مقاومتی ضد استعماری تبدیل شد.[56] پس از جنگ، قریب به هزار سرباز ژاپنی در اندونزی باقی مانده و به جنگ علیه هلند کمک کردند. خواست و روحیه جنگی ژاپنی‌­ها در مردم جنوب‌شرقی آسیا رخنه کرد و اتکای آن بر Seishin، یا روحیه جنگی عاری از هرگونه کاستی، متکی بر نظم خودانگیخته و اعتماد به نفس بود.[57] زمانی‌که ژاپنی‌­ها برای خدمت به مردم بومی این کشورها آماده می‌شدند، برخورداری از این روحیه پیش از هر معیار دیگری در نظر گرفته می‌­شد.[58]رؤیای ژاپن، رسیدن به یک بلوک مستقل در شرق آسیا بود و این‌که آسیا برای آسیایی‌­ها باشد. منویات این کشور، تنها به همین گستره محدود می‌­شد؛ برخلاف جاه‌­طلبی­‌های جهان‌گشایانه ایالات‌متحده و تمایلات بی‌حد و حصر امپراطوری انگلستان در سراسر دنیا یا تلاش کمونیست­‌ها برای اشغال و استیلا بر کل جهان. چنین بلوک­‌های تجاری، اکنون به یکی از هنجارهای جهانی شدن تبدیل شده‌­اند؛ با این تفاوت جدی که دول محور خواهان بلوک­‌های مستقلی بوند که شرایط فرهنگی و حتی روحی خاص خود را داشتند. بلوک­‌های اقتصادی امروز به‌منظور ایجاد «مناطق تجارت آزاد» اهمیت دارند، تا حوزه­‌های نفوذ مشخصی را برای یک سیستم اقتصادی جهانی به‌وجود آورند. بنابراین، بلوک اقتصادی لبه اقیانوس آرام که مطلوب منافع جهان‌گرایانه است و توسط اندیشکده‌­های جهان‌گرایی هم‌چون جامعه آسیایی (Asia Society) و کمیسیون سه­‌جانبه (Trilateral Commission) تعقیب می­‌شود، باید بر اساس تجارت آزاد با آمریکا ایجاد شوند.جهان‌گرایان به‌دنبال آن هستند تا با وضع مجدد سیاست تجارت آزاد قرن نوزدهمی - یا همان درهای باز- که پس از جنگ‌جهانی دوم در سرتاسر جنوب‌شرقی آسیا و هند طرد شد، ژاپن را وارد بلوک آسیا-اقیانوسیه کنند. این هنجار اقتصادی، مدل مشارکتی موفقی بود که هم پیش و هم پس از جنگ، مطلوب ژاپن بود و قدرت اقتصادی خودکفایی را در شرق آسیا ایجاد کرد؛ که با رد کردن اقتصادهای بازار آزاد، به موفقیت دست یافت. دولت­‌های مستقل شرق آسیا، حاکمیت و استقلال، ساختار اقتصادی، رفاه و تشکیلات سیاسی و نظامی پس از جنگ خود را مدیون تجربه ژاپنی خود هستند. حتی «کتاب اسناد جهانی سیا»(CIA World Factbook)به این امر اعتراف می­‌کند و در اشاره به توسعه اقتصادی کره چنین می‌­گوید.«از برخی جهان الگوهای توسعه در کره جنوبی پس از سال­‌های نخست دهه 1960، برگرفته از روشی بود که پنجاه­ سال پیش‌تر توسط ژاپنی­‌ها ارائه شده بود؛ صنعتی‌سازی از بالا با استفاده از یک بروکراسی قدرت‌مند که سیاست­‌های اقتصادی را ترسیم و اجرا کند. بسیاری از تحولاتی که در چوسان - نامی که ژاپن در دوران استعمار به کره بخشید - رخ داد، در ژاپن پیش از جنگ‌جهانی دوم نیز رخ داده بود؛ این تحولات از این قرار بودند؛ ایجاد یک سیستم آموزشی قدرت‌مند و توسعه سواد­آموزی. ایجاد یک حاکمیت قدرت‌مند و مستقل، که بتواند اداره امور نظامی و غیرنظامی را به دست گرفته و با نظمی یک‌پارچه دولت و ملت را مدیریت کند. تقویت و اجرای برنامه­‌های اقتصادی جامع توسط دولت از طریق اعمال کنترل بر بروکراسی گسترده ملی. توسعه صنایع با استفاده از ابرشرکت­‌های تجاری ژاپنی.»[59]ژاپن در ایجاد مبنایی برای رفاه اقتصادی در جنوب‌شرقی آسیا، استرالیا و نیوزلند و دیگر کشورهایی که خود را به نادرستی تحت حاکمیت ظالمانه ژاپن می‌دیدند، نقشی مؤثر ایفا کرد. این کشورها در نهایت مجبور شدند تا وابستگی خود به انگلستان را با وابستگی به وال‌استریت مبادله کنند. تنها در چند سال اخیر، با اجرای توافق تجارت آزاد در سرتاسر منطقه، پولوتوکراسی‌­ها شاهد آن هستند که اهداف جنگی ایشان به ثمر نشسته است. کشورهای جنوب‌شرقی آسیا که تا این زمان به‌واسطه خودکفایی، مرفه و شکوفا بودند، وارد نظم اقتصادی جهانی شدند که کاملاً در راستای منافع پولوتوکراتیک کشورهایی در آن سوی دنیاست.پی نوشت ها:[1] K. R. Bolton, “The Myth of the Big Business-Nazi Axis,” Inconvenient History, http://www.inconvenienthistory.com/archive/2015/volume_7/number_3/the_myth_of_the_big_business_nazi_axis.php[2]. K. R. Bolton, The Banking Swindle (London: Black House Publishing, 2013), p.116.[3]. P. Duus, The Rise of Modern Japan (Boston: Houghton Mifflin, 1976), p. 125.[4]. Also the name of a Japanese escort carrier during World War II.[5]. “Imperial Proclamation of War, Given this first day of the eighth month of the 27th year of Meiji.” See: The Russo-Japanese War Research Society, http://www.russojapanesewar.com/[6]. “Chinese Proclamation of War,” online: http://www.russojapanesewar.com/chin-proc-1894.htm[7]. Article IX of the Treaty of Portsmouth, September 5, 1905.[8]. Sonia Ryang, Koreans in Japan: Critical Voices from the Margin (London: Routledge, 2000).[9]. Williams to Bryan, January 27, 1915, Arthur S. Link and Robert C. Hildebrand, eds., The Papers of Woodrow Wilson, (Princeton: Princeton University Press, 1957), Vol. 32, pp. 136-137.[10]. Lansing memorandum to Bryan, August 7, 1914, Papers Relating to the Foreign Policy of the United States: The Lansing Papers, 1914-1920, (Washington: Government Printing Office, 1939-1940), Vol. 1, 2.[11]. Lansing to Bryan, March 1, 1915, Lansing Papers, ibid., Vol. 2, pp. 407-408.[12]. William R. Braisted, “China, the United States Navy, and the Bethlehem Steel Company 1909-1929,” The Business History Review, Harvard College, Vol. 42, No. 1, Spring 1968, p. 50.[13]هر چند اعمال «تجارت آزاد» حتی با استفاده از قوای نظامی به­‌نظر بی‌­معنا می‌­رسد، آنچه که در اینجا مدنظر است دکترینی است که بر اساس نابود کردن واحد ارزی یک کشور، کنترل­‌های صادراتی و وارداتی و دیگر وجوه اقتصادی یک کشور، شکل می‌­گیرد. یکی از موارد جدید، توافقنامه رمبولت است که ایالات متحده و ناتو بر صربستان تحمیل کردند. همانند چهارده نکته و منشور آتلانتیک، یکی از موارد مطلوب این توافقنامه از این قرار است: ماده (1) 1. اقتصاد کوزوو باید بر اساس اصول تجارت آزاد اداره شود.»[14]. Woodrow Wilson, “Fourteen Points,” 1918, online: http://www.fordham.edu/halsall/mod/1918wilson.html[15]. Ibid., II.[16]. Ibid., V.[17]. Professors Randall Morck of the University of Alberta School of Business, and Masao Nakamura of Sauder School of Business, University of British Columbia, in “Been There, Done That: The History of Corporate Ownership in Japan,” 2nd draft, July, 2003, p. 2; http://cei.ier.hit-u.ac.jp/news/paper/Randall%20Morck.pdf[18]. K. R. Bolton, “The Myth of the Big Business-Nazi Axis,” op. cit.[19]. Morck, op. cit., p. 63.[20]. Ibid., p. 55.[21]. Toshihiro Okubo, “Shake Hands, or Shake Apart? International Relationship of Japan with Global Blocs,” Research Institute for Economics and Administration, Kobe University, January 2008, p. 7.[22]. Joyce C. Lebra, Japanese-Trained Armies in Southeast Asia (Hong Kong: Heinemann Educational Books, 1977), p. 12.[23]. Ibid., p. 13.[24]. Ibid., p. 17.[25]. Ibid., p. 20.[26]. Ibid., p. 41.[27]. Ibid.[28]. Cited by Lebra, ibid., p. 43.[29]. Nobutaka Ike, Japan’s Decision for War, Records of the 1941 Policy Conferences, p. 252; cited by Lebra, ibid., p. 44.[30]. Lebra, ibid., p. 78.[31]. Ibid., pp. 80-82.[32]. See the account of the America First movement and the campaign to keep the USA out of war by George T. Eggleston, Roosevelt, Churchill, and the World War II Opposition (Old Greenwich, Conn.: The Devin-Adair Co., 1979).[33]. Curtis D. Dall, FDR: My Exploited Father-in-Law (Tulsa: Christian Crusade Publications, 1968), p. 133.[34]. Kimmel to Dall, ibid., p. 162.[35]. Ibid., p. 164.[36]. “Outline of Proposed Basis for Agreement between the United States and Japan,” Section I, November 26, 1941.[37]. Ibid., Section II.[38]. Ibid.[39]. “Protocol Concerning Joint Defense and Joint Military Cooperation,” July 29, 1941.[40]. “Japanese Note to the United States,” United States December 7, 1941, Point 2, U.S. Department of State Bulletin, Vol. V, No. 129, December 13, 1941.[41]. Ibid., Point 3.[42]. Ibid.[43]. Ibid.[44]. See for example Harry Elmer Barnes, “Pearl Harbor after a Quarter of a Century” Left & Right: A Journal of Libertarian Thought, Vol. IV, 1968; reprinted by Institute for Historical Review, Torrance, California, n.d., IHR Book No. 340.[45]. Cited by John Charmley, Churchill’s Grand Alliance: The Anglo-American Special Relationship 1940-57 (London: Hodder and Stoughton, 1995), p. 38.[46]. Ibid., pp. 38-39.                                                                                                                       [47]. Niall Ferguson, The War of the World: Twentieth-Century Conflict and the Descent of the West (Penguin Books, 2006), pp. 487-488.[48]. “Japanese Note to the United States,” op. cit., Point 3.[49]. Ibid., Point 4.[50]. Ibid., Poin [51]. Franklin D. Roosevelt, Winston S. Churchill, “The Atlantic Charter,” August 14, 1941.[52]. Elliott Roosevelt, As He Saw It (New York: Duell, Sloan and Pearce, 1946), p. 35.[53]. Ibid., p. 31.[54]. Toshihiro Okubo, op. cit., p. 8.[55]. Lebra, op. cit., p. 168.[56]. Ibid., p. 169.[57]. Ibid., p. 170.[58]. Ibid.[59]. “Korea, South: The Japanese Role in Korea’s Economic Development,” The Library of Congress Country Studies; CIA World Factbook, June 1990.پایگاه هادیانتهای متن/

    ریشه­‌های جنگ ژاپن-آمریکا؛ منازعه­‌ای میان اقتصاد آزاد و خودکفایی
  • تاثیر بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادل

    تاثیر بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادل
    چکیدهمطالعات اخیر نشان دادند که فرایند یادگیری علاوه بر فراهم آوردن اطلاعات برای فراگیرنده، از اثرات شناختی- اجتماعی تکلیف نیز تاثیر می­ پذیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر ارائه­ ی آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادلی طراحی شد. طرح پژوهش حاضر، از نوع نیمه ­تجربی بود. جامعه ­ی آماری آن را کلیه­ ی دانشجویان دختر شرکت­ کننده در کلاس­ های تربیت بدنی در نیمسال تحصیلی (1392- 1391) تشکیل می­ دادند که به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت نمودند. آزمودنی­ ها (تعداد : 44و میانگین سنی: 1/2 ± 20/5) با توجه به نوع بازخورد (مثبت/ منفی) و شیوه ارائه آن (مطلق/ نسبی)، همچنین بر اساس اولین نمره مرحله ­ی اکتساب به صورت تصادفی، در چهار گروه (بهتر مطلق، بهتر نسبی، بدتر مطلق و بدتر نسبی) جای گرفتند. آنان در دو جلسه اکتساب (دو روز متوالی) و یک جلسه یادداری (بدون ارائه بازخورد و 24 ساعت پس از آخرین مرحله اکتساب) شرکت نمودند. هر جلسه اکتساب شامل 10 کوشش 60 ثانیه­ ای بود که هر یک از شرکت­ کنندگان علاوه بر دریافت بازخورد حقیقی در هر کوشش، بنابر تواتر دریافتی (مطلق/ نسبی)، بازخورد تطبیقی- اجتماعی یا هنجاری دریافت کردند. ابزار سنجش تعادل، دستگاه تعادل­ سنج بود که در تحقیقات ورزشی مورد استفاده قرار می­ گیرد و دستگاهی با دقت اندازه­ گیری بالا می­ باشد. باتوجه به عدم تفاوت معنادار گروه ­ها در مرحله پیش آزمون، نتایج تحلیل واریانس در اندازه­گیری ­های مکرر نشان داد که بین جلسات کوشش ­های تمرینی تفاوت معناداری دیده می ­شود. این کوشش ­ها موجب بهبود فعالیت حرکتی تعادل در مرحله اول عملکرد می ­گردد، هر چند میان نمرات گروه ­ها تفاوت معنی­ داری مشاهده نشد. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک­ طرفه در مرحله یادداری نیز نشان داد که بازخورد تطبیقی – اجتماعی موجب تفاوت معناداری بین گروه ­ها شده است. در این ارتباط دو گروه بهتر (مطلق/ نسبی) نمرات بالاتری را نسبت به دو گروه بدتر (مطلق و نسبی) کسب نمودند. به بیان دیگر نقش بازخوردهای مثبت چه به صورت مطلق باشد چه به صورت نسبی، بر فعالیت حرکتی تعادل تاثیر معناداری دارد. نتایج پژوهش حاضر نقش بازخورد و انگیزش را بر یادگیری مهارت­ های حرکتی تایید نمود. بحث تفصیلی پیرامون نتایج، در اصل مقاله آورده شده است.نویسندگان:مونا رضایی، ربابه رستمی، محبوبه البرزیدو فصلنامه مطالعات آموزش و یادگیری - دوره 7، شماره 2، زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تاثیر بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادل
  • درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت

    درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت
    چکیدهمطالعه ابعادی انقلاب اسلامی و چشم‌انداز تمدن‌سازانه آن، ما را به‌سمت پارادایم متفاوتی از آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی رهنمون می‌کند. درحالی‌که نهادگرایان، مبتنی بر هستی‌شناسی اجتماعی، برپایی انقلاب اسلامی را به‌عنوان یک انقلاب مقطعی و نسلی، در تغییر نهاد قدرت تعبیر می‌کنند و چشم‌انداز تمدنی آن را در پیوستاری از مدرنیته ناقص تا مدرنیته بومی و مدرنیتۀ اسلامی تعریف می‌کنند، تعالی‌گرایان، گسترۀ تحولی انقلاب اسلامی را در سه بعد زمانی، مکانی و معنایی مبتنی بر هستی‌شناسی الهی انقلاب تعریف می‌کنند. از حیث ویژه‌داشت‌های معنایی و محتوایی در بعد ارتفاعی انقلاب اسلامی، بر نگرشی دوساحتی در پیوند آسمان و زمین تأکید می‌نمایند. از حیث دامنۀ زمانی انقلاب اسلامی، آن را برآمده از مسیر تکاملی جریان حق و منطبق بر آن تا برپایی امر ظهور تعریف می‌کنند و از حیث کرانه‌مندی و وسعت مکانی، گستره آن را فراتر از مرزهای ملی، به‌منظور مقابله و مواجهه با استکبار جهانی و نجات مستضعفان عالم تصویر می‌کنند. در انگارۀ مدرنیتۀ اسلامی، آینده‌پژوهی فرهنگی-تمدنی نظام جمهوری اسلامی، منطبق بر کلیات آینده‌پژوهی موجود در پارادایم تجدد و مبتنی بر نظریه‌های جهانی‌شدن و البته با سویه ­های انتقادی و تنزیهی سامان می‌پذیرد؛ اما در انگارۀ تمدنی انقلاب اسلامی، همسو با نگرش تحول‌گرایان، آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی در پارادایم حق‌مدار و مبتنی بر اندیشۀ آرمانی مهدویت تعریف می‌شود. در این جنس از آینده‌پژوهی، با تأکید بر جایگاه خاستگاهی نظام حق در عالم و با گذار از نگرش‌های انسان‌بنیاد در آینده‌پژوهی تجدد مدار، با محوریت بخشی به ساحت الهی عالم در جایگاهی ولایی، کنش دین‌مدارانه جوامع انسانی را در رهیافتی تبیینی- تدبری مورد تأکید قرار می‌دهد.نویسندگان:سید مجید مطهری‌نژاد: دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم محمدهادی همایون: دانشیار فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)سعید خزایی: دانشیار آینده‌پژوهی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)دو فصلنامه دین و ارتباطات - دوره 22، شماره 48، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت
  • آیا سیستم انتخابات آمریکا دستکاری شده است؟ حتما!

     دونالد ترامپ در مناظره یکشنبه در نیوهمپشایر گفت: «به خاطر داشته باشید که این یک سیستم دستکاری شده است. یک انتخابات دستکاری شده است.»واکنش همراه با بهت این شهر حاکی از این است که این بمب سنگرکوب یکراست به هدف خورده است. همانطور که فرانسوی ها می گویند: «این تنها حقیقتی است که درد دارد.»اما از چه نظر سیستم دستکاری شده است؟به ابر رسانه ها نگاه کنید؛ به ستون نویس ها و مفسران نخبه، مطبوعات ملی مسلط و شبکه های ملی و کابلی، به استثنای فاکس. در مدت عمر راقم این سطور چنین ابر متراکمی از انزجار و خصومت نسبت به یک نامزد ریاست جمهوری یک حزب بزرگ وجود نداشته است.آنها در جواب می گویند: «خب که چه؟ مطبوعات ما آزادند!»اما در این انتخابات، ابر رسانه ها به عنوان یار اضافی رژیم  و بازوی تهاجمی کارزار کلینتون با هدف پایین کشیدن ترامپ خود را وسط انداخته اند .نیم قرن پیش تئودور وایت از قدرت و سوگیری «مطبوعات مخالف» نوشت که در پی پایین کشیدن ریچارد نیکسون بودند. او نوشت: «قدرت مطبوعات در آمریکا قدرتی بی حد و حصر است. این مطبوعات هستند که دستور کار مباحث عمومی را تعیین می کنند و این قدرت فراگیر را با هیچ قانونی نمی توان مهار کرد. این مطبوعات هستند که تعیین می کنند مردم درباره چه سخن بگویند و فکر کنند؛ اقتداری که در کشورهای دیگر خودکامگان، احزاب و صاحب منصبان برای خود قائل هستند.» روز یکشنبه نوت کینگریچ در برنامه «این هفته» شبکه ای بی سی گفت که بدون یک تهاجم یکجانبه و بی امانی که از سوی رسانه های خبری شاهدیم، ترامپ خواهد توانست با اختلاف 15 درصد آرا هیلاری را شکست دهد.»در این یک مورد حق با نوت است. با تمام احترامی که برای هری رید و نانسی پلوسی به عنوان مخالف قائلم، آنها توان سهمگینی ندارند. ابر رسانه ها این قدرت را دارند تا علیه این آمریکاگرایی مورد نظر ترامپ عمل کنند.آیا سیستم دستکاری شده است؟ خودتان پاسخ دهید.به مدت نیم قرن است که دیوان عالی آمریکا به شکلی نظام مند جامعه آمریکا را مسیحیت زدایی کرده،  آن را به سمت بی دینی کشانده و سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان را حقی مبتنی بر قانون اساسی اعلام کرده است.این قضات غیرمنتخب چنین حقی را برای تحمیل دیدگاه ها و ارزش های خود بر ما  و بازسازی آمریکا بر اساس تصویر سکولاریستی که خود در ذهن دارند از کجا آورده اند؟ نقش این دیوان عالی در قانون اساسی به راستی  این بوده است؟ در کشوری که پدران موسس به عنوان یک جمهوری دمکراتیک پدید آوردند، چگونه ما از این خودکامگی قضایی قدرقدرت سردرآورده ایم ؟بیش از 11 میلیون مهاجر غیرقانونی در آمریکا حضور دارند و میلیون ها تن دیگر نیز پیوسته به آنها اضافه می شوند. با این حال دولت مداوما از اجرا و صیانت از قوانین مهاجرتی در ایالات متحده خودداری می کند.چرا  آن آمریکاییانی که این کشور را نیاکانشان پدید آورده اند، برای آن جنگیده اند و خون و جان داده اند تا آن را حفظ کنند، نباید باور داشته باشند که مالکیت آنها و فرزندانشان  بر کشوری که مرده ریگ آنها به شمار می آید – آن هم بدون رضایت آنها- سلب شده است؟مردم این کشور چه وقت رای به این داده اند که آمریکایی که ما در آن بزرگ شده ایم، تا زمانی که آن را در سال 2042  برای فرزندانمان به ارث بگذاریم، به یک کشور جهان سومی تبدیل شود؟در قانون حقوق مدنی سال 1964 اکثریت نمایندگان کنگره رای به خاتمه دادن به تبعیض علیه مردمان سیاهپوست دادند. ولی ما چه وقت رای دادیم تا از طریق تبعیض مثبت و سایر روش های سهمیه بندی نژادی، تبعیضی فراگیر علیه مردمان سفید پوست به ویژه مردان سفید پوست تحمیل شود؟ حتی در یک ایالت آبی چون کالیفرنیا، رای دهندگان در سراسر این ایالت مکررا رای به نفی تبعیض مثبت داده اند. با این حال این روش ها به شکل سیاست رژیم باقی مانده و در ذات بروکراسی تعبیه شده است.در سال 2015 در انتخابات مقدماتی حزب دمکرات، جمعیت های پر شور بزرگی برای رای دادن به سناتور سوسیالیست 75 ساله برنی سندرز بسیج شدند.ما اکنون به لطف ایمیل های افشا شده می دانیم که نه تنها سوپر نمایندگان و کاخ سفید اوباما، بلکه مطبوعات یاریگر و کمیته ملی دمکرات ها برای سلب کردن هر گونه شانس نامزدی از سندرز دست به دست هم داده بودند.به این ترتیب تقلب صورت گرفت. از سندرز بپرسید که آیا به نظر او سیستم دستکاری شده است یا نه.اگر یک مسئله وجود داشته باشد که آمریکاییان بر سر آن اتفاق نظر داشته باشند، این است که آنها خواهان مرزهایی امن و خاتمه دادن به سیاست های تجاری ای هستند که مشاغل را به خارج از کشور صادر می کند و دستمزدهای کارگران آمریکایی را به مخاطره می اندازد.با این حال هیلاری کلینتون در یک سخنرانی خصوصی- که برای او 225 هزار دلار درآمد از محل وجوه پرداختی از سوی بانکداران برزیلی به همراه داشت- تایید کرد که او در رویای «یک بازار مشترک، با تجارت و مرزهای باز» از شهر نوم در آلاسکا تا پاتاگونیاست.این رویا به معنای پایان آمریکا به عنوان یک کشور منحصر به فرد، مستقل و برخوردار از حق حاکمیت ملی است. اما مطبوعات آمریکایی که بقایشان وابسته به دلارهای تبلیغاتی هنگفت شرکت های چندملیتی است، بیشتر به نوارهای قدیمی دونالد در «نمایش هاوارد استرن» علاقه مندند.آنطور که اوضاع و احوال فعلی نشان می دهد، به نظر می رسد که در سال 2017 ما احتمالا دولتی خواهیم داشت که هیلاری کلینتون در راس آن قرار دارد و اوپوزیسیونی که پل رایان و میچ مک کانل آن را هدایت می کنند.آیا این همان چیزی است که مردم امیدش را دارند، برایش تلاش می کنند و در انتخابات های مقدماتی سال 2016 به آن رای دادند؟ یا این دقیقا همان چیزی است که برخلاف آن رای داده اند؟امکان دارد در نهایت پول های بزرگ و قدرت رسانه های نخبگان تشکیلات و فراملیتی ها غالب شود. و اگر چنین شود آمریکای متوسط- کسانی که بنا به توصیف باراک اوباما به انجیل هایشان، تعصباتشان و سلاح هایشان چنگ می اندازند، آن «نامقبول هایی» که نژادپرست، ضد زن، بیگانه هراسند و بنا بر توصیف هیلاری کلینتون «آمریکا نیستند» و «اصلاح ناپذیرند»- مجبور به پذیرش رژیم جدید خواهند بود.اما این بدین معنا نیست که آنها باید به این رژیم عشق هم بورزند، آن را دوست داشته باشند یا برایش احترام قائل باشند. چرا که در تحلیل نهایی سیستم دستکاری شده است.نویسنده: پت بوچانان[1]ترجمه: هادی سعادتمنبع: http://www.wnd.com/2016/10/is-the-system-rigged-you-betcha/[1] . Pat Buchanan مشاور ارشد سه رئیس جمهور، دوبار نامزد ریاست جمهوری حزب جمهوریخواه و نامزد ریاست جمهوری حزب ریفرم در سال 2000 بوده است.انتهای متن/

    آیا سیستم انتخابات آمریکا دستکاری شده است؟ حتما!
  • ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کرد

    رخدادهای 10 آبان 62چکیده : آیت الله خامنه ای :وزارت بازرگانی باید مشکلات مردم را در زمینه توزیع کالا رفع کند.  ایران قطعنامه شورای امنیت را به علت نادیده گرفتن حقوق خود رد کرد.  دعوای خانوادگی موجب برکناری رئیس سازمان اطلاعاتی عراق شد.  شوروی 30 هزار نیروی تازه نفس عازم افغانستان کرد. دیدار وزیر بازرگانی به همراه معاونین با آیت الله خامنه ایحس عابدی جعفری وزیر بازرگانی به همراه معاونین و جمعی از مسئولین این وزارتخانه با آیت الله خامنه ای رئیس جمهور کشورمان دیدار کردند.آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به اهمیت توزیع در شرایط کنونی کشور گفت : ما به سمت دولتی کردن توزیع تمامی کالاها حرکت نمی کنیم بلکه آن چیزی که برای ما مهم است کمک به مردم است تا نارسایی ها برطرف شودرئیس جمهور افزود :تکیه وزارت بازرگانی باید بر این باشد که از نیروهای مردمی استفاده شود و دولت موظف است مشکلات را از سر راه مردم بردارد.آن چیزی هم که طرح یا اعمال می شود باید بر طبق قانون اساس باشد و لذا میبایست طرح ها را طوری انتخاب کنید که قابل قبول مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان باشد.(1)ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کردشورای امنیت سازمان ملل متحد در جلسه دیروز خود پیش نویس  قطعنامه پیشنهادی سه کشور آفریقایی زئیر،توگو و گایانا را در مورد پایان بخشیدن به جنگ ایران و عراق تصویب کرد.در جلسه دیروز که به ریاست نماینده اردن برگزار شد قطعنامه مذکور با 12 رای موافق و سه رای ممتنع تصویب شد نیکاراگوئه، مالت و پاکستان به این قطعنامه رای ممتنع دادند. .بر اساس همین گزارش طبق قوانین شورای امنیت هر طرح پیشنهادی  می بایستی قبل از طرح در شورای امنیت به نظر کشورهای درگیر در مسئله رسانده شود اما پیش نویس قطعنامه پیشنهادی اخیر از سوی رئیس شورا در اختیار جمهوری اسلامی ایران گذاشته نشده بود.دکتر رجایی خراسانی نماینده ایران در سازمان ملل ضمن اعلام عدم پذیرش این قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی ایران گفت: دلایل عدم پذیرش این قطعنامه در درجه اول خود قطعنامه،زمان ارائه آن و محتوای آن است که نمی تواند با توجه به نادیده گرفتن حقوق کشورمان مورد قبول ما باشد. تجارب گذشته ما نیز نشان می دهد که قطعنامه های شورای امنیت همیشه به نفع متجاوز بوده است.(2) رئیس سازمان اطلاعاتی عراق چرا برکنار شد؟خبرگزاری جمهوری اسلامی از واشنگتن گزارش داد  روزنامه وال استریت ژورنال در شماره امروز خو پس از چند هفته از برکناری برزان تکریتی برادر ناتنی صدام از سمت ریاست سازمان اطلاعاتی عراق در مقاله ای نوشت : آنطور که به نظر دیپلمات های غربی می رسد یک نزاع خانوادگی موجب شد که صدام برادر ناتنی خود را از ریاست سازمان اطلاعاتی عراق برکنار کند.بر اساس این گزارش  این واقعه در کشورهای همسایه عراق مثل کویت نگرانی هایی را ایجاد کرده است که آیا کترل عراق توسط صدام به مخاطره افتاده است یا خیر؟ بر اساس گزارش وال استریت ژورنال برزان تکیری فردی سختگیر بود و از مقام خود به نفع شخصی استفاده می کرده است.(3)اعزام 30 هزار نیروی نظامی تازه نفس به افغانستانهفته گذشته در جریان حمله به فرودگاه مزار شریف افغانستان 6 فروند هلیکوپتر و مقادیر زیادی تجهیزات و مهمات نیروهای اشغالگر شوروی به دست مجاهدین مسلمان افتاد در این حمله تعداد زیادی از سربازان شوروی توسط مبارزان مسلمان افغانی کشته شدند و 4 تن از مجاهدین نیز به شهادت رسیدند. از سوی دیگر منابع آگاه در افغانستان اعلام کردند شوروی 30 هزار نیروی جدید به افغانستان اعزام کرد تا این نیروها جایگزین سربازانی که در درگیری با مجاهدین افغانی کشته شده اند بشوند.گزارش دیگری نیز حاکیست در اثر نبرد شدیدی که بین مجاهدین مسلمان افغانی و قوای متجاوز روسی در شهرستان شندید افغانستان رخ داد 6 دستگاه تانک قوای متجاوز روسی یه آتش کشیده شد و 30 تن از قوای کفر به هلاکت رسیدند این گزارش می افزاید قوای اشغالگر شوروی در پی این شکست مناطق مسکونی شهرستان شندید را بمباران کردند که در اثر آن 3 کودک شهید و 4 زن به شهادت رسیدند و 7 تن نیز زخمی شددند مبازران مسلمان 4 روز پیش نیز در درگیری با قوای شوروی و نیروهای دولتی در استان هرات 6 تن از متجاوزان را به هلاکت رسانده و یک دستگاه تانک آنها را منهدم کرده بودند.(4)پی نوشت:1. کیهان، 10 آبان 62 ، ص 182. کیهان، 10 آبان 62 ، ص 33. اطلاعات، 10 آبان 62 ، ص 164. اطلاعات، 10 آبان 62 ، ص 16انتهای متن/

    ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کرد
  • پیامدهای سکوت دولت در برابر هشدارهای علما/ چرا نظام بانکی، پاشنه آشیل روحانی در انتخابات ۹۶ است؟

    انتقادها از عملکرد نظام بانکی، از سطح گلایه‌های مردمی و نقدهای کارشناسی فراتر رفته و این روزها مراجع تقلید در سخنرانی‌های خود، از سیاست‌های بانکی کشور گلایه‌می‌کنند. گلایه‌هایی که گاه با تندترین لحن ممکن بیان می‌شود.انتقادات علمای دینی از سیاست‌های بانکی کشور طی چهار دهه گذشته بی‌سابقه نبوده است. سال‌هاست که برخی مراجع با اشاره به ضرورت اجرای نظام بانکداری اسلامی در کشور، از اینکه بانک‌ها در ایران از شیوه‌های دینی برای انجام فعالیت‌های خود تبعیت نمی‌کنند، انتقاد کرده‌اند. با این همه پاسخ بانکها به این نقدها و توصیه‌های اصلاحی، همواره توأم با توجه دادن علما به واقعیت‌های اقتصادی روز است. واقعیت‌هایی که مدیران بانکی می‌گویند، دست و پای بانک ها را بسته و آن ها را وادار می‌کند از شیوه‌هایی استفاده کنند که چندان خوشایند علما و بخش بزرگی از شهروندان نیست.نقد نظام بانکی و سکوت دولت‌هادر برابر نقدهای مطرح شده به بانک‌ها در چارچوب احکام بانکداری اسلامی، معمولا دولت‌ها مُهر خاموشی بر لب می‌زنند. حتی دولت محمود احمدی‌نژاد که قرار بود آخرین مرحله از پروژه تحول اقتصادی خود را به اصلاح نظام بانکی اختصاص دهد، با همه اظهارنظرهای تند رئیس‌جمهور وقت علیه مدیران بانکی، باز هم در عمل، تغییر محسوسی در وضعیت نظام بانکی ایجاد نکرد. پیش از او، دولت‌های قبلی نیز گامی جدی برای عمل به توصیه علما علیه بانکداری ربوی برنداشته بودند و همین امر، باعث شده تا حالا گلایه‌های پیشین درباره بانکداری غیراسلامی، عملا به هشدارهایی تند تبدیل شود.در چنین وضعیتی، بانک مرکزی دولت حسن روحانی چاره‌ای ندارد جز اینکه با استفاده از ظرفیت شورای فقهی خود، گام‌هایی محسوس برای اصلاح نظام بانکی بردارد. نگاهی به تجمعات مختلف سپرده‌گذاران در مقابل ساختمان بانک مرکزی، در کنار انتقادات پیاپی مراجع تقلید از سیستم بانکی، باعث شده تا در عمل، عملکرد نظام پولی در سال‌های اخیر به پاشنه آشیل محبوبیت دولت حسن روحانی تبدیل شود. بنابراین به‌نظر می‌رسد که اگر تا قریب به هفت ماه دیگر که موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم فرامی‌رسد، روحانی فکری به‌حال بهبود وضعیت نظام بانکی نکند، بی‌تردید بخش مهمی از سبد رأی خود را از دست رفته خواهد یافت.بازی با مشروعیت دولت اسلامیموضوع پیامدهای سیاسی عدم توجه به هشدارها درباره مکانیزم‌های بانکی موجود، البته فراتر از رأی‌آوری رئیس‌جمهور در انتخابات بعدی است و به‌نظر می‌رسد که با مشروعیت دولت گره خورده است.واقعیت این است که ماهیت اسلامی دولت در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایجاب می‌کند که توصیه‌های مراجع تقلید درباره سیاست‌های اقتصادی جدی گرفته شود. بنابراین دولت نمی‌تواند به‌نام واقعیت‌های اقتصادی، توصیه‌های مراجع را نادیده گرفته و صرفا به رایزنی‌های پشت‌پرده برای جلب رضایت بسنده کند. طبیعی است که ارسال انبوه گزارش‌های مردمی به دفاتر مراجع باعث شده تا برخی از آن ها به تندترین شکل از سیاست‌های کنونی بانک‌ها انتقاد کنند و بنابراین اگر دولت به زمینه‌های شکل‌گیری این انتقادات بی‌توجهی کند، نه فقط اعتبارش را از دست خواهد داد، بلکه به مشروعیت خود ضربه خواهد زد.دولت‌ها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، ماموریت دارند تا کاربردی بودن احکام دینی در روند اداره جامعه را به نمایش بگذارند. اینگونه است که اگر قرار باشد این احکام در یکی از مهمترین بخش‌های حاکمیتی که به حوزه سیاستگذاری پولی مربوط است، اجرا نشود، باید گفت که در عمل، اجرای یکی از مهمترین ماموریت‌های دولت اسلامی اگر نگوییم متوقف شده، دست‌کم به حالت تعلیق درآمده است.اجماع‌نظر بر روی ضرورت اصلاحات بانکیالبته نباید از نظر دور داشت که گاه دولت‌ها در عرصه اجرا با چالش‌هایی روبرو می‌شوند که ممکن است تحقق برخی نظریات را مشکل کند. مثلا تغییرات سود بانکی در همه کشورها متناسب با نرخ تورم و شاخص‌های دیگر اقتصادی است و طبیعی است که نمی‌توان بی‌توجه به این شاخص‌ها نسبت به سیاستگذاری بانکی اقدام کرد. به عقیده اقتصاددانان، دولت‌ها با اهرم نرخ سود، در عمل مسیر حرکت نقدینگی را جهت می‌دهند و با افزایش این نرخ، نقدینگی را از سطح جامعه جمع کرده و با کاهش آن، پول‌های مردم را وارد مسیر تولید می‌کنند.بنابراین اینکه باید اصول علم اقتصاد از سوی دولت مورد توجه قرار گیرد، یک اصل پذیرفته شده در حکمرانی دینی است، با این حال وقتی شرایط اقتصادی کشور نشان می‌دهد که سیاست‌های اجرا شده در عمل باعث نارضایتی طیف وسیعی از شهروندان، علما، کارشناسان اقتصادی و حتی نهادهای اجرایی و نظارتی شده و نتیجه‌اش افزایش فساد و از هم گسیختگی اقتصادی بوده است، منطقا سیاستگذاران بانکی باید بپذیرند که نه فقط اصول بانکداری اسلامی را اجرا نکرده‌اند، بلکه حتی نتوانسته‌اند تجارب جهانی در جهت اصلاحات اقتصادی با کمک ابزارهای پولی را نیز به‌درستی پیاده کنند. در چنین شرایطی باید گفت که ایجاد دوقطبی «احکام دینی / احکام علمی» در حوزه بانکداری، تعریف یک دوتایی اشتباه است، چراکه در شرایط امروز کشور، نه فقط علمای دینی بلکه اقتصاددانان و کارآفرینان نیز دل خوشی از نظام بانکی ندارند. درست در چنین شرایطی که اجماع‌نظر بر سر اصلاحات بانکی وجود دارد، تعلل دولت در این حوزه، سوال‌برانگیز است.بانک‌ها، عامل بی‌نتیجه ماندن برجامهرچند کمتر از 9 ماه تا پایان کار دولت یازدهم بیشتر زمان باقی نیست، ولی دولت روحانی می‌تواند با درک نقدهای مطرح شده درباره نظام بانکی، تیم اقتصادی کابینه را مأمور کند تا بسته جامع اصلاحات نظام بانکی را تدوین کرده و یا با کمک مجلس، در برنامه ششم توسعه، اصلاحات بانکی را در اولویت قرار دهد.اگر دولت به سکوت در برابر هشدارهای مراجع نسبت به عملکرد ضعیف نظام بانکی ادامه دهد، نه فقط باعث نارضایتی طیف وسیعی از مردم متدین خواهد شد، بلکه همراهی بازاریان، کارآفرینان و حتی اقتصاددانان را نیز از دست خواهد داد. موضوعی که بعید است روحانی در آستانه انتخابات دوازدهم چنین سطحی از نارضایتی را مطلوب بداند.همچنین ادامه وضع موجود، می‌تواند بانک‌ها را به زمینی برای بازی مفسدان اقتصادی تبدیل کند. همان‌ها که این روزها خبر از اختلاس‌های چند هزار میلیاردی‌شان به تیتر اصلی روزنامه‌ها تبدیل شده و این روند، نتیجه‌ای جز فراری دادن سرمایه‌گذاران و بر باد دادن دستاوردهای احتمالی برجام به‌عنوان برگ برنده روحانی در انتخابات 96 در بر ندارد.اینکه آیا روحانی حاضر است با توجه به دلایل دینی، سیاسی و علمی، اصلاحات بانکی را با شجاعت پی بگیرد یا نه، موضوعی است که در ماه‌های آینده روشن خواهد شد.پایگاه رصدانتهای متن/

    پیامدهای سکوت دولت در برابر هشدارهای علما/ چرا نظام بانکی، پاشنه آشیل روحانی در انتخابات ۹۶ است؟
  • معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی

    معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی
    چکیده:  قانون اساسی به‌دلیل نقشی که در تمشیت روابط بین افراد و دولت دارد، از اهمیت جدی برخوردار است. به همین نسبت، تعیین معنای دقیق مفاهیم آن در تنظیم بهتر این رابطه مهم است. هنجارهای دینی ذکرشده در قانون اساسی، از جمله مفاهیمی‎اند که نقش مهمی در قانون اساسی دارند. هرچند معنای اجمالی این واژگان مشخص است، به‌دلیل نداشتن معنای تفصیلی پیشینی، بالجمله روشن نیست. در این بین، مفهوم «موازین اسلامی» به دلایل مختلف کمی و کیفی اهمیت بیشتری دارد. مسئله‌ی این مقاله تعیین معنای دقیق برخی از این هنجارهای دینی با محوریت مفهوم موازین اسلامی است. در این پژوهش با دلایل مختلف از جمله معادل‎یابی این هنجارها با هنجارهای مصطلح در فقه اسلامی، ثابت شده است که این مفهوم از نظر معنایی متفاوت با مفهوم «احکام اسلام» در قانون اساسی است. بر همین اساس، معنای بسیاری از هنجارهای اسلامی ذکرشده نیز به یکی از این دو هنجار ارجاع داده شده است.نویسندگان:محسن اسماعیلی، حسین امینی پزوهفصلنامه دانش حقوق عمومی - دوره 4، شماره 11 - ( بهار و تابستان 1394 ).برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی
  • عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی

    عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی
    چکیدهآیت‌الله جوادی آملی به‌تبع استاد خود، علامه طباطبایی، با تحلیلِ عینِ‌ ربط بودن معلول به علت، ماهیت را به مفهوم بازمی‌گرداند؛ ازاین‌رو خارجی بودن ماهیت را به عرض وجود، که در کلام ملاصدرا است، سخنی مقدماتی و تعلیمی می‌داند؛ پس آنچه متن خارج را پُر کرده، فقط وجود است که با علم حضوری شهودی اتصالی در مشهد نفس عارف قرار می‌گیرد. این علمِ شهودیِ عرفانی، عبور از علم و رسیدن به نفس معلوم یا شهود عرفانی عوالم منفصل است؛ اما عارف باید در حیطۀ نظر و برای تبیین و مستدل کردن سخن خود، در عالم مفاهیم و علم حصولی سخن گوید؛ پس چاره‌ای نیست که منطق پا پیش‌نهد، این مفاهیم را بررسی کند، با آن‌ها معاملۀ علم حصولی کند و شهودات بی‌واسطه را به رتبة یقین روان‌شناسانه تقلیل دهد؛ اما معاملۀ منطق با عرفان این نیست که جداافتاده از عرفان شهودی با مفاهیمی در عرفان نظری کار کند، طوری‌که مفاهیم نظری را به بدیهی بازگرداند(شیوۀ منطق)، بلکه فقط وقتی مفاهیم نظری و بدیهی از پلیدی‌ها مصون‌اند که با عین خارجی پاک مرتبط باشند و بتوانند یافته‌های متصل خود را به حقایق منفصل برگرداند. مقاله درصدد است تفاوت‌های این‌دو شیوۀ عرفانی را مقایسه و امکان پیوند آن‌ها را بررسی کند.  نویسنده:مهدی صدفی: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی
  • «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر

    «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر
    چکیدهحمل یکی از مباحث مهمی است که در تبیین مسائل منطقی، فلسفی و عرفانی کاربرد فراوانی دارد. این مبحث در طول زمان دچار دگرگونی‌های بسیاری شده است. این مقاله دیدگاه‌‌‌ آیت‌الله جوادی آملی را دراین‌باره تبیین، آن را با دیدگاه ملاصدرا و علامه‌طباطبایی مقایسه می‌کند و نوآوری‌‌‌هایش را برمی‌‌‌شمرد. یکی از نوآوری‌‌‌ها این است که حمل ظاهر و مظهر، قسم مستقلی از اقسام حمل است که در تبیین منطق عرفان باید از آن استفاده کرد. تبیین آیت‌الله  جوادی آملی از حمل ظاهر و مظهر در قاعدۀ بسیط‌الحقیقه، با تبیین ملاصدرا تفاوت دارد. این تفاوت از تفاوت در مبانی این‌دو فیلسوف در تبیین حقیقت وجود رابط، تقریر وحدت شخصی وجود و تبیین حقیقت مظاهر نشأت می‌‌‌گیرد.نویسنده:محمد حسین زاده: حوزه علمیه قم/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر
  • اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی

    اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی
    چکیده:  زمینه و هدف: با تولد کودک دارای ناتوانی، والدین با چالش‌های بسیاری مواجه می‌‌شوند. به طور کلی والدین کودکان با ناتوانی در مقایسه با والدین کودکان عادی استرس بیشتری دارند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله بهنگام خانواده-محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب شنوایی انجام شد.روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل  بود. حجم نمونه 32  مادر بودند که از میان  همه‌ی مادران کودکان با آسیب شنوایی شهر شیراز در سال تحصیلی 94-1393 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جاگماری شدند، به طوری که هر گروه 16 نفر بود. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه نشانگان استرس خدایاری‌فرد و پرند(1385)  استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یک‌متغیره و چندمتغیره تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که میانگین نمرات نشانگان استرس و خرده‌مقیاس‌های آن ( نشانه‌های جسمی، نشانه‌های  عاطفی، نشانه‌های شناختی و نشانه‌های رفتاری) در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است (P < 0/05 ).نتیجه‌گیری: در واقع یافته‌ها نشان‌دهنده این بود که مداخله بهنگام خانواده-محور سبب بهبود نشانگان استرس در مادران کودکان با آسیب شنوایی شده است.نویسندگان:مریم دوست‌زاده، قربان همتی علمدارلو، ستاره شجاعیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی
  • پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری

    پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری
    چکیده:   زمینه و هدف: تولد کودک با تأخیرتحولی می‌تواند به همراه خود، مشکلات جدید و مضاعفی را برای والدین این کودکان به دنبال داشته باشد، اغلب برای چنین والدینی مخصوصاً مادران تنش، تجربیات و پاسخ‌های هیجانی از قبیل افسردگی، اضطراب و آشفتگی‌های روانی دیگر رخ می‌دهد، که این ها ارتباط مستقیمی با مسائل کود‌ک دارند. پژوهش حاضر به‌منظور پیش‌بینی تنش والدینی و آشفتگی‌روان‌شناختی مادران بر اساس مشکلات‌رفتاری و کارکردهای‌انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای‌تحولی انجام شد.روش‌: طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی است. داده ­های پژوهش با روش مدل‌یابی معادلات‌ ساختاری با استفاده از نرم‌افزار لیزرل تحلیل شده است..جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 11-6 ساله با تأخیرهای‌تحولی شامل کودکان مبتلا به اوتیسم مراجعه‌کننده به مراکزآموزشی و توان‌بخشی و دانش‌آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 را شامل می‌شد. در این پژوهش از روش نمونه­ گیری در دسترس استفاده شد. پس از توضیح اهداف پژوهش برای مادران و جلب رضایت آگاهانه از آنها، مقیاس‌های ‌‌رفتار غیرعادی کودکان‌(1986)، فرم کوتاه شده آزمون علایم روانی‌(1973)‌، ‌‌مقیاس‌‌کارکرد‌انطباقی‌واینلند(1984)،‌ شاخص تنیدگی والدینی(1967) توسط مادران تکمیل شد.یافته‌ها: داده‌های پژوهش به وسیله روش آماری مدل‌یابی ساختاری از طریق نرم‌افزار لیزرل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده‌ها نشان داد که بین مؤلفه‌های مشکلات‌رفتاری کودکان با تأخیرهای‌تحولی (با اوتیسم و بدون اوتیسم) با آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش‌والدینی مادران آن ها رابطه مثبت وجود دارد ولی بین مؤلفه‌های کارکردهای‌انطباقی این کودکان با آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش والدینی مادران رابطه منفی وجود دارد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدل‌یابی‌ ساختاری می‌توان استنباط کرد که کارکردهای‌انطباقی و مشکلات‌رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی در قالب روابط‌ساختاری تغییرات آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش‌والدینی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کنند. به عنوان مثال متغیر خودتحریکی با ضریب بتای (0/24) و t محاسبه‌شده(3/72) قادر است 24% از تغییرات آشفتگی‌روان‌شناختی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کنند و این متغیر با ضریب بتای(42/ 0و t محاسبه‌شده (5/46) قادر است 42% از تغییرات استرس والدینی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کند.نویسندگان:سمیه شکری ، زینب خانجانی ، تورج هاشمیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری
  • نگرشی بر جایگاه فقهی- حقوقی شرکت‌های هرمی

    نگرشی بر جایگاه فقهی- حقوقی شرکت‌های هرمی
    چکیدهیکی از رویکردهای مهم تجارت الکترونیک، بازاریابی و توزیع شبکه‏ ای چندمرحله‏ ای الکترونیک‏ است که منشأ تحولات عظیمی در امر انتقال سریع‏ کالاها و خدمات از مبدأ تولید به مقصد مصرف در یک‏ دنیای مجازی شده است. امروزه سیستم بازاریابی شبکه‏ ای سنتی با توجه به ورود ابزارهای الکترونیک که هزینه‏ های‏ توزیع کالا را به شدت کاهش و سرعت انتقال کالا را از تولید به مصرف افزایش می‏ دهند، کارایی خود را از دست داده و شبکه‏ های توزیع چند مرحله ‏ای‏ الکترونیک به نحو شگفت‌انگیزی گسترش یافته‏ اند. شرکت­ های هرمی در حقیقت شکل منحرف‌شده بازاریابی شبکه ­ای می‌باشند و با بازاریابی شبکه­ ای تفاوت دارند. هر دوی آنها معمولاً در قالب شرکت­ های خاصی فعالیت می­ کنند. شرکت­ های هرمی دارای انواع و اقسام گوناگونی هستند. طراحان­ شرکت­ های هرمی برای جلوگیری از اشکالات حقوقی، آنها را در قالب قراردادهای خاصی طراحی و اجرا می­ کنند. به دلیل تنوع شرکت­ های هرمی، قراردادهای متنوع و مختلفی در آنها دیده می­شود ولی اکثر شرکت­ های هرمی بر پایه «بیع جایگاه» استوار هستند. این شرکت­ ها دارای اشکالات جدی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فقهی و حقوقی هستند. در زمینه فقهی ـ حقوقی، اشکال «دارا شدن ناعادلانه» در مورد این شرکت­ ها مطرح شده است. همچنین می­ توان به وجود تدلیس و کلاهبرداری در آنها اشاره کرد.نویسندگان:احمد خسروی:  استادیار گروه حقوق دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجندمجتبی نقدی‌نژاد: دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه علامه طباطباییمجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    نگرشی بر جایگاه فقهی- حقوقی شرکت‌های هرمی
  • مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده

    مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
    چکیده:  زمینه و هدف: فرآیند تحول کودک تابع تأثیر متقابل عوامل زیستی، روان ­شناختی و اجتماعی است و خانواده نقش بسیار اساسی را در این زمینه ایفا می‌کند. مطالعه پیشینه پژوهشی نشان می­ دهد که کودکان بیشتر از هرجایی در میان خانواده در معرض خطر خشونت و بدرفتاری قرار می­ گیرند و این آسیب­ های جسمی، جنسی، روانی و غفلت که به کودک وارد می­ شود وی را ازنظر روانی آشفته می­ کند و باعث ایجاد طرح‌واره‌ها و تفکرات غیرمنطقی در ذهن او می ­شود. طرح‌واره‌ها به‌عنوان عناصر شناختی، نقش مهمی را در سازمان‌دهی شخصیت و نحوه تفسیر تجربه ­های فرد از رویدادها ایفا می ­کنند. روش­: مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و مطالعه کتابخانه‌ای انجام شد. بدین منظور پایگاه­ های علمی با کلیدواژه ­های مرتبط با موضوع پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و از اسناد و مقاله ­های به‌دست‌آمده مواردی که دارای اطلاعات معتبر علمی بودند مورد تحلیل، بررسی، مقایسه، تبیین و استنتاج قرار گرفتند.یافته ­ها: جمع­ بندی پیشینه پژوهشی درزمینه طرح‌واره‌های سازش ­نایافته اولیه در کودکان آزاردیده نشان می ­دهد که بیشتر 18 طرح‌واره سازش­ نایافته اولیه ­ای که توسط جفری یانگ (1990) معرفی شد، در کودکان آزاردیده وجود دارد و هر یک از آزارگری ­ها و بدرفتاری­ های والدین به‌نوبه خود منجر به شکل ­گیری و تشدید یک یا چند مورد از طرح‌واره‌های سازش ­نایافته اولیه می­ شود.نتیجه ­گیری: لازم است در سطح خرد و کلان برنامه­ ریزی­ های کافی برای ریشه­ یابی آسیب­ ها، ارائه راهکارهای پیشگیری، اجرای برنامه­ های آموزشی و پژوهشی و برگزاری نشست­ های تخصصی جهت جلوگیری از آزار کودکان صورت گیرد.نویسندگان:محبوبه طاهر ، ملیحه طاهر، عباسعلی حسین خانزاده ، آرزو مجردفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.    

    مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
  • باطنی‌گرایی در یونان باستان

    باطنی‌گرایی در یونان باستان
    چکیده دو اصطلاح «باطنی» و «باطنی‌گرایی» معنای گسترده‌ای دارند، ولی به ‌نحو خاص بر مکتب‌های دینی و عرفانی و فلسفیِ رازورز اطلاق ‌می‌شوند. در یونان باستان، پیش از دورانِ یونانی‌مآبی، به مکتب‌هایی با گرایشِ باطنی برمی‌خوریم. از نوشته‌های گوناگونِ برجای‌مانده از آن دوران چنین برمی‌آید که یونانیان خود خاستگاه این مکتب‌ها را بیرون از یونان، در مصر یا آسیا، می‌جستند. مکتب‌های باطنیِ یونانی تا پیش از روزگار افلاطون عبارتند از: ادیان الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی و مکتب فلسفی ‌ـ ‌دینیِ فیثاغورس. غایتِ مشترک این مکاتب، رستگاری از راه تطهیر است. این غایت در ادیانِ باطنیِ یونان، یعنی ادیانِ الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی، از رهگذرِ گرویدن به دین و به ‌جا آوردنِ مراسمِ آیینی به ‌دست ‌می‌آید. دین اورفیوس پیروانِ خود را به برخی اوامر و نواهی نیز پایبند می‌سازد و به خوارداشتِ جهانِ خاکی برمی‌انگیزد. فیثاغوریان با حفظِ جنبه‌های دینی، باطنی‌گراییِ خود را بر معرفت مبتنی ‌می‌سازند و بدین‌سان باطنی‌گراییِ فلسفیِ منحصر به‌ فردی بنیاد می‌نهند.نویسنده:ایمان شفیع بیک: دانش‌آموختة مقطع دکتری فلسفه (گرایش قدیم و قرون وسطی)، دانشگاه شهید بهشتی.دو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    باطنی‌گرایی در یونان باستان
  • الفاظ و معانی عرفانی

    الفاظ و معانی عرفانی
    چکیدهارتباط وثیق میان «لفظ» و «معنا» موجب می‌شود تا ذهن آدمی به سرعت از لفظ به معنا منتقل گردد و از این طریق انتقال معانی صورت گیرد. خاستگاه و ماهیت این ارتباط و گونه دلالت لفظ بر معنا، همواره مورد توجه بوده و اندیشمندان فراوانی را در هریک از حوزه های زبان شناسی، فلسفه زبان، روان شناسی، منطق، اصول و عرفان به خود مشغول داشته است. در عرفان اسلامی نیز، از جمله مباحث زیربنایی و مهم، مباحث مربوط به زبان عرفان و به طور خاص بحث الفاظ و معانی عرفانی و رابطه میان لفظ و معنا، به ویژه در «نمادهای تصویری» عرفانی است. این بحث، هم برای علاقه مندان به مباحث نظری عرفان، هم برای اهل راه و سلوک و هم برای عرفان پژوهان، دارای اهمیت و بر مباحث بسیاری، مستقیم یا غیر مستقیم، اثرگذار می‌باشد. ذکر این نکته ضروری است که تفاوت های ماهوی عرفان با سایر دانش های مبتنی بر حس و عقل موجب تفاوت های فراوانی در وضع و دلالت الفاظ و نیز بحث های پیرامونی آن، همچون حقیقت و مجاز و ... شده است که عدم توجه به این تفاوت ها، ریشه بسیاری از بدفهمی‌‌‌ها و مخالفت‌‌‌ها با عرفان بوده است. این نوشته بر آن است تا با بهره‌‌‌گیری از مبانی و کلمات اهل معرفت، به ویژه با تأکید بر اندیشه‌‌‌های دو حکیم و عارف جامع نگر معاصر؛ حضرت امام خمینی و آیت الله جوادی آملی، به سهم خویش، تصویری منسجم و سامان مند به این بحث مهم عرفانی ارائه دهد.نویسنده:رضا حسینی فر: عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران فصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل  کلیک کنید.   

    الفاظ و معانی عرفانی
  • فنر نرخ ارز باز هم در می رود؟

    سال 1389، مجلس در حال تصویب بخشی از برنامه پنجم توسعه درباره نرخ ارز است. مجلس نهم در فصل ارز برنامه پنجم تصویب می کند که نظام ارزی کشور شناور مدیریت شده است و نرخ ارز با توجه به «حفظ دامنه رقابت پذیری در تجارت خارجی» و با «ملاحظه تورم داخلی و جهانی» و همچنین شرایط اقتصاد کلان از جمله تعیین حد مطلوبی از ذخایر خارجی تعیین خواهد شد. )1(بر این اساس دولت و بانک مرکزی موظف است که در مدیریت شناور نرخ ارز تفاوت نرخ ارز داخلی و خارجی و مخصوصا رقابت پذیری اقتصاد در تجارت خارجی را در نظر بگیرد. توضیح این که نرخ ارز واقعی یک رکن تعیین کننده قدرت کشور در صادرات و ابزار مناسب کنترل واردات و قاچاق است. به این صورت که هرچه نرخ ارز بالاتر (یعنی دلار گرانتر) باشد قیمت تمام شده کالا های وارداتی در کشور افزایش یافته و مزیت واردات از بین می رود. لذا واردات کاهش می یابد. از سوی دیگر نرخ ارز بالاتر کمک بسیار زیادی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان می کند. چرا که قیمت تمام شده کالا ها به دلار کاهش یافته و مزیت صادراتی ایجاد می شود. به بیان دیگر قیمت یک کالای ایرانی به دلار بسیار کمتر از قیمت کالای مثلا ترکیه ای به دلار تمام می شود. این یعنی مشتریان تمایل بیشتری به خرید کالای ایرانی دارند تا ترکیه ای.بند هایی که بر کاغذ ماندبرنامه پنجم تصویب و اجرای آن از ابتدای سال 90 شروع می شود اما هنوز جوهر برنامه پنجم خشک نشده که دولت دست به سرکوب شدید نرخ ارز می زند. در واقع دولت بدون در نظر گرفتن آنچه که در برنامه پنجم توسعه به عنوان سند بالادستی عملیاتی اقتصاد کشور تصویب شده بود اقدام به تثبیت نرخ ارز بدون توجه به نرخ تورم داخلی و خارجی کرد. صادرکنندگان، کارشناسان و دلسوزان هشدار می دادند؛ در حالی که کشور تورم های دورقمی را تجربه می کند تثبیت نرخ دلار در سطح حدود 1000 تومان به شدت صادرات را سرکوب و به واردات گسترده دامن می زند. علاوه بر آن سرکوب نرخ ارز بدون توجه به واقعیت های اقتصادی می تواند زمینه را برای جهش ناگهانی نرخ ارز فراهم آورد.نرخ ارز این روز ها 3600 تومان است یعنی فنر نرخ ارز حداقل به اندازه 2000 تومان فشرده شده است و باید منتظر انفجاری دیگر باشیماما دولت چندان نگران نبود. هشدار ها نادیده گرفته می شد. دلار های سرشار ارزی این توهم را ایجاد کرده است که بازار ارز در دست دولت و بانک مرکزی است و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ واردات گسترده از طریق دلار های نفتی پاسخ داده می شود و رونق حبابی اقتصاد، کاهش صادرات و ضعف تولیدات داخلی را پوشانده است. به نظر می رسید دولت تلاش دارد با تثبیت نرخ ارز از تورم وارداتی ناشی از رشد نرخ ارز جلوگیری کرده و در آن روز های سخت اقتصاد، که تورم، تحریم و بیم رکود اقتصاد را تهدید می کرد، خود را مسلط بر شرایط نشان دهد.فنر نرخ ارز، ناگهان، در بدترین شرایط اقتصادی در می روداما نه آن حباب پایدار ماند و نه آن توهم. نیمه دوم سال 90 شروع شده است که ناگهان نرخ ارز جهش پیدا می کند. دولت غافلگیر شده و توانایی مدیریت شرایط را ندارد. جهش ناگهانی نرخ ارز بسیار بیشتر از افزایش تدریجی آن همراه با اختلاف تورم داخلی و خارجی هزینه دارد. شرایطِ روانیِ جهشِ حدودا 100 درصدی نرخ ارز زمینه را برای اخلال در بازار ها، گرانفروشی و از همه مهمتر، تخریب برنامه های اقتصادی بنگاه ها و نااطمینانی از بازار ها فراهم کرده است. همین اتفاق در سال 91 هم تکرار می شود و اقتصاد کشور دچار آسیب های جدی می شود. تحریم ها هم تشدید شده و اثر خود را در بازار ارز می گذارد. توانایی مدیریت بازار از دست دولت خارج و همه چیز برای فروغلتیدن اقتصاد در رکود فراهم شده است. اگر دولتمردان دولت دهم، به آن بند قانونی صریح و مفید عمل می کردند در این روز های سخت شرایط بهتری داشتند. آن روز ها که اقتصاد درگیر تحریم، کاهش فروش نفت و فضای روانی منفی است، دولت از محل فنر فشرده شده نرخ ارز هم ضربه می خورد. ضربه ای که اگر وجود نداشت شاید مدیریت آن سال های اقتصاد بهتر از آنچه شد صورت می پذیرفت اما دولت ضربه تصمیم های غلط سال های پیش خود در تثبیت مصنوعی نرخ ارز را در بدترین شرایط اقتصادی خورد و شد آنچه شد.تکرار اشتباه؛ دولت یازدهم جا پای دولت دهم می گذارددولت یازدهم در حالی بر سر کار می آید که فنر نرخ ارز انرژی خود را تخلیه کرده و در حالت طبیعی است. حتی شوک های ناشی از جهش شدید نرخ ارز در سال های 90 و 91 هم تخلیه شده و متغیر ها در سطح حقیقی و طبیعی خود قرار دارند. نرخ ارز حدود 3300 تومان است. دولت یازدهم کنترل تورم را در دستور کار قرار می دهد. همزمان سیاست تثبیت نرخ ارز را نیز در دستور کار قرار می دهد. به نظر می رسد دولت یازدهم مثل دولت دهم از ایجاد تورم وارداتی از محل نرخ ارز هراس دارد. بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم و تا یک سال بعد (مرداد 93) نرخ ارز حتی کاهش هم می یابد و به 3 هزار تومان نزدیک می شود. این در حالی است که در سال 92 و 93 حداقل 15 درصد تورم داخلی وجود داشته و نرخ ارز حداقل باید 13 درصد (تفاضل نرخ تورم 15 درصدی داخلی و حدودا 2 درصدی جهانی) افزایش یابد؛ یعنی حداقل 500 تومان افزایش یافته و به 3 هزار و 800 تومان برسد اما دولت برنامه های خودش را در سر دارد و به قانون و منطق اقتصادی بی توجه است. جالب آن که این سیاست غلط تا اکنون نیز ادامه یافته و نرخ ارز طی بیش از 3 سال فقط حدود 300 تومان یعنی کمتر از 10 درصد رشد کرده است. کم کم صدای کارشناسان و صادرکنندگان در می آید.گلایه صادرکنندگان از حرکت غیراقتصادی دولت در بازار ارزکارشناسان و رسانه ها (حتی رسانه های حامی دولت) مدت هاست با محاسبه تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی به دولت هشدار می دهند از تثبیت مصنوعی نرخ ارز دست بردارد. قانون برنامه پنجم توسعه برای یک سال تمدید شده و دولت هم اکنون نیز طبق قانون موظف به مدیریت شناور بازار ارز بر اساس تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی و حفظ رقابت پذیری کشور در تجارت خارجی است اما انگار اهداف دیگری دنبال می شود.29 فروردین روز صادرات؛ دولت از حمایت از صادرکنندگان می گوید و صادرکنندگان هم بیش از قبل از سیاست اشتباه دولت در بازار ارز انتقاد می کنند. لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات ایران با اشاره به «حرکت غیر اقتصادی دولت در تعیین نرخ ارز»، از دغدغه فعالان اقتصادی نسبت به آینده قیمت دلار گفته و این هشدار را هم می دهد که «سیاست ارزی دولت راه را برای افزایش قاچاق باز کرد»[2]. افرادی مثل دکتر رزاقی، اقتصاددان کشور نیز بار ها اعلام می کند نرخ واقعی ارز در شرایط کنونی حدود 12 هزار تومان است و تثبیت این نرخ در 3500 تومان عامل اصلی قاچاق گسترده[3] است اما دولت همچنان بی توجه است و از دستاورد های اقتصادی خود می گوید؛ کنترل تورم و کنترل نوسانات نرخ ارز! لذا در بر همان پاشنه می چرخد که پیش از این می چرخید.یک محاسبه ساده در رابطه با نرخ ارزنرخ تورم سال 92 حدود 34 درصد، سال 93 حدود 15 درصد و سال 94 هم تقریبا 12 درصد بود. با توجه به نرخ های تورم صفر تا 2 درصدی در اقتصاد جهان، مخصوصا کشور هایی که می توان تورم دلار را با آن ها سنجید، طی این سال ها نرخ ارز باید سالانه حدود 32، 13 و 10 درصد رشد می کرد. با در نظرگرفتن نرخ ارز 3300 تومان در ابتدای سال 92، این نرخ طبق قانون و منطق اقتصادی در انتهای سال 92 باید حدودا 4400 تومان، در انتهای سال 93 حدود 5 هزار و 100 تومان و در انتهای سال 94 به 5 هزار و 600 تومان می رسید اما نرخ ارز این روز ها 3600 تومان است یعنی فنر نرخ ارز حداقل به اندازه 2000 تومان فشرده شده است و باید منتظر انفجاری دیگر باشیم. اگر هم از جهش ناگهانی به هر نحوی جلوگیری شود تضعیف قدرت صادراتی کشور، ضربه ای بر تولید و تقاضای خارجیان برای کالای ایرانی خواهد زد که اثرات آن را در سال های آتی خواهیم دید.[1] قانون برنامه پنجم توسعه، ماده 81، بند ج.[2] گفتگوی لاهوتی با خبرگزاری مهر در تاریخ 6 شهریور 95[3] اظهارات ایشان در میزگرد تخصصی در رابطه با قاچاق، 17 شهریور 95٫

    فنر نرخ ارز باز هم در می رود؟
  • رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی

    رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی
    چکیدهابوالثناء شهاب‌الدین محمود آلوسی بغدادی از مفسران سدۀ سیزدهم هجری و وابسته به طریقت نقشبندیه و مؤلف تفسیر روح المعانی است. یکی از جنبه‎های مهم این تفسیر، رویکرد مفسر نسبت به سنت تفسیر عرفانی است. آلوسی از گرایش‎های عرفانی استقبال کرده و در مواضعی بر اساس تخصص و دانش، روحیات و ذوقیات و احوال بیرونی و نیازهای مخاطبان، به بازتاب  آراء مفسران منتسب به عرفان نظری و عرفان سیر و سلوکی اقدام نموده است. دربرابر جریان و سنت تفسیر عرفانی، مواجهه آلوسی با آراء تفسیری عارفان گزینشی است. بر این اساس، کوشش برای توافق بین شریعت و عرفان و برمبنای آموزه‎های طریقت نقشبندیه روح حاکم بر این نگرش را در سنت تفسیر عرفانی تشکیل می‎دهد. افزون براین، نباید از مواجهة انتقادی و محققانة وی با برخی آرای دیگر تفسیر عرفانی در روح المعانی، همچون مواجهه با نظریة وحدت وجود ابن عربی  غفلت ورزید. این نوع رویارویی‎ها که در جای خود از استقلال و قوت اجتهادی وی در تفسیر به معنای اعم و تفسیر عرفانی به معنای اخص آن حکایت می‎کند، تنها در پرتو رویکرد ویژة او و با عنایت به مؤلفة دانش و تخصص آلوسی قابل تبیین و تشخیص است.نویسنده:محسن قاسم پور: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه کاشاندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی
  • مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی

    مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی
    چکیدهیکی از رهیافت‌هایی که در معرفت‌شناسی دینی به دفاع از معقولیت باورهای دینی پرداخته است، «معرفت‌شناسی اصلاح‌‌شده» است. در بین معرفت‌شناسانِ اصلاح‌شده دیدگاهِ «ولترستورف» با انتقادات کمتری مواجه است. این نوشتار سعی دارد با بهره‌مندی از روش توصیف و تحلیل، مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف را دربارة معقولیت باورهای دینی نشان دهد. مبانی معرفت‌شناختی ولترستورف از طریق بررسی چالش دلیل‌گرایی قابل تبیین است. وی برای رهایی از تلقی جزمی و ناقص معرفت‌شناسی در عصر روشنگری، مفهوم معقولیت را بسط داده و معرفت‌شناسی وظیفه‌گرایانه و معقولیت موقعیتی را اتخاذ کرده‎ است. به همین جهت از قلمرو معرفت‌شناسی خارج و به حوزة روانشناسی وارد شده است. ولترستورف در باب توجیه، مبناگراییِ توأم با انسجام را پذیرفته است؛ اما به‎دلیل پذیرش انسجام‌گرایی منفی، مبناگرایی تأثیر چندانی در دیدگاه ایجابی او نداشته است. او برای دفاع از معقولیت باورهای دینی جنبه‌های گوناگونی را مورد نظر قرار داده، اما به نوعی کثرت‌گرایی دچار گشته است.نویسندگان:عباس یزدانی: دانشیار گروه فلسفة دین دانشگاه تهرانحکیمه یوسف پور: کارشناسی ارشد فلسفة دین دانشگاه تهراندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی
  • معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر

    معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر
    چکیدهیکی از روایات پیچیده در منابع شیعه، روایت ابراهیم‌بن‌عمر از امام صادق دربارۀ اسم مکنون الهی و نسبت آن با اسماء حسناست. محتوای این روایت، جنبه‌های مختلف معنا را برمی‌تابد؛ ازاین‌رو باعث گوناگونی دیدگاه‌ها دربارۀ مدلول این روایت شده است. در این مقاله، دیدگاه‌های مختلف را دربارۀ مفهوم اسم در این روایت می‌آوریم و تصریح می‌کنیم که اسم در اینجا، اسم لفظی نیست، بلکه اسم عینی و حقیقت خارجی است. آنگاه دیدگاه‌های محدثان و فلاسفه را دربارۀ مصادیق اسم ظاهر بررسی می‌کنیم ونتیجه می‌گیریم اسماء ظاهر، سه اسم «الله»، «تبارک» و «تعالی» است. در پایان نیز به ماهیت اسم مکنون یادشده در روایت می‌پردازیم و پس از تحلیل دیدگاه‌های محدثان و فیلسوفان، نتیجه می‌گیریم منظور از اسم مکنون، مقام «احدیت» است که با اسماء ظاهر پوشیده شده.نویسندگان:کاوس روحی برندق: تهران دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی اتاق 109نوروز امینی: دانشگاه تربیت مدرسفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر
  • تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی

    تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
    چکیده:  زمینه و هدف: در ارتباط با توانایی­ های شناختی افراد با آسیب شنوایی، حافظه همواره موردتوجه متخصصان بوده است. به‌خصوص نقش حافظه دیداری در به یادسپاری و یادآوری علائم نشانه­ ای مانند حرکات دست در گفتار نشانه­ دار و زبان اشاره به کرّات موردپژوهش قرارگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت­ های ­دیداری بر حافظه­ دیداری کوتاه ­مدت کودکان پسر با آسیب شنوایی بود.روش: طرح پژوهش آزمایشی، از نوع پیش ­آزمون ـ پس­ آزمون با گروه کنترل بود. بر این اساس از بین کل دانش ­آموزان با آسیب شنوایی پسر شهر تهران تعداد 36 نفر از دانش ­آموزان پسر 7 تا 10 سال مدرسه ناشنوایان باغچه­ بان به روش نمونه ­گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای‌دهی شدند. پس از 10 جلسه مداخله بر روی گروه آزمایشی، داده­ ها با استفاده از آزمون حافظه دیداری کیم ­کاراد (1945) جمع ­آوری شد.یافته­ ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت­ های ادراک دیداری باعث بهبود حافظه دیداری کوتاه ­مدت در کودکان پسر با آسیب شنوایی گردیده است.نتیجه ­گیری: جهت تقویت حافظه دیداری در کودکان با آسیب شنوایی می­ توان از مهارت­ های ادراک دیداری استفاده نمود؛ زیرا این مهارت­ های ادراکی باعث فعال ­سازی مناطق مربوط به حافظه­ دیداری و درنتیجه باعث تقویت حافظه ­دیداری می ­گردد.نویسندگان:مهدی گرمابی، نرگس ادیب سرشکی، محمد طاهری، گیتا مولّلی، سیده زهرا سیدنوریفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
  • جنبه‌های حقوقی مهندسی معکوس

    جنبه‌های حقوقی مهندسی معکوس
    چکیدهاصطلاح مهندسی معکوس به معنی تجزیه و تفکیک فرایند یا کالا به اجزای سازنده آن برای تشخیص نوع و اندازه ترکیبات آن می‌باشد. این دانش ممکن است برای تولید مجدد محصول به کار رفته و در نتیجه مباحثی را از نظر حقوق مالکیت فکری، حقوق اقتصادی و رقابت ایجاد نماید. مقاله حاضر، پس از پرداختن به مفهوم مهندسی معکوس و بیان معایب و مزایای آن، به اختصار جنبه‌های مختلف حقوقی این نوع از فناوری را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این مقاله، از جمله به این موضوع مهم پرداخته می‌شود که با توجه به عدم عضویت کشورمان در نظام بین‌المللی حمایت از حقوق مالکیت فکری، مهندسی معکوس نسبت به نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای خارجی می‌تواند ابزار مهم و کم‌هزینه‌ای برای پیشرفت اقتصادی باشد. در عین حال، چون محصولات داخلی مورد حمایت قوانین و مقررات مختلف هستند، مهندسی معکوس نسبت به آنها با محدودیت‌های جدی روبرو می‌باشد. هرچند که در رویه قضایی، گاه این نوع از مهندسی نسبت به محصول با «شبیه‌سازی محصول» اشتباه شده است، اما در هر حال می‌توان قواعد حمایتی و معافیتی مرتبط را از مجموعه مقررات، رویه قضایی و عرف تجاری استنباط کرد.نویسنده:مصطفی السان:  عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتیمجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    جنبه‌های حقوقی مهندسی معکوس
  • واکاوی کارکردهای رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران

    واکاوی کارکردهای رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران
    چکیدههدف اصلی پژوهش حاضر بررسی دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران درباره­ ی کارکردهای این رشته است. روش مورد استفاده در این مطالعه، نوعی روایت نگاری است. برای دستیابی به روایت دانشجویان، از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و فن تحلیل مضمون استفاده شد. مشارکت کنندگان از میان 11 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و 6 نفر از دانشجویان دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران بودند. یافته‎های به دست آمده از تحلیل داده­ ها نشان داد که کارکردهای اساسی این رشته، شامل دو نوع کارکرد اجتماعی (با فراوانی 80 گویه) و کارکرد فردی (با فراوانی 18 گویه)، می­ شود. از اساسی‌ترین کارکردهای اجتماعی می‌توان به «سیاستگذاری‌های کلان نظام رسمی تعلیم و تربیت»، «ارائه معیار سنجش، نقادی و تحلیل در فضای تربیتی»، «الهام‌بخشی برای حل مسائل تربیتی» و «استنتاج دلالت‌های تربیتی» اشاره کرد. «اندیشه‌ورزی و انسجام بخشی فکری»، و «تغییر نگرش افراد و وسعت بخشی به نگاه آن ها»، از جمله مهم‌ترین کارکردهای فردی رشته فلسفه تعلیم و تربیت از نظر دانشجویان است. در صدر قرار گرفتن توجه به سیاستگذاری‎های کلان برای نظام رسمی تربیت، نشان از نوعی سیاست‌زدگی در وضعیت موجود رشته دارد. همچنین کلیشه‌های محدود شغلی این رشته، نیاز به بازنگری در مأموریت‌ها و برنامه درسی این رشته را باز می‎نمایاند. مقایسه این کارکردها با اهداف مصوب این رشته نشان می‌دهد که دانشجویان اهداف متنوع‌تری برای این رشته لحاظ می‌کنند و برخلاف اهداف مصوب، این رشته را در جایگاه تصمیم‌سازی‌های کلان می‌بینند.نویسندگان:نرگس سجادیه: استادیار دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران سعید آزادمنش: دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش دانشگاه تهران (نویسنده مسئول)  مجله علوم تربیتی - دوره 23، شماره 1، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    واکاوی کارکردهای رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران
  • مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی

    مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
    چکیده:  زمینه و هدف: ارتباط به پیگیری اطلاعات اجتماعی، زبانی و بدنی و در عین حال مدیریت جریان این اطلاعات بین شرکای محاوره ­ای نیاز دارد. ارتباط موفق، مستلزم آن است که شرکای محاوره‌ای نسبت به حالت‌های ذهنی یکدیگر مطلع و آگاه باشند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دیدگاه ­گیری عاطفی و میزان همدلی در کودکان زورگو و قربانی زورگویی است.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پس‌رویدادی و جامعه آماری آن شامل تمامی‌ دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-1391 بودند. برای نمونه‌گیری، بصورت تصادفی چندمرحله‌ای، 192 دانش­ آموز زورگو و دانش‌آموز قربانی زورگویی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسش نامه محقق‌ساخته دیدگاه ­گیری عاطفی (1384) و پرسش نامه همدلی برایانت (1982) بود.یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه ­ها در متغیرهای پژوهش وجود دارد (P<0/001). همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌متغیره نشان داد که تفاوت گروه‌ها در متغیر همدلی معنادار نیست (P>0/05)، اما این تفاوت در متغیر دیدگاه‌گیری معنادار است. بدین معنا که گروه­ بندی در متغیر دیدگاه ­گیری 8 درصد واریانس را تبیین می‌ کند (P<0/05).نتیجه‌گیری: دیدگاه­‌گیری عاطفی و همدلی به عنوان دو مؤلفه مؤثر در شناخت اجتماعی و موفقیت در روابط با همگنان، باید در قالب مهارت‌های ابتدایی و اساسی در آموزش رسمی‌ و مهارت‌های فرزندپروری قرار بگیرد تا از مشکلات بین‌فردی در نتیجه ضعف در مهارت‌های همدلی و دیدگاه‌گیری جلوگیری نمود.نویسندگان:زهرا محمدی ، شعله امیریفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
  • «جهانی شدن» نام دیگر «وابستگی»

    جهانی شدن: شرکت سهامی استعمارگران«جهانی شدن، اسم خیلی قشنگی است و هر کشوری فکر میکند بازارهای جهانی به رویش باز میشود. اما جهانی شدن به معنای تبدیل شدن به یک پیچ و مهره‌ای در ماشین سرمایه‌داری غرب، نباید مورد قبول هیچ ملت مستقلی باشد.» 1388/2/27 [1]امروز «جهانی شدن» یا به تعبیر دقیق‌تر «جهانی‌سازی» یکی از مسائل مهم و مورد بحث در دنیا است؛ هرچند تئوریسین‌های وابسته به قدرت‌های سلطه‌گرِ جهانی تلاش می‌کنند جهانی شدن را به‌عنوان پدیده‌ای جذاب به بشریت و به‌خصوص ملت‌ها و دولت‌های مستقل معرفی کنند: «امروز تئوریسین‌ها و تبلیغاتچی‌های غربی درصددند خط ارتجاع به غرب -خط برگشت به همان تحمیل‌پذیری غربی- را دوباره برگردانند... تحت عنوان یک تئوری شبه روشن‌فکرانه؛ به‌عنوان یک حرف نو؛ تئوری جهانی شدن.» 1379/12/9 [2] اما حقیقت این است که: «جهانی شدن، گفتمان واقع‌بینی، گفتمان پیوستن به نظم نوین جهانی؛ یعنی سیاهی لشکر آمریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش آمریکایی شدن است.» 1379/12/9 [3]هدایت جهانی‌سازی بر عهده‌ی طبقه‌ی «زرسالاران اقتدارطلب» است که هدفشان سیطره بر منافع حیاتی همه‌ی دنیاست: «اشغالگر، یک طبقه‌ی اجتماعی است؛ طبقه‌یی که دولت آمریکا و دولتهای دیگر را به قدر توانایی و قدرت خود و آمادگی آن‌ها دارد هدایت می‌کند... هدایت، هدایت یک دولت نیست؛ هدایت یک مجموعه‌ی طبقاتی است، که اگر بخواهیم در یک عبارت برای این‌ها اسم معین کنیم، باید بگوییم «زرسالاران اقتدارطلب». هدفشان هم سیطره بر منابع حیاتی و مالی همه‌ی دنیاست. البته این سیطره، یک الزامات سیاسی دارد که همان نظم نوین جهانی است؛ یک الزامات علمی و اداری دارد که بتدریج خود را به آن نزدیک می‌کنند. مسأله‌ی جهانی‌سازی که امروز در تجارت، پول، فرهنگ و شبکه‌های فرهنگی -مثل اینترنت و مانند آن- مطرح است، همه دانسته و نادانسته در خدمت این مجموعه‌ی طبقاتی است.» 1383/9/11 [4]جهانی‌سازی‌ای که شبکه‌ی سرمایه‌داری جهانی، مطرح و دنبال می‌کند یعنی: «یک مجموعه از قدرتهای جهانی؛ عمدتاً آن کسانی که در سازمان ملل هم نفوذ دارند؛ عمدتاً همان کسانی که استعمارگران دیروز دنیا بودند؛ چند کشوری که درصددند فرهنگ و اقتصاد و عادات و آداب خودشان را به همه‌ی دنیا گسترش دهند؛ یک شرکت سهامی درست کنند که نود و پنج درصد سهمش در واقع مال آن‌هاست، پنج درصد بقیه هم مال همه‌ی کشورهای دیگر. اختیار در دست آن‌ها و تصمیم‌گیری هم با آن‌هاست! این معنای جهانی‌گری است.» 1379/2/1 [5] در واقع: «دستگاههای مالی و اقتصادی و... برای بیشتر بلعیدن دنیا، دنبال تفکّر جهانی شدن هستند.» 1380/6/15 [6]هرچند جهانی‌سازی بیشتر در عرصه‌ی اقتصاد مطرح می‌شود اما ابعاد کاملاً روشن سیاسی و فرهنگی دارد: «فعلاً مسأله‌ی اقتصاد مطرح است؛ اما گفته و ناگفته، نوشته و نانوشته، جهانی‌سازی در زمینه‌ی سیاست و فرهنگ هم حتماً وجود دارد و عمل می‌شود.» 1381/3/7 [7]در بُعد فرهنگی و سیاسی نیز «انحصارطلبیِ نظام استکبار» درون‌مایه‌ی جهانی‌سازی را تشکیل می‌دهد: «مسأله‌ای که برای... نظام استکبار و استثمار جهانی و کمپانیهای صهیونیستی و هم‌پیمانان و همراهانشان مطرح است، هیچ چیز نیست جز این‌که بتوانند از مراکز قدرت خودشان، کاملاً انحصارطلبانه و تمامت‌خواهانه، کنترل همه‌ی مراکز اساسی منافع جهانی را در اختیار داشته باشند... دنیا را به‌عنوان دهکده‌ی جهانی معرفی می‌کنند، برای این‌که کدخدایی این دهکده را در اختیار بگیرند. شعار وحدت فرهنگی و جهانی‌گری فرهنگی می‌دهند، برای این‌که فرهنگ خودشان را بر تمام فرهنگهای عالم مسلط کنند.» 1379/12/9 [8]توطئه دشمن: بازتولیدِ فرهنگ وابستگیاما سؤال مهم این است که ایران اسلامی در مقابل پدیده‌ی جهانی‌سازی چه وضعیت و جهت‌گیری‌ای دارد؟برای فهم دقیق‌تر ماجرا باید به مناسبات ایران و غرب طی قرون گذشته نگاهی تاریخی داشته باشیم تا وضعیت برآمده از انقلاب اسلامی و نگاه‌های مختلف نسبت به مسأله‌ی جهانی‌سازی را بهتر درک کنیم. غرب طی بازه‌ی زمانی‌ای طولانی‌مدت به استعمار ایران و جلوگیری از پیشرفت کشور پرداخت؛ برنامه‌ای که کم‌وبیش در بسیاری از نقاط دنیا و علیه مللِ غیر غربی دیگری نیز اجرا شد:«غرب، کشورهای غربی، از اواسط دوران قاجار، علیه کشور ما فعّالیّتهایشان را شروع کردند؛ ضعف سلاطین قاجار موجب شد اینها دائماً همین‌طور امتیاز بگیرند، مدام فشار بیاورند، مدام دایره‌ی زندگی ما را تنگ کنند و پیشرفتهای ما را متوقّف کنند. بعد به این نتیجه رسیدند که باید یک نفر از خودشان را بیاورند، که آوردند؛ رضاخان از خودشان بود... بعد که باز از درون کشور یک حرکتی به‌عنوان نهضت ملّی شروع شد، سرکوب کردند و بیست‌وهشتم مرداد را به‌وجود آوردند. بعد از بیست‌وهشتم مرداد، دستگاه جهنّمی ساواک را به‌وجود آوردند. اینها را غربی‌ها کردند، اینها را همین انگلیس‌ها کردند؛ بعد از انگلیس‌ها نوبت آمریکایی‌ها بود. کشاورزی کشور را نابود کردند، پیشرفت علمی کشور را متوقّف کردند، مغزهای فعّال را دزدیدند و بردند یا متوقّف کردند، طبقه‌ی جوان را به فساد و لاابالی‌گری و اعتیاد و مشروب‌خواری و مانند اینها کشاندند؛ این کارهایی است که غرب در کشور ما کرده.» [9]حاصل این حضورِ استعماری غرب، شکل‌گیری بیماری ویرانگر «وابستگی» بود که: «مادرِ همه‌ی آفتهای ملی، وابستگی است... ایران، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یک کشور وابسته بود.»[10] در چنین فضایی انقلاب اسلامی رخ داد: «اوّلین کارِ این انقلاب بزرگ در داخل کشوری که سالهای متمادی را با وابستگی گذرانیده، قطع پیوندهای وابستگی و دستیابی به استقلال برای ملت ایران بود.» [11] اما با قطع وابستگی سیاسی ایرانِ پس از پیروزی انقلاب به قدرت‌های استعماری، مسأله‌ی «استقلال» و «وابستگی» پایان نیافت. عوامل دشمن و عناصر خودباخته و ساده‌لوح در صدد «بازتولید وابستگی» برآمدند: «آفت وابستگی، بعد به شکلهای دیگری در کشور بازتولید شد؛ چون بالاخره دشمنان عامل دارند... در درون ملّت -مثل همه‌ی ملّتهای دیگر- آدمهای غریب‌پرست، آدمهای سست‌عنصر، آدمهای مادّی، آدمهای فریب‌بخور هستند» [12]این بار وابستگی به بیگانه با ادبیّاتی رنگ‌آمیزی‌شده مطرح شد و نام آن را «جهانی شدن» گذاشتند:«اینها شروع کردند بازتولیدِ همان فرهنگ وابستگی، منتها با یک ادبیّات شیک و رنگ‌آمیزی‌شده و قالب‌بندی‌شده و بسته‌بندی‌شده به اسمهای دیگر: جهانی شدن، وارد شدن در خانواده‌ی جهانی.» [13]در واقع شکل‌گیری «اسلامِ مقتدر» در قامت نظام جمهوری اسلامی مانع ادامه یافتن سیطره و چپاول‌گری استعمارگران در ایران شده است؛ چیزی که امروز مستکبران به‌شدت با آن دشمن هستند:«آن اسلامی که با آن مقابلند، با آن مخالفند، با آن دشمنند، کینه‌ی آن را در دل میپرورانند، اسلام مقتدر است.» [14]و از سوی دیگر جمهوری اسلامیِ مبتنی بر «اسلام انقلابی» در سطح جهانی به‌عنوان «اپوزیسیون نظام استکباری»[15] در مقابل استعمار فرانو در لباس جهانی شدن ایستادگی کرده و به‌عنوان یک الگو مطرح شده است:«استعماری که امروز مطرح است، بالاتر از نو است؛ کاملاً جدید است... مجموعه‌ی غیور باایمان توانای آگاه از جوانب امر که مقابل این حادثه ایستاده، ایران اسلامی است.» 1383/9/11 [16]توطئه‌ی زیر سؤال بردن مفهوم «استقلال» و بی‌ارزش معرفی کردن آن در میان افکار عمومی، دقیقاً در جهت از میان برداشتن همین سدِّ مستحکم و سیطره‌ی دوباره‌ی مستکبرین بر همه‌ی شئونات و مقدرات کشور پیگیری می‌شود:«[میخواهند] باور به استقلال را عوض کنند... میگویند امروز دیگر استقلال کشورها مطرح نیست. یعنی چه؟ یعنی در نقشه‌ی جغرافیای جهانی یک قدرتی وجود دارد، آن قدرت تصمیم میگیرد و همه عمل میکنند -مثل حرارت مرکزی- یک جایی یک چیزی تولید میکند، بقیّه مصرف میکنند. این را دارند ترویج میکنند؛ نفوذ یعنی این.» [17]وظیفه ما: مقاومت؛ با استحکام بخشیدن به بنیان‌هااکنون در مقابل توطئه‌های گوناگون مستکبرین و عوامل‌شان برای بازتولیدِ وابستگی با عنوان جهانی شدن و «هضم نظام اسلامی در هاضمه‌ی قدرت‌های استکباری» چه باید کرد؟بی شک ایستادگی در مقابل این سیل بنیان برافکن، تکلیف الهی ما است:«ما یک وظیفه و تکلیف الهی و مسئولیت خدایی را انجام می‌دهیم... این بنا برای اعلای کلمه‌ی حق و احیای کلمه‌ی توحید ساخته شده است. ما به‌عنوان کسانی که در این مجموعه چنین وظیفه‌ای داریم و این مسئولیت را احساس می‌کنیم، در مقابل این سیل جهانی باید مقاومت کنیم.» 1381/3/7 [18]برای تحقق این مقاومت باید بنیان‌های کشور را مستحکم کرد:«مقاومت، تنها با استحکام بخشیدن به بنیانها صورت می‌گیرد. هر سیل بنیان‌کنی وقتی به یک صخره‌ی استوار برسد، نمی‌تواند در آن اثر بگذارد. ما باید خود را استوار و مستحکم کنیم و بنیانهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود را استحکام ببخشیم. هر کاری که در جهت استحکام بخشیدن باشد، مقدس و خوب و مورد اجر و ثواب الهی است... به نظر من آنچه امروز وظیفه اصلی ماست، این است که در بخشهای سه‌گانه -یعنی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- پایه‌ها را مستحکم کنیم.» 1381/3/7 [19]و توجه داشت که لازم است برای حرکت کلانِ کشور «الگوی پیشرفت حقیقی» را در مقابل «الگوی پیشرفت صوری و وابسته» درنظر داشته و دنبال کنیم:«هر الگوی پیشرفتی بایستی تضمین‌کننده‌ی استقلال کشور باشد؛ این باید به‌عنوان یک شاخص به‌حساب بیاید. هر الگوئی از الگوهای طراحی‌شونده‌ی برای پیشرفت که کشور را وابسته کند، ذلیل کند و دنباله‌رو کشورهای مقتدر و دارای قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی بکند، مردود است. یعنی استقلال، یکی از الزامات حتمىِ مدل پیشرفت در دهه‌ی پیشرفت و توسعه است. پیشرفت ظاهری -با وابسته شدن در سیاست و اقتصاد و غیره- پیشرفت محسوب نمیشود.» 1388/2/27 [20]پی نوشت ها:1. بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 1388/2/272. بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 1379/12/93. همان4. بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/115. بیانات در دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران‌ 1379/2/16. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ 1380/6/157. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 1381/3/78. بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 1379/12/99. بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1394/12/2010. بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 1374/3/1411. همان12. بیانات در دیدار نخبگان علمی جوان 1395/7/2813. همان14. بیانات در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران 1395/5/3115. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ رهبری 1383/12/2716. بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/1117. بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1394/12/2018. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 1381/3/719. همان20. بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 1388/2/27پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)انتهای متن/

    «جهانی شدن» نام دیگر «وابستگی»
  • حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه

    حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه
    چکیده«نُصیریه» از جمله فرقه‌های انحرافی شیعۀ امامی است که رویکرد باطنی­-غالیانه در میان پیروان آن مشاهده می ­شود. نظر به ماهیت سرّی جریان‌های باطنی، آثار اندکی از میراث نُصیریه به­ شکل عمومی در اختیار است. در سال‌ های اخیر، مجموعه‌ای با عنوان «سلسلة التراث العلوی» نشر یافته که مشتمل بر آثار فراوانی ازمیراث نُصیریان است. کتاب «حقائق أسرار الدین» از جملۀ آن هاست که در میان نُصیریه به «ابومحمد حسن‌ بن علی ‌بن شُعْبة حَرّانی» - صاحب کتاب تُحَف العُقول­- نسبت یافته است. اهمیت این کتاب از آن روست که شامل نقل‌قول‌های بسیاری از آثار جریان غلو، به‌ویژه غُلات سده‌های دوم و سوم کوفه، ازجمله آثار منسوب به «مُفضّل بن عُمر جُعْفی» و «محمد بن سنان»، است که امروزه محتوای شماری از این می تون تنها به ­واسطۀ همین اثر در دست است. این پژوهش می‌کوشد تا با بررسی شواهد مختلف، در گام نخست، تاریخی را که متن به آن تعلق دارد، تعیین و سپس مؤلف آن را شناسایی کند. بنا بر شواهد موجود و بر اساس نقد متنی، این متن اصالت تاریخی دارد و تاریخ حدودی آن سدۀ چهارم هجری و منتسب به ابن شعبة حرانی است.نویسنده:حمید باقری: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهراندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه
  • خداشناسی اکهارت

    خداشناسی اکهارت
    چکیده«مایستر اکهارت» از عرفایی است که سنت مسیحی در قرون وسطی اندیشه وی را برنتافت و خداشناسی وی را بدعت‎آمیز دانست. مهم‎ترین مسائلی که خداشناسی اکهارت را از سلف مسیحی‎اش متفاوت می‎سازد عبارتند از: طرح دو وجهی خدا/الوهیت که یکی برابر با وجود و دیگری برتر و فراتر از آن است، باور به عدم ادراک الوهیت توسط بشر و توسل به کلام سلبی برای سخن گفتن از او، ارائه تقریری جدید از اصل تثلیث و باور به وحدت الوهیتِ برتر از تثلیث و ...‌. کلیسای کاتولیک، اکهارت را بدعت‎گذار و نافی تثلیث دانست و او در دفاعیه‌ای به یکایک اتهاماتش پاسخ گفت. به‎دلیل گرایش باطنی و عرفانی اکهارت، تفکر وی بیش از آنکه به خدای سه‎گانه و قابل ادراک مسیحی نزدیک باشد، متأثر از کلام سلبی مورد توجه دیونیسیوس و تفکرنوافلاطونی است و بدون نفی تثلیث، ضمن پذیرش ماهیت و کارکرد هریک از اشخاص تثلیث و ذکر آن در موعظاتش، وحدت را برترین ویژگی «الوهیت فراتر از وجود و عدم» می‎خواند و الوهیت بی‎نام و نشان را در رأس تثلیث قرار می‎دهد. الوهیتی که شناخت آن ناممکن و تنها راه سخن گفتن از آن الهیات سلبی است.نویسنده:فاطمه کیائی:  استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور تهران.دو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    خداشناسی اکهارت
  • مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری

    مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری
    چکیده:  زمینه و هدف: اختلال نوشتاری یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین اختلال‌های دوران کودکی است. در سال‌های اخیر روش‌های مختلفی برای تشخیص این اختلال به وجود آمده‌اند که تشخیص از روی عناصر مختلف نقاشی یکی از این روش‌ها به شمار می‌رود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری است.روش: طرح پژوهش حاضر علّی- مقایسه‌ای است. 50 دانش‌آموز دختر با اختلال نوشتاری و 50 نفر بدون اختلال نوشتاری به روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. معیار ورود دانش‌آموزان به مطالعه بر اساس آزمون‌های هوش ریون، آزمون تشخیصی املا فلاح چای، و آزمون آدمک صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از مجذور خی دو و تی مستقل نشان داد که بین عناصر نقاشی کودکان با و بدون اختلال نوشتاری تفاوت معنادار وجود دارد (p>0/05). آدمک کودکان با اختلال نوشتاری نسبت به گروه دیگر، ساده‌تر، کوچک‌تر و با جزئیات کمتر ترسیم‌شده بود و همچنین عدم رعایت تناسب، تقارن، حذف اجزای بدن آدمک و کیفیت کلیِ ضعیف، بسیار مشهود بود.نتیجه‌گیری: وجود تفاوت میان سطوح عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری، بدین معنی است که عناصری در ترسیم آدمک وجود دارند که می‌توان به‌واسطه آن‌ها به تشخیص کودکان با این اختلال نزدیک شد.نویسندگان:مرضیه زینی ، محمد بلوچی انارکیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری
  • هژمونی مالی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا

    با پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا از فرصت به دست آمده در پی ویرانی‌های این جنگ استفاده کرد و توانست استراتژی نفوذ خود را از طریق هژمونی پولی در پیش بگیرد.ازآن­‌جایی‌که بقای هژمونی به اعمال بی‌وقفۀ قدرت از سوی هژمون بستگی دارد، هژمونی پولی آمریکا همواره در جستجوی راهی برای سلطۀ بیشتر بر کشورهاست. در همین راستا طرح آرمان‌هایی هم­چون همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهان، درصدد جذب دولت‌ها برای اعمال نفوذ بیشتر قدرت هژمونیک است.تعریف هژمونیهژمونی «غلبه و یا کنترل سیاسی، اقتصادی و نظامی» یک دولت بر دیگر دولت‌ها تعریف می‌شود.[1] در این تعریف می‌توانیم ریشه‌های واژۀ هژمونی را در زبان یونان باستان بیابیم؛ جایی که هژمونی به معنی «تسلط سیاسی­-نظامی یک دولت­‌شهر بر دولت­‌شهر­های دیگر» استفاده می‌شد.[2] در چنین نظامی، دولت غالب «هژمون» را می‌­نامیدند.[3] در قرن 19، هژمونی به معنی «غلبۀ اجتماعی یا فرهنگی» به کار می‌رفته است؛ به عبارتی «غلبۀ یک گروه در درون یک جامعه و یا یک محیط بر سایر گروه‌های موجود». با نزدیک شدن به قرن 21، تعریف هژمونی دستخوش تغییر شد؛ به‌گونه‌ای که امروزه می‌توان از هژمونی به معنی «اعمال نفوذ گستردۀ یک گروه یا رژیم بر یک جامعه» یاد کرد.[4] این تعریف چنان گسترۀ وسیعی می‌یابد که حتی «غلبۀ فرهنگی و ژئوپولتیک» یک کشور بر دیگر بازیگران صحنه‌ی بین‌الملل را نیز در برمی‌گیرد. از مشتقات هژمونی، «هژمونیسم» است که در میانۀ دهۀ پنجاه میلادی به معنی «سیاست یا عمل هژمونی در جهت منافع ملی» به کار گرفته می‌شد.[5]شکل‌گیری هژمونی معاصرنظریه‌پردازان معاصر روابط بین‌الملل آمریکای شمالی، از هژمونی به‌گونه‌ای دیگر استفاده کرده و برای آن تعاریف و مصادیقی را ارائه داده‌اند. چارلز کیندلبرگر «قدرت ایالات‌متحده پس از 1945 را هژمونیک» عنوان می‌کند.[6] این دولت پس از جنگ جهانی دوم و ویرانی اروپا، سلطه‌جویی خود را بر کشورهای جهانی و به‌ویژه جهان‌سومی آغاز می‌کند و بر همین اساس است که از پذیرش هر قدرت دیگری که بخواهد خود را مطرح کند، خودداری می‌کند و در جهت حفظ و افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی خود گام برمی‌دارد. اگر رأی این نظریه‌پردازان را در خصوص قدرت هژمونیک ایالات متحده بپذیریم، برای دولت هژمونیک آمریکا ضروری است که برای گسترش یک نظام اقتصاد بین‌الملل لیبرالی و همین­طور امنیت سیستم خود، به سلسله‌­ای از اقدامات دست بزند. ایجاد و توسعۀ بازارهای نسبتاً باز، یک ارز تجاری باثبات بین‌المللی و یک نیروی بازدارنده از جملۀ این اقدامات است.[7] باید این نکته را نیز در نظر داشت که اگر هژمون نتواند نمود بیرونی تفوق خود را فراهم آورد، به نظامی «با گرایش درونی به خودویرانگری» تبدیل می‌شود.[8]ویژگی‌های هژمونیویژگی‌های نظام هژمونیک در رابطۀ هژمون با سایر بازیگران بین‌المللی مطرح می‌شود. در میان بحث‌هایی که علمای علم سیاست در مورد این نظام ارائه کرده‌اند، ویژگی‌هایی برای این نظام عنوان شده است که مهم‌ترین این ویژگی‌ها را می‌توان این‌گونه برشمرد:الف) رابطۀ دو­سویه با قدرت نرم و قدرت سختتوانمندی‌های هژمون بـه لحـاظ نظـامی آن‌قدر زیاد است که هیچ دولت دیگری نمی‌تواند جنگی تمام‌عیار علیه آن راه بیندازد. هم­چنین، هژمون در نظام بین‌الملل برتری اقتصادی خاصی می‌یابد و در حوزۀ منابع مادی، قدرت برجسته‌ای دارد.[9]ب) جاه‌طلبیهژمون به دنبال جاه‌طلبی در نظام بین‌الملل است. هژمون بر مبنای منافع دست به اقدام می­زند تا منافع اقتصادی، ایدئولوژیک و امنیتی خود را تضمین کند. هرچند عده‌ای اعتقاد دارند که هژمون به دنبال منافع عمومی است، اما باید توجه داشت که در این نظام، منـافع عمـومی به‌گونه‌ای تعریف شده است که در تضاد با منافع و نظم مورد پسند هژمون نباشد.ج) قدرت بلارقیببرخی هژمونی را نوعی از قطب‌بندی در نظام سیاسی تصور می‌کنند. بر اساس استدلال آن‌ها، به خـاطر مزیت زیاد هژمون در قدرت نظامی و اقتصادی در مقایسه با دیگران، هژمون تنها قدرت بزرگ در نظام بین‌الملل و به نوعی تک­‌قطب محسوب می‌شود. البته این ویژگی مورد پذیرش همۀ علمای علم سیاست نیست.[10]د) ارادۀ هژمونهژمونی با اراده و توانایی اعمال در ارتباط است. هژمـون، به‌صورت هدفمنـد، از قدرت عظیم خود برای تحمیل نظم مورد پسندش در سطح نظام بین‌الملل استفاده می‌کند. درواقع، لازم است تا هژمون علاوه بر قدرت، ارادۀ اعمال آن را نیز داشته باشد.[11]ه) هژمونی و تغییر ساختار بین‌المللهژمونی اساساً بحثی دربارۀ تغییر ساختار نظام بین‌الملل است؛ چرا که اگر قـدرتی بـه مرتبه و جایگاه هژمونی دست پیدا کند، درسـت در همـان لحظـه، نظـام بین‌الملل از حالـت آنارشی و بی‌نظمی مطلق، خارج می‌­شود و به نظام سلسله مراتبی تبدیل می­‌گردد.[12]هژمونی پس از جنگ سرد دیدگاه‌های مختلفی در این موضوع وجود دارد که آیا ایالات متحدۀ آمریکا بعد از پایان جنگ سرد به عنوان هژمون مطرح است یا نه. علمای سیاسی آمریکایی بزرگی همچون جان میرشایمر و جوزف نای استدلال کرده‌اند که نمی‌توان ایالات متحدۀ آمریکا را به‌درستی یک هژمون نامید؛ چرا که این دولت »منابع مالی« و نظامی لازم را برای تحمیل یک هژمونی رسمی و متناسب جهانی دارا نیست.[13] از سوی دیگر افرادی هم­چون آنا کورنلیا بیر، در کتاب خود با موضوع مبارزه با تروریسم ادعا می‌کند که حکومت غالب جهانی، ثمرۀ رهبری آمریکا است و از آن به عنوان حکومتی سلطه‌گر نام می‌برد.[14] سیاستمدار سوسیالیست فرانسوی، «هوبرت ودرین» در سال 1999 ایالات متحده را به عنوان یک «ابرقدرت هژمونیک» توصیف می‌کند؛ چرا که اعتقاد دارد که آمریکا اقدامات نظامی یک‌جانبه‌ای را در سراسر جهان رهبری می‌کند.[15]استراتژیست آمریکایی، ادوارد لاتوک، در کتاب خود با عنوان «استراتژی امپراتوری روم» سه مرحله را برای یک امپراتوری به تصویر می‌کشد.[16] مرحلۀ اول با هژمونی شروع می‌شود و در مرحلۀ دوم گام در امپریالیسم می‌گذارد. در نظر لاتوک، تحول و تغییر عنصری کشنده به حساب می‌آید که درنهایت به مرگ و سقوط امپراتوری می‌انجامد. درواقع، او درصدد القای این مفهوم به کاخ سفید است که لازم است تا سیاست‌های امپریالیستی از سوی ایالات متحده بدون وقفه ادامه یابد و از هرگونه تغییری که شامل حرکت به سوی امپراتوری باشد، پرهیز شود. در غیر این صورت هژمونی ایالات متحده، سرنوشتی بهتر از امپراتوری روم نخواهد داشت.هژمونی پولیهژمونی در سطح‌های مختلفی همچون سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی بررسی می‌شود. در این­جا قصد داریم به هژمونی پولی بپردازیم. در واقع هژمونی پولی یک «پدیدۀ اقتصادی و سیاسی به حساب می‌آید که در آن یک دولت واحد، بر عملکرد سیستم پولی بین‌المللی، تأثیر به‌­سزایی می‌گذارد».[17] هژمونی پولی یکی از ارکان اصلی برای شکل‌گیری و تداوم هژمونی به حساب می‌آید. توابع تحت تأثیر هژمونی پولی که از آن به «امپراتوری نرم»[18] هم یاد می‌شود، در چند مؤلفۀ اصلی قابل بررسی است.الف) دسترسی به اعتبارات بین‌المللیب) بازار ارز خارجیج) مدیریت و ایجاد توازن در مشکلات پرداختی که طی آن، هژمون تحت هیچ محدودیتی در توازن پرداخت قرار نمی‌گیرد.د) قدرت مستقیم و مطلق برای ایجاد و به اجرا درآوردن حسابی واحد که در آن، محاسبات اقتصادی بر پایۀ اقتصاد جهانی صورت می‌پذیرد.[19]هژمونی پولی و دلار آمریکااصطلاح هژمونی پولی، برای نخستین بار در کتاب «ابر امپریالیسم» مایکل هادسون که در سال 1972 انتشار یافت، استفاده شد.[20] هژمونی پولی نه‌تنها بیان‌گر رابطۀ نامتقارن دلار آمریکا با اقتصاد جهانی است، بلکه به تشریح سازمان‌هایی که این پیکرۀ هژمونیک را حمایت می‌کنند، می‌پردازد. در میان این سازمان‌ها، نام صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بیش از همه به چشم می‌خورد.  از طریق هژمونی پولی است که دلار آمریکا این توانایی را می‌یابد تا بر جریان اقتصاد جهانی تأثیر گذارد و ارز کلیدی برای مبادلۀ بین‌المللی، واحد حساب (به عنوان مثال، به منظور قیمت‌گذاری نفت) و واحد ذخیره‌سازی (به عنوان مثال برای اوراق قرضه) به حساب آید. با وجود استدلال مخالفان، این هژمونی پولی همراه با دلار، می‌تواند نظام هژمونیک را تا مدتی که در جریان است، حفظ کند.[21]هژمونی پولی آمریکا بر اقتصاد جهان با پایان جنگ جهانی دوم، تنها کشوری که علی‌رغم نقش تأثیرگذار بر جریان جنگ جهانی دوم، از شعله‌های ویرانگر درگیری دور ماند، ایالات متحدۀ آمریکا بود. در حالی که رقبای سیاسی و اقتصادی اروپایی، در حال دست‌وپنجه نرم کردن با پیامدهای جنگ بودند، ایالات متحدۀ آمریکا خیلی زود توانست با توسعۀ اقتصاد، هژمونی پولی خود را بر اقتصاد جهانی غالب کند. آمریکایی که در جنگ جهانی دوم با آرمان­های وابستگی‌های متقابل اقتصادی، مسئولیت‌پذیری و نوع‌دوستی ظهور کرده بود، با چشم‌انداز همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی خود را مطرح کرد. همکاری‌های متقابل اقتصادی در هژمونی پولی آمریکا با روکشی از تساوی و عدم تبعیض برای دولت‌های جهانی مطرح شد؛ به این معنا که تجارت آزاد، از طریق حذف و کاهش موانع تجارت در میان دولت‌ها به توسعۀ مترقیانه آن‌ها کمک می‌کند، اما آنچه برای دولت‌ها بیش از همه‌چیز مورد ابهام واقع شد، کنار زدن موانعی بود «که اقتصادهای بزرگ به‌سختی می‌پذیرفتند تا در این شیوۀ عادلانه و غیرتبعیض‌­آمیز بر طبق آن رفتار کنند».[22]معنای همکاری‌های متقابل جهانی پس از جنگ جهانی دوم تا به امروز تغییرات گسترده‌ای داشته است. کشورهای صاحب صنایع و توسعه‌یافته، به‌ویژه ایالات‌متحده، خیلی سریع توانستند خود را از سایر کشورها جدا کنند و حتی این فرصت را بیابند که استعمار گذشته را با نام «تجارت آزاد» برقرار کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، منافع دولت‌های اروپایی این‌چنین اقتضا می‌کرد که این دولت‌ها، زیرساخت‌های آسیب‌دیدۀ خود را ترمیم کنند و توسعه بخشند، اما با پایان پذیرفتن طرح توسعۀ شتابان اروپا، این بار تنها شعارهایی برای همکاری بدون تبعیض باقی ماند و موانع اقتصاد، سدهای بلندتری شده بودند که کشورهای توسعه‌نیافته نمی‌توانستند با وجود آن­ها خود را به کشورهای سرمایه‌دار نزدیک کنند.[23]منافع نظام تجارت جهانی برای هژمونی آمریکابا شکل‌گیری هژمونی ایالات متحده، منافع آمریکا نمی‌توانست در چنین اقتصاد جهانی که خصیصۀ چندجانبه بودن را داشت، تأمین شود. به عبارتی همکاری‌های چندجانبۀ عدالت­‌محور در انترناسیونالیسم آرمانی، تنها شعاری بود که سایر ملت‌ها را برای پذیرش سلطه‌ای جدید آماده می‌کرد. به‌ویژه ‌این­که برای هژمونی آمریکا لازم بود تا بدون وقفه منافع قدرت هژمونیک خود را فراهم کند تا از سقوط آن جلوگیری کرده باشد.[24]با شکل‌گیری روند توسعۀ ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم، وجود بازاری جهانی برای مازاد محصولات تولیدی، بیش‌ از پیش از سوی سیاست‌مداران آمریکا دنبال شد. چنین نظام اقتصادی می‌توانست مخارج هژمونی آمریکا را رفع و اقتصاد داخلی را تشویق کند. ضمن این­که این نظام قادر بود تا جایگزینی برای سرمایه‌گذاری داخلی ایالات متحده فراهم کند و از سازمان‌دهی مجدد صنایع تولیدی مربوط به شرایط بعد از جنگ جلوگیری به عمل آورد. به این دلایل بود که «ایدۀ صادرات محصولات مازاد اهمیت ویژه‌ای یافت».[25]هژمونی پولی ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم توانست با آرمان همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی، بسیاری از دولت‌ها را به خود جذب کند. حضور کشورهای توسعه‌نیافته در این برنامه، ابزار لازم برای بقای هژمونی آمریکا را فراهم آورد. لذا هژمونی پولی آمریکا، اقتصاد کشورها را که ملاک مهمی در نمایش وابستگی و یا عدم وابستگی ملت‌ها به شمار می‌رود، به‌راحتی در خدمت خود و برای بقای هژمونی خود به کار گرفت.مهدی مظلوم پورپایگاه هادیانتهای متن/

    هژمونی مالی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا
  • معاون مطبوعاتی به تلویزیون می‌رود

    به گزارش بولتن نیوز، به نقل از روابط عمومی شبکه چهار، امشب و همزمان با افتتاح بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات، دکتر حسین انتظامی، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مهمان برنامه «چرخ» خواهد بود.در بخش دیگری از برنامه، همزمان با روز جهانی سونامی، با دکتر مهدی زارع درباره چگونگی پدید آمدن سونامی گفتگو می‌شود.برنامه «چرخ» به تهیه‌کنندگی سیاوش صفاریان‌پور شنبه تا چهارشنبه ساعت هفت عصر پخش و روز بعد هشت صبح بازپخش می‌شود.منبع: ایسنا

    معاون مطبوعاتی به تلویزیون می‌رود
  • کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات

    کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات
    به گزارش بولتن نیوز، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها نشست تخصصی «نقش مطبوعات در صیانت از محیط زیست» را با حضور معصومه ابتکار و صادق خرازی و همچنین سخنرانی میر مهرداد میرسنجری، ناصر مقدسی، محمدرضا تابش، هادی کیادلیری یکشنبه، ۱۶ آبان‌ ماه از ساعت ۱۵:۱۵ تا ۱۶:۴۵ در تالار شماره یک مصلای امام خمینی (ره) برگزار می‌کند.همچنین در این روز نشست تخصصی «رسانه‌های محلی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها» با حضور مصطفی کواکبیان، نوری اعلاء، داریوش شهامی‌فر از ساعت ۱۵:۴۵ تا ۱۷ در تالار شماره سه مصلی برگزار می‌شود.همچنین یک استارت‌آپ با موضوع «آشنایی با مفاهیم توسعه کسب و کار و سرفصل‌های توسعه با ابزار علوم دیگر»، به سخنرانی سیدمحمد امامی‌نژاد از ساعت ۱۷:۱۵ تا ۱۸:۴۵ در سالن کارگاه یک برگزار می‌شود.یکشنبه ۱۶ آبان‌ماه علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار باسابقه، کارگاه نگارش در رسانه‌ها را از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ در سالن کارگاه یک برگزار می‌کند.در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزاری ۹ نشست تخصصی را در نظر گرفته است. همچنین شش استارت‌آپ با موضوعات گوناگون رسانه‌ای و شش کارگاه توسط اساتید روزنامه‌نگاری برگزار می‌شود.به گزارش ایسنا، بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات با شعار «شفافیت، صداقت» از ۱۴ تا ۲۱ آبان‌ماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) برگزار می‌شود.منبع: ایسنا

    کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات
  • «مارشال» طرحی برای فردای دمشق

    “مارشال” نام طرحی است که کم کم دارد به مطلوب ترین “راهکار” برای حل بحران سوریه تبدیل می شود.  روز جمعه و در نشست سه جانبه ایران، روسیه و سوریه در مسکو، بار دیگر نام “طرح مارشال” به میان آمد. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه پس از پایان نشست تاکید کرد که حل بحران سوریه نیازمند طرحی مشابه طرح مارشال است، پیش از لاوروف پوتین این پیشنهاد را در سوچی مطرح کرده بود، پیش از پوتین نیز خیلی ها خواستار استفاده از تجربیات طرح مارشال برای سوریه شده بودند، از “گوردون براون” نخست وزیر سابق انگلیس گرفته تا ” گرد مولر”، وزیر همکاری‌های اقتصادی و کمک‌های توسعه‌ای آلمان، از نشریه فارین افرز گرفته تا گاردین. اما طرح مارشال چیست؟ تجربه های اجرایی این طرح کدامند؟ چرا این روزها طرح مارشال این قدر محبوب شده است؟ روسیه از ایده طرح مارشال جدید در سوریه به دنبال چیست؟ این ها سوالاتی است که تلاش می شود در یادداشت پیش رو به آن پاسخ دهیم.طرح مارشال چیست؟طرح مارشال(Marshall Plan) معمولا به عنوان موفقیت آمیزترین پروژه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم یاد می شود، این طرح به بسیاری از کشورهای اروپای غربی کمک کرد تا اقتصاد خود را پس از جنگ بازسازی کنند.ایالات متحده و تیم سیاست خارجی جرج مارشال وزیر خارجه وقت آمریکا در مسیر خلق جهان پس از جنگ درصدد حذف عوامل بروز دو جنگ جهانی و معضلات اقتصادی ناشی از آن بودند، به عبارت دیگر آن‌ها معتقد بودند در همه جای دنیا، انسان مرفه، یا دست کم امیدوار به زندگی در رفاه، به سوی تمامیت خواهی جذب نمی‌شود. در عین حال این طرح یک برنامه ریزی بلند مدت برای خلق یک بازار توانمند برای خرید محصولات آمریکایی بود که عملاً از تسلط کمونیسم در اروپا جلوگیری می‌کرد. در مقابل این طرح در اروپای غربی اتحاد جماهیر شوروی که عملاً مانع بهره‌مندی بلوک شرق از این کمک‌ها شده بود دست به ابتکار عمل زد و در سال 1947 سازمانی بین‌المللی را تحت عنوان “کمکان” با هدف مبارزه با طرح مارشال تشکیل داد. اهمیت طرح مارشال بیشتر از آن جهت است که اجرای ماهرانه این طرح باعث شد تا  «دلار آمریکا» پول اول جهان و آمریکا خود به عنوان بزرگ تر (رهبر) جهان غرب مطرح شود.تجربه های اجرایی این طرح کدامند؟طرح مارشال سنگ بنای ایده “ملت سازی”(Nation Building) و “دولت سازی”(State Building ) آمریکا در سال های بعدی به ویژه در جریان جنگ سرد و بعد از آن قرار گرفت، ایده ای که بر دوگانه “تخریب” و “بازسازی” استوار بود. آمریکایی ها در طول جنگ سرد معتقد بودند در جریان یارگیری بین المللی برای بلوک غرب می توانند با بهره گیری از قدرت سخت زیر ساخت های حیاتی یک کشور را نابود کرده و سپس به بهانه بازسازی وارد آن کشور شده و دولت-ملتی کاملا وابسته را شکل دهند. الگویی که در ژاپن و کره جنوبی در شرق آسیا مورد استفاده قرار گرفت. دولت وقت آمریکا در زمان جورج بوش پسر، که توسط استراتژیست های جنگ سرد احاطه شده بود در آغازین سال های دهه اول هزاره سوم نیز تلاش داشت تا از همین ایده در عراق و افغانستان بهره ببرد. با این حال این طرح در دولت بوش چندان موفق نبود.چرا این روزها طرح مارشال این قدر محبوب شده است؟آنچه این روزها طرح مارشال را محبوب ساخته است چشم انداز امیدوار کننده پایان جنگ در سوریه است. چند سال پیش و در آغاز بحران سوریه بسیاری از تحلیل گران و حتی مقامات رسمی کشورهای همسایه که نقش جدی در بحران سوریه دارند، ساده لوحانه این گونه می پنداشتند که سقوط دمشق طی چند ماه محقق خواهد شد. اما پس از چند سال جنگ خانمان سوز و صرف میلیاردها دلار هزینه، همه توهمات ضد سوری در حال نقش برآب شدن هستند. این روزها کسی از سقوط دمشق سخن نمی گوید. سخن از این است که پایان داعش و تروریست های مسلح کی فرا خواهد رسید. انتظاری که تحقق آن خیلی طول نخواهد کشید، لذا از همین حالا بسیاری خواستار طرح مارشال برای سوریه هستند. طرحی برای دوران پسا داعش در شامات و حتی عراق.نشریه فارین افرز در این رابطه می نویسد:” آنچه در پایان جنگ و بحران در سوریه و عراق  برای ارائه طرح های بازسازی آن ها باید در نظر گرفته شود، برندگان و بازندگان منطقه ای و بین المللی این بحران ها خواهد بود. آیا اگر نظام سیاسی سوریه و بشار اسد حفظ شود، ایالات متحده، ترکیه، عربستان و حتی اتحادیه اروپا همچنان به دنبال اجرای یک طرح مارشال در سوریه خواهند رفت؟ بهترین کسانی که می توانند به این پرسش پاسخ دهند همین کشورهای مذکور هستند؛ اما به نظر نمی رسد آن ها بخواهند سوریه ای را بازسازی کنند که زیر چتر ایران و روسیه قرار خواهد داشت.تنها یک دلیل می تواند این کشورها و به ویژه اروپاییان را به کمک برای بازسازی سوریه ترغیب کند و آن هم بحران و معضل پناهندگان و مهاجران است. در واقع آن ها به دلیل مسائل اقتصادی و امنیتی تمایلی ندارند که مهاجران برای مدتی طولانی در اروپا بمانند. به همین دلیل شاهد آن هستیم که بارها و پیش از اینکه بحران در این کشورها خاتمه یابد از لزوم بازسازی این کشورها سخن گفته اند”.روسیه از ایده طرح مارشال جدید در سوریه به دنبال چیست؟بحران سوریه باعث شد تا برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد، پای روس ها به خاورمیانه باز شود. مسکو در بحران سوریه و برای مقابله با تروریست های داعش تاکنون هزینه فراوانی کرده است. علاوه بر تجربه لیبی که منجر شد  کرملین یکی از کشورهای استراتژیک هم پیمان خود را از دست بدهد، اهمیت فوق العاده و جایگاه راهبردی دمشق در استراتژی امنیتی و دفاعی روسیه باعث شده تا مسکو هوشمندانه تر از گذشته تحولات خاورمیانه را دنبال کند. روس ها به خوبی درس های تاریخ را حفظ کرده اند و می خواهند مسیر بازگشت به جایگاه قبلی شان در تقابل دوقطبی و رجوع به “شکوه شوروی” را درست بپیمایند.رفتن به استقبال طرح مارشال و طرح ایده باز سازی سوریه اعلان پیش دستانه موفقیت ائتلاف روسیه، محور مقاومت و دولت دمشق در گذار از یک پیچ تاریخی و آماده شدن برای دوران بازسازی این کشور است. روس ها به خوبی می دانند “فردای دمشق” است که “فردای جهان” را مشخص می کند، لذا تلاش می کند پیشاپیش، امروز برای فردای دمشق طرح بزند.پایگاه رصدانتهای متن/

    «مارشال» طرحی برای فردای دمشق
  • شرط تحدید زمانی اقامه دعوی مسئولیت

    شرط تحدید زمانی اقامه دعوی مسئولیت
    چکیدهاز جمله شروط رایج در قراردادها، شروط محدودکننده مسئولیت هستند. این شروط کارکردی دفاعی دارند. هدف این شروط فراهم کردن ابزاری دفاعی برای خوانده است و دادگاه در صورت مؤثر دانستن شرط، مسئولیت خوانده را کاهش می‌دهد. شروط مزبور به نوعی حق اقامة دعوا را نیز محدود می‌نمایند زیرا در اثر این شروط، آنچه مسلم است اینکه مشروطٌ‌علیه در طرح برخی از دعاوی با مانع جدی روبرو خواهد شد. شایان ذکر است که مرور زمان یک نوع شرط قانونی در تحدید زمانی مسئولیت است که به‌وسیلة آن قانون‌گذار پس از گذشت مدتی خوانده را مستحق می‌داند تا از دادگاه بخواهد از رسیدگی به دعوا خودداری کند؛ بدین جهت همچون شروط محدودکنندة مسئولیت حق اقامة دعوا را از لحاظ مدت، محدود ساخته و علاوه بر این، مسقط مسئولیت نیست؛ بنابراین در شمار شروط تحدید مسئولیت قرار می‌گیرد. از آنجا که مرور زمان حقی برای خوانده است، او می‌تواند از استناد به آن خودداری کند. بر این اساس، طرفین می‌توانند در قراردادهایشان مدت آن را افزایش یا کاهش دهند. در افزایش یا کاهش مرور زمان، طرفین باید معیار معقولیت را رعایت کنند. بنابراین نمی‌توانند آن را ساقط کنند یا به کمتر از مدت معقول برای طرح دعوا کاهش دهند. از سوی دیگر در نظامی حقوقی که قاعدة عام مرور زمان وجود ندارد، مانند حقوق ایران، طرفین می‌توانند با درج شرطی در قرارداد مسئولیت خود را از حیث مدت محدود کنند. همان گونه که شرط تحدید مسئولیت شرطی صحیح است، شرط تحدید زمانی مسئولیت که به نوعی مرور زمان قراردادی محسوب می‌شود نیز  باید صحیح انگاشته شود.نویسندگانمجید عباس‌تبار فیروز‌جاه علی روحی‌زاده کیکانلومجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    شرط تحدید زمانی اقامه دعوی مسئولیت
  • بن‌مایه‌های شهادت در اشعار علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله

    بن‌مایه‌های شهادت در اشعار علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله
    چکیدهاز شاعران معاصر و مراجع تقلید عالم تشیع علامه محمدحسین فضل‌الله در دیوان خود اشعاری با مضامین دینی و اجتماعی درباره شهید و شهادت و تأثیرگذاری آن بر جامعه سروده‌ است. نگارندگان در این مقاله در پی آن هستند تا مشخص کنند کدام دسته از شهیدان و با چه ویژگی‌هایی توجه شاعر را بیشتر به خود جلب کرده‌است؟ آنچه اشعار علامه فضل‌الله را در مورد شهید و شهادت از دیگر شاعران متمایز کرده و بر اهمیت تحقیق در این زمینه می‌افزاید، این است که بیشتر اشعار او در این مورد، مربوط به شهدای رهبران دینی و فکری روزگار او ازجمله شهید محمدباقر صدر و خواهرش بنت‌الهدی صدر و چند تن از رهبران حزب الدعوة الإسلامیّة بوده‌است که غالباً این شهیدان با افکار و اندیشه‌های خود تأثیر زیادی در جریان‌سازی و روشنگری مردم برای مبارزه با استبداد داشتند. ازآنجاکه شاعر نیمی از عمر خود را در عراق سپری کرده‌است بیشتر اشعار او در مورد شهیدان اندیشمند و رهبران دینی و فکری عراق است؛ همچنین در مواردی نیز از شهیدان لبنان، فلسطین و ایران سخن گفته‌است، و دیدگاه او دربارة شهید برگرفته از آیات قرآن و فرهنگ عاشوراست. نگارندگان در این مقاله با تکیه بر دیوان «قصائد للإسلام و الحیاة» و با روش سبک‌شناسی به توصیف و تحلیل اشعاری می‌پردازند که علامه دراین‌باره سروده‌است.نویسندگان:حسین مهتدی: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس - بوشهررسول بلاوی: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس - بوشهرمجله علمی پژوهشی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، شماره 33، زمستان 1393برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بن‌مایه‌های شهادت در اشعار علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله
  • شگردهای رسانه‌ای نظام سلطه و شبکه همکار آن در بازتاب نهضت عاشورا - بخش دوم

    بخش دوم• تقلیل نهضت عاشورا به یک آیین، سنت و فولکلوردر این شیوه -همان طور که در ابتدا ذکر شد- رسانه در لباس ضدیت با مراسم عزاداری بر نمی‌‌آید و با بیان تاریخ گونه از عزاداری و یا ذکر آداب و رسوم سنتی اقوام و ملل گوناگون، این پدیده انقلابی را به صورت یک آیین سنتی مانند عید نوروز، «سیاوشون»، و... نشان می‌‌دهد.به عنوان نمونه، در مقاله سایت بی بی سی چنین آمده است که: «لازم نیست داستان رستم و سهراب عینیت تاریخی داشته باشد تا واجد ارزش باشد. چه بسا داستان‌ها و تمثیل‌ها و اسطوره‌هایی که بی هیچ بنیادی تاریخی به پهنه‌ای برای انباشت آموزه‌های اخلاقی و ارزش‌های زیبایی‌شناسی جمعی تبدیل شده‌اند. آئین‌های سوگواری محرم نمونه‌ای است ایرانی از انباشت تاریخی چنین ارزش‌های جمعی، که طی هزاران سال و تحت حکومت‌ها و ایدوئولوژی‌های مختلف بسط یافته»[1]و یا مستند شبکه بی بی سی فارسی با عنوان « نوحه‌خوانی و آیین‌های عاشورا؛ روزنه‌ای برای آزادی موسیقی» که ضمن سوژه قرار دادن استفاده از وسایل موسیقی در عزاداری و ممنوعیت برگزاری کنسرت، تصویری آیینی و سنتی از عزاداری نشان می‌‌دهد. [2]• انتقاد از روش‌های عزاداری با ادعای عقلانیت و ظاهری منطقی، و ارائه پیشنهادهای ظاهراً عقلگرایانهدر این شیوه که با ظاهری منطقی و معمولاً از زبان یک فرد موجّه مطرح می‌‌شود، ضمن رد نکردن کلیّت عزاداری، برخی امور مربوط به عزاداری را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. مثلاً «به جای شور باید دنبال شعور بود» یا «به جای صرف هزینه‌های عزاداری، این هزینه‌ها را در مصارف خیریه بشر دوستانه هزینه کنید!»، «امام حسین(ع) نیازی به این مراسم‌ها ندارد»، و...نمونه‌ی این شگرد، در پیامکی که هرساله در ایام محرم به طور گسترده منتشر و دانسته یا ندانسته بازنشر می‌‌شود، قابل مشاهده است: «محرم و صفر زمان بالیدن است نه نالیدن، بساطش آموزه است نه موزه، تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن، نماد شعور مذهب است نه شور مذهب. منتظران مهدی (عج) به هوش باشند که حسین(ع) را منتظرانش کشتند.» که به جای ضدیت مستقیم با عزاداری‌، با بیانی ظاهراً معقول، حق و باطل را به هم آمیخته است.تصویر زیر نمونه عینی این استدلال است که به جای هزینه برای اطعام عزاداران، به کودکان فقیر رسیدگی شود.مغرضانه بودن این پیشنهادات وقتی بیشتر مشخص می‌‌شود که گویندگان چنین نظراتی، هیچگاه در مورد اختصاص دادن هزینه‌های لوازم آرایش، کنسرت‌های موسیقی، جشن‌ها و مهمانی‌های دوستان و امثال این موارد، به فقرا و امور انسان دوستانه پیشنهادی نمی‌‌دهند.• ترویج عزاداری‌های سکولاردر این شیوه، رسانه‌ها با پرداختن به نقاطی از نهضت عاشورا که با منافع استکبار تضاد ندارد، و پنهان نگه داشتن جنبه‌های سیاسی و استکبارستیزانه قیام سیدالشهدا(ع)، ماهیت اصلی عزاداری را تحت الشعاع قرار می‌‌دهند.جریان‌های انحرافی در جهان تشیع، همواره بر بحث جدایی دین از سیاست تأکید داشته اند. در این میان فرقه معروف به تشیع انگلیسی نیز بر این امر اذعان داشته و با اصالت دادن به نفس عزاداری[سکولار]، هرگونه وجه سیاسی مسئله عاشورا را نادیده گرفته و تنها به ظاهر عزای سیدالشهدا(ع) اولویت داده اند.[3] این درحالی است که در مکتب امام راحل(ره) عزاداری نوعی بسیج ملت برای مقاصد اسلامی است. چنان که ایشان می‌‌فرمایند: «مجلس عزا نه برای این است که گریه کنند برای سیدالشهدا(ع) و اجر ببرند-البته این هم هست- و دیگران را اجر اخروی نصیب کنند، بلکه مهم، آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد...»[4]• مصادره محتوای عزاداری یا گنجاندن مفاهیم انحرافی در آنهادر کنار کسانی که با اصل عزاداری مخالف و طرفدار حذف آن هستند، برخی از به اصطلاح روشنفکران‌ دینی تلاش دارند تا ضمن عدم اظهار تمایل برای حذف عزاداری‌ها، از اشعار و محتوای این مراسم به نفع اهداف خود استفاده کنند. همان طور که در مقاله اخیر سایت بی بی سی آمده است: «نمونه موردی که در این بخش از مقاله به آن می‌پردازم، یعنی سوگ‌سروده‌های شهاب موسوی، نشان می‌دهد که انتقال پیام‌های مورد نظر این روشنفکران نه تنها منوط به حذف آئین‌های عزاداری نیست، بلکه این سنتها می‌توانند در بسط طبیعی خود به رسانه‌ای غنی برای انتقال ارزش‌های نوین جامعه تولیدکننده آن تبدیل شوند. این سروده‌ها، که در هیأت‌های بزرگ و سرشناس یزد اجرا و در فضای مجازی به شکل چشمگیری همرسان شده‌اند، توانسته‌اند آموزه‌های روشنفکران دینی را به توده‌های سنتی جامعه، که مخاطب معمول این گروه نبوده‌اند، انتقال دهند.»[5] تأکید می‌شود که مطلب بیان شده در مورد هیأت های عزاداری در شهر یزد، نظر نویسنده سایت بی بی سی فارسی بوده و الزماً مطابق صحیح و واقع نمی‌باشد نباید نسبت به هیئات این شهر، اجحافی صورت بگیرد.• تسلیت گفتن ایام عزاداری در رسانه، برای راستگو نمایاندن خود و جلب اعتماد مخاطبین مذهبیدر این راه‌کنش(تکنیک)، رسانه‌هایی همچون BBC که بودجه خود را به طور رسمی از دولت استعمارگر انگلیش تامین می‌‌کند، مناسبت‌های مذهبی را اعلام نموده و ابراز تبریک یا تسلیت می‌‌نمایند. قطعاً امثال این رسانه‌ها بر خلاف اهداف و منافع خود عمل نمی‌‌نمایند اما با این وجود، چنین رفتاری از خود نشان می‌‌دهند تا مخاطبین مذهبی را به خود جلب نمایند و از رنجش و «فرار رسانه ای» آنها جلوگیری کنند.• بیان یک سری واقعیات و قرار داده برخی تحریفات غلط در میان اطلاعات صحیح.در این شیوه بر خلاف روش‌های مذکور در سطح یک، به طور مستقیم به طرح شبهه درباره عاشورا و عزاداری پرداخته نمی‌‌شود بلکه ضمن بیان واقعیاتی از حوادث کربلا، با نمایش پز بی طرفی و روایت با لحن تاریخ‌گونه، سعی در بی طرف جلوه دادن خود داشته و نکات انحرافی خود را در لابلای نکات صحیح، مطرح می‌‌نمایند.جمع‌بندیدر این نوشتار تلاش شد تا برخی روش ها و شگردهایی که رسانه‌های معاند فرهنگ ناب شیعه برای دستیابی به اهدف کلان خود یعنی «دور ساختن شیعه از آرمان‌های والای خود»، «تبدیل جاذبه تشیع به دافعه» «استحاله و توخالی کردن عزاداری‌ها» مورد استفاده قرار می‌دهند، تبیین شود.جهت خنثی نمودن این شگردهای رسانه‌ای به طور خلاصه راهکارهای زیر را می توان پیشنهاد داد:سطح حاکمیتیپدافندی:ایجاد سواد رسانه ای در مردم از طریق آموزش در رسانه ملی، مدارس و دانشگاه‌ها و...تولید آثار رسانه‌ای برای معرفی دستهای پشت برده‌ی و عوامل برگزاری مراسم قمه‌زنی و مانند آنتحت نظر داشتن فرقه‌هایی همچون تشیع انگلیسی از لحاظ امنیتیو...آفندی:ترویج مراسم‌های عزاداری نمونه و تراز انقلاب اسلامی و نهضت عاشورا در رسانه‌هاتولید آثار رسانه ای خصوصاً ساخت آثار فاخر سینمایی با موضوع عاشورا و در حد و اندازه بین المللی(همچون ملک سلیمان و محمد رسول الله) و توزیع جهانیانعکاس اخبار صحیح و گسترده از عزاداری‌ها در شبکه‌های بین المللی مانند العالم و پرس‌تی‌ویو...سطح مردمیپدافندی:تبیین جریانات انحرافی همچون «شیعه انگلیسی» در منبرها و مداحی‌هابررسی سوء استفاده‌ها و عواقب اختلاف بین شیعه و سنی خصوصاً در عملیات‌های تروریستیارتباط‌گیری و گفتگو از طریق فضای مجازی خصوصاً با مسلمانان غیر شیعی و غیر ایرانی جهت تبیین تفاوت «اسلام ناب» و «اسلام امریکایی»و...آفندی:گسترش کمّی و بهبود کیفی نقش هیات‌های مذهبی، برای ارتباط مستقیم مخاطبین با واقعیت، خصوصاً در خارج از ایرانتولید محتوا در رابطه با کلیدواژه‌هایی همچون محرم، عاشورا، امام حسین(ع) در فضای اینترنت خصوصاً به زبان انگلیسی؛ به طور مثال فعالیت مجموعه‌ی «Whoishussain» در خارج از ایرانحضور رسانه‌های مردمی، فیلم برداری‌های شخصی از واقعیت‌های عزاداری که دچار توطئه سکوت از جانب رسانه‌های معاند هستنداستفاده از فرصت فضای مجازی برای بازتاب واقعی عاشورا و ایجاد جنبش‌ها و پویش‌های گستردهو...پی نوشت ها:[1] مجتبی نفیسی، «روشنفکران دینی و افسون زدایی از سوگواری محرم»، بی بی سی فارسی، 12 اکتبر 2016 - 21 مهر 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:http://www.bbc.com/persian/blogs-37609769[2] «نوحه‌خوانی و آیین‌های عاشورا؛ روزنه‌ای برای آزادی موسیقی»، بی بی سی فارسی، 21 مهر 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:http://www.bbc.com/persian/iran-37635745[3] عباس بنشاسته، «کتاب تشیع انگلیسی: معادله ای برای مهار تمدنی شیعه»، تهران، نشر مقصد، 1394، صفحات119 و 120.[4] صحیفه امام، جلد 16، صفحه 207.[5] مجتبی نفیسی، «روشنفکران دینی و افسون زدایی از سوگواری محرم»، سایت بی بی سی فارسی، قابل بازیابی در پیوند زیر:http://www.bbc.com/persian/blogs-37609769اندیشکده تبیینانتهای متن/

    شگردهای رسانه‌ای نظام سلطه و شبکه همکار آن در بازتاب نهضت عاشورا - بخش دوم
  • درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت

    درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت
    چکیدهمطالعه ابعادی انقلاب اسلامی و چشم‌انداز تمدن‌سازانه آن، ما را به‌سمت پارادایم متفاوتی از آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی رهنمون می‌کند. درحالی‌که نهادگرایان، مبتنی بر هستی‌شناسی اجتماعی، برپایی انقلاب اسلامی را به‌عنوان یک انقلاب مقطعی و نسلی، در تغییر نهاد قدرت تعبیر می‌کنند و چشم‌انداز تمدنی آن را در پیوستاری از مدرنیته ناقص تا مدرنیته بومی و مدرنیتۀ اسلامی تعریف می‌کنند، تعالی‌گرایان، گسترۀ تحولی انقلاب اسلامی را در سه بعد زمانی، مکانی و معنایی مبتنی بر هستی‌شناسی الهی انقلاب تعریف می‌کنند. از حیث ویژه‌داشت‌های معنایی و محتوایی در بعد ارتفاعی انقلاب اسلامی، بر نگرشی دوساحتی در پیوند آسمان و زمین تأکید می‌نمایند. از حیث دامنۀ زمانی انقلاب اسلامی، آن را برآمده از مسیر تکاملی جریان حق و منطبق بر آن تا برپایی امر ظهور تعریف می‌کنند و از حیث کرانه‌مندی و وسعت مکانی، گستره آن را فراتر از مرزهای ملی، به‌منظور مقابله و مواجهه با استکبار جهانی و نجات مستضعفان عالم تصویر می‌کنند. در انگارۀ مدرنیتۀ اسلامی، آینده‌پژوهی فرهنگی-تمدنی نظام جمهوری اسلامی، منطبق بر کلیات آینده‌پژوهی موجود در پارادایم تجدد و مبتنی بر نظریه‌های جهانی‌شدن و البته با سویه ­های انتقادی و تنزیهی سامان می‌پذیرد؛ اما در انگارۀ تمدنی انقلاب اسلامی، همسو با نگرش تحول‌گرایان، آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی در پارادایم حق‌مدار و مبتنی بر اندیشۀ آرمانی مهدویت تعریف می‌شود. در این جنس از آینده‌پژوهی، با تأکید بر جایگاه خاستگاهی نظام حق در عالم و با گذار از نگرش‌های انسان‌بنیاد در آینده‌پژوهی تجدد مدار، با محوریت بخشی به ساحت الهی عالم در جایگاهی ولایی، کنش دین‌مدارانه جوامع انسانی را در رهیافتی تبیینی- تدبری مورد تأکید قرار می‌دهد.نویسندگان:سید مجید مطهری‌نژاد: دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم محمدهادی همایون: دانشیار فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)سعید خزایی: دانشیار آینده‌پژوهی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)دو فصلنامه دین و ارتباطات - دوره 22، شماره 48، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت
  • موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

    موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
    چکیدهاین مقاله با محوریت موضوع موانع معرفت حقیقی از دیدگاه فیلسوف مسلمان علامه طباطبایی(ره) تدوین شده است و به بررسی و تبیین نظر ایشان در باره معرفت حقیقی و عوامل بازدارنده آن می ­پردازد. در نظر علامه، معرفت نسبت به اسماء و صفات الهی، معرفت حقیقی، و مایه سعادت و کمالِ آدمی است. در نظام معرفت شناختی علامه، حقیقت علم، امری وجودی  است که ­ از عالم بالا بر قلب (نفس) انسان افاضه شده است و انسان به میزان استعداد و آمادگی ­اش می­ تواند با عقل فعال متحد گردد و صورت­ های عقلی را از آن کسب کند. جستجو در آثار علامه نشان می­ دهد موانعی چون انحراف از حکم عقل، طبیعت ­گرایی صرف، عقل ­گرایی صرف، جهل به سیر انفسی، عدم اعتدال قوای نفسانی، تصرفات شیطان از جمله موانع شناختی و غیرشناختی معرفت است که باعث عدم دریافت قابلیت لازم جهت کسب معرفت حقیقی می شود.نویسندگان:نرگس نظرنژاد: دانشگاه الزهرا- عضو هیات علمیزهرا ایزی: آموزش و پرورش - دبیردو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
  • مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.

    مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.
    چکیده:  زمینه و هدف: دوران کودکی و نوجوانی شرایط خاصی دارد. مشکل در مقابله و تنظیم هیجان می­تواند منجر به اختلال­ های اضطرابی شود. هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای مقابله­ ای و تنظیم هیجان دانش ­آموزان دارای نشانه ­های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار بود.روش­: روش از نوع علّی- مقایسه ­ای بود. 331 نفر از دانش­ آموزان مقطع راهنمایی شهرستان تویسرکان در سال تحصیلی 94- 1393 به روش نمونه­ گیری تصادفی طبقه ­ای انتخاب شدند و پس از غربالگری 60 نفر انتخاب گردیدند (30 نفر با اضطراب بالا، 30 نفر با اضطراب پایین). آزمودنی­ ها پرسش نامه­ های راهبردهای مقابله ­ای اندلر و پارکر (1990)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب (2000) را پاسخ دادند. داده­ ها به کمک نرم­افزار اس‌پی‌اس‌اس و با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه‌وتحلیل شد.یافته‌ها: یافته ­های این پژوهش نشان داد که بین راهبردهای مقابله ­ای و تنظیم هیجان دانش ­آموزان دارای نشانه ­های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار ازنظر آماری تفاوت معنادار وجود دارد (0/05 > P). همچنین بین دو گروه موردبررسی ازنظر مؤلفه ­های متغیرهای مذکور به‌عنوان یک متغیر ترکیبی، تفاوت معنادار آماری به ­دست آمد. هرچند راهبرد مقابله­ ای مسئله­ مدار و تنظیم هیجان از نوع ارزیابی مجدد تفاوت معناداری را در گروه­ های مورد مقایسه نشان نداد اما ازنظر راهبرد مقابله ­ای هیجان­ مدار، راهبرد مقابله ­ای اجتنابی و تنظیم هیجان از نوع فرونشانی، تفاوت بین دو گروه مورد مقایسه معنادار بود 0/05> P).نتیجه­ گیری: نوع مقابله دانش ­آموزان با مسائل و مشکلات و نیز شیوه­ای که هیجان ­های خود را تنظیم می ­کنند، در بروز نشانه­ های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب نقش دارد.نویسندگان:مجید محمود علیلو، زینب خانجانی ، احمد بیاتفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.
  • بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس

    بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس
    چکیدهاز گذشته تاحال، دیدگاه‌های گوناگونی دربارۀ‌ بعد عرفانی ابن‌سینا وجود داشته است. برخی او را فقط فیلسوف مشایی می‌دانند؛بدون هیچ گرایش عرفانی در اندیشه و منش. برخی پا را فراتر می‌گذارند و او را فردی لذت‌گرا و درپِی مقام می‌دانند که بویی از عرفان نبرده است؛ اما برخی مانند عین‌القضات همدانی معتقدند او مقام عرفانی والایی دارد. در این مقاله با بررسی شواهد و نقد دیدگاه‌های رقیب، از دیدگاه میانه‌ای جانب‌داری می‌کنیم:اگرچه ابن‌سینا به‌معنای مصطلح، عارف و صوفی نبوده، در اندیشه و منش،گرایش‌های عمیق عرفانی داشته است. او وحدت وجود را نفی می‌کرده؛ اما ذات فلسفه و عرفان را ناسازگارنمی‌دانسته، اهل مناجات و راز و نیاز بوده، قوۀ حدس قوی داشته، آثار عرفانی ارزشمندی پدید آورده، امکان کشف و کرامات عارفان را با مبانی فلسفی خویش به‌خوبی تبیین کرده و گام‌های مؤثری در آشتی دادن فلسفه و عرفان برداشته است.نویسنده:علی شیروانی: ارزیاب پژوهشگاه معارج  فصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس
  • تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی

    تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی
    چکیدهبا توجه به آن که قلب موضوع انسان شناختی علم سلوک است؛ دریافت چیستی آن در شناخت علم سلوک حائز اهمیت است. ارباب سلوک و شهود از یک طرف آن را حقیقت انسانیه می‌خوانند و بر آن حقیقت قلبیه می‌نامند که همان صورت کمالی ممتدی که دارای احدیت جمعی برزخی تقلبی است و جامع حقایق کونیه و قابل تجلیات الهیه است، برای آن احکام، مراتب، وجوه، مقامات و اطوار و لطائف بیان می‌دارند و از دیگر سو آن را لطیفه قلبیه می‌خوانند و در رده لطائف هفت گانه یا هشت گانه حقیقت انسانیه برمی شمارند و آن را به قوۀ شهودی تفصیلی و لطیفۀ تقلبی تعریف می‌کنند و برای آن خصایص و فصول متمایز از دیگر لطائف بیان می‌دارند. بنابراین حقیقت قلبیه به تمام حقیقت انسانیه اشاره دارد و در موضوع علم سلوک اخذ می‌شود و لطیفه قلبیه به یکی از مراتب حقیقت انسانیه اشاره دارد که برخی از منازل سلوک در آن استقرار دارند.نویسنده:علی فضلی: ارزیاب پژوهشگاه معارجفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی
  • نگاهی اجمالی به جنایات آمریکا در ایران و جهان

    سقوط شاه از نظر استرات‍ژیک نتایج مصیبت باری برای آمریکا به بار آورد و از نظر سیاسی برای خود کارتر فاجعه آمیز بود؛‌لذا آمریکا بزرگترین بازنده شد که با وقوع انقلاب، سلطه خود را در ایران از دست داد و برای بازگرداندن احاطه خود در ایران دست به هر اقدامی زد. حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) بارها از دشمنی آمریکا با ایران، جنایتهای این شیطان بزرگ گفته اند ولی در این اواخر، برخی با بزک کردن آمریکا سعی دارند تا ملت ایران اسلامی را به اعتماد به آمریکا تشویق کنند. در ادامه برای مشخص شدن چهره خبیث آمریکا،‌ برخی از جنایات شوم این شیطان بزرگ در ایران را قبل و بعد از انقلاب مورد استفاده قرار می دهیم.جنایت آمریکا پیش از انقلاب1-انقلاب روزوِلت: کودتای 28 مرداداکثر ما نام کودتای 28 مرداد را شنیده ایم. پس از قیام 30تیر 1331 که مصدق دوباره نخست وزیر شد، شاه درصدد برآمد که او را برکنار کند. طرح انجام کودتا از ابتدای روی کار آمدن دولت مصدق و نهضت ملی شدن نفت وجود داشت، اما انسجام نیروهای طرفدار ملی شدن نفت و عوامل دیگر موجب به تأخیر افتادن این امر شد. انگلیس و آمریکا عاملان اصلی کودتا بودند. انگلیس از طریق جاسوسی و ایجاد تفرقه و آمریکا از طریق سیا این کودتا را مدیریت و رهبری می کردند. گروه های داخلی و خارجی برای این انجام کودتا فعالیت می کردند. عملیات های این گروه زمینه ساز اهدافی بود که در نهایت محمدرضا پهلوی با حمایت دولت های آمریکا و انگلیس فرمان  عزل مصدق نخست وزیر را صادر و در شب 25 مرداد سال 1332 به وسیله سرهنگ نعمت الله نصیری(فرمانده گارد جاویدان) به وی ابلاغ نمود، ولی قبل از هر اقدام دیگری نصیری توسط سرهنگ ممتاز(رئیس لاکنتری کی) بازداشت و کودتا خنثی گردید. محمدرضا پهلوی پس از این واقعه به همراه چند نفر به ایتالیا گریخت. مجدداً در روز 28 مرداد سال 1132 کودتاچیان از سردرگمی،‌انفعال و بی برنامگی دولت(علیرغم اطلاع قبلی از وقوع کودتا از جمله نامه مورخه 27 مرداد 1332 آیت الله کاشانی که با پاسخ سرد و منفی مصدق مواجه گردید) استفاده کرده و نظامیان با کمک اراذل، اوباش،‌چاقوکشان و فواحش تهران به خیابانها ریختند و در عصر همان روز کار دولت مصدق را خاتمه دادند و نخست وزیر به همراه چند تن از وزرای کابینه،‌ خود را تسلیم نمودند و سرلشکر فضل الله زاهدی با فرمان شاه که از قبل صادر شده بود به نخست وزیری کودتا منصوب  گردید و محمدرضا پهلوی نیز بعد از سه روز به ایران بازگشت و بر مصدر قدرت نشست. در واقع آمریکا با این کودتا موجب سرنگونی دکتر مصدق شد و شاه را دوباره بر تخت نشاند. همچنین آمریکا با کمک های بعدی اش به شاه امکان بخشید بر سریر قدرت باقی بماند.2-تأسیس ساواک:پس از کودتای 28 مرداد، در سال 1335 ش. مستشاران آمریکایی، سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) را به وجود آوردند که زیر نظر آنها فعالیت می کرد. در شکل گیری ساواک آمریکا و اسرائیل نقش عمده ای داشتند. با تأسیس ساواک نفوذ آمریکایی ها در ایران بیشتر شد تا جایی که آنها در قضیه جنگ ویتنام بدون اجازه از شاه، هر وقت احتیاج پیدا می کردند، با صلاحدید خود، از پایگاه ها و امکانات ایران(حتی از هواپیماها و یدکی های کشور) استفاده می کردند.آمریکا با استفاده از ساواک اقدامات هولناکی بر علیه انقلاب و انقلابیون انجام می داد. به عقیده خیلی ها اگر ساواک نبود، انقلاب بسیار زودتر پیروز می شد. بررسی اقدامات وحشیانه ساواک می تواند از چهره خبیث آمریکا و دست نشانده او(شاه) پرده بردارد.اسناد به دست آمده از ساواک و همچنین گفته های زندانیان نجات یافته از زندان های ساواک ( و کمیته مشترک ضد خرابکاری) بیان از شکنجه های وحشتناک و غیرانسانی بر علیه انقلاب دارد. شکنجه هایی نظیر کشیدن ناخن، دستگاه آپولو، سوزاندن بدن، شوک الکتریکی، تخت خواب فلزی و دهها شکنجه دیگر باعث آسیب های شدید و یا مرگ انقلابیون می شد. ساواک بعد از کشتن زندانیان جنازه آنها را مفقود می کرد تا مردم بیشتر تحریک نشوند. چه بسیار مجاهدانی که در این راه به دست این راه به دست این مزدوران آمریکایی شهید شدند و جنازه شان  هم برنگشت. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.جنایات آمریکا بعد از انقلاب1-تجاوز نظامی به طبسپس از پیروزی انقلاب اسلامی و فتح لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام، آمریکا تصمیم گرفت مستقیماً‌ با اعزام نیروی نظامی و اجرای عملیات تمام عیار نظامی توسط گروهی موسوم به «نیروی دلتا» و همکاری خائنین و عناصر خود فروخته داخلی کار نظام اسلامی را یکسره کند. در 5 اردیبهشت 1359 هواپیما و هلی کوپترهای آمریکایی وارد خاک ایران شدند که در صحرای طبس بر اثر طوفان شن و با امداد الهی این عملیات شکست خورد.2-تحریک ر‍ژیم بعث عراق برای تجاوز به خاک ایران بعد از شکست در طبس(در خردادماه 1359)ملاقات نماینده آمریکا(دونالد رامسفلد) با صدام در خاک اردن در سال 1359 برای پشتیبانی همه جانبه از عراق در جنگ با ایران بود. امام خمینی(ره) نیز در این ارتباط می فرمایند: برای ایستادگان در مقابل آمریکا و سایر ابرقدرتها دعا کنید و بدانید که ما با عراق جنگی نداریم و مردم عراق پشتیبان انقلاب اسلامی ما هستند. ما با آمریکا در ستیزیم و امروز دست آمریکا از آستین دولت عراق بیرون آمده است.(صحیفه نور، ج13، ص84)3-حمایت و پشتیبانی مستمر از ارتش متجاوز بعث عراق*دادن اطلاعات جاسوسی از ایران هر هفته سه بار به استخبارات عراق.«امام خامنه ای29/8/92؛آمریکایی ها اطلاعات هم می دادند؛ رئیس استخبارات آن روز صدام بعدها مصاحبه کرد و گفت هفته ای سه مرتبه من می رفتم به سفارت آمریکا در بغداد و آنها یک پاکت در بست های به من می دادند که همهی اطلاعات ماهواره ای مربوط به نقل و انتقالات نیروهای مسلح ایران در آن بود و ما می دانستیم کجا هستند یک چنین کمک هایی می کردند».*تأمین آذوقه عراق در دوران جنگ تجاوزکارانه بعثی.*وادار کردن نوکوران منطقه ای خود به پرداخت 56 میلیارد دلار به رژیم بعث عراق برای اداره جنگ.*وادار کردن کل کشورهای عضو ناتو برای پشتیبانی از رژیم بعث در جنگ با ایران.4- درگیری مستقیم نظامی با ایران در حمایت از رژیم بعث عراق* انهدام سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس: در 29 فروردین 1367 نیروهای نظامی آمریکا با چند گروه سطحی شناور نبرد مستقیم با ایران را آغاز کردند و ابتدای کار هجوم به دو سکوی نفتی ایران بود. عملیات با هماهنگی نیروی هوایی آمریکا از ناو هواپیمابر«یواس اس انترپرایز» آمریکا و دو گروه شناور سطحی آغاز شد. گروه اول به همراه دو ناوشکن و یک کشتی تدارکاتی آبی-خاکی،‌به سکوی نفتی سلمان هجوم بردند. گروه دیگر هم که یک ناو موشک انداز و دو ناوچه بود به سکوی نفتی سیری حمله و این سکو را منهدم کردند.* حمله جنگنده های آمریکایی به جنگنده ایرانی: در خرداد سال 1363(1984) دو فروند جنگنده آمریکایی F15 در دفاع از رژیم بعث طی درگیری هوایی یک فروند جنگنده F-4E ایران را مورد حمله قرار داده و منهدم می کنند.* انهدام سه ناو نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا: در تاریخ 30 شهریور ماه سال 66 در پی حمله ناگهانی و بدون اخطار بالگردهای آمریکایی به یک کشتی تدارکاتی با نام ایران اجر که در آبهای بین المللی از بندرعباس به سمت بوشهر در حرکت بود(به بهانه مین گذاری) 4 خدمه کشتی به شهادت رسیدند و 4 تن مجروح و به همراه 10 خدمه دیگر کشتی توسط آمریکایی ها به اسارت گرفته شدند و در نهایت این کشتی توسط آمریکایی ها منهدم و غرق شد.در 29 فروردین 1367 در پی حمله ناوهای آمریکایی به سکوهای نفتی سلمان و سیری در نبردی نابرابر با ناوهای جنگی هواپیمای جنگنده و هلی کوپترهای آمریکایی با ناوچه جوشن ارتش جمهوری اسلامی ایران درگیر شدند که پس از شهادت 11 تن از غیورمردان نیروی دریایی ارتش ناوچه جوشن غرق شد.ناو سهند برای پشتیبانی و مبارزه با نیروهای متجاوز آمریکایی از بندرعباس حرکت کرده بود،‌به کشمکش با چند واحد سطحی نیروهای دریایی آمریکا رفت و طی نبردی جانانه با هواپیماهای انترودر و ناوهای جنگی آمریکایی و شهادت 45 نفر از خدمه غیور آن غرق شد. در این نبرد یک فروند هلی کوپتر ارتش آمریکا سقوط کرد و به ناوهای حاضر آسیب های متعددی وارد شد.5- اقدامات ضد حقوق بشری آمریکا علیه ایران*در 12 تیر سال 67 ناو جنگی آمریکایی وینسنس با موشک به هواپیمای مسافربری ایران حمله کرد و باعث قتل 298 انسان های بی گناه شد. 66 نفر از قربانیان این جنایت کودک بودند.پس از اتمام مأموریت به تمامی کارکنان این ناو مدال مبارزه دریافت کردند و در سال 1990 رئیس جمهور آمریکا (جرج واکر بوش) به فرمانده این ناو به دلیل رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته مدال لژون لیاقت داد.* دادن محموله سلاح های شیمیایی به رژیم بعث عراق: امام خامنه ای در این زمینه می فرمایند:همین دولت آمریکا و رژیم ایالات متحده، در حملات جنایات کارانه ای که صدام به ایران می کرد و سلاح شیمیایی به کار میبرد، نه فقط کوچک ترین مخالفتی با آن نکردند؛ بلکه پانصد تن ماده ی شیمیایی مرگ آور و خطرناک قابل تبدیل به گاز خردل را- که هنوز بسیاری از جوانهای عزیز آن روز ما مبتلا (به عوارض آن) هستند و سالها است دارند بیماری می کشند- صدام ازآمریکا وارد کرد؛ کمک کردند؛ البته از جاهای دیگر هم خریده بود؛ اما پانصد تن ماده ی شیمیایی مرگ آور قابل تبدیل به گاز خردل را صدام از آمریکا تهیه کرد و به کار برد؛ بعد که می خواستند علیه او در شورای امنیت قطعنامه صادر کنند، آمریکا مانع شد. 29/8/92رژیم بعث عراق از همان ابتدای جنگ به صورت محدود از سلاح های شیمیایی علیه ایران استفاده می کرد؛ اما استفاده گسترده سلاح های شیمیایی توسط رژیم بعث از زمان پیروزی های بزرگ رزمندگان اسلام انجام شد. در عملیات پیروزمندانه ای مثل والفجر 2، والفجر4، والفجر8،‌خیبر و بدر و شهرهای پاوه، سردشت پیرانشهر، بانه، مروان،‌نودشه، جزایز مجنون و ... بمباران گسترده شیمیایی انجام داده است. در مجموع رژیم بعث عراق 378 مورد حمله شیمیایی انجام داده که باعث شهادت و مجروح شدن هزاران نفر از ایرانیان شد.پایگاه بصیرتادامه دارد ...

    نگاهی اجمالی به جنایات آمریکا در ایران و جهان
  • «مژده لواسانی» در بزرگداشت یک حقوقدان

    «مژده لواسانی» در بزرگداشت یک حقوقدان
    فضای نشر و کتاب همیشه سعی کرده است به مسائل مختلف بپردازد؛ یکی از این حوزه‌ها موضوع امریکاستیزی و استکبارستیزی است.؛ که نویسندگان مختلف به این موضوع پرداخته‌اند. به گزارش مشرق، صبح روز 13 آبان 1357، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. گروه گروه، داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند؛ ساعت 11 صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در میان این جمعیت خروشان پرتاب کردند؛ اما اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می‌کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی‌گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند. در این روز، 56 نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند. تسخیر سفارت امریکا در 13 آبان 1358 هم برگ دیگری به تاریخ این روز اضافه کرد؛ تا 13 آبان همیشه یادآور مرگ بر امریکا باشد. در این گزارش به معرفی تعدادی کتاب معروف درباره این موضوع و امریکا ستیزی پرداختیم: آمریکاستیزی چرا؟نویسنده: روژه گارودیناشر: کانون اندیشه جوان  گارودی در این کتاب کوتاه و خواندنی، خاستگاه تاریخی و مبانی نظری شکل‌گیری عالمی به نام «آمریکا» را تبیین کرده و سپس دو مکتب «آمریکاگرایی» و «آمریکاستیزی» را تئوریزه می کند.آمریکاستیزی -آن سان که گارودی در مقدمه‌ی کتاب اذعان می‌دارد- نه برخوردی متعصبانه با یک ملت مستقل و نه نوعی ملی‌گرایی افراطی است. آمریکاستیزی یعنی مقابله با یک فرهنگ ‌خاص که ما آن را فرهنگ «آمریکایی» می‌نامیم. تاریخ شفاهی دانشجویان پیرو خط امام: دانشجویان و گروگان‌هامؤلف: حسن جودویناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی  مجموعه حاضر شامل مصاحبه‌هایی با چند تن از دانشجویان پیرو خط امام است که به بازگویی حوادث لانه جاسوسی و حال و هوای روزهای تسخیر لانه جاسوسی پرداخته‌اند.هدف از انتشار این مجموعه، تبیین بهتر زوایای مختلف این واقعة دوران‌ساز در تاریخ انقلاب اسلامی بوده است. «نادر دبیران»، «زینب کدخدایی»، «معصومه ابتکار»، «فروز رجایی‌فر»، «ملیحه نیشابوری»، «علی ورامینی»، «سیدمحمد هاشمی اصفهانی» و ... از جمله افرادی هستند که با آن‌ها مصاحبه شده است.در پایان نیز گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهدای دانشجویان پیرو خط امام درج شده است. جنبش وال استریت و روزهای ناآرام آمریکا:  بررسی و کالبدشکافی ابعاد قیام مردم غرب علیه نظام سرمایه‌دارینویسنده: اسدالله افشارناشر: سفیر اردهال  موضوع این کتاب، تبیین علل قیام مردم آمریکا علیه نظام سرمایه‌داری است. کتاب حاضر، در بیست فصل تدوین گردیده و تلاشی است در راستای بازخوانی علل شکل‌گیری «جنبش وال‌استریت» و تبیین علل قیام مردم آمریکا علیه نظام سرمایه‌داری.عناوین برخی فصول مندرج در کتاب، عبارتند از: آشنایی با وال استریت؛ جنبش اشغال وال استریت نشانه‌ای از ناخوشی اقتصاد جهان؛ ماهیت تظاهرات اعتراضی در وال‌استریت؛ شکسته شدن استخوان‌های لیبرالیسم؛ جنبش وال استریت، بحران جهانی اقتصاد و ارزیابی کارآیی نظام سرمایه‌داری؛ واقعیت نظام اقتصادی امریکا؛ نگاه سیاسی سیاست‌بازان آمریکایی به جنبش وال‌استریت؛ و بررسی کارنامه جنبش وال استریت و سابقه بحران‌های اقتصادی در آمریکا و اروپا. تسخیر: اولین روایت مکتوب از درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهراننویسندگان: معصومه ابتکار؛ فریبا ابتهاج‌شیرازیناشر: اطلاعات  این کتاب گزارشی است مبتنی بر خاطرات و یادداشت‌های روزانه مولف درباره اشغال سفارت سابق آمریکا و شرح رویدادها و وقایعی که از لحظه ورود دانشجویان به سفارت در آبان سال 1358تا پایان مدت گروگان‌گیری ( 444روز) روی داده است .نگارنده که خود در مقام سخنگوی دانشجویان از آغاز تا انجام آن حضور داشته و شاهد حوادث بوده, در این کتاب از گروگان‌های آمریکایی, نیروهای سیاسی میانه‌روی ایرانی که باعث آزادی گروگان‌ها شدند, همچنین از دانشجویان و خانواده آنها, جزییات طرح اشغال سفارت, رهبران اصلی دانشجویان و اختلاف نظرهای مذهبی ـ سیاسی پس از پیروزی انقلاب سخن می‌گوید .کتاب از ده فصل با این عناوین تشکیل شده است : 1ـ ابتدا و قبل از آن, 2ـ اشغال بتخانه, 3ـ استقرار, 4ـ گشایش رمز اسناد, 5ـ مذاکره هرگز, 6ـ گروگان‌ها و دانشجویان, زندگی در داخل سفارت, 7ـ جنگ‌های رسانه‌ای, 8ـ در ورای دیوارها, 9ـ شکست نیروهای دلتا, 10ـ حل و فصل اختلافات, سازش‌ها و تحویل سالم گروگان‌ها .کتاب از ضمایمی نیز برخودار است که عبارت‌اند از :اسامی شهدا و جانبازان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام, نامه امام خمینی (ره) به پاپ ژان پل دوم, و متن اطلاعیه‌های دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پس از اشغال سفارت .گفتنی است کتاب حاضر در سال 1371تالیف شده اما نخستین بار در سال گذشته توسط ناشری کانادایی منتشر و اینک ترجمه آن به چاپ رسیده است. رویای امریکاییمولف: هاوارد زین مترجم: فاطمه شفیعی سروستانی  این کتاب نسخه خلاصه شده کتاب «تاریخ مردم ایالت متحده»، به قلم «هاوارد زین» برای جوانان است. نویسنده در این کتاب به عنوان مورّخی مارکسیستی، تاریخ آمریکا را از نگاه کارگران، مردم گرایان، سیاه پوستان، زنان، بردگان و سرخ پوستان این کشور، مورد بررسی قرار داده است.او در بررسی خود جنگ داخلی آمریکا؛ جدایی آمریکا از بریتانیای کبیر؛ راه اندازی انقلاب بلشویکی؛ تأثیرهای جنگ جهانی اول و دوم بر آمریکا و نقش یهود و خاندان های زرسالار همچون: «روچیلدها»؛ «راکفلرها» و... در تحولات تاریخی غرب را مورد توجه قرار داده است.همچنین کتاب او منازعات سرخ پوستان با اروپائیان تازه وارد، فعلیتهای جانفرسای سیاهپوستان علیه برده داری، کارگران علیه نظام سرمایه داری، زنان علیه نظام مردسالار و جنبش مدنی سیاهپوستان آمریکا در دهه 1960 م. را به تصویر می کشد. ما امریکا را زیر پا می گذاریمنویسنده: محمد صائبیناشر: دانش و اندیشه معاصر  هدف از نگارش کتاب «ما آمریکا را زیر پا می‌گذاریم» این است که خوانندگان ضمن آشنایی با تاریخ واقعی و مستند، به نقش مؤثر ملی­گرایان، توده‌ای‌ها و صهیونیسم بین‌المللی در پیروزی کودتای آمریکا 28 مرداد، تحولات سیاسی اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایران در دوران محمدرضا پهلوی، مبارزات بی‌امان امام خمینی(ره) علیه شاه، آمریکا و اسرائیل پی‌ببرند.مباحثی نظیر عوامل سقوط شاه، عوامل پیروزی انقلاب اسلامی، ظهور و سقوط دولت موقت، تصرف سفارت آمریکا در تهران، شکست نظامی آمریکا در طبس، بحران گروگان‌های آمریکایی در تهران، کودتای نوژه، توطئه کردستان و نقش عوامل بیگانه، از عنوان بخش‌های این نوشتارند.موضوعاتی نظیر جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، جنگ نفت، جنگ شیمیایی، جنگ خلیج فارس، پذیرش قطعنامه 598، فاجعه هواپیمایی ایرباس ایرانی، جنگ تبلیغاتی غرب تحت لوای آیات شیطانی، اعتراف صدام به شکست و بالاخره نقش فعال سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی شرق و غرب را از دیگر موضوعات بررسی شده در این کتاب می باشد. منبع: نسیم

    «مژده لواسانی» در بزرگداشت یک حقوقدان
  • گرگی در لباس میش!

    جمعه گذشته در انتخابات شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، عربستان توانست بار دیگر یکی از کرسی های این شورا را به دست آورد. عربستان در حالی دوباره به عضویت شورای حقوق بشر سازمان ملل انتخاب شده که عضویت این کشور در این شورا و حتی انتخاب آن به عنوان رئیس این شورا، در سال 2015، ابتدا بهت و تعجب و سپس خشم نهادهای مستقل حقوق بشری را بر انگیخته بود. ساعاتی پیش از برگزاری انتخابات روز جمعه نیز سازمان دیده بان حقوق بشر هشدار داده بود انتخاب دوباره عربستان برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل می تواند اعتبار این شورا را از میان ببرد؛ زیرا بار دیگر نشان خواهد داد که دلارهای نفتی و سیاست حرف اول و آخر را در این انتخابات می زنند. شورای حقوق بشر سازمان 47 عضو دارد که یک سوم اعضای آن هر سال باید مجددا رای گیری و انتخاب شوند. عربستان در رای گیری انجام شده توانست در کنار چین، ژاپن و عراق نماینده آسیا در شورای حقوق بشر باقی بماند. همچنین بر اساس گزارش راشا تودی، روسیه که یکی از اعضای شورای حقوق بشر است نتوانست آرای لازم را برای در اختیار گرفتن مجدد کرسی خود در این شورا به دست آورد. از سال 2006 برای اولین بار است که مسکو کرسی خود را در شورای حقوق بشر از دست می دهد. عربستان در حالی دوباره به عضویت شورای حقوق بشر سازمان ملل برگزیده شده که با آن همه فجایع ضد بشری، چه در داخل کشور خود و بر ضد حقوق اقلیت ها و زنان، و چه در بیرون مرزهایش بر ضد مردم یمن، و حمایت از رژیم آل خلیفه در سرکوب مردم بحرین و همچنین جنایت عربستان در فاجعه منا که جهان اسلام را داغدار کرد، وضعیت کاملا روشنی در زمینه نقض حقوق بشر و حتی جنایت علیه بشریت دارد. عربستان از موقعیت خود در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به عنوان ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر فعالیت های ضد حقوق بشری استفاده می کند. نمونه بارزی این موضوع این که ریاض به همراه متحدان غربی خود و با استفاده از جایگاهش در شورای حقوق بشر، از تحقیق و تفحص و بازرسی حقوق بشری برای تحقیق در مورد جنایات عربستان در یمن جلوگیری کرد.از سوی دیگر عربستان به عنوان منبع فکری تروریست ها نیز شناخته می شود و تروریست ها با تکیه بر آموزه های وهابیت اقدامات خود را توجیه می کنند. هیلاری کلینتون نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016، نیز اخیرا اعلام کرد، برای شکست تروریسم به ویژه داعش، لازم است عربستان از تبلیغ افراط گراییِ وهابی و تامین مالیِ سازمان های تروریستی دست بردارد. حال با این وجود عربستان به عضویت شورای حقوق بشر سازمان ملل درآمده است و این رسوایی دیگری برای سازمان ملل است که در 7 دهه فعالیت خود روز به روز از اهداف تعیین شده در منشور سازمان ملل نیز عقب نشینی کرده است.سازمان ملل که بر ویرانه‌های جنگ جهانی دوم بنا گردید و برندگان جنگ صرفاً منافع و ملاحظات خود را در منشور این سازمان گنجاندند، هرگز نتوانسته حتی به اصول اعلامی خود پای بند باشد و نوید بخش جهانی بهتر برای زیست نوع بشر باشد. در حالی که 70 سال از تولد این سازمان می‌گذرد، سازمانی که مثل سلف خود یعنی جامعه ملل، مرده به دنیا آمد. جامعه ملل که بعد از جنگ جهانی اول و برای جلوگیری از وقوع جنگ جهانی دیگری تاسیس شده بود چون نتوانست جلوی جنگ جهانی دوم را بگیرد، در سال 1946 یعنی بعد از 26 سال فعالیت ناموفق، انحلال خود را اعلام کرد و سازمان ملل که بعد از جنگ جهانی دوم تاسیس شد، وارث اموال این سازمان گردید.سازمان ملل تاکنون نتوانسته در پیشگیری و حل بحران ها و معضلات منطقه‌ای و جهانی کارنامه‌ای بهتر از جامعه ملل داشته باشد و حتی ضعیف تر از آن عمل کرده و مطلقاً نتوانسته است عملکرد قابل قبولی از فعالیت‌های خود ارائه نماید. فارغ از مباحث تاریخی، نگاهی به بحران های فزاینده منطقه‌ای و بین‌المللی جهان امروز گواهی بر ناکارآمدی این سازمان و حتی سیر قهقرایی آن است. وقتی بان کی مون، رئیس قبلی سازمان ملل نام عربستان از فهرست کشورهای کودک کش را به خاطر یک مشت دلار حذف کرد، تیر خلاص به ته مانده آبروی این سازمان زد و جانشین تازه کار او، یعنی آنتونیو گوترش نیز با عدم مخالفت با عضویت کشور جنایتکاری همچون عربستان در شورای حقوق بشر این سازمان، در همین اول کار نشان داد که نمی تواند از سیطره سیاست های نظام سلطه خود را رها کند.طبق منشور ملل متحد، اولین هدف سازمان ملل، حفظ صلح و امنیت جهانی است. این موضوع در بند یک ماده یک منشور تصریح شده است. نگاهی به اوضاع حال حاضر جهان، ما را از مراجعه به تاریخ بی‌نیاز می‌سازد که اولین هدف سازمان در مقایسه با عملکرد آن به یک مزاح بسیار تلخ شباهت دارد. در بند دوم، بسط روابط دوستانه و در بند سوم، همکاری‌های بین‌المللی و حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است.  عملکرد این سازمان در جنگ تحمیلی، در حمله خودسرانه آمریکا به عراق، در بحران بالکان، در چشم پوشی از جنایت‌های رژیم صهیونیستی، در بحران‌های آفریقا، در جنگ عربستان علیه یمن و… همه مؤید آن است که اهداف و آرمان های این سازمان از سند مکتوب منشور فراتر نرفته و هیچ گاه رنگ اجرا به خود ندیده است. اکنون سازمان ملل شبیه بنگاهی اجاره ای است که هر کشوری پول بیشتری پرداخت کند می تواند رای این سازمان را نیز بخرد. شاید وقت آن رسیده که این سازمان که تنها پوششی برای جنایات غربی ها و مرتجعین عرب است تغییراتی اساسی را تجربه کند. عضویت مجدد عربستان در شورای حقوق بشر سازمان ملل به عنوان کشوری که بیش از 1500 کودک و 7000 هزار زن و مرد یمنی را قتل عام کرده است، نشان دهنده آن است که معیار سازمان ملل برای فعالیت، سیاسی و بر مبنای دیپلماسی دلار است و حقوق ملت ها در این سازمان محلی از اعراب ندارد و گوترش تازه کار هم اراده و توانی برای تغییر این وضعیت ندارد.یوسف شفیعیپایگاه بصیرتانتهای متن/

    گرگی در لباس میش!
  • نقد و بررسی آرای میرزا ابوالحسن جلوه در مسئلة ربط حادث به قدیم

    نقد و بررسی آرای میرزا ابوالحسن جلوه در مسئلة ربط حادث به قدیم
    چکیدهیکی از مهم‌ترین موضوعات و مسائل فلسفی چگونگی ارتباط موجودات حادث عالم طبیعت با خداوند متعال است که هیچ‌گونه حدوثی در ذات او راه نداشته و قدیم است. نظریة حرکت جوهری ملاصدرا یکی از ابتکارات بزرگ در حکمت متعالیه بر اساس اصالت وجود است که توانسته پاسخ‌گوی این مسئله باشد. از آن‌جا که بازخوانی آرای فلاسفه پس از ملاصدرا و نقادی آن اندیشه‌ها ضرورت دارد، در این مقاله اشکالات میرزا ابوالحسن جلوه (م 1314 ق) را در مسئلة ربط حادث به قدیم نقد و بررسی می‌کنیم. حکیم جلوه در رسالة «فی بیان ربط الحادث بالقدیم»، با بیان عدم امکان صدور متجدد از ثابت، در جهت حل معضل ربط حادث به قدیم، حرکت وضعی دوری فلک را واسطة بین حادث و قدیم قرار داده و با راه‌حل صدرالمتألهین مخالفت داشته است. آرای این حکیم متأله بحث و بررسی شد و یافته‌ها نشان داد که ایشان با نگاه مشائی و غفلت از اصول اساسی فلسفة صدرا، این انتقادات را مطرح کرده است و از سویی مثل شیخ‌الرئیس در راه‌حل خویش بر مسئلة ربط حادث به قدیم، بین احکام وجود و احکام ماهیت خلط کرده است.نویسنده:بهزاد محمدی: عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان+ دانشجوی دکتری رشته فلسفه اسلامی علوم و تحقیقات اصفهاندو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    نقد و بررسی آرای میرزا ابوالحسن جلوه در مسئلة ربط حادث به قدیم
  • تحلیلی برآثار شرط حفظ مالکیت

    تحلیلی برآثار شرط حفظ مالکیت
    چکیدهقدر متیقن از شرط حفظ مالکیت در معنای عام آن تأخیر انتقال مالکیت است، اما شکل رایج این شرط ـ که بحث‎های دکترین و رویه‎ قضایی خارجی عمدتاً بر آن متمرکز است ـ مبتنی بر اثر تأخیری نیست، بلکه کارکرد آن تعلیق تملک مبیع است. در مقابل این شرط، مسیر نظام‎های حقوقی مختلف از هم جدا می‎شود. برخی از کشورها مانند فرانسه این شرط را پذیرفته‎اند اما با تفسیر مضیق و سختگیرانه موارد کاربرد آن را محدود کرده‎اند، در مقابل بعضی از نظام‎ها مانند انگلیس، حداقل در برخی از شرایط، این شرط را به رهن تفسیر می‎کنند و بدین عنوان معتبر می‎دانند. در نتیجه هرچند به طرفین اجازة فرار از قانونی را داده‎اند که ثبت حق رهن را الزامی می‎داند، اما دست‌کم مانع از آن می‎شوند که یکی از دو طرف بر خلاف آن‎چه قصد واقعی طرفین بوده است، چیزی بیش از یک حق عینی تبعی به‎دست آورد و خود را «مالک» بداند. هدف از تقریر این مقاله، بررسی تطبیقی آثار شرط حفظ مالکیت در حقوق فرانسه ـ سردمدار حقوق نوشته ـ از یک سو و حقوق انگلیس ـ مظهر حقوق کامن‌لا ـ از سوی دیگر و تطبیق این مطالعات با حقوق ایران است. بدین منظور در ابتدا مقدمه‌ای درباره ماهیت شرط بیان شده و سپس به بررسی آثار آن پرداخته شده است. نویسندگانسید محمدتقی علوی: استاد گروه حقوق دانشگاه تبریزمرتضی اسدلو: دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتیمجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تحلیلی برآثار شرط حفظ مالکیت
  • معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای نامتناهی در فلسفة صدرایی

    معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای نامتناهی در فلسفة صدرایی
    چکیدهطرح سیستمی ایدة نامتناهی در تفکر فلسفی یونان به چشم نمی‌خورد. در جهان اسلام نیز تا پیش از شیخ اشراق، نامتناهی عدّی و مدّی در دو قلمرو کم (به نحو بالذات) و قوا (به نحو بالعرض) جریان داشتند؛ ابوالبرکات بغدادی و پس از او سهروردی نامتناهی را بر صفات خدا اطلاق و یگانگی‌ای میان کمال خدا و نامتناهی برقرار کردند. پرسش‌های پایة نگارنده در این جستار عبارت‌اند از: ملاصدرا چه تبیین فلسفی‌ای از نامتناهی عرضه کرد؟ و محصول پذیرش خصیصة نامتناهی در فلسفه‌اش چیست؟ برونداد این پژوهش نیز به این قرار است: در تفکر فلسفی ملاصدرا، نامتناهی به لحاظ معناشناختی، مشتمل بر معانی ­ای همانند نامتناهی صفتی، نامتناهی وجودی و فوق نامتناهی وجودی است و نامتناهی به لحاظ وجودشناختی به وجود خدا موجود است. همچنین، اثبات وحدت شخصی وجود، تبیین فلسفی مالکیت خدا بر قلب‌ها و تصرف در آن‌ها و الهیات ایجابی ـ سلبی برخی از کارکردهای نامتناهی در سه حوزة مابعدالطبیعه، الهیات و انسان‌شناسی در فلسفة صدرایی است.نویسنده:عبداله صلواتی: استادیار دانشگاه تربیت دبیر شهید رجاییدو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای نامتناهی در فلسفة صدرایی
  • عاشورا در آیینه‌ی اشعار علامه سیدمحمد حسین فضل‌الله

    عاشورا در آیینه‌ی اشعار علامه سیدمحمد حسین فضل‌الله
    چکیدهعلامه سید محمدحسین فضل‌الله از فقیهان و شاعران معاصر عرب بود که در کنار تحصیل در علوم دینی به دلیل ذوق سرشار ادبی، در زمینه سرودن شعر نیز دیوان‌های با ارزشی دارد که تاکنون کمتر به آن‌ها توجه شده است از جمله دیوان «قصائد للإسلام والـحیاة»، و «فی ظلال الإسلام» و....که هرکدام قصائد زیبایی از علامه فضل‌الله را در خود جای داده‌اند. علامه فضل‌الله در دیوان «قصائد للإسلام والـحیاة» در قصیده‌ای تحت عنوان «فی المرقد الحسینی» به بیان ویژگی‌های شخصیت امام حسین (ع) و علل قیام ایشان و پیوند عاشورا با روزگار معاصر می‌پردازد و صحنه‌های شهادت علی‌اصغر و ابا‌الفضل العباس (ع) را به تصویر می‌کشد. همچنین تصویری شاعرانه از رود فرات بعد از شهادت امام حسین ‌(ع) ارائه می‌کند. شاعر در این اشعار از تشبیه، استعاره، تکرار و افعال مضارع بسیار بهره برده است. به دلیل تحصیل علامه فضل الله در حوزه‌ی علمیه نجف و آشنایی با علوم اسلامی، تأثیرپذیری وی از مکتب اهل بیت در اشعارش بسیار مشهود است. لازم به ذکر است که شاعر در دیوان دیگری به نام «فی ظلال الإسلام» نیز اشعار پراکنده‌ای در مورد امام حسین (ع) سروده است. نگارندگان در این  مقاله با روشی تحلیلی – توصیفی به بررسی زیباشناسی اشعار علامه در مورد عاشورا می‌پردازند.نویسندگان:حسین مهتدی: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارسخداداد بحری: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارسدوفصلنامه نقد ادب معاصر عربی سال پنجم پیاپی 11.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    عاشورا در آیینه‌ی اشعار علامه سیدمحمد حسین فضل‌الله
  • بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی

    بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی
    چکیدهفرگه با تشبیه گزاره‌های وجودی به گزاره‌های عددی به این نتیجه می‌رسد که وجود محمولی درجة دوم و صرفاً قابل حمل بر مفاهیم است، نه اشیاء. استدلال وی، با ابتنای بر ثبوت شیء لشیء بودن گزاره‌های وجودی، این است که اگر وجود بر اشخاص به‌منزلة یک محمول و ویژگی درجة اول حمل شود، گزاره‌های وجودی موجبه، همان‌گو و سالبة آن‌ها خودشکن خواهد شد. بر این اساس، وی گزاره‌هایی همچون «سقراط وجود دارد» را درست ـ ساخت نمی‌داند و در تلاش برای ارائة شکل صحیح آن، به صورت نمادین، وجود را به جایگاه سور منتقل می‌کند. با معیار قرار دادن دیدگاه ملاصدرا روشن می‌شود که برخلاف گمان فرگه، اولاً اصل در گزاره‌های وجودی، شخصیه بودن است و ثانیاً مفاد گزاره‌های وجودی، ثبوت الشیء است نه ثبوت شیء لشیء و ثالثاً، اینکه از پیش‌فرض‌های قول به این‌همان بودن این گزاره‌ها اصالت وجود است که فرگه منکر آن است.نویسندگان:مجید احسن: دانشجوی دکتری و استاد مدعو مدرسه عالی شهید مطهری تهرانمسعود صادقی عسکری سلیمانی امیری: دانشیار مؤسسه امام خمینی قمدو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی
  • پربحث‌ترین اخبار خبرگزاری فارس در ۹آبان

    پربحث‌ترین اخبار خبرگزاری فارس در روز گذشته (‌یکشنبه، 9آبان) در قسمت پایین قابل مشاهده است: پزشک تبریزی به دست داشتن در قتل همسر و مادربزرگش اعتراف کردیک منبع آگاه گفت: پزشک تبریزی که ادعا می‌کرد همسر و مادربزرگش به دلیل خوردن غذای نذری فوت کرده‌اند، به دست داشتن در قتل این دو اعتراف کرد. جایزه ننگین ملکه انگلیسآن روزی را که آمریکا(یا انگلیس) از ما تعریف کنند باید عزا گرفت؛ آن روزی که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند، معلوم می شود در ما اشکالی ایجاد شده است. آن ها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. کارکنان بخش خصوصی مخابرات مقابل مجلس تجمع کردندشماری از کارمندان بخش خصوصی مخابرات در اعتراض به وضعیت شغلی خود صبح امروز (یکشنبه) مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. معلمان در دولت روحانی به اجبار عضو صندوق ذخیره فرهنگیان شدند+سندعضویت اجباری فرهنگیان کشور در صندوق ذخیره فرهنگیان از 2 سال پیش آغاز شد و امسال نیز پرده از تخلفات مالی و اختلاس 8 هزار میلیاردی برداشته شده است. مانع تراشی آمریکا در اجرای برجام و لغو تحریم‌ها/دستبرد 2 میلیاردی به اموال ایران/ محرومیت کشورمان از مبادله مالی با دلارگزارش 6 ماهه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از روند اجرای برجام در جلسه علنی امروز خانه ملت قرائت شد. برای مشاهده متن کامل اخبار ، روی عناوین آن‌ها کلیک کنید. انتهای پیام/ز

    پربحث‌ترین اخبار خبرگزاری فارس در ۹آبان
  • بررسی موانع استقرار مدارس هوشمند در دبیرستان‌های دخترانه

    بررسی موانع استقرار مدارس هوشمند در دبیرستان‌های دخترانه
    چکیدهمطالعه حاضر با هدف بررسی موانع استقرار مدارس هوشمند در دبیرستان‌های دخترانه شهر اهواز انجام گردید. در این مطالعه با بهره‌گیری روش‌شناسی آمیخته تلاش گردید فهم مناسبی از موانع به دست آید. بر همین اساس از ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات یعنی مصاحبه، پرسش نامه، چک لیست ارزیابی و مشاهده مستقیم مشاهده‌گر استفاده گردید. در بخش کیفی بر اساس شیوه نمونه‌گیری هدفمند نمونه‌ها انتخاب شدند. در بخش کمی و کیفی 100 نفر از معلمان و 8 نفر از مدیران دبیرستان‌های دخترانه ناحیه یک اهواز به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده نشان داد: ضعف محیط یاددهی و یادگیری مبتنی بر محتوای چند رسانه‌ای، کمبود زیرساخت‌های توسعه فناوری اطلاعات، ضعف مدیریت مدرسه، مهارت معلمان در بهره‌گیری از اینترنت و رایانه، قوانین و مقررات مبوط به کاربست رایانه در مدارس از مهم‌ترین عوامل بازدارنده بودند.نویسندگان:مرضیه عبدالوهابی: کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه شهید چمران اهواز (نویسنده مسئول)یداله مهرعلی‌زاده: استاد دانشگاه شهید چمران اهواز عبدالله پارسا: دانشیار دانشگاه شهید چمران اهوازمجله علوم تربیتی - دوره 23، شماره 1، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بررسی موانع استقرار مدارس هوشمند در دبیرستان‌های دخترانه
  • تأثیر آرای ابن‌عربی بر نظریة نجات فراگیر ملاصدرا

    تأثیر آرای ابن‌عربی بر نظریة نجات فراگیر ملاصدرا
    چکیدهنظریة نجات صدرالدین شیرازی را می‌توان بدیلی در کنار نظریات سه‌گانة نجات، یعنی انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی به شمار آورد. ملاصدرا به نجات همة افراد بشر حتی کسانی که به تعبیر قرآن در دوزخ جاودانه خواهند بود معتقد است. او این نظریه را با تکیه بر اصول حکمت متعالیه، مانند اصالت وجود و تشکیک آن و مساوقت وجود و خیر، ارائه کرده است. این نظریه با شباهت زیاد در آثار ابن‌عربی مشاهده می‌شود و خود ملاصدرا نیز در موارد متعدد دیدگاه خود را در این زمینه برگرفته از اندیشه‌های وی می‌داند. با مراجعه به آثار ابن‌عربی نیز می‌توان شباهت دیدگاه او و ملاصدرا را دریافت؛ هر چند گاهی اختلافاتی میان این دو اندیشمند مشاهده می‌شود. در این مقاله، پس از تبیین دیدگاه ملاصدرا دربارة نجات اخروی که شمول‌گرایی فراگیر نامیده شده، با مراجعه به آثار ملاصدرا و ابن‌عربی، نحوة تأثیرپذیری ملاصدرا از ابن‌عربی نشان داده شده است.نویسندگان:محمد صادق زاهدی: مدیر گروه فلسفه اسلامی دانشگاه بین الملل امام خمینی(ره) قزوینمحمد جواد شمس: معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده علوم اسلامی دانشگاه بین الملل امام خمینی(ره) قزوین علی صداقت: دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی دانشگاه زنجان دو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تأثیر آرای ابن‌عربی بر نظریة نجات فراگیر ملاصدرا
  • مطالعه ی تطبیقی لوازم فلسفی نظریه ی وحدت شخصی وجود و وحدت تشکیکی وجود

    مطالعه ی تطبیقی لوازم فلسفی نظریه ی وحدت شخصی وجود و وحدت تشکیکی وجود
    چکیدهنظریة وحدت وجود عرفا همواره مورد توجه فیلسوفان اسلامی بوده است. در تبیین فلسفی ارائه‌شدة صدرا از نظریة وحدت وجود عرفا هم از وحدت تشکیکی وجود و هم از وحدت شخصی وجود سخن به میان آمده است. طرح نظریة وحدت شخصی وجود در سه حوزة وجودشناسی، معرفت‌شناسی و الهیاتی مستلزم آثار و لوازمی است که باعث تغییر و دگرگونی در مفاهیم فلسفی می‌شود. به طوری که با طرح این نظریه، فلسفه‌ای که از آن با عنوان فلسفة کهن یاد می‌کنیم دگرگون می‌شود. در نتیجه، هر چند عبارات و واژگان در نظریة وحدت شخصی وجود و فلسفة کهن مشترک است، اما نمی‌توان آثار و لوازم این نظریه را در فلسفة کهن به کار برد.بنابراین، اگر به نظریة وحدت شخصی وجود قائل شدیم، آثار و لوازمی را به دنبال دارد که راهی جز پذیرش آن نداریم و پذیرش آثار و لوازم این نظریه مستلزم فلسفة جدیدی است. در این مقاله با مطالعة تطبیقی آثار و لوازم نظریة وحدت شخصی وجود سعی می‌کنیم نشان دهیم که پذیرش آثار و لوازم این نظریه طراحی فلسفة جدیدی را می‌طلبد.نویسندگان:باقر حسین لو: مدرس دانشگاه فرهنگیانحامد ناجی: استادیار دانشگاه اصفهاندو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مطالعه ی تطبیقی لوازم فلسفی نظریه ی وحدت شخصی وجود و وحدت تشکیکی وجود
  • ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کرد

    رخدادهای 10 آبان 62چکیده : آیت الله خامنه ای :وزارت بازرگانی باید مشکلات مردم را در زمینه توزیع کالا رفع کند.  ایران قطعنامه شورای امنیت را به علت نادیده گرفتن حقوق خود رد کرد.  دعوای خانوادگی موجب برکناری رئیس سازمان اطلاعاتی عراق شد.  شوروی 30 هزار نیروی تازه نفس عازم افغانستان کرد. دیدار وزیر بازرگانی به همراه معاونین با آیت الله خامنه ایحس عابدی جعفری وزیر بازرگانی به همراه معاونین و جمعی از مسئولین این وزارتخانه با آیت الله خامنه ای رئیس جمهور کشورمان دیدار کردند.آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به اهمیت توزیع در شرایط کنونی کشور گفت : ما به سمت دولتی کردن توزیع تمامی کالاها حرکت نمی کنیم بلکه آن چیزی که برای ما مهم است کمک به مردم است تا نارسایی ها برطرف شودرئیس جمهور افزود :تکیه وزارت بازرگانی باید بر این باشد که از نیروهای مردمی استفاده شود و دولت موظف است مشکلات را از سر راه مردم بردارد.آن چیزی هم که طرح یا اعمال می شود باید بر طبق قانون اساس باشد و لذا میبایست طرح ها را طوری انتخاب کنید که قابل قبول مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان باشد.(1)ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کردشورای امنیت سازمان ملل متحد در جلسه دیروز خود پیش نویس  قطعنامه پیشنهادی سه کشور آفریقایی زئیر،توگو و گایانا را در مورد پایان بخشیدن به جنگ ایران و عراق تصویب کرد.در جلسه دیروز که به ریاست نماینده اردن برگزار شد قطعنامه مذکور با 12 رای موافق و سه رای ممتنع تصویب شد نیکاراگوئه، مالت و پاکستان به این قطعنامه رای ممتنع دادند. .بر اساس همین گزارش طبق قوانین شورای امنیت هر طرح پیشنهادی  می بایستی قبل از طرح در شورای امنیت به نظر کشورهای درگیر در مسئله رسانده شود اما پیش نویس قطعنامه پیشنهادی اخیر از سوی رئیس شورا در اختیار جمهوری اسلامی ایران گذاشته نشده بود.دکتر رجایی خراسانی نماینده ایران در سازمان ملل ضمن اعلام عدم پذیرش این قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی ایران گفت: دلایل عدم پذیرش این قطعنامه در درجه اول خود قطعنامه،زمان ارائه آن و محتوای آن است که نمی تواند با توجه به نادیده گرفتن حقوق کشورمان مورد قبول ما باشد. تجارب گذشته ما نیز نشان می دهد که قطعنامه های شورای امنیت همیشه به نفع متجاوز بوده است.(2) رئیس سازمان اطلاعاتی عراق چرا برکنار شد؟خبرگزاری جمهوری اسلامی از واشنگتن گزارش داد  روزنامه وال استریت ژورنال در شماره امروز خو پس از چند هفته از برکناری برزان تکریتی برادر ناتنی صدام از سمت ریاست سازمان اطلاعاتی عراق در مقاله ای نوشت : آنطور که به نظر دیپلمات های غربی می رسد یک نزاع خانوادگی موجب شد که صدام برادر ناتنی خود را از ریاست سازمان اطلاعاتی عراق برکنار کند.بر اساس این گزارش  این واقعه در کشورهای همسایه عراق مثل کویت نگرانی هایی را ایجاد کرده است که آیا کترل عراق توسط صدام به مخاطره افتاده است یا خیر؟ بر اساس گزارش وال استریت ژورنال برزان تکیری فردی سختگیر بود و از مقام خود به نفع شخصی استفاده می کرده است.(3)اعزام 30 هزار نیروی نظامی تازه نفس به افغانستانهفته گذشته در جریان حمله به فرودگاه مزار شریف افغانستان 6 فروند هلیکوپتر و مقادیر زیادی تجهیزات و مهمات نیروهای اشغالگر شوروی به دست مجاهدین مسلمان افتاد در این حمله تعداد زیادی از سربازان شوروی توسط مبارزان مسلمان افغانی کشته شدند و 4 تن از مجاهدین نیز به شهادت رسیدند. از سوی دیگر منابع آگاه در افغانستان اعلام کردند شوروی 30 هزار نیروی جدید به افغانستان اعزام کرد تا این نیروها جایگزین سربازانی که در درگیری با مجاهدین افغانی کشته شده اند بشوند.گزارش دیگری نیز حاکیست در اثر نبرد شدیدی که بین مجاهدین مسلمان افغانی و قوای متجاوز روسی در شهرستان شندید افغانستان رخ داد 6 دستگاه تانک قوای متجاوز روسی یه آتش کشیده شد و 30 تن از قوای کفر به هلاکت رسیدند این گزارش می افزاید قوای اشغالگر شوروی در پی این شکست مناطق مسکونی شهرستان شندید را بمباران کردند که در اثر آن 3 کودک شهید و 4 زن به شهادت رسیدند و 7 تن نیز زخمی شددند مبازران مسلمان 4 روز پیش نیز در درگیری با قوای شوروی و نیروهای دولتی در استان هرات 6 تن از متجاوزان را به هلاکت رسانده و یک دستگاه تانک آنها را منهدم کرده بودند.(4)پی نوشت:1. کیهان، 10 آبان 62 ، ص 182. کیهان، 10 آبان 62 ، ص 33. اطلاعات، 10 آبان 62 ، ص 164. اطلاعات، 10 آبان 62 ، ص 16انتهای متن/

    ایران قطعنامه شورای امنیت را رد کرد
  • آیا سیستم انتخابات آمریکا دستکاری شده است؟ حتما!

     دونالد ترامپ در مناظره یکشنبه در نیوهمپشایر گفت: «به خاطر داشته باشید که این یک سیستم دستکاری شده است. یک انتخابات دستکاری شده است.»واکنش همراه با بهت این شهر حاکی از این است که این بمب سنگرکوب یکراست به هدف خورده است. همانطور که فرانسوی ها می گویند: «این تنها حقیقتی است که درد دارد.»اما از چه نظر سیستم دستکاری شده است؟به ابر رسانه ها نگاه کنید؛ به ستون نویس ها و مفسران نخبه، مطبوعات ملی مسلط و شبکه های ملی و کابلی، به استثنای فاکس. در مدت عمر راقم این سطور چنین ابر متراکمی از انزجار و خصومت نسبت به یک نامزد ریاست جمهوری یک حزب بزرگ وجود نداشته است.آنها در جواب می گویند: «خب که چه؟ مطبوعات ما آزادند!»اما در این انتخابات، ابر رسانه ها به عنوان یار اضافی رژیم  و بازوی تهاجمی کارزار کلینتون با هدف پایین کشیدن ترامپ خود را وسط انداخته اند .نیم قرن پیش تئودور وایت از قدرت و سوگیری «مطبوعات مخالف» نوشت که در پی پایین کشیدن ریچارد نیکسون بودند. او نوشت: «قدرت مطبوعات در آمریکا قدرتی بی حد و حصر است. این مطبوعات هستند که دستور کار مباحث عمومی را تعیین می کنند و این قدرت فراگیر را با هیچ قانونی نمی توان مهار کرد. این مطبوعات هستند که تعیین می کنند مردم درباره چه سخن بگویند و فکر کنند؛ اقتداری که در کشورهای دیگر خودکامگان، احزاب و صاحب منصبان برای خود قائل هستند.» روز یکشنبه نوت کینگریچ در برنامه «این هفته» شبکه ای بی سی گفت که بدون یک تهاجم یکجانبه و بی امانی که از سوی رسانه های خبری شاهدیم، ترامپ خواهد توانست با اختلاف 15 درصد آرا هیلاری را شکست دهد.»در این یک مورد حق با نوت است. با تمام احترامی که برای هری رید و نانسی پلوسی به عنوان مخالف قائلم، آنها توان سهمگینی ندارند. ابر رسانه ها این قدرت را دارند تا علیه این آمریکاگرایی مورد نظر ترامپ عمل کنند.آیا سیستم دستکاری شده است؟ خودتان پاسخ دهید.به مدت نیم قرن است که دیوان عالی آمریکا به شکلی نظام مند جامعه آمریکا را مسیحیت زدایی کرده،  آن را به سمت بی دینی کشانده و سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان را حقی مبتنی بر قانون اساسی اعلام کرده است.این قضات غیرمنتخب چنین حقی را برای تحمیل دیدگاه ها و ارزش های خود بر ما  و بازسازی آمریکا بر اساس تصویر سکولاریستی که خود در ذهن دارند از کجا آورده اند؟ نقش این دیوان عالی در قانون اساسی به راستی  این بوده است؟ در کشوری که پدران موسس به عنوان یک جمهوری دمکراتیک پدید آوردند، چگونه ما از این خودکامگی قضایی قدرقدرت سردرآورده ایم ؟بیش از 11 میلیون مهاجر غیرقانونی در آمریکا حضور دارند و میلیون ها تن دیگر نیز پیوسته به آنها اضافه می شوند. با این حال دولت مداوما از اجرا و صیانت از قوانین مهاجرتی در ایالات متحده خودداری می کند.چرا  آن آمریکاییانی که این کشور را نیاکانشان پدید آورده اند، برای آن جنگیده اند و خون و جان داده اند تا آن را حفظ کنند، نباید باور داشته باشند که مالکیت آنها و فرزندانشان  بر کشوری که مرده ریگ آنها به شمار می آید – آن هم بدون رضایت آنها- سلب شده است؟مردم این کشور چه وقت رای به این داده اند که آمریکایی که ما در آن بزرگ شده ایم، تا زمانی که آن را در سال 2042  برای فرزندانمان به ارث بگذاریم، به یک کشور جهان سومی تبدیل شود؟در قانون حقوق مدنی سال 1964 اکثریت نمایندگان کنگره رای به خاتمه دادن به تبعیض علیه مردمان سیاهپوست دادند. ولی ما چه وقت رای دادیم تا از طریق تبعیض مثبت و سایر روش های سهمیه بندی نژادی، تبعیضی فراگیر علیه مردمان سفید پوست به ویژه مردان سفید پوست تحمیل شود؟ حتی در یک ایالت آبی چون کالیفرنیا، رای دهندگان در سراسر این ایالت مکررا رای به نفی تبعیض مثبت داده اند. با این حال این روش ها به شکل سیاست رژیم باقی مانده و در ذات بروکراسی تعبیه شده است.در سال 2015 در انتخابات مقدماتی حزب دمکرات، جمعیت های پر شور بزرگی برای رای دادن به سناتور سوسیالیست 75 ساله برنی سندرز بسیج شدند.ما اکنون به لطف ایمیل های افشا شده می دانیم که نه تنها سوپر نمایندگان و کاخ سفید اوباما، بلکه مطبوعات یاریگر و کمیته ملی دمکرات ها برای سلب کردن هر گونه شانس نامزدی از سندرز دست به دست هم داده بودند.به این ترتیب تقلب صورت گرفت. از سندرز بپرسید که آیا به نظر او سیستم دستکاری شده است یا نه.اگر یک مسئله وجود داشته باشد که آمریکاییان بر سر آن اتفاق نظر داشته باشند، این است که آنها خواهان مرزهایی امن و خاتمه دادن به سیاست های تجاری ای هستند که مشاغل را به خارج از کشور صادر می کند و دستمزدهای کارگران آمریکایی را به مخاطره می اندازد.با این حال هیلاری کلینتون در یک سخنرانی خصوصی- که برای او 225 هزار دلار درآمد از محل وجوه پرداختی از سوی بانکداران برزیلی به همراه داشت- تایید کرد که او در رویای «یک بازار مشترک، با تجارت و مرزهای باز» از شهر نوم در آلاسکا تا پاتاگونیاست.این رویا به معنای پایان آمریکا به عنوان یک کشور منحصر به فرد، مستقل و برخوردار از حق حاکمیت ملی است. اما مطبوعات آمریکایی که بقایشان وابسته به دلارهای تبلیغاتی هنگفت شرکت های چندملیتی است، بیشتر به نوارهای قدیمی دونالد در «نمایش هاوارد استرن» علاقه مندند.آنطور که اوضاع و احوال فعلی نشان می دهد، به نظر می رسد که در سال 2017 ما احتمالا دولتی خواهیم داشت که هیلاری کلینتون در راس آن قرار دارد و اوپوزیسیونی که پل رایان و میچ مک کانل آن را هدایت می کنند.آیا این همان چیزی است که مردم امیدش را دارند، برایش تلاش می کنند و در انتخابات های مقدماتی سال 2016 به آن رای دادند؟ یا این دقیقا همان چیزی است که برخلاف آن رای داده اند؟امکان دارد در نهایت پول های بزرگ و قدرت رسانه های نخبگان تشکیلات و فراملیتی ها غالب شود. و اگر چنین شود آمریکای متوسط- کسانی که بنا به توصیف باراک اوباما به انجیل هایشان، تعصباتشان و سلاح هایشان چنگ می اندازند، آن «نامقبول هایی» که نژادپرست، ضد زن، بیگانه هراسند و بنا بر توصیف هیلاری کلینتون «آمریکا نیستند» و «اصلاح ناپذیرند»- مجبور به پذیرش رژیم جدید خواهند بود.اما این بدین معنا نیست که آنها باید به این رژیم عشق هم بورزند، آن را دوست داشته باشند یا برایش احترام قائل باشند. چرا که در تحلیل نهایی سیستم دستکاری شده است.نویسنده: پت بوچانان[1]ترجمه: هادی سعادتمنبع: http://www.wnd.com/2016/10/is-the-system-rigged-you-betcha/[1] . Pat Buchanan مشاور ارشد سه رئیس جمهور، دوبار نامزد ریاست جمهوری حزب جمهوریخواه و نامزد ریاست جمهوری حزب ریفرم در سال 2000 بوده است.انتهای متن/

    آیا سیستم انتخابات آمریکا دستکاری شده است؟ حتما!
  • تاثیر بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادل

    تاثیر بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادل
    چکیدهمطالعات اخیر نشان دادند که فرایند یادگیری علاوه بر فراهم آوردن اطلاعات برای فراگیرنده، از اثرات شناختی- اجتماعی تکلیف نیز تاثیر می­ پذیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر ارائه­ ی آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادلی طراحی شد. طرح پژوهش حاضر، از نوع نیمه ­تجربی بود. جامعه ­ی آماری آن را کلیه­ ی دانشجویان دختر شرکت­ کننده در کلاس­ های تربیت بدنی در نیمسال تحصیلی (1392- 1391) تشکیل می­ دادند که به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت نمودند. آزمودنی­ ها (تعداد : 44و میانگین سنی: 1/2 ± 20/5) با توجه به نوع بازخورد (مثبت/ منفی) و شیوه ارائه آن (مطلق/ نسبی)، همچنین بر اساس اولین نمره مرحله ­ی اکتساب به صورت تصادفی، در چهار گروه (بهتر مطلق، بهتر نسبی، بدتر مطلق و بدتر نسبی) جای گرفتند. آنان در دو جلسه اکتساب (دو روز متوالی) و یک جلسه یادداری (بدون ارائه بازخورد و 24 ساعت پس از آخرین مرحله اکتساب) شرکت نمودند. هر جلسه اکتساب شامل 10 کوشش 60 ثانیه­ ای بود که هر یک از شرکت­ کنندگان علاوه بر دریافت بازخورد حقیقی در هر کوشش، بنابر تواتر دریافتی (مطلق/ نسبی)، بازخورد تطبیقی- اجتماعی یا هنجاری دریافت کردند. ابزار سنجش تعادل، دستگاه تعادل­ سنج بود که در تحقیقات ورزشی مورد استفاده قرار می­ گیرد و دستگاهی با دقت اندازه­ گیری بالا می­ باشد. باتوجه به عدم تفاوت معنادار گروه ­ها در مرحله پیش آزمون، نتایج تحلیل واریانس در اندازه­گیری ­های مکرر نشان داد که بین جلسات کوشش ­های تمرینی تفاوت معناداری دیده می ­شود. این کوشش ­ها موجب بهبود فعالیت حرکتی تعادل در مرحله اول عملکرد می ­گردد، هر چند میان نمرات گروه ­ها تفاوت معنی­ داری مشاهده نشد. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک­ طرفه در مرحله یادداری نیز نشان داد که بازخورد تطبیقی – اجتماعی موجب تفاوت معناداری بین گروه ­ها شده است. در این ارتباط دو گروه بهتر (مطلق/ نسبی) نمرات بالاتری را نسبت به دو گروه بدتر (مطلق و نسبی) کسب نمودند. به بیان دیگر نقش بازخوردهای مثبت چه به صورت مطلق باشد چه به صورت نسبی، بر فعالیت حرکتی تعادل تاثیر معناداری دارد. نتایج پژوهش حاضر نقش بازخورد و انگیزش را بر یادگیری مهارت­ های حرکتی تایید نمود. بحث تفصیلی پیرامون نتایج، در اصل مقاله آورده شده است.نویسندگان:مونا رضایی، ربابه رستمی، محبوبه البرزیدو فصلنامه مطالعات آموزش و یادگیری - دوره 7، شماره 2، زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تاثیر بازخورد تطبیقی- اجتماعی و تواتر آن بر عملکرد و یادداری تکلیف تعادل
  • ریشه­‌های جنگ ژاپن-آمریکا؛ منازعه­‌ای میان اقتصاد آزاد و خودکفایی

    یکی از عناصر مهم، اما معمولاً مغفول که منجر به جنگ‌جهانی دوم شد، عنصر اقتصاد است. در واقع شاید بتوان گفت که جنگ‌جهانی دوم، منازعه‌­ای میان دو سیستم اقتصادی بود؛ نخست، تجارت آزاد؛ یا آن‌چه که امروز جهانی‌­شدن نام دارد و دو، استبداد؛ یا خودکفایی اقتصادی دولت‌­ها یا به‌عبارت رایج­تر، بلوک­‌های تجاری که متشکل از امپراطوری­‌ها می­‌شوند. همان‌طور که در مقاله دیگر خود، با عنوان «افسانه تجارت بزرگ؛ محور نازی» خاطر نشان کردم، حتی «یالمار شاخت» (Hjalmar Schacht)، وزیر اقتصاد رایش، جاسوسی در دستگاه حاکمیت رایش سوم که در خدمت نظام بانک‌داری جهانی بود، مدعی شد که دشمنی با آلمان، اساساً در نتیجه سیاست­‌های اقتصادی استبدادی آلمان و سیاست تجارت متکی بر تهاتر شکل گرفته بود و ترویج می­‌شد.بانک تسویه حساب­‌های بین‌­المللی(Bank of International Settlements) در آن زمان اعلام کرد که این سیستم تجاری استبدادی، درحال تبدیل شدن به‌یک روند جهانی بود.[1] ژاپن، ایتالیا و آلمان از سیاست‌­های بانکی، اقتصادی و تجاری مشابه پی‌روی می­‌کردند. بانک ژاپن در سال 1932 به‌عنوان یک بانک دولتی به رسمیت شناخته شد؛ هرچند که از ابتدای تأسیس آن در سال 1882، کاخ سلطنتی ژاپن، سهام‌دار اصلی این بانک بود. قانون بانک ژاپن، بر اساس قانون سال 1939 بانک رایش(Reichsbank) تنظیم شد. ژاپن رشد اقتصادی بسیار قابل توجهی را تجربه کرد.[2] این دولت­‌ها، که به «دُوَل محور» شهره شدند، معاهده «ضدکمینترن» را شکل بخشیده و کمونیسم و اتحادیه جماهیر شوروی را هدف قرار دادند. موضوعی که در این‌جا اهمیت تاریخی بسیار زیادی دارد - به‌ویژه از نظر عوامل و دلایلی که جنگ علیه دول محور را شکل بخشید - آن بود که این دولت­‌ها و متحدین ایشان پدیده­ای فراتر از مخالفت با بلشویسم را ایجاد کرده بودند؛ ایشان در واقع، محوری علیه رباخواری تشکیل دادند.درحالی­‌که دموکراسی­‌ها به حاشیه رانده شده بودند و دکترین پر سر و صدای «قرار جدید»(New Deal) روزولت نیز تا زمان آغاز تبلیغات جنگ ناموفق بود، دول محور و در واقع شمار محدودی از دموکراسی‌­ها، هم‌چون سوئد و نیوزلند، از اعتبار دولتی خود، حداقل به میزان پیشنهادی بهره می­‌بردند؛ درحالی‌که بیش‌تر کشورهای دنیا در بهترین حالت، وضعیت رکود را تجربه می­‌کردند. دولت‌­های توسعه‌نیافته از اروپا تا آمریکای جنوبی، با آلمان خارج از نظام بانکی بین­‌المللی، قراردادهای تجاری دوجانبه‌­ای را منعقد می‌­کردند؛ که برای هر دو طرف سودمند بود. برای آغاز جنگ علیه دول محور، بهانه­‌هایی لازم بود؛ هم‌چون بهانه­‌هایی که در دوران ما برای حمله به میلوسویچ در صربستان، صدام در عراق و دیگران دست‌وپا شد؛ بهانه‌­هایی که به‌همین منوال به طریقی با نظام اقتصادی بین­‌المللی گره می‌­خوردند. در مورد آلمان، بهانه مد نظر، مناقشه سرزمینی این کشور با لهستان بود و در مورد ژاپن، مناقشه سرزمینی این کشور با چین بهانه قرار گرفت.استمرار منازعه چین-ژاپن؛ از قرن نوزدهمتاریخ دشمنی چین-ژاپن، قدمتی بسیار طولانی دارد و به­‌لحاظ تاریخی، اتهام جنگ یک طرفه ژاپن هرگز توجیه‌پذیر نیست. ژاپن خود را در مخمصه دهه 1930 گرفتار دید؛ همان‌طور که دولت‌­های امروزی گرفتار مخمصه‌­ای به­‌نام «جهانی‌شدن» هستند. پیامد­ها یک‌سان بود؛ اول، قلع‌وقمع و هتک حرمت اخلاقی در مجامع جهانی؛ دوم، تحریم­‌های اقتصادی و سوم، جنگ؛ که در نهایت به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی منتهی شد. اولین جنگ چین-ژاپن به سال 1894 تا 1895 باز می‌­گردد؛ که بر سر موقعیت و جایگاه کره رخ داد. این موضوع، نشان می­‌دهد که علاقه ژاپنی­‌ها به کره، به‌­هیچ­وجه یک مسئله ساده و غیرقابل توجیهِ توسعه سرزمینی نبود. ژاپن تمایل نداشت که کره را به زنجیر بکشد؛ بلکه بالعکس، تلاش کرد تا مانع آن شود که چین، کره را در خود ضمیمه کند.سرهنگ «کلمنزه مکل»(Klemens Meckel)، مشاور سیاست‌خارجی ستاد کل ارتش امپراطوری ژاپن، در یک نقل قول که می­توان آن را استراتژی ژئوپلتیک خواند، گفت که کره «خنجری بود که قلب ژاپن را هدف گرفته بود.»[3] امپراطوری چین، به‌طور سنتی بر این باور بود که این امپراطوری قلب جهان است و تمام دیگر کشورها، قدرت خود را از این کشور اخذ می­‌کنند. روابط چین با دولت­‌های همسایه بر اساس مالیاتی که به امپراطوری چین می‌­دادند، شکل می­‌گرفت. تعدی و دست‌درازی انگلیسی­‌ها و دیگر کشورهای غربی از اواسط قرن نوزدهم در این امپراطوری، رویکرد مذکور را تضعیف کرد؛ چراکه امپراطوری چین مجبور شد چند معاهده را بپذیرد که درهای چین را به روی تجارت خارجی باز کرد. این ماجرا، باعث شد تا شماری از خراج‌گذاران پیشین چین، تحت تسلط قدرت­‌های امپریالی درآیند؛ هم‌چون ویتنام (فرانسه)، نپال و برمه (انگلستان) و بخش‌­هایی از سیبری (روسیه). ژاپن، دیر هنگام، مسیری را در سیاست‌خارجی پیش گرفت که در گذشته، قدرت­‌های غربی آغاز کرده بودند و پیش‌تر از ایشان نیز به‌مدت چندین قرن توسط چینی­‌ها اجرا شده بود.کره از نظر منابع ذغال‌سنگ و سنگ‌آهن، غنی بوده و کشاورزی آن در وضعیت مطلوبی قرار داشت. پس از منازعات متعدد با جدایی‌طلبان کره­ای، معاهده 1876 ژاپن-کره وضع شد؛ اما این، تنها بخشی از یک فرآیند بود که بار دیگر قدرت­‌های غربی را وارد ماجرا کرد و ایشان نیز تلاش کردند راه کره را به روی تجارت خود باز کنند؛ البته پس از آن‌که «کوئین مین»(Queen Min) کره را از نفوذ و دست‌اندازی بیگانگان خارج کرد. در دهه 1869 میان کره و فرانسه در حال مخاصمه بودند؛ فرانسوی­‌ها در سال 1866 و ایالات‌متحده در سال 1871، جزیره گانگوا(Ganghwa Island) را اشغال کردند. هنگامی که یک قایق کوچک از رزم­ناو ژاپنی ساخت اسکاتلند به آب انداخته شده و از سوی استحکامات کره به آن شلیک شد، رزم‌­ناو ژاپنی[4] نیز پاسخی دندان‌شکن به این عمل داد.در سال 1882، شورشی رخ داد که در آن مربیان نظامی، دیپلمات­‌ها، نیروی پلیس و دانشجویان ژاپنی کشته شدند و به سفارت این کشور نیز حمله شد. ژاپن مداخله کرد. انقلاب روستایی «دونگاک»(Donghak Peasant Revolt) در سال 1894 رخ داد و باعث شد تا دولت کره از چینی­‌ها درخواست کمک کند. در پاسخ، ژاپن شش‌هزار نیرو را در اینچئون پیاده کرد و مقابله کره با نیروهای ژاپنی منجر به اولین جنگ چین-ژاپن شد. این جنگ، باعث شد تا چین ادعای خود در مورد کره را ذیل معاهده «شیمونوسکی»(Treaty of Shimonoseki) متوقف کند. این معاهده، به ژاپن توان داد تا جزایر پنگو(Penghu Islands)، تایوان و بخشی از شبه‌جزیره لیائودونگ(Liaodong Peninsula) را تحت اختیار خود درآورده و شاشی(Shashih)، چونگ­‌کینگ(Chungking)، سوچو(Soochow) و هنگ‌چو(Hangchow) را در مسیر میان چین تا ژاپن، آزاد کند. ژاپن در اعلان جنگ خود علیه چین، در مورد موضوع کره چنین می­‌گوید:«کره یک کشور مستقل است. این کشور، اولین‌بار با توصیه و راهنمایی ژاپن به خانواده کشورها معرفی شد. بااین­‌حال، چین دائماً کره را به‌عنوان کشور وابسته به خود معرفی کرده و به­‌صورت آشکار و پنهان در امور داخلی این کشور مداخله می­‌کند. در هنگام شورش اخیر در کره، چین نیروهای خود را به آن‌جا اعزام کرد و مدعی شد که هدف وی از این مداخله، یاری رساندن به این دولت وابسته بوده است. ما، با توجه به معاهده­ای که در سال 1882 با کره منعقد شد و با در نظر گرفتن شرایط اضطراری احتمالی، تصمیم گرفتیم که به این کشور نیروی نظامی اعزام کنیم.»ژاپن، با هدف رها کردن کره از فاجعه و مزاحمت همیشگی و در نتیجه حفظ صلح در سرتاسر شرق، از چین درخواست می­‌کند تا برای تحقق این موضوع، همکاری کند. اما چین بهانه­‌های مختلفی را مطرح نموده و پیشنهاد ژاپن را رد کرد. بر همین اساس، ژاپن به کره توصیه کرد که دولت خود را اصلاح کرده و از این طریق، نظم و آرامش را در کشور خود مستقر سازد و بنابراین، این کشور قادر خواهد بود مسئولیت‌­ها و وظایف یک دولت مستقل را در خارج از مرزهای خود عهده‌­دار شود. کره، هم‌اکنون آمادگی عهده‌داری این وظیفه را دارد. اما چین به‌صورت مخفی و آشکار تلاش می­‌کند تا هدف ژاپنی­‌ها را تخریب و منحرف کند.این کشور، تلاش فراوانی می­‌کند تا این هدف را با مشکل مواجه کند و هم در زمین و هم در دریا، آمادگی‌­های جنگی کسب می­‌کند. زمانی‌که این آمادگی تکمیل شود، نه‌تنها نیروهای زیادی را به کره اعزام می‌کند و می­‌کوشد تا با اتکا بر زور، به نقشه­‌های جاه‌­طلبانه خود جامه‌عمل بپوشاند، بلکه با خودخواهی و گستاخی به روی کشتی­‌های ما در آب­‌های کره آتش می‌­گشاید. هدف چین، آن است که از پذیرش مسئولیت حفظ صلح و نظم در کره شانه خالی کرده و نه‌تنها جایگاه آن دولت را در خانواده ملت‌­ها تضعیف می‌­کند، (جایگاهی که به‌واسطه تلاش‌­های ژاپن برای کره فراهم شد) بلکه اهمیت معاهداتی که این جایگاه را به رسمیت می‌­شناسند و تأیید می‌­کنند، تحلیل می­‌برد. چنین رفتاری از سوی چین، نه‌تنها آسیب مستقیمی به حقوق و منابع این امپراطوری وارد می­‌کند، بلکه دهن‌کجی به صلح و آرامش دائمی در شرق است.بر اساس اقدامات این کشور، می­‌توان نتیجه گرفت که چین از همان ابتدا تمایل داشته تا صلح را قربانی دست یافتن به هدف ناشایست خود کند. در چنین شرایطی، هدف و خواست ما هم‌چنان آن است که اعتبار این کشور را در خارج از مرزها، با استفاده از روش‌­های کاملاً صلح­‌جویانه، بالا ببریم و برای این منظور چاره­ای جز اعلان رسمی جنگ علیه چین نداریم. این، جدی­‌ترین خواسته ما است که با اتکا بر اهداف متعالی و مطلوب خود، هرچه سریع­تر صلح به‌صورت دائمی به منطقه باز‌گردد و شکوفایی امپراطوری اوج گرفته و کامل شود.[5] چین، به زعم خود پاسخ داد که کره به‌مدت چندین قرن خراج‌گذار چین بوده و چین، هر آن‌چه که لازم باشد انجام می­‌دهد تا آن‌چه را که شورش­‌های مدام خواند، فرونشاند.[6] کاملاً مشخص است که از رویکرد جاه‌­طلبانه چین نسبت به همسایگان خود، چیزی کم نشده است؛ به‌ویژه مطالبات سرزمینی این کشور از هند، ویتنام، ژاپن، فیلیپین و دیگر کشورها. از اواسط قرن نوزدهم، خودِ ژاپن مکرراً هدف دست‌اندازی قدرت­‌های غربی از جمله ایالات‌متحده بوده است. ژاپن با پایان دادن به استیلای چینی‌­ها، حاکمیت مستقل خود را تثبیت کرد. شبه‌جزیره کره و سرزمین اصلی چین در زمانی که منافع امپریالیستی قدرت‌­های غربی در سرتاسر جهان توزیع شده بود، ابزارهای ژاپن برای خودمختاری ژاپن بود.روسیه و مداخله سه‌جانبهقدرت­‌های غربی - که متوجه خیزش و قیام ژاپن در منطقه شده بودند و آن را تهدیدی برای خود می­‌انگاشتند - از ژاپن خواستند که از ادعای خود نسبت به شبه‌جزیره لیائودونگ(Liaodong Peninsula) دست بکشد؛ زیرا این سرزمین ذیل بندر لوشون (بندر آرتور) قرار می‌­گرفت؛ جایی‌که هم آلمان و هم روسیه آن را از آن خود می­‌دانستند. ژاپن در نوامبر 1895 دست از ادعای خود کشید. روسیه به سرعت وارد این شبه‌جزیره شد و ساخت‌وساز خط آهن از هاربین به بندر آرتور را آغاز کرد؛ درحالی­‌که چین به این حرکت اعتراض جدی نمود. آلمان، فرانسه و انگلستان منافع خود را به چین نیز گسترش دادند. این ماجرا به «مداخله سه­‌جانبه» معروف شد که نقشی عمده در تعیین آتیه ژاپن ایفا کرد. این، درحالی بود که قدرت­‌های غربی نیز نشان دادند مداخله نظامی ابزار اصلی برای رسیدن به اهداف تعیین شده ایشان است.ژاپن، به­‌طور خاص، حضور روسیه در مِنشوری را ضمیمه شدن چین به حوزه نفوذ آن کشور تلقی می­‌کرد. در سال 1898، روسیه هم‌چنین امتیاز جنگل‌داری و معدن­‌کاوی در نزدیکی رودخانه­‌های یالو(Yalu) و تومن(Tumen) را از آن خود کرد. جنگ سال­‌های 1905-1904 روسیه-ژاپن، پس از آن رخ داد که روسیه از به رسمیت شناختن حوزه منافع ژاپن در کره در برابر به رسمیت شناخته شدن منافع روسیه در منشوری از سوی ژاپن، خودداری کرد. ژاپن، پس از شکست مذاکرات به بندر آرتور حمله کرد. پیروزی ژاپنی­‌ها منجر به خروج روسیه از منشوری و قرارداد اجاره بندر آرتور به ژاپن نیز منعقد شده و نیمه جنوبی جزیره ساخالین(Sakhalin Island) نیز واگذار شد.[7] در ژاپن، این اعتراض فراگیر شد که در برابر خسارات و تلفاتی که به این کشور وارد شده، دست‌آوردهای حاصل از صلح، برای این کشور بسیار کم بود؛ به­‌ویژه مصالحه بر سر نیمه جنوبی جزیره ساخالین، که با فشار ایالات‌متحده میسر شد، مورد اعتراض بود.در سال 1910، ژاپن پادشاهی کره را ضمیمه خود کرد. این سرزمین از سال 1905 به‌واسطه قوانین بین‌­المللی و قرارداد اتحاد 1902 انگلیس-ژاپن، تحت‌الحمایه ژاپنی‌­ها و انگلیسی‌­ها بود. کره تا زمانی‌که معاهده 1876 کره-ژاپن منعقد شد، تحت کنترل چینی­‌ها بود. جنگ‌جهانی دوم منجر به آن شد که ژاپنی­‌ها از کره به‌عنوان نیروی کار بهره ببرند. در سال 1939، نزدیک به یک‌میلیون کره­ای در ژاپن زندگی می­‌کردند. سال 1945 تقریباً دو میلیون کره­ای در ژاپن بودند. بسیاری از این مردم پس از جنگ هم‌چنان سکونت در این کشور را انتخاب کردند.[8]چین و ایالات‌متحدهبا آغاز جنگ‌جهانی اول، ژاپن تلاش کرد تا جایگاه خود را در منشوری تثبیت کند. از اوایل همین دوره، ایالات‌متحده نفوذ ژاپن در چین را برای منافع ایالات‌متحده بسیار تعیین‌کننده تلقی می­­‌کرد. «ادوارد تی.ویلیامز»(Edward T. Williams)، شارژدافر آمریکا در پکینگ(Peking)، در نام‌ه­ای به «ویلیام جنینگز برایان»(William Jennings Bryan)، وزیرخارجه ایالات‌متحده مدعی شد که از آن‌جا که آمریکا در آن زمان درگیر جنگ در اروپا نشده، این کشور، تنها قدرتی است که می­‌تواند در برابر نفوذ ژاپنی‌­ها در چین ایستادگی کند؛ هرچند که ژاپن در کنار متحدین و آلمان می‌­جنگید و ایالات‌متحده خارج از این جنگ بود و انگلیس از این کشور می‌خواست که علیه منافع آلمان در چین دست به کار شود.[9]ایالات‌متحده از همان ابتدا خواهان آن بود که اقدامات ژاپن را علیه آلمان در چین، محدود کند[10] و در دوران پس از جنگ نیز کوشید تا مانع گسترش نفوذ ژاپنی‌­ها شود. این، بدان معناست که ایالات‌متحده می­‌کوشید ژاپن را خارج از چین نگاه دارد و هدف اصلی آن حفظ منافع تجاری خود بود. درحالی‌که «رابرت لنسینگ»(Robert Lansing)، وزیر امورخارجه ایالات‌متحده مدعی شده بود که این کشور باید منافع ویژه ژاپن در چین را به رسمیت بشناسد، رئیس‌جمهور ویلسون و برایان در برابر این خواسته، مقاومت می‌کردند.[11] مخالفت اصلی در مذاکرات ژاپن با چین در این بود که ژاپنی­‌ها اصرار داشتند چین مستشاران ژاپنی را بپذیرد و مهمات این کشور را خریداری کند. ایالات‌متحده تلاش می­‌کرد در این ماجرا مداخله کند؛ درست همان‌طور که انگلستان در جریان مذاکرات میان آلمان و لهستان در سال 1939 وارد شد، مداخله ایالات‌متحده منجر به مخالفت ناگهانی چین در برابر ژاپن شد. ژاپن نیز به نوبه خود نسبت به این رفتار ایالات‌متحده مشکوک شد و از این هراس داشت که آمریکا در فوکین(Fukien) در نزدیکی فورموسا(Formosa) (تایوان) حضور دریایی خود را ایجاد کند؛ این نگرانی، ناشی از پیشنهادی بود که «جان هایز»(John Hays)، وزیر امورخارجه آمریکا در سال 1900 ارائه کرده بود که این کشور در فوکین، یک بندر ایجاد کند؛ مذاکراتی نیز پس از آن میان چین و شرکت فولاد «بثلهم»(Bethlehem Steel Company) برای ایجاد بندر مذکور، صورت گرفت.در واقع، روابط مستحکم و نزدیکی میان شرکت فولاد بثلهم و نیروی دریایی ایالات‌متحده و میان شرکت و گسترش منافع اقتصادی این کشور، وجود داشت. در سال 1911، چین و شرکت فولاد قراردادی را منعقد کردند که در آن پرسنل و پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا برای گسترش نیروی دریایی چین وارد عمل می­‌شدند؛ ساخت چند کشتی جنگی، بی­‌طرف‌سازی خطوط آهن منشوری و کنترل امور مالی و اقتصادی چین توسط منافع و وام‌­های بانکی ایالات‌متحده نیز از جمله دیگر مفاد این قرارداد بود.[12] بدون شک، از اوایل قرن بیستم، ایالات‌متحده و منافع عمده صنعتی و بانکی به‌طور غیررسمی کنترل چین را تحت اختیار خود گرفتند. محکوم کردن مداخلات ژاپن در چین از سوی آمریکا صرفاً یک سخن‌پراکنی بود که ایالات‌متحده برای توجیه جنگ­‌های خود در نقاط مختلف دنیا به ‌آن‌­ها متوسل می­‌شود. با ورود ایالات‌متحده به جنگ اروپایی در سال 1917، تقاضاهای این کشور از ژاپن اهمیت یافت؛ چین، بیش‌تر شرایط ژاپن را پذیرفت و ایالات‌متحده نیز منافع ویژه ژاپن را در چین، قبول کرد.چهارده نکته، مانیفست جهانی رئیس‌جمهور «وودرو اس. ویلسون»(Woodrow S. Wilson)، برای پذیرش جهان پس از جنگ، کاملاً قابل پیش­بینی بود؛ درست همانند منشور آتلانتیک «فرانکلین دی. روزولت»(Franklin D. Roosevelt) که پس از جنگ‌جهانی دوم در باب تجارت آزاد بین‌­الملل منتشر شد. تجارت آزاد، بر اساس آن‌چه که منشور آتلانتیک می‌­گفت، جنگی بود علیه دول محور. جنگ‌­های جهانی از نظر ایالات‌متحده برای آن به راه افتاد که جهان برای تجارت آزاد، امپریالیسم و مانند آن، ایمن شود. تجارت آزاد از اواسط قرن نوزدهم در میان امپراطوری­‌ها و بر اساس مفهوم سیاست «درهای باز»، کار خود را آغاز کرد. سیاستی که قرار بود سهام عادلانه منافع تجاری حاصل از چین، ژاپن، کره و دیگر کشورهای آسیایی را در میان قدرت­‌های استعماری - از جمله ایالات‌متحده- تقسیم کند. دیگر تازه‌وارد­های گردونه استعماری قرن نوزدهمی، ژاپن، ایتالیا و آلمان بودند. از زمانی‌که ژاپن توسط ایالات‌متحده از اواسط قرن نوزدهم به روی جهانیان باز شد، این کشور کوشید تا منافع خود را در آسیا صیانت کند.قدرت­‌های استعماری - از جمله ایالات‌متحده و انگلستان - خواهان آن بودند که نقشی را برای ژاپن تعیین کرده و بپذیرند؛ زیرا در سرکوب کردن شورش «باکسر»(Boxer Rebellio) در سال­های 1899 تا 1901 علیه منافع خارجی در چین، مشارکت داشت. در آن رویداد، قدرت­‌های استعماری بدون هیچ ملاحظه‌­ای چین را اشغال کردند تا منافع تجاری خود را پیش ببرند. تهمت­‌هایی که متعاقباً به ژاپن یا دیگر کشورهای دول محور زده شد، در ارتباط با جنگ­‌های متجاوزانه چیزی جز تبلیغاتی منفی برای پی‌گیری اهداف سیاسی نبود. ژاپن، در ورود به حلقه کشورهای استعمارگر دیر هنگام عمل کرد و با منافع امپریالی مواجه شد؛ که سعی می‌­کردند این کشور را خارج از این حلقه نگاه دارند.استبدادآن‌چه که در مورد امپریالیسم ژاپن و در واقع دیگر دول اصلی محور، یعنی آلمان و ایتالیا، متفاوت بود، این بود که هرکدام از آن‌ها تعریفی جدید از مفهوم «امپراطوری» ارائه می‌­کردند. ایشان، سیاست­‌های «تجارت آزاد» که ایالات‌متحده و انگلستان بر جهان تحمیل می­‌کردند را منکر شدند؛ سیاست­‌هایی که متعاقباً سیاست «درهای باز» و امروز «جهانی شدن» خوانده می­‌شوند.[13] رئیس‌جمهور وودرو ویلسون تلاش داشت تا از طریق جامعه ملل، نظم جهانی جدیدی را وضع کند و دلیل وی برای این کار، تجارت آزاد بود.[14] این، همان اهداف جنگی است که ایالات‌متحده و متحدین وی، امروز تعقیب می‌­کنند. نکته سوم در مانیفست ویلسونی چنین می‌­گوید: حذف تمام موانع اقتصادی و ایجاد شرایط لازم تجارت در میان تمام کشورهایی که خواهان صلح بوده و خود را برای ابقای آن شریک می­‌دانند؛ تاجایی‌که امکان دارد.[15]هم‌چنین، مفهوم پیشین «امپراطوری» نیز حذف می­‌شود. متناسب‌سازی آزادانه، متکی بر تفکر آزاد و کاملاً امپریالی تمام دعاوی استعماری بر اساس یک رویکرد صریح نسبت به اصولی که تمام مسائل مربوط به حاکمیت منافع ملت مربوطه را پاسخ می­­‌دهد، باید وزنی برابر با دعاوی متساوی دولتی که قرار است جایگاه آن مشخص شود، قائل باشد.[16]این سخنان، دقیقاً شبیه به سخنانی است که امروز مورد استفاده آمریکاست؛ تا هژمونی خود را به‌نام «آزادی» بر تمام دنیا تحمیل کند. «منشور آتلانتیک» سال 1941، شرایطی را برای جهان پس از جنگ در زمانی تعیین کرد که ایالات‌متحده حتی در زمره یکی از کشورهای متخاصم نیز قرار نمی­‌گرفت؛ «چهارده نکته» نیز همین روند را در پیش گرفت و در ادامه، متوجه این موضوع خواهید شد. دول محور، از جمله ژاپن، نگاه دیگری به امپراطوری داشتند که در آن، استبداد یا بلوک­‌های تجاری خودمختار تعریف می‌­شدند و از سیاست «درهای باز» قرن نوزدهمی یا بین‌­المللی‌گرایی ویلسونی قرن بیستمی، متفاوت بود. خودمختاری این بلوک‌­های جدید بر اساس قانون‌گذاری دولتی و کنترل اقتصاد، از جمله تجارت، قیمت­‌ها و بانک‌داری، معنا پیدا می‌­کرد.ساختار مشارکتی اقتصادی که از دهه 1930 آغاز شد، منافع خصوصی را پیرو منافع ملی ساخت. «مورک» و «ناکامور»(Morck and Nakamura) ساختاربندی شرکتی اقتصاد ژاپن را توصیف کرده و مدعی شدند که «کیکاکوئین»(Kikakuin) یا همان دفتر برنامه‌­ریزی در سال 1937 به‌همین منظور ایجاد شد. این دفتر، تصمیمات تجاری را منوط به تأیید دولتی کرد و در نتیجه، تعیین سود سهام و وضع مدیران انتصابی را به‌دنبال داشت.[17] این، دقیقاً شبیه به سیستمی بود که در آلمان مستقر شد و سود سهام را محدود به شش‌درصد کرد؛ که می‌بایست مجدداً سرمایه­‌گذاری می­شد و مدیران نیز، موضوع تأیید و قوانین دولتی بودند.[18] در سال 1940، وزارت برنامه­‌ریزی دولتی در طراحی ساختار سیستم اقتصادی جدید مدعی شد که شرکت­ها، باید از کنترل سهام‌داران، آزاد باشند و بنابر نیازمندی­‌های دولتی که از طریق هیئات کنترل صنایع (توسیکای Toseikai) تعیین می‌­شوند، اقدام به تولید کنند. بانک‌­ها نیز تحت کنترل توسیکای درآمدند. [19]پس از دهه 1920 - که مشکلات جدی را برای بخش بانکی ژاپن به‌دنبال داشت - ژاپن استاندارد طلایی را در دسامبر 1937 ترک گفت و برنامه کارهای جمعی را آغاز کرد؛ که اقتصاد را به تحرک واداشت. این برنامه، از طریق فروش اوراق قرضه دولتی به بانک­‌های خصوصی از طریق بانک ژاپن، تأمین مالی شد.[20] در این مورد نیز، سیستم شبیه به سیستمی بود که در آلمان و ایتالیا اجرا می‌­شد. بانک­­‌های دولتی، هم‌چون بانک صنعتی ژاپن نیز به سهام‌داران اصلی در بسیاری از صنایع تبدیل شدند. تجارت دوجانبه در داخل آن‌چه که حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ­‌تر(Greater East Asia Co-Prosperity Sphere) نامیده شد، صورت می­‌گرفت؛ که در آن ژاپن برای تأمین خوراک و مواد خام به مستعمرات خود وابسته بود. در مقابل، ژاپن محصولات تولیدشده را به این مستعمرات می­‌فروخت.[21] چنین سیستمی، حتی تحت رهبری آلمان، از اروپا تا آمریکای جنوبی موفق عمل می­‌کرد.حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ‌­ترتصور ژاپنی‌­ها از استبداد امپریالی در قالب حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ‌­تر، جامه عمل به خود پوشید. هنوز هم مطالب غیرمعقول مکتوب و منقولی در مورد این ماجرا نوشته و شنیده می‌­شود؛ از جمله، قدردانی و تشکر استرالیایی­‌ها و نیوزلندی­‌ها نسبت به ایالات‌متحده، که ایشان را از کار کردن در شالیزارها و سخن گفتن به زبان ژاپنی زیر یوغ برده­‌داران «نیپونی»(Nippon)[35] نجات دادند. این تصور اشتباه است که بگوییم دولتِ زمان جنگ ژاپن، فقط به اهداف جنگی می‌­اندیشیده است. این اهداف نیز تحت تأثیر وقایع غیرمترقبه جنگ تغییر کردند. بااین­‌حال، چندین اندیشکده ژاپنی موظف شدند تا پیش‌­نویس بلوک آسیایی را که ژاپن درنظر داشت، تهیه کنند. ایجاد این بلوک، نه‌تنها شامل خارج کردن ایالات‌متحده و قدرت­‌های استعماری اروپا از آسیا بود، بلکه استقلال دولت­‌های آسیایی داخل این بلوک را نیز در بر می‌­گرفت.در نوامبر 1943، توکیو، میزبان کنفرانس آسیای شرقی بزرگ‌­تر بود که تقریباً پنجاه رهبر ملی از سرتاسر جنوب شرقی آسیا برای شرکت در آن دعوت شدند. در میان ایشان، «سبهاس چاندرا باس» (Subhas Chandra Bose)، ریاست دولت موقت هندِ آزاد نیز حضور داشت؛ که هم‌چنان یکی از قهرمانان استقلال هند تلقی می­‌شد. دکتر «با ماو»(Ba Maw) از حزب «سینیثا»(Sinyetha Party) برمه، «وانگ چینگ وی»(Wang Ch’ing-wei)، ریاست دولت در «نانکینگ»(Nanking) چین و رئیس‌جمهور «خوزه لائورل»(José Laurel) از فیلیپین نیز حضور داشته و از حمایت­‌های ژاپن قدردانی بسیار کردند.[22]در سال 1943، هم‌چنین شاهد عزم ژاپن برای ایجاد ارتش­‌های ملی بودیم. آموزش این نیروها و نیز افسران مافوق، بستری را برای ایجاد ارتش‌­های دولتی در سراسر آسیای جنوب شرقی پس از استعمار، فراهم کرد. مهم‌ترین این ارتش­‌ها، ارتش ملی هند، ارتش مستقل برمه و پتا(Peta) در جاوه بودند.[23] هرچند مسائل غیرمادی در مورد شرکت‌کنندگان وجود داشت، شاید مسئله انگیزه کسانی که با این حرکت همراه شدند، مهم‌تر بود؛ از جمله پارتیزان‌­های جنایت‌کاری در فرانسه، یونان، یوگوسلاوی و دیگر کشورها. دکتر «جویس لبرا»(Joyce Lebra) کارشناس این موضوع در این‌باره چنین می­‌نویسد؛«انگیزه کسانی که با این حرکت همراه شدند، تا حدودی از سوی مسئله بازگشت قدرت­‌های استعمارگر غربی، در معرض خطر قرار گرفت. ناپایداری موضع کسانی که قرار بود در سرزمین­‌های تحت اشغال ژاپنی‌­ها باقی بمانند، معمولاً هم از سوی ناسیونالیست‌­هایی که آن‌جا را ترک گفته بودند و هم از سوی کسانی که برجای خود باقی ماندند، تصدیق می‌­شد. هیچ انگیزه سرتاسری و یکپارچه‌­ای برای همکاری در نظر بیش‌تر اهالی جنوب شرقی آسیا وجود نداشت. بسیاری از کسانی که در متصرفات ژاپنی سمتی را برعهده داشتند، معمولاً از سوی رقبای خود، قهرمان تلقی می­‌شدند. سبهاس پاندرا باس، آئونگ سان(Aung San)، نه‌وین(Ne Win)، سوکارنو و سوهارتو، همواره به‌عنوان وطن­‌پرستان و انقلابی­‌های واقعی علیه استیلای غربی، شناخته می­‌شدند.»[24]حوزه نفوذ محدودگستره حوزه رفاه مشارکتی آسیای شرقی بزرگ­‌تر، محدود بود. این حوزه، شامل هند نمی­‌شد. هندی که اشغال کردن و حکمرانی بر آن، به‌رغم انگیزشی که به جنبش استقلال داده شده بود، غیرممکن می­‌نمود. نظم نوین آسیایی که به مرزهای هند-برمه رسیده بود، تنها بخشی از برمه را شامل می­‌شد؛[25] حتی با این‌که بسیاری از تحلیل­گران سیاسی و رهبران نظامی بر این باور بودند که برمه نیز وارد این حوزه خواهد شد. در 26 جولای 1940 یک سند سیاستی ارتش-نیروی دریایی با عنوان «چارچوب سیاستی برای مواجهه با اوضاع جهانی» امضا شد. این سند، «ایجاد یک ساختار اقتصادی خودکفا» را تشریح می‌­کرد که بر اساس هست‌ه­ای متشکل از ژاپن، منشوری و چین شکل می­‌گرفت و همکاری با منطقه جنوبی هند و شمال استرالیا و نیوزلند در آن گنجانده شده بود.[26]اهداف ژاپن برای «حوزه رفاه مشارکتی» محدود بود و همواره تضمین استقلال دولت­‌های داخل در بلوک، یکی از اهداف اصلی بود و ژاپن این سیاست را در قبال برمه اعمال کرده بود. در داخل ساختار فرماندهی عالی، این اجماع وجود داشت که اشغال برمه باید محدود و بر اساس ملاحظات استراتژیکی باشد که در قبال انگلستان و چین رعایت می­‌شوند؛ تا از این طریق، محاصره حفظ شود. در سال 1941 یکی از اسناد سیاستی وزارت جنگ پیشنهاد داد که تنها بخش محدودی از جنوب برمه اشغال شود و پس از آن، مواضع استراتژیک - در صورتی که اوضاع جنگ ایجاب کرد - به تصرف درآیند.[27]در فوریه 1942، یک‌ماه پس از اشغال برمه توسط ژاپنی­‌ها، مؤسسه پژوهش جنگ «توتال»(Total War Research Institute) گزارشی را تحت عنوان «استقرار و تثبیت شرق آسیا؛ مانورهایی برای اولین دوره جنگ همه‌جانبه» منتشر کرد که در آن چنین آمده بود؛«دولت نظامی یکپارچه­‌ای در برمه مستقر خواهد شد؛ چنان‌که مدت مدیدی است در جبهه انتظار آن می­‌رفت. با­این‌­حال، وجود ساختار اجرایی خود برمه‌­ای‌­ها، به‌­رسمیت شناخته خواهد شد و این ساختار ذیل راهنمایی ما هسته­ یک دولت مستقل در آینده را شکل خواهد داد.»[28]این گزارش، خاطر نشان می‌­سازد که نیت ژاپنی‌­ها از تضمین استقلال برای مستعمرات امپراطوری­‌های اروپایی در شرق آسیا، چیزی فراتر از سخن‌­پراکنی و تبلیغات است. ارتش ژاپن موظف شده بود که در میان برمه‌­ای‌­ها ایجاد اعتماد کرده تا مانع درخواست­‌های زودهنگام استقلال‌طلبانه شود؛ درحالی‌­که هم‌چنان جنگ ادامه داشت.[29] هنگامی که ژاپن، هلند را در سال 1942 از اندونزی بیرون راند، همراهی قابل توجهی را در میان اندونزیایی‌­ها برای خود ایجاد کرد و «سوکارنو» و «هاتا»، رهبران ناسیونالیست از زندان آزاد شدند. سوکارنو، هاتا و دیگر ناسیونالیست­‌ها، مؤسسه پژوهش را تأمین نیرو کردند؛ این مؤسسه به‌منظور مشاوره‌دهی به دولت ژاپن در اندونزی ایجاد شد. هدف مؤسسه، اساساً این بود که نظرات اندونزیایی‌­ها را به دولت مذکور منتقل کند.[30] پیامدهای جنگ، درهرحال محدود کردن فعالیت سیاسی مستقل را ایجاب می­‌کرد.سیاستی که ژنرال «ایمامورا هیتوشی»(Imamura Hitoshi)[46]، فرمانده لشگر شانزدهم ارتش - که جاوا را اشغال کرد - در دستور کار قرار داد، مطابق با دستورالعمل مناطق اشغال‌شده بود که التزام به آداب و سنن ساکنین بومی آن منطقه را اجباری می­‌کرد. در نتیجه، همین عملکرد ایمامورا توانست احترام و تبعیت جاوایی­‌ها را به‌دست آورد و دیگر فرمانده‌هان ژاپنی نیز - به‌رغم مقاومت برخی اتباع جوان‌­تر - همین احترام را به‌دست آوردند. سیاست ایمامورا، به‌دقت از سوی توکیو دنبال می­‌شد و مورد تأیید قرار گرفت. ایمامورا متعاقباً به حوزه هشتم ارتش منتقل شد؛ که حوزه اختیارات بسیار بزرگ‌­تری محسوب می­‌شود.ژنرال «موتو آکیرا»(Muto Akira)، فرمانده امور نظامی، هنگامی که برای تحت کنترل گرفتن سوماترا اعزام شد، مدعی شد که سیاستی را دنبال خواهد کرد که ایمامورا در جاوا اجرا کرده است.[31] اگر سیاست­‌هایی که ارتش دنبال می‌­کرد، با یک‌دیگر هماهنگی نداشت، ناشی از فقدان وحدت اهداف میان نیروی زمینی، نیروی دریایی و نیز در میان فرماندهان مشغول به خدمت و نیز فراز و نشیب‌­های جنگ بود. درهرحال، می­‌توان نتیجه گرفت که سیاست ژاپن به‌دور از خشونت و سرکوب بود؛ دقیقاً خلاف آن‌چه که تبلیغات زمان جنگ و پس از آن مدعی می­‌شد.پرل هاربرهمان‌طور که احساسات انزواگرایانه در میان مردم آمریکا[32] تنها راهی بود که رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت و حامیان جنگ‌طلب او را قادر ساخت تا ایالات‌متحده را وارد جنگ علیه دول محور کند، همان موضوع، ژاپن را به حمله به پرل‌هاربر تحریک کرد. روزولت، سیاستی خصمانه را برای چندین سال پیش برد و در اعلان یک ضرب­‌الاجل، آن را به اوج خود رساند. نظریات متعددی در مورد حمله به پرل‌هاربر وجود دارد و این‌که دولت روزولت، هشدار پیش‌بینی دریافت کرده یا خیر. این نظریه که روزولت انجام حمله را تحریک کرده، مورد پذیرش بسیاری از کارشناسان است؛ ازجمله داماد رئیس‌جمهور، سرهنگ «کورتس بی.دال»(Curtis B. Dall) که در یک یادداشت داخلی در مورد رویدادهای مربوط به پدرزن خود، چنین می­‌نویسد؛«کیک در آسمان بود؛ بدون هیچ شکی و ضعف در اجرای وظایف نیز، در واشنگتن کاملاً آشکار. به یُمن بی­‌توجهی شماری از سیاست‌مداران ارشد آمریکایی، انگلیسی و دیگران، صبح یکی از روزهای دسامبر در پرل‌هاربر، کیک از آسمان مستقیماً بر سر هزاران نفر از نیروهای وفادار و مستحکم آمریکایی - در حالی که انتظار آن را نداشتند - فرو ریخت. بیش از 3.800 نفر از ایشان جان باختند. چه خیانت بزرگی! آن‌چه که برای تمام عمر در ذهن من ثبت شده، تصویری معروف از ژنرال جرج مارشال است که بنابر گزارش‌­های مختلف، در یکی از مناطق خوش آب‌وهوای ویرجینیا، در یک روز آفتابی در آن صبح یک‌شنبه فراموش نشدنی، روی اسب خود نشسته بود و خوش‌گذرانی می­‌کرد. پیغام‌­های هشدار بی­‌جان او از طریق کانال‌­های کم­‌سرعت مخابره شد و بدون هیچ‌گونه وضعیت آشکار و مشخص، در زمانی به دست نیروهای مذکور رسید که حمله غافل‌گیرانه انجام شده بود و این کار، تنها برای حفظ وجهه انجام شد. من همواره به این فکر می­‌کنم که روزولت، ذیل یک نقشه طولانی مدت، به‌عمد، احتمال و خطر حمله به پرل‌هاربر را نادیده گرفت؛ چه، آن‌که حجم انبوهی از نیروی ویژه ژاپن در حال نزدیک شدن بود و انجام حمله تقریباً با دعوت خود ما انجام شد. او باید به ما اطلاع می­‌داد!»[33]بعدها در سال 1967، اوضاع برای دال توضیح داده شد؛ وی در این تاریخ، با دریادار «هازبند ایی.کیمل»(Husband E. Kimmel)[49]، فرمانده نیروی دریایی مستقر در پرل‌هاربر در زمان حمله ژاپنی­‌ها، دیدار کرد. کیمل کاملاً از اتهام عدم آماده‌سازی پرل‌هاربر در برابر حمله ژاپنی­‌ها، خود را مبرا دانست. اگر نیروهای آمریکایی از حمله ژاپنی­‌ها مطلع می­‌شدند - درحالی‌که به‌دلیل شکسته شدن رمزهای نیروی دریایی ژاپن، همه در واشنگتن از آن اطلاع داشتند - نیروی ویژه ژاپنی که تحت امر توکیو بود، این مأموریت را اجرا نمی­‌کرد.[34] هرچند که ژنرال مارشال، بعدها به اسب سواری در ویرجینیا اعتراف کرد، وی در واشنگتن به ژنرال اسکات گفته بود که پیام­‌های مربوط به حمله ژاپنی‌­ها را دریافت کرده است. وی تمام پیشنهاداتی را که مربوط به مطلع کردن پرل‌هاربر از این حمله بود، رد کرد و گفت که بعداً به کیمل خبر خواهد داد. این خبر از طریق خطوط تجاری اتحادیه غربی مخابره و لذا از اهمیت و ضرورت آن کاسته شد و دو ساعت پس از وقوع حمله به مقصد رسید.[35]اولتیماتیوم ایالات‌متحده و پاسخ ژاپنآن‌چه که در مورد ضرب­‌الاجلی که توسط «کوردل هال»، وزیرخارجه ایالات‌متحده به سفیر ژاپن در واشنگتن تسلیم شد، این است که هم‌چون چهارده نکته رئیس‌جمهور، وودرو ویلسون و منشور آتلانتیک سال 1941 رئیس‌جمهور روزولت، باز هم خواهان آن بود که تجارت آزاد بین‌المللی مبنای اقتصاد جهان قرار گیرد. کشورها نباید حق اعمال محدودیت بر تجارت را داشته باشند، یا یک سیاست اقتصادی استبدادی را دنبال کنند. یادداشت هال، این درخواست را مطرح می­‌کرد. «دولت ژاپن و دولت ایالات‌متحده توافق کرده‌­اند که بی­‌ثباتی سیاسی را از میان برده، مانع فروپاشی اقتصادی شده و بستری را برای صلح فراهم آورند؛ ایشان اصول زیر را در روابط اقتصادی میان خود و دیگر کشورها و ملت‌­ها اعمال کرده و به‌صورت فعال از آن­ها پشتیبانی می­‌کنند؛* اصل عدم تبعیض در روابط تجاری بین­‌المللی* اصل همکاری اقتصادی بین‌­المللی و حذف ناسیونالیسم افراطی؛ که بر محدودیت­‌های تجاری افراطی اصرار دارد.* اصل دست‌رسی بدون تبعیض تمام کشورها به منابع مواد خام* اصل صیانت کامل از منافع کشورهای مصرف‌کننده؛ به‌منظور احترام به اجرای توافق‌نامه‌­های بین‌­المللی خرید کالا* اصل ایجاد نهادها و مناسبات مالی بین‌­المللی؛ به‌منظور کمک به بنگاه‌­های تجاری ضروری و توسعه مستمر تمام کشورها و ایجاد امکان پرداخت از طریق فرآیند­های روابط تجاری، با مدنظر قرار دادن رفاه در تمام کشورها[36]»این پیشنهادات، در تلاش بودند تا نظم مالی و اقتصادی بین­‌المللی را تحمیل کنند؛ که فقط به دولت­‌های توسعه‌یافته (یا همان کشورهای مصرف‌کننده) نفع می‌­رساند و امکان استفاده از مواد خام برای کشورهای مصرف‌کننده را با تحمیل آن‌چه که امروز «جهانی‌شدن» خوانده می‌شود، میسر سازد و این اطمینان را حاصل کند که این جهانی شدن اقتصادی دولت­‌های سودجو، از طریق اقتصاد ربوی، تأمین مالی می­‌شود. به‌لحاظ دکترینی، یادداشت دولت ایالات‌متحده، آنتی‌­تز سیاست‌­های ژاپن، آلمان و ایتالیا بود. این سیاست قرار بود تا از استیلای روش­‌های الیگارشی و پولوتوکراتیک بانکی و تجاری، اطمینان حاصل کند. بخش دوم یادداشت هال، به مسئله روابط اقتصادی مربوط می‌­شود؛ در ارتباط با چین، ژاپن و مستعمرات اروپایی؛ به­‌ویژه در ارتباط با هندوچین فرانسوی.«چنین توافق‌نامه­‌ای، هم‌چنین دولت‌­های اطراف این توافق‌نامه را ملزم می‌­سازد تا از پذیرش یا تعقیب رفتارهای ترجیحی در روابط تجاری یا اقتصادی خود با هندوچین، خودداری کنند و از نفوذ خود استفاده کرده تا با هر یک از امضاکنندگان، در عرصه تجاری و اقتصادی با هندوچین فرانسوی، رفتاری برابر صورت گیرد.»[37]تمام دغدغه و نگرانی یادداشت هال، متوجه تجارت آزاد است. به‌منظور حصول اطمینان از عدم تداوم مذاکرات دیپلماتیک و این‌که تنها گزینه موجود، جنگ است، یادداشت هال در ادامه از ژاپن می­‌خواهد که از منشوری خارج شده و در برابر دولت کومینگتانگ تسلیم شود. «دولت ژاپن، تمام نیروهای نظامی، دریایی، هوایی و قوای پلیس خود را از چین و اندونزی تخلیه خواهد کرد. دولت ایالات‌متحده و دولت ژاپن از هیچ دولت یا رژیمی در چین، به‌جز دولت ملی جمهوری چین به مرکزیت موقت گونگ‌­کینگ، حمایت نظامی، سیاسی یا اقتصادی نخواهند کرد.»[38]یادداشت هال، در ارتباط با هندوچین تأکید کرده است که دولت فرانسه از ژاپن خواسته است تا در دفاع مشترک از هندوچین با این کشور همراه شود.[39] ایالات‌متحده در آن تاریخ با دول محور وارد جنگ نشده بود و نمی­‌توانست از ژاپن بخواهد که از هندوچین خارج شود. منافع استراتژیک ژاپن در جنگ با چین، حضور ژاپنی‌­ها را ضروری می­‌ساخت. پاسخ ژاپنی­‌ها به یادداشت هال، توسط نمایندگان ژاپن در واشنگتن در هفتم دسامبر 1941، تسلیم شد. در اشاره به مسدود شدن دارایی­‌های ژاپنی­‌ها توسط ایالات‌متحده، انگلستان و هلند، ژاپن این اقدام را حاکی از یک رویکرد کاملاً متخاصمانه توصیف کرد و این‌که «این کشورها آمادگی قوای نظامی خود را بالا بردند تا ژاپن را محاصره کرده و وضعیتی را ایجاد کنند که موجودیت این امپراطوری را در معرض خطر قرار می­‌دهد.»[40]دولت ژاپن، در ماه سپتامبر چندین مورد پیشنهاد تقابلی را در برابر این پیشنهادات ارائه کرد و ایالات‌متحده آن‌ها را نادیده گرفت.[41] در بیستم نوامبر، ژاپن یک طرح پیشنهادی پنج ماده‌ای را تسلیم کرد که بر اساس آن، ژاپن به‌محض بازگشت صلح به چین، از هندوچین خارج شده و در این مدت نیروهای خود را از جنوب هندوچین بیرون می­‌برد. در مقابل، از ایالات‌متحده درخواست کرد تا از مداخله در روند صلح میان چین و ژاپن خودداری کرده و روابط تجاری خود را احیا کند؛ به‌ویژه در ارتباط با واردات نفت.[42] ژاپن تمایل داشت تا پیشنهاد ایالات‌متحده به‌عنوان واسطه میان چین و ژاپن را بپذیرد؛ اما از آمریکا درخواست کرد تا از این کار تا زمانی‌که مذاکرات در جریان است، خودداری کند. با این حال، «دولت ایالات‌متحده نه‌تنها طرح پیشنهادی جدیدی را که پیش از این ذکر شد، رد کرد؛ بلکه اعلان نمود که خواهان ادامه کمک خود به چیانگ‌کای‌چک است و به‌رغم پیشنهاد مذکور، این پیشنهاد که رئیس‌جمهور، میان‌جی صلح میان ژاپن و چین شود نیز رد شد و بهانه این کار، آن بود که هنوز زمان انجام چنین کاری فرا نرسیده است. بالأخره در بیست‌وششم نوامبر، در تلاش برای تحمیل این شرایط به دولت ژاپن، ایالات‌متحده طرح پیشنهادی دیگری را ارائه کرد که دعاوی ژاپن - که منبع پشیمانی عمیق دولت ژاپن است - را کنار گذاشت.»[43]به‌رغم توهین هال در حضور دیپلمات‌­های ژاپنی و این ادعای وی که واکنش ژاپن سرشار از دروغ بوده است، به‌خوبی نشان می‌­دهد که دیپلماسی ایالات‌متحده به انتهای خود رسیده و دولت روزولت کاملاً آماده جنگ بود؛ پرل‌هاربر نیز بهانه کافی را فراهم آورده بود.[44] وینستون چرچیل، نخست‌وزیر انگلستان در مجلس عوام در سال 1942 اعلان کرد که روزولت قول داده است در خاور دور، - حتی با توجه به این که به ایالات‌متحده حمله نشده است - وارد جنگ شود.[45] چرچیل در نوزده آگوست 1942 به کابینه خود گفت که روزولت به او گفته است «وی جنگ را آغاز خواهد کرد؛ اما آن را اعلان نکرده و با نقشی بسیار فعال در این جنگ ورود می­‌کند.» روزولت به چرچیل گفت که وی به‌دنبال یک «رویداد دریایی» است تا ایالات‌متحده را وارد جنگ کند.[46] یادداشت ژاپنی‌­ها در پاسخ به یادداشت هال، استفاده ایالات‌متحده از سخن‌پراکنی و فشارهای اقتصادی به‌منظور تحمیل خواست خود بر جهان را کاملاً محکوم کرده بود؛ چیزی‌که اکنون در بیش‌تر کشورهای جهان آشکار شده است. جنگ اقتصادی توسط ایالات‌متحده علیه ژاپن به راه افتاد.«نایل فرگوسن»(Niall Ferguson) می‌­نویسد که سیاست‌گذاران ایالات‌متحده معتقد بودند که چنین کاری بر ژاپن فشار اقتصادی وارد می‌­کند، که آن را به غیر ضروری بودن جنگ می­‌رساند. تقریباً یک‌سوم از واردات ژاپن از طرف ایالات‌متحده است؛ از جمله پارچه، آهن نوردشده و نفت. وابستگی این کشور به ماشین سنگین و ابزارهای ماشینی آمریکا، بیش از هر زمان دیگری بود. حتی اگر آمریکایی­‌ها به‌صورت نظامی مداخله نمی­‌کردند، ایشان هم‌چنین می­‌توانستند ماشین جنگ ژاپنی­‌ها را نابود کنند؛ به‌خصوص اگر صادرات نفت را متوقف می‌­ساختند. راه مختوم به جنگ در اقیانوسیه با تحریم­‌های اقتصادی هموار شد. معاهده تجاری ژاپن آمریکا به سال 1911 در جولای 1939، فسخ شد. منع صادرات آلومینیوم، مولیبدنیوم، نیکل، تنگستن و وانادیوم در سال 1940 به‌منظور جلوگیری از تولید هواپیما در ژاپن بود.وزارت امورخارجه به شرکت­های ایالات‌متحده فشار آورد تا صادرات تکنولوژی برای تولید سوخت هواپیما را متوقف کنند. زمانی‌که قانون دفاع ملی در جولای 1940 تصویب شد، منع صادرات کالا و محصولات استراتژیک به‌طور کامل قطعی شد. در پایان ماه جولای، صادرات آهن و فولاد نوردشده، سوخت هواپیما، روغن صنعتی و عامل ترکیبی سوخت، تترائتیل، تحریم شد. در طول چند ماه آتی، این ممنوعیت به تمام اوراق آهنی و فولادی تعمیم داده شد. در جولای 1941، دارایی­‌های ژاپن در ایالات‌متحده مسدود شد.[47] ژاپنی­ها به چیزی اشاره کردند که امروز به‌راحتی می‌­توان آن را وضعیت موجود در روابط خارجی ایالات‌متحده تلقی کرد. «دولت آمریکا با اصرار بر اصول مذکور به‌دنبال آن است که این کشور با فشار نظامی، مسائل بین­‌المللی را حل و فصل کرده و با همکاری انگلستان و دیگر کشورها، فشار اقتصادی اعمال کند. منابع چنین فشاری، ابزاری هستند برای برخورد با روابط بین‌­المللی؛ این فشار را باید محکوم کرد، چرا که بیش‌تر از فشار نظامی، غیرانسانی است.»[48]یادداشت ژاپنی­‌ها خاطر نشان می­‌ساخت که ایالات‌متحده و دیگر قدرت­‌های استعماری اروپا، صرفاً خواهان نگهداری جایگاه استعماری خود در شرق آسیا هستند و نمی­‌توانند برنامه‌­ای با هدایت ژاپن را که منجر به ساخت بلوک شرق آسیا می‌­شود، تحمل کنند. چنین نهادی، تهدیدی را نه علیه صلح و آزادی، بلکه علیه آزادی خودمختاری به‌دنبال خواهد داشت.«نمی‌­توان به این نتیجه نرسید که دولت آمریکا خواهان حفظ و تقویت قدرت خود است. البته با کمک انگلستان و دیگر کشورها، جایگاهی را برای خود فراهم آورده که نه‌تنها چین بلکه دیگر بخش­‌های شرق آسیا را اشغال کرده است. این یک واقعیت تاریخی است که کشورهای شرق آسیا در دو قرن اخیر یا بیش‌تر از آن، از پذیرفتن منویات امپریالیستی انگلیسی-آمریکایی خودداری کرده­ و برای رفاه هر دو کشور قربانی شده‌اند. دولت ژاپن، نمی­‌تواند ایجاد چنین شرایطی را تحمل کند؛ زیرا این شرایط مخالف سیاست بنیادین ژاپن است که می­‌خواهد تمام ملت‌­ها از جایگاه متناسب خود در جهان، لذت ببرند.[49] شکی نیست که این دولت آمریکاست که با همکاری انگلستان و دیگر کشورها، مانع تلاش ژاپن در جهت ایجاد صلح از طریق وضع نظم جدیدی در شرق آسیا می­‌شود. به‌ویژه برای صیانت از حقوق و منافع آنگلو-آمریکایی، می­‌کوشد تا ژاپن و چین همواره در جنگ باشند. این نیت، بدون هیچ ابهامی در جریان مذاکرات کنونی، آشکار شده است.»[50]یادداشت ژاپنی­‌ها در پایان مدعی می‌­شود که مذاکرات بیش‌تر با ایالات‌متحده به شکست می‌­انجامد؛ چرا که آمریکا از عقب‌نشینی ژاپنی‌­ها از چین و هندوچین فرانسوی، دست نمی‌­کشید و بر آن پافشاری می‌­کرد.منشور آتلانتیکتحلیل ژاپنی‌­ها از نیات آمریکایی بسیار دقیق بود و اصول مذکور در «منشور آتلانتیک» از این امر پرده بر می‌­دارد؛ منشوری که در واقع بیانیه‌­ای در مورد اهداف مشترک ایالات‌متحده و انگلستان بود، که برای دنیای پس از جنگ تعیین کرده بودند، پیش از آن‌که ایالات‌متحده حتی وارد جنگ شود. ماده چهار این منشور اعلان می­‌کند که انگلستان و آمریکا، تلاش خواهند کرد - با محترم شمردن تعهدات کنونی خود – بهره‌مندی تمام ملت­‌ها، بزرگ یا کوچک، پیروز یا شکست‌خورده، از دست‌رسی به شرایط برابر برای تجارت، میسر شود و همه ایشان به مواد خام جهانی که برای رفاه اقتصادی ایشان ضروری است، دست‌رسی داشته باشند. بند سوم، مدعی می­‌شود که ایشان حق تمام مردم برای انتخاب نوع حکومتی که قرار است تحت فرمان آن زندگی کنند را محترم می­‌شمارد؛ هم‌چنین امیدوارند که حقوق حاکمیتی و خودمختاری برای تمام کسانی که از این حقوق محروم شده‌­اند، فراهم شود.[51]منشور آتلانتیک منتهی به اعلان جنگ ایالات‌متحده به دول محور شد؛ چهار ماه پیش از آن‌که ژاپنی‌­ها به پرل‌هاربر حمله کنند و هم‌چنین اهداف مشترک جنگی میان ایالات‌متحده و انگلستان را آشکار کرد. ایالات‌متحده خواهان آن بود که جهان پس از جنگ، آغشته به هژمونی این کشور باشد و همه امپراطوری­‌ها، اعم از ژاپن، انگلستان، ایتالیا، هلند، آلمان یا فرانسه پیرو اقتصاد و سیستم مالی جهانی باشند. «الیوت»، فرزند رئیس‌جمهور روزولت در یادداشتی اعلان کرد که پدر او به چرچیل چنین گفت.«البته پس از جنگ، یکی از پیش‌شرط‌­های هر صلح پایداری این خواهد بود که حداکثر تجارت آزاد ممکن، باید میسر شده و هیچ مرز مصنوعی وجود نداشته باشد.[52] روزولت مدعی شده بود که توافقات تجاری امپریالی باید به کنار رفته و تأکید کرد که ورود رایش سوم به تجارت اروپایی یکی از دلایل اصلی جنگ بوده است. اسب جنگی چرچیل نیز با ناامیدی گفت که آقای رئیس‌جمهور من معتقدم که شما تلاش می­‌کنید که امپراطوری انگلستان را کنار بزند. تمام ایده­‌های شما از ساختاری خبر می‌­دهد که در جهان پس از جنگ آشکار خواهد شد.»[53]«توشیرو اوکوبو» مدعی است که اهداف جنگ، پس از جنگ جهانی نهایی شدند.«پیش از پایان جنگ‌جهانی دوم، قدرت‌­های متحد به‌دنبال ایجاد یک نظم نوین جهانی بودند. درنتیجه جامعه ملل متحد ایجاد شد و توافقات «برتون وودز» (1944) در کنار صندوق بین‌­المللی پول، بانک بین­‌المللی بازسازی و توسعه و موافقت‌نامه عمومی تعرفه و تجارت، توسط 23 کشور در سال 1948 به امضا رسید، تا مانع ایجاد اقتصاد بلوکی شده و تجارت بین­‌المللی را لیبرالیزه کند.»[54]امپراطوری­‌های اروپایی مقروض و متلاشی‌شده پس از جنگ، در وضعیتی نبودند که پس از سال 1945 در برابر مطالبات ایالات‌متحده مقاومت کنند. استعمارگری اروپایی، به‌ویژه در آفریقا، کاملاً جای خود را به منافع اقتصادی آمریکایی داد. بااین‌­حال، در جنوب‌شرقی آسیا، جایی‌که تحت تصرف ژاپن بود، ایشان هسته­‌های سیاسی و نظامی را برای ایجاد استقلال ایجاد کردند. کمیکان، واکنشی بود که دول شوروی به این «نظم جدید جهانی» برای جهانی‌شدن دادند و هدف آن‌ها ایجاد یک بلوک استبدادی بود که در آن تهاتر یک‌بار دیگر جایگاه خود را به‌دست آورد و نوازش‌­های برنامه کمک مارشال با مخالفت مواجه شد.نتیجه‌­گیری«لبرا» در مورد تأثیر پایدار ژاپنی‌­ها بر جنوب‌شرق آسیا چنین می­‌نویسد.«ژاپنی‌­ها، آموزش و تربیت ویژه را به‌طور خاص در بخش‌­های راهبری برمه و اندونزی انتخاب کردند؛ زیرا این دو منطقه از رادار رژیم­‌های استعمارگر غربی خارج شده بود. برای مثال، در برمه، رهبران سیاسی که توسط انگلستان زندانی شده بودند، ازجمله «نی وین» و «با ماو» آزاد شدند. با اجتناب از گروه­‌هایی که به انگلستان خدمت کردند و تشویق گروه­‌هایی که خدمت نکردند، ژاپنی­‌ها نیروی زیادی را برای تغییر اجتماعی در صحنه سیاسی و نظامی برمه تزریق نمودند. سیاست­‌های مشابه در جاوا و سوماترا، انتخاب رهبران ناسیونالیست مصمم را که توسط هلند زندانی یا به حاشیه رانده شده بودند، دیکته کرد.»[55]این ارتش‌­ها به بستری مناسب برای ارتش‌­هایی تبدیل شدند که کشورهای تازه به استقرار رسیده در جنوب‌شرقی آسیا از آن‌­ها بهرمند شدند و تربیت افسران ارشد توسط ژاپنی‌­ها به بستری مناسب برای سیستم‌­های نظامی در این کشورها تبدیل شد. جنگ چریکی به‌عنوان یک تاکتیک نوین توسط ژاپنی‌­ها عرضه شد؛ تاکتیکی که به ابزاری مناسب برای جنبش‌­های مقاومتی ضد استعماری تبدیل شد.[56] پس از جنگ، قریب به هزار سرباز ژاپنی در اندونزی باقی مانده و به جنگ علیه هلند کمک کردند. خواست و روحیه جنگی ژاپنی‌­ها در مردم جنوب‌شرقی آسیا رخنه کرد و اتکای آن بر Seishin، یا روحیه جنگی عاری از هرگونه کاستی، متکی بر نظم خودانگیخته و اعتماد به نفس بود.[57] زمانی‌که ژاپنی‌­ها برای خدمت به مردم بومی این کشورها آماده می‌شدند، برخورداری از این روحیه پیش از هر معیار دیگری در نظر گرفته می‌­شد.[58]رؤیای ژاپن، رسیدن به یک بلوک مستقل در شرق آسیا بود و این‌که آسیا برای آسیایی‌­ها باشد. منویات این کشور، تنها به همین گستره محدود می‌­شد؛ برخلاف جاه‌­طلبی­‌های جهان‌گشایانه ایالات‌متحده و تمایلات بی‌حد و حصر امپراطوری انگلستان در سراسر دنیا یا تلاش کمونیست­‌ها برای اشغال و استیلا بر کل جهان. چنین بلوک­‌های تجاری، اکنون به یکی از هنجارهای جهانی شدن تبدیل شده‌­اند؛ با این تفاوت جدی که دول محور خواهان بلوک­‌های مستقلی بوند که شرایط فرهنگی و حتی روحی خاص خود را داشتند. بلوک­‌های اقتصادی امروز به‌منظور ایجاد «مناطق تجارت آزاد» اهمیت دارند، تا حوزه­‌های نفوذ مشخصی را برای یک سیستم اقتصادی جهانی به‌وجود آورند. بنابراین، بلوک اقتصادی لبه اقیانوس آرام که مطلوب منافع جهان‌گرایانه است و توسط اندیشکده‌­های جهان‌گرایی هم‌چون جامعه آسیایی (Asia Society) و کمیسیون سه­‌جانبه (Trilateral Commission) تعقیب می­‌شود، باید بر اساس تجارت آزاد با آمریکا ایجاد شوند.جهان‌گرایان به‌دنبال آن هستند تا با وضع مجدد سیاست تجارت آزاد قرن نوزدهمی - یا همان درهای باز- که پس از جنگ‌جهانی دوم در سرتاسر جنوب‌شرقی آسیا و هند طرد شد، ژاپن را وارد بلوک آسیا-اقیانوسیه کنند. این هنجار اقتصادی، مدل مشارکتی موفقی بود که هم پیش و هم پس از جنگ، مطلوب ژاپن بود و قدرت اقتصادی خودکفایی را در شرق آسیا ایجاد کرد؛ که با رد کردن اقتصادهای بازار آزاد، به موفقیت دست یافت. دولت­‌های مستقل شرق آسیا، حاکمیت و استقلال، ساختار اقتصادی، رفاه و تشکیلات سیاسی و نظامی پس از جنگ خود را مدیون تجربه ژاپنی خود هستند. حتی «کتاب اسناد جهانی سیا»(CIA World Factbook)به این امر اعتراف می­‌کند و در اشاره به توسعه اقتصادی کره چنین می‌­گوید.«از برخی جهان الگوهای توسعه در کره جنوبی پس از سال­‌های نخست دهه 1960، برگرفته از روشی بود که پنجاه­ سال پیش‌تر توسط ژاپنی­‌ها ارائه شده بود؛ صنعتی‌سازی از بالا با استفاده از یک بروکراسی قدرت‌مند که سیاست­‌های اقتصادی را ترسیم و اجرا کند. بسیاری از تحولاتی که در چوسان - نامی که ژاپن در دوران استعمار به کره بخشید - رخ داد، در ژاپن پیش از جنگ‌جهانی دوم نیز رخ داده بود؛ این تحولات از این قرار بودند؛ ایجاد یک سیستم آموزشی قدرت‌مند و توسعه سواد­آموزی. ایجاد یک حاکمیت قدرت‌مند و مستقل، که بتواند اداره امور نظامی و غیرنظامی را به دست گرفته و با نظمی یک‌پارچه دولت و ملت را مدیریت کند. تقویت و اجرای برنامه­‌های اقتصادی جامع توسط دولت از طریق اعمال کنترل بر بروکراسی گسترده ملی. توسعه صنایع با استفاده از ابرشرکت­‌های تجاری ژاپنی.»[59]ژاپن در ایجاد مبنایی برای رفاه اقتصادی در جنوب‌شرقی آسیا، استرالیا و نیوزلند و دیگر کشورهایی که خود را به نادرستی تحت حاکمیت ظالمانه ژاپن می‌دیدند، نقشی مؤثر ایفا کرد. این کشورها در نهایت مجبور شدند تا وابستگی خود به انگلستان را با وابستگی به وال‌استریت مبادله کنند. تنها در چند سال اخیر، با اجرای توافق تجارت آزاد در سرتاسر منطقه، پولوتوکراسی‌­ها شاهد آن هستند که اهداف جنگی ایشان به ثمر نشسته است. کشورهای جنوب‌شرقی آسیا که تا این زمان به‌واسطه خودکفایی، مرفه و شکوفا بودند، وارد نظم اقتصادی جهانی شدند که کاملاً در راستای منافع پولوتوکراتیک کشورهایی در آن سوی دنیاست.پی نوشت ها:[1] K. R. Bolton, “The Myth of the Big Business-Nazi Axis,” Inconvenient History, http://www.inconvenienthistory.com/archive/2015/volume_7/number_3/the_myth_of_the_big_business_nazi_axis.php[2]. K. R. Bolton, The Banking Swindle (London: Black House Publishing, 2013), p.116.[3]. P. Duus, The Rise of Modern Japan (Boston: Houghton Mifflin, 1976), p. 125.[4]. Also the name of a Japanese escort carrier during World War II.[5]. “Imperial Proclamation of War, Given this first day of the eighth month of the 27th year of Meiji.” See: The Russo-Japanese War Research Society, http://www.russojapanesewar.com/[6]. “Chinese Proclamation of War,” online: http://www.russojapanesewar.com/chin-proc-1894.htm[7]. Article IX of the Treaty of Portsmouth, September 5, 1905.[8]. Sonia Ryang, Koreans in Japan: Critical Voices from the Margin (London: Routledge, 2000).[9]. Williams to Bryan, January 27, 1915, Arthur S. Link and Robert C. Hildebrand, eds., The Papers of Woodrow Wilson, (Princeton: Princeton University Press, 1957), Vol. 32, pp. 136-137.[10]. Lansing memorandum to Bryan, August 7, 1914, Papers Relating to the Foreign Policy of the United States: The Lansing Papers, 1914-1920, (Washington: Government Printing Office, 1939-1940), Vol. 1, 2.[11]. Lansing to Bryan, March 1, 1915, Lansing Papers, ibid., Vol. 2, pp. 407-408.[12]. William R. Braisted, “China, the United States Navy, and the Bethlehem Steel Company 1909-1929,” The Business History Review, Harvard College, Vol. 42, No. 1, Spring 1968, p. 50.[13]هر چند اعمال «تجارت آزاد» حتی با استفاده از قوای نظامی به­‌نظر بی‌­معنا می‌­رسد، آنچه که در اینجا مدنظر است دکترینی است که بر اساس نابود کردن واحد ارزی یک کشور، کنترل­‌های صادراتی و وارداتی و دیگر وجوه اقتصادی یک کشور، شکل می‌­گیرد. یکی از موارد جدید، توافقنامه رمبولت است که ایالات متحده و ناتو بر صربستان تحمیل کردند. همانند چهارده نکته و منشور آتلانتیک، یکی از موارد مطلوب این توافقنامه از این قرار است: ماده (1) 1. اقتصاد کوزوو باید بر اساس اصول تجارت آزاد اداره شود.»[14]. Woodrow Wilson, “Fourteen Points,” 1918, online: http://www.fordham.edu/halsall/mod/1918wilson.html[15]. Ibid., II.[16]. Ibid., V.[17]. Professors Randall Morck of the University of Alberta School of Business, and Masao Nakamura of Sauder School of Business, University of British Columbia, in “Been There, Done That: The History of Corporate Ownership in Japan,” 2nd draft, July, 2003, p. 2; http://cei.ier.hit-u.ac.jp/news/paper/Randall%20Morck.pdf[18]. K. R. Bolton, “The Myth of the Big Business-Nazi Axis,” op. cit.[19]. Morck, op. cit., p. 63.[20]. Ibid., p. 55.[21]. Toshihiro Okubo, “Shake Hands, or Shake Apart? International Relationship of Japan with Global Blocs,” Research Institute for Economics and Administration, Kobe University, January 2008, p. 7.[22]. Joyce C. Lebra, Japanese-Trained Armies in Southeast Asia (Hong Kong: Heinemann Educational Books, 1977), p. 12.[23]. Ibid., p. 13.[24]. Ibid., p. 17.[25]. Ibid., p. 20.[26]. Ibid., p. 41.[27]. Ibid.[28]. Cited by Lebra, ibid., p. 43.[29]. Nobutaka Ike, Japan’s Decision for War, Records of the 1941 Policy Conferences, p. 252; cited by Lebra, ibid., p. 44.[30]. Lebra, ibid., p. 78.[31]. Ibid., pp. 80-82.[32]. See the account of the America First movement and the campaign to keep the USA out of war by George T. Eggleston, Roosevelt, Churchill, and the World War II Opposition (Old Greenwich, Conn.: The Devin-Adair Co., 1979).[33]. Curtis D. Dall, FDR: My Exploited Father-in-Law (Tulsa: Christian Crusade Publications, 1968), p. 133.[34]. Kimmel to Dall, ibid., p. 162.[35]. Ibid., p. 164.[36]. “Outline of Proposed Basis for Agreement between the United States and Japan,” Section I, November 26, 1941.[37]. Ibid., Section II.[38]. Ibid.[39]. “Protocol Concerning Joint Defense and Joint Military Cooperation,” July 29, 1941.[40]. “Japanese Note to the United States,” United States December 7, 1941, Point 2, U.S. Department of State Bulletin, Vol. V, No. 129, December 13, 1941.[41]. Ibid., Point 3.[42]. Ibid.[43]. Ibid.[44]. See for example Harry Elmer Barnes, “Pearl Harbor after a Quarter of a Century” Left & Right: A Journal of Libertarian Thought, Vol. IV, 1968; reprinted by Institute for Historical Review, Torrance, California, n.d., IHR Book No. 340.[45]. Cited by John Charmley, Churchill’s Grand Alliance: The Anglo-American Special Relationship 1940-57 (London: Hodder and Stoughton, 1995), p. 38.[46]. Ibid., pp. 38-39.                                                                                                                       [47]. Niall Ferguson, The War of the World: Twentieth-Century Conflict and the Descent of the West (Penguin Books, 2006), pp. 487-488.[48]. “Japanese Note to the United States,” op. cit., Point 3.[49]. Ibid., Point 4.[50]. Ibid., Poin [51]. Franklin D. Roosevelt, Winston S. Churchill, “The Atlantic Charter,” August 14, 1941.[52]. Elliott Roosevelt, As He Saw It (New York: Duell, Sloan and Pearce, 1946), p. 35.[53]. Ibid., p. 31.[54]. Toshihiro Okubo, op. cit., p. 8.[55]. Lebra, op. cit., p. 168.[56]. Ibid., p. 169.[57]. Ibid., p. 170.[58]. Ibid.[59]. “Korea, South: The Japanese Role in Korea’s Economic Development,” The Library of Congress Country Studies; CIA World Factbook, June 1990.پایگاه هادیانتهای متن/

    ریشه­‌های جنگ ژاپن-آمریکا؛ منازعه­‌ای میان اقتصاد آزاد و خودکفایی
  • پیامدهای سکوت دولت در برابر هشدارهای علما/ چرا نظام بانکی، پاشنه آشیل روحانی در انتخابات ۹۶ است؟

    انتقادها از عملکرد نظام بانکی، از سطح گلایه‌های مردمی و نقدهای کارشناسی فراتر رفته و این روزها مراجع تقلید در سخنرانی‌های خود، از سیاست‌های بانکی کشور گلایه‌می‌کنند. گلایه‌هایی که گاه با تندترین لحن ممکن بیان می‌شود.انتقادات علمای دینی از سیاست‌های بانکی کشور طی چهار دهه گذشته بی‌سابقه نبوده است. سال‌هاست که برخی مراجع با اشاره به ضرورت اجرای نظام بانکداری اسلامی در کشور، از اینکه بانک‌ها در ایران از شیوه‌های دینی برای انجام فعالیت‌های خود تبعیت نمی‌کنند، انتقاد کرده‌اند. با این همه پاسخ بانکها به این نقدها و توصیه‌های اصلاحی، همواره توأم با توجه دادن علما به واقعیت‌های اقتصادی روز است. واقعیت‌هایی که مدیران بانکی می‌گویند، دست و پای بانک ها را بسته و آن ها را وادار می‌کند از شیوه‌هایی استفاده کنند که چندان خوشایند علما و بخش بزرگی از شهروندان نیست.نقد نظام بانکی و سکوت دولت‌هادر برابر نقدهای مطرح شده به بانک‌ها در چارچوب احکام بانکداری اسلامی، معمولا دولت‌ها مُهر خاموشی بر لب می‌زنند. حتی دولت محمود احمدی‌نژاد که قرار بود آخرین مرحله از پروژه تحول اقتصادی خود را به اصلاح نظام بانکی اختصاص دهد، با همه اظهارنظرهای تند رئیس‌جمهور وقت علیه مدیران بانکی، باز هم در عمل، تغییر محسوسی در وضعیت نظام بانکی ایجاد نکرد. پیش از او، دولت‌های قبلی نیز گامی جدی برای عمل به توصیه علما علیه بانکداری ربوی برنداشته بودند و همین امر، باعث شده تا حالا گلایه‌های پیشین درباره بانکداری غیراسلامی، عملا به هشدارهایی تند تبدیل شود.در چنین وضعیتی، بانک مرکزی دولت حسن روحانی چاره‌ای ندارد جز اینکه با استفاده از ظرفیت شورای فقهی خود، گام‌هایی محسوس برای اصلاح نظام بانکی بردارد. نگاهی به تجمعات مختلف سپرده‌گذاران در مقابل ساختمان بانک مرکزی، در کنار انتقادات پیاپی مراجع تقلید از سیستم بانکی، باعث شده تا در عمل، عملکرد نظام پولی در سال‌های اخیر به پاشنه آشیل محبوبیت دولت حسن روحانی تبدیل شود. بنابراین به‌نظر می‌رسد که اگر تا قریب به هفت ماه دیگر که موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم فرامی‌رسد، روحانی فکری به‌حال بهبود وضعیت نظام بانکی نکند، بی‌تردید بخش مهمی از سبد رأی خود را از دست رفته خواهد یافت.بازی با مشروعیت دولت اسلامیموضوع پیامدهای سیاسی عدم توجه به هشدارها درباره مکانیزم‌های بانکی موجود، البته فراتر از رأی‌آوری رئیس‌جمهور در انتخابات بعدی است و به‌نظر می‌رسد که با مشروعیت دولت گره خورده است.واقعیت این است که ماهیت اسلامی دولت در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایجاب می‌کند که توصیه‌های مراجع تقلید درباره سیاست‌های اقتصادی جدی گرفته شود. بنابراین دولت نمی‌تواند به‌نام واقعیت‌های اقتصادی، توصیه‌های مراجع را نادیده گرفته و صرفا به رایزنی‌های پشت‌پرده برای جلب رضایت بسنده کند. طبیعی است که ارسال انبوه گزارش‌های مردمی به دفاتر مراجع باعث شده تا برخی از آن ها به تندترین شکل از سیاست‌های کنونی بانک‌ها انتقاد کنند و بنابراین اگر دولت به زمینه‌های شکل‌گیری این انتقادات بی‌توجهی کند، نه فقط اعتبارش را از دست خواهد داد، بلکه به مشروعیت خود ضربه خواهد زد.دولت‌ها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، ماموریت دارند تا کاربردی بودن احکام دینی در روند اداره جامعه را به نمایش بگذارند. اینگونه است که اگر قرار باشد این احکام در یکی از مهمترین بخش‌های حاکمیتی که به حوزه سیاستگذاری پولی مربوط است، اجرا نشود، باید گفت که در عمل، اجرای یکی از مهمترین ماموریت‌های دولت اسلامی اگر نگوییم متوقف شده، دست‌کم به حالت تعلیق درآمده است.اجماع‌نظر بر روی ضرورت اصلاحات بانکیالبته نباید از نظر دور داشت که گاه دولت‌ها در عرصه اجرا با چالش‌هایی روبرو می‌شوند که ممکن است تحقق برخی نظریات را مشکل کند. مثلا تغییرات سود بانکی در همه کشورها متناسب با نرخ تورم و شاخص‌های دیگر اقتصادی است و طبیعی است که نمی‌توان بی‌توجه به این شاخص‌ها نسبت به سیاستگذاری بانکی اقدام کرد. به عقیده اقتصاددانان، دولت‌ها با اهرم نرخ سود، در عمل مسیر حرکت نقدینگی را جهت می‌دهند و با افزایش این نرخ، نقدینگی را از سطح جامعه جمع کرده و با کاهش آن، پول‌های مردم را وارد مسیر تولید می‌کنند.بنابراین اینکه باید اصول علم اقتصاد از سوی دولت مورد توجه قرار گیرد، یک اصل پذیرفته شده در حکمرانی دینی است، با این حال وقتی شرایط اقتصادی کشور نشان می‌دهد که سیاست‌های اجرا شده در عمل باعث نارضایتی طیف وسیعی از شهروندان، علما، کارشناسان اقتصادی و حتی نهادهای اجرایی و نظارتی شده و نتیجه‌اش افزایش فساد و از هم گسیختگی اقتصادی بوده است، منطقا سیاستگذاران بانکی باید بپذیرند که نه فقط اصول بانکداری اسلامی را اجرا نکرده‌اند، بلکه حتی نتوانسته‌اند تجارب جهانی در جهت اصلاحات اقتصادی با کمک ابزارهای پولی را نیز به‌درستی پیاده کنند. در چنین شرایطی باید گفت که ایجاد دوقطبی «احکام دینی / احکام علمی» در حوزه بانکداری، تعریف یک دوتایی اشتباه است، چراکه در شرایط امروز کشور، نه فقط علمای دینی بلکه اقتصاددانان و کارآفرینان نیز دل خوشی از نظام بانکی ندارند. درست در چنین شرایطی که اجماع‌نظر بر سر اصلاحات بانکی وجود دارد، تعلل دولت در این حوزه، سوال‌برانگیز است.بانک‌ها، عامل بی‌نتیجه ماندن برجامهرچند کمتر از 9 ماه تا پایان کار دولت یازدهم بیشتر زمان باقی نیست، ولی دولت روحانی می‌تواند با درک نقدهای مطرح شده درباره نظام بانکی، تیم اقتصادی کابینه را مأمور کند تا بسته جامع اصلاحات نظام بانکی را تدوین کرده و یا با کمک مجلس، در برنامه ششم توسعه، اصلاحات بانکی را در اولویت قرار دهد.اگر دولت به سکوت در برابر هشدارهای مراجع نسبت به عملکرد ضعیف نظام بانکی ادامه دهد، نه فقط باعث نارضایتی طیف وسیعی از مردم متدین خواهد شد، بلکه همراهی بازاریان، کارآفرینان و حتی اقتصاددانان را نیز از دست خواهد داد. موضوعی که بعید است روحانی در آستانه انتخابات دوازدهم چنین سطحی از نارضایتی را مطلوب بداند.همچنین ادامه وضع موجود، می‌تواند بانک‌ها را به زمینی برای بازی مفسدان اقتصادی تبدیل کند. همان‌ها که این روزها خبر از اختلاس‌های چند هزار میلیاردی‌شان به تیتر اصلی روزنامه‌ها تبدیل شده و این روند، نتیجه‌ای جز فراری دادن سرمایه‌گذاران و بر باد دادن دستاوردهای احتمالی برجام به‌عنوان برگ برنده روحانی در انتخابات 96 در بر ندارد.اینکه آیا روحانی حاضر است با توجه به دلایل دینی، سیاسی و علمی، اصلاحات بانکی را با شجاعت پی بگیرد یا نه، موضوعی است که در ماه‌های آینده روشن خواهد شد.پایگاه رصدانتهای متن/

    پیامدهای سکوت دولت در برابر هشدارهای علما/ چرا نظام بانکی، پاشنه آشیل روحانی در انتخابات ۹۶ است؟
  • معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی

    معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی
    چکیده:  قانون اساسی به‌دلیل نقشی که در تمشیت روابط بین افراد و دولت دارد، از اهمیت جدی برخوردار است. به همین نسبت، تعیین معنای دقیق مفاهیم آن در تنظیم بهتر این رابطه مهم است. هنجارهای دینی ذکرشده در قانون اساسی، از جمله مفاهیمی‎اند که نقش مهمی در قانون اساسی دارند. هرچند معنای اجمالی این واژگان مشخص است، به‌دلیل نداشتن معنای تفصیلی پیشینی، بالجمله روشن نیست. در این بین، مفهوم «موازین اسلامی» به دلایل مختلف کمی و کیفی اهمیت بیشتری دارد. مسئله‌ی این مقاله تعیین معنای دقیق برخی از این هنجارهای دینی با محوریت مفهوم موازین اسلامی است. در این پژوهش با دلایل مختلف از جمله معادل‎یابی این هنجارها با هنجارهای مصطلح در فقه اسلامی، ثابت شده است که این مفهوم از نظر معنایی متفاوت با مفهوم «احکام اسلام» در قانون اساسی است. بر همین اساس، معنای بسیاری از هنجارهای اسلامی ذکرشده نیز به یکی از این دو هنجار ارجاع داده شده است.نویسندگان:محسن اسماعیلی، حسین امینی پزوهفصلنامه دانش حقوق عمومی - دوره 4، شماره 11 - ( بهار و تابستان 1394 ).برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معناشناسی برخی از هنجارهای اسلامی در قانون اساسی با محوریت مفهوم موازین اسلامی
  • عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی

    عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی
    چکیدهآیت‌الله جوادی آملی به‌تبع استاد خود، علامه طباطبایی، با تحلیلِ عینِ‌ ربط بودن معلول به علت، ماهیت را به مفهوم بازمی‌گرداند؛ ازاین‌رو خارجی بودن ماهیت را به عرض وجود، که در کلام ملاصدرا است، سخنی مقدماتی و تعلیمی می‌داند؛ پس آنچه متن خارج را پُر کرده، فقط وجود است که با علم حضوری شهودی اتصالی در مشهد نفس عارف قرار می‌گیرد. این علمِ شهودیِ عرفانی، عبور از علم و رسیدن به نفس معلوم یا شهود عرفانی عوالم منفصل است؛ اما عارف باید در حیطۀ نظر و برای تبیین و مستدل کردن سخن خود، در عالم مفاهیم و علم حصولی سخن گوید؛ پس چاره‌ای نیست که منطق پا پیش‌نهد، این مفاهیم را بررسی کند، با آن‌ها معاملۀ علم حصولی کند و شهودات بی‌واسطه را به رتبة یقین روان‌شناسانه تقلیل دهد؛ اما معاملۀ منطق با عرفان این نیست که جداافتاده از عرفان شهودی با مفاهیمی در عرفان نظری کار کند، طوری‌که مفاهیم نظری را به بدیهی بازگرداند(شیوۀ منطق)، بلکه فقط وقتی مفاهیم نظری و بدیهی از پلیدی‌ها مصون‌اند که با عین خارجی پاک مرتبط باشند و بتوانند یافته‌های متصل خود را به حقایق منفصل برگرداند. مقاله درصدد است تفاوت‌های این‌دو شیوۀ عرفانی را مقایسه و امکان پیوند آن‌ها را بررسی کند.  نویسنده:مهدی صدفی: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    عرفان شهودی و عرفان نظری در مدرسه حِکمی آیت‌الله جوادی آملی
  • «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر

    «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر
    چکیدهحمل یکی از مباحث مهمی است که در تبیین مسائل منطقی، فلسفی و عرفانی کاربرد فراوانی دارد. این مبحث در طول زمان دچار دگرگونی‌های بسیاری شده است. این مقاله دیدگاه‌‌‌ آیت‌الله جوادی آملی را دراین‌باره تبیین، آن را با دیدگاه ملاصدرا و علامه‌طباطبایی مقایسه می‌کند و نوآوری‌‌‌هایش را برمی‌‌‌شمرد. یکی از نوآوری‌‌‌ها این است که حمل ظاهر و مظهر، قسم مستقلی از اقسام حمل است که در تبیین منطق عرفان باید از آن استفاده کرد. تبیین آیت‌الله  جوادی آملی از حمل ظاهر و مظهر در قاعدۀ بسیط‌الحقیقه، با تبیین ملاصدرا تفاوت دارد. این تفاوت از تفاوت در مبانی این‌دو فیلسوف در تبیین حقیقت وجود رابط، تقریر وحدت شخصی وجود و تبیین حقیقت مظاهر نشأت می‌‌‌گیرد.نویسنده:محمد حسین زاده: حوزه علمیه قم/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    «حمل» از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر حمل عرفانی ظاهر و مظهر
  • اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی

    اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی
    چکیده:  زمینه و هدف: با تولد کودک دارای ناتوانی، والدین با چالش‌های بسیاری مواجه می‌‌شوند. به طور کلی والدین کودکان با ناتوانی در مقایسه با والدین کودکان عادی استرس بیشتری دارند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله بهنگام خانواده-محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب شنوایی انجام شد.روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل  بود. حجم نمونه 32  مادر بودند که از میان  همه‌ی مادران کودکان با آسیب شنوایی شهر شیراز در سال تحصیلی 94-1393 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جاگماری شدند، به طوری که هر گروه 16 نفر بود. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه نشانگان استرس خدایاری‌فرد و پرند(1385)  استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یک‌متغیره و چندمتغیره تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که میانگین نمرات نشانگان استرس و خرده‌مقیاس‌های آن ( نشانه‌های جسمی، نشانه‌های  عاطفی، نشانه‌های شناختی و نشانه‌های رفتاری) در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است (P < 0/05 ).نتیجه‌گیری: در واقع یافته‌ها نشان‌دهنده این بود که مداخله بهنگام خانواده-محور سبب بهبود نشانگان استرس در مادران کودکان با آسیب شنوایی شده است.نویسندگان:مریم دوست‌زاده، قربان همتی علمدارلو، ستاره شجاعیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    اثربخشی مداخله‌ی بهنگام خانواده- محور بر نشانگان استرس مادران کودکان با آسیب ‌شنوایی
  • پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری

    پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری
    چکیده:   زمینه و هدف: تولد کودک با تأخیرتحولی می‌تواند به همراه خود، مشکلات جدید و مضاعفی را برای والدین این کودکان به دنبال داشته باشد، اغلب برای چنین والدینی مخصوصاً مادران تنش، تجربیات و پاسخ‌های هیجانی از قبیل افسردگی، اضطراب و آشفتگی‌های روانی دیگر رخ می‌دهد، که این ها ارتباط مستقیمی با مسائل کود‌ک دارند. پژوهش حاضر به‌منظور پیش‌بینی تنش والدینی و آشفتگی‌روان‌شناختی مادران بر اساس مشکلات‌رفتاری و کارکردهای‌انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای‌تحولی انجام شد.روش‌: طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی است. داده ­های پژوهش با روش مدل‌یابی معادلات‌ ساختاری با استفاده از نرم‌افزار لیزرل تحلیل شده است..جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 11-6 ساله با تأخیرهای‌تحولی شامل کودکان مبتلا به اوتیسم مراجعه‌کننده به مراکزآموزشی و توان‌بخشی و دانش‌آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 را شامل می‌شد. در این پژوهش از روش نمونه­ گیری در دسترس استفاده شد. پس از توضیح اهداف پژوهش برای مادران و جلب رضایت آگاهانه از آنها، مقیاس‌های ‌‌رفتار غیرعادی کودکان‌(1986)، فرم کوتاه شده آزمون علایم روانی‌(1973)‌، ‌‌مقیاس‌‌کارکرد‌انطباقی‌واینلند(1984)،‌ شاخص تنیدگی والدینی(1967) توسط مادران تکمیل شد.یافته‌ها: داده‌های پژوهش به وسیله روش آماری مدل‌یابی ساختاری از طریق نرم‌افزار لیزرل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده‌ها نشان داد که بین مؤلفه‌های مشکلات‌رفتاری کودکان با تأخیرهای‌تحولی (با اوتیسم و بدون اوتیسم) با آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش‌والدینی مادران آن ها رابطه مثبت وجود دارد ولی بین مؤلفه‌های کارکردهای‌انطباقی این کودکان با آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش والدینی مادران رابطه منفی وجود دارد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدل‌یابی‌ ساختاری می‌توان استنباط کرد که کارکردهای‌انطباقی و مشکلات‌رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی در قالب روابط‌ساختاری تغییرات آشفتگی‌روان‌شناختی و تنش‌والدینی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کنند. به عنوان مثال متغیر خودتحریکی با ضریب بتای (0/24) و t محاسبه‌شده(3/72) قادر است 24% از تغییرات آشفتگی‌روان‌شناختی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کنند و این متغیر با ضریب بتای(42/ 0و t محاسبه‌شده (5/46) قادر است 42% از تغییرات استرس والدینی مادران را به طور معنی‌دار تبیین کند.نویسندگان:سمیه شکری ، زینب خانجانی ، تورج هاشمیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    پیش‌بینی تنش‌والدینی ‌وآشفتگی روان‌شناختی مادران براساس مشکلات‌رفتاری
  • نگرشی بر جایگاه فقهی- حقوقی شرکت‌های هرمی

    نگرشی بر جایگاه فقهی- حقوقی شرکت‌های هرمی
    چکیدهیکی از رویکردهای مهم تجارت الکترونیک، بازاریابی و توزیع شبکه‏ ای چندمرحله‏ ای الکترونیک‏ است که منشأ تحولات عظیمی در امر انتقال سریع‏ کالاها و خدمات از مبدأ تولید به مقصد مصرف در یک‏ دنیای مجازی شده است. امروزه سیستم بازاریابی شبکه‏ ای سنتی با توجه به ورود ابزارهای الکترونیک که هزینه‏ های‏ توزیع کالا را به شدت کاهش و سرعت انتقال کالا را از تولید به مصرف افزایش می‏ دهند، کارایی خود را از دست داده و شبکه‏ های توزیع چند مرحله ‏ای‏ الکترونیک به نحو شگفت‌انگیزی گسترش یافته‏ اند. شرکت­ های هرمی در حقیقت شکل منحرف‌شده بازاریابی شبکه ­ای می‌باشند و با بازاریابی شبکه­ ای تفاوت دارند. هر دوی آنها معمولاً در قالب شرکت­ های خاصی فعالیت می­ کنند. شرکت­ های هرمی دارای انواع و اقسام گوناگونی هستند. طراحان­ شرکت­ های هرمی برای جلوگیری از اشکالات حقوقی، آنها را در قالب قراردادهای خاصی طراحی و اجرا می­ کنند. به دلیل تنوع شرکت­ های هرمی، قراردادهای متنوع و مختلفی در آنها دیده می­شود ولی اکثر شرکت­ های هرمی بر پایه «بیع جایگاه» استوار هستند. این شرکت­ ها دارای اشکالات جدی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فقهی و حقوقی هستند. در زمینه فقهی ـ حقوقی، اشکال «دارا شدن ناعادلانه» در مورد این شرکت­ ها مطرح شده است. همچنین می­ توان به وجود تدلیس و کلاهبرداری در آنها اشاره کرد.نویسندگان:احمد خسروی:  استادیار گروه حقوق دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجندمجتبی نقدی‌نژاد: دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه علامه طباطباییمجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    نگرشی بر جایگاه فقهی- حقوقی شرکت‌های هرمی
  • مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده

    مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
    چکیده:  زمینه و هدف: فرآیند تحول کودک تابع تأثیر متقابل عوامل زیستی، روان ­شناختی و اجتماعی است و خانواده نقش بسیار اساسی را در این زمینه ایفا می‌کند. مطالعه پیشینه پژوهشی نشان می­ دهد که کودکان بیشتر از هرجایی در میان خانواده در معرض خطر خشونت و بدرفتاری قرار می­ گیرند و این آسیب­ های جسمی، جنسی، روانی و غفلت که به کودک وارد می­ شود وی را ازنظر روانی آشفته می­ کند و باعث ایجاد طرح‌واره‌ها و تفکرات غیرمنطقی در ذهن او می ­شود. طرح‌واره‌ها به‌عنوان عناصر شناختی، نقش مهمی را در سازمان‌دهی شخصیت و نحوه تفسیر تجربه ­های فرد از رویدادها ایفا می ­کنند. روش­: مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و مطالعه کتابخانه‌ای انجام شد. بدین منظور پایگاه­ های علمی با کلیدواژه ­های مرتبط با موضوع پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و از اسناد و مقاله ­های به‌دست‌آمده مواردی که دارای اطلاعات معتبر علمی بودند مورد تحلیل، بررسی، مقایسه، تبیین و استنتاج قرار گرفتند.یافته ­ها: جمع­ بندی پیشینه پژوهشی درزمینه طرح‌واره‌های سازش ­نایافته اولیه در کودکان آزاردیده نشان می ­دهد که بیشتر 18 طرح‌واره سازش­ نایافته اولیه ­ای که توسط جفری یانگ (1990) معرفی شد، در کودکان آزاردیده وجود دارد و هر یک از آزارگری ­ها و بدرفتاری­ های والدین به‌نوبه خود منجر به شکل ­گیری و تشدید یک یا چند مورد از طرح‌واره‌های سازش ­نایافته اولیه می­ شود.نتیجه ­گیری: لازم است در سطح خرد و کلان برنامه­ ریزی­ های کافی برای ریشه­ یابی آسیب­ ها، ارائه راهکارهای پیشگیری، اجرای برنامه­ های آموزشی و پژوهشی و برگزاری نشست­ های تخصصی جهت جلوگیری از آزار کودکان صورت گیرد.نویسندگان:محبوبه طاهر ، ملیحه طاهر، عباسعلی حسین خانزاده ، آرزو مجردفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.    

    مطالعه تحلیلی طرح‌واره‌های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
  • باطنی‌گرایی در یونان باستان

    باطنی‌گرایی در یونان باستان
    چکیده دو اصطلاح «باطنی» و «باطنی‌گرایی» معنای گسترده‌ای دارند، ولی به ‌نحو خاص بر مکتب‌های دینی و عرفانی و فلسفیِ رازورز اطلاق ‌می‌شوند. در یونان باستان، پیش از دورانِ یونانی‌مآبی، به مکتب‌هایی با گرایشِ باطنی برمی‌خوریم. از نوشته‌های گوناگونِ برجای‌مانده از آن دوران چنین برمی‌آید که یونانیان خود خاستگاه این مکتب‌ها را بیرون از یونان، در مصر یا آسیا، می‌جستند. مکتب‌های باطنیِ یونانی تا پیش از روزگار افلاطون عبارتند از: ادیان الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی و مکتب فلسفی ‌ـ ‌دینیِ فیثاغورس. غایتِ مشترک این مکاتب، رستگاری از راه تطهیر است. این غایت در ادیانِ باطنیِ یونان، یعنی ادیانِ الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی، از رهگذرِ گرویدن به دین و به ‌جا آوردنِ مراسمِ آیینی به ‌دست ‌می‌آید. دین اورفیوس پیروانِ خود را به برخی اوامر و نواهی نیز پایبند می‌سازد و به خوارداشتِ جهانِ خاکی برمی‌انگیزد. فیثاغوریان با حفظِ جنبه‌های دینی، باطنی‌گراییِ خود را بر معرفت مبتنی ‌می‌سازند و بدین‌سان باطنی‌گراییِ فلسفیِ منحصر به‌ فردی بنیاد می‌نهند.نویسنده:ایمان شفیع بیک: دانش‌آموختة مقطع دکتری فلسفه (گرایش قدیم و قرون وسطی)، دانشگاه شهید بهشتی.دو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    باطنی‌گرایی در یونان باستان
  • الفاظ و معانی عرفانی

    الفاظ و معانی عرفانی
    چکیدهارتباط وثیق میان «لفظ» و «معنا» موجب می‌شود تا ذهن آدمی به سرعت از لفظ به معنا منتقل گردد و از این طریق انتقال معانی صورت گیرد. خاستگاه و ماهیت این ارتباط و گونه دلالت لفظ بر معنا، همواره مورد توجه بوده و اندیشمندان فراوانی را در هریک از حوزه های زبان شناسی، فلسفه زبان، روان شناسی، منطق، اصول و عرفان به خود مشغول داشته است. در عرفان اسلامی نیز، از جمله مباحث زیربنایی و مهم، مباحث مربوط به زبان عرفان و به طور خاص بحث الفاظ و معانی عرفانی و رابطه میان لفظ و معنا، به ویژه در «نمادهای تصویری» عرفانی است. این بحث، هم برای علاقه مندان به مباحث نظری عرفان، هم برای اهل راه و سلوک و هم برای عرفان پژوهان، دارای اهمیت و بر مباحث بسیاری، مستقیم یا غیر مستقیم، اثرگذار می‌باشد. ذکر این نکته ضروری است که تفاوت های ماهوی عرفان با سایر دانش های مبتنی بر حس و عقل موجب تفاوت های فراوانی در وضع و دلالت الفاظ و نیز بحث های پیرامونی آن، همچون حقیقت و مجاز و ... شده است که عدم توجه به این تفاوت ها، ریشه بسیاری از بدفهمی‌‌‌ها و مخالفت‌‌‌ها با عرفان بوده است. این نوشته بر آن است تا با بهره‌‌‌گیری از مبانی و کلمات اهل معرفت، به ویژه با تأکید بر اندیشه‌‌‌های دو حکیم و عارف جامع نگر معاصر؛ حضرت امام خمینی و آیت الله جوادی آملی، به سهم خویش، تصویری منسجم و سامان مند به این بحث مهم عرفانی ارائه دهد.نویسنده:رضا حسینی فر: عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران فصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل  کلیک کنید.   

    الفاظ و معانی عرفانی
  • فنر نرخ ارز باز هم در می رود؟

    سال 1389، مجلس در حال تصویب بخشی از برنامه پنجم توسعه درباره نرخ ارز است. مجلس نهم در فصل ارز برنامه پنجم تصویب می کند که نظام ارزی کشور شناور مدیریت شده است و نرخ ارز با توجه به «حفظ دامنه رقابت پذیری در تجارت خارجی» و با «ملاحظه تورم داخلی و جهانی» و همچنین شرایط اقتصاد کلان از جمله تعیین حد مطلوبی از ذخایر خارجی تعیین خواهد شد. )1(بر این اساس دولت و بانک مرکزی موظف است که در مدیریت شناور نرخ ارز تفاوت نرخ ارز داخلی و خارجی و مخصوصا رقابت پذیری اقتصاد در تجارت خارجی را در نظر بگیرد. توضیح این که نرخ ارز واقعی یک رکن تعیین کننده قدرت کشور در صادرات و ابزار مناسب کنترل واردات و قاچاق است. به این صورت که هرچه نرخ ارز بالاتر (یعنی دلار گرانتر) باشد قیمت تمام شده کالا های وارداتی در کشور افزایش یافته و مزیت واردات از بین می رود. لذا واردات کاهش می یابد. از سوی دیگر نرخ ارز بالاتر کمک بسیار زیادی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان می کند. چرا که قیمت تمام شده کالا ها به دلار کاهش یافته و مزیت صادراتی ایجاد می شود. به بیان دیگر قیمت یک کالای ایرانی به دلار بسیار کمتر از قیمت کالای مثلا ترکیه ای به دلار تمام می شود. این یعنی مشتریان تمایل بیشتری به خرید کالای ایرانی دارند تا ترکیه ای.بند هایی که بر کاغذ ماندبرنامه پنجم تصویب و اجرای آن از ابتدای سال 90 شروع می شود اما هنوز جوهر برنامه پنجم خشک نشده که دولت دست به سرکوب شدید نرخ ارز می زند. در واقع دولت بدون در نظر گرفتن آنچه که در برنامه پنجم توسعه به عنوان سند بالادستی عملیاتی اقتصاد کشور تصویب شده بود اقدام به تثبیت نرخ ارز بدون توجه به نرخ تورم داخلی و خارجی کرد. صادرکنندگان، کارشناسان و دلسوزان هشدار می دادند؛ در حالی که کشور تورم های دورقمی را تجربه می کند تثبیت نرخ دلار در سطح حدود 1000 تومان به شدت صادرات را سرکوب و به واردات گسترده دامن می زند. علاوه بر آن سرکوب نرخ ارز بدون توجه به واقعیت های اقتصادی می تواند زمینه را برای جهش ناگهانی نرخ ارز فراهم آورد.نرخ ارز این روز ها 3600 تومان است یعنی فنر نرخ ارز حداقل به اندازه 2000 تومان فشرده شده است و باید منتظر انفجاری دیگر باشیماما دولت چندان نگران نبود. هشدار ها نادیده گرفته می شد. دلار های سرشار ارزی این توهم را ایجاد کرده است که بازار ارز در دست دولت و بانک مرکزی است و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ واردات گسترده از طریق دلار های نفتی پاسخ داده می شود و رونق حبابی اقتصاد، کاهش صادرات و ضعف تولیدات داخلی را پوشانده است. به نظر می رسید دولت تلاش دارد با تثبیت نرخ ارز از تورم وارداتی ناشی از رشد نرخ ارز جلوگیری کرده و در آن روز های سخت اقتصاد، که تورم، تحریم و بیم رکود اقتصاد را تهدید می کرد، خود را مسلط بر شرایط نشان دهد.فنر نرخ ارز، ناگهان، در بدترین شرایط اقتصادی در می روداما نه آن حباب پایدار ماند و نه آن توهم. نیمه دوم سال 90 شروع شده است که ناگهان نرخ ارز جهش پیدا می کند. دولت غافلگیر شده و توانایی مدیریت شرایط را ندارد. جهش ناگهانی نرخ ارز بسیار بیشتر از افزایش تدریجی آن همراه با اختلاف تورم داخلی و خارجی هزینه دارد. شرایطِ روانیِ جهشِ حدودا 100 درصدی نرخ ارز زمینه را برای اخلال در بازار ها، گرانفروشی و از همه مهمتر، تخریب برنامه های اقتصادی بنگاه ها و نااطمینانی از بازار ها فراهم کرده است. همین اتفاق در سال 91 هم تکرار می شود و اقتصاد کشور دچار آسیب های جدی می شود. تحریم ها هم تشدید شده و اثر خود را در بازار ارز می گذارد. توانایی مدیریت بازار از دست دولت خارج و همه چیز برای فروغلتیدن اقتصاد در رکود فراهم شده است. اگر دولتمردان دولت دهم، به آن بند قانونی صریح و مفید عمل می کردند در این روز های سخت شرایط بهتری داشتند. آن روز ها که اقتصاد درگیر تحریم، کاهش فروش نفت و فضای روانی منفی است، دولت از محل فنر فشرده شده نرخ ارز هم ضربه می خورد. ضربه ای که اگر وجود نداشت شاید مدیریت آن سال های اقتصاد بهتر از آنچه شد صورت می پذیرفت اما دولت ضربه تصمیم های غلط سال های پیش خود در تثبیت مصنوعی نرخ ارز را در بدترین شرایط اقتصادی خورد و شد آنچه شد.تکرار اشتباه؛ دولت یازدهم جا پای دولت دهم می گذارددولت یازدهم در حالی بر سر کار می آید که فنر نرخ ارز انرژی خود را تخلیه کرده و در حالت طبیعی است. حتی شوک های ناشی از جهش شدید نرخ ارز در سال های 90 و 91 هم تخلیه شده و متغیر ها در سطح حقیقی و طبیعی خود قرار دارند. نرخ ارز حدود 3300 تومان است. دولت یازدهم کنترل تورم را در دستور کار قرار می دهد. همزمان سیاست تثبیت نرخ ارز را نیز در دستور کار قرار می دهد. به نظر می رسد دولت یازدهم مثل دولت دهم از ایجاد تورم وارداتی از محل نرخ ارز هراس دارد. بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم و تا یک سال بعد (مرداد 93) نرخ ارز حتی کاهش هم می یابد و به 3 هزار تومان نزدیک می شود. این در حالی است که در سال 92 و 93 حداقل 15 درصد تورم داخلی وجود داشته و نرخ ارز حداقل باید 13 درصد (تفاضل نرخ تورم 15 درصدی داخلی و حدودا 2 درصدی جهانی) افزایش یابد؛ یعنی حداقل 500 تومان افزایش یافته و به 3 هزار و 800 تومان برسد اما دولت برنامه های خودش را در سر دارد و به قانون و منطق اقتصادی بی توجه است. جالب آن که این سیاست غلط تا اکنون نیز ادامه یافته و نرخ ارز طی بیش از 3 سال فقط حدود 300 تومان یعنی کمتر از 10 درصد رشد کرده است. کم کم صدای کارشناسان و صادرکنندگان در می آید.گلایه صادرکنندگان از حرکت غیراقتصادی دولت در بازار ارزکارشناسان و رسانه ها (حتی رسانه های حامی دولت) مدت هاست با محاسبه تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی به دولت هشدار می دهند از تثبیت مصنوعی نرخ ارز دست بردارد. قانون برنامه پنجم توسعه برای یک سال تمدید شده و دولت هم اکنون نیز طبق قانون موظف به مدیریت شناور بازار ارز بر اساس تفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی و حفظ رقابت پذیری کشور در تجارت خارجی است اما انگار اهداف دیگری دنبال می شود.29 فروردین روز صادرات؛ دولت از حمایت از صادرکنندگان می گوید و صادرکنندگان هم بیش از قبل از سیاست اشتباه دولت در بازار ارز انتقاد می کنند. لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات ایران با اشاره به «حرکت غیر اقتصادی دولت در تعیین نرخ ارز»، از دغدغه فعالان اقتصادی نسبت به آینده قیمت دلار گفته و این هشدار را هم می دهد که «سیاست ارزی دولت راه را برای افزایش قاچاق باز کرد»[2]. افرادی مثل دکتر رزاقی، اقتصاددان کشور نیز بار ها اعلام می کند نرخ واقعی ارز در شرایط کنونی حدود 12 هزار تومان است و تثبیت این نرخ در 3500 تومان عامل اصلی قاچاق گسترده[3] است اما دولت همچنان بی توجه است و از دستاورد های اقتصادی خود می گوید؛ کنترل تورم و کنترل نوسانات نرخ ارز! لذا در بر همان پاشنه می چرخد که پیش از این می چرخید.یک محاسبه ساده در رابطه با نرخ ارزنرخ تورم سال 92 حدود 34 درصد، سال 93 حدود 15 درصد و سال 94 هم تقریبا 12 درصد بود. با توجه به نرخ های تورم صفر تا 2 درصدی در اقتصاد جهان، مخصوصا کشور هایی که می توان تورم دلار را با آن ها سنجید، طی این سال ها نرخ ارز باید سالانه حدود 32، 13 و 10 درصد رشد می کرد. با در نظرگرفتن نرخ ارز 3300 تومان در ابتدای سال 92، این نرخ طبق قانون و منطق اقتصادی در انتهای سال 92 باید حدودا 4400 تومان، در انتهای سال 93 حدود 5 هزار و 100 تومان و در انتهای سال 94 به 5 هزار و 600 تومان می رسید اما نرخ ارز این روز ها 3600 تومان است یعنی فنر نرخ ارز حداقل به اندازه 2000 تومان فشرده شده است و باید منتظر انفجاری دیگر باشیم. اگر هم از جهش ناگهانی به هر نحوی جلوگیری شود تضعیف قدرت صادراتی کشور، ضربه ای بر تولید و تقاضای خارجیان برای کالای ایرانی خواهد زد که اثرات آن را در سال های آتی خواهیم دید.[1] قانون برنامه پنجم توسعه، ماده 81، بند ج.[2] گفتگوی لاهوتی با خبرگزاری مهر در تاریخ 6 شهریور 95[3] اظهارات ایشان در میزگرد تخصصی در رابطه با قاچاق، 17 شهریور 95٫

    فنر نرخ ارز باز هم در می رود؟
  • رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی

    رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی
    چکیدهابوالثناء شهاب‌الدین محمود آلوسی بغدادی از مفسران سدۀ سیزدهم هجری و وابسته به طریقت نقشبندیه و مؤلف تفسیر روح المعانی است. یکی از جنبه‎های مهم این تفسیر، رویکرد مفسر نسبت به سنت تفسیر عرفانی است. آلوسی از گرایش‎های عرفانی استقبال کرده و در مواضعی بر اساس تخصص و دانش، روحیات و ذوقیات و احوال بیرونی و نیازهای مخاطبان، به بازتاب  آراء مفسران منتسب به عرفان نظری و عرفان سیر و سلوکی اقدام نموده است. دربرابر جریان و سنت تفسیر عرفانی، مواجهه آلوسی با آراء تفسیری عارفان گزینشی است. بر این اساس، کوشش برای توافق بین شریعت و عرفان و برمبنای آموزه‎های طریقت نقشبندیه روح حاکم بر این نگرش را در سنت تفسیر عرفانی تشکیل می‎دهد. افزون براین، نباید از مواجهة انتقادی و محققانة وی با برخی آرای دیگر تفسیر عرفانی در روح المعانی، همچون مواجهه با نظریة وحدت وجود ابن عربی  غفلت ورزید. این نوع رویارویی‎ها که در جای خود از استقلال و قوت اجتهادی وی در تفسیر به معنای اعم و تفسیر عرفانی به معنای اخص آن حکایت می‎کند، تنها در پرتو رویکرد ویژة او و با عنایت به مؤلفة دانش و تخصص آلوسی قابل تبیین و تشخیص است.نویسنده:محسن قاسم پور: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه کاشاندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی
  • مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی

    مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی
    چکیدهیکی از رهیافت‌هایی که در معرفت‌شناسی دینی به دفاع از معقولیت باورهای دینی پرداخته است، «معرفت‌شناسی اصلاح‌‌شده» است. در بین معرفت‌شناسانِ اصلاح‌شده دیدگاهِ «ولترستورف» با انتقادات کمتری مواجه است. این نوشتار سعی دارد با بهره‌مندی از روش توصیف و تحلیل، مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف را دربارة معقولیت باورهای دینی نشان دهد. مبانی معرفت‌شناختی ولترستورف از طریق بررسی چالش دلیل‌گرایی قابل تبیین است. وی برای رهایی از تلقی جزمی و ناقص معرفت‌شناسی در عصر روشنگری، مفهوم معقولیت را بسط داده و معرفت‌شناسی وظیفه‌گرایانه و معقولیت موقعیتی را اتخاذ کرده‎ است. به همین جهت از قلمرو معرفت‌شناسی خارج و به حوزة روانشناسی وارد شده است. ولترستورف در باب توجیه، مبناگراییِ توأم با انسجام را پذیرفته است؛ اما به‎دلیل پذیرش انسجام‌گرایی منفی، مبناگرایی تأثیر چندانی در دیدگاه ایجابی او نداشته است. او برای دفاع از معقولیت باورهای دینی جنبه‌های گوناگونی را مورد نظر قرار داده، اما به نوعی کثرت‌گرایی دچار گشته است.نویسندگان:عباس یزدانی: دانشیار گروه فلسفة دین دانشگاه تهرانحکیمه یوسف پور: کارشناسی ارشد فلسفة دین دانشگاه تهراندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف دربارة معقولیت باورهای دینی
  • معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر

    معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر
    چکیدهیکی از روایات پیچیده در منابع شیعه، روایت ابراهیم‌بن‌عمر از امام صادق دربارۀ اسم مکنون الهی و نسبت آن با اسماء حسناست. محتوای این روایت، جنبه‌های مختلف معنا را برمی‌تابد؛ ازاین‌رو باعث گوناگونی دیدگاه‌ها دربارۀ مدلول این روایت شده است. در این مقاله، دیدگاه‌های مختلف را دربارۀ مفهوم اسم در این روایت می‌آوریم و تصریح می‌کنیم که اسم در اینجا، اسم لفظی نیست، بلکه اسم عینی و حقیقت خارجی است. آنگاه دیدگاه‌های محدثان و فلاسفه را دربارۀ مصادیق اسم ظاهر بررسی می‌کنیم ونتیجه می‌گیریم اسماء ظاهر، سه اسم «الله»، «تبارک» و «تعالی» است. در پایان نیز به ماهیت اسم مکنون یادشده در روایت می‌پردازیم و پس از تحلیل دیدگاه‌های محدثان و فیلسوفان، نتیجه می‌گیریم منظور از اسم مکنون، مقام «احدیت» است که با اسماء ظاهر پوشیده شده.نویسندگان:کاوس روحی برندق: تهران دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی اتاق 109نوروز امینی: دانشگاه تربیت مدرسفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    معنا و مصداق اسم ظاهر و اسم مکنون خدا در روایت ابراهیم‌بن‌عمر
  • تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی

    تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
    چکیده:  زمینه و هدف: در ارتباط با توانایی­ های شناختی افراد با آسیب شنوایی، حافظه همواره موردتوجه متخصصان بوده است. به‌خصوص نقش حافظه دیداری در به یادسپاری و یادآوری علائم نشانه­ ای مانند حرکات دست در گفتار نشانه­ دار و زبان اشاره به کرّات موردپژوهش قرارگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت­ های ­دیداری بر حافظه­ دیداری کوتاه ­مدت کودکان پسر با آسیب شنوایی بود.روش: طرح پژوهش آزمایشی، از نوع پیش ­آزمون ـ پس­ آزمون با گروه کنترل بود. بر این اساس از بین کل دانش ­آموزان با آسیب شنوایی پسر شهر تهران تعداد 36 نفر از دانش ­آموزان پسر 7 تا 10 سال مدرسه ناشنوایان باغچه­ بان به روش نمونه ­گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای‌دهی شدند. پس از 10 جلسه مداخله بر روی گروه آزمایشی، داده­ ها با استفاده از آزمون حافظه دیداری کیم ­کاراد (1945) جمع ­آوری شد.یافته­ ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت­ های ادراک دیداری باعث بهبود حافظه دیداری کوتاه ­مدت در کودکان پسر با آسیب شنوایی گردیده است.نتیجه ­گیری: جهت تقویت حافظه دیداری در کودکان با آسیب شنوایی می­ توان از مهارت­ های ادراک دیداری استفاده نمود؛ زیرا این مهارت­ های ادراکی باعث فعال ­سازی مناطق مربوط به حافظه­ دیداری و درنتیجه باعث تقویت حافظه ­دیداری می ­گردد.نویسندگان:مهدی گرمابی، نرگس ادیب سرشکی، محمد طاهری، گیتا مولّلی، سیده زهرا سیدنوریفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
  • جنبه‌های حقوقی مهندسی معکوس

    جنبه‌های حقوقی مهندسی معکوس
    چکیدهاصطلاح مهندسی معکوس به معنی تجزیه و تفکیک فرایند یا کالا به اجزای سازنده آن برای تشخیص نوع و اندازه ترکیبات آن می‌باشد. این دانش ممکن است برای تولید مجدد محصول به کار رفته و در نتیجه مباحثی را از نظر حقوق مالکیت فکری، حقوق اقتصادی و رقابت ایجاد نماید. مقاله حاضر، پس از پرداختن به مفهوم مهندسی معکوس و بیان معایب و مزایای آن، به اختصار جنبه‌های مختلف حقوقی این نوع از فناوری را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این مقاله، از جمله به این موضوع مهم پرداخته می‌شود که با توجه به عدم عضویت کشورمان در نظام بین‌المللی حمایت از حقوق مالکیت فکری، مهندسی معکوس نسبت به نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای خارجی می‌تواند ابزار مهم و کم‌هزینه‌ای برای پیشرفت اقتصادی باشد. در عین حال، چون محصولات داخلی مورد حمایت قوانین و مقررات مختلف هستند، مهندسی معکوس نسبت به آنها با محدودیت‌های جدی روبرو می‌باشد. هرچند که در رویه قضایی، گاه این نوع از مهندسی نسبت به محصول با «شبیه‌سازی محصول» اشتباه شده است، اما در هر حال می‌توان قواعد حمایتی و معافیتی مرتبط را از مجموعه مقررات، رویه قضایی و عرف تجاری استنباط کرد.نویسنده:مصطفی السان:  عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتیمجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    جنبه‌های حقوقی مهندسی معکوس
  • واکاوی کارکردهای رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران

    واکاوی کارکردهای رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران
    چکیدههدف اصلی پژوهش حاضر بررسی دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران درباره­ ی کارکردهای این رشته است. روش مورد استفاده در این مطالعه، نوعی روایت نگاری است. برای دستیابی به روایت دانشجویان، از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و فن تحلیل مضمون استفاده شد. مشارکت کنندگان از میان 11 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و 6 نفر از دانشجویان دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران بودند. یافته‎های به دست آمده از تحلیل داده­ ها نشان داد که کارکردهای اساسی این رشته، شامل دو نوع کارکرد اجتماعی (با فراوانی 80 گویه) و کارکرد فردی (با فراوانی 18 گویه)، می­ شود. از اساسی‌ترین کارکردهای اجتماعی می‌توان به «سیاستگذاری‌های کلان نظام رسمی تعلیم و تربیت»، «ارائه معیار سنجش، نقادی و تحلیل در فضای تربیتی»، «الهام‌بخشی برای حل مسائل تربیتی» و «استنتاج دلالت‌های تربیتی» اشاره کرد. «اندیشه‌ورزی و انسجام بخشی فکری»، و «تغییر نگرش افراد و وسعت بخشی به نگاه آن ها»، از جمله مهم‌ترین کارکردهای فردی رشته فلسفه تعلیم و تربیت از نظر دانشجویان است. در صدر قرار گرفتن توجه به سیاستگذاری‎های کلان برای نظام رسمی تربیت، نشان از نوعی سیاست‌زدگی در وضعیت موجود رشته دارد. همچنین کلیشه‌های محدود شغلی این رشته، نیاز به بازنگری در مأموریت‌ها و برنامه درسی این رشته را باز می‎نمایاند. مقایسه این کارکردها با اهداف مصوب این رشته نشان می‌دهد که دانشجویان اهداف متنوع‌تری برای این رشته لحاظ می‌کنند و برخلاف اهداف مصوب، این رشته را در جایگاه تصمیم‌سازی‌های کلان می‌بینند.نویسندگان:نرگس سجادیه: استادیار دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران سعید آزادمنش: دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش دانشگاه تهران (نویسنده مسئول)  مجله علوم تربیتی - دوره 23، شماره 1، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    واکاوی کارکردهای رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران
  • مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی

    مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
    چکیده:  زمینه و هدف: ارتباط به پیگیری اطلاعات اجتماعی، زبانی و بدنی و در عین حال مدیریت جریان این اطلاعات بین شرکای محاوره ­ای نیاز دارد. ارتباط موفق، مستلزم آن است که شرکای محاوره‌ای نسبت به حالت‌های ذهنی یکدیگر مطلع و آگاه باشند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دیدگاه ­گیری عاطفی و میزان همدلی در کودکان زورگو و قربانی زورگویی است.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پس‌رویدادی و جامعه آماری آن شامل تمامی‌ دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-1391 بودند. برای نمونه‌گیری، بصورت تصادفی چندمرحله‌ای، 192 دانش­ آموز زورگو و دانش‌آموز قربانی زورگویی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسش نامه محقق‌ساخته دیدگاه ­گیری عاطفی (1384) و پرسش نامه همدلی برایانت (1982) بود.یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه ­ها در متغیرهای پژوهش وجود دارد (P<0/001). همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌متغیره نشان داد که تفاوت گروه‌ها در متغیر همدلی معنادار نیست (P>0/05)، اما این تفاوت در متغیر دیدگاه‌گیری معنادار است. بدین معنا که گروه­ بندی در متغیر دیدگاه ­گیری 8 درصد واریانس را تبیین می‌ کند (P<0/05).نتیجه‌گیری: دیدگاه­‌گیری عاطفی و همدلی به عنوان دو مؤلفه مؤثر در شناخت اجتماعی و موفقیت در روابط با همگنان، باید در قالب مهارت‌های ابتدایی و اساسی در آموزش رسمی‌ و مهارت‌های فرزندپروری قرار بگیرد تا از مشکلات بین‌فردی در نتیجه ضعف در مهارت‌های همدلی و دیدگاه‌گیری جلوگیری نمود.نویسندگان:زهرا محمدی ، شعله امیریفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه دیدگاه گیری عاطفی و میزان همدلی در دانش آموزان زورگو و قربانی زورگویی
  • «جهانی شدن» نام دیگر «وابستگی»

    جهانی شدن: شرکت سهامی استعمارگران«جهانی شدن، اسم خیلی قشنگی است و هر کشوری فکر میکند بازارهای جهانی به رویش باز میشود. اما جهانی شدن به معنای تبدیل شدن به یک پیچ و مهره‌ای در ماشین سرمایه‌داری غرب، نباید مورد قبول هیچ ملت مستقلی باشد.» 1388/2/27 [1]امروز «جهانی شدن» یا به تعبیر دقیق‌تر «جهانی‌سازی» یکی از مسائل مهم و مورد بحث در دنیا است؛ هرچند تئوریسین‌های وابسته به قدرت‌های سلطه‌گرِ جهانی تلاش می‌کنند جهانی شدن را به‌عنوان پدیده‌ای جذاب به بشریت و به‌خصوص ملت‌ها و دولت‌های مستقل معرفی کنند: «امروز تئوریسین‌ها و تبلیغاتچی‌های غربی درصددند خط ارتجاع به غرب -خط برگشت به همان تحمیل‌پذیری غربی- را دوباره برگردانند... تحت عنوان یک تئوری شبه روشن‌فکرانه؛ به‌عنوان یک حرف نو؛ تئوری جهانی شدن.» 1379/12/9 [2] اما حقیقت این است که: «جهانی شدن، گفتمان واقع‌بینی، گفتمان پیوستن به نظم نوین جهانی؛ یعنی سیاهی لشکر آمریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش آمریکایی شدن است.» 1379/12/9 [3]هدایت جهانی‌سازی بر عهده‌ی طبقه‌ی «زرسالاران اقتدارطلب» است که هدفشان سیطره بر منافع حیاتی همه‌ی دنیاست: «اشغالگر، یک طبقه‌ی اجتماعی است؛ طبقه‌یی که دولت آمریکا و دولتهای دیگر را به قدر توانایی و قدرت خود و آمادگی آن‌ها دارد هدایت می‌کند... هدایت، هدایت یک دولت نیست؛ هدایت یک مجموعه‌ی طبقاتی است، که اگر بخواهیم در یک عبارت برای این‌ها اسم معین کنیم، باید بگوییم «زرسالاران اقتدارطلب». هدفشان هم سیطره بر منابع حیاتی و مالی همه‌ی دنیاست. البته این سیطره، یک الزامات سیاسی دارد که همان نظم نوین جهانی است؛ یک الزامات علمی و اداری دارد که بتدریج خود را به آن نزدیک می‌کنند. مسأله‌ی جهانی‌سازی که امروز در تجارت، پول، فرهنگ و شبکه‌های فرهنگی -مثل اینترنت و مانند آن- مطرح است، همه دانسته و نادانسته در خدمت این مجموعه‌ی طبقاتی است.» 1383/9/11 [4]جهانی‌سازی‌ای که شبکه‌ی سرمایه‌داری جهانی، مطرح و دنبال می‌کند یعنی: «یک مجموعه از قدرتهای جهانی؛ عمدتاً آن کسانی که در سازمان ملل هم نفوذ دارند؛ عمدتاً همان کسانی که استعمارگران دیروز دنیا بودند؛ چند کشوری که درصددند فرهنگ و اقتصاد و عادات و آداب خودشان را به همه‌ی دنیا گسترش دهند؛ یک شرکت سهامی درست کنند که نود و پنج درصد سهمش در واقع مال آن‌هاست، پنج درصد بقیه هم مال همه‌ی کشورهای دیگر. اختیار در دست آن‌ها و تصمیم‌گیری هم با آن‌هاست! این معنای جهانی‌گری است.» 1379/2/1 [5] در واقع: «دستگاههای مالی و اقتصادی و... برای بیشتر بلعیدن دنیا، دنبال تفکّر جهانی شدن هستند.» 1380/6/15 [6]هرچند جهانی‌سازی بیشتر در عرصه‌ی اقتصاد مطرح می‌شود اما ابعاد کاملاً روشن سیاسی و فرهنگی دارد: «فعلاً مسأله‌ی اقتصاد مطرح است؛ اما گفته و ناگفته، نوشته و نانوشته، جهانی‌سازی در زمینه‌ی سیاست و فرهنگ هم حتماً وجود دارد و عمل می‌شود.» 1381/3/7 [7]در بُعد فرهنگی و سیاسی نیز «انحصارطلبیِ نظام استکبار» درون‌مایه‌ی جهانی‌سازی را تشکیل می‌دهد: «مسأله‌ای که برای... نظام استکبار و استثمار جهانی و کمپانیهای صهیونیستی و هم‌پیمانان و همراهانشان مطرح است، هیچ چیز نیست جز این‌که بتوانند از مراکز قدرت خودشان، کاملاً انحصارطلبانه و تمامت‌خواهانه، کنترل همه‌ی مراکز اساسی منافع جهانی را در اختیار داشته باشند... دنیا را به‌عنوان دهکده‌ی جهانی معرفی می‌کنند، برای این‌که کدخدایی این دهکده را در اختیار بگیرند. شعار وحدت فرهنگی و جهانی‌گری فرهنگی می‌دهند، برای این‌که فرهنگ خودشان را بر تمام فرهنگهای عالم مسلط کنند.» 1379/12/9 [8]توطئه دشمن: بازتولیدِ فرهنگ وابستگیاما سؤال مهم این است که ایران اسلامی در مقابل پدیده‌ی جهانی‌سازی چه وضعیت و جهت‌گیری‌ای دارد؟برای فهم دقیق‌تر ماجرا باید به مناسبات ایران و غرب طی قرون گذشته نگاهی تاریخی داشته باشیم تا وضعیت برآمده از انقلاب اسلامی و نگاه‌های مختلف نسبت به مسأله‌ی جهانی‌سازی را بهتر درک کنیم. غرب طی بازه‌ی زمانی‌ای طولانی‌مدت به استعمار ایران و جلوگیری از پیشرفت کشور پرداخت؛ برنامه‌ای که کم‌وبیش در بسیاری از نقاط دنیا و علیه مللِ غیر غربی دیگری نیز اجرا شد:«غرب، کشورهای غربی، از اواسط دوران قاجار، علیه کشور ما فعّالیّتهایشان را شروع کردند؛ ضعف سلاطین قاجار موجب شد اینها دائماً همین‌طور امتیاز بگیرند، مدام فشار بیاورند، مدام دایره‌ی زندگی ما را تنگ کنند و پیشرفتهای ما را متوقّف کنند. بعد به این نتیجه رسیدند که باید یک نفر از خودشان را بیاورند، که آوردند؛ رضاخان از خودشان بود... بعد که باز از درون کشور یک حرکتی به‌عنوان نهضت ملّی شروع شد، سرکوب کردند و بیست‌وهشتم مرداد را به‌وجود آوردند. بعد از بیست‌وهشتم مرداد، دستگاه جهنّمی ساواک را به‌وجود آوردند. اینها را غربی‌ها کردند، اینها را همین انگلیس‌ها کردند؛ بعد از انگلیس‌ها نوبت آمریکایی‌ها بود. کشاورزی کشور را نابود کردند، پیشرفت علمی کشور را متوقّف کردند، مغزهای فعّال را دزدیدند و بردند یا متوقّف کردند، طبقه‌ی جوان را به فساد و لاابالی‌گری و اعتیاد و مشروب‌خواری و مانند اینها کشاندند؛ این کارهایی است که غرب در کشور ما کرده.» [9]حاصل این حضورِ استعماری غرب، شکل‌گیری بیماری ویرانگر «وابستگی» بود که: «مادرِ همه‌ی آفتهای ملی، وابستگی است... ایران، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یک کشور وابسته بود.»[10] در چنین فضایی انقلاب اسلامی رخ داد: «اوّلین کارِ این انقلاب بزرگ در داخل کشوری که سالهای متمادی را با وابستگی گذرانیده، قطع پیوندهای وابستگی و دستیابی به استقلال برای ملت ایران بود.» [11] اما با قطع وابستگی سیاسی ایرانِ پس از پیروزی انقلاب به قدرت‌های استعماری، مسأله‌ی «استقلال» و «وابستگی» پایان نیافت. عوامل دشمن و عناصر خودباخته و ساده‌لوح در صدد «بازتولید وابستگی» برآمدند: «آفت وابستگی، بعد به شکلهای دیگری در کشور بازتولید شد؛ چون بالاخره دشمنان عامل دارند... در درون ملّت -مثل همه‌ی ملّتهای دیگر- آدمهای غریب‌پرست، آدمهای سست‌عنصر، آدمهای مادّی، آدمهای فریب‌بخور هستند» [12]این بار وابستگی به بیگانه با ادبیّاتی رنگ‌آمیزی‌شده مطرح شد و نام آن را «جهانی شدن» گذاشتند:«اینها شروع کردند بازتولیدِ همان فرهنگ وابستگی، منتها با یک ادبیّات شیک و رنگ‌آمیزی‌شده و قالب‌بندی‌شده و بسته‌بندی‌شده به اسمهای دیگر: جهانی شدن، وارد شدن در خانواده‌ی جهانی.» [13]در واقع شکل‌گیری «اسلامِ مقتدر» در قامت نظام جمهوری اسلامی مانع ادامه یافتن سیطره و چپاول‌گری استعمارگران در ایران شده است؛ چیزی که امروز مستکبران به‌شدت با آن دشمن هستند:«آن اسلامی که با آن مقابلند، با آن مخالفند، با آن دشمنند، کینه‌ی آن را در دل میپرورانند، اسلام مقتدر است.» [14]و از سوی دیگر جمهوری اسلامیِ مبتنی بر «اسلام انقلابی» در سطح جهانی به‌عنوان «اپوزیسیون نظام استکباری»[15] در مقابل استعمار فرانو در لباس جهانی شدن ایستادگی کرده و به‌عنوان یک الگو مطرح شده است:«استعماری که امروز مطرح است، بالاتر از نو است؛ کاملاً جدید است... مجموعه‌ی غیور باایمان توانای آگاه از جوانب امر که مقابل این حادثه ایستاده، ایران اسلامی است.» 1383/9/11 [16]توطئه‌ی زیر سؤال بردن مفهوم «استقلال» و بی‌ارزش معرفی کردن آن در میان افکار عمومی، دقیقاً در جهت از میان برداشتن همین سدِّ مستحکم و سیطره‌ی دوباره‌ی مستکبرین بر همه‌ی شئونات و مقدرات کشور پیگیری می‌شود:«[میخواهند] باور به استقلال را عوض کنند... میگویند امروز دیگر استقلال کشورها مطرح نیست. یعنی چه؟ یعنی در نقشه‌ی جغرافیای جهانی یک قدرتی وجود دارد، آن قدرت تصمیم میگیرد و همه عمل میکنند -مثل حرارت مرکزی- یک جایی یک چیزی تولید میکند، بقیّه مصرف میکنند. این را دارند ترویج میکنند؛ نفوذ یعنی این.» [17]وظیفه ما: مقاومت؛ با استحکام بخشیدن به بنیان‌هااکنون در مقابل توطئه‌های گوناگون مستکبرین و عوامل‌شان برای بازتولیدِ وابستگی با عنوان جهانی شدن و «هضم نظام اسلامی در هاضمه‌ی قدرت‌های استکباری» چه باید کرد؟بی شک ایستادگی در مقابل این سیل بنیان برافکن، تکلیف الهی ما است:«ما یک وظیفه و تکلیف الهی و مسئولیت خدایی را انجام می‌دهیم... این بنا برای اعلای کلمه‌ی حق و احیای کلمه‌ی توحید ساخته شده است. ما به‌عنوان کسانی که در این مجموعه چنین وظیفه‌ای داریم و این مسئولیت را احساس می‌کنیم، در مقابل این سیل جهانی باید مقاومت کنیم.» 1381/3/7 [18]برای تحقق این مقاومت باید بنیان‌های کشور را مستحکم کرد:«مقاومت، تنها با استحکام بخشیدن به بنیانها صورت می‌گیرد. هر سیل بنیان‌کنی وقتی به یک صخره‌ی استوار برسد، نمی‌تواند در آن اثر بگذارد. ما باید خود را استوار و مستحکم کنیم و بنیانهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود را استحکام ببخشیم. هر کاری که در جهت استحکام بخشیدن باشد، مقدس و خوب و مورد اجر و ثواب الهی است... به نظر من آنچه امروز وظیفه اصلی ماست، این است که در بخشهای سه‌گانه -یعنی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- پایه‌ها را مستحکم کنیم.» 1381/3/7 [19]و توجه داشت که لازم است برای حرکت کلانِ کشور «الگوی پیشرفت حقیقی» را در مقابل «الگوی پیشرفت صوری و وابسته» درنظر داشته و دنبال کنیم:«هر الگوی پیشرفتی بایستی تضمین‌کننده‌ی استقلال کشور باشد؛ این باید به‌عنوان یک شاخص به‌حساب بیاید. هر الگوئی از الگوهای طراحی‌شونده‌ی برای پیشرفت که کشور را وابسته کند، ذلیل کند و دنباله‌رو کشورهای مقتدر و دارای قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی بکند، مردود است. یعنی استقلال، یکی از الزامات حتمىِ مدل پیشرفت در دهه‌ی پیشرفت و توسعه است. پیشرفت ظاهری -با وابسته شدن در سیاست و اقتصاد و غیره- پیشرفت محسوب نمیشود.» 1388/2/27 [20]پی نوشت ها:1. بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 1388/2/272. بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 1379/12/93. همان4. بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/115. بیانات در دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران‌ 1379/2/16. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ 1380/6/157. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 1381/3/78. بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر 1379/12/99. بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1394/12/2010. بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 1374/3/1411. همان12. بیانات در دیدار نخبگان علمی جوان 1395/7/2813. همان14. بیانات در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران 1395/5/3115. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ رهبری 1383/12/2716. بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 1383/9/1117. بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 1394/12/2018. بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 1381/3/719. همان20. بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ 1388/2/27پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)انتهای متن/

    «جهانی شدن» نام دیگر «وابستگی»
  • حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه

    حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه
    چکیده«نُصیریه» از جمله فرقه‌های انحرافی شیعۀ امامی است که رویکرد باطنی­-غالیانه در میان پیروان آن مشاهده می ­شود. نظر به ماهیت سرّی جریان‌های باطنی، آثار اندکی از میراث نُصیریه به­ شکل عمومی در اختیار است. در سال‌ های اخیر، مجموعه‌ای با عنوان «سلسلة التراث العلوی» نشر یافته که مشتمل بر آثار فراوانی ازمیراث نُصیریان است. کتاب «حقائق أسرار الدین» از جملۀ آن هاست که در میان نُصیریه به «ابومحمد حسن‌ بن علی ‌بن شُعْبة حَرّانی» - صاحب کتاب تُحَف العُقول­- نسبت یافته است. اهمیت این کتاب از آن روست که شامل نقل‌قول‌های بسیاری از آثار جریان غلو، به‌ویژه غُلات سده‌های دوم و سوم کوفه، ازجمله آثار منسوب به «مُفضّل بن عُمر جُعْفی» و «محمد بن سنان»، است که امروزه محتوای شماری از این می تون تنها به ­واسطۀ همین اثر در دست است. این پژوهش می‌کوشد تا با بررسی شواهد مختلف، در گام نخست، تاریخی را که متن به آن تعلق دارد، تعیین و سپس مؤلف آن را شناسایی کند. بنا بر شواهد موجود و بر اساس نقد متنی، این متن اصالت تاریخی دارد و تاریخ حدودی آن سدۀ چهارم هجری و منتسب به ابن شعبة حرانی است.نویسنده:حمید باقری: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهراندو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    حقائق أسرار الدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه
  • خداشناسی اکهارت

    خداشناسی اکهارت
    چکیده«مایستر اکهارت» از عرفایی است که سنت مسیحی در قرون وسطی اندیشه وی را برنتافت و خداشناسی وی را بدعت‎آمیز دانست. مهم‎ترین مسائلی که خداشناسی اکهارت را از سلف مسیحی‎اش متفاوت می‎سازد عبارتند از: طرح دو وجهی خدا/الوهیت که یکی برابر با وجود و دیگری برتر و فراتر از آن است، باور به عدم ادراک الوهیت توسط بشر و توسل به کلام سلبی برای سخن گفتن از او، ارائه تقریری جدید از اصل تثلیث و باور به وحدت الوهیتِ برتر از تثلیث و ...‌. کلیسای کاتولیک، اکهارت را بدعت‎گذار و نافی تثلیث دانست و او در دفاعیه‌ای به یکایک اتهاماتش پاسخ گفت. به‎دلیل گرایش باطنی و عرفانی اکهارت، تفکر وی بیش از آنکه به خدای سه‎گانه و قابل ادراک مسیحی نزدیک باشد، متأثر از کلام سلبی مورد توجه دیونیسیوس و تفکرنوافلاطونی است و بدون نفی تثلیث، ضمن پذیرش ماهیت و کارکرد هریک از اشخاص تثلیث و ذکر آن در موعظاتش، وحدت را برترین ویژگی «الوهیت فراتر از وجود و عدم» می‎خواند و الوهیت بی‎نام و نشان را در رأس تثلیث قرار می‎دهد. الوهیتی که شناخت آن ناممکن و تنها راه سخن گفتن از آن الهیات سلبی است.نویسنده:فاطمه کیائی:  استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور تهران.دو فصلنامه ادیان و عرفان - دوره 48، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    خداشناسی اکهارت
  • مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری

    مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری
    چکیده:  زمینه و هدف: اختلال نوشتاری یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین اختلال‌های دوران کودکی است. در سال‌های اخیر روش‌های مختلفی برای تشخیص این اختلال به وجود آمده‌اند که تشخیص از روی عناصر مختلف نقاشی یکی از این روش‌ها به شمار می‌رود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری است.روش: طرح پژوهش حاضر علّی- مقایسه‌ای است. 50 دانش‌آموز دختر با اختلال نوشتاری و 50 نفر بدون اختلال نوشتاری به روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. معیار ورود دانش‌آموزان به مطالعه بر اساس آزمون‌های هوش ریون، آزمون تشخیصی املا فلاح چای، و آزمون آدمک صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از مجذور خی دو و تی مستقل نشان داد که بین عناصر نقاشی کودکان با و بدون اختلال نوشتاری تفاوت معنادار وجود دارد (p>0/05). آدمک کودکان با اختلال نوشتاری نسبت به گروه دیگر، ساده‌تر، کوچک‌تر و با جزئیات کمتر ترسیم‌شده بود و همچنین عدم رعایت تناسب، تقارن، حذف اجزای بدن آدمک و کیفیت کلیِ ضعیف، بسیار مشهود بود.نتیجه‌گیری: وجود تفاوت میان سطوح عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری، بدین معنی است که عناصری در ترسیم آدمک وجود دارند که می‌توان به‌واسطه آن‌ها به تشخیص کودکان با این اختلال نزدیک شد.نویسندگان:مرضیه زینی ، محمد بلوچی انارکیفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان با و بدون اختلال نوشتاری
  • هژمونی مالی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا

    با پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا از فرصت به دست آمده در پی ویرانی‌های این جنگ استفاده کرد و توانست استراتژی نفوذ خود را از طریق هژمونی پولی در پیش بگیرد.ازآن­‌جایی‌که بقای هژمونی به اعمال بی‌وقفۀ قدرت از سوی هژمون بستگی دارد، هژمونی پولی آمریکا همواره در جستجوی راهی برای سلطۀ بیشتر بر کشورهاست. در همین راستا طرح آرمان‌هایی هم­چون همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهان، درصدد جذب دولت‌ها برای اعمال نفوذ بیشتر قدرت هژمونیک است.تعریف هژمونیهژمونی «غلبه و یا کنترل سیاسی، اقتصادی و نظامی» یک دولت بر دیگر دولت‌ها تعریف می‌شود.[1] در این تعریف می‌توانیم ریشه‌های واژۀ هژمونی را در زبان یونان باستان بیابیم؛ جایی که هژمونی به معنی «تسلط سیاسی­-نظامی یک دولت­‌شهر بر دولت­‌شهر­های دیگر» استفاده می‌شد.[2] در چنین نظامی، دولت غالب «هژمون» را می‌­نامیدند.[3] در قرن 19، هژمونی به معنی «غلبۀ اجتماعی یا فرهنگی» به کار می‌رفته است؛ به عبارتی «غلبۀ یک گروه در درون یک جامعه و یا یک محیط بر سایر گروه‌های موجود». با نزدیک شدن به قرن 21، تعریف هژمونی دستخوش تغییر شد؛ به‌گونه‌ای که امروزه می‌توان از هژمونی به معنی «اعمال نفوذ گستردۀ یک گروه یا رژیم بر یک جامعه» یاد کرد.[4] این تعریف چنان گسترۀ وسیعی می‌یابد که حتی «غلبۀ فرهنگی و ژئوپولتیک» یک کشور بر دیگر بازیگران صحنه‌ی بین‌الملل را نیز در برمی‌گیرد. از مشتقات هژمونی، «هژمونیسم» است که در میانۀ دهۀ پنجاه میلادی به معنی «سیاست یا عمل هژمونی در جهت منافع ملی» به کار گرفته می‌شد.[5]شکل‌گیری هژمونی معاصرنظریه‌پردازان معاصر روابط بین‌الملل آمریکای شمالی، از هژمونی به‌گونه‌ای دیگر استفاده کرده و برای آن تعاریف و مصادیقی را ارائه داده‌اند. چارلز کیندلبرگر «قدرت ایالات‌متحده پس از 1945 را هژمونیک» عنوان می‌کند.[6] این دولت پس از جنگ جهانی دوم و ویرانی اروپا، سلطه‌جویی خود را بر کشورهای جهانی و به‌ویژه جهان‌سومی آغاز می‌کند و بر همین اساس است که از پذیرش هر قدرت دیگری که بخواهد خود را مطرح کند، خودداری می‌کند و در جهت حفظ و افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی خود گام برمی‌دارد. اگر رأی این نظریه‌پردازان را در خصوص قدرت هژمونیک ایالات متحده بپذیریم، برای دولت هژمونیک آمریکا ضروری است که برای گسترش یک نظام اقتصاد بین‌الملل لیبرالی و همین­طور امنیت سیستم خود، به سلسله‌­ای از اقدامات دست بزند. ایجاد و توسعۀ بازارهای نسبتاً باز، یک ارز تجاری باثبات بین‌المللی و یک نیروی بازدارنده از جملۀ این اقدامات است.[7] باید این نکته را نیز در نظر داشت که اگر هژمون نتواند نمود بیرونی تفوق خود را فراهم آورد، به نظامی «با گرایش درونی به خودویرانگری» تبدیل می‌شود.[8]ویژگی‌های هژمونیویژگی‌های نظام هژمونیک در رابطۀ هژمون با سایر بازیگران بین‌المللی مطرح می‌شود. در میان بحث‌هایی که علمای علم سیاست در مورد این نظام ارائه کرده‌اند، ویژگی‌هایی برای این نظام عنوان شده است که مهم‌ترین این ویژگی‌ها را می‌توان این‌گونه برشمرد:الف) رابطۀ دو­سویه با قدرت نرم و قدرت سختتوانمندی‌های هژمون بـه لحـاظ نظـامی آن‌قدر زیاد است که هیچ دولت دیگری نمی‌تواند جنگی تمام‌عیار علیه آن راه بیندازد. هم­چنین، هژمون در نظام بین‌الملل برتری اقتصادی خاصی می‌یابد و در حوزۀ منابع مادی، قدرت برجسته‌ای دارد.[9]ب) جاه‌طلبیهژمون به دنبال جاه‌طلبی در نظام بین‌الملل است. هژمون بر مبنای منافع دست به اقدام می­زند تا منافع اقتصادی، ایدئولوژیک و امنیتی خود را تضمین کند. هرچند عده‌ای اعتقاد دارند که هژمون به دنبال منافع عمومی است، اما باید توجه داشت که در این نظام، منـافع عمـومی به‌گونه‌ای تعریف شده است که در تضاد با منافع و نظم مورد پسند هژمون نباشد.ج) قدرت بلارقیببرخی هژمونی را نوعی از قطب‌بندی در نظام سیاسی تصور می‌کنند. بر اساس استدلال آن‌ها، به خـاطر مزیت زیاد هژمون در قدرت نظامی و اقتصادی در مقایسه با دیگران، هژمون تنها قدرت بزرگ در نظام بین‌الملل و به نوعی تک­‌قطب محسوب می‌شود. البته این ویژگی مورد پذیرش همۀ علمای علم سیاست نیست.[10]د) ارادۀ هژمونهژمونی با اراده و توانایی اعمال در ارتباط است. هژمـون، به‌صورت هدفمنـد، از قدرت عظیم خود برای تحمیل نظم مورد پسندش در سطح نظام بین‌الملل استفاده می‌کند. درواقع، لازم است تا هژمون علاوه بر قدرت، ارادۀ اعمال آن را نیز داشته باشد.[11]ه) هژمونی و تغییر ساختار بین‌المللهژمونی اساساً بحثی دربارۀ تغییر ساختار نظام بین‌الملل است؛ چرا که اگر قـدرتی بـه مرتبه و جایگاه هژمونی دست پیدا کند، درسـت در همـان لحظـه، نظـام بین‌الملل از حالـت آنارشی و بی‌نظمی مطلق، خارج می‌­شود و به نظام سلسله مراتبی تبدیل می­‌گردد.[12]هژمونی پس از جنگ سرد دیدگاه‌های مختلفی در این موضوع وجود دارد که آیا ایالات متحدۀ آمریکا بعد از پایان جنگ سرد به عنوان هژمون مطرح است یا نه. علمای سیاسی آمریکایی بزرگی همچون جان میرشایمر و جوزف نای استدلال کرده‌اند که نمی‌توان ایالات متحدۀ آمریکا را به‌درستی یک هژمون نامید؛ چرا که این دولت »منابع مالی« و نظامی لازم را برای تحمیل یک هژمونی رسمی و متناسب جهانی دارا نیست.[13] از سوی دیگر افرادی هم­چون آنا کورنلیا بیر، در کتاب خود با موضوع مبارزه با تروریسم ادعا می‌کند که حکومت غالب جهانی، ثمرۀ رهبری آمریکا است و از آن به عنوان حکومتی سلطه‌گر نام می‌برد.[14] سیاستمدار سوسیالیست فرانسوی، «هوبرت ودرین» در سال 1999 ایالات متحده را به عنوان یک «ابرقدرت هژمونیک» توصیف می‌کند؛ چرا که اعتقاد دارد که آمریکا اقدامات نظامی یک‌جانبه‌ای را در سراسر جهان رهبری می‌کند.[15]استراتژیست آمریکایی، ادوارد لاتوک، در کتاب خود با عنوان «استراتژی امپراتوری روم» سه مرحله را برای یک امپراتوری به تصویر می‌کشد.[16] مرحلۀ اول با هژمونی شروع می‌شود و در مرحلۀ دوم گام در امپریالیسم می‌گذارد. در نظر لاتوک، تحول و تغییر عنصری کشنده به حساب می‌آید که درنهایت به مرگ و سقوط امپراتوری می‌انجامد. درواقع، او درصدد القای این مفهوم به کاخ سفید است که لازم است تا سیاست‌های امپریالیستی از سوی ایالات متحده بدون وقفه ادامه یابد و از هرگونه تغییری که شامل حرکت به سوی امپراتوری باشد، پرهیز شود. در غیر این صورت هژمونی ایالات متحده، سرنوشتی بهتر از امپراتوری روم نخواهد داشت.هژمونی پولیهژمونی در سطح‌های مختلفی همچون سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی بررسی می‌شود. در این­جا قصد داریم به هژمونی پولی بپردازیم. در واقع هژمونی پولی یک «پدیدۀ اقتصادی و سیاسی به حساب می‌آید که در آن یک دولت واحد، بر عملکرد سیستم پولی بین‌المللی، تأثیر به‌­سزایی می‌گذارد».[17] هژمونی پولی یکی از ارکان اصلی برای شکل‌گیری و تداوم هژمونی به حساب می‌آید. توابع تحت تأثیر هژمونی پولی که از آن به «امپراتوری نرم»[18] هم یاد می‌شود، در چند مؤلفۀ اصلی قابل بررسی است.الف) دسترسی به اعتبارات بین‌المللیب) بازار ارز خارجیج) مدیریت و ایجاد توازن در مشکلات پرداختی که طی آن، هژمون تحت هیچ محدودیتی در توازن پرداخت قرار نمی‌گیرد.د) قدرت مستقیم و مطلق برای ایجاد و به اجرا درآوردن حسابی واحد که در آن، محاسبات اقتصادی بر پایۀ اقتصاد جهانی صورت می‌پذیرد.[19]هژمونی پولی و دلار آمریکااصطلاح هژمونی پولی، برای نخستین بار در کتاب «ابر امپریالیسم» مایکل هادسون که در سال 1972 انتشار یافت، استفاده شد.[20] هژمونی پولی نه‌تنها بیان‌گر رابطۀ نامتقارن دلار آمریکا با اقتصاد جهانی است، بلکه به تشریح سازمان‌هایی که این پیکرۀ هژمونیک را حمایت می‌کنند، می‌پردازد. در میان این سازمان‌ها، نام صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بیش از همه به چشم می‌خورد.  از طریق هژمونی پولی است که دلار آمریکا این توانایی را می‌یابد تا بر جریان اقتصاد جهانی تأثیر گذارد و ارز کلیدی برای مبادلۀ بین‌المللی، واحد حساب (به عنوان مثال، به منظور قیمت‌گذاری نفت) و واحد ذخیره‌سازی (به عنوان مثال برای اوراق قرضه) به حساب آید. با وجود استدلال مخالفان، این هژمونی پولی همراه با دلار، می‌تواند نظام هژمونیک را تا مدتی که در جریان است، حفظ کند.[21]هژمونی پولی آمریکا بر اقتصاد جهان با پایان جنگ جهانی دوم، تنها کشوری که علی‌رغم نقش تأثیرگذار بر جریان جنگ جهانی دوم، از شعله‌های ویرانگر درگیری دور ماند، ایالات متحدۀ آمریکا بود. در حالی که رقبای سیاسی و اقتصادی اروپایی، در حال دست‌وپنجه نرم کردن با پیامدهای جنگ بودند، ایالات متحدۀ آمریکا خیلی زود توانست با توسعۀ اقتصاد، هژمونی پولی خود را بر اقتصاد جهانی غالب کند. آمریکایی که در جنگ جهانی دوم با آرمان­های وابستگی‌های متقابل اقتصادی، مسئولیت‌پذیری و نوع‌دوستی ظهور کرده بود، با چشم‌انداز همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی خود را مطرح کرد. همکاری‌های متقابل اقتصادی در هژمونی پولی آمریکا با روکشی از تساوی و عدم تبعیض برای دولت‌های جهانی مطرح شد؛ به این معنا که تجارت آزاد، از طریق حذف و کاهش موانع تجارت در میان دولت‌ها به توسعۀ مترقیانه آن‌ها کمک می‌کند، اما آنچه برای دولت‌ها بیش از همه‌چیز مورد ابهام واقع شد، کنار زدن موانعی بود «که اقتصادهای بزرگ به‌سختی می‌پذیرفتند تا در این شیوۀ عادلانه و غیرتبعیض‌­آمیز بر طبق آن رفتار کنند».[22]معنای همکاری‌های متقابل جهانی پس از جنگ جهانی دوم تا به امروز تغییرات گسترده‌ای داشته است. کشورهای صاحب صنایع و توسعه‌یافته، به‌ویژه ایالات‌متحده، خیلی سریع توانستند خود را از سایر کشورها جدا کنند و حتی این فرصت را بیابند که استعمار گذشته را با نام «تجارت آزاد» برقرار کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، منافع دولت‌های اروپایی این‌چنین اقتضا می‌کرد که این دولت‌ها، زیرساخت‌های آسیب‌دیدۀ خود را ترمیم کنند و توسعه بخشند، اما با پایان پذیرفتن طرح توسعۀ شتابان اروپا، این بار تنها شعارهایی برای همکاری بدون تبعیض باقی ماند و موانع اقتصاد، سدهای بلندتری شده بودند که کشورهای توسعه‌نیافته نمی‌توانستند با وجود آن­ها خود را به کشورهای سرمایه‌دار نزدیک کنند.[23]منافع نظام تجارت جهانی برای هژمونی آمریکابا شکل‌گیری هژمونی ایالات متحده، منافع آمریکا نمی‌توانست در چنین اقتصاد جهانی که خصیصۀ چندجانبه بودن را داشت، تأمین شود. به عبارتی همکاری‌های چندجانبۀ عدالت­‌محور در انترناسیونالیسم آرمانی، تنها شعاری بود که سایر ملت‌ها را برای پذیرش سلطه‌ای جدید آماده می‌کرد. به‌ویژه ‌این­که برای هژمونی آمریکا لازم بود تا بدون وقفه منافع قدرت هژمونیک خود را فراهم کند تا از سقوط آن جلوگیری کرده باشد.[24]با شکل‌گیری روند توسعۀ ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم، وجود بازاری جهانی برای مازاد محصولات تولیدی، بیش‌ از پیش از سوی سیاست‌مداران آمریکا دنبال شد. چنین نظام اقتصادی می‌توانست مخارج هژمونی آمریکا را رفع و اقتصاد داخلی را تشویق کند. ضمن این­که این نظام قادر بود تا جایگزینی برای سرمایه‌گذاری داخلی ایالات متحده فراهم کند و از سازمان‌دهی مجدد صنایع تولیدی مربوط به شرایط بعد از جنگ جلوگیری به عمل آورد. به این دلایل بود که «ایدۀ صادرات محصولات مازاد اهمیت ویژه‌ای یافت».[25]هژمونی پولی ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم توانست با آرمان همکاری‌های متقابل اقتصادی در سطح جهانی، بسیاری از دولت‌ها را به خود جذب کند. حضور کشورهای توسعه‌نیافته در این برنامه، ابزار لازم برای بقای هژمونی آمریکا را فراهم آورد. لذا هژمونی پولی آمریکا، اقتصاد کشورها را که ملاک مهمی در نمایش وابستگی و یا عدم وابستگی ملت‌ها به شمار می‌رود، به‌راحتی در خدمت خود و برای بقای هژمونی خود به کار گرفت.مهدی مظلوم پورپایگاه هادیانتهای متن/

    هژمونی مالی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا
  • معاون مطبوعاتی به تلویزیون می‌رود

    به گزارش بولتن نیوز، به نقل از روابط عمومی شبکه چهار، امشب و همزمان با افتتاح بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات، دکتر حسین انتظامی، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مهمان برنامه «چرخ» خواهد بود.در بخش دیگری از برنامه، همزمان با روز جهانی سونامی، با دکتر مهدی زارع درباره چگونگی پدید آمدن سونامی گفتگو می‌شود.برنامه «چرخ» به تهیه‌کنندگی سیاوش صفاریان‌پور شنبه تا چهارشنبه ساعت هفت عصر پخش و روز بعد هشت صبح بازپخش می‌شود.منبع: ایسنا

    معاون مطبوعاتی به تلویزیون می‌رود
  • کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات

    کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات
    به گزارش بولتن نیوز، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها نشست تخصصی «نقش مطبوعات در صیانت از محیط زیست» را با حضور معصومه ابتکار و صادق خرازی و همچنین سخنرانی میر مهرداد میرسنجری، ناصر مقدسی، محمدرضا تابش، هادی کیادلیری یکشنبه، ۱۶ آبان‌ ماه از ساعت ۱۵:۱۵ تا ۱۶:۴۵ در تالار شماره یک مصلای امام خمینی (ره) برگزار می‌کند.همچنین در این روز نشست تخصصی «رسانه‌های محلی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها» با حضور مصطفی کواکبیان، نوری اعلاء، داریوش شهامی‌فر از ساعت ۱۵:۴۵ تا ۱۷ در تالار شماره سه مصلی برگزار می‌شود.همچنین یک استارت‌آپ با موضوع «آشنایی با مفاهیم توسعه کسب و کار و سرفصل‌های توسعه با ابزار علوم دیگر»، به سخنرانی سیدمحمد امامی‌نژاد از ساعت ۱۷:۱۵ تا ۱۸:۴۵ در سالن کارگاه یک برگزار می‌شود.یکشنبه ۱۶ آبان‌ماه علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار باسابقه، کارگاه نگارش در رسانه‌ها را از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ در سالن کارگاه یک برگزار می‌کند.در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزاری ۹ نشست تخصصی را در نظر گرفته است. همچنین شش استارت‌آپ با موضوعات گوناگون رسانه‌ای و شش کارگاه توسط اساتید روزنامه‌نگاری برگزار می‌شود.به گزارش ایسنا، بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات با شعار «شفافیت، صداقت» از ۱۴ تا ۲۱ آبان‌ماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) برگزار می‌شود.منبع: ایسنا

    کارگاه قاضی‌زاده در نمایشگاه مطبوعات
  • «مارشال» طرحی برای فردای دمشق

    “مارشال” نام طرحی است که کم کم دارد به مطلوب ترین “راهکار” برای حل بحران سوریه تبدیل می شود.  روز جمعه و در نشست سه جانبه ایران، روسیه و سوریه در مسکو، بار دیگر نام “طرح مارشال” به میان آمد. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه پس از پایان نشست تاکید کرد که حل بحران سوریه نیازمند طرحی مشابه طرح مارشال است، پیش از لاوروف پوتین این پیشنهاد را در سوچی مطرح کرده بود، پیش از پوتین نیز خیلی ها خواستار استفاده از تجربیات طرح مارشال برای سوریه شده بودند، از “گوردون براون” نخست وزیر سابق انگلیس گرفته تا ” گرد مولر”، وزیر همکاری‌های اقتصادی و کمک‌های توسعه‌ای آلمان، از نشریه فارین افرز گرفته تا گاردین. اما طرح مارشال چیست؟ تجربه های اجرایی این طرح کدامند؟ چرا این روزها طرح مارشال این قدر محبوب شده است؟ روسیه از ایده طرح مارشال جدید در سوریه به دنبال چیست؟ این ها سوالاتی است که تلاش می شود در یادداشت پیش رو به آن پاسخ دهیم.طرح مارشال چیست؟طرح مارشال(Marshall Plan) معمولا به عنوان موفقیت آمیزترین پروژه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم یاد می شود، این طرح به بسیاری از کشورهای اروپای غربی کمک کرد تا اقتصاد خود را پس از جنگ بازسازی کنند.ایالات متحده و تیم سیاست خارجی جرج مارشال وزیر خارجه وقت آمریکا در مسیر خلق جهان پس از جنگ درصدد حذف عوامل بروز دو جنگ جهانی و معضلات اقتصادی ناشی از آن بودند، به عبارت دیگر آن‌ها معتقد بودند در همه جای دنیا، انسان مرفه، یا دست کم امیدوار به زندگی در رفاه، به سوی تمامیت خواهی جذب نمی‌شود. در عین حال این طرح یک برنامه ریزی بلند مدت برای خلق یک بازار توانمند برای خرید محصولات آمریکایی بود که عملاً از تسلط کمونیسم در اروپا جلوگیری می‌کرد. در مقابل این طرح در اروپای غربی اتحاد جماهیر شوروی که عملاً مانع بهره‌مندی بلوک شرق از این کمک‌ها شده بود دست به ابتکار عمل زد و در سال 1947 سازمانی بین‌المللی را تحت عنوان “کمکان” با هدف مبارزه با طرح مارشال تشکیل داد. اهمیت طرح مارشال بیشتر از آن جهت است که اجرای ماهرانه این طرح باعث شد تا  «دلار آمریکا» پول اول جهان و آمریکا خود به عنوان بزرگ تر (رهبر) جهان غرب مطرح شود.تجربه های اجرایی این طرح کدامند؟طرح مارشال سنگ بنای ایده “ملت سازی”(Nation Building) و “دولت سازی”(State Building ) آمریکا در سال های بعدی به ویژه در جریان جنگ سرد و بعد از آن قرار گرفت، ایده ای که بر دوگانه “تخریب” و “بازسازی” استوار بود. آمریکایی ها در طول جنگ سرد معتقد بودند در جریان یارگیری بین المللی برای بلوک غرب می توانند با بهره گیری از قدرت سخت زیر ساخت های حیاتی یک کشور را نابود کرده و سپس به بهانه بازسازی وارد آن کشور شده و دولت-ملتی کاملا وابسته را شکل دهند. الگویی که در ژاپن و کره جنوبی در شرق آسیا مورد استفاده قرار گرفت. دولت وقت آمریکا در زمان جورج بوش پسر، که توسط استراتژیست های جنگ سرد احاطه شده بود در آغازین سال های دهه اول هزاره سوم نیز تلاش داشت تا از همین ایده در عراق و افغانستان بهره ببرد. با این حال این طرح در دولت بوش چندان موفق نبود.چرا این روزها طرح مارشال این قدر محبوب شده است؟آنچه این روزها طرح مارشال را محبوب ساخته است چشم انداز امیدوار کننده پایان جنگ در سوریه است. چند سال پیش و در آغاز بحران سوریه بسیاری از تحلیل گران و حتی مقامات رسمی کشورهای همسایه که نقش جدی در بحران سوریه دارند، ساده لوحانه این گونه می پنداشتند که سقوط دمشق طی چند ماه محقق خواهد شد. اما پس از چند سال جنگ خانمان سوز و صرف میلیاردها دلار هزینه، همه توهمات ضد سوری در حال نقش برآب شدن هستند. این روزها کسی از سقوط دمشق سخن نمی گوید. سخن از این است که پایان داعش و تروریست های مسلح کی فرا خواهد رسید. انتظاری که تحقق آن خیلی طول نخواهد کشید، لذا از همین حالا بسیاری خواستار طرح مارشال برای سوریه هستند. طرحی برای دوران پسا داعش در شامات و حتی عراق.نشریه فارین افرز در این رابطه می نویسد:” آنچه در پایان جنگ و بحران در سوریه و عراق  برای ارائه طرح های بازسازی آن ها باید در نظر گرفته شود، برندگان و بازندگان منطقه ای و بین المللی این بحران ها خواهد بود. آیا اگر نظام سیاسی سوریه و بشار اسد حفظ شود، ایالات متحده، ترکیه، عربستان و حتی اتحادیه اروپا همچنان به دنبال اجرای یک طرح مارشال در سوریه خواهند رفت؟ بهترین کسانی که می توانند به این پرسش پاسخ دهند همین کشورهای مذکور هستند؛ اما به نظر نمی رسد آن ها بخواهند سوریه ای را بازسازی کنند که زیر چتر ایران و روسیه قرار خواهد داشت.تنها یک دلیل می تواند این کشورها و به ویژه اروپاییان را به کمک برای بازسازی سوریه ترغیب کند و آن هم بحران و معضل پناهندگان و مهاجران است. در واقع آن ها به دلیل مسائل اقتصادی و امنیتی تمایلی ندارند که مهاجران برای مدتی طولانی در اروپا بمانند. به همین دلیل شاهد آن هستیم که بارها و پیش از اینکه بحران در این کشورها خاتمه یابد از لزوم بازسازی این کشورها سخن گفته اند”.روسیه از ایده طرح مارشال جدید در سوریه به دنبال چیست؟بحران سوریه باعث شد تا برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد، پای روس ها به خاورمیانه باز شود. مسکو در بحران سوریه و برای مقابله با تروریست های داعش تاکنون هزینه فراوانی کرده است. علاوه بر تجربه لیبی که منجر شد  کرملین یکی از کشورهای استراتژیک هم پیمان خود را از دست بدهد، اهمیت فوق العاده و جایگاه راهبردی دمشق در استراتژی امنیتی و دفاعی روسیه باعث شده تا مسکو هوشمندانه تر از گذشته تحولات خاورمیانه را دنبال کند. روس ها به خوبی درس های تاریخ را حفظ کرده اند و می خواهند مسیر بازگشت به جایگاه قبلی شان در تقابل دوقطبی و رجوع به “شکوه شوروی” را درست بپیمایند.رفتن به استقبال طرح مارشال و طرح ایده باز سازی سوریه اعلان پیش دستانه موفقیت ائتلاف روسیه، محور مقاومت و دولت دمشق در گذار از یک پیچ تاریخی و آماده شدن برای دوران بازسازی این کشور است. روس ها به خوبی می دانند “فردای دمشق” است که “فردای جهان” را مشخص می کند، لذا تلاش می کند پیشاپیش، امروز برای فردای دمشق طرح بزند.پایگاه رصدانتهای متن/

    «مارشال» طرحی برای فردای دمشق
  • شرط تحدید زمانی اقامه دعوی مسئولیت

    شرط تحدید زمانی اقامه دعوی مسئولیت
    چکیدهاز جمله شروط رایج در قراردادها، شروط محدودکننده مسئولیت هستند. این شروط کارکردی دفاعی دارند. هدف این شروط فراهم کردن ابزاری دفاعی برای خوانده است و دادگاه در صورت مؤثر دانستن شرط، مسئولیت خوانده را کاهش می‌دهد. شروط مزبور به نوعی حق اقامة دعوا را نیز محدود می‌نمایند زیرا در اثر این شروط، آنچه مسلم است اینکه مشروطٌ‌علیه در طرح برخی از دعاوی با مانع جدی روبرو خواهد شد. شایان ذکر است که مرور زمان یک نوع شرط قانونی در تحدید زمانی مسئولیت است که به‌وسیلة آن قانون‌گذار پس از گذشت مدتی خوانده را مستحق می‌داند تا از دادگاه بخواهد از رسیدگی به دعوا خودداری کند؛ بدین جهت همچون شروط محدودکنندة مسئولیت حق اقامة دعوا را از لحاظ مدت، محدود ساخته و علاوه بر این، مسقط مسئولیت نیست؛ بنابراین در شمار شروط تحدید مسئولیت قرار می‌گیرد. از آنجا که مرور زمان حقی برای خوانده است، او می‌تواند از استناد به آن خودداری کند. بر این اساس، طرفین می‌توانند در قراردادهایشان مدت آن را افزایش یا کاهش دهند. در افزایش یا کاهش مرور زمان، طرفین باید معیار معقولیت را رعایت کنند. بنابراین نمی‌توانند آن را ساقط کنند یا به کمتر از مدت معقول برای طرح دعوا کاهش دهند. از سوی دیگر در نظامی حقوقی که قاعدة عام مرور زمان وجود ندارد، مانند حقوق ایران، طرفین می‌توانند با درج شرطی در قرارداد مسئولیت خود را از حیث مدت محدود کنند. همان گونه که شرط تحدید مسئولیت شرطی صحیح است، شرط تحدید زمانی مسئولیت که به نوعی مرور زمان قراردادی محسوب می‌شود نیز  باید صحیح انگاشته شود.نویسندگانمجید عباس‌تبار فیروز‌جاه علی روحی‌زاده کیکانلومجله حقوقی دادگستری- دوره 79، شماره 89، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    شرط تحدید زمانی اقامه دعوی مسئولیت
  • بن‌مایه‌های شهادت در اشعار علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله

    بن‌مایه‌های شهادت در اشعار علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله
    چکیدهاز شاعران معاصر و مراجع تقلید عالم تشیع علامه محمدحسین فضل‌الله در دیوان خود اشعاری با مضامین دینی و اجتماعی درباره شهید و شهادت و تأثیرگذاری آن بر جامعه سروده‌ است. نگارندگان در این مقاله در پی آن هستند تا مشخص کنند کدام دسته از شهیدان و با چه ویژگی‌هایی توجه شاعر را بیشتر به خود جلب کرده‌است؟ آنچه اشعار علامه فضل‌الله را در مورد شهید و شهادت از دیگر شاعران متمایز کرده و بر اهمیت تحقیق در این زمینه می‌افزاید، این است که بیشتر اشعار او در این مورد، مربوط به شهدای رهبران دینی و فکری روزگار او ازجمله شهید محمدباقر صدر و خواهرش بنت‌الهدی صدر و چند تن از رهبران حزب الدعوة الإسلامیّة بوده‌است که غالباً این شهیدان با افکار و اندیشه‌های خود تأثیر زیادی در جریان‌سازی و روشنگری مردم برای مبارزه با استبداد داشتند. ازآنجاکه شاعر نیمی از عمر خود را در عراق سپری کرده‌است بیشتر اشعار او در مورد شهیدان اندیشمند و رهبران دینی و فکری عراق است؛ همچنین در مواردی نیز از شهیدان لبنان، فلسطین و ایران سخن گفته‌است، و دیدگاه او دربارة شهید برگرفته از آیات قرآن و فرهنگ عاشوراست. نگارندگان در این مقاله با تکیه بر دیوان «قصائد للإسلام و الحیاة» و با روش سبک‌شناسی به توصیف و تحلیل اشعاری می‌پردازند که علامه دراین‌باره سروده‌است.نویسندگان:حسین مهتدی: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس - بوشهررسول بلاوی: استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس - بوشهرمجله علمی پژوهشی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، شماره 33، زمستان 1393برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بن‌مایه‌های شهادت در اشعار علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله
  • شگردهای رسانه‌ای نظام سلطه و شبکه همکار آن در بازتاب نهضت عاشورا - بخش دوم

    بخش دوم• تقلیل نهضت عاشورا به یک آیین، سنت و فولکلوردر این شیوه -همان طور که در ابتدا ذکر شد- رسانه در لباس ضدیت با مراسم عزاداری بر نمی‌‌آید و با بیان تاریخ گونه از عزاداری و یا ذکر آداب و رسوم سنتی اقوام و ملل گوناگون، این پدیده انقلابی را به صورت یک آیین سنتی مانند عید نوروز، «سیاوشون»، و... نشان می‌‌دهد.به عنوان نمونه، در مقاله سایت بی بی سی چنین آمده است که: «لازم نیست داستان رستم و سهراب عینیت تاریخی داشته باشد تا واجد ارزش باشد. چه بسا داستان‌ها و تمثیل‌ها و اسطوره‌هایی که بی هیچ بنیادی تاریخی به پهنه‌ای برای انباشت آموزه‌های اخلاقی و ارزش‌های زیبایی‌شناسی جمعی تبدیل شده‌اند. آئین‌های سوگواری محرم نمونه‌ای است ایرانی از انباشت تاریخی چنین ارزش‌های جمعی، که طی هزاران سال و تحت حکومت‌ها و ایدوئولوژی‌های مختلف بسط یافته»[1]و یا مستند شبکه بی بی سی فارسی با عنوان « نوحه‌خوانی و آیین‌های عاشورا؛ روزنه‌ای برای آزادی موسیقی» که ضمن سوژه قرار دادن استفاده از وسایل موسیقی در عزاداری و ممنوعیت برگزاری کنسرت، تصویری آیینی و سنتی از عزاداری نشان می‌‌دهد. [2]• انتقاد از روش‌های عزاداری با ادعای عقلانیت و ظاهری منطقی، و ارائه پیشنهادهای ظاهراً عقلگرایانهدر این شیوه که با ظاهری منطقی و معمولاً از زبان یک فرد موجّه مطرح می‌‌شود، ضمن رد نکردن کلیّت عزاداری، برخی امور مربوط به عزاداری را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. مثلاً «به جای شور باید دنبال شعور بود» یا «به جای صرف هزینه‌های عزاداری، این هزینه‌ها را در مصارف خیریه بشر دوستانه هزینه کنید!»، «امام حسین(ع) نیازی به این مراسم‌ها ندارد»، و...نمونه‌ی این شگرد، در پیامکی که هرساله در ایام محرم به طور گسترده منتشر و دانسته یا ندانسته بازنشر می‌‌شود، قابل مشاهده است: «محرم و صفر زمان بالیدن است نه نالیدن، بساطش آموزه است نه موزه، تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن، نماد شعور مذهب است نه شور مذهب. منتظران مهدی (عج) به هوش باشند که حسین(ع) را منتظرانش کشتند.» که به جای ضدیت مستقیم با عزاداری‌، با بیانی ظاهراً معقول، حق و باطل را به هم آمیخته است.تصویر زیر نمونه عینی این استدلال است که به جای هزینه برای اطعام عزاداران، به کودکان فقیر رسیدگی شود.مغرضانه بودن این پیشنهادات وقتی بیشتر مشخص می‌‌شود که گویندگان چنین نظراتی، هیچگاه در مورد اختصاص دادن هزینه‌های لوازم آرایش، کنسرت‌های موسیقی، جشن‌ها و مهمانی‌های دوستان و امثال این موارد، به فقرا و امور انسان دوستانه پیشنهادی نمی‌‌دهند.• ترویج عزاداری‌های سکولاردر این شیوه، رسانه‌ها با پرداختن به نقاطی از نهضت عاشورا که با منافع استکبار تضاد ندارد، و پنهان نگه داشتن جنبه‌های سیاسی و استکبارستیزانه قیام سیدالشهدا(ع)، ماهیت اصلی عزاداری را تحت الشعاع قرار می‌‌دهند.جریان‌های انحرافی در جهان تشیع، همواره بر بحث جدایی دین از سیاست تأکید داشته اند. در این میان فرقه معروف به تشیع انگلیسی نیز بر این امر اذعان داشته و با اصالت دادن به نفس عزاداری[سکولار]، هرگونه وجه سیاسی مسئله عاشورا را نادیده گرفته و تنها به ظاهر عزای سیدالشهدا(ع) اولویت داده اند.[3] این درحالی است که در مکتب امام راحل(ره) عزاداری نوعی بسیج ملت برای مقاصد اسلامی است. چنان که ایشان می‌‌فرمایند: «مجلس عزا نه برای این است که گریه کنند برای سیدالشهدا(ع) و اجر ببرند-البته این هم هست- و دیگران را اجر اخروی نصیب کنند، بلکه مهم، آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد...»[4]• مصادره محتوای عزاداری یا گنجاندن مفاهیم انحرافی در آنهادر کنار کسانی که با اصل عزاداری مخالف و طرفدار حذف آن هستند، برخی از به اصطلاح روشنفکران‌ دینی تلاش دارند تا ضمن عدم اظهار تمایل برای حذف عزاداری‌ها، از اشعار و محتوای این مراسم به نفع اهداف خود استفاده کنند. همان طور که در مقاله اخیر سایت بی بی سی آمده است: «نمونه موردی که در این بخش از مقاله به آن می‌پردازم، یعنی سوگ‌سروده‌های شهاب موسوی، نشان می‌دهد که انتقال پیام‌های مورد نظر این روشنفکران نه تنها منوط به حذف آئین‌های عزاداری نیست، بلکه این سنتها می‌توانند در بسط طبیعی خود به رسانه‌ای غنی برای انتقال ارزش‌های نوین جامعه تولیدکننده آن تبدیل شوند. این سروده‌ها، که در هیأت‌های بزرگ و سرشناس یزد اجرا و در فضای مجازی به شکل چشمگیری همرسان شده‌اند، توانسته‌اند آموزه‌های روشنفکران دینی را به توده‌های سنتی جامعه، که مخاطب معمول این گروه نبوده‌اند، انتقال دهند.»[5] تأکید می‌شود که مطلب بیان شده در مورد هیأت های عزاداری در شهر یزد، نظر نویسنده سایت بی بی سی فارسی بوده و الزماً مطابق صحیح و واقع نمی‌باشد نباید نسبت به هیئات این شهر، اجحافی صورت بگیرد.• تسلیت گفتن ایام عزاداری در رسانه، برای راستگو نمایاندن خود و جلب اعتماد مخاطبین مذهبیدر این راه‌کنش(تکنیک)، رسانه‌هایی همچون BBC که بودجه خود را به طور رسمی از دولت استعمارگر انگلیش تامین می‌‌کند، مناسبت‌های مذهبی را اعلام نموده و ابراز تبریک یا تسلیت می‌‌نمایند. قطعاً امثال این رسانه‌ها بر خلاف اهداف و منافع خود عمل نمی‌‌نمایند اما با این وجود، چنین رفتاری از خود نشان می‌‌دهند تا مخاطبین مذهبی را به خود جلب نمایند و از رنجش و «فرار رسانه ای» آنها جلوگیری کنند.• بیان یک سری واقعیات و قرار داده برخی تحریفات غلط در میان اطلاعات صحیح.در این شیوه بر خلاف روش‌های مذکور در سطح یک، به طور مستقیم به طرح شبهه درباره عاشورا و عزاداری پرداخته نمی‌‌شود بلکه ضمن بیان واقعیاتی از حوادث کربلا، با نمایش پز بی طرفی و روایت با لحن تاریخ‌گونه، سعی در بی طرف جلوه دادن خود داشته و نکات انحرافی خود را در لابلای نکات صحیح، مطرح می‌‌نمایند.جمع‌بندیدر این نوشتار تلاش شد تا برخی روش ها و شگردهایی که رسانه‌های معاند فرهنگ ناب شیعه برای دستیابی به اهدف کلان خود یعنی «دور ساختن شیعه از آرمان‌های والای خود»، «تبدیل جاذبه تشیع به دافعه» «استحاله و توخالی کردن عزاداری‌ها» مورد استفاده قرار می‌دهند، تبیین شود.جهت خنثی نمودن این شگردهای رسانه‌ای به طور خلاصه راهکارهای زیر را می توان پیشنهاد داد:سطح حاکمیتیپدافندی:ایجاد سواد رسانه ای در مردم از طریق آموزش در رسانه ملی، مدارس و دانشگاه‌ها و...تولید آثار رسانه‌ای برای معرفی دستهای پشت برده‌ی و عوامل برگزاری مراسم قمه‌زنی و مانند آنتحت نظر داشتن فرقه‌هایی همچون تشیع انگلیسی از لحاظ امنیتیو...آفندی:ترویج مراسم‌های عزاداری نمونه و تراز انقلاب اسلامی و نهضت عاشورا در رسانه‌هاتولید آثار رسانه ای خصوصاً ساخت آثار فاخر سینمایی با موضوع عاشورا و در حد و اندازه بین المللی(همچون ملک سلیمان و محمد رسول الله) و توزیع جهانیانعکاس اخبار صحیح و گسترده از عزاداری‌ها در شبکه‌های بین المللی مانند العالم و پرس‌تی‌ویو...سطح مردمیپدافندی:تبیین جریانات انحرافی همچون «شیعه انگلیسی» در منبرها و مداحی‌هابررسی سوء استفاده‌ها و عواقب اختلاف بین شیعه و سنی خصوصاً در عملیات‌های تروریستیارتباط‌گیری و گفتگو از طریق فضای مجازی خصوصاً با مسلمانان غیر شیعی و غیر ایرانی جهت تبیین تفاوت «اسلام ناب» و «اسلام امریکایی»و...آفندی:گسترش کمّی و بهبود کیفی نقش هیات‌های مذهبی، برای ارتباط مستقیم مخاطبین با واقعیت، خصوصاً در خارج از ایرانتولید محتوا در رابطه با کلیدواژه‌هایی همچون محرم، عاشورا، امام حسین(ع) در فضای اینترنت خصوصاً به زبان انگلیسی؛ به طور مثال فعالیت مجموعه‌ی «Whoishussain» در خارج از ایرانحضور رسانه‌های مردمی، فیلم برداری‌های شخصی از واقعیت‌های عزاداری که دچار توطئه سکوت از جانب رسانه‌های معاند هستنداستفاده از فرصت فضای مجازی برای بازتاب واقعی عاشورا و ایجاد جنبش‌ها و پویش‌های گستردهو...پی نوشت ها:[1] مجتبی نفیسی، «روشنفکران دینی و افسون زدایی از سوگواری محرم»، بی بی سی فارسی، 12 اکتبر 2016 - 21 مهر 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:http://www.bbc.com/persian/blogs-37609769[2] «نوحه‌خوانی و آیین‌های عاشورا؛ روزنه‌ای برای آزادی موسیقی»، بی بی سی فارسی، 21 مهر 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:http://www.bbc.com/persian/iran-37635745[3] عباس بنشاسته، «کتاب تشیع انگلیسی: معادله ای برای مهار تمدنی شیعه»، تهران، نشر مقصد، 1394، صفحات119 و 120.[4] صحیفه امام، جلد 16، صفحه 207.[5] مجتبی نفیسی، «روشنفکران دینی و افسون زدایی از سوگواری محرم»، سایت بی بی سی فارسی، قابل بازیابی در پیوند زیر:http://www.bbc.com/persian/blogs-37609769اندیشکده تبیینانتهای متن/

    شگردهای رسانه‌ای نظام سلطه و شبکه همکار آن در بازتاب نهضت عاشورا - بخش دوم
  • درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت

    درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت
    چکیدهمطالعه ابعادی انقلاب اسلامی و چشم‌انداز تمدن‌سازانه آن، ما را به‌سمت پارادایم متفاوتی از آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی رهنمون می‌کند. درحالی‌که نهادگرایان، مبتنی بر هستی‌شناسی اجتماعی، برپایی انقلاب اسلامی را به‌عنوان یک انقلاب مقطعی و نسلی، در تغییر نهاد قدرت تعبیر می‌کنند و چشم‌انداز تمدنی آن را در پیوستاری از مدرنیته ناقص تا مدرنیته بومی و مدرنیتۀ اسلامی تعریف می‌کنند، تعالی‌گرایان، گسترۀ تحولی انقلاب اسلامی را در سه بعد زمانی، مکانی و معنایی مبتنی بر هستی‌شناسی الهی انقلاب تعریف می‌کنند. از حیث ویژه‌داشت‌های معنایی و محتوایی در بعد ارتفاعی انقلاب اسلامی، بر نگرشی دوساحتی در پیوند آسمان و زمین تأکید می‌نمایند. از حیث دامنۀ زمانی انقلاب اسلامی، آن را برآمده از مسیر تکاملی جریان حق و منطبق بر آن تا برپایی امر ظهور تعریف می‌کنند و از حیث کرانه‌مندی و وسعت مکانی، گستره آن را فراتر از مرزهای ملی، به‌منظور مقابله و مواجهه با استکبار جهانی و نجات مستضعفان عالم تصویر می‌کنند. در انگارۀ مدرنیتۀ اسلامی، آینده‌پژوهی فرهنگی-تمدنی نظام جمهوری اسلامی، منطبق بر کلیات آینده‌پژوهی موجود در پارادایم تجدد و مبتنی بر نظریه‌های جهانی‌شدن و البته با سویه ­های انتقادی و تنزیهی سامان می‌پذیرد؛ اما در انگارۀ تمدنی انقلاب اسلامی، همسو با نگرش تحول‌گرایان، آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی در پارادایم حق‌مدار و مبتنی بر اندیشۀ آرمانی مهدویت تعریف می‌شود. در این جنس از آینده‌پژوهی، با تأکید بر جایگاه خاستگاهی نظام حق در عالم و با گذار از نگرش‌های انسان‌بنیاد در آینده‌پژوهی تجدد مدار، با محوریت بخشی به ساحت الهی عالم در جایگاهی ولایی، کنش دین‌مدارانه جوامع انسانی را در رهیافتی تبیینی- تدبری مورد تأکید قرار می‌دهد.نویسندگان:سید مجید مطهری‌نژاد: دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم محمدهادی همایون: دانشیار فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)سعید خزایی: دانشیار آینده‌پژوهی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)دو فصلنامه دین و ارتباطات - دوره 22، شماره 48، پاییز و زمستان 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    درآمدی بر آینده‌پژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حق‌مدار مهدویت
  • موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

    موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
    چکیدهاین مقاله با محوریت موضوع موانع معرفت حقیقی از دیدگاه فیلسوف مسلمان علامه طباطبایی(ره) تدوین شده است و به بررسی و تبیین نظر ایشان در باره معرفت حقیقی و عوامل بازدارنده آن می ­پردازد. در نظر علامه، معرفت نسبت به اسماء و صفات الهی، معرفت حقیقی، و مایه سعادت و کمالِ آدمی است. در نظام معرفت شناختی علامه، حقیقت علم، امری وجودی  است که ­ از عالم بالا بر قلب (نفس) انسان افاضه شده است و انسان به میزان استعداد و آمادگی ­اش می­ تواند با عقل فعال متحد گردد و صورت­ های عقلی را از آن کسب کند. جستجو در آثار علامه نشان می­ دهد موانعی چون انحراف از حکم عقل، طبیعت ­گرایی صرف، عقل ­گرایی صرف، جهل به سیر انفسی، عدم اعتدال قوای نفسانی، تصرفات شیطان از جمله موانع شناختی و غیرشناختی معرفت است که باعث عدم دریافت قابلیت لازم جهت کسب معرفت حقیقی می شود.نویسندگان:نرگس نظرنژاد: دانشگاه الزهرا- عضو هیات علمیزهرا ایزی: آموزش و پرورش - دبیردو فصلنامه حکمت صدرایی - دوره 4، شماره 2، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
  • مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.

    مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.
    چکیده:  زمینه و هدف: دوران کودکی و نوجوانی شرایط خاصی دارد. مشکل در مقابله و تنظیم هیجان می­تواند منجر به اختلال­ های اضطرابی شود. هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای مقابله­ ای و تنظیم هیجان دانش ­آموزان دارای نشانه ­های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار بود.روش­: روش از نوع علّی- مقایسه ­ای بود. 331 نفر از دانش­ آموزان مقطع راهنمایی شهرستان تویسرکان در سال تحصیلی 94- 1393 به روش نمونه­ گیری تصادفی طبقه ­ای انتخاب شدند و پس از غربالگری 60 نفر انتخاب گردیدند (30 نفر با اضطراب بالا، 30 نفر با اضطراب پایین). آزمودنی­ ها پرسش نامه­ های راهبردهای مقابله ­ای اندلر و پارکر (1990)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب (2000) را پاسخ دادند. داده­ ها به کمک نرم­افزار اس‌پی‌اس‌اس و با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه‌وتحلیل شد.یافته‌ها: یافته ­های این پژوهش نشان داد که بین راهبردهای مقابله ­ای و تنظیم هیجان دانش ­آموزان دارای نشانه ­های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار ازنظر آماری تفاوت معنادار وجود دارد (0/05 > P). همچنین بین دو گروه موردبررسی ازنظر مؤلفه ­های متغیرهای مذکور به‌عنوان یک متغیر ترکیبی، تفاوت معنادار آماری به ­دست آمد. هرچند راهبرد مقابله­ ای مسئله­ مدار و تنظیم هیجان از نوع ارزیابی مجدد تفاوت معناداری را در گروه­ های مورد مقایسه نشان نداد اما ازنظر راهبرد مقابله ­ای هیجان­ مدار، راهبرد مقابله ­ای اجتنابی و تنظیم هیجان از نوع فرونشانی، تفاوت بین دو گروه مورد مقایسه معنادار بود 0/05> P).نتیجه­ گیری: نوع مقابله دانش ­آموزان با مسائل و مشکلات و نیز شیوه­ای که هیجان ­های خود را تنظیم می ­کنند، در بروز نشانه­ های اختلال­ های هیجانی مرتبط با اضطراب نقش دارد.نویسندگان:مجید محمود علیلو، زینب خانجانی ، احمد بیاتفصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش‌آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار - فصلنامه سلامت روانی کودک - سال سوم، شماره 6، بهار 1395.
  • بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس

    بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس
    چکیدهاز گذشته تاحال، دیدگاه‌های گوناگونی دربارۀ‌ بعد عرفانی ابن‌سینا وجود داشته است. برخی او را فقط فیلسوف مشایی می‌دانند؛بدون هیچ گرایش عرفانی در اندیشه و منش. برخی پا را فراتر می‌گذارند و او را فردی لذت‌گرا و درپِی مقام می‌دانند که بویی از عرفان نبرده است؛ اما برخی مانند عین‌القضات همدانی معتقدند او مقام عرفانی والایی دارد. در این مقاله با بررسی شواهد و نقد دیدگاه‌های رقیب، از دیدگاه میانه‌ای جانب‌داری می‌کنیم:اگرچه ابن‌سینا به‌معنای مصطلح، عارف و صوفی نبوده، در اندیشه و منش،گرایش‌های عمیق عرفانی داشته است. او وحدت وجود را نفی می‌کرده؛ اما ذات فلسفه و عرفان را ناسازگارنمی‌دانسته، اهل مناجات و راز و نیاز بوده، قوۀ حدس قوی داشته، آثار عرفانی ارزشمندی پدید آورده، امکان کشف و کرامات عارفان را با مبانی فلسفی خویش به‌خوبی تبیین کرده و گام‌های مؤثری در آشتی دادن فلسفه و عرفان برداشته است.نویسنده:علی شیروانی: ارزیاب پژوهشگاه معارج  فصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    بررسی و نقد دیدگاه‌ها دربارۀ گرایش و منش عرفانی شیخ‌الرئیس
  • تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی

    تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی
    چکیدهبا توجه به آن که قلب موضوع انسان شناختی علم سلوک است؛ دریافت چیستی آن در شناخت علم سلوک حائز اهمیت است. ارباب سلوک و شهود از یک طرف آن را حقیقت انسانیه می‌خوانند و بر آن حقیقت قلبیه می‌نامند که همان صورت کمالی ممتدی که دارای احدیت جمعی برزخی تقلبی است و جامع حقایق کونیه و قابل تجلیات الهیه است، برای آن احکام، مراتب، وجوه، مقامات و اطوار و لطائف بیان می‌دارند و از دیگر سو آن را لطیفه قلبیه می‌خوانند و در رده لطائف هفت گانه یا هشت گانه حقیقت انسانیه برمی شمارند و آن را به قوۀ شهودی تفصیلی و لطیفۀ تقلبی تعریف می‌کنند و برای آن خصایص و فصول متمایز از دیگر لطائف بیان می‌دارند. بنابراین حقیقت قلبیه به تمام حقیقت انسانیه اشاره دارد و در موضوع علم سلوک اخذ می‌شود و لطیفه قلبیه به یکی از مراتب حقیقت انسانیه اشاره دارد که برخی از منازل سلوک در آن استقرار دارند.نویسنده:علی فضلی: ارزیاب پژوهشگاه معارجفصلنامه حکمت اسرا - دوره 7، شماره 23، بهار 1394.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

    تبیین انسان شناختی حقیقت قلبیه و لطیفة قلبیه از نگاه عرفان اسلامی
  • نگاهی اجمالی به جنایات آمریکا در ایران و جهان

    سقوط شاه از نظر استرات‍ژیک نتایج مصیبت باری برای آمریکا به بار آورد و از نظر سیاسی برای خود کارتر فاجعه آمیز بود؛‌لذا آمریکا بزرگترین بازنده شد که با وقوع انقلاب، سلطه خود را در ایران از دست داد و برای بازگرداندن احاطه خود در ایران دست به هر اقدامی زد. حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) بارها از دشمنی آمریکا با ایران، جنایتهای این شیطان بزرگ گفته اند ولی در این اواخر، برخی با بزک کردن آمریکا سعی دارند تا ملت ایران اسلامی را به اعتماد به آمریکا تشویق کنند. در ادامه برای مشخص شدن چهره خبیث آمریکا،‌ برخی از جنایات شوم این شیطان بزرگ در ایران را قبل و بعد از انقلاب مورد استفاده قرار می دهیم.جنایت آمریکا پیش از انقلاب1-انقلاب روزوِلت: کودتای 28 مرداداکثر ما نام کودتای 28 مرداد را شنیده ایم. پس از قیام 30تیر 1331 که مصدق دوباره نخست وزیر شد، شاه درصدد برآمد که او را برکنار کند. طرح انجام کودتا از ابتدای روی کار آمدن دولت مصدق و نهضت ملی شدن نفت وجود داشت، اما انسجام نیروهای طرفدار ملی شدن نفت و عوامل دیگر موجب به تأخیر افتادن این امر شد. انگلیس و آمریکا عاملان اصلی کودتا بودند. انگلیس از طریق جاسوسی و ایجاد تفرقه و آمریکا از طریق سیا این کودتا را مدیریت و رهبری می کردند. گروه های داخلی و خارجی برای این انجام کودتا فعالیت می کردند. عملیات های این گروه زمینه ساز اهدافی بود که در نهایت محمدرضا پهلوی با حمایت دولت های آمریکا و انگلیس فرمان  عزل مصدق نخست وزیر را صادر و در شب 25 مرداد سال 1332 به وسیله سرهنگ نعمت الله نصیری(فرمانده گارد جاویدان) به وی ابلاغ نمود، ولی قبل از هر اقدام دیگری نصیری توسط سرهنگ ممتاز(رئیس لاکنتری کی) بازداشت و کودتا خنثی گردید. محمدرضا پهلوی پس از این واقعه به همراه چند نفر به ایتالیا گریخت. مجدداً در روز 28 مرداد سال 1132 کودتاچیان از سردرگمی،‌انفعال و بی برنامگی دولت(علیرغم اطلاع قبلی از وقوع کودتا از جمله نامه مورخه 27 مرداد 1332 آیت الله کاشانی که با پاسخ سرد و منفی مصدق مواجه گردید) استفاده کرده و نظامیان با کمک اراذل، اوباش،‌چاقوکشان و فواحش تهران به خیابانها ریختند و در عصر همان روز کار دولت مصدق را خاتمه دادند و نخست و